دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٧
بالْکار ، یکی از اقوام مسلمانِ قفقاز مرکزی . دربارة اصل آنها فرضیات متناقضی وجود دارد: به نظر بعضی ، بالکارها اعقاب بلغارهایی هستند که در قرون ششم ـ هفتم / دوازدهم ـ سیزدهم مجبور به عقب نشینی به جانب مناطق کوهستانی شدند؛ بعضی دیگر اجداد آنان را خزرهایی می دانند که در قرن پنجم /یازدهم به جانب بخش علیای رودخانة تِرِک رانده شدند؛ و برخی آنان را ایبریایی ـ قفقازی یا، در واقع ، فینهایی دانسته اند که خصوصیات ترکها را به خود گرفته اند. بنا بر روایات خودِ بالکارها، اجدادشان قبلاً در جلگه های کوبان می زیستند، و بر اثر هجوم قبایل چرکس * (ادیغه )، به کوهها رانده شدند و آسها را از کوهها بیرون راندند و بخشی از آنان را در خود حل کردند. مسکن طبیعی بالکارها قبل از ١٩٤٦ شامل درّه های مرتفع شاخه های رود تِرِک ، واقع در میان البروس در مغرب و سرزمین آسها در مشرق ، در شیب شمالی رشته کوههای بزرگ قفقاز بود. قوم بالکار (٣٠٧ ، ٣٣ نفر در ١٩٢٦ با ٢ درصد شهرنشین ، ٦٦٦ ، ٤٢ نفر در ١٩٣٩) به پنج قبیله تقسیم می شدند.
بالکارها، که از قرن دهم /شانزدهم زیر سلطة کاباردها * قرار داشتند، شکلهای تمدن مادی این قوم مسلّط را پذیرفتند و ساختار فئودالی آنها را تقلید کردند. این ساختار، که عملاً تا زمان استیلای روسها به طور کامل برقرار بود، شامل پنج طبقه می شد: ١) شاهزادگان ، «تَوْبی » (نظیر «پشه »ی ادیغه ها)؛ ٢) نجبا ، «اوزدن » (نظیر «اورخِ » ادیغه ها)؛ ٣) کشاورزان آزاد، «قره قاش » (همان «تلافکشو »ی قبیلة ابازه )؛ ٤) سرفها که از آنها بیگاری کشیده می شد، چَگَر (نظیر «اُگِ » کاباردها)؛ ٥) بردگان ، قزاق (نظیر «اونانت » کاباردها).
اسلام (مذهب حنفی ) از اواخر قرن دوازدهم / هجدهم به دست تاتارهای کریمه و نوغای کوبان به میان بالکارها راه یافت ، اما تا اوایل قرن چهاردهم / بیستم هنوز نشانه هایی از مذاهب دوران قبل از اسلام (مسیحیت و جادوگری ) نزد آنان باقی بود.
نفوذ روسها در درّه های مرتفع شاخه های رود تِرِک ، که از اواخر قرن دوازدهم / هجدهم آغاز شده بود، در ١٢٤٣/١٨٢٧، با فتح سرزمین بالکار، به اوج خود رسید؛ امّا، آنچنانکه در نزد ادیغه ها اتفاق افتاد، با استعمار روستایی تؤام نشد بلکه مقامات حکومتی روس ترجیح دادند که در سرزمین بالکار دهکده های کومیها و آسها و یهودیان کوه نشین را جای دهند.
