دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٩٢
تجریدالاعتقاد ، کتابی در علم کلام به عربی از خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی ٦٧٢). این کتاب از کتابهای مهمی است که در تبیین عقاید امامیه نگاشته شده و به گفتة برخی ، اولین آنها به حساب می آید (مدرس رضوی ، ص ٤٢٣). به عقیدة آقابزرگ طهرانی (ج ٣، ص ٣٥٣)، خواجه نصیر در ابتدای این اثر، آن را تحریرالعقاید نامیده ، اما بعدها این کتاب به اسامی دیگری همچون تجریدالاعتقاد ، تجریدالعقائد ، و تجرید الکلام اشتهار یافته است (فکرت ، ص ١٠٤؛ منزوی و دانش پژوه ، ج ٣، ص ٣١٥؛ برای نقد نظر آقابزرگ طهرانی رجوع کنید بهعلامه حلّی ، مقدمة حسن زاده آملی ، ص ١٧ـ ١٨). بعضی احتمال داده اند که خواجه عنوان تجریدالاعتقاد را تحت تأثیر کتاب التجرید قاضی عبدالجبار معتزلی برگزیده است (مقدس اردبیلی ، مقدمة عابدی ، ص ١٩). کسانی نیز معتقدند که این کتاب از خود خواجه نصیر نیست (برای نمونه رجوع کنید به تفتازانی ، ج ٥، ص ٢٦٧؛ قس سبزواری ، ج ١، ص ١٧٤). این کتاب دارای شش «مقصد» (بخش ) است که بترتیب عبارت اند از: امور عامه ، جواهر و اعراض ، اثبات صانع و صفات او، نبوت ، امامت ، معاد.
خواجه نصیر این کتاب را برخوردار از بهترین اسلوب و مشتمل بر دیدگاهها و اعتقاداتی که با برهان برای وی اثبات گردیده ، معرفی کرده است (علامه حلّی ، مقدمة حسن زاده آملی ، ص ٢٠)؛ به این ترتیب ، برخلاف برخی کتابهای او که صرفاً تبیین نظریات عده ای از بزرگان است ــ همچون حل مشکلات الاشارات در شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا و دفاع از آن در مقابل انتقادات فخرالدین رازی و کتاب مَصارع المُصارع در دفاع از دیدگاههای ابن سینا در مقابل اشکالات شهرستانی ــ این کتاب حاوی آرای خاص وی است . بعضی معتقدند که خواجه بعد از نقد کتاب المحصَّل فخررازی ، تجرید را تألیف کرد تا افراد برای تحصیل حق به جای المحصل به آن رجوع کنند (علامه حلّی ، مقدمة حسن زاده آملی ، ص ٤)، زیرا خواجه نصیر در مقدمة تلخیص المحصل گفته است که همتهای عالی برای تحصیل حق از طریق تحقیق رویگردان شده و دیگر کتابی قابل اعتماد و مشتمل بر اصول متقن اندیشه وجود ندارد و اینکه کسانی می پندارند کتاب المحصل فخررازی این خلا را پر کرده ، چنین نیست و آن کتاب مشحون از اندیشه های باطل و لذا غیرقابل اعتماد است (نصیرالدین طوسی ، ١٣٥٩ ش ، ص ١ـ٢). از آنجا که خواجه بعد از مواجهه با آرای فخررازی در بحث امامت دریافت که اشکالات وی را در یک اثر فلسفی نمی توان پاسخ داد، به تدوین تجریدالاعتقاد همت گماشت .
تجریدالاعتقاد به جهت رویکرد خاص آن به فلسفه و کلام ، نقطة عطفی در تاریخ کلام محسوب می شود. خواجه نصیر در این کتاب میان فلسفة مشائی و کلام شیعی تلفیقی به وجود آورده که سبب نزدیکی هرچه بیشتر فلسفه و کلام در میان متفکران شیعه شده است ( رجوع کنید بهمطهری ، ج ٢، ص ٦٨؛ احمدی ، ص ٢٢٤؛ داوری ، ص ١١٩). پس از خواجه کسانی مانند قاضی عضدالدین ایجی (متوفی ٧٥٦) در کتاب المواقف و تفتازانی (متوفی ٧٩٢) در کتاب المقاصد در این جهت از او پیروی کرده اند. برخی مباحث این کتاب به گونه ای است که مبنا بودن آن را برای جریانات فکری مهمی همچون حکمت متعالیه موجه می سازد (مثلاً رجوع کنید به نصیرالدین طوسی ، ١٤٠٧، ص ٢٢ـ٧٣). آنچه خواجه در تجریدالاعتقاد آورده است مطابق با اعتقادات شیعی امامی است ؛ اگرچه وی در بعضی کتابهای خود همچون تلخیص المحصل (ص ٤٢١) برخی اعتقادات امامیه ، از جمله بداء، را به نوعی انکار کرده است و از این جهت بزرگانی چون صدرالدین شیرازی (ص ٣٧٨) و علامه مجلسی (ج ٤، ص ١٢٣) از او انتقاد کرده اند.
