دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٢١
تربت (١) ، اصطلاحی در فرهنگ شیعی . تربت در لغت به معنای «خاک » است ( رجوع کنید به ابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «ترب ») و در فرهنگ شیعی صرفاً به خاکی که از اطراف قبر امام حسین علیه السلام برداشته می شود، اطلاق می گردد. برخی احتمال داده اند که به خاکی که از اطراف هر قبر مقدّسی ، همچون قبر امامان و پیامبران و شهیدان و صالحان ، برداشته می شود، تربت می گویند، ولی معنای شایع یا منحصر آن خاک قبر امام حسین علیه السلام است و مراد از کلمة «الطین » یا «طین القبر» هم در روایات ائمه علیهم السلام به احتمال بسیار همین معناست ( رجوع کنید به شهیدثانی ، ١٣٧٨ ش ، ص ٢١١؛ یوسف بحرانی ، ج ٧، ص ٢٦١؛ طباطبائی ، ج ٢، ص ٢٢٨؛ آل کاشف الغطاء، ص ٢٤٧؛ کلباسی ، ص ٢٧ـ ٢٨). تربت گاه مجازاً به معنای «گور»، بویژه مزار صالحان ، به کار می رود( رجوع کنید به ابن بابویه ، ١٣٦٣ ش ، ج ١، ص ٩٩، ج ٢، ص ١٣٧، ٢٢٧، ٢٦٠؛ طوسی ، ١٤٠١، ج ٦، ص ٢٢؛ دهخدا، ذیل واژه ). ابوریحان بیرونی (ص ٣٢٩)از مزار امام حسین علیه السلام با تعبیر «تربت مسعوده » یاد کرده است . تربت همواره نزد شیعیان محترم و مقدّس و «شعار» آنان بوده است ( رجوع کنید به آل کاشف الغطاء، ص ٣٢). در حدیث و فقه شیعی آثار و آداب و احکام ویژه ای دارد.
بنا بر حدیثی ، حضرت عیسی ، ضمن اِخبار از شهادت امام حسین علیه السلام برای حواریون ، به حرمت تربت ایشان اشاره کرده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ، ١٣٦٣ش ، ج ٢، ص ٥٣١ ـ٥٣٢؛ همو، ١٣٦٢ ش ، مجلس ٨٧، ص ٥٩٨ ـ٥٩٩؛ صدری ، ص ٢٢). احادیث متعددی در منابع شیعه و اهل سنّت ، حاکی از آگاهی پیامبر اکرم از شهادت امام حسین ، روایت شده و در برخی از آنها آمده است که جبرائیل (یا فرشته ای دیگر) تربت سرخ کربلا را برای پیامبر آورد که سبب تأثر آن حضرت شد. به سبب وجود تفاوتهایی در این احادیث ، بویژه در بارة فرشته ای که تربت را آورده است ، برخی احتمال تعدد این واقعه را مطرح کرده اند ( رجوع کنید به عبداللّه بحرانی ، ج ١٧، ص ١٢٤ـ١٣١؛
امینی ، ص ٥٣ ـ١٢٩؛
صدری ، ص ٥١). این احادیث از طریق زنان و مردان صحابی ، از جمله شماری از همسران پیامبر، از پیامبر روایت شده است ( رجوع کنید به ابن حنبل ، ج ١١، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨؛
قاضی نعمان ، ج ٣، ص ١٣٤ـ ١٣٥؛
مفید، ١٤١٣ الف ، ج ٢، ص ١٢٩؛
علوی شجری ، ص ٩٠ـ٩٢؛
طوسی ، ١٤١٤، ص ٣١٤؛
ابن شهرآشوب ، ج ٤، ص ٦٣؛
صدری ، ص ٥٢؛
موحد ابطحی اصفهانی ، ج ٤، ص ١٥٠ـ١٥١، ١٥٣، ٢١٨ـ٢٥٣، ٢٦٢ـ٢٦٤).
