دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٢٣
تربت جام ، شهرستان و شهری در استان خراسان .
١) شهرستان تربت جام . در مشرق استان خراسان قرار دارد. مشتمل است بر سه بخش مرکزی و نصرآباد و صالح آباد، دَه دهستان و سه شهر تربت جام و نصرآباد و صالح آباد. از شمال به شهرستانهای مشهد و سرخس ، از مشرق به مرزهای ترکمنستان و افغانستان ، از جنوب به شهرستان تایباد، از مغرب به شهرستانهای تایباد (بخش باخَرْز) و تربت حیدریه محدود است . آبادیهای آن در دشت و کوهستان قرار دارد. کوههای سیاهْ چوبی ، کِلِیْلاق ، عَبدُل آباد در جنوب آن امتداد دارند. در مغرب آن ، کوه بیزَگ / بیزَک که دنبالة کوههای بینالود است ، دشت باخرز را از دشت جام جدا می کند (رزم آرا، ج ٩، ص ٨٥). هریرود در مشرق آن جریان دارد و در قسمتهایی ، مرز مشترک ایران و ترکمنستان و افغانستان را تشکیل می دهد و در برخی قسمتها زمینهای مزروعی برخی از آبادیهای شهرستان را آبیاری می کند. جام رود ــ که از کوه شاهان در مغرب شهرستان سرچشمه می گیرد ــ با جهت جنوب شرقی پس از گذشتن از شمال شهر تربت جام ، در مشرق شهرستان به هریرود می ریزد. زمینهای مزروعی آن با رودها و جویها و چاههای عمیق و نیمه عمیق آبیاری می شود.
از گیا دارای گز، بَنه ، بابونه ، شاه تره ، گل خطمی ، گلپوره ، گل گاوزبان ، گَوَن و گیاهانی برای چرای دام است . از زیا قوچ ، میش ، بزکوهی ، آهو، روباه ، شغال ، گرگ ، خرگوش ، کبک و سینه سیاه در آن یافت می شود.
دامداری در تربت جام دارای اهمیت است و گاو و بز و شتر و اسب و گوسفند در آن پرورش می یابد و پوست و روده از آنجا صادر می شود. محصولات عمدة آن ، گندم و جو، چغندرقند، پنبه ، زیره ، بنشن و تره بار است . از میوه ها، گلابی و انگور و انجیر دارد. صنایع دستی آن شامل قالی بافی و قالیچه بافی است .
آثار تاریخی این شهرستان عبارت است از: مزار شیخ احمدِ جام * ، دارای کتیبه ای با کاشی کاریهایی متعلق به دورة شاه عباس اول (مولوی ، ج ١، ص ٤١ـ٤٢)؛ زیارتگاه شیخ ابوذرِ بِژگانی ( رجوع کنید به بورُجانی * ، ابوذر) نزدیک آبادی بژگان (در پانزده کیلومتری جنوب شرقی شهر تربت جام )؛ زیارتگاه میرغیاث الدین در آبادی بِزْد (در هفده کیلومتری جنوب غربی شهر تربت جام در دامنة کوه )؛ مسجد نور در بزد یا بِزَک (از ییلاقات جام در درة کوه بزک ) که معروف است شیخ جام مدتی در آن به عبادت پرداخته است (همان ، ج ١، ص ٣)؛ و ویرانه های شهر قدیمی بوزجان * در نزدیکی آن . ظاهراً تربت جام جانشین بوزجان شده است .
این شهرستان معادن سرب دارد. راه اصلی مشهد به تربت جام ـ تایباد از آن می گذرد. منطقه ای زلزله خیز است . در تقسیمات کشوری ١٣١٦ش ، بخش جام و فریمان جزو شهرستان مشهد شد و جام ، مرکز بخش گردید (ایران . وزارت کشور، چاپ اول ، ص ٧٥). سپس با تصحیح تقسیمات کشور، بخش طیباتِ (تابیاد) تربت جام در شهرستان مشهد تشکیل شد (همان ، چاپ دوم ، ص ١٧ مکرر). در فهرست تقسیمات کشور تا آخر خرداد ١٣٣٩ شهرستان تربت جام مشتمل بر بخشهای حومه ، باخرز و زورآباد (جنت آباد) بود. طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، جمعیت شهرستان ٣٤٩ ، ٢١٠ تن بوده است واز این تعداد، ٢٧٤، ٧٤ تن (ح ٣ر٣٥%) شهرنشین و بقیه روستانشین بوده اند.
٢) شهر تربت جام ، مرکز شهرستان تربت جام . در ارتفاع ٩١٠ متری ، در حدود ١٦١ کیلومتری جنوب شرقی شهر مشهد و ٦٢ کیلومتری شمال غربی شهر تایباد، در مسیر جادة قدیمی نیشابور ـ هرات ، در دشتی با شیبی از مغرب به مشرق واقع است . میانگین حداکثر دمای شهر در تابستانها ْ٤٠ و میانگین حداقل آن در زمستانها ْ١٣ـ است . میانگین بارش سالانة آن حدود ٢٥٤ میلیمتر است . جام رود، با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ، از شمال شهر می گذرد. باد فَراه ــ که در بهار از سوی افغانستان می وزد ــ از بادهای مشهور تربت جام است .
