دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٧٧
ترکمنستان ، کشوری در جنوب غربی آسیای مرکزی . این کشور سابقاً با عنوان جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان ، بخشی از اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می داد که پس از فروپاشی اتحاد شوروی ، در ١٣٧٠ش / ١٩٩١ به استقلال رسید. ترکمنستان از شمال و شرق با ازبکستان ، از جنوب با ایران ، از جنوب شرقی با افغانستان و از شمال غربی با قزاقستان همسایه است و دریای خزر مرزهای غربی آن را تشکیل می دهد. مساحت این کشور ١٠٠ ، ٤٨٨ کیلومتر مربع است که بیش از ٨٠% آن را بیابان قراقوم * پوشانده است .
بنا بر آخرین سرشماری رسمی در ١٣٦٨ش / ١٩٨٩ در شوروی ، جمعیت ترکمنستان ٠٠٠ ، ٥٣٤ ، ٣ تن بود و در ١٣٧٧ش / ١٩٩٨ جمعیت آن ٠٠٠ ، ٧٠٨ ، ٤ تن تخمین زده شد. پایتخت و پرجمعیت ترین شهر ترکمنستان ، عشق آباد * است . دیگر شهرهای پرجمعیت آن بترتیب اینهاست : چارجو، تاش حوض /تاشائوز، ماری (مرو)، نبیت داغ و ترکمنباشی (نام پیشین آن : کراسنوودسک ؛ روشندل و قلی پور، ص ٣١، ٤٢؛ > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٤٣، ٣٩٤٩). در ١٣٧٤ ش / ١٩٩٥، ترکمنها ( رجوع کنید به ترکمن * ) ٧٧%، ازبکها ٢ر٩%، روسها ٧ر٦% و قزاقها ٢% از جمعیت کشور را تشکیل می دادند. ترکمنها در سراسر جمهوری پراکنده اند. ازبکها بیشتر در واحه ها و دلتاهای آمودریا، قزاقها در شمال غربی کشور و روسها در شهرها ساکن اند ( > گزارش سرزمین ترکمنستان < ؛ د. ترک ، ذیل مادّه ). بیش از ٩٠% مردم ، مسلمان اند و جز معدودی شیعة امامی ، تقریباً جملگی حنفی مذهب اند و ١٠% باقیمانده عمدتاً مسیحی ارتدوکس اند. تصوف ، بویژه طریقت نقشبندیه ، در میان اهل سنّت ترکمنستان نفوذ بسیار دارد (روشندل و قلی پور، ص ٥٣ ـ٥٤، ٥٩).
در یازدهم دی ١٣٧٨/ اول ژانویة ٢٠٠٠، ترکمنستان رسماً تغییر خط را از سیریلی به لاتینی پذیرفت ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٤٥).
ترکمنستان از نظر ناهمواریها به دو قسمت کوهستانی و هموار تقسیم می شود. کُپت داغ /کپه داغ اصلیترین رشته کوهِ ترکمن ـ خراسان است که در جنوب غربی ترکمنستان قرار دارد و ادامة این رشته کوه در غرب ، در محل کورن داغ ، به پایان می رسد. در شمال غربی کورن داغ ، کوههای بَلخان * کبیر و صغیر واقع شده است . کپت داغ که دارای تنگه های صخره ای بسیار و دره های عمیق است (قلة ریزه با ارتفاع ٩٤٢ ، ٢ متر)، از رشته کوههای موازی و فلاتهایی مانند فلات دشت ـ تومان تشکیل شده است . بستر رودخانة مرغاب ، دامنه های شمالی پاروپامیسوس (پاروپامیز) را دو قسمت کرده است : قسمت غربی به نام بادخیز (ارتفاع : هزار متر) و قسمت شرقی به نام قره بیل (ارتفاع : ٩٧٩ متر). بلندترین کوه این کشور، قلة آیری بابا، ١٣٩ ، ٣ متر ارتفاع دارد و پست ترین نقطة آن ، آقچاقیه ، در دشت ساری قمیش ، ٩٢ متر پایینتر از سطح دریاست . دشتهای هموار ترکمنستان عبارت اند از: صحرای قراقوم ، دشت ساری قمیش ، دشت دریای خزر، دره ها و وادی رودهای آمودریا (جیحون )، مُرغاب * و تِجِن * ( د. ترک ، همانجا؛ روشندل و قلی پور، ص ٣٢).
