دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٩٥
تذکِرَة الکَحّالین ، از مهمترین آثار چشم پزشکی اسلامی ، تألیف علی بن عیسی کحّال * ، چشم پزشک قرن چهارم . تاریخ تألیف کتاب معلوم نیست . چنانکه از مقدمة آن برمی آید، این کتاب در پاسخ دوستی نوشته شده که از علی بن عیسی در بارة کتاب جالینوس در بیماریهای چشم پرسیده بوده ومؤلف از او با عنوان برادر فاضل یاد کرده است (ص ١).بنا بر مقدمه (ص ٢)، علی بن عیسی این کتاب را با اختصار و ایجاز، اما با هدف جمع آوری اطلاعات در بارة همة بیماریهای چشم ، تألیف نموده است تا مخاطبان را از مراجعه به کتابهای دیگر در این زمینه بی نیاز گرداند. اشارة علی بن عیسی نیز در مقدمه (ص ١) به کتاب جوامع کتب جالینوس فی امراض العین ، معطوف به متن بازنویسی شدة کتاب جالینوس در بارة بیماریهای چشم به نام جوامع جالینوس فی الامراض الحادثة فی العین (سزگین ، ج ٣، ص ١٠٢) است که هفت دانشمند یونانی در اسکندریه در قرن ششم میلادی آن را بازنویسی کردند. در آثار اسلامی ، این هفت تن را «اسکندرانیین » و آثار آنان را «جوامع الاسکندرانیین » نامیده اند. آرای آنان از منابع تذکرة الکحّالین بوده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
تذکرة الکحّالین مشتمل است بر مقدمه ای کوتاه و سه مقاله که هر کدام بابهای متعددی دارند. مطالب کتاب بترتیب اینهاست : مقالة اول در ٢١ باب شامل تعریف (حدّ) چشم ، منافع و طبیعت و تشریح آن ؛
مقالة دوم در ٧٣ باب در بارة بیماریهای چشم که از بیرون دیده می شود و چگونگی معالجة آنها؛
مقالة سوم در ٢٧ باب در بارة بیماریهای چشم که از بیرون دیده نمی شود و معالجة آنها. باب آخر مقالة سوم به مفرداتی (الادویة المفردة ، مواد دارویی بسیط ) اختصاص دارد که برای درمان بیماریهای چشم به کار می روند. در این باب ، خواص دارویی و آثار ١٤١ دارو به ترتیب الفبا ذکر شده است . در مجموع در مقاله های دوم و سوم از ١٣١ بیماری و روش درمان آنها بحث شده است .
روش کلی علی بن عیسی در تذکرة الکحّالین آن است که ابتدا بیماری و سپس راه معالجة آن را بیان می کند. او به طورکلی بیماریهای چشم را به سه جنس ، بسیط مفرد، آلی مرکّب و انحلال فرد (ص ٤٥)، تقسیم نموده و داروهای این بیماریها را نیز به سه دسته ، برگرفته از سه منشأ نباتی و معدنی و حیوانی (ص ٥٦)، تقسیم کرده است . بیشترین تأکید علی بن عیسی در معالجة بیماریهای چشم بر استفاده از دارو می باشد، اما به جراحی (العلاج بالحدید) نیز اشاره کرده است (ص ١٩٧ـ١٩٩). او ضمن برشمردن شرایط بیمار پیش از جراحی ، به چند نمونه از ابزارهای جراح و دستیارش اشاره کرده است (همانجا). باب بیست وسوم از مقالة سوم (ص ٣١٨ـ٣٢٧) نیز کاملاً به حفظ سلامت چشم اختصاص دارد و در آن سه نوع تدبیر برای حفظ سلامت چشم برشمرده شده است . مفصّلترین توصیف و شیوة درمان بیماریها در این کتاب در بارة آب آوردن چشم (ص ٢٥٤ـ٢٧٧) و پس از آن در بارة تراخم (جَرَبٌ حادثٌ فِی العَیْن ؛
ص ٧٦ـ ٨٥) است .
