دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٩٦
تُرَنج ، از نقشهای کهن اسلامی و ایرانی ، بیشتر برای تزیین جلد و صفحات کتابها بویژه قرآن کریم ، و نیز تزیین قالی و اشیای دیگر. ترنج معمولاً لوزی یا بادامی شکل و گاه چهارگوش یا بیضی یا گرد، همچون خورشید یا ستاره یا گلهای چند پر، است . این نقش غالباً در وسط زمینه قرار می گرفته و داخل آن با برگ و گل و طرحهای اسلیمی * یا تصاویری از حیوان و انسان پُر می شده است . در جلد قرآنها و کتب مذهبی معمولاً داخل ترنج را با آیات قرآن و احادیث پیامبر اکرم تزیین می کرده اند. گاهی بر بالا و پایین ترنج ، «سرْترنج » می افزایند که شامل دو طرح قرینة کوچکتر است . اگر طرح دو سرترنج متقارن نباشد، طرح پایین را «ته ترنج » می نامند. معمولاً در چهار گوشة طرحهای ترنج دار نقشی از یک چهارم ترنج به نام «لَچَک » دیده می شود که در این صورت به این مجموعه «لچکْ ترنج » گفته می شود (آذرپاد و حشمتی رضوی ، ص ١١٦، ١٣٧، ١٣٩؛ دانشگر، ص ١٥٦ـ ١٥٨، ٣٦٤؛ نصیری امینی ، ص ١٨).
از نحوة پیدایی این نقش و شکل اولیة آن اطلاع دقیقی
در دست نیست . برخی آن را صورت تغییر یافته ای از نقش
خورشید (آذرپاد و حشمتی رضوی ، ص ١٣٧) و برخی آن را همان نقش حوض می دانند که بتدریج و با تغییر معماری حوض ، طرح ترنج نیز به اشکال لوزی ، شش گوشه و هشت گوشه بدل شده است (پرهام ، ج ١، ص ٨٦). در حدیثی از پیامبر اکرم ، مؤمنِ قرآن خوان به «اُتْرُجَّة » (ترنج ) تشبیه شده است (بخاری جُعْفی ، ج ٦، ص ١٠٧) و احتمالاً نقشمایة اصلی این نگاره در دورة اسلامی با الهام گرفتن از این حدیث ، میوة ترنج بوده است . لینگز از ترنج با نام «شُجَیره » یاد کرده و آن را نماد «شجرة طیّبه » می داند که به صورتهای گوناگون در حاشیة صفحاتی از قرآنهای قدیمی دیده می شود (ص ٧٣). ترسیم نقش ترنج در حاشیة صفحات قرآن کریم یا در وسط سجاده ها و نیز در اماکن مقدّس ، مانند مسجد شیخ لطف اللّه در اصفهان و مسجد قوام الدین در مصر و مساجد عثمانی از جمله مسجدسلطان احمد،نشان می دهد که احتمالاً ترنج در نزد مسلمانان جنبة مذهبی داشته است ( رجوع کنید به دانشگر، ص ٣٦٠؛ یساولی ، ص ١٠٦؛ > مسجد: تاریخ ... < ، ص ٦٣، ١٤٥، تصاویر؛ پورپیرار، تصاویر ٦٤، ٦٦، ١٥٠).
از حدود قرن سوم تا پنجم ، ترنج در اغلب کشورهای اسلامی از طرحهای اصلیِ تذهیب * شد و بر حاشیة صفحات قرآن ، ترسیم ترنجی درشت و پیچ درپیچ با گلبرگها یا سرترنجهای مفصّل و بیرون زده از حاشیه رواج یافت (لینگز، همانجا، پانویس ٣٥). بر روی جلد قرآنی متعلق به ٢٩٢، ترنجی به شکل دایره و شمسه مانند کشیده شده است که از نمونه های کهن نقش ترنج به شمار می آید. این قرآن در کتابخانة چستربیتی ، دابلین نگهداری می شود (برند، ص ٢٣٤).