در برخی منابع ، مُفاد این احادیث از جملة معجزات پیامبر به شمار آمده است ( رجوع کنید به ابونعیم ، ص ٥٥٣؛
بیهقی ، ج ٦، ص ٤٦٨ـ٤٧٠). برطبق این احادیث ، که بیشتر آنها از طریق ام سَلَمه نقل شده ( رجوع کنید به موحد ابطحی اصفهانی ، ج ٤، ص ٢١٨ـ٢٤٢)، پیامبر تربتی را که جبرائیل برای وی آورد، به ام سلمه داد و او آن را در شیشه ای (یا پیراهن یا روسری خود) نهاد، آنگاه پیامبر اکرم خونْرنگ شدن تربت را در روز عاشورا نشانة شهادت امام حسین علیه السلام معرفی کرد ( رجوع کنید به ابویعلی موصلی ، ج ٦، ص ١٢٩ـ١٣٠؛
خُصَیبی ،ص ٢٠٢ـ٢٠٣؛
ابن قولویه ، ص ٥٩ ـ٦١؛
طبرانی ، ج ٣، ص ١٠٨؛
ابن شجری ، ج ٢، ص ٨٢؛
ابن بابویه ، ١٣٦٢ش ، مجلس ٢٩، ص ١٣٩ـ١٤٠؛
حاکم نیشابوری ، ج ٥، ص ٥٦٧). خونْ رنگ شدن تربت در روز عاشورا در برخی گزارشهای دیگر نیز آمده است ( رجوع کنید به میثمی عراقی ، ص ٥٤٢؛
دستغیب ، ص ١٢٣ـ١٢٤). در منابع شیعی ، این احادیث به واسطة حدود ده راوی از پیامبر اکرم و امام باقر و امام صادق نقل شده است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، همانجا؛
طوسی ، ١٤١٤، ص ٣١٤ـ ٣١٨، ٣٣٠؛
فضل طبرسی ، ج ١، ص ٤٢٨). در برخی از آنها اشاره شده که پیامبر به ام سلمه مقداری تربت داده ، در حدیثی آمده که این تربت تا هنگام مرگِ ام سلمه نزد وی بوده ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٦٠) و بنا بر روایتی آن تربت نزد امام باقر علیه السلام بوده است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٤، ص ٣١٦). در برخی دعاها نیز به ماجرای تربت آوردن جبرائیل اشاره یا تصریح شده است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٨٠، ٢٨٢، ٢٨٤ـ ٢٨٥؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٩٨، ص ١١٨، ١٢٩).
از حضرت علی احادیثی در بارة تربت امام حسین نقل شده است ، از جمله آنکه آن حضرت هنگام عبور از کربلا در جنگ صفّین ، حدیث پیامبر را در شأن تربت برای اصحاب نقل کردند ( رجوع کنید به نصربن مزاحم ، ص ١٤٠؛
ابن سعد، ص ٤٨ـ٤٩؛
ابن حنبل ، ج ١، ص ٤٤٦؛
ابویعلی موصلی ، ج ١، ص ٢٩٨؛
ابن عساکر، ص ٢٣٤ـ٢٣). ظاهراً این حدیث دو بار، هنگام رفتن امام علی به صفّین و هنگام بازگشت از آن ، در کربلا شنیده شده است (موحد ابطحی اصفهانی ، ج ٤، ص ٣٦٥ـ٣٦٦). در حدیثی دیگر، از آگاهی حضرت علی نسبت به تربت محل شهادت امام حسین علیه السلام سخن رفته است ( رجوع کنید به ابن سعد، ص ٤٨؛
ابن قولویه ، ص ٧٢). بنا بر حدیثی ، آن حضرت هنگام عبور از کربلا ضمن گریستن و اشاره به واقعة عاشورا، حرمت تربت آنجا را یادآور شدند ( رجوع کنید به حمیری ، ص ٢٦؛
ابن قولویه ، ص ٢٦٩ـ٢٧٠).
امام حسین نیز هنگام رسیدن به کربلا، حدیث ام سلمه را در بارة تربت نقل کردند ( رجوع کنید به سبط ابن جوزی ، ص ٢٢٥). بنا بر روایات ، ام سلمه این حدیث را هنگام حرکت آن حضرت از مدینه برای ایشان نقل کرده بود (خصیبی ، ص ٢٠٣؛
مسعودی ، ص ١٦٥؛
ابن حمزه ، ١٤١٢، ص ٣٣٠ـ٣٣١؛
موحد ابطحی اصفهانی ، ج ٤، ص ٢١٨ـ٢٢١).
دیگر امامان معصوم نیز در بارة تربت سخن گفته اند و با اوصاف «مبارکه » و «طاهره » و «مِسکة مبارکه » آن را ستوده و بر فضیلت آن تأکید کرده اند ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٦٧ـ ٢٦٨، ٢٧٠ـ٢٧١؛
مفید، ١٤١٣ ب ، ص ٢٣؛
عصفری ، ص ١٦ـ١٧؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٩٨، ص ١٢٨ـ١٣٢). امام رضا هنگام برداشتن تربت ، آن را بوییده و گریسته است ( رجوع کنید به محمدباقر مجلسی ، ج ٩٨، ص ١٣١). در برخی احادیث از علاقة فرشتگان به تربت سخن رفته است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٦٨؛
مفید، ١٤١٣ ب ، ص ١٥١؛
صدری ، ص ٤٩).
