دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٦٢
تختِ فولاد ، گورستانی بسیار مشهور و مورد احترام در اصفهان . تخت فولاد از زمان متروک شدن گورستانهای داخل شهر تا ١٣٦٣ ش ــ که گورستان شهر در باغ رضوان ایجاد شد ــ تنها گورستان اصفهان بود (جابری انصاری ، ١٣٧٨ش ، ج ٢، ص ١٧٠؛ مهدوی ، ص ١٤) اما امروزه فقط شهدا را در آن به خاک می سپارند.
تخت فولاد از دورة الجایتو (٧٠٣ـ٧١٦) گورستان بوده است (جابری انصاری ، همانجا) و تا اواخر دورة صفوی ، مزار بابا رکن الدین نیز خوانده می شد (هنرفر، ص ٤٩٣؛ نیز رجوع کنید به بابا رکن الدین شیرازی * ).
در سبب نامگذاری این گورستان به تخت فولاد، اقوال گوناگونی هست ، از جمله آنکه امام حسن علیه السلام تختی از فولاد برای بی اثر کردن جادوی یهودیان در آن ساخت ، این قول مورد مناقشه قرار گرفته است (گزی برخواری ، ص ٣٤ـ ٣٥)؛ قول دیگر آنکه در اوایل قرن پنجم ، در ری پسر پولاد، از اتباع بُوَیهیان (آل بویه )، یاغی شد و تولیت اصفهان را به او دادند و تخت فولاد منسوب به پدر اوست که تخته سنگی ساخته بود و بر روی آن می نشست (جابری انصاری ، ١٣٧٨ش ، ج ٢، ص ١٢٢). محل این سنگ و قبر فولاد در غرب غسالخانه ای قرار داشت که در ١٣٦٦ش به منظور ایجاد میدان میوه ویران شد (مهدوی ، ص ٢١). به گفتة جمشید مظاهری ، تخته سنگ مذکور منسوب به استاد فولادِ حلوایی است که سنگ گور وی با تاریخ محرّم ٩٥٩ هم اکنون در حیاط مرکز تلفن تخت فولاد واقع است . استاد فولاد ظاهراً از فِتیان روزگار خود بوده است و مردم او را از اولیا می دانند و از کرامات او حکایت می کنند (جابری انصاری ، ١٣٧٨ ش ، ج ٢، یادداشتهای مظاهری ، ص ٢١١ـ٢١٢).
وجه نامگذاری تخت فولاد به مزار بابا رکن الدین ، وجود مدفن این عارف و صوفی سدة هشتم در غرب این گورستان است (هنرفر، همانجا؛ نیز رجوع کنید به شاردن ، ص ٦٩ـ٧٠؛ بهشتیان ، ص ٤٤). اگرچه آغاز تاریخ تخت فولاد را دورة الجایتو دانسته اند، شهرت وجود مقبره ای به نام لسان الارض در شمال شرقی آن ، تاریخش را به گذشته های بسیار دور پیوند می زند. لسان الارض را متعلق به یوشع ، از پیامبران بنی اسرائیل ، دانسته اند (جابری انصاری ، ١٣٧٨ش ، ج ٢، ص ١٧٣، ج ٤، ص ٤٤٤؛ خوانساری ، ج ١، ص ١٩ آن را متعلق به اشعیا می داند) و از قدیم مردم در شبهای جمعه برای عبادت و دعا در آنجا گرد می آمده اند (ارباب اصفهانی ، ص ٤٧). برخی ، تاریخ بنای مقبرة لسان الارض را به دورة دیالمه بازمی گردانند. این ناحیه در روزگار دیلمیان و آل زیار محل رخدادهای مهمی بوده است ، از جمله آتش بازی معروف مرداویچ ، پسر زیار، در جشن سدة ٣٢٣ که به کشته شدن وی انجامید (مهدوی ، ص ٢٩؛ جابری انصاری ، ١٣٢١ش ، ص ٧٧؛ بزرگزاد، ص ١٠٦ـ ١٠٨). عارفان و زاهدان سده های پنجم تا نهم ، در این ناحیه زوایا و عبادتگاههایی ساخته بودند (مهدوی ، ص ٢٤؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله )؛ چنانکه کمال الدین اسماعیل اصفهانی (متوفی ٦٣٥)، شاعر معروف ، در یکی از همین تکایای تخت فولاد به دست مغولان کشته شد (ظل السلطان ، ج ١، ص ٣٨٠ـ٣٨١). در سده های هفتم وهشتم شماری از عرفای بزرگ ــ که در آن عصر معمولاً به «بابا» یا «عمو» شهرت داشتند ــ در تخت فولاد ساکن شدند که مشهورترین آنان بابا رکن الدین بود. در مجاورت قبر بابا رکن الدین اتاقهایی متصل به هم وجود داشته است که در یکی از آنها، معروف به چله خانه ، سابقاً مرتاضان چله نشینی می کرده اند (هنرفر، ص ٥٠٠).
