دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٤٣
ترجیع بند ، از قالبهای شعر فارسی که نمونه هایی در شعر اردو و عثمانی نیز داشته است . ترجیع در لغت به معنای «برگرداندن » و «تکرار کردن » است و در اصطلاح ، مجموعة ابیاتی است که از چند بند یا خانه تشکیل می شود و پس از هر بند دو مصراعِ غالباً هم قافیه تکرار می شود که به آن اصطلاحاً «ترجیع بند» (یا بندگردان یا واسطه یا عُقده ) می گویند. وزن و مضمون کل شعر یکی است ، اما هر بند و گاه هر بیتِ ترجیع قافیة جداگانه دارد ( رجوع کنید به ادامة مقاله ؛ رشید وطواط ، ص ٨٥ ـ٨٦؛ شمس قیس ، ص ٢٩٥؛ کاشفی ، ص ٧٣ـ٧٤؛ تهانوی ، ج ١، ص ٥٦٩؛ همائی ، ص ١٨٠).
درونمایة بندها شبیه قصیده است ( رجوع کنید به شمس قیس ، همانجا)، اما شمار بیتها کمتر از قصیده و شبیه غزل است . برخی از محققان ، ترجیع بند را مرکّب از تعدادی غزل دانسته اند که در یک وزن با قافیه های گوناگون سروده شده باشد (محجوب ، ص ١٥٨؛ شمیسا، ص ٣٤٣). مولوی (متوفی ٦٧٢) نیز بندهای ترجیع را از لحاظ مضمون غزل خوانده ( رجوع کنید به ج ٧، ص ١٢٧، ١٣٤، ١٥٨، ١٦٠) و در بسیاری از بیتهای ترجیع ، ساختن بندِ پس از آنها را «ترجیع » نامیده است ( رجوع کنید به ج ٧، ص ٨٩ ـ ٩١، ١٧٠ـ١٧٤).
اغلب بندها دست کم پنج بیت دارد (برای نمونه رجوع کنید بهفرخی سیستانی ، ص ٤٠٣ـ٤١٣؛ مولوی ، ج ٧، ص ١٤٥)
و معمولاً بیش از پانزده بیت نمی شود (برای نمونه رجوع کنید بهامیرمعزی ، ص ٧٦١ـ ٧٦٣؛ خاقانی ، ص ٤٥٧ـ٤٨١)، اما گاه تا بیست بیت هم سروده شده است (مثلاً رجوع کنید به بیدل دهلوی ، ج ١، ص ٢٥٣ـ٢٧٩). شمار بندها حداقل دو است ( رجوع کنید بهبهار، ج ١، ص ١٤٧ـ ١٤٨) وتا سی وچهار بند نیز سروده شده است (مثلاً رجوع کنید به بیدل دهلوی ، همانجا). طبق قاعده تعداد ابیات بندها باید مساوی باشد (تهانوی ، همانجا)، اما گاه این قاعده رعایت نشده است ، مانند ترجیع بند مشهور سعدی ( رجوع کنید بهص ٦٢٩ـ٦٤١).
برخی از ترجیع بندها به مسمط شباهت دارد، زیرا همة مصراعهای هر خانة آن هم قافیه است (برای نمونه رجوع کنید بهفرخی سیستانی ، همانجا)؛ ازینرو آنها را نوعی مسمط یا ترجیع بند مسمط دانسته اند (مؤتمن ، ص ٣١؛ محجوب ، ص ١٥٩).
کهنترین ترجیعات ظاهراً در دورة سامانی سروده شده است ( رجوع کنید به محجوب ، ص ١٥٩ـ١٦٠)، اما آنچه به جا مانده ، از شاعران دورة غزنوی از جمله فرخی سیستانی است (مثلاً رجوع کنید بهص ٤٠٣ـ٤٣٢) که همعصر قدیمترین مسمطهای فارسی است (مثلاً رجوع کنید به منوچهری ، ص ١٤٧ـ٢١٣). ظاهراً ترجیع بند و مسمط به تأثیر از مسمط عربی شکل گرفته اند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «ترجیع بند و ترکیب بند»).
