دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٥٢
تَخار ، ولایتی در شمال شرقی افغانستان . از شمال به جمهوری تاجیکستان ، از مشرق و جنوب شرقی به ولایت بدخشان ، از جنوب به ولایت کاپیسا، از جنوب غربی به ولایت بَغلان و از مغرب به ولایت قُندوز محدود است . رود پنج / پیانج (شاخة اصلی آمودریا) مرز میان این ولایت با جمهوری تاجیکستان است . تخار مشتمل است بر شش «وُلُسوالی » به نامهای خواجه غار، رُستاق ، اِشْکَمِش ، بَنگی ، چال و چاهِآب / چیاب ؛ پنج «علاقه داری » به نامهای یَنگی قلعه ، دَرْقَد (دارقد)، فَرخار، وَرْسَج (یا وَرْسیچ / وَرسَچ ) و کَلْفَگان / کلفکان ؛ هشت شهرِ تالقان (مرکز ولایت )، رستاق ، چاهِآب ، ینگی قلعه ، دشتِ قلعه ، خواجه غار، اشکمش و فرخار و ٧٣٥ آبادی (دولت آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ٤٨، ٥١ ـ٥٢). مساحت این ولایت حدود ٣٢٥ ، ١٢ کیلومترمربع و آب و هوای آن سرد و معتدل است .
رشته کوه هندوکش در مناطق جنوبی و مرکزی آن امتداد دارد و دره های ورسج و فرخار و اشکمش در دامنه های شمالی آن واقع شده است . رود پنج ، علاقه داریِ درقد را به صورت جزیره ای از ولایت تخار جدا می کند. علاوه بر رود پنج ، آب این ولایت از رودهای دیگری مانند تالقان از ریزابه های رود بنگی ، کوکْچه / کوکجه از ریزابه های آمودریا، اشکمش از ریزابه های خان آباد/خاناباد، و قَره سو از ریزابه های رود پنج تأمین می شود ( آریانا ، ذیل «اشکمش »، «تالقان »، «درقد»؛ نیز رجوع کنید به > اطلس جهان تایمز < ، نقشة ٣١).
تخار درختانی از قبیل ناک (گلابی جنگلی )، اَرچه (سرو کوهی )، بادام تلخ ، طوس ، زرشک ، پستة وحشی ، بید و گز دارد و پلنگ ، گرگ ، شغال ، روباه ، آهو و خرگوش و از پرندگان ، مرغابی و کبک و غاز و قو و مرغ دشتی در آن یافت می شود.
اراضی تخار با آب رود و چاه و چشمه و آبراهه آبیاری می شود. محصولاتی از قبیل برنج ، گندم ، جو، ارزن ، کنجد، پنبه ، ماش و از فرآورده های باغی زردآلو، گیلاس ، شفتالو، انگور، سیب ، سنجد، آلوی بخارا، بادام و توت در آن به عمل می آید (نادرخان ، ص ٧٥، ٧٨، ٨٢، ٨٥؛ دولت آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ٥٠ـ٥٢؛ آریانا ، ذیل «تالقان »، «خواجه غار»، «درقد»، «رستاق »). گوسفند (قَرِه گُل )، بز، گاو، گاومیش و اسب در آن پرورش داده می شود. بافت قالی ، گلیم ، اَلَچه (نوعی پارچة راه راه و جاجیم مانند) و کرباس از صنایع دستی آنجاست (نادرخان ، ص ٧٨؛ دولت آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ٥١) و قالی و پشم و پوستِ قره گل آن صادر می شود. از معادن آن می توان به زغال سنگ در اشکمش ، طلا در درقد و نمک در تالقان
و اشکمش و رستاق و کلفگان اشاره کرد (دولت آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ١٨٦؛ آریانا ، ذیل «اشکمش »، «درقد»). صنایع تخار تنها به کارخانه های پارچه بافی ، بویژه بافت الچه و پنبه پاک کنی و روغن کشی ، محدود می شود (دولت آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ٥١ ـ ٥٢).
اگرچه برخی از شهرهای قدیمی ولایت تخار، مانند تالقان و اشکمش ، پس از احداث جادة ماشین رو هندوکش در ١٣١٢ ش ، بازسازی شده اند، شهرها و بازارهای محلی ، شکل سنّتی خود را حفظ کرده اند (گروتس باخ ، ص ٣٢ـ٣٤، ١٠٨).
اهالی تخار مسلمان اند و به فارسی دری ، پشتو (افغانی )، ازبکی و ترکی سخن می گویند. اقوام افغان ، ترک ، تاجیک ، هزاره ، ازبک ، گجراتی ، قزاق و بلوچ در آنجا به سر می برند (دولت آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ٤٨،٥٠، ٥٢؛ نادرخان ، ص ٧٨ـ٧٩؛ بالان ، ص ٢٧٤؛ آریانا ، ذیل «درقد»). جمعیت تخار در سرشماری ١٣٦٩ ش ، ٢٩٥ ، ٥٣٩ تن بوده است (دولت آبادی ، ١٣٧٦ ش ، ص ٥٧).