در متون حدیثی و فقهی آثار متعددی برای تربت ذکر شده است . در احادیث گفته شده که تربت شفابخش بیماریهاست و شرط تأثیر آن ، اعتقاد به آن یا اعتقاد به امامت امام حسین دانسته شده است ( رجوع کنید به کلینی ، ج ٤، ص ٥٨٨؛
علوی شجری ، ص ٩١؛
طوسی ، ١٤١١، ص ٧٣٢ـ٧٣٤؛
ابن مشهدی ، ص ٣٦١ـ٣٦٣؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٩٨، ص ١١٨ به بعد). برخی احادیث شیوة برداشتن تربت یا خوردن آن را نیز مؤثر دانسته اند ( رجوع کنید به برقی ، ص ٥٠٠؛
کلینی ، ج ٤، ص ٢٤٣؛
ابن بابویه ، ١٣٨٦، ص ٤١٠؛
طوسی ، ١٤١٤، ص ٣١٧؛
همو، ١٤١١، ص ٨٢٦). شفاخواهی از تربت مورد اجماع فقهای امامی بوده (شهید اول ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٢٥) و آثاری در بارة آن نوشته شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
گزارشهای بسیاری از زبان راویان موثق در بارة اثر تربت در دست است (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٤، ص ٣١٩ـ٣٢٠؛
میثمی عراقی ، ص ٥٤٢؛
قمی ، ج ٢، ص ٦٩٥؛
اعرجی فحّام ، ج ٢، ص ٢٠٤ـ٢٠٦؛
صدری ، ص ١٠٩ـ١١٠، ١١٥ـ١١٦). شفاخواهی از تربت حمزه ، عموی پیامبر، و دیگر شهدا و صالحان نیز از دیرباز در میان مسلمانان مرسوم بوده است (سمهودی ، ج ١، ص ٦٩، ١١٦، ج ٢، ص ٥٤٤؛
اعرجی فحّام ، ج ٢، ص ١٧٩ـ١٨٢). سنّت استشفا از تربت امام حسین علیه السلام برای درمان بیماریها در فرهنگ عمومی شیعیان چندان فراگیر شده که در تعریف تربت در فرهنگنامه های فارسی نیز درج شده است (از جمله رجوع کنید به دهخدا؛
داعی الاسلام ؛
شاد، ذیل واژه ؛
برای آگاهی از موارد دیگر شفابخشی رجوع کنید به سبحانی ، ص ١٨٤؛
علوی ، ص ٣٣١ـ٣٣٢).
اثر دیگر تربت ، ایمنی از ترس است و بر همراه داشتن آن در احادیث تأکید شده است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٧٨ـ٢٨٠؛
طوسی ، ١٤٠١، ج ٦، ص ٧٥؛
همو، ١٤١٤، ص ٣١٨)؛
امام رضا علیه السلام در هرمحموله ای ، مانند پارچه ، اندکی تربت می گذاشته (ابن قولویه ، ص ٢٧٨) و این کار گویا برای ایمنیِ
آن بوده است (کلباسی ، ص ١٣٠). همچنین ، بنا بر منابع ، به همراه داشتن تربت برکت دارد ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٧٨؛
نجفی ، ج ١٨، ص ١٦٢).
در احادیث به کام برداشتن نوزادان با تربت سفارش شده و فقها آن را مستحب دانسته ( رجوع کنید به کلینی ، ج ٦، ص ٢٤؛
مفید، ١٤١٠، ص ٥٢١؛
سلاّ ر دیلمی ، ص ١٥٦؛
ابن برّاج ، ج ٢، ص ٢٥٩؛
ابن حمزه ، ١٣٩٩، ص ٣٧٢؛
یوسف بحرانی ، ج ٧، ص ١٣١) و هدیه دادن آن را توصیه کرده اند (شهید اول ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٢٦).
فقهای امامی اتفاق نظر دارند که تربت نهادن به همراه میت برای ایمنی او از عذاب قبر مستحب است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٧٠٦؛
محقق حلّی ، ١٣٦٤ ش ، ج ١، ص ٢٩٩ـ٣٠٠)، اما در شیوة انجام دادن این کار اختلاف نظر دارند ( رجوع کنید به الفقه المنسوب للامام الرضا علیه السلام ، ص ١٨٤؛
طوسی ، ١٤١١، ص ٢٠؛
همو، ١٤٠٠، ص ٢٥٠؛
ابن ادریس حلّی ، ج ١، ص ١٦٥؛
محقق حلّی ، ١٣٦٤ ش ، ج ١، ص ٣٠١؛
علامه حلّی ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٩٤ـ ٩٥؛
شهید اول ، ١٤١٩، ج ٢، ص ٢١). برخی فقها مستند این استحباب را صرفاً متبرک بودن تربت دانسته اند ( رجوع کنید به شهید اول ، همانجا؛
موسوی عاملی ، ج ٢، ص ١٣٩)، ولی این عمل مستند به حدیث است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤٠١، ج ٦، ص ٧٦؛
همو، ١٤١١، ص ٧٣٥؛
احمد طبرسی ، ج ٢، ص ٥٨٢؛
یوسف بحرانی ، ج ٤، ص ١١٢؛
حرّ عاملی ، ج ٣، ص ٣٠؛
علامه حلّی ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٩٥؛
شهید اول ، ١٤١٩، ج ٢، ص ٢١).
استحباب کتابت شهادتین بر روی کفن و نیز نوشتن نام امامان بر آن با تربت امام حسین ، مورد اتفاق نظر فقهای
امامی است ، در بارة نحوة کتابت آن اختلاف نظرهایی در میان فقیهان دیده می شود ( رجوع کنید به مفید، ١٤١٠، ص ٧٨؛
طوسی ، ١٤٠١، ج ١، ص ٣٠٩؛
همو، ١٤١١، ص ١٨؛
ابن ادریس حلّی ، ج ١، ص ١٦٢؛
فاضل هندی ، ج ٢، ص ٢٩٨؛
نجفی ، ج ٤، ص ٢٣١).
