دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٦٣
تخت مرمر ، از قدیمترین بناهای سلطنتی تهران و نیز نام تختی در مجموعة کاخ گلستان .
١) عمارت تخت مرمر. به علت اهمیت ایوان آن ، به ایوان تخت مرمر نیز مشهور است . بیشتر منابع جدید، ساخت این بنا را به آقامحمدخان قاجار (حک : ١١٩٣ـ١٢١٢) نسبت داده اند ( رجوع کنید به ملکی ، ص ٣٠؛
تکمیل همایون ، ج ١، ص ٨٠؛
د. فارسی ، ذیل «کاخ گلستان »)، اما منابع معتبر دورة قاجار آن را در شمار آثار این دوره نیاورده اند. بر اساس شواهد کتب تاریخی زندیه و قاجاریه ، به احتمال قوی بانی آن کریم خان زند بوده است ؛
در تاریخ گیتی گشا و گلشن مراد ، از منابع تاریخی دورة زندیه ، از عمارت و تالاری یاد شده که کریم خان در ١١٧٣ در تهران ساخته است (نامی اصفهانی ، ص ٩٦؛
غفاری کاشانی ، ص ١٣٦). منابع دورة قاجار نیز از بنای دیوانخانة بزرگی در همین سال در ارگ تهران سخن گفته اند (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ٨٤٤؛
رضاقلی هدایت ، ج ٩، ص ١٩٧). اطلاق تالار و دیوانخانه به این بنا، با ویژگیهای آن قابل انطباق است ؛
تالار می تواند همان ایوان بزرگ بنا باشد و دیوانخانه نیز با کاربرد حکومتی و رسمی آن تناسب دارد. بنابر روایتی مشهور، آقامحمدخان قاجار در ١٢٠٦ پس از تصرف شیراز دستور داد قصر وکیل را ویران کنند و سنگها و آیینه ها و پرده ها و ستونهای آن را در تهران در ایوان دیوانخانه نصب نمایند (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ٨٥٠؛
مستوفی ، ج ١، ص ١٥).
ایوان دیوانخانه (دارالاماره ) بیشتر محل برگزاری مراسم سلطنتی ، جشنها، اعیاد و بویژه عید نوروز بود. صدور فرمانهای حکومتی مانند ابلاغ تکالیف وزیران ، یا پذیرفتن سفیران نیز در این محل انجام می شد (اعتمادالسلطنه ، ج ٣، ص ١٨٢٣؛
مهدیقلی هدایت ، ١٣٦٣ش ، ص ١٧٥). مراسم جلوس دوم محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار و انتصاب میرزا تقی خان امیرکبیر نیز در این مکان بوده است (ذکاء، ص ٦٢؛
سپهر، ج ٣، ص ١٩٠؛
ریاضی ، ص ٣٦). آخرین مراسم انجام شده در این محل ، جلوس رضاشاه پهلوی در ١٣٠٤ش بود (ذکاء، ص ٨٣).
این بنای سلطنتی از آثار منحصر به فرد اوایل دورة قاجار است (مصطفوی ، ج ١، ص ٨٣) و سالتیکوف در سفرنامة خود (ص ٨٧ ـ ٨٨) از آن به عنوان زیباترین تالار در ایران یاد کرده است . بخشی از اطلاعات تاریخی ما در بارة این بنا مبتنی بر نوشته های جهانگردان اروپایی است ( رجوع کنید به ذکاء، ص ٥٤ ، ٦٠، ٦٣، ٦٧).
