دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٤٧
تُبَّع ، لقب عده ای از پادشاهان حِمیَری یمن . ریشة واژة تبـّع (جمع : تَبابِعَه ) بدرستی روشن نیست . برخی مورخان وجه تسمیة تبـّع را تبعیت پادشاهان حمیری از نیاکان خویش ، و گروهی دیگر پیروی تمام مردم یمن از این پادشاهان یا فراوانی اتباعشان دانسته اند (حمزة اصفهانی ، ص ١٠٦؛ جوهری ، ج ١، ص ١٣٥؛ نشوان بن سعیدحمیری ، ج ١، قسم ١، ص ٢١٨). به گفتة یوسف محمد ( الموسوعة الیمنیة ، ذیل مادّه )، تبـَّع در سنگنوشته های کهن یمنی به صورت نام خاص آمده است نه به صورت لقب . همچنین فقط به آن دسته از شاهان حمیری اطلاق می شده است که جز یمن ، بر شِحر و حَضرَموت نیز حکومت می کرده اند. ظاهراً تبـّع در نوشته های حمیری هیچگاه به معنای پادشاه یا فرمانروا نیامده است ، لذا برخی از مستشرقان واژة تبـّع را تحریف نام قبیلة «بُتْع » دانسته اند (جوادعلی ، ج ٢، ص ٥١٦).
تاریخ تبابعه مبهم (قلقشندی ، ج ٥، ص ٢٤) و ترتیب انساب آنان در منابع بسیار آشفته است و کمتر می توان به صحت اخبار در بارة آنان اعتماد کرد (ابن حزم ، ص ٤٣٩). تعداد تبابعه را از سه تا هفتاد تن نوشته اند (رجوع کنید به ابن هشام ، ص ٤٤٨؛
دینوری ، ص ٤٦؛
طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ٢٦، ص ٩٨؛
مسعودی ، ج ٢، ص ٢٠٨؛
حمزة اصفهانی ، ص ١١٣؛
نشوان بن سعید حمیری ، همانجا). به نوشتة بغدادی (ج ٢، ص ١٠٠) عده ای از پادشاهان حمیری جزو «اذواء» بودند که مقامی پایینتر از تبّع بود. مورخان نام و ترتیب و مدت حکومت تبابعه را، که بعضی از آنان از خاندان شاهی نبوده اند (رجوع کنید به ابن هشام ، ص ٣١١؛
ابن حبیب ، ص ٣٦٨)، با اختلاف زیاد ذکر کرده اند (رجوع کنید به یعقوبی ، ج ١، ص ١٩٥ـ٢٠٠؛
طبری ، ١٣٨٢ـ١٣٨٧، ج ٢، ص ١١١ـ١١٢؛
مسعودی ، ج ٢، ص ١٩٧ـ ٢٠٠، ٢٠٨ـ٢١٠). به نظر برخی محققان مدت فرمانروایی تبابعه از ٦٤٠ سال (١١٥ق م ـ ٥٢٥ میلادی ) بیشتر نبوده است (سالم ، ص ١٤٠؛
سعد زغلول ، ص ١٩٣ـ١٩٦)، اما حمزة اصفهانی (همانجا) آن را بیش از دو هزار سال و مسعودی (ج ٢، ص ٢٠٨) بیش از سه هزار سال ذکر کرده است .