میزان اهتمام خواجه به بحث امامت با تمایلات شیعی در عناوینی چون اثبات امامت حضرت علی علیه السلام و بیان مطاعن خلفای نخستین و عدم صلاحیت ایشان برای خلافت رسول خدا و ادلة قطعی افضل بودن امام علی علیه السلام و نص بر امامت ائمة اثناعشر علیهم السلام و حکم محاربان آنها (نصیرالدین طوسی ، ١٤٠٧، ص ٣٦٧ـ ٣٩٨) به حدی است که عده ای از اندیشمندان غیرشیعه در نقد این بخش از مباحث او سخت بر خواجه تاخته و جانب انصاف را چندان نگه نداشته اند ( رجوع کنید به حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٣٤٦). به این ترتیب ، این سخن که تجرید خواجه متأثر از اصول اعتقادی فرقه هایی غیر از شیعة امامی است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «طوسی ، نصیرالدین . ٢»)، معتبر نیست . همچنین در افکار فلسفی نباید خواجه را تابع محض ابن سینا دانست ، زیرا آرای او در کتاب تجرید در موارد متعددی با آرای ابن سینا سازگار نیست ، از جمله آنکه وی مکان را بُعد می داند نه سطح (نصیرالدین طوسی ، ١٤٠٧، ص ١٥٢)، به حدوث عالم اجسام معتقد است نه قدم آن (همان ، ص ١٧٠)، ادلة اثبات وجود عقل مفارق را ناکافی و قابل ایراد می داند (همان ، ص ١٧٦) و معتقد است که مادة المواد، جسم مطلق است نه هیولا، و برهان اثبات هیولا قابل نقد است (همان ، ص ١٥٠). همچنین خواجه در مباحث توبه و وجوب اسقاط عقاب به واسطة آن نیز با بسیاری از متکلمان معتزلی مخالفت کرده است (همان ، ص ٤٢٢ـ٤٢٤).
ویژگی دیگر این کتاب اختصار فوق العادة آن است . خواجه نصیر در بسیاری از کتابهای خود، از جمله قواعد العقائد و اوصاف الاشراف و حتی شرح الاشارات و اساس الاقتباس ، بنا را بر اختصار گذاشته بوده ، ولی این خصوصیت در تجرید به حدی است که شمس الدین محمود اصفهانی آن را از «اَلغاز» (چیستانها) به حساب آورده است (قوشچی ، ص ٣؛ حاجی خلیفه ، همانجا). در این کتاب ، برخلاف دیگر کتابهای کلامی پیش از آن ، مبحث معاد بعد از مبحث نبوت آمده است . پیش از خواجه بحث معاد ــ به سبب ارتباط بحث وعد و وعید و ثواب و عقاب با صفات حق تعالی و بویژه بحث عدل خداوند ــ قبل از نبوت و امامت طرح می گردید، اما در تجرید مباحث نبوت و امامت ارتباط نزدیکی با مباحث عدل الاهی پیدا نکرده و توجه خواجه در آنها برخلاف پیشینیانش ، بیشتر معطوف به لطف الاهی است (نصیرالدین طوسی ، ١٤٠٧، ص ٣٤٨، ٣٦٢). به هر حال ، این ابتکار خواجه در تنظیم مباحث کلامی امامیه در ساختار کتابهای کلامیِ بعد از او تأثیر فراوان نهاد. خواجه مدتها بعد از تدوین مباحث کلامی در تجرید مباحث منطق را نیز به اختصار تدوین کرد که به تجریدالمنطق شهرت یافت و بزرگانی چون علامه حلّی (متوفی ٧٢٦) آن را شرح کرده اند.
