دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤١٨
تِراوْنیک ، شهری در مرکز بوسنی (بوسنه )، واقع در شمال غربی سارایوو * ، در درة تنگ لاشوا ( ( مسیر ) ریزابه ای از رودخانة بوسنه / بوسنا)، در ارتفاع ٥٠٤ متری از سطح دریا و در میان کوههای ولاشیچ (ارتفاع : ٩٤٣ ، ١ متر) در شمال و ویلنیکا (ارتفاع : ٢٣٥ ، ١ متر) در جنوب قرار گرفته است . سرزمینهای مجاور تراونیک را ابتدا مردمان عهد نوسنگی و سپس ایلیریان اشغال کردند. آثار زیادی از دوران روم باقی است ، اما از پنج قرن نخستینِ پس از ورود اسلاوها به سرزمینهای بالکان (قرن اول تا ششم / هفتم تا دوازدهم ) چیزی به جا نمانده است . شواهد تاریخی از قرن هفتم / سیزدهم به بعد، از نو مشاهده می شود: بقایای دو کلیسا و پنج قصر ـ قلعه از یک سو، و تعدادی مقبره و گور متعلق به قرون وسطا از سوی دیگر. نام یکی از این قصر ـ قلعه ها یعنی تراونیک ــ که از اوایل قرن نهم / پانزدهم بوده و از آن پس چندبار نوسازی شده است ــ با ایجاد شهر پیوند دارد و نام آن نخستین بار در ٨٦٨ ـ٨٦٩/ ١٤٦٣ـ ١٤٦٤ ذکر شده یعنی هنگامی که سلطان محمد دوم در حمله به بوسنی از این مکان بازدید کرده است . متعاقب آن ، در زیر قلعه ابتدا یک بازار و سپس یک قصبة عثمانی ساخته شد که مقرّ ناحیة لاشوا و از ٩٣٥/ ١٥٢٨ «قاضیلق » (قاضی نشین ) بوسنه برود شد. به نظر می رسد که توسعة شهر ابتدا کُند بوده و پس از نیمة دوم قرن دهم / شانزدهم سرعت یافته است ، زیرا تخمین می زنند که جمعیت آن تا پایان قرن یازدهم / هفدهم به ٠٠٠ ، ٣ تا ٥٠٠ ، ٣ تن رسیده بوده است .
اولیا چلبی در تابستان ١٠٧١/ ١٦٦٠ از تراونیک دیدن کرده است ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٤٤٢ به بعد). طبق نظر این سیاح سرشناس ، شهر در آن زمان «خاصّ» (تیول ) پاشای بوسنی و مقرّ یک «وُیْوُده » (حاکم ) و به صورت قاضیلق با ١٥٠ آقچه (سکة نقره ) ( درآمد ) بود. بنابر توصیف وی ، شهر شامل یازده محله با ٠٠٠ ، ٢ خانة محکم ، هفده مسجد، تعدادی مدرسة ابتدایی ، یک «خان »، یک حمام ، دو «تربه » (مقبره ) و «چارشی » (بازار) بوده است (در آماری که کرشولیاکوویچ و کورکوت ، ص ١٤، ارائه می دهند تعداد محله ها هفت و تعداد خانه ها ٦٠٠ تا ٧٠٠ گزارش شده است ). در رسالة تحقیقی پپیچ (ص ١٠٢ـ١١٢) که به مقابلة تمام اسناد شناخته شده می پردازد، شرح جزء به جزء گسترش شهر و افزایش جمعیت آن را در دورة جدید (٨٦٧ـ١١١١/ ١٤٦٣ـ ١٦٩٩) می توان مشاهده کرد که با رفاه ناشی از موقعیت نظامی عثمانی در این ناحیه همراه بوده است .
به طور کاملاً غیرمنتظره ، دورة بزرگترین پیشرفتهای تراونیک با افول در جنوب شرقی اروپا مصادف بود و دلیل آن اینکه مقرّ وزیر عثمانی در ١١١١/١٦٩٩ از سارایوو به تراونیک انتقال یافت ، و او تا هشتم شعبان ١٢٦٦/ نوزدهم ژوئن ١٨٥٠ ــ جز در دو فاصلة کوتاه بین ١٢٤٢ـ١٢٤٣/ ١٨٢٧ـ ١٨٢٨ و ١٢٤٨ـ١٢٥٢/ ١٨٣٢ـ١٨٣٦ ــ در آنجا باقی ماند. رفاه و رونق شهری ناشی از این امر با صنعتگری و بازرگانی همراه ، و پاسخگوی جمعیتی بیش از دو برابر جمعیت شهر بود. این جمعیت تا اواسط قرن سیزدهم / نوزدهم به بیش از ٠٠٠ ، ٧ تن افزایش یافت و تراونیک را از قصبه به شهر تبدیل کرد (بر اساس گزارش آمِدِه شومت د فوسه ، کنسول فرانسه در تراونیک ، بیشتر ساکنان شهر را مسلمانان تشکیل می دادند و بقیه حدود یک هزارتن مسیحی ارتدوکس ، پانصد کاتولیک رومی ، سیصد کولی و شصت تن یهودی بودند). در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم و طی دورة نسبتاً کوتاهی ، تراونیک به مقرّ اولین کنسولگریهای اروپایی ، از جمله کنسولگری فرانسه (از ١٢٢١/ ١٨٠٦ تا ١٢٢٩/ ١٨١٤) و کنسولگری اتریش (از ١٢٢٣/١٨٠٨ تا ١٢٣٥/ ١٨٢٠) در این قسمت از قلمرو عثمانی
هم تبدیل شد؛ حوادث این دوره را ایووآندریچ (برندة جایزة ادبی نوبل در ١٩٦١) در > تاریخچة تراونیک < بتفصیل شرح داده است .
