دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٥٤
تِبنین ، شهر و قلعه ای در جنوب لبنان از توابعِ قَضای بنت جُبَیل . یاقوت حموی تبنین را در کوههای بنی عامر (جبل عامل )، مشرف بر بانیاس و میان دمشق و صور، گزارش کرده است (ج ١، ص ٨٢٤). در منابع مسیحی ـ اروپایی از آن با نام تورون یاد شده است . برخی از محققان معاصر، واژة تبنین را آرامی و به معنای مکان قدیمی دانسته اند (حِتّی ، ص ٣٦٠، پانویس ٣؛
قس فریحه ، ص ٤١). همچنین در میان مردمِ جبل عامل داستانهایی در بارة وجه نامگذاری تبنین نقل می شود که بیشتر حاکی از ساخت ریشة عربی برای این واژه است .
سابقة تاریخی این شهر و قلعة آن به نیمة قرن نهم پیش از میلاد می رسد (حسن امین ، ج ٥، ص ٣٨٧). بر اساس مآخذ مسیحی ، قلعة تبنین به دست هوگ دو سنت اومر ساخته شده است . وی به تشویق بالدوین / بلدوین ، صاحب امارت بیت المقدس ، برای حملة نظامی به شهر صور و نیز گسترش مرزهای شمالی امارت صلیبی نشین بیت المقدس ، بر روی یکی از ارتفاعات مشرف بر شهر صور قلعه ای بنا کرد و نام تورون
را بجای نام اصلی آن ، یعنی تبنین ، برگزید (صوری ، ج ٢، ص ٢١٠، ٢٦٨؛
رانسیمان ، ج ٢، ص ١٠٩). هوگ بنای قلعه را در ٤٩٩/١١٠٥ به پایان برد (رانسیمان ، ج ٢، ص ١١٠؛
قس حتّی ، ص ٣٦٠).
تبنین در جنگهای صلیبی ، میان مسلمانان و مسیحیان دست به دست می شد. پیش از آنکه صلاح الدین ایوبی (٥٣٢ ـ ٥٨٩) آن را فتح کند، قلعه و نواحی اطراف آن نبردگاه مسلمانان و مسیحیان بود. عزالملک ، والی صور، در ٥٠٠/١١٠٦ به رَبَضِ تبنین حمله برد (ابن قلانسی ، ص ١٥١). به گزارش ابن جبیر، در ٥٨٠ در اطراف تبنین مسلمانان و مسیحیان زندگی مسالمت آمیز داشتند و این شکل از همزیستی مایة شگفتی وی بوده است (ص ٢٣٤ـ ٢٣٥). صلاح الدین ، پس از پیروزی در جنگ حِطّین (٥٨٣)، برادرزادة خود تقی الدین عمربن ایوب را برای تصرف قلعة تبنین فرستاد، ولی چون او ناکام بازگشت ، خودش قلعه را محاصره کرد. فرنگان بسرعت تسلیم شدند و اسیران مسلمان را رها ساختند، ازینرو صلاح الدین فرنگان را امان داد تا تبنین را به مقصد صور ترک کنند، آنگاه دستور داد که قلعه و استحکامات شهر را بازسازی کنند (عمادالدین کاتب ، ص ٩٩ـ١٠١؛
ابن اثیر، ج ١١، ص ٥٤١ ـ٥٤٢).
پس از مرگ صلاح الدین ، میان وارثانش جنگ قدرت درگرفت و همین امر طمعِ صلیبیان را برای پس گیری بیت المقدس برانگیخت . آنان فرنگانِ آلمانی نژاد را به کمک خواستند و در ٥٩٣/١١٩٧، پس از اشغال بیروت ، به ایالت جلیل رفتند و قلعة تبنین را محاصره کردند. عاقبت ملک عادل اول ایوبی (متوفی ٦١٥/١٢١٨)، حاکم دمشق ، برادرزادة خویش عزیز را که حاکم مصر بود، برای دفع تجاوز صلیبیان راضی ساخت . در این حال خبر مرگ پادشاه آلمان صفوف فرنگان را پراکند و آنان در پی عقد پیمان با ملک عادل ، تبنین را به مسلمانان واگذاردند (رانسیمان ، ج ٣، ص ٩٩ـ١٠٠، ١١٩ـ١٢٠؛
عسلی ، ج ٤، ص ١٧٤، ١٧٧). مقاومت مردم تبنین در این مدت ، برخی از شاعران را به ستایشِ ایشان برانگیخت (برای نمونه رجوع کنید به ابن سناءالملک ، ج ٢، ص ١٣٢، ٢٩٤).