مضامین ترجیع بند، مانند دیگر قالبهای شعر، بنا به مقتضیات زمان تحول یافته است ، مثلاً ترجیعات سبک خراسانی غالباً مدحیه هایی آکنده از وصف طبیعت بوده است (مثلاً رجوع کنید به فرخی سیستانی ، همانجا؛ مسعود سعدسلمان ، ص ٥٤٠ ـ ٥٤٣). ترجیعات سبک عراقی شامل همة مختصات فکری شاعران آن سبک ، از جمله دیدگاههای عاشقانه و عارفانه ، بوده که از ماندگارترین نمونه های آن می توان ترجیع بند سعدی (همانجا) و ترجیع بند عراقی (ص ٢٨١ـ ٢٨٩) را ذکر کرد. در سبک هندی ، ترجیع بند طویل و عارفانة بیدل دهلوی (همانجا) از نمونه های شاخص است ، اما هیچیک از ترجیعات این سبک شهرت نیافتند. ترجیعات
دورة بازگشت ادبی * مانند دیگر قالبهای شعری این دوره ، تکرار مضامین کهن است (مثلاً رجوع کنید به وصال شیرازی ، ص ٣٨٠ـ ٣٨٤؛ قاآنی ، ص ٨٧٩ ـ٨٨٢)، بجز ترجیع بند معروف هاتف اصفهانی با بند ترجیع «که یکی هست و هیچ نیست جز او/ وحده لااله الاّ هو» (متوفی ١١٩٨؛ ص ٢٤ـ٢٩) که در
آن دوره کاملاً منحصر به فرد است . در دورة مشروطه این قالب شعری بازتاب هیجانهای اجتماعی و دیدگاههای سیاسی شاعران شد (مثلاً رجوع کنید بهبهار، ج ١، ص ٢٠٠ـ ٢٠٤، ٢١٣ـ ٢١٥؛ اشرف الدین حسینی ، ج ١، ص ٢٢١ـ ٢٢٣، ٢٢٧ـ ٢٢٨).
علمای بلاغت (برای نمونه رجوع کنید به رشید وطواط ، ص ٨٦؛ شمس قیس ، همانجا؛ کاشفی ، ص ٧٤) ترجیع بند را به سه نوع تقسیم کرده اند:
١) تمام بیتهای ترجیع یکسان باشد (مانند سعدی ؛ هاتف اصفهانی ، همانجاها)؛ ٢) بیتهای ترجیع مختلف باشد اما قافیه های یکسان داشته باشد و اگر آن بیتها را جمع کنند، بندی مستقل تشکیل شود (مانند خاقانی ، ص ٤٥٧ـ ٤٦٥)؛ ٣) بیتهای ترجیع قافیه های گوناگون داشته باشد (مانند جمال الدین اصفهانی ، ص ٢ـ١١؛ مولوی ، ج ٧، ص ٨٩ ـ١٧٦). نوع سوم را «ترکیب بند» خوانده اند. ظاهراً عنوان ترکیب بند بعد از قرن هفتم رایج شده است (همائی ، ص ١٨١، پانویس ١) و تا آن زمان هر سه نوع را ترجیعات می خوانده اند (مثلاً رجوع کنید به مولوی ، ج ٧، ص ٨٩ـ٩١، ١٧٠ـ١٧٤، که همة ترکیب بندهای خود را ترجیع نامیده است ). ترکیب بندهایی را که همة مصراعهای هر بند آن هم قافیه است ، بنا برتعداد مصراعهای هر بند «مربّع ترکیب » (برای نمونه رجوع کنید بهوحشی بافقی ، ص ٢٠٧ـ٢٠٩) یا «مسدّس ترکیب » (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص ٢٠٩ـ٢١٢) می نامند ( رجوع کنید به شمیسا، ص ٣٤٩، ٣٥٢).
نخستین ترکیب بند مهم فارسی از جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی (متوفی ٥٨٨؛ همانجا) است در نعت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم . همچنین ترکیب بندهای عاشقانة وحشی بافقی (متوفی ٩٩١؛ ص ٢٠٧ـ٢١٢) از نمونه های برجستة این قالب شعری در مکتب وقوع * است .
سیر تحول ترکیب بند تا دورة صفویه ، مشابه ترجیع بند بوده است . در این دوره ترکیب بند محتشم کاشانی (متوفی ٩٩٦) در دوازده بند (ص ٢٨٠ـ٢٨٥) در سوک شهدای کربلا بر شاعران بعد از وی بسیار تأثیرگذار بود، از جمله بر سروش اصفهانی ( رجوع کنید بهج ٢، ص ٧٣٣ـ٧٧٢)، وصال شیرازی ( رجوع کنید بهص ٩١٤ـ ٩٦٤)، ادیب الممالک فراهانی ، جلال الدین همائی و امیری فیروزکوهی ( رجوع کنید بهدرگاهی و دیگران ، ١٣٧٣ ش : که حاوی استقبالهای شمار زیادی از شاعران است ). از آن پس تا عصر مشروطه از این قالب شعری برای سرودن مرثیه هایی برای اهل بیت علیهم السلام استفاده شد و این قالب به زبان عربی نیز راه یافت ( رجوع کنید به دوازده بند فقیه نامور شیعی ، سیدمحمدمهدی بحرالعلوم * با عنوان الاثنا عشریات فی المراثی یا العقودُ الاثنتا عَشَرة که به مضامین دوازده بند محتشم نیز توجه داشته است ؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ١، ص ١١٣. این دوازده بند به استقلال نیز چاپ شده است ). شاعران دورة مشروطه این قالب را هم برای مضامین سیاسی (برای نمونه رجوع کنید بهبهار، ج ١، ص ١٤٩ـ١٥٠؛ فرخی یزدی ، ص ٢١٥ـ ٢٢٠) و هم برای مراثی و مناقب (برای نمونه رجوع کنید به بهار، ج ١، ص ٢٢٧ـ٢٣٤، ٢٧٥ـ٢٧٧) به کار برده اند.
