دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٢٤
تحریر مَجِسطی ، نام متن بازنویسی شدة کتاب مجسطی بطلمیوس * از خواجه نصیرالدین طوسی و یکی از مهمترین کتابهای نجومی عالم اسلام .
آرای مختلفی در بارة علتِ نامیده شدن کتاب بطلمیوس به مجسطی در عالم اسلام وجود دارد. مطابق نخستین رأی که مدتها صحیح پنداشته می شد و بسیاری ، از جمله ابوالوفا مبشربن فاتِک (زندگی در قرن هفتم هجری ؛ ص ٢٥١) آن را مطرح کرده و حاجی خلیفه (ج ٢، ستون ١٥٩٤) نیز آن را تکرار نموده است ، «مجسطی » معرّب واژه ای یونانی (مبشربن فاتک : ماغاسطِنی ؛ حاجی خلیفه : ماجِستوس ) و به معنای «بزرگ » دانسته می شد، اما نالینو (ص ٢٢٣ـ٢٢٤) این رأی را رد کرده و این نام را صورت «منحوت » دو واژة یونانی (مِگاله سونطاکسیس ) دانسته که احتمالاً از طریق ترجمة سریانی این کتاب به مسلمانان رسیده و به صورت مجسطی درآمده است . مطابق رأی دیگر، احتمالاً نام مجسطی از طریق ترجمة فارسی میانة (پهلوی ) این کتاب یا بخشهایی از آن به مسلمانان رسیده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). بعضی دانشمندان مسلمان ، از جمله ابوریحان بیرونی (ج ١، ص ٢٥) و ابن عِبری (ص ٥٨)، نیز از لفظ سونطاکسیس برای نامیدن این کتاب استفاده کرده اند. در عین حال مجسطی به بعضی دیگر از آثار نجومیِ حوزة تمدن اسلامی چون مجسطیِ ابوالوفا بوزجانی * نیز اطلاق می شده است ( رجوع کنید بهبستانی ، ذیل «المجستی »؛ نیز رجوع کنید به دوزی ، ج ٢، ص ٥٧٧).
آشنایی مسلمانان با کتاب مجسطی بطلمیوس ، پیش از ترجمة آن به عربی ، از دو طریق صورت پذیرفت : یکی از طریق ترجمة سریانی آن ، که مورد استفادة بعضی دانشمندان اسلامی نیز قرار گرفت ( رجوع کنید بهادامة مقاله )، و دیگر از طریق اشاراتی به نام آن در بعضی از نوشته های فارسی میانه ــ که احتمالاً نشان دهندة ترجمة دست کم بعضی قسمتهای کتاب از یونانی به فارسی میانه است ــ از جمله در دینکرد (ج ١، ص ٤٢٨، سطر ١٦) که از مجسطی به صورت mgstyk و در نامه های منوچهر (دابار ، ص ٦٣) که از آن با عنوان زیج بطلمیوس یاد شده است ، هرچند نمی توان به یقین اظهار کرد که مسلمانان تحت تأثیر صورت فارسی میانة این کتاب ، آن را مجسطی نامیده اند.
ترجمه های مجسطی و شرحهایی که بر آن نوشته شد، از زمان نخستین ترجمة آن به عربی در قرن دوم هجری تا روزگار خواجه نصیرالدین طوسی ، زمینه ساز پیدایش تحریر مجسطی بود. ازینرو پیش از پرداختن به تحریر مجسطی ، ذکر ترجمه ها و شرحهای این کتاب لازم است .
ترجمة سریانی مجسطی واسطة ترجمة آن به عربی گردید ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). ابن صلاح همدانی (ص ١٥٥) نوشته است که نسخه ای از ترجمة سریانی این کتاب را در اختیار داشته و از آن استفاده کرده است . به نوشتة اشتاین شنایدر (ص ٢٠١)، ترجمة حجاج بن یوسف بن مَطَر ــ که موجود است ــ نیز از متن سریانی صورت گرفته ، اما به نوشتة ابن صلاح همدانی (همانجا) که هم متن سریانی هم ترجمة حجاج را در دست داشته ، این ترجمه از متن یونانی صورت گرفته است .