ترکمنستان به لحاظ اقلیمی بیابانی و قاره ای است . هوای آنجا در تابستان بشدت گرم و در زمستان بسیار سرد است . در فصلهای سرد و در دوره های انقلاب جوّی ، طوفانهای شن به وجود می آید ( د. ترک ، همانجا).
میانگین دما در گرمترین ماه سال ، تیر، ْ٢٨ و در سردترین ماه سال ، دی ، ْ٤- است . در زمستان دمای هوا به ْ٣٣- هم می رسد و این در حالی است که در تابستان دمای هوا در جنوب شرقی بیابان قراقوم تا ْ٥٠ افزایش می یابد. در سراسر کشور بارندگی بندرت رخ می دهد. میانگین بارش سالانه در شمال غربی هشتاد میلیمتر و در مناطق کوهستانی سیصد میلیمتر است و بیشتر بارندگی در زمستان و بهار رخ می دهد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٤٣؛ سارلی ، ج ١، ص ٨).
قسمت بزرگی از ترکمنستان ، از جمله بخشهای شمالی و میانی آن ، فاقد آبهای جاری است و فقط در انتهای نواحی جنوبی و شرقی آن رودهایی وجود دارد. آمودریا، بزرگترین رود آسیای مرکزی ، از مرز شرقی ترکمنستان عبور می کند و در محدودة این کشور قابل کشتیرانی است . در قسمت جنوبی ترکمنستان ، رود مرغاب (مسیر وسطا و سفلای آن ) که نقش مهمی در آبیاری اراضی دارد، رود تجن (مسیر وسطا و
سفلای آن ) و اترک (مسیر سفلای آن در طول مرز ایران ) جریان دارند. بیشتر آبهای زیرزمینی دشتهای ترکمنستان شور است . در دره های آمودریا و مرغاب و تجن ، دامنه های کپت داغ و بلخان کبیر و در بادخیز و قراقوم آبهای شیرین زیرزمینی وجود دارد. در سواحل دریای خزر و در بستر اوزبوی دریاچه های شوری به وجود آمده که بزرگترین آنها دریاچة کولی است . بزرگترین دریاچه های آب شیرین ، یاسگا و توپ یاتان ، در درة اوزبوی اند و دریاچة ملاّ قره نیز در پایین اوزبوی قرار دارد. فقط ٥ر١% از خاک ترکمنستان ، بیشتر در محدودة درة رودها، حاصلخیز است . بجز درة رودها و مناطق کوهستانی ، تمام خاک ترکمنستان پوشیده از گیاهان بیابانی است ( د. ترک ، همانجا).
اقتصاد ترکمنستان به تولید و فرآوری گاز طبیعی ، نفت ، پنبه و منسوجات وابسته است ، به گونه ای که در ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠ فقط گاز طبیعی و فرآورده های نفتی حدود ٧٠% از ارزش کل صادرات آن را تشکیل می داد. در همین سال سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی حدود ١٠% بود، در حالی که تقریباً ٤٨% از نیروی کار در این بخش مشغول به کار بود. محصول اصلی کشاورزی ، پنبه است که تولید آن در ١٣٧٨ ش / ١٩٩٩ برابر با ٠٠٠ ، ٠٣٠ ، ١ تن بود. نظام آبیاری گسترده ، بویژه از طریق آبراهه قراقوم موجب توسعة کشاورزی در ترکمنستان شده است . بهره برداری بیش از حد از زمینهای کشاورزی برای تولید پنبه ، زیانهای جدّی به محیط زیست وارد آورده است . علاوه بر آلودگی آبهای سطحی ، برداشت بیش از اندازة آب از آمودریا به خشک شدن تدریجی دریاچة آرال انجامیده است . با توجه به تک محصولی شدن ترکمنستان (صرفاً کشت پنبه ) از دورة شوروی تاکنون ، این کشور شدیداً به واردات مواد غذایی وابسته است . با اینحال ، ترکمنستان با فاصله گرفتن از این سیاست شوروی سابق ، تولید گندم خود را در ١٣٧٨ش / ١٩٩٩ به حدود ٥ر١ میلیون تن رساند. پرورش گوسفند برای تولید پشم و پوست و تولید ابریشم از دیگر بخشهای پر رونق کشاورزی ترکمنستان است ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٤٧ـ٣٩٤٩؛ بوهر، ص ٢٧٢ـ٢٧٦؛ روشندل و قلی پور، ص ١٠١، ١٠٤).
در ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧، تولیدات صنعتی ٥ر٦٢% از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد، درحالی که فقط حدود ١٨% از نیروی کار در این بخش مشغول بود. صنایع ترکمنستان عمدتاً به بهره برداری نفت و گاز و تولید پنبه و انرژی محدود می شود و صنایع سنگین کشور شامل صنایع نفت و گاز و پتروشیمی قره بغاز است . ترکمنستان از نظر منابع معدنی ، بویژه نفت و گاز، غنی و از نظر ذخایر گاز طبیعی چهارمین کشور جهان است ، طبق برآوردهای دهة ١٣٧٠ش /١٩٩٠، ذخایر قابل بهره برداری نفت ترکمنستان حدود چهار میلیارد بشکه است . همچنین ذخایر بزرگی از ید، بُرم ، سولفات سدیم (در ناحیة قره بغازگل )، سنگ گچ و انواع نمک دارد. یکی از مشکلات اصلی ترکمنستان در صادرات ذخایر عظیم گاز، وابستگی به تنها خط لوله ای بود که تحت نظارت روسیه قرار داشت . ازینرو ترکمنستان در اواخر ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧، خط لولة
جدیدی از مسیر ایران افتتاح کرد و در ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠، پس از چند بار قطع صدور گاز، خط لولة گاز اوکرائین را بازگشایی نمود. ترکمنستان برای کاهش وابستگی به روسیه ، در ١٣٧٢ش / پول ملی خود، منات ترکمن ، را به جریان انداخت . این کشور از ١٣٧٥ش / ١٩٩٦، با توسعة تدریجی بخش خصوصی ، از نظام اقتصاد سوسیالیستی فاصله گرفت ، با اینحال توسعة اقتصادی آن تا حد زیادی به بهره برداری از ذخایر غنی گاز و نفت وابسته است . پس از فروپاشی اتحاد شوروی ، بخش مهمی از تجارت ترکمنستان با همسایگانش (ایران و قزاقستان و ازبکستان ) صورت گرفته است و ترکیه و روسیه و اوکرائین نیز از شرکای عمدة تجاری آن بوده اند ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٤٨؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ٢، ص ٣٥٤٦ـ٣٥٤٧؛
ماهیت تحولات در آسیای مرکزی و قفقاز ، ص ٣٣٢؛
روشندل و قلی پور، ص ١١٢، ١١٤).
مهمترین وسیلة حمل و نقل در ترکمنستان ، راه آهن است . خط آهن اصلی در غرب ، از ترکمنباشی در کنارة دریای خزر آغاز می شود و با گذر از عشق آباد و مرو و سرانجام چارجو، در مشرق به شبکة راه آهن ازبکستان می پیوندد. در ١٣٧٧ش / ١٩٩٨، طول خط آهن ٣١٣ ، ٢ کیلومتر بود. ترکمنستان در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦ با افتتاح راه آهن تجن ـ سرخس ـ مشهد به شبکة راه آهن ایران متصل شد و از این راه به نزدیکترین دریای آزاد، یعنی خلیج فارس ، دسترسی پیدا کرد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٥٦).
ترکمنها اخلاف قبایل غُز/اُغُز هستند که در حدود سدة چهارم / دهم به آسیای مرکزی مهاجرت کردند. در سدة نهم / پانزدهم ترکمنها قومی مستقل شناخته شدند. وفاداریهای قبیله ای و تقسیمات منطقه ای موجب شد که ترکمنها به استقلال سیاسی دست پیدا نکنند. از سدة نهم تا یازدهم / پانزدهم ـ هفدهم ، قبایل جنوبی تحت حاکمیت حکومتهای ایرانی قرار داشتند، در حالی که قبایل شمالی در قلمرو خانات خیوه و بخارا بودند. در اوایل سدة دوازدهم / هجدهم ، ایرانیها قلمرو خانات خیوه و بخارا را به خاک خود مُنضم ساختند؛