بنا به نوشتة علی بن عیسی در مقدمة تذکرة الکحّالین (ص ٣ـ٤)، او با جستجو در آثار گذشتگان این کتاب را تألیف کرده و تنها اندکی از دانسته های خود را که از استادانش فراگرفته بود؛
به آن افزوده است . علی بن عیسی آثار متقدمان ، بویژه کتابهای جالینوس و حنین بن اسحاق ، را مهمترین منابع خود ذکر کرده است (ص ٤). او از کتب جالینوس ، علاوه بر جوامع جالینوس فی الامراض الحادثة فی العین که در بارة چشم پزشکی نوشته شده و به دست ما نیز رسیده است (سزگین ، همانجا)، از الصناعة الصغیرة (ص ٣٢٠)، منافع الاعضاء (ص ٢٥٧) و العلل و الاعراض (ص ٢٥٩) نیز یاد کرده است . با اینکه کتاب العَشْر مقالات فی العَیْن منسوب به حنین بن اسحاق از مهمترین کتابهای چشم پزشکی اسلامی به شمار می آمده ، علی بن عیسی از آن نام نبرده است ( برای نام دیگر کتابهای حنین در چشم پزشکی رجوع کنید به حنین بن اسحاق ، مقدمة مایرهوف ، ص ٣٥ـ ٣٩). دیگر اشخاص و منابعی که علی بن عیسی از آنها یاد کرده است عبارت اند از: ( جوامع ) اسکندرانیین (ص ١)؛
اریباسیوس (ص ٢٧) دانشمند و پزشک یونانی سدة چهارم میلادی و مؤلف کتاب السبعین یا الکُنّاش ( فی الطب ) (سزگین ، ج ٣، ص ١٥٣)؛
فولس ( بولس اجانیطی ) (ص ٢٥٩)، دانشمند یونانی قرن هفتم میلادی و مؤلف کنّاش (سزگین ، ج ٣، ص ١٦٩) که کتاب ششم آن به جراحی اختصاص داشته و شرح وی از جراحی چشم از مفصّلترین توصیفها در این زمینه است (کمبل ، ص ١٠ـ١٢)؛
و ابقراط ( = بقراط ) (ص ٦٣)، فیلسوف و دانشمند یونانی سدة پنجم پیش از میلاد ( رجوع کنید به سزگین ، ج ٣، ص ٢٨ـ٣٢). علی بن عیسی از میان دانشمندان اسلامی از ابن ماسویه * (ص ٣٥٤)، مؤلف دغل العین و معرفة محنة الکحّالین (سزگین ، ج ٣، ص ٢٣٣) و از شخصی با عنوان ابن علی (ص ٢٠١) نام برده است .
تذکرة الکحّالین از معدود رساله های چشم پزشکی اسلامی است که به طور کامل به دست ما رسیده است . همچنین از دیگر کتابهای دورة اسلامی که در زمینة چشم پزشکی پیش از تذکرة الکحّالین یا مقارن آن نوشته شده اند (رجوع کنید به حنین بن اسحاق ، مقدمة مایرهوف ، ص ٦ـ٩، ١١ـ١٢)، مفصّلتر است . تعداد بیماریهایی که در تذکرة الکحّالین ذکر شده از مهمترین اثر چشم پزشکی اسلامیِ پیش از آن ، کتاب العَشْر مقالات فی العَیْن ، بیشتر است ، توصیفهای آن دقیقتر و شرح شیوة درمان در آن نیز مفصّلتر است . مجموعاً روشهای علی بن عیسی از روشهای حنین بن اسحاق بسیار پیشرفته تر است (سزگین ، ج ٣، ص ٣٣٨ـ٣٣٩ به نقل از هیرشبرگ ). توصیفهای مشروح علی بن عیسی باعث شده است که چشم پزشک مشهور معاصر او، عماربن علی موصلی ، تحت الشعاع قرار گیرد (همانجا).
تذکرة الکحّالین خیلی زود بین دانشمندان مسلمان شهرت یافت . ابن ابی اصیبعه (ص ٣٣٣)، سخن علی بن عیسی را در درمان چشم حجت شمرده و استفاده کنندگان از این کتاب را از مراجعه به کتابهای دیگر بی نیاز دانسته است . قفطی ( رجوع کنید به ص ٢٤٧) نیز اگرچه مؤلف تذکرة الکحّالین را با عیسی بن علی ، پزشک متوکل عباسی ، اشتباه گرفته است (سزگین ، ج ٣، ص ٣٣٨)، این کتاب را مبدأ کارهای چشم پزشکان بعدی دانسته است . این کتاب به منزلة قانون نامة چشم پزشکی اسلامی بوده (سزگین ، همانجا) و سبب شده است که نویسندة آن بزرگترین چشم پزشک مسلمان شناخته شود (سارتون ، ج ١، ص ٨٣٦). بسیاری از پزشکان ، چشم پزشکان و گیاه ـ داروشناسان اسلامی در آثار خود از علی بن عیسی و تذکرة الکحّالین یاد کرده اند، از جمله ابوریحان بیرونی (متوفی ٤٤٠) در الصیدنة (ص ٢١٢، ٣٨٨)، ابونصر اسعدبن الیاس مَطران مشهور به ابن مطران (متوفی ٥٨٧) در بستان الاطباء و روضة الالِبّاء (ج ١، ص ١٢٣)، خلیفة بن ابی المحاسن حلبی (قرن هفتم ) در الکافی فی الکَحْل (ص ٣١) و حکیم مؤمن (متوفی ح ١١١٠) در تحفة المؤمنین (گ ٢ ر). دانشمندان معاصر از بسیاری جهات تذکرة الکحّالین را بررسی کرده و در بارة آن مقاله های متعدد نوشته اند. مقالاتی که در چند دهة گذشته در بارة این کتاب تألیف شده ، در مجلدات مختلف طب العیون عندالعرب و المسلمین (فرانکفورت ١٩٨٦) گردآوری و تجدید چاپ شده است .
