دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٤٨
تُرَخان بیگ ، فرمانده عثمانی ، مرزبان و فاتح تِسالی * در قرن نهم . نسب نامعلوم وی در آخرین وصیتنامه اش روشن شده و در آن او، خود را پسر یِگیت بیگ پاشا نامیده است که نزد صربها و ایتالیاییها به پاسایتوس یا باسایتوس معروف بوده است (قس ییرچک ، > دولت و جامعه در صربستان در قرون وسطا < ، ج ٤، ص ٧، ش ٥). یگیت بیگ پاشا پس از ٧٩١ به عنوان مرزبان عثمانی در صربستان جنوبی جدید حاکم شد و در ٧٩٤ اُسکوب را فتح کرد و احتمالاً در ٨١٦ در همانجا درگذشت . بر اساس سندی در مسجد غازی اسحاق بیگ ، بجز ترخان بیگ از او پسری به نام اسحاق بیگ بر جا ماند که در برخی منابع ، او با اسحاق پاشا، صدراعظم ، اشتباه گرفته شده است (ثریا، ج ١، ص ٣٧؛
ییرچک ، > تاریخ صربستان < ، ج ٢، ص ١٢٧؛
نیز رجوع کنید به الزوویچ ، ص ١١).
تاریخ ولادت و زادگاه ترخان بیگ و معنای نامش معلوم نیست . در منابع ، نخستین بار نام او در ٨٢٦ ( در زمان سلطنت مراد دوم ) ذکر شده است . در آن هنگام ، ترخان فرمانده سواره نظام در پلوپونز (موره ) بود که با لشکریان امپراتور امانوئل ( فرمانروای قسطنطنیه ) در تنگة هکسامیلیه می جنگیدند. وی پس از تصرف شهرهای لیونداری و گاردهیکی و دبیا و میستره در بیزانس ( > تاریخ مختصر < ، ص ١٩٩)،
پلوپونز را تا سرزمینهایی که در اختیار ونیزیها بود، تصرف کرد. سپس بر مناطق آلبانیاییها نیز مسلط شد. از ٨٣٤ تا ٨٣٩ حصارهای تنگة کورنت (قورنته ) را ویران و تب را فتح کرد (فرانتس ، ص ١٥٠، ١٥٧ـ١٥٩)، اما فرماندهی نابخردانة ترخان در جنگ ایزلادی که سببِ شکستِ نیروهای عثمانی تلقی شد، او را روانة زندانِ بَدَوی چَرداق در توقات کرد (عاشق پاشازاده ، ص ١٣١). از ده سال بعدی زندگی ترخان بیگ اطلاعی در دست نیست ، تا اینکه سلطان محمد فاتح در اوایل شوال ٨٥٧ ترخان و دو پسرش ، احمد و عمر، را با سپاه مجهزی به پلوپونز فرستاد (هامر ـ پورگشتال ، ج ١، ص ٤٦٦). آنان پس از حمله به آرکادیا و سوزاندن آنجا، با گذر از ایتومی ، خلیج مسینی را به آتش کشیدند و ویران کردند. در این گیرودار دیمیتریوس اسپارتی ، احمد را اسیر کرد (قس فرانتس ، ص ٢٣٥؛
میلر، ص ٤٢٦)، اما در ٨٥٨ عمر او را آزاد نمود. در ٨٥٩ ترخان و پسرانش در آدریانوپل (ادرنه ) ظاهر شدند. سال بعد، ترخان در کهنسالی درگذشت (فرانتس ، ص ٣٨٣ـ٣٨٦).
اقامتگاه رسمی او به عنوان حاکم ، شامل زمینهایی بود که در لاریسا در تسالی به تیول گرفته بود. وی در آنجا یک مسجد و چند بنای دیگر برای امور خیریه ساخت و حتی کلیسایی در ترنوو (یونانی : تیرناوس ) در نزدیکی لاریسا بنا کرد که هنوز باقی است . قبر ترخان ، مقبره ای به شکل نمازخانه است و در حاشیة شمال شرقی لاریسا قرار دارد. فالمرایه (ص ٣٨١ به بعد) در ١٢٥٨/ ١٨٤٢، زندگینامه ای از ترخان بیگ در مسجد جامع لاریسا دیده بود که اکنون اثری از آن نیست .
پس از ترخان بیگ ، احمد در تسالی جانشین پدر و عمر، مرزبان عثمانی در پلوپونز شد. عمر با لشکریانی که محمد دوم در ٨٦٠ در اختیارش گذاشته بود (همان ، ص ٣٨٨ به بعد)، در ٨٦٨ بر مناطق اطراف ناوپاکتوس (آینه بختی ) تسلط یافت . او در ٨٧٢، ونیزیها را شکست داد (فرانتس ، ص ٤٢٥؛
کالکوکوندیلس گزارش کاملتری در بارة عمر به دست داده است رجوع کنید به > تاریخ مختصر < ، نمایه ، ذیل «عمر»). عمر تا ٨٨٩ زنده بود (فارماکیدیس ، ص ٢٨٧ـ٣٠٣، ٣٠٧ـ٣١٠). از او دو پسر به نامهای حسن بیگ و ادریس بیگ باقی ماند. ادریس بیگ ، به عنوان شاعر و مترجم برجستة خسرو و شیرین و لیلی و مجنون هاتفی به ترکی ، در عصر خود نام آور شد (سهی بیگ ، ص ٣٨).
خاندان ترخان که املاک وسیعی را تا دورة معاصر در اطراف لاریسا در اختیار داشتند، بعدها نقش مهمی در تاریخ ایفا نکردند. در اواسط سدة یازدهم از شخصی به نام فائق پاشا، به عنوان آخرین فرد خاندان ترخان بیگ یاد شده است که حاکم روم ایلی بود و به سبب ظلمش ، مردم از او متنفر بودند و عاقبت در ١٠٥٣ ( در زمان سلطان ابراهیم ) در هفتاد سالگی در قصر استانبول او را گردن زدند (هامر ـ پورگشتال ، ج ٣، ص ٢٠٧٤).
منابع :
(١) محمد ثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨ـ ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٢) ( درویش احمد عاشق پاشازاده ، عاشق پاشازاده تاریخی ، چاپ عالی بیگ ، استانبول ١٣٣٢؛
(٣) یوزف فون هامر ـ پورگشتال ، تاریخ امپراطوری عثمانی ، ترجمة میرزا زکی علی آبادی ، چاپ جمشید کیان فر، تهران ١٣٦٧ـ١٣٦٩ش ) ؛
/ ف . بابینگر ، تلخیص از ( د. اسلام ) /