برای تربت آثار دیگری هم ذکر شده است ، از جمله زیاد شدن روزی و علم نافع و عزت یافتن و رفع فقر و ظهور هرگونه اثر نیک و پسندیده ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٧٧، ٢٨٢ـ ٢٨٥؛
ابن بسطام ، ص ٥٢؛
نوری ، ١٤٠٧ـ ١٤٠٨، ج ٨، ص ٢٣٧؛
کلباسی ، ص ١٠٩؛
فرهاد میرزا قاجار، ص ٦). در بارة برخی آثار تربت این بحث مطرح شده است که آیا این آثار با خوردن تربت حاصل می شود یا ناشی از همراه داشتن آن است (نراقی ، ج ١٥، ص ١٦٣؛
کلباسی ، ص ٦٧، ٧٧).
بنا بر احادیث و کتب فقهی ، تربت بهترین چیزی است که می توان در سجده پیشانی را بر آن گذاشت (ابن بابویه ، ١٤١٤، ج ١، ص ٢٦٨؛
شهید اول ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٢٦؛
یوسف بحرانی ، ج ٧، ص ٢٦٠؛
نراقی ، ج ٥، ص ٢٦٦). در برخی روایات آمده که امام صادق علیه السلام مقداری از تربت امام حسین را که در کیسه ای ابریشمی و زرد رنگ نگه می داشته ، هنگام نماز بر سجادة خود می ریخته و بر آن سجده می کرده است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١١، ص ٧٣٣؛
دیلمی ، ج ١، ص ١١٥؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٨٢، ص ١٥٣؛
آل کاشف الغطاء، ص ٣٩). به موجب برخی متون حدیثی و فقهی ، سجده کردن بر تربت و تسبیح گفتن با تربت باعث رقت قلب می گردد (محمدتقی مجلسی ، ج ٢، ص ١٧٧).
قدیمترین متن در بارة مُهر تربت ــ که با تعبیر «لوحٌ مِنْ طینِ القبر» از آن یاد شده ــ در توقیعی از امام عصر
آمده که در سال ٣٠٨ در پاسخ به سؤالات محمدبن عبداللّه بن جعفر حِمیَری صادر شده است . پرسش از فضیلت مهر تربت در این تاریخ نشان می دهد که هنوز استفاده از مهر تربت فراگیر نبوده است . در این حدیث و احادیث دیگر بر استحباب ذکر گفتن با تسبیح تربت تأکید شده ( رجوع کنید به مفید، ١٤١٣ ب ، ص ١٥٠ـ ١٥١؛
حسن طبرسی ، ص ٢٨١؛
ابن مشهدی ، ص ٣٦٦ـ ٣٦٨؛
حرّ عاملی ، ج ٦، ص ٤٥٥ـ٤٥٦؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٨٢، ص ٣٣٣، ٣٤٠). شهید اول این احادیث را متواتر خوانده است (١٤١٤، ج ٢، ص ٢٦). بنا بر حدیثی از امام صادق ، تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام نخست از نخ پشمیِ تابیده بود که عدد تکبیرات بر آن گره زده شده بود. با شهادت حمزه بن عبدالمطلب در جنگ احد، حضرت فاطمه از تربت وی تسبیح ساختند. پس از شهادت امام حسین ساختن تسبیح تربت آن حضرت معمول شد. در حدیث دیگری از امام صادق ، تسبیح تربت حمزه با تسبیح تربت امام حسین مقایسه و تربت امام حسین برتر دانسته شده است ( رجوع کنید به مفید، ١٤١٣ ب ، همانجا). از این روایت برمی آید که دستِکم تا زمان امام صادق هنوز ساختن تسبیح از تربت حمزه مرسوم بوده است (نیز رجوع کنید به سمهودی ، ج ١، ص ١١٦). در روایات بر ثوابِ در دست گرفتن تسبیح تربت امام حسین علیه السلام ، حتی بدون گفتن ذکر، تأکید شده است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١١، ص ٧٣٥؛
همو، ١٤٠١، ج ٦، ص ٧٥ـ ٧٦؛
احمد طبرسی ، ج ٢، ص ٥٨٣؛
نیز رجوع کنید به مفید، ١٤١٣ ب ، ص ١٥٢)، ولی ظاهراً استفاده از تسبیح تربت نیز همچون مهر تربت تا سال ٣٠٨ (تاریخ مکاتبة حمیری ) هنوز سنّتی فراگیر نشده بوده است .