ترجیع بند و ترکیب بند در شعر کهن اردو و عثمانی نیز نمونه هایی داشته اما چندان متداول نبوده است
( رجوع کنید بهد.اسلام ، همانجا؛ مهذب ، ج ٣، ص ٢٤٨؛ سرهندی ، ص ٤٤٤).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) اشرف الدین حسینی ، دیوان کامل نسیم شمال ، ج ١، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣) محمدبن عبدالملک امیر معزّی ، دیوان ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣١٨ ش ؛
(٤) محمدتقی بهار، دیوان ، چاپ مهرداد بهار، تهران ١٣٦٨ ش ؛
عبدالقادربن عبدالخالق بیدل دهلوی ، کلیات بیدل ، چاپ اکبر بهداروند
(٥) و پرویز عباسی داکانی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٦) محمد اعلی بن علی تهانوی ، کتاب کشاف اصطلاحات الفنون ، چاپ محمد وجیه و دیگران ،کلکته ١٨٦٢، چاپ افست تهران ١٩٦٧؛
(٧) محمدبن عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی ، دیوان ، چاپ حسن وحید دستگردی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٨) بدیل بن علی خاقانی ، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٩) حسین درگاهی ، محمدجواد انواری ، و عبدالحسین طالعی ، شورش در خلق عالم : سیری در ترکیب بند محتشم کاشانی و استقبالهای آن در رثای سیّدالشّهدا علیه السّلام ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٠) محمدبن محمد رشید وطواط ، حدایق السّحر فی دقایق الشّعر ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١١) محمدعلی بن قنبرعلی سروش ، دیوان ، چاپ محمدجعفر محجوب ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(١٢) وارث سرهندی ،علمی اردو لغت ( جامع )، لاهور ١٩٢٩؛
مصلح بن عبداللّه سعدی ،
(١٣) متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٤٠ ش ؛
محمدبن قیس شمس قیس ، کتاب المعجم
(١٤) فی معاییر اشعار العجم ، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ?( ١٣١٤ ش ) ؛
سیروس شمیسا، انواع
(١٥) ادبی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٦) ابراهیم بن بزرگمهر عراقی ، مجموعة آثار فخرالدین عراقی ، چاپ نسرین محتشم ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٧) علی بن جولوغ فرخی سیستانی ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٨) محمد فرخی یزدی ، دیوان ، چاپ حسین مسرّت ، یزد ١٣٧٨ ش ؛
(١٩) حبیب اللّه بن محمدعلی قاآنی ، دیوان ، چاپ محمدجعفر محجوب ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(٢٠) حسین بن علی کاشفی ، بدایع الافکار فی صنایع الاشعار ، چاپ میرجلال الدین کزّازی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢١) علی بن احمد محتشم کاشانی ، دیوان ، چاپ مهرعلی گرکانی ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(٢٢) محمدجعفر محجوب ، سبک خراسانی در شعر فارسی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٢٣) مسعود سعدسلمان ، دیوان ، چاپ غلامرضا رشید یاسمی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٤) احمدبن قوص منوچهری ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢٥) زین العابدین مؤتمن ، تحوّل شعر فارسی ، تهران ?( ١٣٣٩ ش ) ؛
(٢٦) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، کلیات شمس ، یا، دیوان کبیر ، چاپ بدیع الزمان فروزانفر، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٧) محمدمیرزا مهذب ، مهذب اللغات ، لکهنو ١٩٧٨؛
(٢٨) کمال الدین وحشی بافقی ، دیوان ، چاپ محمدحسن سیّدان ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٩) محمدشفیع بن محمداسماعیل وصال شیرازی ، دیوان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ?( ١٣٦١ ش ) ؛
(٣٠) احمد هاتف اصفهانی ، دیوان ، چاپ وحید دستگردی ، تهران ?( ١٣٤٥ ش ) ؛
(٣١) جلال الدین همائی ، فنون بلاغت و صناعات ادبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
/ مریم بهاری /