دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٥٣٩
تستری ، عبداللّه بن حسین ، ملقب به عزالدین ، از عالمان امامیة دورة صفوی . از سال و محل تولد وی اطلاعی در دست نیست و تنها نسبت تستری می تواند حاکی از انتساب او به شوشتر (تستر) باشد. در منابع ، غالباً شرح حال وی و فقیه معاصرش ، ملاعبداللّه بن محمود تستری ، در آمیخته و این امر، تفکیک مطالب راجع به این دو فقیه را دشوار کرده است . برای مثال افندی ، با آنکه خود به این نکته توجه داشته ، مطالبی از شرح حال این دو را در آمیخته و لقب ملاعبداللّه بن محمود تستری و اربعین او را (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ١، ص ١٨٤، ٤٢٠) از عبداللّه بن حسین تستری دانسته است (افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ٢٤٨، قس ص ١٩٥، ١٩٧).
برخی منابع به تلمّذ طولانی تستری (حدود سی سال ) نزد مقدس اردبیلی (متوفی ٩٩٣) اشاره کرده اند (اسکندرمنشی ، ج ٢، ص ١٤١٧؛
قس خوانساری ، ج ٤، ص ٢٣٥)، اما همانگونه که افندی خاطرنشان کرده ، زمانِ شاگردی تستری نزد مقدس اردبیلی چندان طولانی نبوده است (ج ٣، ص ٢٠٤). وی در ٩٨٨ بعد از سفر حج به عَیْناثا، در جبل عامل ، رفت و از عالم امامی آنجا، سید نعمت اللّه بن خاتون عاملی (متوفی بعد از ٩٨٨)، و پسر وی ، احمدبن نعمت اللّه عاملی (متوفی ١٠٠٢)، اجازة روایت کتب حدیث دریافت کرد (همان ، ج ٣، ص ١٩٩ـ٢٠٣؛
محمدباقر مجلسی ، ج ١٠٩، ص ٨٨ ـ٩٦؛
خوانساری ، همانجا؛
آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ١، ص ١٢٦، ١٤٦)، سپس به عراق بازگشت و در ٩٩١ در نجف تألیف شرحی بر الفیة شهید اول را در فقه به پایان برد (حسینی خاتون آبادی ، ص ٤٩٣). تستری تا ١٠٠٤ در کربلا اقامت داشت و در آن سال در حالت خوف راهی ایران شد. گویا علت مهاجرت وی تضییقات مقامات عثمانی بوده که در این تاریخ بر کربلا تسلط یافته بودند (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ٥، ص ٦٦).
محمدتقی مجلسی (متوفی ١٠٧٠) که خود از شاگردان تستری بوده ، از اقامت چهارده سالة وی در اصفهان سخن گفته است (ج ١٤، ص ٣٨٢). بر این اساس ، وی می بایست در حدود ١٠٠٦ به ایران آمده باشد (آقابزرگ طهرانی ، ١٤١١، ص ٣٤٣). افندی از مهاجرت تستری به مشهد خبر داده و علت آن را خوف وی از شاه عباس اول (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) بیان کرده ، ولی منشأ خوف را ذکر نکرده است (ج ٣، ص ١٩٥؛
نیز رجوع کنید به خوانساری ، ج ٤، ص ٢٣٤). تستری در مشهد ماند تا آنکه در سفر شاه عباس به مشهد در ١٠٠٩، شاه با وی دیدار و از او دلجویی و درخواست کرد تا به اصفهان باز گردد. تستری ضمن قبول این دعوت ، شاه عباس را به ساختن مدرسه ای تشویق کرد. مدرسة عباسی و مدرسه ای که فقیه معاصر تستری ، شیخ لطف اللّه میسیِ عاملی ، در آن تدریس می کرد، در پی این توصیه ساخته شد. همچنین گفته اند که موقوفات شاه عباس در ١٠١٥ به نام چهارده معصوم (در بارة آنها رجوع کنید به اسکندرمنشی ، ج ٢، ١٢٤٩ به بعد) به توصیة تستری بوده است (افندی اصفهانی ؛
خوانساری ، همانجاها). مرجوع کنید بهید مطلب راجع به ساخت مدارس ، گزارش اسکندربیگ منشی است که در شرح احوال شیخ لطف اللّه میسی ، از ماجرای احداث مدرسة شیخ لطف اللّه سخن می گوید. به نوشتة وی (ج ١، ص ٢٥٠) شیخ لطف اللّه میسی تا ٩٩٧ در مشهد اقامت داشت ، سپس به قزوین رفت و سرانجام به خواست شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزید (نیز رجوع کنید بهافندی اصفهانی ، ج ٤، ص ٤١٩ـ٤٢٠). اسکندربیگ تاریخی ذکر نکرده ، اما زمان این مهاجرت بعد از ١٠٠٦، سال انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت ، بوده است .