به دنبال هجوم صلیبیان در ٥٩٤/١١٩٨ به دمیاطِ مصر و مرگ ملک عادل ، ملک معظّم جانشین او در شام ، از بیم سیطرة صلیبیان بر تبنین ، به قیساریه و قلعة بانیاس و تبنین لشکر کشید و قلعة تبنین را ویران کرد. پس از مرگ معظّم در ٦٢٥/١٢٢٨، بار دیگر صلیبیان بر تبنین چیره شدند (حسن امین ، ج ٥، ص ٣٨٩). از این زمان تا پایان دورة ایوبیان (٦٦١/١٢٦٣)، تبنین به سبب درگیریهای داخلی شاهزادگان ایوبی پیوسته در تصرف صلیبیان بود. در عصر ممالیک مصر (٦٤٨ـ ٩٢٢)، بَیْبَرس اول توانست در ٦٦٤/١٢٦٦ تبنین را بار دیگر از دست صلیبیان آزاد سازد (مرهج ، ج ٣، ص ٢٨٠).
در عهد عثمانی ــ که لبنان زیر نفوذ آنان بود ــ جبل عامل و شهرهای آن به دست حاکمان محلی اداره می شد و تبنین یکی از مقاطعاتِ ( = بخشهای ) چهارگانة جبل عامل جنوبی (یا بلاد بشاره جنوبی ) بود. از خاندانهای مشهوری که در این دوره سالها بر تبنین و نواحی اطراف آن حکم راندند، آل شُکر و آل علی صغیر بودند (فقیه ، ص ٧٧). در ١١٦٣ شهرهای مهم جبل عامل میان شیوخ تقسیم شد و بدینسان تبنین از آنِ ناصیف نصّار شد. وی شهر و قلعة آن را بازسازی کرد (همان ، ص ١٩٨، ٢٠٠ـ٢٠١). پس از ناصیف ، حمدبک (متوفی ١٢٦٩) برادرزادة وی حاکم جبل عامل شد و تبنین را مرکز فرمانروایی خود قرار داد (حسن امین ، ج ٥، ص ٣٩٠). پس از او، علی بک اسعد روی کار آمد و در دورة او تبنین بار دیگر مجد و عظمت خود را باز یافت . وی معماران و هنرمندان را به تبنین فراخواند و در آنجا تعدادی سرا و قصر و مهمانسرا ساخت (فقیه ، ص ٣١٢ـ٣١٣). علی بک دوستدار علم و ادب بود و شیخ محمدعلی خاتون ، یکی از علمای امامیِ جبل عامل ، را به تبنین دعوت کرد (همان ، ص ٤٤٥)، اما با شروع جنگهای داخلی میان علی بک و دیگر حاکمان محلی ، تبنین و دیگر شهرهای جبل عامل رو به ویرانی نهاد و در ١٢٨٢ با مرگ علی بک حکومت اقطاعی خاندان شیعی علی صغیر پس از سالها پایان یافت (رجوع کنید به همان ، ص ٣١٦ـ ٣١٨، ٣٢٧). از این پس تبنین یکی از چهار ناحیة جنوبی جبل عامل بود (محسن امین ، ص ١٣١).