اما خانات بخارا بار دیگر در نیمة دوم همین سده مستقل شدند و مرو را دو باره تصرف و جمعیت آن را به طور کامل به بخارا منتقل کردند. ضمناً روسها که پیشروی خود را به سوی آسیای مرکزی آغاز کرده بودند، در سدة سیزدهم / نوزدهم بتدریج خانات بخارا را به اجبار تحت الحمایة خود کردند (همان ، ج ٢، ص ٣٩٤٣). در ١٢٨٦/ ١٨٦٩، نیروهای نظامی روس به فرماندهی استولتوف در ساحل شرقی دریای خزر پیاده شدند و در آنجا شهر کراسنوودسک (ترکمنباشی کنونی ) را ساختند. از ١٢٨٧/ ١٨٧٠، درگیریهای مسلحانة ترکمنهای ایل تکّه با روسها آغاز شد (سارلی ، ج ١، ص ١٥٠ـ١٥١، ١٦٥؛
نیز رجوع کنید بهسارای ، ص ١٢٣ـ ١٣٠). در ١٢٩٠/ ١٨٧٣ روسها، در جریان فتح خیوه ، ترکمنهای یموت آن منطقه را بشدت سرکوب کردند (سارای ، ص ١٣٨ـ ١٤٦؛
گلی ، ص ١٦١ـ١٦٢، ١٨٠ـ١٨١) و در ١٢٩٤/ ١٨٧٧، حملات اصلی خود را بر ضد ترکمنها آغاز نمودند. در یکی از نبردهای مهم ، ترکمنهای تکّة آخال * و مرو متحد شدند و قشون روسیه به فرماندهی ژنرال لوماکین را در ١٢٩٥/ ١٨٧٨ مجبور
به عقب نشینی کردند (سارای ، ص ١٦٥؛
سارلی ، ج ١، ص ٢٣٢ـ ٢٣٤). سال بعد در نبرد مجدد لوماکین با ترکمنهای تکّة آخال در منطقة گوک تپه ، وی شکست سنگینی خورد (سارلی ، ج ١، ص ٢٤٥ـ ٢٤٩؛
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به سارای ، ص ٢٠١ـ ٢٢٥). اوج این درگیریها در صفر ١٢٩٨/ ژانویة ١٨٨١ بود که در آن روسها به فرماندهی ژنرال اسکوبلف با تصرف گوک تپه و با کشتن بیش از چهارده هزار ترکمن بر منطقه مسلط شدند. در ٢٥ جمادی الا´خرة ١٢٩٨/ ٢٥ مه ١٨٨١، امپراتور روسیه الحاق قلمرو ترکمنهای تکّه را با عنوان «استان ماورای خزر» به روسیه ، اعلام کرد (سارلی ، ج ١، ص ٣١٠ـ٣١١؛
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید بهسارای ، ص ٢٦١ـ ٢٧٨).
دولت ایران در دورة ناصرالدین شاه با تسلیم شدن به قرارداد آخال ، که در ٢٢ محرّم ١٢٩٩/ ١٢ دسامبر ١٨٨١ منعقد شد، عملاً الحاق بخشهایی از خاک ایران را به روسیه پذیرفت (سارلی ، ج ١، ص ٣١٢؛
گلی ، ص ١٦١ـ١٦٢). در ١٣٠٠/ ١٨٨٣، روسها جلگة تجن در شمال خراسان را تصاحب کردند و در اوایل ١٣٠١/ ١٨٨٤ مرو و سپس سرخس را به متصرفات خود افزودند. سال بعد، قبایل ساریق / ساریک و سالور در سرحد افغانستان به آنها ابراز وفاداری کردند. در ١٣١٣/ ١٨٩٥، بریتانیا سلطة روسها را بر این منطقه تصدیق کرد (سارلی ، ج ١، ص ١٣؛
سارای ، ص ٢٩٤ـ ٣٠٥). در ١٣٣٥/ ١٩١٧، بلشویکها کوشیدند بر این منطقه تسلط یابند، اما مردم از آنان حمایت چندانی نکردند. نیروهای شوروی به عشق آباد فرستاده شدند و در ١٧ رجب ١٣٣٦/ ٣٠ آوریل ١٩١٨، جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی ترکستان ، که ماورای خزر را هم در بر می گرفت ، اعلام شد؛
اما در شوال همان سال ، مخالفان بلشویکها با حمایت نیروهای بریتانیایی ، حکومت بلشویکها را سرنگون کردند و در عشق آباد حکومت مستقلی ایجاد شد که به دعوت آن قوای بریتانیا به فرماندهی ژنرال مالسون ، در عشق آباد مستقر گردید. دولت جدید، پس از خروج نیروهای بریتانیا از منطقه ، سرنگون شد و در اوایل ١٣٣٨/ ١٩٢٠، ارتش سرخ به فرماندهی ژنرال فرونزه و کوی بیشف بر عشق آباد تسلط یافت ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، همانجا؛
سارلی ، ج ١، ص ١٤؛
برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به الیس ، ص ٤٢ـ٨٠، ٢٠٠ـ ٢١٨).
