دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٥٧
تبوک ، ناحیه و شهری در شمال غربی شبه جزیرة عربستان و نام یکی از غزوات رسول اکرم .
١) ناحیه و شهر. این ناحیه از غرب به دریای سرخ و از شمال به کشور اردن و از شرق به دو منطقة جوف و حائل و از جنوب به منطقة مدینه محدود می شود ( الموسوعة العربیة العالمیة ، ذیل مادّه ؛ قثامی ، ج ١، ص ٨٥). بعضی مورخان و جغرافیدانان مسلمان تبوک را جزو سرزمین شام (بلاذری ، ص ٦٧؛ بکری ، ج ١، ص ٣٠٣) و بعضی دیگر آن را جزو قلمرو حجاز شمرده اند (جوادعلی ، ج ١، ص ١٦٧؛ کحّاله ، ص ١٣١). یاقوت حموی (ذیل مادّه ) آن را جزو هر دو سرزمین ذکر کرده است . اختلاف نظر مورخان اسلامی بدان سبب است که این ناحیه در میان راه شام به حجاز قرار گرفته (ابن رسته ، ص ١٨٣؛ ابن خرداذبه ، ص ١٥٠) و به نوشتة قثامی (ج ١، ص ٨٥ ـ٨٦) در مرز این دو سرزمین واقع شده است . رشته کوه شَرَورَی در چهل کیلومتری شمال تبوک واقع است (قثامی ، ج ٢، ص ٩٤) و کوههای حِسْمی ، ناحیة تبوک را از دریای سرخ و خلیج عقبه جدا می سازد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
ناحیة تبوک دره های سوزان و مخوفی چون الاَخْضَر/ الاُخَیْضِر و العُوَیْنَد و بَقار دارد (ابن بطوطه ، ج ١، ص ١٢٧؛ کحّاله ، ص ٧٣؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٨) و در مسیر شهر تبوک به مکه زمینهای سوخته ای با سنگهای آتشفشان معروف به «حَرّه » قرار گرفته است (کحّاله ، ص ٧٨ـ٧٩). در مسیر حرکت رسول اکرم از مدینه تا شهر تبوک مساجدی ساخته شد. مورخان نام هفده تا بیست مسجد را ذکر کرده اند، از جمله تاراء و جَوض و حَوصاء و ذوالحِیفَه / ذوالجیفه (واقدی ، ج ٣، ص ٩٩٩؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ١٧٤ـ ١٧٥؛ یاقوت حموی ، ذیل «حَوْصاء»). امروزه از این مساجد اثری نمانده است ( دایرة المعارف تشیع ، ذیل مادّه ). درة سَرْغ در ١١٧ کیلومتری شمال غرب تبوک قرار دارد و به سبب توقف خلیفه دوم در آنجا، هنگام حرکتش به شام ، شهرت تاریخی دارد (ابن منظور، ذیل «سرغ »؛ قثامی ، ج ١، ص ٩١).
از آثار دورة اسلامی ناحیة تبوک ، ثنیّة المِدْراری (مَدِران جدید) واقع در بیست کیلومتری شهر تبوک است که گفته اند پیامبر اکرم در آنجا نماز گزارده است (قثامی ، ج ١، ص ٩١، ١٠٣). محلی نیز به نام منبر پیامبر یا تل پیامبر بر روی کوه شروری واقع است که به گفتة قثامی (ج ٢، ص ٩٤) بلال حبشی از فراز آن کوه اذان گفته و صدایش در شهر تبوک شنیده شده است . از ١٣٠٤ ش / ١٩٢٥، و پس از آنکه سعودیها حجاز را تصرف کردند تاکنون ، حاکم ناحیة تبوک را سعودیها تعیین می کنند. بیشتر حاکمان تبوک از آل سعود یا آل سِدیر برگزیده می شوند ( د. اسلام ، همانجا).