عمارت تخت مرمر دو طبقه است و در گذشته در حیاط جداگانه ای واقع شده بود ( رجوع کنید به بایندر ، ص ٤٦٦)، اما اکنون با دیگر ساختمانهای کاخ گلستان در یک محوطه قرار دارد. در جلو ایوان دو ستون سنگی به ارتفاع حدود هشت متر، که در ١٢٠٦ از قصر وکیل آورده شده اند، سقف را نگه می دارند. این ستونها فاقد پایه یا ته ستون اند و روی آنها با طرح گلدانی و فتیله ای وخیاره خیاره تزیین شده است (ذکاء، ص ٨٨ ؛
نیز رجوع کنید به تصویر). اِزاره های داخل و خارج ایوان با مرمرهای زردِ حجاری شده با گل و بته های برجستة متقارن ، با شکل طوطی و عقاب پوشانده شده و همة آنها از شیراز به تهران حمل گردیده است (ذکاء، ص ١١٠). در انتهای ایوان طاقنمایی هست که در قسمت پایینِ آن پنجره های اُرُسی قرار دارد که تمام دیوار را فرا گرفته و کتیبه ای آیینه کاری بالای آن را پوشانده است . تمام سقف و دیوارهای این ایوان آیینه کاری و مزین به شیشه های رنگی است (ذکاء، ص ٦٩؛
کرزن ، ج ١، ص ٤١٥).
در دورة فتحعلی شاه ایوان تغییر مهمی نکرد (ذکاء، ص ٤٨)؛
فقط در ١٢٣٢ یرمولوف ، فرمانده کل قوای گرجستان ، از طرف امپراتور روسیه هدایایی ، از جمله سه آیینة بزرگ ، به دربار فتحعلی شاه آورد که دو قطعة آن در ایوان تخت مرمر نصب شد (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ٨٦٨).
با استفاده از تصاویری که اوژن فلاندن در ١٢٥٦ از عمارت تخت مرمر رسم کرده است ، می توان تا حدودی وضع بنا را پیش از تغییرات آن در دورة ناصرالدین شاه تصور کرد. این تغییرات عبارت اند از: قراردادن سه پنجرة دو لتی بجای ارسیهای دوطرف در هر دهنه ؛
پرکردن ایوانچه ها و طاقیهای بالای دهلیزهای ایوان ، تغییر کاشیهای جرزها و کتیبه ها و نمای ایوان با تزیین کاشیهای گلدانی و چدنی ؛
تبدیل پشت بام کاه گلی به شیروانی ؛
تبدیل حوض اسلیمیِ تودرتوی جلو ایوان به حوض بیضی ساده ؛
پرکردن طاقهای جناغی و بزرگ کردن غلام گردشها و نصب آیینه های بزرگ بر روی دیوار آنها؛
بلندتر کردن سقف دهلیزهای دو طرف که کف غلام گردشها را تشکیل می دادند و دیوار کشیدن جلو آنها و نصب دو در منبت کاری با طاقهای هلالی در وسط آنها؛
برداشتن حوض کوچکی که در شاه نشین ایوان قرار داشت (ذکاء، ص ٧٢ـ٧٦).
ایوان تخت مرمر پردة کتانی گلدوزی شده ای داشته که با قرقره هایی جمع می شده است (فلاندن ، ص ٤٢٦؛
ذکاء، ص ٧٣ـ ٧٤، ٧٧، ٨١). در طاقنماهای ایوان و نیز دو اتاقِ دو طرف ایوان (گوشواره ها)، تابلوهای نقاشی از پادشاهان قاجار و شاهزادگان و صحنه های جنگ بوده که برخی از آنها باقی است و برخی به ساختمانهای دیگر کاخ گلستان منتقل شده است . اغلب این نقاشیها متعلق به دورة فتحعلی شاه است ، از جمله آثار مهرعلی نقاشباشی . یکی از دو اتاق گوشواره به «اتاق نقاشخانه » معروف و در اختیار نقاشباشی وقت بود (کریم زاده تبریزی ، ج ٣، ص ١٢٥٣، ١٢٥٥، ١٢٥٧؛
ذکاء، ص ٩٩ـ١٠٤، ١٠٩).