تخت فولاد در زمان صفویه از قبرستانهای دوازده گانه اصفهان بود و در آن چهارصد تکیه و بقعه ساخته شده بود، که از آن جمله است : تکیة بابا رکن الدین ، تکیة میرفندرسکی ، تکیة میرزا رفیعا و تکیة خاتون آبادی (شاردن ، ص ١٢١؛ بهشتیان ، ص ٤٤ـ٤٦، ٤٩، ٥٨ ـ٥٩). در همین دوره خیابانی به موازات چهارباغ بالا (چهارباغ علیای عباسی ) به سوی شیراز احداث شد که از بین تکایای تخت فولاد می گذشت (بهشتیان ، ص ٤٠، ٤٢؛ جابری انصاری ، ١٣٧٨ش ، ج ٢، ص ١٦٠ـ١٦١). چهارباغِ اطرافِ این خیابان و آبشارها و حوضهای جلو آن به همراه بسیاری از آثار صفوی در این منطقه در فتنة افغان و نیز در اوایل سلطنت مظفرالدین شاه قاجار (١٣١٣ـ١٣٢٤) یکسره ویران شد. در زمان قاجار، محمدحسین خان امین الدوله از جنوب پل خواجو تا دروازة تخت فولاد خیابانی ساخت که به «چهارباغ امین آباد» معروف شد (ارباب اصفهانی ، ص ٤٣ـ٤٤). امروزه این خیابان به نام «فیض » نامیده می شود.
در ١٢٩٤ تخت فولاد یکی از دو گورستان شهر اصفهان با محیطی تقریباً بیش از ربع فرسنگ بود (تحویلدار، ص ٣٣ـ٣٤). از ١٣٠٠ تا ١٣٠٨ آبادی و دیه مختصری داشت و باغ سعادت آباد حد شمالی آن را تشکیل می داد. قبرستانی وسیع و تکیة میرفندرسکی و بقعة لسان الارض در شمال شرقی و مسجد مصلاّ در غرب آن قرار داشت . مصلاّ ی تخت فولاد که بعد از ١٣٠٠ ساخته شده است ، حدود بیست جریب مساحت دارد (جابری انصاری ، ١٣٧٨ش ، ج ٢، ص ١٤٣). در ١٣١٨ در مغرب دروازة تخت فولاد ــ که سابقاً معبر کاروان فارس بوده ــ مسجد و مدرسه رکن الملک ساخته شده است (همانجا؛ نیز رجوع کنید بههنرفر، ص ٨٠٥ ـ٨٠٦).
از حدود ١٣٣٥ تا ١٣٥٠ ش بخشهای بیشتری از شهر به سوی منطقة تخت فولاد توسعه یافت (شفقی ، نقشة ش ١٥). در نیم قرن اخیر در این منطقه تحولاتی روی داده است که از مهمترین آنهاست : تغییر بافت معماری و شهرسازی ؛ در محدودة شهری قرارگرفتن تخت فولاد، بویژه سکونت جمع کثیری از حاشیه نشینان شهر در جوار مقابر و تکایای آن ؛ ایجاد بناها و بقاع جدید در آنجا.