در ساختن مهر و تسبیح ، پختن تربت برای ماندگاری آن بسیار مفید است و همین موضوع بحث فقهی سجده بر
تربت پخته را به میان آورده است ؛
برخی فقها آن را جایز و شماری آن را مکروه دانسته اند ( رجوع کنید به سلاّ ر دیلمی ، همانجا؛
ابن حمزه ، ١٣٩٩، ص ٨٩؛
شهید اول ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٢٦؛
شهید ثانی ، ١٣٧٨ش ، ص ٢١١؛
یوسف بحرانی ، ج ٧، ص ٢٦٠ـ ٢٦١؛
نجفی ، ج ٨، ص ٤١٤). این موضوع در قرن دهم ــ پس از آنکه یکی از دانشمندان ، سجده بر تربت پخته را تحریم کرد ( رجوع کنید به محقق کرکی ، ج ٢، ص ٩١) ــ به بحثی جدّی بدل شد، به طوری که محقق کرکی ، در ٩٣٣ رساله ای در اثبات جواز آن نوشت . برخی این رساله را در رد فاضل قطیفی دانسته اند، مباحثات وی با محقق کرکی معروف است ( رجوع کنید به محمدباقر مجلسی ، ج ١٠٥، ص ٧٩؛
امین ، ج ٨، ص ٢١٠؛
آقابزرگ طهرانی ،ج ١٢، ص ١٤٨ـ ١٤٩).
با توجه به قداست تربت ، احکام خاصی برای آن در کتب فقهی ذکر شده است ، از جمله آنکه نجس کردن تربت حرام و برطرف کردن نجاست از آن واجب است ، حتی نجس کردن تربت ممکن است نشانة کفر باشد (علامه حلّی ، ١٤١٣، ج ١، ص ٢٦٧؛
همو، ١٤١٤، ج ١، ص ١٢٧؛
نجفی ، ج ٨، ص ٣٣٥؛
آل کاشف الغطاء، ص ١٧٥؛
سبزواری ، ص ١٨). همچنین تربتی که همراه میت نهاده می شود، باید به گونه ای قرار گیرد که موجب بی احترامی به آن نشود ( رجوع کنید به طباطبائی یزدی ، ج ١، ص ٣١٥، مسئلة ٩؛
حکیم ، ج ٤، ص ١٩٩). توهین به تربت آثار دنیوی ناگواری به همراه دارد ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٤، ص ٣٢٠؛
نوری ، ١٣٧٨، ج ٢، ص ٢٨٣).
خوردن خاک ، حرام و خوردن تربت ، فقط برای شفا، جایز است (کلینی ، ج ٦، ص ٢٦٥ـ٢٦٦، ٣٧٨؛
ابن برّاج ، ج ٢، ص ٤٣٣؛
ابن حمزه ، ص ٤٣٣؛
محقق حلّی ، ١٤٠٨، ج ٣، ص ١٧٦؛
نراقی ، ج ١٥، ص ١٦٢؛
کلباسی ، ص ٢٨ـ٣٠). در برخی احادیث و فتاوای فقهی ، افطار با تربت جایز است ، گرچه عده ای از فقها این امر را درست نمی دانند ( الفقه المنسوب للامام الرضا علیه السلام ، ص ٢١٠؛
ابن شعبه ، ص ٤٨٨؛
ابن بابویه ، ١٤١٤، ج ٢، ص ١٧٤؛
مفید، ١٤١٣ ج ، ص ٣١؛
ابن طاووس ، اقبال ، ص ٢٨١ ؛
شهید اول ، ١٤١٢، ص ٢٠٣؛
همو، ١٤١٩، ج ٤، ص ١٧٥ـ١٧٦؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٥٧، ص ١٥٨ـ١٦١). مقدار تربتی که برای شفا می توان خورد، اندک و حداکثر به مقدار یک نخود تعیین شده است (کلینی ، ج ٦، ص ٣٧٨؛
ابن برّاج ، ج ٢، ص ٤٢٩ـ٤٣٠؛
ابن ادریس حلّی ، ج ١، ص ٣١٨؛
محقق حلّی ، ١٤٠٨، همانجا؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٥٧، ص ١٦١ـ١٦٢؛
کلباسی ، ص ٤٥ـ٤٧).
در برخی روایات و فتاوای فقهی ، استفاده از گِل ارمنی برای درمان مجاز است ، اما تربت برتر از آن است . فقها تفاوتهای احکام این دو را برشمرده اند ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١١، ص ٧٣٢؛
محقق حلّی ، ١٤٠٨، همانجا؛
ابن فهد حلّی ، ج ٤، ص ٢٢١؛
شهیدثانی ، ١٤١٣ـ ١٤١٩، ج ١٢، ص ٦٩). در برخی روایات ، خوردن تربت امامان دیگر نیز مجاز دانسته شده است ، اما مورد پذیرش فقها و سازگار با برخی احادیث دیگر نیست ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٨٠ـ٢٨١؛
ابن بابویه ، ١٣٦٣ ش ، ج ١، ص ١٠٤؛
محمدباقر مجلسی ، ج ٥٧، ص ١٥٦). از نظر فقها خرید و فروش تربت جایز است (شهید اول ، ١٤١٤، ج ٢، ص ٢٦؛
ابن فهد حلّی ، همانجا؛
آل کاشف الغطاء، ص ٣٧٦)، ولی در برخی روایات از آن نهی شده است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ٢٨٦؛
در بارة اثر ناگوار خرید و فروش تربت رجوع کنید به حائری خراسانی ، ص ١٩٥).