امروزه ناحیة تبوک به مرکزیت شهر تبوک ، در شمال غربی عربستان سعودی واقع است (جاسر، ١٣٩٧، ذیل مادّه ؛ قثامی ، ج ١، ص ٨٣). بر اساس تقسیمات اخیر کشوری ، ناحیة تبوک یکی از سیزده ناحیة پادشاهی سعودی است و جزو مهمترین نواحی شمال غربی عربستان است و دروازة ورود به این کشور از سوی شام به شمار می رود ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ٨٣ ـ٨٤). این ناحیه پنج استان به نامهای الوَجه ، ضَباء، تیماء، أَمْلَج و حَقْل و حدود هشتاد روستا و تعدادی توابع دارد ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٦).
در سرشماری ١٣٤٢ ش /١٩٦٣، جمعیت کل ناحیة تبوک ٦٤٢ ، ٢٧ تن (جاسر، ١٣٩٧، همانجا؛ همو، ١٩٧٠، ص ٤٨٨ـ ٤٨٩)، در ١٣٥٥ ش / ١٩٧٦، ٧٦٣ ، ١٩٣ تن (قثامی ، ج ١، ص ١٠٦؛ جاسر، ١٩٧٠، ص ٤٨٨ـ٤٨٩) و در سال ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠، نیم میلیون تن بود (محجوب ، ج ٨، ص ٤٦٩؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا).
شهر تبوک در چهار منزلی حِجْر (یاقوت حموی ، ذیل مادّه ؛ حِمْیَری ، ص ١٣٠) و شش منزلی مَدْیَن (یاقوت حموی ، همانجا) و یازده منزلی دمشق (شام ) و دوازده منزلی مدینه قرار دارد (یاقوت حموی ، همانجا؛ قس قثامی ، ج ١، ص ٨٥). تبوک آب فراوان و هوای معتدل دارد و ارتفاع آن از سطح دریا نهصد متر است ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ قس د. اسلام ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٧). این شهر را رشته کوههای حسمی و شروری احاطه کرده است (یاقوت حموی ، همانجا).
در بارة وجه تسمیة تبوک میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. محمدبن احمد ازهری (متوفی ٣٧٠)، لغوی نامدار عرب ، نوشته است که اگر تاء تبوک جزو اصل کلمه باشد، از تَبَک گرفته شده و من معنی آن را نمی دانم و اگر تاء استقبال باشد، از بَاکَتْ تَبُوکُ است ، وی برای این وجه اشتقاق چند معنا ذکر کرده است (رجوع کنید به ج ١٠، ص ١٥٤، ذیل «تبک »، ص ٤٠٥، ذیل «باک »). بعضی این نام را برگرفته از نام چشمه ای متعلق به فرزندان سعد از قبیلة بنی عُذرَه دانسته اند (رجوع کنید به یاقوت حموی ، همانجا) و برخی نیز آن را به جمله ای نسبت داده اند که پیامبراکرم هنگام رسیدن به چشمة تبوک فرمود (بکری ، ج ١، ص ٣٠٣؛ یاقوت حموی ، همانجا؛ ابن منظور، ذیل «بوک »؛ حمیری ، همانجا). برخی مورخان معاصر عرب معتقدند که تبوک برگرفته از واژة لاتینی ثپوکا است که این واژه نیز از تپوا ، دیگر واژة لاتینی ، به معنای «سرزمین مهجور و دورافتاده » (جاسر، ١٣٩٧؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجاها) مشتق شده است . بَطلَمیوس واژة تپوا را در کتاب الجغرافیا ی خود (ص ١٩٨، ٢٠٢) به کار برده است ، ازینرو بعضی نسبت نامگذاری آن را به جملة پیامبر اکرم رد کرده اند (جاسر، ١٣٩٧، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ٩٦؛ جوادعلی ، ج ٤، ص ٢٥١).