نخستین ترجمة عربی مجسطی را مترجمی ناشناس به دستور یحیی بن خالد برمکی (متوفی ١٩٠) صورت داد. این ترجمه که در بعضی منابع اولیة اسلامی مانند الفهرست ابن ندیم (ص ٣٢٧)، ترجمة (نقلِ) «قدیم » و نیز ترجمة «مأمونی » (کونیچ ، ص ٦٠ـ٦٤) نامیده شده است ، نظر یحیی بن خالد را برآورده نکرد (ابن ندیم ، همانجا) و او به گروهی از مترجمان دستور داد تا دوباره آن را ترجمه کنند. ابن ندیم (همانجا) همچنین از ترجمه های حجاج بن ( یوسف بن ) مطر و اسحاق ( بن حنین ) که ثابت ( بن قُرّه ) آن را اصلاح کرد، نام برده است . دیگر مترجم مجسطی ، سهل بن رَبَّن طبری است ، که آن را از یونانی به عربی ترجمه نمود (قفطی ، ص ١٨٧؛
رجوع کنید به سارتون ، ج ١، ص ٦٥٥، اگرچه به رغم نوشتة سارتون ، نمی توان او را نخستین مترجم عربی مجسطی دانست ؛
نیز رجوع کنید به سزگین ، ج ٦، ص ٨٩؛
کونیچ ، ص ٢٢ـ٢٣).
ابن صلاح همدانی به هنگام تألیف قول فی ثبت الخطأ و التصحیف العارضَیْن فی جداول المقالتین السابعة و الثامنة من کتاب المجسطی ( رجوع کنید به سزگین ، ج ٦، ص ٩٢) نوشته است که به پنج نسخة مختلف از ترجمه های مجسطی دسترسی داشته است . او بجز ترجمة سریانی و ترجمة حسن بن قریش ، از ترجمة حجاج بن یوسف از یونانی ، ترجمة اسحاق بن حنین از یونانی و همین ترجمه با اصلاح ثابت بن قرّه نام برده است (ص ١٥٥). به نوشتة قطب الدین شیرازی (بخش ١، ص ٣) ــ که شمس الدین آملی (ج ٣، ص ٢٦) و قاضی زاده رومی ( رجوع کنید بهآلوارت ، ج ٥، ص ١٤٤ـ ١٤٥) نیز عیناً نوشتة وی را تکرار کرده اند ــ سه نسخه (ترجمه ) از مجسطی اشتهار داشته است : ترجمة حجاج بن یوسف بن مطر، ترجمة اسحاق بن حنین با اصلاح ثابت بن قرّه و ترجمة منسوب به ثابت بن قرّه . این عبارت تنها جایی است که در آن از ترجمة ثابت بن قرّه از مجسطی سخن به میان آمده است . از میان ترجمه های مختلف مجسطی ، ترجمة حجاج بن یوسف بن مطر و ترجمة اسحاق بن حنین با اصلاح ثابت بن قرّه ، باقی مانده اند (برای آگاهی از سیر تاریخی این ترجمه ها و نسخه های خطی آنها رجوع کنید به سزگین ، ج ٦، ص ٨٨ ـ٨٩ و برای آگاهی از ماهیت این ترجمه ها رجوع کنید بهکونیچ ، ص ٦٤ـ٧١).
مجسطی بسرعت بین ستاره شناسان مسلمان شناخته شد و آنان برای ارزیابی محاسبات ذکر شده در آن و تکمیل این محاسبات و احیاناً جایگزینی آنها با محاسباتی که خود انجام داده بودند، پژوهشهای بسیار کردند و بویژه خیلی زود متوجه تفاوت روش مجسطی با سدهانت (کتاب نجومی هندی که مورد استفادة نخستین نسل از ستاره شناسان مسلمان بود) شدند (سزگین ، ج ٦، ص ٨٥) و این بازبینی دایمی مجسطی باعث بروز انتقادهایی نیز بر آن شد ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). نظر به اهمیت بسیار زیاد مجسطی بین ستاره شناسان مسلمان ، مورخان و دانشمندان و نویسندگان بسیاری در آثار خود از آن یاد کرده اند، از جمله ابن واضح یعقوبی (متوفی ٢٩٢) در تاریخ یعقوبی (ج ١، ص ١٣٣ـ١٣٦) خلاصه ای از چهار مقالة اول مجسطی ، شامل تعداد بابهای هر مقاله و عنوان آنها، تهیه کرده است . به نظر وی (ج ١، ص ١٣٦)، ستاره شناسان فقط به این چهار مقاله احتیاج پیدا خواهند کرد و باقی کتاب کمتر مورد استفادة آنان خواهد بود. ابوریحان بیرونی (ج ١، ص ٢٤ـ ٢٥) و ابن صاعد اندلسی (ص ١٨٢ـ١٨٣) و ابن خلدون (ج ١: مقدمه ، ص ٦٤٢) نیز از مجسطی نام برده و آن را جزو مهمترین کتابهای نجومی دانسته اند. این موضوع که یعقوبی و ابوریحان بیرونی از «باب »های این کتاب نام برده اند، احتمالاً نشان دهندة رواج ترجمة اسحاق بن حنین از آن بوده است که تقسیم بندی هر مقالة آن به باب بوده است (قطب الدین شیرازی ، همانجا)، در حالی که در ترجمة حجاج هر مقاله به «نوع »هایی تقسیم شده است .
