دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٧٢
ترکمانی ، خاندان ، نسبت چند تن از علمای حنفی مصر از قرن هفتم تا نهم . خاندان ترکمانی ، مشهور به ابن ترکمانی ، از فرزندان و نوادگان عثمان بن ابراهیم بن مصطفی بن سلیمان فخرالدین ماردینی اند. افراد این خاندان عموماً اهل علم و فضل بوده و بیش از دو قرن مرجعیت امور دینی حنفیان را در مصر بر عهده داشته اند. برجسته ترین اعضای خاندان ترکمانی ، عثمان بن ابراهیم و دو فرزندش ، تاج الدین احمد و علاءالدین علی ، بوده اند. برخی دیگر از اعضای این خاندان نیز صاحب نام بوده اند.
١) عثمان بن ابراهیم ، فقیه و عالم به تفسیر و حدیث و ادبیات عرب . تاریخ تولد وی را ابن حَجَر عَسقَلانی (ج ٢، ص ٤٣٥) ٦٦٠ نوشته است (قس زرکلی ، ج ٤، ص ٢٠٢). او که ریاست حنفیان مصر را بر عهده داشت ضمن اِفتا در مدرسة منصوریه و نظارت بر اوقاف مدرسه به نیابت از ناظر ترک آن ، کتاب خود، شرح الوجیز الجامع لمسائل الجامع را که شرحی بر الجامع الکبیر محمدبن حسن شیبانی بود، تدریس می کرد. او علاوه بر دو فرزند خویش ، شاگردان بسیاری تربیت کرد، از جمله ابن حجر عسقلانی (محدّث ، رجالی ، تراجم نگار و ادیب ) و محیی الدین عبدالقادر قُرَشی (عالم به تراجم ، حافظ حدیث و فقیه ). وی در رجب ٧٣١ در قاهره درگذشت (سیوطی ، ١٣٨٧، ص ٤٦٩؛ ابن ابی الوفا، ج ١، ص ٣٤٦؛ ابن حجر عسقلانی ، همانجا).
٢) تاج الدین احمد ، فرزند ارشد عثمان بن ابراهیم ، فقیه و ادیب . وی در ٦٨١ در مصر به دنیا آمد (ابن تَغْری بِردی ، ١٩٨٤، ج ١، ص ٣٨٢). نزد پدرش و برخی دیگر از علمای مصر، همچون عبدالمؤمن بن خلف دِمیاطی و ابن صَواف ، تحصیل کرد (ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ١٩٨؛ ابن تغری بردی ، همانجا) و در فقه و اصول و حدیث و کلام و ادبیات عرب و منطق و هیئت مهارت یافت و مفتی و مدرّس شد. نظم و نثر خوبی داشت و آثار متعدد و متنوعی تصنیف کرد، هرچند که نتوانست بیشتر آنها را تکمیل کند. جمال الدین مسلماتی می گوید که بسیاری از آثار او را به برادرش نسبت داده اند (ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛ ابن ابی الوفا، ج ١، ص ١٢٢؛ سیوطی ، ١٣٨٤، ج ١، ص ٣٣٤). برخی ، هفده اثر از او برشمرده اند که از آن جمله است : شرح الجامع الکبیر شیبانی در فقه ، شرح المنتخب ابوالولید باجی در اصول فقه ، شرح شمسیّه کاتبی قزوینی در منطق ، دو کتاب مبسوط و متوسط در علم فرایض و تعلیقه بر المحصّل فخررازی (ابن تغری بردی ، ١٩٨٤، ج ١، ص ٣٨٣ـ٣٨٤؛ ابن حجر عسقلانی ، همانجا؛ صفدی ، ج ٧، ص ١٨٢ـ١٨٣). وی در ٧٤٤ در قاهره درگذشت و همانجا در کنار قبر پدرش دفن شد (صفدی ، ج ٧، ص ١٨٢؛ ابن ابی الوفا، همانجا؛ سلاّ می ، ج ١، ص ٤٥٦).