تجریدالاعتقاد از ارزشمندترین و محکمترین و در عین حال مختصرترین متون کلامی شیعی به شمار می آید و به سبب همین ویژگیها از زمان تألیف شهرت یافته و دانشمندان فرقه های مختلف اسلامی شروح و حواشی متعددی به فارسی و عربی بر آن نگاشته اند (کنتوری ، ص ٩٧). قضاوتهای شارحان در بارة این کتاب نشان می دهد که خواجه در اقدام خود کاملاً موفق بوده است (برای نمونه رجوع کنید به قوشچی ، ص ٢). ظاهراً اولین شرح تجرید را معروفترین شاگرد خواجه ، علامه حلّی ، تدوین کرد، این شرح ، کشف المراد فی شرح تجریدالاعتقاد نام دارد و برخی معتقدند که اگر علامه آن را نمی نوشت ، شاید مقصود دقیق خواجه از مباحث این اثر هیچگاه روشن نمی شد (آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣٥٣؛ علامه حلّی ، مقدمه حسن زاده آملی ، ص ٣). آقابزرگ طهرانی (ج ٣، ص ٣٥٢ـ٣٥٤، ج ٦، ص ٦٤ـ٧٠) و حاجی خلیفه (ج ١، ستون ٣٤٦ـ٣٥١) و دیگران (مثلاً رجوع کنید به انوار، ج ٧، ص ٣٥٧، ج ٨ ، ص ٣٦٠ـ٣٦١، ج ٩، ص ٣٠٨، ج ١٠، ص ٢٩٠ـ٢٩١، ٢٩٧ـ ٢٩٨؛ فاضل ، ج ٢، ص ٥٧١، ٦١٨ـ٦١٩، ج ٣، ص ٧٦٧، ٧٧٤، ٨٠٧ ـ ٨٠٨، ٨١٥، ٨٦٤ ـ ٨٦٦، ٨٧٢، ٨٩٥؛ نسخه های خطی ، ج ٥، ص ٣، ٢٢، ٣٧، ٢١١، ٢١٣، ٢٩٩، ٥٩٤ ـ ٥٩٥؛ منزوی و دانش پژوه ، ج ٤، ص ١٧٥ـ ١٨٥) شمار زیادی از شروح و تعلیقات و حواشی تجرید را معرفی کرده اند. در برخی از این شروح و حواشی به بررسی نقادانة نظریات خواجه پرداخته شده است . از جملة معروفترین و قدیمترین شروح این اثر عبارت اند از: تعرید الاعتماد فی شرح تجرید الاعتقاد ، اثر شیخ شمس الدین محمد اسفراینی بیهقی (متوفی ٧٤٦)؛ تسدید یا تشیید القواعد فی شرح تجرید العقاید ، معروف به شرح قدیم ، اثر شمس الدین محمودبن عبدالرحمان بن احمد عامی اصفهانی (این شرح در مقایسه با شرح فاضل قوشچی ، «قدیم » نامیده شده ، نه به سبب قدیمترین بودن آن ، همچنانکه خود شارح در ابتدا به شرح علامه حلّی و اسفراینی بیهقی اشاره کرده است )؛ شرح فاضل قوشچی (متوفی ٨٧٩) که به شرح جدید شهرت یافته است . از جمله شروح متأخر، شرح ملاعبدالرزاق بن علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (متوفی ١٠٥١) است که به لحاظ دقت و تفصیل و تطبیق آرا، دارای ویژگیهایی است . شرح قدیم و شرح جدید تجرید دارای حواشی و تعلیقات مهمی است ، از جمله : حاشیة محقق جرجانی (متوفی ٨١٦) بر شرح قدیم ، به نام حاشیة تجرید (حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٣٤٧)؛ حاشیة قدیم و حاشیة جدید و حاشیة أجدّ ، هر سه از جلال الدین محمد دوانی (متوفی ٩٠٨؛ فاضل ، ج ٢، ص ٥٧١؛ نسخه های خطی ، ج ٥، ص ٥٩٤) و دو حاشیه از صدرالدین محمد دشتکی شیرازی (متوفی ٩٤٨؛ حسینی ، ج ٣، ص ٢٣٨ـ٢٣٩). مجموع سه حاشیة دوانی و دو حاشیة صدرالدین ــ که ایرادات و اعتراضات این دو تن نسبت به حواشی یکدیگر بر شرح جدید است ــ به طبقات الجلالیة و الصدریة معروف شده است . جالب توجه است که پس از مرگ صدرالدین ، فرزند او میرغیاث الدین منصور حسینی دشتکی (متوفی ٩٤٩) به جای پدر، جواب آخرین اشکالات دوانی را در حاشیة دیگری بر شرح تجرید تدوین کرد ( رجوع کنید به حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٣٥٠). این حاشیه ها که بر شرح جدید نوشته شده اند، اهمیت بسیاری دارند و موردتوجه اندیشمندان مختلف شیعه و سنّی قرار گرفته و سبب مناقشات کلامی و حتی فلسفی فراوانی گردیده اند. همچنین نقدها و شروح فراوانی بر آنها نوشته شده است ( رجوع کنید بهآقابزرگ طهرانی ، ج ٦، ص ٦٤ـ٧١).