در دهه های اخیر نیروهای اشغالگر اسرائیل بارها به تبنین تجاوز کرده اند. تبنین زمانی مقرّ نیروهای سازمان ملل متحد بود. پس از آنکه اسرائیلیها بنت جبیل را اشغال کردند، مرکز فرمانداری از بنت جبیل به تبنین منتقل شد. بسیاری از اهالی تبنین ، به سبب وقوع جنگ ، به کشورهایی مثل کانادا و امریکا مهاجرت کرده اند. اغلب ساکنان شهر شیعه اند. تاریخ نفوذ تشیع به این شهر، مانند سایر شهرهای جبل عامل ، دقیقاً معلوم نیست اما از دورة ایوبیان و بعد از آن گزارشهایی از شیعة امامی بودن مردم این شهر در دست است (دمشقی ، ص ٢١١؛
قلقشندی ، ج ٤، ص ١٥٢). شخصیتهای علمی و ادبی و سیاسی متعددی به این شهر منسوب اند؛
از جمله شیخ حسین عاملی تبنینی مشهور به ابن سودون ، عالم امامی سدة یازدهم ، شاگردش ، شیخ محمد عاملی تبنینی و زینب بنت علی فوّاز (متوفی ١٣٣٢) ادیب و داستان نویس و مورخ .
قلعة بزرگ تبنین ، که ویرانه های آن هنوز پابرجاست ، به سبب حوادث طبیعی و نیز جنگها،بارها آسیب دیده است . عبدالغنی نابلسی در گزارش سفر خود در ١١٠٠، از ویرانی قلعة تبنین یاد کرده است (ص ٨٦). این قلعه ظاهراً تا اوایل قرن چهاردهم / بیستم ساکنانی داشته و پس از آن رو به ویرانی گذاشته است (حسن امین ، همانجا؛
برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به محسن امین ، ص ٢٥٠ـ٢٥٣).
منابع :
(١) ابن اثیر؛
(٢) ابن جبیر، رحلة ابن جبیر ، بیروت ١٩٨٦؛
(٣) ابن سناءالملک ، دیوان ، چاپ محمدابراهیم نصر، ج ٢، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(٤) ابن قلانسی ، ذیل تاریخ دمشق ، چاپ آمدروز، بیروت ١٩٠٨؛
(٥) حسن امین ، دائرة المعارف الاسلامیّة الشیعیّة ، بیروت ١٤١٢ـ ١٤١٨؛
(٦) محسن امین ، خطط جبل عامل ، چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧) فیلیپ خوری حِتّی ، تاریخ لبنان : مُنذ اقدم العصور التاریخیة الی عصرنا الحاضر ، ترجمة انیس فریحه ، چاپ جبرائیل جبور، بیروت ?( ١٩٧٢ ) ؛
(٨) محمدبن ابی طالب دمشقی ، کتاب نخبة الدهر فی عجائب البر والبحر ، چاپ مرن ، سن پطرزبورگ ١٨٦٥، چاپ افست بغداد ( بی تا. ) ؛
(٩) استیون رانسیمان ، تاریخ جنگهای صلیبی ، ترجمة منوچهر کاشف ، تهران ١٣٥١ـ ١٣٥٨ش ؛
(١٠) ولیم صوری ، الحروب الصلیبیّة ، ج ٢، ترجمة حسن حبشی ، قاهره ١٩٩٢؛
(١١) بسام عسلی ، فن الحرب الاسلامی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) محمدبن محمد عمادالدین کاتب ، الفتح القسی فی فتح القدسی ، چاپ محمدمحمود صبح ، ( قاهره ١٩٦٥ ) ؛
(١٣) انیس فریحه ، معجم اسماء المدن و القری اللبنانیة و تفسیر معانیها ، بیروت ١٩٨٥؛
(١٤) محمدتقی فقیه ، جبل عامل فی التّاریخ ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٥) قلقشندی ؛
(١٦) عفیف بطرس مرهج ، اعرف لبنان : موسوعة المدن و القری اللبنانیة ، بیروت ١٩٨٥؛
(١٧) عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی ، حلة الذهب الابریز فی رحلة بعلبک و البقاع العزیز ، چاپ صلاح الدین منجد، در رحلتان الی لبنان ، بیروت ١٩٧٩؛
(١٨) یاقوت حموی .
/ احمد بادکوبه هزاوه /