تقریباً بلافاصله پس از ترجمة مجسطی ، شرحهایی بر آن نوشته شد و تلخیصهایی از آن صورت گرفت (سزگین ، ج ٦، ص ٨٩، پانویس )، از جملة آنها شرح جابربن حیان است که ابن ندیم (ص ٤٢٣) از آن نام برده و نخستین شرح مجسطی در عالم اسلام به شمار می آید (برای آگاهی از شرحهای دیگر رجوع کنید بهسزگین ، ج ٦، ص ٩٠ـ٩٤). بسیاری از «نخستین » نوشته های نجومی در عالم اسلام نیز تلخیصها و گزیده هایی از مجسطی بود. یکی از نخستین تلخیصها را محمدبن محمدبن کثیرالدین فَرغانی با نام جوامع علم النجوم و اصول الحرکات السماویة تهیه کرده که خلاصه ای از مجسطی بدون بحثهای تفصیلی و محاسبات ریاضی آن است و از انتقاد بر آن نیز خالی نیست (فرغانی ، مقدمة سزگین ، ص ٥). مهمترین تلخیص مجسطی ، بخش علم الهیئة ریاضیاتِ شفا از ابن سیناست که شامل خلاصه ای از مقاله های سیزده گانة مجسطی به همراه مقالة بسیار کوتاهی از ابن سینا می باشد ( رجوع کنید بهص ٦٥١ـ٦٥٩).
رصدهای مختلف ستاره شناسان مسلمان و محاسباتی که در پی این رصدها می شد و نیز آرای دانشمندان مسلمان در بارة روش نجومی و الگوی جهان شناختی بطلمیوس در مجسطی ، باب انتقاد را نیز بر مجسطی گشود. از جمله ثابت بن قرّه در رسالة جواب عن سبب الخلاف بین زیج بطلمیوس و بین الممتحن (سزگین ، ج ٥، ص ٢٢٧)، به بررسی اختلاف محاسبات نجومی این دو کتاب پرداخت که متضمن انتقاداتی بر بطلمیوس نیز بود. بتّانی * نیز در زیج صابی در مواضع مختلف از مجسطی انتقاد کرده است ؛
از جمله هنگام بحث در بارة طول سال اعتدالی (ص ٦٢ـ٦٤)، آرای بطلمیوس را نقد و این زمان را برابر ٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٤٦ دقیقه و ٢٤ ثانیه به دست آورده است ، حال آنکه بطلمیوس در نوع اول از مقالة سوم مجسطی (گ ٣٤ ر ـ ٣٦ ر) این زمان را برابر ٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٥٥ دقیقه و ١٢ ثانیه ذکر کرده است .
انتقادهای گسترده بر آرای بطلمیوس ، بویژه آرای وی در مجسطی ، با کتاب الشکوک علی بطلمیوس نوشتة ابن هیثم (متوفی پس از ٤٣٠) آغاز شد. ابن هیثم در این کتاب ضمن طرح آرای بطلمیوس ، در بخشهای مختلف کتاب به نقد آرای او پرداخت ، بویژه یکی از این انتقادها، به استفادة بطلمیوس از فلک مُعَدِّل المَسیر برای بررسی حرکت سیارات اختصاص دارد ( رجوع کنید بهص ٢٤ـ٤٢، نیز رجوع کنید بهمقدمة صَبره ، ص س ـ ع ). انتقاد ابن هیثم از الگوی بطلمیوسی جهان ، آغازگر انتقادهایی شد که پس از پدیدآمدن تحریر مجسطی خواجه نصیرالدین طوسی ، از سوی طوسی و قطب الدین شیرازی و ابن شاطر بر این الگو صورت گرفت (سزگین ، ج ٦، ص ٨٥). ابوریحان بیرونی (ج ١، ص ٢٤ـ٥٤) نیز در شرح بخشهای مختلف مقالة اول مجسطی ، از آرای او انتقاداتی کرد. طی قرنهای ششم و هفتم هجری در اسپانیای مسلمان نیز از مجسطی انتقاداتی شد،
که مهمترین آنها را بِطروجی اشبیلی مطرح کرد. او که از طریق کتاب اصلاح المجسطی جابربن افلح اشبیلی ( رجوع کنید بهسزگین ، ج ٦، ص ٩٣) با آرای بطلمیوس آشنا شده بود، انتقادات مهمی بویژه بر الگوی بطلمیوسی جهان داشت . این انتقادات تأثیر بسیاری بر دانش نجوم در اسپانیای مسلمان و در جهان غرب داشت (برای آگاهی از انتقادات بطروجی رجوع کنید بهسامسو ، ص ٤٦١ـ ٤٦٥؛
بطروجی * ).