گفته اند که نخستین تبّع ، حارِث الرائِش ذومَراثِد (با اختلاف در نام پدر وی ) و بنا به روایات دیگر، زیدبن عمرو ذی الاَذعار یا زیدبن نِیکِف یا تبّع بن اَقرَن معروف به تبّع اکبر بوده است که نخستین بار مردم سبأ * و حمیر * از وی تبعیت کردند و ١٦٣ سال و به روایتی چهارصد سال فرمان راند و فتوحات عظیمی داشت (ابن قتیبه ، ص ٦٣٠؛
یعقوبی ، ج ١، ص ١٩٦؛
طبری ، ١٣٨٢ـ ١٣٨٧، ج ٢، ص ١١١؛
حمزة اصفهانی ، ص ١٠٦ـ١٠٧). آخرین آنان ذونواس زُرعه بود که یهودی شد و خود را یوسف نامید و مسیحیان نَجْران را کشت (رجوع کنید به بروج : ٤). این امر باعث لشکرکشی حبشیان مسیحی به یمن و در پی آن انقراض دولت تبابعه در ٥٢٥ میلادی گردید (ابن حبیب ، ص ٣٦٨؛
ابن حائک ، ج ٨، ص ٢٩٤؛
طبری ، ١٣٨٢ـ١٣٨٧، ج ٢، ص ١١٨ـ ١١٩، ١٢٣ـ ١٢٥؛
مسعودی ، ج ١، ص ٧٤ـ ٧٥، ج ٢، ص ١٩٩ـ٢٠٠).
از مشهورترین تبابعه ، ابوکَرِب اَسعَد تبّع بن مُلْکی کَرِب / مِلکی کَرِب معروف به تبّع اوسط یا تبّع اصغر و اسعد کامل بود که در اواسط قرن پنجم میلادی درگذشت (ابن حبیب ، ص ٣٦٧؛
ابن قتیبه ، ص ٦٣١؛
الموسوعة الیمنیة ، همانجا). به اعتقاد برخی مفسران ، نام تبّع که دوبار در قرآن کریم (دخان : ٣٧؛
ق : ١٤) آمده است ، به وی اشاره دارد (طبری ، ١٤٠٠ـ١٤٠٣، ج ٢٥، ص ٧٧، ج ٢٦، ص ٩٧ـ ٩٨؛
طبرسی ، ج ٩، ص ١٠٠، ٢١٥). راویان و مورخان متقدم اسلامی ، فتوحات عظیم و وقایع افسانه وار بسیاری به وی نسبت داده اند و او را پادشاهی مؤمن و پیشگوی بعثت پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم ، پوشانندة کعبه و سازندة در و کلید طلایی برای آن دانسته اند (ابن هشام ، ص ٣٠٥ـ ٣٠٨، ٤٥٢، ٤٦٨، ٤٩١ـ٤٩٤؛
دینوری ، ص ٣٦، ٤١، ٤٥؛
یعقوبی ، ج ١، ص ١٩٧؛
مسعودی ، ج ١، ص ١٨٧ـ ١٨٨، ج ٢، ص ١٩٨، ٢٣٧). برخی مورخان ، ذوالقرنین مذکور در قرآن کریم (کهف : ٨٣ ، ٨٦) را از تبابعه دانسته و نام او را الصَّعب بن الحارث الرائِش یا الصَّعب بن قَرین بن هَمال ملقب به تبّع اَقرَن گفته اند که پیامبر و شاعر بوده و هفتصد سال قبل از بعثت رسول اکرم به وی ایمان آورده است (ابن هشام ، ص ٩١، ١٢٣؛
ابن حبیب ، ص ٣٦٥؛
نشوان بن سعید حمیری ، ج ١، قسم ١، ص ٢١٩). برخی دیگر از تبابعة مشهور عبارت اند از اَبرَهَه ذوالمَنار، اَفریقیس / اَفریقِش بن ابرهه ، الهِدهاد/ هُدهاد/ هَدادبن شُرَحبیل / شُراحیل / شَراحیل ذوالصَّرح ، ناشِر (یاسِر)بن عمرو معروف به ناشر النِّعَم / ناشِر یَنعَم / یاسر یهنعم و شَمِر یَرعِش / شَمَّر یَرعَش / یُهَرعِش معروف به تبّع اکبر (ابن قتیبه ، ص ٦٢٧ـ٦٢٩؛
حمزة اصفهانی ، ص ١٠٧ـ١٠٩؛
نیز رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
تبابعه در آغاز بت پرست بودند و بتکده ای به نام رئام در صنعاء داشتند. گفته اند بُت نَسر که در قرآن کریم (نوح : ٢٣) از آن نام برده شده است ، معبود حمیریان بود، تا اینکه تبّع اسعد ابوکرب به دین یهود گروید و معبد رئام ویران گردید (ابن کلبی ، ص ١١ـ١٢؛
ابن هشام ، ص ٣٠٨). مورخان به مسیحی شدن دست کم یکی از تبابعه اشاره کرده اند (ابن هشام ، ص ٣١٠).