٣) علاءالدین علی ، فرزند دیگر عثمان بن ابراهیم ، مفتی و قاضی . وی در ٦٨٣ در مصر به دنیا آمد. در فقه و اصول و حدیث و تفسیر و ادبیات عرب و علوم عقلی تبحر داشت . امام و مفتی حنفیان مصر بود و به تدریس نیز اشتغال داشت (ابن تغری بردی ، ١٣٨٣، ج ١٠، ص ٢٤٦؛ ابن قطْلُوبُغا، ص ١٥٣). در ٧٤٨ به جای قاضی القضاة زین الدین بسطامی ، قضاوت حنفیان مصر را بر عهده گرفت و تا هنگام مرگ در آن منصب بود (ابن حجر عسقلانی ، ج ٣، ص ٨٤؛ ابن تغری بردی ، همانجا). علاءالدین آثار متعددی تألیف کرد، اما همچون برادرش نتوانست همة آنها را تکمیل کند. برخی از آثار وی عبارت است از: الجوهرالنقی فی الرد علی البیهقی ، در نقد کتاب السنن الکبری اثر ابوبکر بیهقی * که در ١٣١٦ در حیدرآباد (سرکیس ، ج ١، ستون ٥٠) چاپ شده است ؛ مقدمة فی اصول الفقه ؛ الکفایة فی مختصر الهدایة ؛ المنتخب فی علوم الحدیث ؛ مختصرِ المحصّل فخرالدین رازی . وی در دهم محرّم ٧٥٠ در قاهره درگذشت (ابن قطلوبغا، ص ١٥٣ـ ١٥٤؛ ابن تغری بردی ، ١٣٨٣، ج ١٠، ص ٢٤٧؛ بغدادی ، ج ١، ستون ٧٢٠).
٤) محمدبن احمدبن عثمان ، ملقب به شمس الدین ، مورخ و فقیه و اصولی . در ٧١٤ به دنیا آمد. در فقه شاگرد ابن سَرّاج و علاءالدین قونوی بود. وی پس از ٧٥٠ در طرابلس به قتل رسید. از آثار اوست : الجنان که خلاصه ای است از وفیات الاعیان فی انباء ابناء الزمان اثر ابن خَلَّکان (متوفی ٦٨١) و کشف الکاشف الذهنی در دو جلد، که شرحی بر المغنی جلال الدین خبّازی (متوفی ٦٧١) است (حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٧٤٩، ٢٠١٨؛ بغدادی ، ج ٢، ستون ١٥٧؛ ابن قطلوبغا، ص ٢٠٥).
٥) جمال الدین عبداللّه بن علی بن عثمان ، فقیه و عالم به تفسیر و حدیث . در ٧١٩ به دنیا آمد. در ٧٥٠ قاضی القضاة مصر شد. وی در جامعِ ابن طُولُونِ مصر تفسیر و در کاملیّة مصر حدیث تدریس می کرد. صدرالدین محمد (٧٤٣ـ٧٧٦)، مفتی و مدرّس و قاضی مصر، فرزند اوست . جمال الدین در شعبان ٧٦٩ درگذشت (سیوطی ، ١٣٨٧، ص ٤٧٠).
عزّالدین عبدالعزیزبن علی بن عثمان نیز از همین خاندان است . وی فقیه بود و در ٧٤٩ بر اثر طاعون درگذشت (سیوطی ، ١٣٨٧، ص ٤٦٩).
منابع :
(١) ابن ابی الوفا، الجواهر المضیّة فی طبقات الحنفیة ، ج ١، حیدرآباد دکن ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢) ابن تغری بردی ، المنهل الصافی ، ج ١، چاپ محمد محمدامین ، قاهره ١٩٨٤؛
(٣) همو، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، مصر: دارالکتب ، ( بی تا. ) ؛
(٤) ابن حجر عسقلانی ، الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٥) ابن قطلوبغا، تاج التراجم فی من صنّف من الحنفیّه ، چاپ ابراهیم صالح ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٦) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١ـ٢، در حاجی خلیفه ، ج ٥ـ٦؛
(٧) حاجی خلیفه ؛
(٨) زرکلی ؛
(٩) سرکیس ؛
(١٠) محمدبن رافع سلاّ می ، الوفیات ، چاپ صالح مهدی عباس و بشار عوّاد معروف ، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(١١) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، بغیة الوعاة فی طبقات اللغوییّن و النّحاة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٤؛
(١٢) همو، حسن المحاضرة فی تاریخ مصر و القاهرة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ج ١، ( قاهره ) ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١٣) صفدی .
/ پرویز سلمانی /