شهر تبوک بیش از ٢٥٠٠ سال قدمت دارد و گفته اند که این شهر بخشی از سرزمین مَدیَن * ــ که نامش در قرآن (اعراف : ٨٥) آمده ــ بوده است ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). تبوک در حدود دو هزار سال پیش شاهد تمدن عظیم نبطیها بود و هنوز هم آثاری از آنان در منطقه به چشم می خورد (قثامی ، ج ١، ص ٩٣). نبطیها از مرکز تبوک ، قلمرو خویش را تا ناحیة باستانی «مداین صالح » (منسوب به حضرت صالح ) توسعه دادند (فیلیبی ، ص ١١١ـ ١٣١؛ قثامی ، ج ١، ص ٨٦، ١١٢، به نقل از فیلیبی ). این شهر در ١٠٦ ق م ، جزو ولایت عربی رومیان قرار گرفت ( د. اسلام ، همانجا). در دورة جاهلی ، تبوک علاوه بر آنکه محل اقامت تعدادی از نظامیان روم شرقی بود (همانجا)، سکونتگاه قبایل گوناگون عرب از جمله بنی عَبْس و مُرَّه و ذِبْیان (قثامی ، ج ١، ص ١١٠) و جُذام (ابن حائک ، ص ٢٤٣؛ یاقوت حموی ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ٩٨ـ٩٩، ١١٠ـ١١١) و بنی عذره (ابوالفرج اصفهانی ، ج ١٣، ص ٨٢؛ جوادعلی ، ج ٤، ص ٤١، ٢٤٦، ٢٥١، ٤٣١) و بنی لَخم و بَلی ' (ابن حائک ، ص ٢٤٥؛ یاقوت حموی ، همانجا) و غَسّان و عامِله (یاقوت حموی ، همانجا) و بنی کلب از قبیلة قُضاعَه (جوادعلی ، ج ٤، ص ٤٢٦؛ قثامی ، ج ١، ص ١١٠) بود. در این دوره ، حکومت تبوک را متناوباً قبیلة کلب یا سکون کِنْدی یا بنی عذره برعهده داشتند (ابن خلدون ، ج ٢، ص ٢٩٨؛ جاسر، ١٣٩٧، همانجا؛ جوادعلی ، ج ٤، ص ٤٣٠). از قرن سیزدهم / نوزدهم تاکنون ، بیشتر ساکنان تبوک از طوایف حَمِیدات و بنی عَطیه و حُوَیْطات و بلی و عَنزَه و بنی کعب بوده اند (کحّاله ، ص ١٤٢، ١١٤؛ قثامی ، ج ١، ص ٩١، ١١٣؛ جاسر، ١٩٧٠، ص ٤٤٤).
تبوک در سال نهم /٦٣٠ با غزوة مشهور پیامبر اکرم شهرت بسیار یافت ، به نحوی که در تمام کتب سیره و مغازی نام آن آمده است (برای نمونه رجوع کنید به واقدی ، ج ٣، ص ٩٩٩؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ١٧٠؛ ابن کثیر، ج ٥، ص ١٧). چاه صالح (بِئر صالح ) را که در این شهر قرار داشت و به صالح پیامبر منسوب بود، ظاهراً ابن عَریض یهودی به دستور خلیفة دوم ، کور کرد (واقدی ، ج ٣، ص ١٠٠٧؛ یاقوت حموی ، همانجا). آثار تاریخی شهر تبوک عبارت اند از: چشمة معروف آن ، که به برکت رسول اکرم همواره پر آب است (واقدی ، ج ٣، ص ١٠١٢؛ ابن هشام ، ج ٤، ص ١٧١؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٣)، قلعة تبوک که چشمة مذکور در آن قرار دارد، و دیواری که گفته اند رسول اکرم بر آن تکیه زده است (یاقوت حموی ، همانجا). قدمت قلعة تبوک را بیش از ٣٥٠٠ سال تخمین زده اند ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). این قلعه اقامتگاه اصحاب اَیْکه (شعراء : ١٧٦) بود که شعیب پیامبر از شهر مدین برای هدایت آنان (اعراف : ٨٥) مبعوث شد (یاقوت حموی ، همانجا؛ حمیری ، ص ١٣٠). مشهورترین اثر اسلامی شهر تبوک ، مسجد توبه است . معروف است که این مسجد را عمربن عبدالعزیز اُموی (حک : ٩٩ـ١٠١) در سال ٩٩ در جایی ساخته که پیامبر اکرم ده شبانه روز در آنجا نماز خوانده اند ( د. اسلام ، همانجا). این مسجد همواره نزد مسلمانان محترم بوده و طی چهارده قرن گذشته بارها بازسازی و نوسازی شده است (واقدی ، ج ٣، ص ١٠١٧؛ حمیری ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٥؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا).