راویان متعصب یمنی اشعار و قصاید بسیاری به تبابعه نسبت داده اند (ابن هشام ؛
ابن حائک ، جاهای متعدد؛
طبری ، ١٣٨٢ـ١٣٨٧، ج ٢، ص ١٠٩ـ١١٧). ابوالفرج اصفهانی به نقل از اصمعی می گوید که یزیدبن زیادبن ربیعه حمیری ملقب به ابن مُفَرِّغ ، شاعر یمنی ، سازندة داستانهایی در بارة تبابعه و اشعار منسوب به ایشان بوده است (ج ١٨، ص ٢٥٤ـ ٢٥٥). جوادعلی نیز با توجه به نظر جُمَحی (ص ١٠ـ١١) و سیوطی (ج ٢، ص ٤٧٤)، تمامی اشعار و روایات منسوب به تبابعه را ساختة قحطانیان می داند (جوادعلی ، ج ١، ص ٨٧، ١٠٦، ٤٩٠، ٥٠١، ٥٠٣، ج ٤، ص ٤٣٥، ج ٩، ص ٣٧٧ـ ٣٧٩، ٣٨٢، ٣٩٣، ج ٨، ص ٦٥٢ـ٦٥٣، ٧٣٤ـ ٧٣٥). در مُسندات و منابع یونانی و سریانی به این اشعار و افسانه ها اشاره نشده است ، ازینرو نمی توان به روایات مورخان عرب اعتماد کرد (همان ، ج ١، ص ٧٥). افسانه ها و اخبار موهومی که مورخان کهن به تبابعه نسبت داده اند، مانند فتوحات عظیم آنان از افریقیه تا چین و ساختن شهر سمرقند و فرمانروایی طولانی هرکدام از تبابعه و سپاه میلیونی و منازعات آنان (یعقوبی ، ج ١، ص ١٩٦؛
طبری ، ١٣٨٢ـ١٣٨٧، ج ٢، ص ٩٦ـ ٩٨؛
مسعودی ، ج ١، ص ١٨٦ـ ١٨٨، ج ٢، ص ١٩٧ـ ١٩٩، ٢٠٩، ٢٣٦ـ٢٣٧؛
یاقوت حموی ، ذیل «تُبَّت »)، به نظر مورخان معاصر مجعول و نتیجة رقابت عربهای قحطانی یمن و عدنانی حجاز است (سالم ، ص ١٤٤ـ١٤٥؛
برّو، ص ٨٣؛
جوادعلی ، ج ١، ص ٤٩٨ـ٥٠٣، ج ٣، ص ١٦٢، ج ٤، ص ١٧، ٤٣٥، ج ٨، ص ٦٥٢ـ٦٥٣، ٧٣٤ـ٧٣٥، ج ٩، ص ٣٧٧ـ ٣٧٩). ابن اثیر، روایات طبری را در بارة تبابعه با دلایل منطقی رد می کند، اما خود وی برخی از همان افسانه ها را ذکر می کند (ج ١، ص ١٥٦ـ١٥٧، ٢٤٣ـ٢٤٤، ٢٤٨ـ ٢٤٩).