بالکاریایِ شوروی . حکومت شورایی ، که در دسامبر ١٩١٨ به طور موقت اعلام شده بود، در مارس ١٩٢٠ به طور دایم برقرار شد و، به موجب حکم «کمیتة اجراییِ مرکزی اتحادیة جماهیر»، در تاریخ ٢١ ژانویة ١٩٢١، اُکروگ بالکار (کشور ملی بالکار) به جمهوری شوروی سوسیالیستی کوه نشینان (جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی گورسکایا ) پیوست . در اول سپتامبر ١٩٢١، کشور بالکار به کاباردیا منضمّ و از مجموع آنها ناحیة خودمختار کاباردین ـ بالکاری ، از جمهوری شوروی سوسیالیستی فدرال روسیه ، تشکیل شد و در ٥ دسامبر ١٩٣٦ به جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی کاباردین ـ بالکار تبدیل شد. در طی جنگ جهانی دوّم ، ارتش آلمان بالکاریا را تصرّف کرد و، به موجب تصویبنامة هیئت رئیسة مرکزی شورای اتحاد جماهیر شوروی در ٢٥ ژوئن ١٩٤٦، بالکاریا به عنوان واحدی از تقسیمات کشوری ملغی شد و قوم بالکار به آسیای مرکزی کوچانده شدند. بخشی از آن (درة باکسان ) به جمهوری شوروی سوسیالیستی گرجستان و مابقی به جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی کاباردیا پیوست . به موجب تصویبنامة جدید هیئت رئیسة شورای جمهوری شوروی سوسیالیستی روسیه در ٩ ژانویة ١٩٥٧، جمهوری خودمختار کاباردین ـ بالکار دوباره تشکیل شد و به بالکارهای کوچانده شده اجازه داده شد که به وطن خود بازگردند.
زبان بالکارها، لهجة سادة قره چای * ، جزو گروه قبچاق اززبانهای ترکی است و شدیداً تحت نفوذ زبان آسی و زبانهای ایبریایی ـ قفقازی مجاور خود، یعنی کابارد ـ چَچَن و ابازه ، بوده است .
زبان بالکار ـ قره چای ، که سابقاً خطی نداشت ، در ١٩٢٠ به الفبای عربی با اندک تغییری مجهز شد. در ١٩٢٥، الفبای لاتینی جای آن را گرفت و سال بعد اولین آثار به زبان بالکار ـ قره چای ، شامل مجموعة اشعار عمر علی اُف و منتخبات (بیلیم ) اَسْخَت بجی اُف منتشر شد. همچنین ، در ١٩٢٦، اولین روزنامة ناحیة خودمختار کاباردین ـ بالکار به نام قره خلق ، که یک صفحة آن به زبان ادیغه و صفحة دیگر به زبان بالکار ـ قره چای بود، در نالچیک به چاپ رسید. در ١٩٣١، در میکویان ـ شخر ، مرکز اداری ناحیة خودمختار قره چای با (کلوخوری امروزی )، اولین روزنامة بالکار ـ قره چای با عنوان تاولو جاشاو منتشر شد. سرانجام ، در ١٩٣٨، الفبای سیریلی جانشین الفبای لاتینی شد.
منابع :
(١) `Umar `Aliev, Natsional'nyi vopros i natsional'naya kultura v Severo-Kavkazskom Krae , Rostov on Don, I٩٢٦;
(٢) S.S. Anisimov, Kabardino-Balkariya , Moscow I٩٣٧;
(٣) Saadet ´ ag § atay, Karac § ay'ca bir kac § metin, Ankara Universitesi Dil-Tarih Cog § rafya Fakultesi Dergisi , ١٩٥١, ٢٧٧-٣٠٠ (کــــه در آن ارجـــاعـات بیشتـری ارائـه شـده اسـت ) ;
(٤) L. Dobruskin Kabarda i Balkariya v Pros § lom, in Revolyutsionnyi Vostok , no.٣-٤ of ١٩٣٣, ١٩٦-٢٢٢;
(٥) Ibrahimov, Les Balkars, Bulgares musulmans du Caucase, RMM, v â â â , (June ١٩٠٩), ٢٠٦-٢١٨;
(٦) A. Karaulov, Kratkii oµerk grammatiki i yazyka balkar, and Kratkii slovar'balkarskogo yazyka in Sbornik materialov dlya opisaniya mestnostei i plemen kavkaza , Tiflis ١٩١٢, x â â â ;
(٧) Korenizatsiya Aparata v Kabardino-Balkarii, in Revolyutsiya i Natsional'nosti , no. ٦, ١٩٣٦, ٣٧-٩١٢;
) / د. اسلام / بنیگسن (