از آنجا که تبوک استراحتگاه حاجیان شام و ترکیه بود (ابن بطوطه ، ج ١، ص ١٢٧)، عثمانیها در ٩٦٥/ ١٥٥٧ و در ١٠٦٤ / ١٦٥٣ قلعه هایی برای آسایش و امنیت حجاج ساختند که هنوز هم این قلعه ها به نام «حِصن حُجّاج » وجود دارند (محجوب ، ج ٨، ص ٤٦٩؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ جاسر، ١٩٧٠، ص ٤٤٣؛ د. اسلام ، همانجا). امروزه در اطراف شهر تبوک مکانهای تاریخی بسیاری وجود دارد، مانند مداین صالح ، وادی القُری '، الحِجْر و الجَناب از سرزمینهای ثَمود، مدین و غارهای قوم شعیب و اصحاب ایکه (شعراء : ١٧٦) و رَسّ (ق : ١٢) و حِسْمی ' (قثامی ، ج ١، ص ١٠٣).
بسیاری از مشاهیر، مانند ابن بطوطه (متوفی ٧٧٩) و صلاح الدین صفدی (متوفی ٧٦٤) و محمدبن رُشَید اندلسی (متوفی ٧٢١)، از تبوک دیدن کرده و از سنّت ورود حجاج به تبوک با شمشیرهای برهنه و حالت حمله ، با اقتدا به حرکت پیامبر اکرم در غزوة تبوک ، خبر داده اند (ابن رُشَید، ج ٥، ص ٧؛ ابن بطوطه ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ٨٧). ابراهیم خیاری مدنی که در ١٠٨٠ / ١٦٦٩ از تبوک دیدن کرده ، این شهر را وصف کرده و از امنیت و رفاه و دادوستد بازرگانان شام با مردم تبوک خبر داده است (جاسر، ١٩٧٠، همانجا).
جهانگردان غربی نیز در قرن سیزدهم / نوزدهم از تبوک دیدن کرده اند؛ از جمله گئورگ آگوست والین در ١٢٦٦/ ١٨٥٠ تبوک را روستایی کوچک با شصت خانوار و چارلز دوتی در ١٢٩٤/١٨٧٧ آن را دهی با چهل خانوار وصف کرده اند و چارلز هوبر هنگامی که از آنجا دیدن کرده خالی از سکنه بوده و او فقط پنج شخص مسلح را در قلعة تبوک دیده است (قثامی ، ج ١، ص ٩٤ـ٩٦؛ فیلیبی ، ص ١٥٨ـ١٥٩؛ د. اسلام ، همانجا). این شهر به سبب موقعیت حساس جغرافیایی و قرارگرفتن بر سر راه حجاج شام به مدینه و وجود یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی عربستان در آن ، از اهمیت بسزایی برخوردار است ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا).
پیش از کشیده شدن راه آهن سراسری شام ـ حجاز در ١٣٢٤/١٩٠٦، تبوک آبادی (واحه ) بود و حدود دویست تن جمعیت داشت (محجوب ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ٩٤ـ٩٦). در ١٣٣٠ ش /١٩٥١ جمعیت آن به دو هزار تن رسید که نیمی از آنان بازرگان و کارمند دولت بودند (قثامی ، ج ١، ص ٩٤ـ٩٦). در سرشماری ١٣٤٢ ش /١٩٦٣ جمعیت شهر ٠١٦ ، ٣ تن (جاسر، ١٣٩٧، همانجا؛ همو، ١٩٧٠، ص ٤٨٨ـ٤٨٩) و در ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠ جمعیت آن ٠٠٠ ، ١٥٠ تن بود (محجوب ؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجاها).