در ٥٧٠ ـ٥٧١/ ١١٧٥، گراردوس (ژرار) کرمونایی مجسطی را از روی متن عربی آن به لاتینی ترجمه کرد (کارمودی ، ص ١٥). نخستین ترجمة عبری آن نیز از روی متن عربی بین ٦٢٨ـ٦٣٣/ ١٢٣١ـ ١٢٣٥ صورت پذیرفت ( د. جودائیکا ، ج ٣، ص ٧٩٩). نخستین بار در سدة هفتم قطب الدین شیرازی ، مجسطی را از روی خلاصه ای که عبدالملک بن محمد شیرازی از کتاب تهیه کرده بود، به فارسی برگرداند ( رجوع کنید بهقطب الدین شیرازی ، بخش ٢، ص ٣). این ترجمه ، فن دوم از جملة چهارم درّة التاج لغرّة الدّباج اثر قطب الدین شیرازی را تشکیل می دهد (استوری ، ج ٢، بخش ١، ص ٣٧ـ ٣٨) و چاپ شده است . ترجمه ای فارسی نیز از بخشی از مجسطی وجود دارد که کار مترجمی ناشناس است (منزوی ، ج ٤، ص ٢٦٢٩). خلاصه ای از مجسطی را نیز شمس الدین آملی (ج ٣، ص ٢٦ـ ٤٥) ذکر کرده که تنها شامل فهرستی از مقالات سیزده گانة کتاب است .
در ادامة روش فکری و سنّت علمیِ اسلامی که باعث نوشته شدن شرحهایی بر مجسطی بطلمیوس و تهیة خلاصه های متعددی از آن می شد، خواجه نصیرالدین طوسی در ٦٤٤ (سزگین ، همانجا) بازنویسی مشهور خود را از مجسطی بطلمیوس با عنوان تحریر مجسطی پدید آورد. این کتاب به همراه تحریر اصول اقلیدس * و تحریرهای دیگر او به نام متوسطات (در بارة آنچه متوسطات نامیده می شود رجوع کنید بهتحریر ( ٣ ) * ؛
متوسطات * )، بازنویسی یک دوره علوم ریاضی ، هندسه و هیئت در زمان خواجه نصیرالدین طوسی است . او تحریر مجسطی را در هنگام زندگی در الموت ، و به نام حسام الدین حسن بن محمد سیواسی (نصیرالدین طوسی ، گ ١ پ ) دانشمند اسماعیلی مذهب معاصرش ، نوشت . سیواسی نیز مدتی بعد نخستین شرح را بر تحریر مجسطی خواجه نصیرالدین طوسی تألیف کرد ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). خواجه نصیرالدین طوسی در نگارش تحریر مجسطی از روش مترجمان مجسطی استفاده کرده است . وی در مقدمة بسیار کوتاهش بر کتاب (همانجا) نوشته است که کتاب را در ١٣ مقاله ، ١٤١ فصل و ١٩٦ شکل ، مطابق با نسخة ( ترجمة ) اسحاق بن حنین که ثابت بن قرّه اصلاح کرده ، تنظیم می کند.