آنچه با حقایق تاریخی بیشتر همخوانی دارد، این است که قلمرو تبابعه از مرزهای یمن چندان تجاوز نمی کرده است (رجوع کنید به قلقشندی ، ج ٥، ص ٢٤)؛
ظاهراً برخی از قبایل عرب خارج از یمن زیر سلطة تبابعه قرار داشته اند (جوادعلی ، ج ٣، ص ٣٢١ـ ٣٣٢، ٣٨٦، ج ٤، ص ١٧٦، ٤٤٦، ٤٩٣، ٥١٦، ج ٥، ص ٤٤٥) و بزرگان قبیلة یمنی کِنده خدمتگزار آنان بوده اند (ابن قتیبه ، ص ٦٣٤). تبابعه کاخها و بناهای مشهوری داشته اند که حبشیان آنها را از بین برده اند (ابن هشام ، ص ٤١٣). شاید آثار کهنی که در نزدیکی سَدوس قرار دارد، از بقایای تبابعه باشد (جوادعلی ، ج ١، ص ١١٧، ١٧٩). خانه ای که در آن پیامبراکرم به دنیا آمد، به دارالتبابعه مشهور بوده است (مرتضی زبیدی ، ج ٢٠، ص ٣٧٧). مسعودی در مورد سیره و اخبار تبابعه از کتابی به نام اخبار التبابعه استفاده کرده است (ج ١، ص ١٨٧، ج ٢، ص ١٩٧).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(٣) ابن حائک ، الاکلیل ، چاپ انستاس ماری کرملی ، بغداد ١٩٣١؛
(٤) ابن حبیب ، کتاب المحبّر ، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ١٣٦١/ ١٩٤٢، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦) ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ١٩٦٠؛
(٧) ابن کلبی ، کتاب الاصنام ، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٨) ابن هشام ، کتاب التیجان فی ملوک حمیر ، صنعاء ?( ١٩٧٩ ) ؛
(٩) ابوالفرج اصفهانی ؛
(١٠) توفیق برّو، تاریخ العرب القدیم ، دمشق ١٩٨٢، چاپ افست ١٩٨٨؛
(١١) عبدالقادربن عمر بغدادی ، خزانة الادب و لب لباب لسان العرب ، بولاق ١٢٩٩، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٢) محمدبن سلام جمحی ، طبقات الشعراء ، لیدن ١٩١٣، چاپ افست بیروت ?( ١٩٦٨ ) ؛
(١٣) اسماعیل بن حماد جوهری ، الصحاح فی اللغة و العلوم ، چاپ ندیم مرعشلی و اسامه مرعشلی ، بیروت ١٩٧٤؛
(١٤) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة و السلام ، بیروت : منشورات دراسات مکتبة الحیاة ، ( بی تا. ) ؛
(١٥) احمدبن داود دینوری ، الاخبار الطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر ( ١٣٧٩/ ١٩٥٩ ) ، چاپ افست بغداد ( بی تا. ) ؛
(١٦) سیدعبدالعزیز سالم ، تاریخ العرب فی عصر الجاهلیة ، ( اسکندریه ) ١٩٨٨؛
(١٧) سعد زغلول عبدالحمید، فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ( بی تا. ) ؛
عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، المزهر فی علوم اللغة و انواعها ، چاپ محمد احمد
(١٨) جادمولی ، علی محمد بجاوی ، و محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره : داراحیاءالکتب العربیة ، ( بی تا. ) ؛
(١٩) طبرسی ؛
(٢٠) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(٢١) همو، جامع ؛
(٢٢) جواد علی ، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ١٩٧٦ـ ١٩٧٨؛
(٢٣) قلقشندی ؛
(٢٤) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج ٢٠، چاپ عبدالکریم عزباوی ، کویت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٢٥) مسعودی ، مروج (بیروت )؛
(٢٦) الموسوعة الیمنیة ، زیر نظر احمد جابر عفیف و دیگران ، صنعاء ١٤١٢/١٩٩٢، ذیل «تُبَّع » (از یوسف محمد عبداللّه )؛
(٢٧) نشوان بن سعید حمیری ، کتاب شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم ، ج ١، چاپ ک . و. ستّرستین ، لیدن ١٣٧٠/ ١٩٥١؛
(٢٨) یاقوت حموی ؛
(٢٩) یعقوبی ، تاریخ ؛
(٣٠) EI ٢ , s.v. "Tubba ـ " (by A. F. L. Besston).
/ ستار عودی /