راه آهن شام ـ حجاز که از تبوک می گذشت ، بین سالهای ١٣٢٤ تا ١٣٢٦/ ١٩٠٦ـ ١٩٠٨ ساخته شد و تبوک به سبب آن مشهور شد و در جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨) اهمیت بسیار یافت ( الموسوعة العربیة العالمیة ؛ محجوب ، همانجاها؛ رجوع کنید به حجاز * ، راه آهن ). امروزه این شهر با راههای آسفالت با سایر شهرها مرتبط است . مهمترین راه آن ، تبوک ـ مدینه ٦٧٤ کیلومتر است (کحّاله ، ص ١٣٧؛ قثامی ، ج ١، ص ٨٥؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). فرودگاه تبوک جزو مهمترین فرودگاههای شمال عربستان است ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٣).
پس از قیام اعراب و اعلام موجودیت مملکت حجاز، شهر تبوک جزو استان جدید مَعَن شد. در ١٣٢٠ ش / ١٩٤١ نخستین مدرسه و در ١٣٣٤ ش / ١٩٥٥ اولین درمانگاه در تبوک تأسیس شد ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). در ١٣٤٩ ش /١٩٧٠ رونق اقتصادی و آبادانی فراوانی در شهر پدید آمد (محجوب ، ج ٨، ص ٤٦٩؛ جاسر، ١٣٩٧، همانجا؛ قثامی ، ج ١، ص ١٠٥). در تبوک به علت فراوانی آب وچشمه ، محصولات کشاورزی متنوعی مثل انجیر و انگور و انار و به و خربزه و خرما و زیتون و لیمو به عمل می آید (حمیری ، ص ١٣٠؛ فیلیبی ، ص ١٥٨؛ جاسر، ١٩٧٠، ص ٤٣٠؛ قثامی ، ج ١، ص ٩١، ١٠٤). امروزه تبوک جزو مراکز دفاعی مهم عربستان سعودی است (کحّاله ، ص ٢١٤).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٣) ابن حائک ، صفة جزیرة العرب ، چاپ محمدبن علی أکوع ، بغداد ١٩٨٩؛
(٤) ابن خرداذبه ؛
(٥) ابن خلدون ؛
(٦) ابن رسته ؛
(٧) ابن رُشَید، مل ء العیبة بما جمع بطول الغیبة فی الوجهة الوجیهة الی الحرمین مکة و طیبة ، ج ٥، چاپ محمدحبیب بن خوجه ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٨) ابن کثیر، البدایة والنهایة ، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٩) ابن منظور؛
(١٠) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت : دارحیاءالتراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(١١) ابوالفرج اصفهانی ؛
(١٢) محمدبن احمد ازهری ، تهذیب اللغة ، ج ١٠، چاپ علی حسن هلالی ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(١٣) کلاودیوس بطلمیوس ، الجغرافیا ، ترجمة عربی ، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٤) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری ، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع ، چاپ مصطفی سقا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٥) بلاذری ؛
(١٦) حمد جاسر، فی شمال غرب الجزیره : نصوص ، مشاهدات ، انطباعات ، ریاض ١٩٧٠؛
(١٧) همو، المعجم الجغرافی للبلاد العربیة السعودیة ، قسم ١، ریاض ١٣٩٧/ ١٩٧٧؛
(١٨) محمدبن عبداللّه حمیری ، الرّوض المعطار فی خبرالاقطار ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٨٤؛
(١٩) دایرة المعارف تشیع ، زیر نظر احمد صدر حاج سیدجوادی ، کامران فانی ، و بهاءالدین خرمشاهی ، تهران ١٣٦٦ ش ـ ، ذیل «تبوک » (از مشایخ فریدنی )؛
(٢٠) جوادعلی ، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ١٩٧٦ـ ١٩٧٨؛
(٢١) عبداللّه فیلیبی ، ارض الانبیاء: مدائن صالح ، تعریب عمر دیراوی ، ریاض ( بی تا. ) ؛
(٢٢) حمّود قثامی ، شمال الحجاز ، بیروت ١٤١٢ـ ١٤١٣/ ١٩٩١ـ١٩٩٣؛
(٢٣) عمررضا کحّاله ، جغرافیة شبه جزیرة العرب ، چاپ احمدعلی ، مکه ١٣٨٤/ ١٩٦٤؛
(٢٤) فاطمه محمد محجوب ، الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیة ، ج ٨ ، قاهره ١٩٩٣؛
(٢٥) الموسوعة العربیة العالمیة ، ریاض : مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع ، ١٤١٩/ ١٩٩٩؛
(٢٦) محمدبن عمر واقدی ، کتاب المغازی للواقدی ، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(٢٧) یاقوت حموی ؛
(٢٨) EI ٢ , s.v. "Tabu ¦k" (by M.A. Al-Bakhit).