در طی سالها، تعداد زیادی از تکیه ها و قبرهای تخت فولاد تخریب شده است ، از جمله تکیة نواب ، قبر فاضل اردستانی از علمای عهد صفوی ، قبر ضیاء شاعر و خطاط ، قبر دامی شاعر، سردابِ اعقاب میرمحمدصادق موسوی خواجویی در جنوب تکیه خاتون آبادیها و قبر ملاعبدالقادر عاشق آبادی ، عارف مشهور اواخر عهد صفوی . اراضی این مکانها یا به خانه و مغازه تبدیل شده یا به سبب تعریض خیابان و تسطیح جاده از میان رفته است (مهدوی ، ص ٢٢٢، ٢٢٤). انتقال آثار مقبرة ملامحمد صادق پلوی اردستانی از کنار پل خواجو به تکیة کازرونی و ساختن مرکز مخابرات روبروی تکیة آغاباشی در چند سال گذشته از مهمترین تغییرات در این گورستان است (رفیعی مهرآبادی ، ص ٢١؛ جابری انصاری ، ١٣٧٨ش ،ج ٢، یادداشتهای مظاهری ، همانجا).
تخت فولادِ کنونی از جنوب به خیابانهای سعادت آباد و خیابان سجاد، از غرب به خیابان جهانگیرخان قشقایی ، از شمال به کوچة تکیه میر و کوچة شهید مصطفی کیانی و از شرق و جنوب شرقی به بخش دیگری از خیابان سجاد محدود است و برخی تکیه ها و مقابر از این محدوده بیرون اند. بین تکایا و مقابر محدودة تخت فولاد، منازل مسکونی متعددی به صورت حاشیه نشین وجود دارد. در سالهای اخیر نمازهای اعیاد، به امامت آیت اللّه شیخ عباسعلی ادیب ، در مکان مصلاّ ی این منطقه اقامه شده است . پیشینة معنوی ، رخدادهای عبادی و آیینی ، وجود مساجد و زیارتگاهها و مصلاّ یِ وسیعِ در حال ساخت با بنایی بسیار عظیم و معماری ویژه و مأذنه های بسیار بلند، گواه توجه خاص به منطقه در دوران کنونی است .
در دورة معاصر در تخت فولاد برای برخی از بزرگان و اندیشمندان ، بقعه و بنای یادبود احداث کرده اند، از جمله : بنای یادبود بهاءالدین محمد اصفهانی (فاضل هندی )، آیت اللّه حاج آقارحیم ارباب ، حکیم جهانگیرخان قشقایی ، ملااسماعیل خواجویی ، استاد جلال تاج اصفهانی ، آیت اللّه شمس آبادی ، بانو نصرت الحاجیه امین .
تخت فولاد گنجینه ای است از آثار مختلف هنری ، از جمله معماری ، گچ بری ، کاشی کاری ، خوش نویسی ، حجاری ، شعر و مادّه تاریخ ، نگارگری ، طراحی و نقاشی از دوره های مختلف در اصفهان . از جملة آثار هنری در رشتة معماری و کاشی کاری : بقعة آقا حسین خوانساری ، آرامگاه محمدکاظم واله ، آرامگاه میرزا رفیعای نائینی ، مسجد و مدرسة رکن الملک و تکایای حاج محمدجعفر آباده ای ، بابا رکن الدین ، میرفندرسکی در خور ذکر است . در خوش نویسی : سنگ مزار واله ، شاعر و خطاط ، به خط تعلیق خودش ، سنگنوشتة قبر مادر شاهزاده به خط محمدباقر اصفهانی (سمسوری )، کتیبة خط میرعماد حسنی در تکیة میرفندرسکی ، سنگنوشتة مادّه تاریخ مسجد مصلاّ به خط میرزاعبدالرحیم افسر، کتیبة سردرِ تکیة حاج محمدجعفر آباده ای به خط میرزافتح اللّه خان جلالی ، و کتیبه های بقاع و تکایای بابا رکن الدین ، میرزا رفیعا، شهشهانی و مسجد رکن الملک را می توان نام برد. اشعار شعرایی نظیر واله ، محمدطلعت