از تذکرة الکحّالین نسخه های خطی متعددی باقی مانده است ( رجوع کنید به سزگین ، ج ٣، ص ٣٣٩ـ٣٤٠؛
ششن و دیگران ، ص ٣٠٢ـ٣٠٣؛
نیز رجوع کنید به فکرت ، ص ١٢٢؛
افشار و دانش پژوه ، ج ١، ص ١٣٢). در ١٩٣٦/ ١٣١٥ ش ، مایرهوف (ص ٧٤ـ٨٧) بخشهایی از این کتاب را چاپ کرد و در ١٩٦٤/١٣٤٣ ش متن کامل آن بر اساس سه نسخة خطی و با تصحیح غوث محیی الدین قادری شرفی چاپ شد و در ١٩٩٧/١٣٧٦ ش فؤاد سزگین آن را عیناً تجدید چاپ کرد. بخشی از کتاب نیز با نام منتخبات من تذکرة الکحّالین به صورت نسخة خطی وجود دارد (ششن و دیگران ، ص ٣٠٣). الحاقیه ای نیز بر کتاب نوشته شده است (دیتریش ، ص ١٧٢ششن و دیگران ،همانجا). دو شرح نیز بر این کتاب نوشته شده است ، یکی از شخصی به نام دانیال بن شعیا، که خلیفة بن ابی المحاسن حلبی (همانجا) به آن اشاره نموده است و به رغم نظر میتووخ ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «علی بن عیسی ») نسخه ای از آن وجود دارد ( رجوع کنید به دیتریش ، ص ١٦٧ـ ١٦٨؛
ششن و دیگران ، همانجا) و دیگری از فردی ناشناس ( رجوع کنید به عوّاد، ص ١٧٨؛
سزگین ، ج ٧، ص ٣٨٩).
تذکرة الکحّالین در قرون وسطا به لاتینی ترجمه شد که آن را به گراردوس (ژرار) کرمونایی نسبت داده اند (سزگین ، ج ٣، ص ٣٤٠). این ترجمه سه بار در ونیز به چاپ رسید:در ٩٠٢، ٩٠٤، ٩٠٥ / ١٤٩٧، ١٤٩٩، ١٥٠٠ . اما ترجمة نامناسب و حذف بسیاری از جمله ها، که باعث ناپیوستگی مطالب کتاب شده بود، مانع از شناخته شدن تذکرة الکحّالین در اروپا شد ( د.اسلام ، همانجا). ترجمه هایی به آلمانی و انگلیسی (سزگین ، همانجا) و عبری ( د.اسلام ، همانجا) و ترکی (ششن و دیگران ، ص ٣٠٣ـ٣٠٤) نیز از این کتاب وجود دارد.
از تذکرة الکحّالین ترجمه های فارسی متعددی وجود دارد که قدیمترین آنها متعلق به سال ٨٩٤ و ترجمة شخصی ناشناس است (استوری ، ج ٢، بخش ٢، ص ٢٠٤). ترجمه ای به تاریخ ٩٥١ نیز از شاه علی بن سلیمان کحّال وجود دارد؛
او از چند پزشک دیگر، چون رازی و ابن سینا و سیداسماعیل جرجانی ، مطالبی به کتاب افزوده است ( نسخه های خطی ،ج ٩، ص ٢٥٦). شمس الدین علی حسینی جرجانی نیز در٩٩٧ این کتاب را ترجمه کرده و مطالبی به آن افزوده است (دهلوی ، ص ٧١٩). از این ترجمه در چاپ محیی الدین قادری شرفی (کحال ، ص ٩، پانویس ٦) استفاده شده و مفهوم بخشهایی از متن عربی (مثلاً رجوع کنید به ص ٣٧، پانویس ١، ص ٧٧ـ٨١) به کمک آن روشن گردیده است (برای سایر ترجمه های فارسی رجوع کنید به منزوی ، ١٣٤٨ش ، ج ١، ص ٤٩٤ـ ٤٩٥؛
همو، ١٣٧٤ ش ، ج ٥، ص ٣٣٥٧ـ ٣٣٥٨؛
استوری ، ج ٢، بخش ٢، ص ٢٠٤ـ ٢٠٥؛
افشار ودانش پژوه ، ج ٧، ص ٣٨٠، ٣٨٦). ویژگی تمام این ترجمه ها آن است که بخشهایی از کتاب را گزینش کرده اند، مثلاً آنها باب بیست وهفتم مقالة سوم را ندارند. علاوه برترجمة جرجانی ، تنها ترجمه ای که بیش از همه به متن عربی وفادار بوده ، ترجمه ای است که شخصی به نام سیدهندی احتمالاً در ١٠٣٩ انجام داده است ، این ترجمه نیز بخش آخر کتاب (در بارة مفردات ) را ندارد ( رجوع کنید به منزوی ، ١٣٤٨ ش ، ج ١، ص ٤٩٥).