تبویب کتاب به این قرار است : مقالة اول (گ ١ پ ـ ١١ ر) کلیاتی در بارة علم نجوم و بعضی مبادی مثلثات کروی ، مقالة دوم (گ ١١ ر ـ ١٩ ر) در بارة بعضی محاسبات نجومی همچون یافتن سِعَة المشرق ، مقالة سوم (گ ١٩ ر ـ ٢٥ ر) در بارة طول سال شمسی و قمری و شرح چند تقویم مختلف ، مقالة چهارم (گ ٢٥ ر ـ ٣٢ پ ) در بارة حرکات مختلف ماه ، مقالة پنجم (گ ٣٢ پ ـ ٤١ ر) در بارة برخی حرکات سیارات و اختلاف منظرماه ، مقالة ششم (گ ٤١ ر ـ ٤٨ پ ) در بارة اجتماع و استقبال سیارات و کسوف و خسوف ، مقالة هفتم (گ ٤٨پ ـ ٥٥ ر) در بارة حرکت ثوابت و جداول مختصات ستارگان در نیمة شمالی آسمان ، مقالة هشتم (گ ٥٥ ر ـ ٦١پ ) در بارة جداول مختصات ستارگان در نیمة جنوبی آسمان ، مقالة نهم (گ ٦١ پ ـ ٧١ ر) در بارة بعضی اصول حرکتهای سیارات و حرکتهای مختلف عطارد، مقالة دهم (گ ٧١ پ ـ ٧٣ پ ) در بارة حرکتهای مختلف زهره ، مقالة یازدهم (گ ٧٣ پ ـ ٨١ ر) در بارة حرکت خارج ازمرکز سیارات پنج گانة پس از زهره (به تعبیر قدما، سیارات عُلوی )، مقالة دوازدهم (گ ٨١ ر ـ ٨٥ پ ) در بارة رجوع سیارات و مقالة سیزدهم (گ ٨٥ پ ـ ٩٢ ر) در بارة حرکتهای عرضی سیارات (برای آگاهی از تعداد مقالات ، فصول و عنوان مقالات رجوع کنید به آلوارت ، ج ٥، ص ١٤٣ـ١٤٤). بین نسخة حجاج بن یوسف بن مطر و نسخة اسحاق بن حنین که اساس بازنویسی خواجه نصیرالدین طوسی بوده ، تفاوت چندانی وجود ندارد، فقط در ترجمة اسحاق بن حنین و به تبع آن در بازنویسی خواجه نصیرالدین طوسی ، سه فصل از مقالة ششم کتاب حذف شده و مقالة ششم از ده فصل تشکیل گردیده است ، در حالی که همین مقاله در ترجمة حجاج سیزده نوع (فصل ) دارد.
کوشش خواجه نصیرالدین طوسی برای رعایت اختصار باعث شده است که او از تکرار یک موضوع واحد برای اجرام متفاوت خودداری کند، از جمله در مقالة دهم (گ ٧٣ پ ) هنگام طرح مسئلة خروج از مرکز مریخ ، بحث در بارة آن را به موضوع همین مسئله در مورد مشتری ارجاع داده است . ازینرو، از مقالة دهم کتاب که باید در ده فصل تحریر می شد، فقط شش فصل بازنویسی شده است .
خواجه نصیرالدین طوسی (گ ١ پ ) دلایل خود برای تهیة تحریر مجسطی را یکی خواهش دوستان و دیگری نبودِ بعضی مطالب لازم در متنهای خلاصه شدة قبلی ذکر کرده و گفته است که می خواسته متنی تهیه نماید که ضمن حذف بحثهای نظری کتاب ، ترتیب فصول در آن رعایت شده باشد و ترتیب شکلها نیز بر اساس متن اصلی دست نخورده بماند و در عین خلاصه نویسی و پرهیز از پیچیدگی ، بررسیها و آرای متأخران نیز در آن بیاید. او برای روشن شدن بخشهایی که خود بر کتاب افزوده ، عموماً عبارات را با «اَقولُ» آغاز و با «نَعودُ اِلی الکتابِ» به پایان برده است (مثلاً رجوع کنید بهگ ٣٤ ر). اگرچه اساس بازنویسی او ترجمة اسحاق بن حنین بوده ، در موارد معدودی از ترجمة حجاج بن یوسف بن مطر نیز استفاده کرده است ، از جمله در فصل سومِ مقالة نهم به هنگام صحبت از ایام العَوْدات ، نکاتی را هم از نسخة اسحاق هم از نسخة حجاج نقل کرده است (گ ٦٢ پ ). او از آرای چند دانشمند مسلمان دیگر نیز یاد کرده است ، از جمله از ابوریحان بیرونی (همانجا) و ابوعلی سینا (گ ٦١ پ ) و افراد دیگری به نامهای صالح بن محمد زینبی بغدادی (؟) و ابوعمران بغدادی و ابوبکر حکیم (همانجا)، که تقریباً اطلاعی از زندگی آنها در دست نیست .