مهمترین آثار معماری عثمانی (چندین مسجد و «خان »، دو «بَدِستان » ( در بارة بدستان رجوع کنید به بازار ) ، سه حمام ، دو برج ساعت ، سه «مدرسه »، تعدادی پل و «تربه » و «چشمه » و یک تکیه ) از قرنهای دوازدهم ـ سیزدهم / هجدهم ـ نوزدهم در شهر ایجاد شد که بیشتر آنها بعدها بازسازی و نوسازی گردید و بعضی از میان رفت .
انتقال قطعی مقرّ وزیر به سارایوو در ١٢٦٦/١٨٥٠، آغاز افول تراونیک را رقم زد که در سالهای پایانی قدرت عثمانی (١٢٦٦ـ ١٢٩٥/ ١٨٥٠ـ ١٨٧٨) ادامه یافت ( رجوع کنید به پپیچ ، ص ١٤٠ـ ١٤٧)؛ جمعیت شهر به طور محسوسی کاهش یافت ، تا حدی که براساس اولین سرشماری اتریش ـ مجارستان در ١٢٩٦/ ١٨٧٩ به ٨٨٧ ، ٥ تن (شامل ٣٤٨٢ مسلمان ، ١٤٥٥ مسیحی کاتولیک ، ٥٧٦ مسیحی ارتدوکس و ٣٧٤ یهودی ) می رسید.
ساخت یک کلیسای کاتولیک ، یک کلیسای ارتدوکس و افتتاح یک مدرسة ابتدایی کاتولیک و یک مدرسة ابتدایی ارتدوکس و همچنین افتتاح «رشدیه » (دبیرستان )ای برای دانش آموزان همة فرقه های مذهبی با برنامة آموزشی ترکی و از همه مهمتر، ساخت یک صومعة بزرگ فرانسیسی با یک کلیسا و مدرسة متوسطه در گوچا گوره ، نزدیک تراونیک ، وجه مشخصة این دوره است . این صومعه با تأسیسات مذهبی دیگر، بعدها اثر بسیار مهمی در زندگی مذهبی ، فرهنگی و سیاسی جمعیت کاتولیک بوسنی ـ هرزگوین داشت .
این شهر عثمانی ، طی چهل سالی که در اشغال اتریش ـ مجارستان بود (١٢٩٥ـ١٣٣٦/ ١٨٧٨ـ ١٩١٨)، دگرگونیهای بسیاری دید، بویژه پس از آتش سوزی بزرگ ١٣٢١/ ١٩٠٣، سراسر مرکز تاریخی شهر، که تمام بناهای آن (اعم از مغازه و خانه های مسکونی ) چوبی بود، از میان رفت و دیگر مرمّت نشد. آنگاه ، اولین بناهای باب روز در آن پدیدار شد. این جدول که براساس چهار سرشماری رسمی تنظیم شده است ، دگرگونیهای جمعیتی را نشان می دهد:
سایر یهودی ارتدوکس کاتولیک مسلمان جمعیت کلی سال
ــ ٣٧٤ ٥٧٦ ٤٥٥ ، ١ ٤٨٢ ، ٣ ٨٨٧ ، ٥ ١٢٩٦/١٨٧٩
١٨ ٤٢٥ ٥٥٩ ٨٨٩ ، ١ ٠٤٢ ، ٣ ٩٣٣ ، ٥ ١٣٠٢/١٨٨٥
٢٢ ٤٢٦ ٦٥١ ١٧٩ ، ٢ ٩٨٣ ، ٢ ٢٦١ ، ٦ ١٣١٣/١٨٩٥
١٩ ٤٧٢ ٦٧٤ ٧٣٢ ، ٢ ٧٥٠ ، ٢ ٦٤٧ ، ٦ ١٣٢٨/١٩١٠
مقامات عالی رتبه و مهم مسلمانان تراونیک ، یعنی «بیگ »ها و «علما»، مانند بزرگان دیگر جاهای بوسنی و هرزگوین ، مقارن تسلط اتریش ـ مجارستان بر تراونیک ، در درگیریهای سیاسی فعالانه شرکت می کردند ( رجوع کنید به دنیا ، ص ٦٨ـ٨٩ و جاهای دیگر). می توان این را افزود که اوضاع محلی بر اثر جنگ قدرت میان دیگر عناصر اصلی جمعیت (عنصر کاتولیک که در نهایت خود را کروآت معرفی کرد و عنصر ارتدوکس که به علت وابستگی به کلیسای ملی جز احساس و اعلان وفاداری صربی خود کار دیگری نتوانست انجام دهد)، بی نهایت آشفته بود. درپایان ، آنچه راجع به جمعیت مسلمان تراونیک در این دوره می توان گفت این است که آنان در قلمرو فرهنگی هشت مکتب (ابتدایی )، یک رشدیه و سه مدرسه (مذهبی ) در اختیار داشتند و قدیمترین آنها مدرسة ایلچی حاجی ابراهیم پاشا ( رجوع کنید به بیتیچ ، ١٩٤٢) بود که در ١٣١٢ـ ١٣١٣/ ١٨٩٤ـ ١٨٩٥ ساختمان جدیدی که به سبک مغربی ساخته شده بود، و به «فیضیه » تراونیک مشهور بود، جایگزین آن شد و چند تن از اعضای خانوادة مشهور کورکوت در آنجا تدریس می کردند.