اصفهانی ، سلیمان خان شیرازی (رکن الملک )، طغرل ، مانی ، ملامحمدحسین ضیاء اصفهانی از جمله آثار هنری موجود در تخت فولاد است ( رجوع کنید به قدسی ، جاهای متعدد). از جمله آثار نقاشی قدیمی در این گورستان : تصویری از شیخ بهایی و میرفندرسکی اثر سیدحسین ، در حجرة آرامگاه سران بختیاری و دو تصویر از رکن الملک بر کاشی مجاور آرامگاه وی در مسجد رکن الملک است . از نمونه های کم نظیر هنر سنگ تراشی در تخت فولاد: سنگ قبر آقامحمد بیدآبادی از استاد محمدعلی و سنگ قبر شیخ محمدتقی نجفی اصفهانی ، صاحب هدایة المسترشدین ، از استاد محمدرضا، پسر استاد محمدعلی و سنگ قبر حسینقلی خان ایلخان بختیاری در تکیة میر و کتیبة حجاری شدة سردرِ مسجد مصلاّ ی تخت فولاد است (همائی ، ص ٣٥٦ـ٣٥٧). مقصورة کوچک مسجد مصلاّ که متعلق به دورة آق قوینلو و شاید یکی دو قرن قبل از آن بوده ، متأسفانه در نوسازی اخیر مسجد تخریب شده است (مهدوی ، ص ٣٣).
نگارگری ، طراحی و نقش اندازی قبور بزرگان و دیگر قبور گورستان ــ که برخی نشان دهندة شغلِ متوفی است ــ و نیز خطوط نوشته شده بر صدها سنگ قبر، از آثار ارزشمند این گورستان در دوره های مختلف است .
منابع :
(١) محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی ، نصف جهان فی تعریف الاصفهان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ش ؛
(٢) حبیب اللّه بزرگزاد، جشن ها و اعیاد ملی و مذهبی در ایران قبل از اسلام ، اصفهان ١٣٥٠ ش ؛
(٣) عباس بهشتیان ، بخشی از گنجینة آثار ملی ایران ، اصفهان ١٣٤٣ ش ؛
(٤) حسین بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان ، چاپ منوچهر ستوده ، اصفهان ١٣٤٢ ش ؛
(٥) محمدحسن جابری انصاری ، تاریخ اصفهان ، چاپ جمشید مظاهری ، اصفهان ١٣٧٨ش ؛
(٦) همو، تاریخ اصفهان وری و همة جهان ، ( اصفهان ) ١٣٢١ش ؛
(٧) خوانساری ؛
(٨) ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی ، آثار ملی اصفهان ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(٩) ژان شاردن ، سیاحتنامة شاردن : سازمان نظامی و سیاسی و مدنی ایران ، ترجمة محمدعباسی ، ج ٨، تهران ١٣٤٥ش ؛
(١٠) سیروس شفقی ، جغرافیای اصفهان ، اصفهان ١٣٥٣ش ؛
(١١) مسعودمیرزا بن ناصر ظلّالسلطان ، خاطرات ظل السلطان ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٢) منوچهر قدسی ، خوشنویسی در کتیبه های اصفهان ، اصفهان ١٣٧٨ش ؛
(١٣) انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦٠ش ؛
(١٤) عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری ، تذکرة القبور ، چاپ ناصر باقری بیدهندی ، قم ١٣٧١ش ؛
(١٥) مصلح الدین مهدوی ، لسان الارض ، یا، تاریخ تخت فولاد ، اصفهان ١٣٧٠ش ؛
(١٦) جلال الدین همائی ، تاریخ اصفهان ، ج ١: هنر و هنرمندان ، چاپ ماهدخت بانو همایی ، تهران ١٣٧٥ ش ، لطف اللّه هنرفر، گنجینة آثار تاریخی اصفهان ، اصفهان ١٣٤٤ ش .
/ سیدعلی اصغر میرخلف /