ایرانیان از زمان باستان میوة ترنج ( رجوع کنید به بادرنگ * ) را می شناخته اند و احتمالاً از دیرباز نقش آن را می کشیده اند. در حجاریها و فلزکاریها، نقش ترنج بر روی لباس برخی از پادشاهان ایرانی پیش از اسلام وجود داشته (آذرپاد و حشمتی رضوی ، همانجا)، اما ظاهراً ترسیم این نقش در دورة اسلامی رایج شده است . در ایران ، از دورة تیموریان (ح ٧٧١ـ ٩١٦) به بعد، نقش ترنج بر روی جلد کتابها بوفور ترسیم گردیده است . در این دوره ، ترسیم ترنج با پیرامون کنگره دار در وسط جلدها رواج یافت . بتدریج تزیین داخل ترنج پیچیده تر شد و تزیین لچکها نیز، به پیروی از ترنج میانی ، کنگره دار شد (هالدین ، ص ٦٩ـ٧٠). در دورة صفوی (ح ٩٠٦ـ ١١٣٥) و قاجار (١٢٠٠ـ١٣٤٤) تذهیب کاران تصاویر متنوع و زیبایی از ترنج پدید آوردند که لبة اضلاع آن کنگره دار بود و در وسط جلدهای روغنی نقش می شد. در این دوره ، معمولاً نقش داخلی ترنجها با نقش لچکها یکسان بود و اغلب داخل آنها با نقش گل و مرغ در متن طلایی تزیین می شد (احسانی ، ص ١٦٣). از قرن دهم مُهرهای تخم مرغی شکل ساخته شد که در جلدسازی اسلامی از آن بسیار استفاده می کردند و سفیانی در قرن دهم در رساله ای به نام صناعة تسفیر الکتب و حلّ الذهب آنها را «مُهر ترنج » نامیده است (هالدین ، ص ١٦). ترسیم طرح ترنج بر روی جلد کتابها در دیگر سرزمینهای اسلامی ، بویژه در هند و مصر و عثمانی ، به تقلید از ایرانیان معمول بود، از جمله در سیواس از
٦٠٨ به بعد، در قونیه از ٦٧٩ به بعد، در بغداد از ٦٨٥ به بعد، در قاهره از ٧٩٥ به بعد، در هرات از ٨٢٣ به بعد و در استانبول از ٩١٤ به بعد این کار رواج یافت . کاربرد این طرح در مناطق و دوره های گوناگون رواج گستردة آن را تأیید می کند (هالدین ، ص ٢٣، ١٣٧، ١٧٧؛ قُصَیری ، لوحهای ص ١٣٥، ١٣٧ـ ١٣٨، ١٤١). در عثمانی ترسیم این نقش با رنگها و اشکال خاص تا قرن سیزدهم رواج بسیار داشت (هالدین ، ص ١٣٧).
نقش ترنج از نقشهای اصلی قالی ایرانی است . ایرانیان از شکلهای گوناگون ترنج و ترکیب آن با نقوش دیگر، اشکال بدیعی پدید آورده اند، از جمله طرح ترنج بندی ، ترنج تودرتو، ترنج دسته گل ، ترنج قندیلی ، ترنج و محراب ، و ترنج شاه عباسی ( رجوع کنید به دانشگر، ص ١٥٨؛ آذرپاد و حشمتی رضوی ، ص ١٠٤ـ ١٣٩). در برخی از نگاره (مینیاتور)های قرن هشتم تا اوایل قرن دهم ، نقش ترنج کاملاً مشهود است (کورکیان و سیکر ، تصاویر ٤، ١٨، ٢٨، ٣٠، ٥٢ و جاهای دیگر). از اواخر قرن نهم تاکنون ، بویژه در طول قرن دهم ، در تبریز و کاشان ترنج یکی از نقشهای اصلی قالی بوده است (حسن ، ص ١٣٩؛ هاوسگو ، ص ١١٩). برخی از قالیهای ترنج دار و ارزشمند متعلق به دورة صفوی عبارت اند از: قالی اردبیل معروف به قالی شیخ صفی (پایان بافت ٩٤٦) که هم اکنون در موزة ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می شود، قالی چِلْسی در همان موزه ، قالی موج دریا در موزة وین و قالی نقش ترنج با گل و جانور و نوشته در موزة پولدی پتتسولی در میلان (نصیری ، ص ٢١ـ٢٦؛ ادواردز، ص ١١، ١٤، ١٦ـ١٧، ٢١؛ خشکنابی ، ص ١٤ـ ١٥، ٢١ـ٢٣؛ نیز رجوع کنید به یساولی ، ص ٢ و ٦، تصاویر). در میان اقوام و طوایف گوناگون ایرانی ، شکل هندسی و اندازة ترنج ، نقش داخل آن و نیز ترکیب و کاربرد لچک متفاوت بوده است ؛ مثلاً در قالی قشقایی ترنج به شکل لوزی است و شکل گرد یا چهارگوش در آن بندرت دیده می شود ( رجوع کنید به پرهام ، ج ١، ص ٨٦ ـ٨٧؛ حصوری ، ص ٢٩).