بین جدولهای مختصات ستارگان در فصل پنجمِ مقالة هفتم و فصل اولِ مقالة هشتم تحریر مجسطی ، و همین جدولها در ترجمه های اسحاق بن حنین و حجاج بن یوسف بن مطر، به رغم بیش از چهارصد سال فاصله بین دو متن ، هیچ تفاوتی وجود ندارد. در حالی که در اثر پدیدة تقدیم اعتدالین * ، طول دایرة البروجی ستارگان ، تغییر می کند. این ، برخلاف روش دیگر ستاره شناسان مسلمان ، نظیر عبدالرحمان صوفی رازی ، است . وی تفاوت طول دایرة البروجی ستارگان را نسبت به زمان تألیف مجسطی تا زمان نگارش کتاب خود ( رجوع کنید به ص ٢٢) ذکر کرده است .
مهمترین افزوده های خواجه نصیرالدین طوسی در تحریر مجسطی که در متنهای پیش از آن و در مجسطی وجود ندارد، شرح تقویمهای جدید است . او در مقدمه ای که پیش از فصل اولِ مقالة سوم تحریر مجسطی (گ ١٩ ر) آورده ، به توضیح طول سال و نام ماهها در تقویمهای قبطی و یهودی و یزدگردی و هجری پرداخته است . در جاهای مختلف کتاب نیز (مثلاً، گ ٣١ پ ) به ذکر تاریخ یزدگردی ، در کنار دیگر تاریخهای مذکور در مجسطی از جمله تاریخ بختنصری ، پرداخته است .
تحریر مجسطی از انتقادات خواجه نصیرالدین طوسی از آرای بطلمیوس خالی نیست ، از جملة آنها انتقادی است بر نتیجه گیری بطلمیوس از رصد متقدمان خود از گرفتهای حلقوی خورشید برای به دست آوردن اندازة ظاهری قرص خورشید. خواجه نصیرالدین طوسی (گ ٣٧پ ) در انتقادی بر این نتیجه گیری ، به رغم نظر بطلمیوس که اندازة ظاهری قرص خورشید را ثابت می دانست ، آن را در دورترین فاصله اش نسبت به زمین (بُعْدُالاَبْعَد) کوچکتر از زمانهای دیگر و بزرگتر از قرص ماه ، در همان حالت می داند. مهمترین انتقادی که طرح آن از سوی خواجه نصیرالدین طوسی جالب توجه است ، شک او در مورد ترتیب چرخش اجرام به دور زمین برابر الگوی زمین مرکزی بطلمیوس است که تقریباً هم زمان با خواجه نصیرالدین طوسی ، در غرب جهان اسلام ، بطروجی نیز آن را مطرح کرد. طوسی در باب اول از مقالة نهم تحریر مجسطی (گ ٦١پ ) تردید خود را نسبت به ترتیب گردش اجرام بر اساس الگوی بطلمیوس ابراز کرده است . او در این فصل ، از نوشتة ابن سینا که سیارة زهره را همچون خالی بر سطح خورشید دیده بوده ، یاد کرده است . خواجه نصیرالدین طوسی ، با نقل این مطلب و نقل قول دیگری (همانجا) از شخصی به نام صالح بن محمد زینبی بغدادی (؟) ــ که در کتاب خود از رصد همین پدیده توسط شیخ ابوعمران در بغداد و محمدبن ابی بکر در فرسین ( ؟ ) یاد کرده است ــ بطلان حرکت زهره با خورشید را بر روی یک فلک حامل ، بر اساس الگوی بطلمیوس نتیجه گرفته است (نیز رجوع کنید بهصلیبا، ١٩٨٧، ص ٧ـ١٢). با اینهمه مهمترین انتقادهای خواجه نصیرالدین طوسی از آرای بطلمیوس ، در التذکرة فی الهیئة * و دو رسالة دیگرش مُعینیه و حل مشکلات معینیه مطرح شده است نه در تحریر مجسطی .