منابع :
(١) ابن ابی اصیبعه ، عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، چاپ نزار رضا، بیروت ( ١٩٦٥ ) ؛
(٢) ابن مطران ، بستان الاطباء و روضة الالباء ، چاپ عکسی از روی نسخة کتابخانة ملی ملک ، با مقدمة مهدی محقق ، ج ١، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٣) ابوریحان بیرونی ، الصیدنة ؛
(٤) ایرج افشار و محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابهای خطی کتابخانة ملی ملک ، تهران ١٣٥٢ش ـ ؛
(٥) محمد مؤمن بن محمدزمان حکیم مؤمن ، تحفه در طب ( تحفة المؤمنین ) ، نسخة خطی کتابخانة شمارة ١ مجلس شورای اسلامی ، ش ٦٢٦١؛
(٦) خلیفة بن ابی المحاسن حلبی ، الکافی فی الکحل ، چاپ محمدظافر وفائی و محمد رواس قلعه جی ، بیروت ١٤١٥/ ١٩٩٥؛
(٧) حنین بن اسحاق ، کتاب العشر مقالات فی العین ، چاپ ماکس مایرهوف ، قاهره ١٩٢٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) محمدسعید دهلوی ، «طب »، در تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند ، ج ٤، لاهور: دانشگاه پنجاب ، ١٩٧١؛
(٩) جورج سارتون ، مقدمه بر تاریخ علم ، ترجمة غلامحسین صدری افشار، تهران ١٣٥٣ـ١٣٥٧ش ؛
(١٠) رمضان ششن ، جمیل آقپنار، و جواد ایزگی ، فهرس مخطوطات الطب الاسلامی باللغات العربیة و الترکیة و الفارسیة فی مکتبات ترکیا ، استانبول ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(١١) کورکیس عوّاد، «فهرست المخطوطات العربیة فی خزانة قاسم محمدالرجب ببغداد»، مجلة المجمع العلمی العراقی ، ج ١٢ (١٣٨٤/ ١٩٦٥)؛
(١٢) محمد آصف فکرت ، فهرست الفبائی کتب خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی ، مشهد ١٣٦٩ش ؛
(١٣) علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء ، چاپ لیپرت ، لایپزیگ ١٩٠٣؛
(١٤) علی بن عیسی کحال ، تذکرة الکحّالین ، چاپ غوث محیی الدین قادری شرفی ، حیدرآباد دکن ١٣٨٣/ ١٩٦٤؛
(١٥) احمد منزوی ، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران ١٣٤٨ـ١٣٥٣ش ؛
(١٦) همو، فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ش ـ ؛
(١٧) نسخه های خطی : نشریة کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، زیرنظر محمدتقی دانش پژوه و ایرج افشار، تهران ١٣٤٠ـ١٣٦٣ش ؛
(١٨) Donald Campbell, Arabian medicine and its influence on the Middle Ages , London ١٩٢٠, repr. Amsterdam ١٩٧٤;
(١٩) Albert Dietrich, Medicinalia Arabica , Gخttingen ١٩٦٦;
(٢٠) EI ٢ , s.v. " ـ Al ¦ â B . ـ Isa ¦ " (by E. Mittwoch);
(٢١) Max Meyerhof, "The history of trachoma treatment in antiquity and during the Arabic Middle Ages", Bulletin of the Ophthalmological Society of Egypt , ٢٩ (١٩٣٦);
(٢٢) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤;
(٢٣) Charles Ambrose Storey, Persian literature : a bio-bibliographical survey , vol. ٢, pt. ٢, London ١٩٧١.
/ مهدی محقق و فرید قاسملو /