تستری پس از بازگشت به اصفهان تا پایان عمر در این شهر به سر برد و فقط به فعالیتهای آموزشی پرداخت . بر اثر تلاشهای علمی وی حوزة علمیة اصفهان رونق فراوان یافت . به نوشتة محمدتقی مجلسی (همانجا) تعداد محصلان علوم دینی در زمان ورود تستری به اصفهان پنجاه تن بوده و هنگام وفات وی به هزار تن رسیده بود. به تصریح او انتشار فقه و حدیث در اصفهان مرهون مساعی تستری بود. زهد و تقوا و التزام جدّی تستری به همة آداب شرع زبانزد بوده و گزارشهای چندی در این باره نقل شده است (تفرشی ، ج ٣، ص ٩٩؛
خوانساری ، ج ٤، ص ٢٣٨ـ٢٣٩). وی در ٢٦ محرّم ١٠٢١ درگذشت (افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ٢٠٣) و جمع کثیری نزدیک به صد هزار تن در تشییع جنازة وی حضور داشتند که تا آن زمان در اصفهان بی سابقه بوده است ( رجوع کنید به محمدتقی مجلسی ، همانجا). میرداماد، فقیه و فیلسوف مشهور و معاصر تستری ، بر وی نماز خواند و در مقبرة امامزاده اسماعیل بن زید به رسم امانت به خاک سپرده شد و سپس جسدش را به کربلا انتقال دادند (اسکندر منشی ، ج ٢، ص ١٤١٨؛
محمدتقی مجلسی ، همانجا).
از مشهورترین شاگردان تستری فرزندش ، مولی ابوالحسن علی ، مشهور به حسنعلی تستری ، محمدتقی مجلسی و سیدمصطفی تفرشی * ، مرجوع کنید بهلف نقد الرجال ، بودند (افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ١٩٥ـ١٩٦). تفرشی که کتاب نقدالرجال خود را در زمان حیات استادش نگاشته ، به مناسبت یادکرد او ضمن برشماریِ مقامات علمی و اخلاقی وی ، نوشته است که بیشتر نکات علمی و تحقیقی این کتاب ( نقد الرجال ) از تستری است (ج ٣، ص ٩٩، ج ٥، ص ٤٢٦). محمدتقی مجلسی (همانجا) نیز او را با عنوان «شیخ الطائفة الامامیة فی عصره » شناسانده و مانند تفرشی نکات علمی کتابش ، روضة المتّقین ، را از افادات استادش ، تستری ، دانسته است . بهاءالدین عاملی نیز که معاصر تستری بوده ، در اجازه ای که در ١٠٣٠ برای مولی حسنعلی نوشته ، مقام بلند دانش و ورع تستری را ستوده است ( رجوع کنید بهمحمدباقر مجلسی ، ج ١٠٧، ص ٢٣ـ ٢٤).
تستری رساله ای فارسی در بارة نماز جمعه نگاشت و در آن از نظریة وجوب تعیینی نماز جمعه در زمان غیبت امام دفاع کرد؛
از این رساله تنها بخشی برجا مانده است (افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ١٩٦؛
مدرسی طباطبائی ، ص ٢١٧). مهمترین اثر فقهی موجود وی جامع الفوائد فی شرح القواعد (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ٥، ص ٦٥ـ٦٦؛
حسینی اشکوری ، ج ٢١، ص ٣٦١؛
مدرسی طباطبائی ، همانجا) نام دارد که شرحی بر قواعدالاحکام علامه حلّی است . هدف اصلی او در این کتاب تبیین مطالبی است که در شرح محقق ثانی / محقق کَرَکی (متوفی ٩٤٠) بر قواعد الاحکام به نام جامع المقاصد ، مجمل مانده است (افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ١٩٧) و به نوشتة محمدتقی مجلسی (همانجا) مراتب علم و دقت تستری از این کتاب شناخته می شود. اثر دیگری از وی با عنوان خواص القرآن و چند رسالة فقهی ، از جمله حاشیه ای بر الفیة شهید اول ، نیز موجود است (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ٧، ص ٢٧٣؛
همو، ١٤١١، ص ٣٤٤، ٣٤٦؛
مدرسی طباطبائی ، ص ٢١٧ـ ٢١٨؛
حسینی اشکوری ، ج ١٣، ص ١٦٥). تستری با آنکه خود از مشایخ اجازة روایت حدیث بوده ، مانند شماری از فقها و محدّثان ، در خصوص جوامع شناخته شده و رایج و متواتر حدیث مانند کافی و من لایحضره الفقیه قائل به لزوم دریافت اجازة روایت حدیث نبوده است (تفرشی ، ج ٣، ص ٩٩، پانویس ١).