تجریدالاعتقاد برای اولین بار همراه با شرح علامه حلّی در ١٣١١ چاپ شد (ون دایک ، ص ١٩٧) از این کتاب چاپهای مختلفی موجود است که از میان چاپهای منقح آن می توان به تصحیح محمدجواد حسینی جلالی که در ١٤٠٧ در قم منتشر شد اشاره کرد. از میان چاپهای مختلف کشف المراد نیز می توان چاپ حسن حسن زاده آملی را که در همان سال در قم ، به چاپ رسید ذکر نمود. این کتاب به قلم ابوالحسن شعرانی به فارسی ترجمه و شرح شده است .
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) احمد احمدی ، «اجمالی از سیر فلسفة اسلامی بعد از ابن رشد»، در فلسفه در ایران : مجموعه مقالات فلسفی ، تهران : حکمت ، ?( ١٣٥٨ ش ) ؛
(٣) عبداللّه انوار، فهرست نسخ خطی کتابخانة ملی ، تهران ١٣٤٣ـ ١٣٥٨ ش ؛
(٤) مسعودبن عمر تفتازانی ، شرح المقاصد ، چاپ عبدالرحمان عمیره ، قاهره ١٤٠٩/١٩٨٩، چاپ افست قم ١٣٧٠ـ١٣٧١ ش ؛
(٥) حاجی خلیفه ؛
(٦) احمد حسینی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی نجفی مرعشی مدّظلّه العالی ، قم ١٣٥٤ـ١٣٧٤ ش ؛
(٧) رضا داوری ، «پیدایش و بسط علم کلام »، در فلسفه در ایران : مجموعه مقالات فلسفی ؛
(٨) هادی بن مهدی سبزواری ، اسرارالحکم ، چاپ ح . م . فرزاد، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٩) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، شرح اصول الکافی ، چاپ سنگی تهران ١٣٩١؛
(١٠) حسن بن یوسف علامه حلّی ، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ، چاپ حسن حسن زاده آملی ، قم ١٤٠٧؛
(١١) محمود فاضل ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة دانشکدة الهیات و معارف اسلامی مشهد ، تهران ١٣٥٥ـ١٣٦١ ش ؛
(١٢) محمد آصف فکرت ، فهرست الفبائی کتب خطی کتابخانة مرکزی آستان قدس رضوی ، مشهد ١٣٦٩ ش ؛
(١٣) علی بن محمد قوشچی ، شرح تجریدالعقائد ، چاپ سنگی تهران ١٢٨٥؛
(١٤) اعجاز حسین بن محمدقلی کنتوری ، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب و الاسفار ، قم ١٤٠٩؛
(١٥) مجلسی ؛
(١٦) محمدتقی مدرس رضوی ، احوال و آثار خواجه نصیرالدین طوسی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٧) مرتضی مطهری ، آشنائی با علوم اسلامی ، ج ٢، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٨) احمدبن محمد مقدس اردبیلی ، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید ، چاپ احمد عابدی ، قم ١٣٧٥ ش ؛
(١٩) علینقی منزوی و محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابخانة مدرسة عالی سپهسالار ، ج ٣، تهران ١٣٤٠ ش ، ج ٤، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٢٠) نسخه های خطی : نشریة کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ٥، زیرنظر محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٢١) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، تجریدالاعتقاد ، ضمن کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ، تألیف علامه حلّی ، چاپ حسن حسن زاده آملی ، قم ١٤٠٧؛
(٢٢) همو، تلخیص المحصّل ، چاپ عبداللّه نورانی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٢٣) ادوارد ون دایک ، کتاب اکتفاء القنوع بماهو مطبوع ، چاپ محمدعلی ببلاوی ، مصر ١٣١٣/١٨٩٦، چاپ افست قم ١٤٠٩؛
(٢٤) EI ٢ , " A l - T ¤u ¦s ¦â, Nas ¦â¤r A l-D ¦ân. ٢: As theologian and philosopher" (by H. Daiber).
/ رضا محمدزاده /