محدوده ای از اطراف قبر امام حسین علیه السلام که از آن تربت برداشته می شود، در روایاتِ گوناگون بیست ذراع ، بیست و پنج ذراع ، هفتاد ذراع ، یک میل ، چهار میل ، ده میل ، یک فرسخ و پنج فرسخ ذکر شده است که به نظر فقها تمام آنها می تواند درست باشد، بدین ترتیب که هرچه تربت به قبر امام حسین علیه السلام نزدیکتر باشد، احترام و اثر آن بیشتر است (طوسی ، ١٤٠١، ج ٦، ص ٧١ـ٧٢؛
همو، ١٤١١، ص ٧٣١ـ٧٣٢؛
ابن فهد حلّی ، ج ٤، ص ٢٢٠؛
شهید ثانی ، ١٤٠٣، ج ٧، ص ٣٢٧؛
مقدّس اردبیلی ، ج ٢، ص ٣١٣؛
محمدتقی مجلسی ، ج ٥، ص ٣٧٠ـ٣٧١؛
نراقی ، ج ١٥، ص ١٦٥ـ١٦٧).
برای برداشتن ، خوردن یا به همراه داشتن تربت ، دعاها و اعمال خاصی مانند غسل ، خواندن آیاتی از قرآن و بوسیدن و برچشم نهادن آن ذکر شده است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، باب ٩٣ـ٩٤؛
طوسی ، ١٤١٤، ص ٣١٨؛
ابن طاووس ، الامان ، ص ٤٧؛
همو، فلاح السائل ، ص ٦٢، ٢٢٤ـ ٢٢٥؛
ابن مشهدی ، ص ٣٦٣ـ٣٦٦). به نظر فقها این آداب تأثیر تربت را بیشتر یا سریعتر می کند، ولی اصل تأثیر تربت بدانها وابسته نیست ( رجوع کنید به مقدّس اردبیلی ، ج ١١، ص ٢٣٦).
احادیث راجع به تربت در منابع حدیثی بسیاری ذکر شده (از جمله رجوع کنید به ابن قولویه ، بابهای ١٧، ٩١ـ ٩٥) و آثار مستقلی نیز در بارة تربت نوشته شده است ، از جمله رسالة السجود علی التربة المشویّة اثر محقق کرکی ، الارض و التربة الحسینیة از محمدحسین آل کاشف الغطاء، الاستشفاء بالتربة الشریفة الحسینیة از ابوالمعالی کلباسی ، خاک بهشت از مهدی صدری ، سجده گاه در فضیلت سجده بر تربت از سیدمحمد امروهی هندی ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ١٢، ص ١٤٧)، سجده گاه رسول در سجده بر تربت به زبان اردو از احمد سلطان مصطفوی چشتی ( رجوع کنید به همانجا).
برخی آثار چاپ نشده در بارة تربت اینهاست : شرف التربة تألیف محمدبن بکران رازی ( رجوع کنید به نجاشی ، ص ٣٩٤؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ١٤، ص ١٨٠)، شرف التربة تألیف ابوالمفضل شیبانی ( رجوع کنید به نجاشی ، ص ٣٩٦؛
آقابزرگ طهرانی ، همانجا)، لمعة معانی به فارسی در اثبات فضیلت سجده بر تربت اثر سیدعلی رضوی لاهوری ( رجوع کنید به آقابزرگ تهرانی ، ج ١٨، ص ٣٥٤)، مثنوی شفانامه در بارة اثر تربت سیدالشهدا علیه السلام سرودة تائب تبریزی ( رجوع کنید به همان ، ج ١٩، ص ٨٤).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) محمدحسین آل کاشف الغطاء، الارض و التربة الحسینیة ، قم ١٤١٦/ ١٩٩٥؛
(٣) ابن ادریس حلّی ، کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی ، قم ١٤١٠ـ١٤١١؛
(٤) ابن بابویه ، الامالی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥) همو، علل الشرایع ، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٦) همو، عیون اخبارالرضا ، چاپ مهدی لاجوردی ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(٧) همو، کتاب من لایحضره الفقیه ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٤١٤؛
(٨) همو، کمال الدین و تمام النعمة ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(٩) ابن برّاج ، المهذب ، قم ١٤٠٦؛
(١٠) ابن بسطام (حسین بن بسطام ) و ابن بسطام (عبداللّه بن بسطام )، طب الائمة ، نجف ١٣٨٥، چاپ افست قم ١٣٦٣ ش ؛
(١١) ابن حمزه ، الثاقب فی المناقب ، چاپ نبیل رضا علوان ، قم ١٤١٢؛
(١٢) همو، الوسیلة الی نیل الفضیلة ، چاپ عبدالعظیم بکاء، نجف ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(١٣) ابن حنبل ، المسند ، چاپ احمدمحمد شاکر، قاهره ١٤١٦/ ١٩٩٥؛
(١٤) ابن سعد، ترجمة الامام الحسین علیه السلام و مقتله ، من القسم غیرالمطبوع من کتاب الطبقات الکبیر لابن سعد ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، قم ١٤١٥؛
(١٥) ابن شجری ، کتاب الامالی و هی الشهیرة بالامالی الخمیسیة ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٦) ابن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٧) ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ، چاپ یوسف بقاعی ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩١؛
(١٨) ابن طاووس ، الاقبال بالاعمال الحسنة ، چاپ فضل اللّه نوری ، تهران ١٣١٢، چاپ افست ١٣٦٧ ش ؛