پس از نگارش تحریر مجسطی طوسی ، یحیی بن ابی الشکر مغربی خلاصه ای از مجسطی در ده مقاله با عنوان تلخیص المجسطی تهیه کرد (حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٥٩٦؛
صلیبا، ١٩٨٣، ص ٣٨٩ـ٣٩٣)، اما این کتاب را نمی توان مستقیماً تحت تأثیر تحریر مجسطی خواجه نصیرالدین طوسی دانست . علاوه بر شرح حسام الدین حسن بن محمد سیواسی بر تحریر مجسطی (سزگین ، ج ٦، ص ٩٣)، نظام الدین نیشابوری معروف به نظام اعرج ، عبدالعلی بیرجندی ، عصمت اللّه سهارنپوری و شمس الدین سمرقندی نیز شرحهایی بر این کتاب نوشته اند (برای آگاهی از این شرحها رجوع کنید به سزگین ، ج ٦، ص ٩٣ـ٩٤؛
نیز رجوع کنید بهبروکلمان ، ج ١، ص ٦٧٤، > ذیل < ، ج ١، ص ٩٣٠ـ٩٣١). مؤیدالدین عُرضی دمشقی نیز بر برهان شکل چهارم از مقالة نهم مجسطی لاحقه ای نوشته است (گلچین معانی ، ج ٨، ص ٦٧). خلاصه ای از تحریر مجسطی نیز وجود دارد که غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی با عنوان تکملة المجسطی تهیه کرده است (همان ، ج ٨، ص ١٠٧ـ ١٠٨). قاضی زاده رومی (آلوارت ، ج ٥، ص ١٤٤ـ ١٤٥) و شخصی ناشناس (افشار، دانش پژوه و منزوی ، ج ١٦، ص ٢٩٥) نیز بر این کتاب حاشیه نوشته اند. از تحریر مجسطی نسخه های خطی بسیاری باقی مانده است (برای آگاهی از این نسخه های خطی در ایران رجوع کنید به فکرت ، ص ١٠٨ـ١٠٩؛
افشار و دانش پژوه ، ج ١، ص ١١٤ـ ١١٥؛
حائری ، ج ١٩، ص ١٦٢، ٥٠٧؛
برای آگاهی از نسخه های خطی خارج از ایران رجوع کنید بهبروکلمان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٩٣٠).
خیراللّه خان بن لطف اللّه مهندس لاهوری ، تحریر مجسطی طوسی را در ١١٤٤ با عنوان تقریب التحریر به فارسی ترجمه کرد (عبدالمقتدر، ج ١١، ص ٧١؛
منزوی ، ج ٤، ص ٢٦٣٢ـ ٢٦٣٣). در همین سال مترجمی به نام جگناته / جاگانات تحریر مجسطی را به زبان سنسکریت برگرداند (پینگری ، ص ٦٢٨).
منابع :
(١) ابن خلدون ؛
(٢) ابن سینا، الشفاء، الریاضیات ، ج ٢ : علم الهیئة ، چاپ ابراهیم مدکور، قاهره ١٣٨٥/ ١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٣) ابن صاعد اندلسی ، التعریف بطبقات الامم : تاریخ جهانی علوم و دانشمندان تا قرن پنجم هجری ، چاپ غلامرضا جمشیدنژاداول ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٤) ابن عبری ، تاریخ مختصرالدول ، بیروت : دارالمیسره ، ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن ندیم ؛
(٦) ابن هیثم ، الشکوک علی بطلمیوس ، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی ، قاهره ١٩٧١؛
(٧) ابوریحان بیرونی ، کتاب القانون المسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٨) ایرج افشار و محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابهای خطی کتابخانة ملی ملک ، ج ١، تهران ١٣٥٢ش ؛
(٩) ایرج افشار، محمدتقی دانش پژوه ، و علینقی منزوی ، فهرست کتابخانة مجلس شورای ملی ، ج ١٦، تهران ١٣٤٨ش ؛
(١٠) محمدبن جابر بتّانی ، کتاب الزیج الصابی ، چاپ کارلو آلفونسو نالینو، میلان ١٨٩٩؛
(١١) بطرس بستانی ، محیط المحیط : قاموس مطوّل للّغة العربیّة ، بیروت ١٩٨٧؛
(١٢) کلاودیوس بطلمیوس ، المجسطی ، ترجمة حجاج بن یوسف بن مطر، نسخة خطی کتابخانة لیدن هلند، ش ٦٨٠ Or. ، نسخة عکسی موجود در کتابخانة بنیاد دایرة المعارف اسلامی ؛
(١٣) حاجی خلیفه ؛
(١٤) عبدالحسین حائری ، فهرست کتابخانة مجلس شورای ملی ، ج ١٩، تهران ١٣٥٠ش ؛
(١٥) جورج سارتون ، مقدمه بر تاریخ علم ، ترجمة غلامحسین صدری افشار، تهران ١٣٥٣ـ١٣٥٧ش ؛
(١٦) محمدبن محمود شمس الدین آملی ، نفائس الفنون فی عرایس العیون ، ج ٣، چاپ ابوالحسن شعرانی ، تهران ١٣٧٩؛
