دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٥٠
ترخیم ، اصطلاحی در نحو. در لغت به معنای نرم کردن صدا و کوتاه ساختن ، و در اصطلاح حذف یک یا دو حرف از پایان منادای معرفه برای سهولت در تلفظ است ، مانند «یا سُعا» به جای «یا سعاد» و «یا مرْوُ/ یا مروَ» به جای «یا مروان » (سیبویه ، ج ٢، ص ٢٣٩؛ ابن یعیش ، ج ٢، ص ١٩، ٢١؛ ابن منظور، ذیل «رخم »؛ لین ، ج ٣، ص ١٠٥٩). ندا در زبان گفتاری و نوشتاری کاربرد گسترده ای دارد، ازینرو بر اساس قوانین زبان شناختی ، وجود حذف در آن طبیعی است ( رجوع کنید به سیبویه ، ج ٢، ص ٢٣٩؛ زمخشری ، ص ٦٣؛ ابن انباری ، ص ٢٣٦؛ ابن یعیش ، ج ٢، ص ١٩). ترخیم در اشعار شعرای جاهلی مانند امرؤُالقیس و عنتره آمده است (زوزنی ، ص ١٨، ٢١٢). سیبویه در فصلی مستقل بتفصیل به قوانین ترخیم پرداخته است (ج ٢، ص ٢٣٩ـ ٢٧٤). علمای نحو بر اساس کاربرد منادای مرخّم در شعر و نثر، قوانینی برای توضیح شیوة ترخیم در اسمهای گوناگون وضع کرده اند (مثلاً رجوع کنید به سیبویه ، ج ٢، ص ٢٦٧ـ ٢٦٩؛ زمخشری ، ص ٦٣ـ٦٤؛ ابن دهان ، ص ٤٤ـ ٤٥؛ ابن عصفور، ص ٢٠٤ـ٢٠٧).
اگر منادا اسم خاص باشد و بیش از سه حرف داشته باشد، می توان آن را مرخّم کرد، مانند «یا حارِ» به جای «حارِث » و «یا مالِ» بجای «مالِک ». همة اسمهای مختوم به ة را می توان مرخّم کرد، مانند «یا فاطِمَ» به جای «فاطمة » و «یا جارِیَ» به جای «جاریة » ( رجوع کنید به سیبویه ، ج ٢، ص ٢٤١؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ٥٨ ـ ٦١، ٦٦؛ ابن عقیل ، ج ٢، ص ٢٨٩؛ رایت ، ج ٢، ص ٨٨). در ترخیم اسمهای سه حرفی اختلاف نظر هست : نحویان بصری ترخیم این اسمها را جایز ندانسته ، اما کوفیان جایز دانسته اند، به شرط آنکه دومین حرفِ اسم ، متحرک باشد، مانند «یا عُنُ» به جای «عُنُق » و «یا کَتِ» به جای «کَتِف » (ابن انباری ، ص ٢٣٦ـ٢٣٧). بیشتر علمای نحو، ترخیم ترکیبهای اضافی و اِسنادی را جایز نمی دانند (سیبویه ، ج ٢، ص ٢٤٠؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ٥٥؛ ابن جنی ، ص ١٧٩؛ زمخشری ، ص ٦٤)، اما کوفیان ترخیم را در ترکیبهای اضافی روا می دانند ( رجوع کنید به ابن هشام ، ج ٤، ص ٥٦؛ ابن انباری ، ص ٢٣٨ـ ٢٤١). ابن مالک ، به استناد گفتة سیبویه (ج ٣، ص ٣٧٧)، آورده است که ترخیم در ترکیبهای اسنادی گاه صورت می پذیرد (ابن هشام ، ج ٤، ص ٥٧؛ ابن عقیل ، ج ٢، ص ٢٩١ـ٢٩٢). در جواز ترخیم اسمهای مرکّب مَزجی اختلاف نیست ، مانند «یا مَعْدِی » به جای «مَعْدِی کَرِب » و «یا سِیبَ» به جای «سِیبَوَیه ».
در بارة اِعراب منادا پس از ترخیم دو شکل پیشنهاد شده است : ١) اسم ، پس از ترخیم با مصوّت آخرین حرف تلفظ شود، مانند «یا حارِ» پس از ترخیمِ «حارِثُ» و «یا جَعفَ» پس از ترخیمِ «جَعفَرُ». ٢) بر اساس قانون منادا در اسم خاص ، آن را مبنی بر ضمّ دانسته اند که با مصوت کوتاه ـُـ خوانده می شود، مانند «یا حارُ»، «یا جعفُ» (ابن هشام ، ج ٤، ص ٦٥ـ٦٦؛ ابن جنی ، ص ١٧٦ـ ١٧٧؛ ابن عقیل ، ج ٢، ص ٢٩٣؛ رایت ، همانجا). اسمهای مختوم به ة در بیشتر موارد از شکل اول تبعیت می کنند تا با منادای اسم مذکر مشتبه نشوند، مانند «مُسْلمَة » رجوع کنید به «یامُسْلمَ» (ابن هشام ، ج ٤، ص ٦٦؛ ابن عقیل ، ج ٢، ص ٢٩٤؛ رایت ، همانجا). در گذشته ، سه اسم مالک و عامر و حارث بیشتر به صورت مرخّم ، منادا واقع می شده اند ( رجوع کنید بهسیبویه ، ج ٢، ص ٢٥١ـ٢٥٢؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ٦٨؛ ابن عصفور، ص ٢٠٦). از اقسام ندا، ندبه و استغاثه به صورت مرخّم به کار نرفته اند (سیبویه ، ج ٢، ص ٢٤٠). ترخیم را بنا به ضرورت بندرت در غیرمنادا نیز آورده اند (مثلاً رجوع کنید به سیبویه ، ج ٢، ص ٢٦٩ـ٢٧٤؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ٦٨ـ٦٩؛ ابن یعیش ، ج ٢، ص ١٩؛ ابن عقیل ، ج ٢، ص ٢٩٤). شکل دیگری از ترخیم در برخی اسمهای مصغّر به کار می رود که به آن تصغیر ترخیم می گویند ( رجوع کنید به تصغیر * ).
منابع :
(١) ابن انباری ، کتاب اسرار العربیة ، چاپ محمد بهجة بیطار، دمشق ١٣٧٧/١٩٥٧؛
(٢) ابن جنی ، اللمع فی العربیة ، چاپ حامد مؤمن ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٣) ابن دهان ، کتاب الفصول فی العربیة ، چاپ فائز فارس ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٤) ابن عصفور، المقرّب ، چاپ احمد عبدالستار جواری و عبداللّه جبوری ، بغداد ١٩٨٦؛
(٥) ابن عقیل ، شرح ابن عقیل علی الفیة ابن مالک ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، ( قاهره ) ١٣٨٤/ ١٩٦٤، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٦) ابن منظور؛
(٧) ابن هشام ، أوضح المسالک الی الفیة ابن مالک ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره ١٣٨٦/١٩٦٧، چاپ افست قم ١٣٦٦ ش ؛
(٨) ابن یعیش ، شرح المفصّل ، بیروت : عام الکتب ، ( بی تا. ) ؛
(٩) محمودبن عمر زمخشری ، المفصّل فی علم اللغة ، چاپ محمد عزالدین سعیدی ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٠) حسین بن احمد زوزنی ، شرح المعلقات السبع ، بیروت : مکتبة دارالبیان ، ( بی تا. ) ؛
(١١) عمروبن عثمان سیبویه ، کتاب سیبویه ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ?( ١٣٨٥/ ١٩٦٦ ) ، چاپ افست بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
/ بابک فرزانه /