/ ستار عودی /
٢) غزوة تبوک ، واپسین غزوة رسول اکرم در رجب و شعبان سال نهم ، در منطقة تبوک .
در اغلب آثار برجای مانده از سیره نگارانِ نخستین ، روایاتی در بارة غزوة تبوک آمده است ، اما این روایات در برخی موارد مهم ، از جمله سبب وقوع این غزوه ، اختلاف دارند. بنا بر روایتی مشهور هدف پیامبر اکرم از این غزوه ، مقابله با تحرکات و تدارک نظامی رومیان در نواحی شام بوده است . گفته شده است نبطیانی که برای فروش آرد و روغن به مدینه می رفتند، اخبار راجع به شام را به مسلمانان می رساندند و به همین سبب مردم مدینه هر روز از اخبار آنجا آگاهی می یافتند. روزی یکی از ایشان خبری بدین مضمون آورد که هِرقل ، فرمانروای روم ، سپاهی بزرگ فراهم آورده ، اعراب قبایل لَخم و جُذام و غَسّان و عامله را با خود همراه کرده است ، طلایع سپاه در ناحیة بَلقاء * در شمال تبوک به سر می برند و فرمانروای روم به حمص آمده است (واقدی ، ج ٣، ص ٩٨٩ـ٩٩٠؛
نیز رجوع کنید به ابن سعد، ج ٢، قسم ١، ص ١١٨ـ ١١٩؛
بلاذری ، ١٩٥٩، ج ١، ص ٣٦٨). در روایتهای دیگر، بدون اشاره به این مسئله ، تنها آمده است که پیامبر اکرم به قصد نبرد با رومیان از مدینه خارج شد (عروة بن زبیر، ص ٢٢٠؛
زهری ، ص ١٠٦؛
طبری ، ج ٣، ص ١٠١). یعقوبی (ج ٢، ص ٦٧) انگیزة پیامبر را از این غزوه ، خون خواهی جعفربن ابی طالب دانسته است .
پس از آنکه حضرت رسول قصد خویش را از نبرد با رومیان آشکار کرد، برخی از اصحاب و بویژه منافقان مدینه از حضور در سپاه تن زدند یا کوشیدند در دل مسلمانان از نتیجة نبرد با روم هراس بیفکنند (عروة بن زبیر، همانجا؛
واقدی ، ج ٣، ص ٩٩٥ـ ٩٩٦؛
ابن هشام ، ج ٤، ص ١٦٨ـ١٦٩؛
طبری ، ج ٣، ص ١٠١ـ ١٠٢، ١٠٨). می توان حدس زد که تأکید پیامبر برای رفتن به این سفر جنگی ، بیش از احساس خطر از جانب رومیان ، به سبب مسائلی بود که در مدینه وجود داشت و این سفر برخی از آنها را آشکار کرد. تبلیغات وسیع منافقان مدینه برای پراکندن مسلمانان و صف آرایی نیروهای عبداللّه بن ابیّ در برابر سپاه پیامبر و سپس بازگشت منافقان به مدینه (طبری ، ج ٣، ص ١٠٣) و بنا بر روایتی ، سوءقصد به جان رسول اکرم به هنگام بازگشت از تبوک (عروة بن زبیر، ص ٢٢١؛
نیز رجوع کنید به طبرسی ، ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٤٧)، مؤیدهایی بر این نظر است .
