دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٠٢
تجمّل ، مبحثی در فقه و حدیث . تجمل در لغت به معنای خود را زینت دادن و آراستن است ، و به صورت اسمی به معنای وسایل آرایش و آنچه موجب نشان دادن شأن و شکوه باشد (دهخدا، ذیل «تجمل »، «تجملات »).
این واژه در قرآن کریم نیامده ، اما از واژه های هم ریشه با آن یک بار جمال (نمل : ٦٠) و هفت بار جمیل (یوسف : ١٨، ٨٣؛ حجر: ٨٥؛ احزاب : ٢٨، ٤٩؛ معارج : ٥؛ مزّمّل : ١٠) آمده است . بعلاوه ، در قرآن به بلامانع بودن استفاده از زینت * تصریح و به زینت کردن هنگام عبادت توصیه شده است (اعراف : ٣١ـ٣٢)؛ کمااینکه به جلال و شکوه تجمل آمیز و آراستگی برخی پیامبران نیز اشاره شده است ( رجوع کنید بهص : ٣٥؛ نحل : ١٢٢؛ یوسف : ١٠١).
سیرة پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام نیز مؤید این است که تجمل به خودی خود ناپسند نیست و حتی ممدوح است . در بارة پیامبر اکرم نقل کرده اند که همیشه عطر می زد، به طوری که از بوی خوشش شناخته می شد (ابن سعد، ج ١، قسم ٢، ص ٩٩) و در سفر، شانه و آیینه و روغن برای موی سر و مسواک و سرمه به همراه داشت ( رجوع کنید به همان ، ج ١، قسم ٢، ص ١٦٩ـ١٧٠)، انگشتر نقره به دست می کرد و عبای خز و لباسهای نقشدار و زیبا می پوشید (حرّ عاملی ، ج ٥، ص ١٥). از امام صادق علیه السلام نقل شده است که خداوند تجمل را و اینکه انسان خود را زیبا نشان دهد، دوست دارد و زندگی نکبت بار و آشفته را دشمن می دارد، زیرا خداوند وقتی به بنده اش نعمتی عطا می کند، دوست دارد که اثر آن را در زندگی او ببیند. امام صادق در بارة چگونگی تجمل ، به لباس پاکیزه و بوی خوش و خانة زیبا و تمیز اشاره کرده اند (مجلسی ، ج ٧٦، ص ٣٠٠). همچنین وقتی شخصی از ایشان در بارة کسی پرسید که لباسهای فاخر زیادی دارد و خود را با آنها می آراید (یتجمّلُ بِها)، حضرت او را مسرف ندانست و آیة ٧ سورة طلاق را تلاوت فرمود (کلینی ، ج ٦، ص ٤٤٣؛ حرّ عاملی ، ج ٥، ص ٢٢). ائمه علیهم السلام در هنگام عبادت زینت می کرده اند و لباسهای خوب می پوشیده اند (برای نمونه رجوع کنید بهعیاشی ، ج ٢، ص ١٤؛ حرّ عاملی ، ج ٤، ص ٤٥٥). توصیه های ائمة معصومین به تجمل در کتب روایی ، تحت عناوین مختلفی نظیر «الزّیّ و التجمل »، «اظهار التجمل و کراهة التَّباؤس »، «التجمل و اظهار النعمة » و نیز «التّطیّب و التنظیف » و «الطهارة » آمده است . در احادیث آمده است که تجمل ، حزن و اندوه را از بین می برد (کلینی ، ج ٦، ص ٤٤٤) و سبب ذلت دشمن و قطع طمع از مسلمانان می شود (حرّ عاملی ، ج ٥، ص ١٤). به تجمل در موارد و مواقعی توصیه و تأکید شده است ، از جمله تجمل زن و شوهر برای یکدیگر ( رجوع کنید بهکلینی ، ج ٦، ص ٤٧٥؛ حرّ عاملی ، ج ٥، ص ١١)، تجمل در وقت عبادت ( رجوع کنید به فیض کاشانی ، ج ٢، ص ١٨٩) بجز زمان حج که باید بدون تشریفات بود ( رجوع کنید بهحرّ عاملی ، ج ١٢، ص ٤٤٢ـ٤٤٤، ٤٥٨، ٤٦٨)، تجمل برای برادر دینی خود ( رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٧٦، ص ٢٩٨) و تجمل در مقابل دشمنان ( رجوع کنید بهکلینی ، ج ٦، ص ٤٨٠؛ حرّ عاملی ، ج ٥، ص ١٢).
تجمل در همه وقت و همه حال پسندیده نیست و در موارد خاصی از آن نهی شده است ، از جمله تجمل از راه حرام ( رجوع کنید بهحرّعاملی ، ج ٥،ص ٦؛ مجلسی ، ج ٧٦،ص ٣٠٥)،تجمل نامتناسب و ناهماهنگ با وضع اجتماعی و اقتصادی زمان ( رجوع کنید بهحرّ عاملی ، ج ٥، ص ٨)، تجملی که سبب شهرت شود ( رجوع کنید بهکلینی ، ج ٦، ص ٤٤٥؛ مجلسی ، ج ٧٦، ص ٣١٣ـ٣١٤)، تجملی که منجر به اسراف گردد ( رجوع کنید بهکلینی ، ج ٦، ص ٤٤٣؛ حرّعاملی ، ج ٥، ص ٢١ـ٢٢؛ مجلسی ، ج ٧٦، ص ٣٠٧)، تجمل هنگام مصیبت (مجلسی ، ج ٧٦، ص ٢٩٦)، تجملی که سبب تشبّه مردان به زنان یا برعکس و نیز تشبّه به کفار شود ( رجوع کنید بهبخاری جعفی ، ج ٧، ص ٥٥؛ حرّعاملی ، ج ٤، ص ٣٨٥) و تجملی که متناسب وضع مالی شخص نباشد ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ٧٦، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن سعد؛
(٣) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤) حرّ عاملی ؛
(٥) دهخدا؛
(٦) محمدبن مسعود عیاشی ، کتاب التفسیر ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی ، تفسیر الصافی ، بیروت ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(٨) کلینی ؛
(٩) مجلسی .
/ فاطمه شیخ الرئیس /