(١٩) همو، الامان من اخطار الاسفار و الازمان ، قم ١٤٠٩؛
(٢٠) همو، کتاب فلاح السائل ، بیروت : الدارالاسلامیه ، ( بی تا. ) ؛
(٢١) ابن عساکر، ترجمة ریحانة رسول اللّه الامام المَفْدیّ فی سبیل اللّه الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات اللّه علیهم من تاریخ مدینة دمشق ، بیروت ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(٢٢) ابن فهد حلّی ، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع ، قم ١٤٠٧ـ١٤١٣؛
(٢٣) ابن قولویه ، کامل الزیارات ، چاپ عبدالحسین امینی ، نجف ١٣٥٦؛
(٢٤) ابن مشهدی ، المزار الکبیر ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ١٤١٩؛
(٢٥) ابن منظور؛
(٢٦) ابوریحان بیرونی ، آثار الباقیة ؛
(٢٧) احمدبن عبداللّه ابونعیم ، دلائل النبوة ، چاپ محمد رواس قلعه جی و عبدالبر عباس ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩١؛
(٢٨) ابویعلی موصلی ، مسند ، چاپ حسین سلیم اسد، بیروت ١٤١٠ـ١٤١٢؛
(٢٩) محمدرضا اعرجی فحّام ، احسن الجزاء فی اقامة العزاء علی سیدالشهداء ( علیه السلام )، ج ٢، قم ١٤٠١؛
(٣٠) امین ؛
(٣١) عبدالحسین امینی ، سیرتنا و سنتنا ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣٢) عبداللّه بن نوراللّه بحرانی ، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الا´یات و الاخبار و الاقوال ، ج ١٧، قم ١٤٠٧؛
(٣٣) یوسف بن احمد بحرانی ، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة ، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ محدّث ارموی ، قم ?( ١٣٣١ ش ) ؛
(٣٤) احمدبن حسین بیهقی ، دلائل النبوة ، چاپ عبدالمعطی قلعجی ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٣٥) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٨؛
(٣٦) هادی حائری خراسانی ، معجزات و کرامات ائمة اطهار علیهم السلام ، قم ١٤١٧؛
(٣٧) حرّ عاملی ؛
(٣٨) محسن حکیم ، مستمسک العروة الوثقی ، نجف ١٣٨٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣٩) عبداللّه بن جعفر حمیری ، قرب الاسناد ، قم ١٤١٣؛
(٤٠) حسین بن حمدان خصیبی ، الهدایة الکبری ، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٤١) محمدعلی داعی الاسلام ، فرهنگ نظام ، چاپ سنگی حیدرآباد دکن ١٣٠٥ـ ١٣١٨ ش ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ؛
(٤٢) عبدالحسین دستغیب ، داستانهای شگفت ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤٣) دهخدا؛
(٤٤) حسین بن محمد دیلمی ، ارشاد القلوب ، بیروت ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(٤٥) جعفر سبحانی ، «مصاحبه با آیة اللّه جعفر سبحانی »، حوزه ، ش ٤٣ـ٤٤ (فروردین ـ تیر ١٣٧٠)؛
(٤٦) محمدباقر سبزواری ، ذخیرة المعاد فی شرح الارشاد ، چاپ سنگی تهران ١٢٧٣ـ١٢٧٤، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٤٧) سبط ابن جوزی ، تذکرة الخواص ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤٨) حمزة بن عبدالعزیز سلاّ ر دیلمی ، المراسم العلویة فی الاحکام النبویة ، چاپ محسن حسینی امینی ، بیروت ١٤١٤/ ١٩٩٤؛
(٤٩) علی بن عبداللّه سمهودی ، وفاءالوفا باخبار دارالمصطفی ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٥٠) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٥١) محمدبن مکی شهیداول ، البیان ، چاپ محمد حسون ، قم ١٤١٢؛
(٥٢) همو، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة ، قم ١٤١٤؛
(٥٣) همو، ذکری الشیعة فی احکام الشریعة ، قم ١٤١٩؛
(٥٤) زین الدین بن علی شهیدثانی ، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة ، چاپ محمد کلانتر، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٥٥) همو، الفوائد الملیّة لشرح الرسالة النفلیّة ، قم ١٣٧٨ ش ؛
(٥٦) همو، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام ، قم ١٤١٣ـ ١٤١٩؛
(٥٧) مهدی صدری ، خاک بهشت ، قم ١٣٧٧ ش ؛
(٥٨) علی طباطبائی ، ریاض المسائل ، قم ١٤١٢ـ١٤٢٠؛
(٥٩) محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ، العروة الوثقی ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٦٠) سلیمان بن احمد طبرانی ، المعجم الکبیر ، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی ، چاپ افست بیروت ١٤٠٤ـ ? ١٤٠؛