پیامبر در تجهیز سپاه امر به شتاب فرموده بود، اما دشواریهایی مانند گرمای سخت و دوری راه و فقر مالی
برخی اصحاب وجود داشت (واقدی ، ج ٣، ص ٩٩٢؛
طبری ، ج ٣، ص ١٠١ـ١٠٢)، چندانکه این سپاه را «جَیش العُسرة » خواندند (رجوع کنید به بلاذری ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به عروة بن زبیر، ص ٢٢٠ که این غزوه را «غزوة العسرة » خوانده است )؛
ازینرو در این غزوه برخلاف غزوات دیگر، پیامبر قصد خود را بروشنی برای مردم بیان کرد تا برای نبرد آماده شوند. پیامبر نخست در ثَنیّة الوداع در نزدیکی مدینه اردو زد و سپس با سپاهی بالغ بر سی هزار تن به سوی شمال مدینه و مرزهای روم به راه افتاد (واقدی ، ج ٣، ص ٩٩٢، ٩٩٦، ١٠٠٢؛
ابن سعد، ج ٢، قسم ١، ص ١٩٩).
پیامبر اکرم پیش از آغاز سفر، علی علیه السلام را به جانشینی خود در مدینه ، و به قولی به سرپرستی خانوادة خود، برجای نهاد (رجوع کنید به مسعودی ، ص ٢٧٠ـ٢٧١). این مسئله موجب طعن منافقان بر امام علی گردید تا بدانجا که آن حضرت در جُرْفْ، جایی در نزدیکی مدینه ، به پیامبر پیوست . پیامبر اکرم ، حضرت علی را بازگرداند و جمله ای را به آن حضرت فرمود که طبق آن نسبت علی بن ابی طالب به پیامبر مانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه نبوت با حضرت محمد خاتمه یافته است (زهری ، ص ١١١؛
ابن هشام ، ج ٤، ص ١٦٣؛
طبری ، ج ٣، ص ١٠٣ـ ١٠٤). این حدیث ، که بعدها «حدیث منزلت * » نامیده شد، به عنوان یکی از مهمترین مناقب علی علیه السلام ، در آثار روایی به طرق گوناگون روایت گردید (مثلاً رجوع کنید به کوفی ، ج ١، ص ٤٩٩ـ٥٤٢؛
ابن بطریق ، ص ١٢٦ به بعد) و به عنوان یکی از ادلة نص بر خلافت بلافصل آن حضرت به آن استناد شد (علم الهدی ، ج ٣، ص ٥ به بعد؛
نصیرالدین طوسی ، ص ٢٣٠؛
نیز رجوع کنید به جاحظ ، ص ١٥٣ـ١٦٠؛
ابن تیمیه ، ج ٧، ص ٣٢٥ به بعد). مسئلة مذکور با توجه به توطئة منافقان مدینه در آغاز سفر، بسیار مهم و جالب توجه است .