در گذشته نقش ترنج برای تزیین بر روی بسیاری از اشیا و بناها ترسیم می شده است ، برخی از آثار به جامانده با این نقش عبارت اند از: ظرفی سفالی متعلق به قرن اول ؛ سفالینه هایی از ری ؛ کاسه هایی از زمان سلجوقی ؛ سلاحهای جنگی از قرن اول به بعد، مانند شمشیر و تبرزین و کلاهخود و سپر که برخی از آنها منسوب به پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم است و در برخی کشورهای اسلامی نگهداری می شود؛ نقش کاشیهای مساجد مانند مسجد امام در اصفهان متعلق به دورة صفوی ، و نقش کاشیهای تکایا و مقابر همچون گنبد سلطانیه (مقبرة سلطان محمد خدابنده ، متوفی ٧؛ آذرپاد و حشمتی رضوی ، ص ١٣٧؛ رفیعی ، تصویر ١٠٩؛ پورپیرار، تصاویر ٤٥، ٥٣ ـ ٥٥، ٦٤، ٦٦؛ گدار ، ص ٢٨٩؛ > سلاحها و جامه های رزمی اسلامی < ، تصاویر ١٩، ١٤٦ـ ١٤٧، ١٧٣، ٢٠٣ـ٢٠٦، ٢٤٨).
از قرن هفتم به بعد در ایران طرح ترنج بر روی پارچه دیده شده است . این طرح بر روی برخی منسوجات اندلسی و مصری نیز، تحت تأثیر طرحهای ایرانی ، وجود دارد (دیماند، ص ٢٣٧، ٢٥٣؛ کورکیان و سیکر، تصاویر ٩، ٤٥).
منابع :
(١) حسن آذرپاد و فضل اللّه حشمتی رضوی ، فرشنامة ایران ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢) محمدتقی احسانی ، جلدها و قلمدانهای ایرانی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٣) آرتور سسیل ادواردز، قالی ایران ، ترجمة مهین دخت صبا، تهران ( بی تا. ) ؛
(٤) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٥) ب . برند، «هنرهای نسخه پردازی » در هنرهای ایران ، زیرنظر ر. دبلیو فریه ، ترجمة پرویز مرزبان ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٦) سیروس پرهام و سیاوش آزادی ، دستبافتهای عشایری و روستایی فارس ، ج ١، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٧) ناصر پورپیرار، معماری و هنر سرزمین های اسلامی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٨) زکی محمد حسن ، هنر ایران در روزگار اسلامی ، ترجمة محمدابراهیم اقلیدی ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٩) علی حصوری ، نقش های قالی ترکمن و اقوام همسایه ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٠) رضا خشکنابی ، ادب و عرفان در قالی ایران ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١١) احمد دانشگر، فرهنگ جامع فرش یادواره ( دانشنامة ایران )، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٢) موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٣) لیلا رفیعی ، سفال ایران از دوران پیش از تاریخ تا عصر حاضر ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٤) اعتماد یوسف قصیری ، فی التجلید عند المسلمین ، بغداد ١٩٧٩؛
(١٥) ا.م . کورکیان و ژ.پ . سیکر، باغهای خیال : هفت قرن مینیاتور ایران ، ترجمة پرویز مرزبان ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١٦) آندره گدار و دیگران ، آثار ایران ، ترجمة ابوالحسن سروقد مقدم ، مشهد ١٣٦٥ـ ١٣٦٨ ش ؛
(١٧) مارتین لینگز، هنر خط و تذهیب قرآنی ، ترجمة مهرداد قیّومی بیدهندی ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١٨) محمدجواد نصیری ، سیری در هنر قالی بافی ایران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٩) فخرالدین نصیری امینی ، «روکش جلد و انواع آن »، در صحّافی سنتی : مجموعه پانزده گفتار و کتابشناسی ، گردآوری ایرج افشار، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٢٠) دانکن هالدین ، صحافی و جلدهای اسلامی ، ترجمة هوش آذر آذرنوش ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢١) جنی هاوسگو، «قالیبافی »، در هنرهای ایران ؛
(٢٢) جواد یساولی ، مقدمه ای بر شناخت قالی ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢٣) Islamic arms and armour , ed. Robert Elgood, London:Scolar Press, ١٩٧٩;
(٢٤) The Mosque: history, architectural development and regional diversity , ed. Martin Frishman and Hassan Udin Khan, London: Thames and Hudson, ١٩٩٤.
/ محمود صباحی /