(٦١) احمدبن علی طبرسی ، الاحتجاج ، چاپ ابراهیم بهادری و محمدهادی به ، قم ١٤١٣؛
(٦٢) حسن بن فضل طبرسی ، مکارم الاخلاق ، چاپ محمدحسین اعلمی ، بیروت ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٦٣) فضل بن حسن طبرسی ، اعلام الوری باعلام الهدی ، قم ١٤١٧؛
(٦٤) محمدبن حسن طوسی ، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد ، تهران ١٤٠٠؛
(٦٥) همو، الامالی ، قم ١٤١٤؛
(٦٦) همو، تهذیب الاحکام ، چاپ حسن موسوی خرسان ، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٦٧) همو، کتاب الخلاف ، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٦٨) همو، مصباح المتهجّد ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٦٩) ابوسعید عباد عصفری ، اصل ، در اصول الستة عشر ، قم ١٤٠٥؛
(٧٠) حسن بن یوسف علامه حلّی ، تذکرة الفقهاء ، ج ١ و ٢، قم ١٤١٤؛
(٧١) همو، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة ، ج ١، قم ١٤١٣؛
(٧٢) جواد علوی ، «آیة اللّه بروجردی در بروجرد»، حوزه ، سال ٨ ، ش ٤٣ـ٤٤ (فروردین ـ تیر ١٣٧٠)؛
(٧٣) محمدبن علی علوی شجری ، فضل زیارة الحسین ( علیه السلام )، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠٣؛
(٧٤) علی بن موسی (ع )، امام هشتم ، الفقه المنسوب للامام الرضا علیه السلام ، مشهد ١٤٠٦؛
(٧٥) محمدبن حسن فاضل هندی ، کشف اللثام عن قواعد الاحکام ، ج ٢، قم ١٤١٨؛
(٧٦) فرهاد میرزاقاجار، قمقام زخّار و صمصام بتار ، تهران ١٣٧٧؛
(٧٧) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، القاموس المحیط ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٧٨) نعمان بن محمد قاضی نعمان ، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار ، چاپ محمد حسینی جلالی ، قم ١٤٠٩ـ١٤١٢؛
(٧٩) عباس قمی ، فوائد الرضویة : زندگانی علمای مذهب شیعه ، تهرن ?( ١٣٢٧ ش ) ؛
(٨٠) محمدبن محمدابراهیم کلباسی ، الاستشفاء بالتربة الشریفة الحسینیة ، چاپ حسین غیب غلامی ، قم ١٤١٢؛
(٨١) کلینی ؛
(٨٢) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٨٣) محمدتقی بن مقصود علی مجلسی ، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه ، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی ، قم ١٤٠٦ـ١٤١٣؛
(٨٤) جعفربن حسن محقق حلّی ، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقال ، قم ١٤٠٨؛
(٨٥) همو، المعتبر فی شرح المختصر ، ج ١، قم ١٣٦٤ ش ؛
(٨٦) علی بن حسین محقق کرکی ، رسائل المحقق الکرکی ، چاپ محمد حسون ، ج ٢: رسالة السجود علی التربة المشویّة ، قم ١٤٠٩؛
(٨٧) علی بن حسین مسعودی ، اثبات الوصیة ، قم ١٤١٧/ ١٩٩٦؛
(٨٨) محمدبن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد ، قم ١٤١٣ الف ؛
(٨٩) همو، کتاب المزار ، چاپ محمدباقر ابطحی ، قم ١٤١٣ ب ؛
(٩٠) همو، مسارّ الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة ، چاپ مهدی نجف ، قم ١٤١٣ ج ؛
(٩١) همو، المقنعة ، قم ١٤١٠؛
(٩٢) احمدبن محمد مقدّس اردبیلی ، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان ، چاپ مجتبی عراقی ، علی پناه اشتهاردی ، و حسین یزدی اصفهانی ، قم ، ج ٢، ١٤٠٣، ج ١١، ١٤١٤؛
(٩٣) محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی ، الامام الحسین علیه السلام فی احادیث الفریقین من قبل الولادة الی بعد الشهادة ، قم ١٤١٤ـ ١٤١٥؛
(٩٤) محمدبن علی موسوی عاملی ، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام ، قم ١٤١٠؛
(٩٥) محمود میثمی عراقی ، دارالسلام ، تهران ١٣٧٤؛
(٩٦) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنفی الشیعة المشتهر بـ رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(٩٧) محمدحسن بن باقر نجفی ، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام ، بیروت ١٩٨١؛
(٩٨) احمدبن محمدمهدی نراقی ، مستندالشیعة فی احکام الشریعة ، قم ، ج ٥، ١٤١٥، ج ١٥، ١٤١٨؛
نصربن مزاحم ، وقعة صفین ،
(٩٩) چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ١٣٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(١٠٠) حسین بن محمدتقی نوری ، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام ، قم ١٣٧٨؛
(١٠١) همو، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، قم ١٤٠٧ـ ١٤٠٨.
/ سیدمحمدجواد شبیری /