سپاه پیامبر پس از طی منازلی (رجوع کنید به واقدی ، ج ٣، ص ٩٩٩؛
نقشة تبوک ) به تبوک رسید و حدود بیست شب در آنجا ماند (همان ، ج ٣، ص ١٠١٥؛
ابن سعد، ج ٢، قسم ١، ص ١١٩، ١٢١). بنا بر روایت واقدی ، در همانجا آشکار شد که خبر لشکرکشی رومیان درست نبوده است (ج ٣، ص ١٠١٩)، ولی بنا بر برخی روایات دیگر، فرمانروای روم نمایندگانی نزد پیامبر فرستاد که مورد توجه و لطف آن حضرت قرار گرفتند (رجوع کنید به بلاذری ، همانجا؛
قس واقدی ، همانجا). در همین فرصت پیامبر با اُکیدِربن عبدالملک کِندی ، حاکم دومة الجَندَل * ، و نیز با اهالی اَذرُح و جربا و اَیله به شرط پرداخت جزیه صلح کرد (واقدی ، ج ٣، ص ١٠٢٩ـ١٠٣٢؛
ابن سعد، ج ١، قسم ٢، ص ٣٧؛
بلاذری ، ١٤١٣، ص ٥٩، ٦٨؛
طبری ، ج ٣، ص ١٠٨ـ ١٠٩).
پیامبر در رمضان سال نهم به مدینه بازگشت (واقدی ، ج ٣، ص ١٠٥٦؛
یعقوبی ، ج ٢، ص ٦٨). آن حضرت عذر و سوگند کسانی را که از رفتن به غزوة تبوک سر باز زده بودند، پذیرفت و برایشان استغفار کرد، اما امر فرمود که مسلمانان با سه تن از آنان ، سخن نگویند و نشست و برخاست نکنند. آن سه تن توبه کردند و خداوند آیات ١١٧ تا ١١٩ سورة توبه را نازل فرمود و آنان را بخشید (زهری ، ص ١٠٨ـ١١١؛
واقدی ، ج ٣، ص ١٠٤٩ـ ١٠٥٦؛
طبری ، ج ٣، ص ١١١؛
نیز رجوع کنید به ابن قدامه ، ص ٨٩ ـ٩٣).
غزوة تبوک و آیاتی که در شأن آن نازل شد، منافقان را رسوا و اهداف و نقشه های بعدی آنان را برملا کرد و تأثیری بزرگ در گسترش و نفوذ اسلام در سراسر جزیرة العرب نهاد.
منابع :
(٢٩) ابن بطریق ، عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار ، قم ١٤٠٧؛
(٣٠) ابن تیمیه ، منهاج السنة النبویة ، چاپ محمد رشاد سالم ، ( حجاز ) ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٣١) ابن سعد؛
(٣٢) ابن قدامه ، کتاب التوّابین ، چاپ جورج مقدسی ، دمشق ١٩٦١؛
(٣٣) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، قاهره ١٣٥٥/ ١٩٣٦؛
(٣٤) احمدبن یحیی بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ١، چاپ محمد حمیداللّه ، مصر ١٩٥٩؛
(٣٥) همو، کتاب فتوح البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٦٦، چاپ افست فرانکفورت ١٤١٣/ ١٩٩٢؛
(٣٦) عمروبن بحر جاحظ ، العثمانیة ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، ( قاهره ) ١٣٧٤/ ١٩٥٥؛
(٣٧) محمدبن مسلم زهری ، المغازی النبویة ، چاپ سهیل زکار، دمشق ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٣٨) فضل بن حسن طبرسی ، اِعلام الوری ' بأعلام الهدی ' ، قم ١٤١٧؛
(٣٩) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(٤٠) عروة بن زبیر، مغازی رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم ، بروایة ابی الاسود، چاپ محمد مصطفی اعظمی ، ریاض ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٤١) علی بن حسین علم الهدی ، الشافی فی الامامة ، چاپ عبدالزهراء حسینی خطیب ، تهران ١٤١٠؛
(٤٢) محمدبن سلیمان کوفی ، مناقب الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ، چاپ محمدباقر محمودی ، قم ١٤١٢؛
(٤٣) مسعودی ، تنبیه ؛
(٤٤) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، تجریدالاعتقاد ، چاپ محمدجواد حسینی جلالی ، ( قم ) ١٤٠٧؛
(٤٥) محمدبن عمر واقدی ، کتاب المغازی للواقدی ، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(٤٦) یعقوبی ، تاریخ .
/ علی بهرامیان /