(١٧) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران ١٣٥١ش ؛
(١٨) احمدبن محمد فرغانی ، جوامع علم النجوم و اصول الحرکات السماویّة ، فرانکفورت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(١٩) محمدآصف فکرت ، فهرست الفبائی کتب خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی ، مشهد ١٣٦٩ش ؛
(٢٠) محمودبن مسعود قطب الدین شیرازی ، دُرّة التاج لِغرّة الدّباج ، بخش ٢، تهران ?( ١٣٢٤ش ) ؛
(٢١) علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء، و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبارالعلماء باخبار الحکماء ، چاپ لیپرت ، لایپزیگ ١٩٠٣؛
(٢٢) احمد گلچین معانی ، فهرست کتب خطی کتابخانة آستان قدس رضوی ، ج ٨ ، مشهد ١٣٥٠ش ؛
(٢٣) مبشربن فاتک ، مختارالحکم و محاسن الکلم ، چاپ عبدالرحمان بدوی ، بیروت ١٩٨٠؛
(٢٤) احمد منزوی ، فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ش ـ ؛
(٢٥) کارلو آلفونسو نالینو، علم الفلک : تاریخه عندالعرب فی القرون الوسطی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٦) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، تحریر مجسطی ، نسخة خطی کتابخانة آستان قدس رضوی ، ش ٥٤٥٢، نسخة عکسی موجود در کتابخانة بنیاد دایرة المعارف اسلامی ؛
(٢٧) یعقوبی ؛
(٢٨) ـ Abdul Muqtadir, Catalogue of the Arabic and Persian manuscripts in the oriental public library at Bankipore , XI, Patna ١٩٢٧;
(٢٩) W. Ahlwardt, Handschriften-Verzeichnisse Kخniglichen Bibliothek zu Berlin: verzeichniss der arabischen Handschriften , vol. ٥, Berlin ١٨٩٣;
(٣٠) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩;
Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢, Francis J. Carmody, Arabic
(٣١) astronomical and astrological sciences in Latin translation: a critical bibliography , Berkeley, Calif. ١٩٥٦;
(٣٢) De ¦nkard , tr. and ed. D. M. Madan, Bombay ١٩١١;
(٣٣) B. N. Dhabhar, The Epistles of Manushchihar , Bombay ١٩١٢;
(٣٤) R. Dozy, Supplإment aux dictionaires arabes , Beirut ١٩٨١;
(٣٥) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.v. "Astronomy" (by Arthur Beer);
(٣٦) Ibn S ¤ala ¦h, Zur Kritik der Koordinatenدberliferung im Strenkatalog des Almagest , ed. P. Kunitzsch, Gخttingen ١٩٧٥;
(٣٧) Paul Kunitzsch, Der Almagest: die Syntaxis Mathematica des Claudius Ptolemجus in arabisch-lateinischer غberlieferung , Wiesbaden ١٩٧٤;
(٣٨) D. Pingree, "History of mathematical astronomy in India", in Dictionary of scientific biography , ed. Charles Coulston Gillispie, vol. ١٥, New York ١٩٨١;
(٣٩) G. Saliba, "An observational notebook of a thirteenth - century astronomer", Isis , vol. ٧٤ (١٩٨٣);
(٤٠) idem, "The role of the Almagest commentaries in medieval Arabic astronomy: a preliminary survey of T ¤u ¦s ¦â's reduction of Ptolemy's Almagest" , Archives internationales d'histoire des sciences , no. ٣٧ (١٩٨٧);
(٤١) Julio Samsئ, "Sobre la astronom ¦âa de al-Bit ¤ru ¦y ªi", Al-Andalus , XXXVI (١٩٧١);
(٤٢) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤;
(٤٣) Moritz Steinschneider, Die arabischen دbersetzungen aus dem Griechischen , Graz ١٩٦٠;
(٤٤) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , vol. ٢, pt. ١, London ١٩٧٢.
/ فرید قاسملو /