مزار شیخ احمد جام در این شهر واقع است (حمداللّه مستوفی ، ص ١٥٣ـ١٥٤) و نام شهر (تربت ) از آن گرفته شده است . ویرانة مسجد خواجه عزیزاللّه (از قرن پنجم ) در شمال مزار شیخ جام قرار دارد.
از مردان بزرگ تربت جام ، نورالدین عبدالرحمان جامی * ، شاعر و ادیب و عارف مشهور، است . پوربهای جامی * ، از شعرای معروف خراسان ، نیز اهل آنجاست و خاندان او در ولایت جام منصب قضا داشته اند (اقبال آشتیانی ، ص ٥٣٦).
پیشینه . جام ، نخست به عنوان رُستاق (مجموعة چند دهکده )، سپس ناحیه و ولایت در کتابهای جغرافیانویسان ضبط شده است . ابوالفداء (ص ٥١٠)، معرب آن را زام دانسته است . به نوشتة یاقوت حموی (ج ٢، ص ٩٠٩)، سبب نامگذاری آن به جام / زام این بوده که مانند جامی در سبزه زاری مدوّر قرار گرفته بوده است .
تاریخچة پیش از اسلام جام روشن نیست . در سال ٢٩ (بلاذری ، ص ٣٩٠) عبداللّه بن عامربن کُریز، از سرداران عثمان یزیدبن جُرَشی (پدر سالم بن یزید) را به رستاق زام از توابع نیشابور فرستاد و او آنجا را گشود.
به نوشتة ابن خرداذبه (ص ٢٣ـ٢٤) در ٢٥٠، و ابن رسته (ص ١٧١) در ٢٩٠، زام و باخرز و جوین و بیهق از شهرهای ولایت نیشابور به شمار می آمدند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). در ٢٨٢ نخستین بار یعقوبی (ص ٢٧) «جام » را قصبه ای در نواحی ولایت نیشابور ذکر کرده است . مقدسی در اواخر قرن چهارم ، نیز جام و باخرز را از رستاقهای نیشابور، و بوزجان را از شهرهای جام خوانده است (ص ٣٠٠، ٣١٩، پانویس )؛ بنابراین ، ظاهراً قصد ابن خرداذبه و ابن رسته از شهر زام همان مرکز رستاقِ زام (بوزگان ) بوده است ، چون هیچگاه شهری به نام زام / جام وجود نداشته است .
به نوشتة سمعانی (متوفی ٥٦٢)، زام از نواحی نیشابور بود و کسانی چون ابوجعفر محمدبن موسی زامی ، ادیب و نحوی و شاعر، از آنجا برخاسته بودند. او می افزاید که زام مراکز مشهوری دارد که به آنها جام و باخرز می گویند (ج ٣، ص ١٢٣). هم زمان با حملة مغول ، در قرن هفتم ، یاقوت حموی (همانجا) زام را یکی از کوره های نیشابور، و مرکز آن را بوزجان ضبط کرده و افزوده است که به زام ، جام هم می گویند و، برخلاف سمعانی ، باخرز را از مراکز زام ندانسته و تعداد روستاهای آن را ١٨٠ ذکر کرده است . ابن بطوطه که در ٧٢٥ سفر خود را آغاز کرد، از شهر جام با چشمه ها و نهرهای فراوان و درختان توت و تولید ابریشم آن یاد کرده است (ج ١، ص ٤٦٨). پس از او، حمداللّه مستوفی (همانجا) در قرن هشتم در بارة شهر جام مطالبی آورده و گفته است که قریب دویست پاره دیه از توابع جام است ، آب شهر و ولایت از قنوات تأمین می شود، و جام باغهای میوة فراوان دارد.
در ٧٨٢، تیمور با لشکریانش به جام و کوسویه حمله کرد (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٢٢٧، ٢٢٩). وی در ولایت جام ، خانقاه مسافرپناه ساخت (خواندمیر، ١٣٧٢ش ، ص ١٦٥) و پس از زیارت قبر احمد جام ، از طریق نیشابور و بسطام به ری رفت (میرخواند، قسم ٦، ص ١٠٩٢). در ٧٨٣، خواجه معین الدین محمد جام ، از شاعران خراسان ، درگذشت و در کنار مرقد شیخ احمد جام دفن شد (خواندمیر، ١٣٥٣ش ، ج ٣، ص ٣٨٦). در ١٢ رمضان ٨٢٣، شاهرخ چهارمین پسر تیمور برای زیارت مرقد شیخ احمد جام به شهر جام ( ظاهراً آبادی تربت ) رفت (میرخواند، قسم ٦، ص ١١٥٥). ظاهراً تا قرن نهم بوزجان ، مرکز ولایت جام بوده و تربت از دهکده های آن به شمار می آمده است . به نوشتة حافظ ابرو (متوفی ٨٣٣)، تربت و معدآباد از قرای مشهور ولایت جام شمرده می شد، بوزجان نیز قصبه بود و حصار داشت (ج ٢، ص ٤٠). از قرن دهم به بعد، تربت شیخ جام مرکز ولایت جام ضبط شده است . در ٩٣٥ ازبکان هرات به ایران حمله کردند، اما در ناحیة جام از سپاهیان شاه طهماسب (حک : ٩٣٠ـ٩٨٤) شکست خوردند (روملو، ج ١٢، ص ٢٧٤). در ٩٩٨، در دورة شاه عباس اول صفوی ، اکثر محالّ خراسان ، از جمله جام ، از قزلباش خالی شد و به تصرف ازبکان درآمد (اسکندر منشی ، ج ٢، ص ٦٣٧،٦٤٥). در ١٠٠٧ قزلباشها، ازبکان را در جام شکست دادند (منجم یزدی ، ص ١٧١).