قسمتی از قلمرو ترکمنستان کنونی ، در جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی ترکستان (١٩١٨ـ١٩٢٠) و قسمتی دیگر در جمهوری شورایی خلق خوارزمیان (١٩٢٠ـ١٩٢٤) و جمهوری شورایی خلق بخارا (١٩٢٠ـ١٩٢٤) قرار داشت . جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان در ٥ آبان ١٣٠٣/ ٢٧ اکتبر ١٩٢٤ در آسیای مرکزی ایجاد شد و نخستین رئیس جمهور آن قای قی سیز آتابایف بود (سارلی ، ج ١، ص ١٧، ج ٢، ص ٣٨٢). در ٢٣ اردیبهشت ١٣٠٤/ ١٣ مه ١٩٢٥، جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان رسماً به اتحاد جماهیر شوروی پیوست . در دهة ١٣٠٠ ش / ١٩٢٠،مرحلة دوم
قیام باسماچیان بر ضد سلطة شوروی در ترکمنستان صورت گرفت ( رجوع کنید به باسماچیان * ، قیام ). برنامة اشتراکی کردن کشاورزی که در ١٣٠٨ش / ١٩٢٩ آغاز شد و اسکان اجباری کوچ نشینان در کشتزارهای اشتراکی موجب مقاومت مسلحانه بر ضد نیروهای شوروی شد که تا ١٣١٥ش / ١٩٣٦ ادامه یافت .
در ١٣٠٧ ش / ١٩٢٨، مبارزه با دین در ترکمنستان آغاز شد و تقریباً تمامی نهادهای اسلامی ، از جمله مدارس و دادگاهها و مساجد، بسته شد. در ١٣٣٥/ ١٩١٧، حدود پانصد مسجد در منطقه فعال بود، اما شمار آنها در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩ به چهار مسجد فعال رسید و عشق آباد تنها مرکز جمهوریهای آسیای مرکزی بود که تا ١٣٦٨ ش / ١٩٨٩ مسجد فعال نداشت . در اوایل دهة ١٣١٠ش / ١٩٣٠، روشنفکران ترکمن برای خودمختاری سیاسیِ بیشترِ ترکمنستان ، مبارزه کردند و بسیاری از آنان زندانی یا اعدام شدند. در اواخر دهة ١٣١٠ ش / ١٩٣٠، دامنة پاکسازیهای استالینی به دولت و مقامات حزب کمونیست ترکمنستان نیز کشیده شد که از جمله نادر بای آیتاکوف (رئیس شورای عالی جمهوری ) و آتابایف (نخستین رئیس جمهور ترکمنستان شوروی ) در ١٣١٦ش / ١٩٣٧ به دستور استالین کشته شدند ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ؛
سارلی ، همانجاها؛
بوهر، ص ٢٨١).
مهاجرت روسها به شهرهای ترکمنستان طی دهة ١٣٠٠ش / ١٩٢٠ و پس از آن ، بتدریج از سهم ترکمنها در سِمَتهای مهم جمهوری کم کرد. در ١٣٣٧ ش / ١٩٥٨، بابایف ، دبیر اول حزب کمونیست ترکمنستان ، پیشنهاد کرد که سمتهای مهمتری به ترکمنها داده شود. به دنبال این امر، وی و بسیاری از همکارانش از حکومت برکنار شدند. حزب کمونیست ترکمنستان با وجود سلطة پیوسته ، در برابر فشارهای مردمی مجبور به اعطای برخی امتیازات شد. در ٣ خرداد ١٣٦٩/ ٢٤ مه ١٩٩٠، زبان ترکمنی رسماً زبان دولتی شد و جای زبان روسی را گرفت و ترکمنستان آخرین جمهوری شوروی بود که این قانون را تصویب کرد ( > کتاب سال جهان اروپا ٢٠٠١ < ، همانجا).
در ٤ آبان ١٣٧٠/ ٢٦ اکتبر ١٩٩١، در همه پرسی ملی ، ١ر٩٤% از مردم به استقلال ترکمنستان رأی دادند. روز بعد، شورای عالی ترکمنستان قانون استقلال را به تصویب رساند و نام جمهوری را از جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان به جمهوری ترکمنستان تغییر داد. در ٣٠ آذر ١٣٧٠/ ٢١ دسامبر ١٩٩١، ترکمنستان با امضای بیانیة آلماآتا به ده جمهوریِ عضوِ دولتهای مستقل مشترک المنافع پیوست .