در بارة تاریخ شهر تراونیک در قرن چهاردهم / بیستم مطلب زیادی نمی توان گفت ، جز اینکه جمعیت آن از ٣٣٤ ، ٦ تن در ١٣٠٠ش / ١٩٢١ به بیش از ٠٠٠ ، ١٤ تن در ١٣٥٤ش / ١٩٧٥ افزایش یافت . اما شهر قدیمی تراونیک به علت گذشته اش ، به صورت مرکز مهم شهر ــ اگرچه فقط در سطح فرهنگی ــ در درة لاشوا باقی ماند. در خاتمه می توان گفت که پیامدهای دقیق جنگ داخلی ١٣٧١ـ١٣٧٤ ش / ١٩٩٢ـ١٩٩٥ در مورد تراونیک ، در زمان نگارش این مقاله (دی ١٣٧٥/ ژانویة ١٩٩٧) در پردة ابهام است .
منابع :
(١) اولیا چلبی ؛
(٢) A. Bejtic ¨ , Dervis § M. Korkut kao kulturni i javni radnik , Sarajevo ١٩٧٤;
(٣) idem, "Elc § i Ibrahim pas § in vakuf u Travniku", in El-Hidaje , nos. ٧-١٢, Sarajevo ١٩٤٢;
(٤) Blago na putevima Jugoslavije , Belgrade ١٩٨٣, ٣٢٧-٣٢٩;
(٥) R. J. Donia, Islam under the Double Eagle: the Muslims of Bosnia and Hercegovina ١٨٧٨-١٩١٤ , Boulder, Colo. ١٩٨١;
(٦) Encyclopedija Jugoslavije , Zagreb ١٩٧١, s.v. "Travnik" (by M. Jokanovic ¨ and K. Papic ¨ );
(٧) H. Kres § evljakovic ¨ and D. M. Korkut, Travnik u pros § losti ١٤٦٤-١٨٧٨ , Travnik ١٩٦١, ١٤;
(٨) "Kulturno-istorijski spomenici-vlasnis § tvo IVZ [Travnik(", in Glasnik Vrhovnog Islamskog Starjes § instva u FNRJ , Sarajevo,II/٤-٦ )April-June ١٩٥١(, ١٥٩-١٦٧, II/٧-٩ )July- September ١٩٥١], ٢٩٨-٣٠١;
M. Mandic ¨ , Vezirski
(٩) grad Travnik nekada i sada , Zagreb ١٩٣١;
(١٠) M. Mujezinovic ¨ , "Turski natpisi u Travniku i njegovoj okolini", Priorijentalnu filologiju, Sarajevo, x â v-xv [١٩٦٤-٥ (١٩٦٩)(, ١٤١-١٨٧, XVI-XVII )١٩٦٦-٧ (١٩٧٠)], ٢١٣-٣٠٦;
(١١) Ortschafts- und Bevخlkerungs-Statistik von Bosnien und Hercegovina. Aemtliche Ausgabe , Sarajevo ١٨٨٠, ٦١;
(١٢) K. Papic ¨ , Travnik, grad i regija , Travnik ١٩٧٥;
(١٣) H. S § abanovic ¨ , E.C § Putopis, odlomci o jugoslavenskim zemljama , Sarajevo ١٩٦٧, ١٢٧-١٢٩;
(١٤) Travnik u vrijeme vezira ) ١٦٩٩-١٨٥١ ),.
B. / ا. پوپوویچ ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام ) /