در ١١٢٨، افغانهای اَبدالی به سرکردگی عبداللّه خان پسر حیاط سلطان ، پس از تسلط بر هرات ، ولایت جام را نیز تصرف کردند (مرعشی صفوی ، ص ٢١). به نوشتة مروی ، نادر در ١١٤٣، برای تسخیر دارالسلطنة هرات ، ولایت جام و بویژه دشت جام را به پایگاه سپاهیان خود تبدیل کرد. افغانها در این هنگام حدود شصت هزار قشون در برج و باروی هرات گرد آورده ، آمادة دفاع بودند (ج ١، ص ١٥٢، ١٦٨، ١٧٠). در ١٢٤٨ قصبة جام حدود هزار خانه و بیست پاره قریه داشت . غلاتش ارزان و باغاتش فراوان بود. مردم آن حنفی مذهب متعصب بودند و حدود پنجاه خانوار شیعة امامیه نیز در آنجا به سر می بردند (شیروانی ، ص ١٩٧). در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه (١٢٦٤ـ١٣١٣)، دهکدة تربت جام ٢٥٠ خانوار و قلعه ای با دیوار گلی داشت (ییت ، ص ٣٧). پس از شهریور ١٣٢٠، هنگام اشغال ایران از سوی قوای متفقین ، در شورش صولت السلطنه هزاره در خراسان ، تربت جام نیز مدتی به دست شورشیان افتاد (بیات ، ص ٣٥).
منابع :
(١) ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٢) ابن خرداذبه ؛
(٣) ابن رسته ؛
(٤) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٩ش ؛
(٥) اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، چاپ محمداسماعیل رضوانی ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٦) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٧) ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ اول ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٨) همان ، چاپ دوم ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٩) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١٠) بلاذری ؛
(١١) کاوه بیات ، صولة السلطنه هزاره و شورش خراسان در زمستان سال ١٣٢٠ شمسی ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٢) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، تاریخ حافظ ابرو ، ج ٢: بخش جغرافیای خراسان ، چاپ کرافولسکی ، ویسبادن ١٩٨٢؛
(١٣) حمداللّه مستوفی ، نزهة القلوب ؛
(١٤) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیر سیاقی ، تهران ١٣٥٣ش ؛
(١٥) همو، مآثر الملوک ، چاپ میرهاشم محدث ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(١٦) رزم آرا؛
(١٧) روملو؛
(١٨) سمعانی ؛
(١٩) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ١٣٣٦ش ؛
(٢٠) زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، بستان السیاحه ، یا سیاحت نامه ، چاپ سنگی تهران ١٣١٥، چاپ افست ( بی تا. ) ؛
(٢١) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤٤: تربت جام ، تهران : سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٦٣ش ؛
(٢٢) محمدخلیل بن داوود مرعشی صفوی ، مجمع التّواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٢٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامة آبادیهای کشور، استان خراسان ، شهرستان تربت جام ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٢٤) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٢٥) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٢٦) مقدسی ؛
(٢٧) جلال الدین محمد منجم یزدی ، تاریخ عباسی ، یا، روزنامة ملاجلال ، چاپ سیف اللّه وحیدنیا، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٢٨) عبدالحمید مولوی ، آثار باستانی خراسان ، ج ١، مشهد ١٣٥٤ش ؛
(٢٩) مهندسین مشاور معماری و شهرسازی زیستا، طرح جامع شهر تربت جام : گزارش تشریحی بررسی حوزة نفوذ، مرحلة اول ، ج ٢، مشهد: سازمان مسکن و شهرسازی خراسان ، ١٣٧٧ش ؛
(٣٠) محمدبن خاوند شاه میرخواند، روضة الصفا ، تهذیب و تلخیص عباس زریاب ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٣١) نقشة تقسیمات کشوری ایران ، تهران : گیتاشناسی ، ١٣٧٧ش ؛
(٣٢) یاقوت حموی ؛
(٣٣) یعقوبی ، البلدان ؛
(٣٤) چارلز ادواردییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران ١٣٦٥ش .
/ خسرو خسروی /