بنا بر قانون اساسی جدید، که در ٢٨ اردیبهشت ١٣٧١/ ١٨ مه ١٩٩٢ به تصویب رسید، اختیارات رئیس جمهور افزایش یافت و هم زمان ریاست هیئت دولت ، ریاست کشور و فرماندهی عالی نیروهای مسلح نیز به وی اعطا شد. رئیس جمهور همچون پنجاه نمایندة مجلسِ قانونگذاری با رأی مردم برای دورة پنج ساله انتخاب می شود. در قانون اساسی ، مجلس دیگری به نام شورای خلق ، به عنوان نهاد عالی نمایندگان ، پیش بینی شده است که نقش مشورتی دارد و می تواند مقولات مهم سیاسی و اقتصادی و عملکرد رئیس جمهور را به بحث بگذارد و در مورد آنها تصمیم بگیرد. همچنین این شورا می تواند خواستار تغییر قانون اساسی شود. شورای مذکور شامل پنجاه نمایندة مجلس ، پنجاه نمایندة برگزیده و ده نمایندة منصوب از حوزه های انتخاباتی ترکمنستان ، اعضای شورای وزیران و دیگر شخصیتهای برجستة کشور است . ریاست این نهاد را رئیس جمهور برعهده دارد. طبق قانون اساسیِ ١٣٧١ش / ١٩٩٢، ساختار سیاسی ترکمنستان مبتنی بر سکولاریسم است .
در اوایل دی ١٣٧٨/ اواخر دسامبر ١٩٩٩، مجلس ترکمنستان با اصلاح قانون اساسی ، دورة ریاست جمهوری صفرمراد نیازاف را برای مدتی نامحدود افزایش داد. وی از ١٣٦٤ تا ١٣٦٨ ش / ١٩٨٥ـ ١٩٩٠، دبیر اول حزب کمونیست ترکمنستان بود و پس از آن نیز ریاست شورای عالی ترکمنستان را به عهده داشت و در خرداد ١٣٧١/ ژوئن ١٩٩٢، با ٥ر٩٩% رأی ، نخستین رئیس جمهور ترکمنستان شد.
با آنکه عملاً تنها حزب فعال ، حزب دموکراتیک ترکمنستان است ــ که در آذر ١٣٧٠/ دسامبر ١٩٩١ ایجاد شد ــ در اواخر ١٣٧٢ش / ١٩٩٣ به حزب عدالت دهقانان نیز اجازة فعالیت داده شد. تنها حزب مخالفِ دولت ، آغزی بیرلیک است که فعالیت آن غیرقانونی است .
سیاست خارجی ترکمنستان بی طرفی دائم است و طبق همین سیاست ، از امضای چند موافقتنامه برای هم گرایی بیشترِ سیاسی و اقتصادی و نظامی در میان اعضای کشورهای مستقل مشترک المنافع خودداری کرده است . علاوه بر روسیه و ازبکستان و قزاقستان ، ایران نیز نقش مهمی در روابط خارجی ترکمنستان دارد. ترکمنستان با ترکیه نیز مناسبات دوستانه دارد و همراه با ترکیه و ایران از اعضای سازمان همکاری اقتصادی * (اکو) است ( > کتاب سال اروپا ٢٠٠١ < ، ج ٢، ص ٣٩٤٤ـ ٣٩٤٦، ٣٩٥٤).
منابع :
(١) چارلز هوارد الیس ، دخالت نظامی بریتانیا در شمال خراسان : ١٩١٩ـ ١٩١٨ ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢) آنت بوهر، «ترکمن ها»، در ملیتهای شوروی : مجموعة ٢١ مقاله ، زیرنظر گراهام اسمیت ، تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، ١٣٧٥ ش ؛
(٣) جلیل روشندل و رافیک قلی پور، سیاست و حکومت در ترکمنستان ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٤) محمد سارای ، ترکمنها در عصر امپریالیسم : پژوهشی در بارة مردم ترکمن و انضمام کشورشان به امپراتوری روسیه ، ترجمة قدیر ویردی رجائی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٥) اراز محمد سارلی ، تاریخ ترکمنستان ، تهران ١٣٧٣ـ ١٣٧٨ ش ؛
(٦) امین اللّه گلی ، تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن ها ، ( تهران ) ١٣٦٦ ش ؛
(٧) ماهیت تحولات در آسیای مرکزی و قفقاز ، تألیف اکرم حسین پور و دیگران ، تهران : وزارت امور خارجه ، مؤسسة چاپ و انتشارات ، ١٣٧٣ ش ؛
/ مهدی کریمی /