راه اصلی قندوز ـ بَغلان ، و قندوز ـ فیض آباد از تخار می گذرد. این ولایت سه فرودگاهِ محلی در شهرهای تالقان ، ینگی قلعه و خواجه غار دارد.
از لحاظ تقسیمات کشوری ، ناحیه ای که امروزه ولایت تخار در آن قرار گرفته است تا قبل از ١٣٠٩ ش جزو ولایتِ بزرگی به نام قَطَغَن و بدخشان (تقریباً مطابق با ولایتهای تخار امروزی ، قندوز و بغلان ) بود. از ١٣٠٩ تا ١٣٤٢ ش ، نام حکومت اعلای تالقان با چهار ولسوالی ، تقریباً مطابق با مناطق امروزی ولایت تخار، در تقسیمات اداری ضبط شده است (همان ، ص ٢٤، ٢٦، ٣٤، ٣٨). ولایت امروزی تخار در ١٣٤٣ ش تشکیل شد و بر اساس درجه بندی ، در ردیف ولایات درجة دوم افغانستان قرار گرفت (همان ، ص ٣٩).
آثار قدیمی تخار اینهاست : مسجد جامع و چهار کاروانسرا در تالقان ، قلعه و زیارتگاهی به نام سرغار در رستاق ، مزارهای پیر فرخار و شاه نعمت اللّه ولی و خواجه ابدال ولی در فرخار، و مزارهای شیخ نظام الدین ، شیخ نجم الدین ، سیدغدیرالدین ، سعد وقاص ، مولانا رحیم اللّه و شیخ خلیل اللّه در ورسج (نادرخان ، ص ٧١، ٨١ ـ٨٢، ٨٤، ١٠٧).
با ورود طالبان در ١٣٧٣ ش به صحنة سیاسی افغانستان ، ولایت تخار نیز مانند دیگر ولایات این کشور با منازعات داخلی ، بویژه از ١٣٧٤ تا ١٣٧٦ ش ، روبرو شد. این ولایت ــ که مدتی مقر برهان الدین ربانی ، رئیس دولت اسلامی افغانستان ، بود ــ در ١٣٧٦ ش به دست طالبان افتاد و قسمت اعظم آن ویران شد. علاوه بر آن ، بر اثر زلزله ای که در بهمن ١٣٧٦ روی داد، بشدت آسیب دید ( گاهشمار رویدادهای افغانستان در سال ١٣٧٤ ، ص ٢٢؛ گاهشمار رویدادهای افغانستان در سال ١٣٧٦ ، ص ٨٠، ١٨٨، ٢١٦، ٢١٨).
منابع :
(١) آریانا دائرة المعارف ، کابل : انجمن دائرة المعارف افغانستان ، ١٣٢٨ـ ١٣٤٨ش ؛
(٢) اطلس عمومی و مصور افغانستان ، تهران : سحاب ، ١٣٦٦ش ؛
(٣) دانیل بالان ، «کوچ نشینان و میزبانان یکجانشین در کوههای هندوکش مرکزی و غربی افغانستان »، ترجمة حسین بابائی و مهدی سیدی ، در افغانستان : اقوام ـ کوچ نشینی ، به کوشش محمدحسین پاپلی یزدی ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٤) بصیر احمد دولت آبادی ، شناسنامة افغانستان ، قم ١٣٧١ش ؛
(٥) همو، «ناگفته هایی در بارة تقسیمات اداری و کشوری در افغانستان »، سراج ، سال ٤، ش ١٣ و ١٤ (پاییز و زمستان ١٣٧٦)؛
(٦) گاهشمار رویدادهای افغانستان در سال ١٣٧٤ ، به کوشش هرمز مقصودی ، تهران : وزارت امور خارجه ، ستاد پشتیبانی افغانستان ، ١٣٧٦ش ؛
(٧) گاهشمار رویدادهای افغانستان در سال ١٣٧٦ ، به کوشش عیسی کاملی ، تهران : وزارت امور خارجه ، ستاد پشتیبانی افغانستان ، ١٣٧٧ش ؛
(٨) اروین گروتس باخ ، جغرافیای شهری در افغانستان ، ترجمة محسن محسنیان ، مشهد ١٣٦٨ش ؛
(٩) محمد نادرخان ، راهنمای قطغن و بدخشان ، تهذیب برهان الدین کوشککی ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٦٧ش ؛
(١٠) نقشة راهنمای افغانستان ، مقیاس ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ١:١، تهران : گیتاشناسی ، ١٩٩٤؛
(١١) نقشة راهنمای جمهوری افغانستان ، مقیاس ٠٠٠ ، ٠٠٠ ، ٢:١، تهران : سحاب ، ( بی تا. ) ؛
(١٢) The Times atlas of the world , London ١٩٨٥.
/ معصومه بادنج /