٢) تخت مرمر. در ١٢٢١ فتحعلی شاه به سبب محفوظ نبودن ایوان تخت مرمر و دشواری جابجایی تخت طاووس ، دستور داد تختی بسازند که همیشه در وسط ایوان قرار داشته باشد. این تخت به تخت مرمر یا تخت سلیمانی مشهور شد. بر روی طارَمیهای (دست اندازهای دور تا دور تخت ) تخت مرمر اشعاری از فتحعلی خان صبا حک و زراندود شده است که دارای مادّه تاریخ ساخت تخت است . نام سازندة اصلی تخت ، محمدابراهیم ، نیز بر روی مجسمه ها حک شده است (مصطفوی ، ج ١، ص ٨٣؛
ذکاء، ص ٩١ـ٩٢، ٩٥، ٩٩). طراح این تخت میرزا بابای شیرازی نقاشباشی است (ذکاء، ص ٥٠). تخت مرمر از ٦٥ قطعه مرمر زرد معادن یزد در اندازه های مختلف ساخته شده است . ارتفاع آن یک متر است و نشیمنگاه آن از دو سطح ٣*٢ متر (سطح جلو) و ٢٨ر١*٧٠ر١ متر (سطح عقب ) تشکیل می شود. تخت بر دوش سه مجسمة دیو و شش فرشته و بر یازده ستون مارپیچی قرار دارد. بعضی از ستونها در زیر تخت و بقیه در کناره های تخت و هرکدام در پشت شیری قرار گرفته اند. بر روی سطح عمودی کنار دو پلة جلو تخت ، نقش دو اژدها و در دوسوی پلة اول دو مجسمة شیر حجاری شده است .
در ١٣٣٦ش ایوان تخت مرمر در اختیار ادارة هنرهای زیبا قرار گرفت و تعمیراتی در آن انجام شد (ذکاء، ص ٧٥). ظاهراً مدتی نیز در اختیار سازمان شیروخورشید قرار گرفت (مصطفوی ، همانجا). در دهة ١٣٧٠ش نیز دوباره مرمت شد و حتی برخی از سنگهای ازارة دیوار از رستوران لُقانته در میدان بهارستان به این محل منتقل شد (علی اکبر امامی ، موزة کاخ گلستان ، مصاحبة مورخ ٩ تیر ١٣٨٠).
منابع :
(١) اعتمادالسلطنه ؛
(٢) هنری بایندر، سفرنامة هانری بایندر: کردستان ، بین النهرین و ایران ، ترجمة کرامت اللّه افسر، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٣) ناصر تکمیل همایون ، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران ، تهران ١٣٧٧ش ـ ؛
(٤) د.فارسی ؛
(٥) یحیی ذکاء، تاریخچة ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان ، تهران ١٣٤٩ش ؛
(٦) محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : ( وقایع ایران : ١٢٣١ـ١٣٢٤ ق ) ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٧) آلکسی دمیتری یویچ سالتیکوف ، مسافرت به ایران ، ترجمة محسن صبا، تهران ١٣٦٥ش ؛
(٨) محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ : سلاطین قاجاریه ، چاپ محمدباقر بهبودی ، تهران ١٣٤٤ـ ١٣٤٥ش ؛
(٩) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٠) اوژن ناپلئون فلاندن ، سفرنامة اوژن فلاندن به ایران ، ترجمة حسین نورصادقی ، تهران ١٣٥٦ش ؛
(١١) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(١٢) محمدعلی کریم زاده تبریزی ، احوال و آثار نقاشان قدیم ایران و برخی از مشاهیر نگارگر هند و عثمانی ، لندن ١٣٦٣ـ١٣٧٠ش ؛
(١٣) عبداللّه مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریّه ، تهران ١٣٦٠ش ؛
(١٤) محمدتقی مصطفوی ، آثار تاریخی طهران ، ج ١، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران ١٣٦١ش ؛
(١٥) حسین ملکی ، تهران در گذرگاه تاریخ ایران ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٦) محمدصادق نامی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(١٧) رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، ج ٨ ـ١٠، تهران ١٣٣٩ش ؛
(١٨) مهدیقلی هدایت ، گزارش ایران ، چاپ محمدعلی صوتی ، تهران ١٣٦٣ش .
/ اکرم ارجح /