فرزند تستری ، مولی حسنعلی ، نیز از فقهای برجستة عصر خود بوده و اجازات چند تن از علما و فقهای معاصرش ، چون بهاءالدین عاملی و میرابوالقاسم فندرسکی / میرفندرسکی به وی حاکی از مرتبة بلند علمی اوست . میرفندرسکی از وی با عنوان «مجتهدالزمانی »، لقبی که برای فقهای برجسته به کار می رفته ، یاد کرده است ( رجوع کنید به محمدباقر مجلسی ، ج ١٠٧، ص ٢٠ـ٢٤؛
آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ١، ص ١٧٨، ٢٥٠). وی بر خلاف پدرش به حرمت نماز جمعه قائل بود و در رساله ای با عنوان رساله در حرمت نماز جمعه نظر خود را تبیین کرد (آقابزرگ طهرانی ، ١٤١١، ص ١٥١؛
در مورد نسخه های این رساله رجوع کنید بهمدرسی طباطبائی ، ص ٢٣٩). مولی حسنعلی حواشی فراوانی نیز بر اربعین قاضی سعید قمی نگاشته است (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ١، ص ١٥١). وی بعد از وفات پدرش ، بجای او بر کرسی تدریس نشست و در دورة دوم وزارت خلیفه سلطان (بعد از ١٠٥٥) از این سمت معزول شد (افندی اصفهانی ، ج ١، ص ٢٦٢؛
حسینی خاتون آبادی ، ص ٥٢٣). عیسی بیگ (میرزا عیسی )بن محمدصالح افندی پدر صاحب ریاض العلماء ، محمدتقی و محمدباقر مجلسی از وی حدیث روایت کرده اند (افندی اصفهانی ، همانجا). اثر مهم فقهی وی التبیان فی الفقه است که افندی (همانجا) آن را ستوده و فقط یک نسخه از آن شناخته شده ( رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، همانجا) که مشتمل بر مبحث طهارت است . رساله ای نیز با عنوان مقدمة الدعوات در آداب نماز و دعا از فرزند وی بهاءالدین محمد برجا مانده است (حسینی اشکوری ، ج ١٠، ص ٣٠٠). برخی ، تاریخ وفات وی را ١٠٦٩ ثبت کرده اند ( رجوع کنید به حرّ عاملی ، قسم ٢، ص ٧٤)؛
افندی در این تاریخ تردید کرده (ج ١، ص ٢٦٣) و حسینی خاتون آبادی (همانجا) سال درگذشت او را ١٠٧٥ ذکر کرده است .
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة : الروضة النضرة فی علماء الماة الحادیة عشرة ، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٣) اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، چاپ محمداسماعیل رضوانی ، تهران ١٣٧٧ش ؛
عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم
(٤) ١٤٠١ـ١٤١٥؛
(٥) مصطفی بن حسین تفرشی ، نقدالرجال ، قم ١٤١٨؛
(٦) محمدبن حسن حرّ عاملی ، امل الا´مل ، چاپ احمد حسینی ، قسم ٢، قم ١٣٦٢ش ؛
(٧) احمد حسینی اشکوری ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی مدّظلّه العالی ، قم ١٣٥٤ـ١٣٧٦ش ؛
(٨) عبدالحسین حسینی خاتون آبادی ، وقایع السنین و الاعوام ، یا، گزارشهای سالیانه از ابتدای خلقت تا سال ١١٩٥ هجری ، چاپ محمدباقر بهبودی ، تهران ١٣٥٢ش ؛
(٩) خوانساری ؛
(١٠) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی ، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه ، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی ، قم ١٤٠٦ـ١٤١٣؛
(١٢) حسین مدرسی طباطبائی ، مقدمه ای بر فقه شیعه : کلیات و کتابشناسی ، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد ١٣٦٨ ش .
/ محمدکاظم رحمتی /