دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٣٩
تبریزی ، نجیب الدین رضا ، شاعر و از مشایخ صوفیه ذهبیه * در قرن یازدهم و دوازدهم . وی در ١٠٤٧ در اصفهان به دنیا آمد (تربیت ، ص ٥٣٥؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٨١ـ ٢٨٢؛ مدرس تبریزی ، ج ٢، ص ٣٧٥)، اما در اصل تبریزی بود. بنا بر بعضی اشعار وی در کودکی پدر خود را از دست داده یا یتیم به دنیا آمده است (خاوری ، ج ١، ص ٢٨٠، ٢٨٢). تبریزی تا پایان نوجوانی در اصفهان زیست و احتمالاً مقدمات را در همانجا فراگرفت (همان ، ج ١، ص ٢٨٣ـ٢٨٤). او در شرح حالش خود را امّی معرفی کرده (تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٤٠ـ ٣٤١) که گویا به درس ناخواندگی نزد استاد اشاره داشته و بر همین اساس ، شرح حال نویسان نیز وی را امّی دانسته اند (برای نمونه رجوع کنید به مدرس تبریزی ، همانجا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٩، قسم ٢، ص ٤٠٢).
تبریزی از مشایخ صوفیه ذهبیه و ملقب به «نجیب الدین » (لقب طریقتی وی ) بود (عبرت نائینی ، ج ٢، ص ٧٦٨؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٨١). ظاهراً تمایل وی به ذهبیه با جذبه آغاز شد (مدرس تبریزی ، همانجا). تبریزی در اصفهان با شیخ محمدعلی مؤذن خراسانی ، از مشایخ ذهبیه ، ملاقات کرد و همراه او به مشهد رفت . در آنجا پس از ریاضتهای بسیار، در بیست وچهار سالگی به مقام شیخیت و ارشاد رسید، چهار سال در این مقام باقی ماند و در بیست وهشت سالگی به مقام «قطب صامت » ارتقا یافت (خاوری ، ج ١، ص ٢٨٦). وی در ١٠٧٨ به همراه استادش به اصفهان بازگشت و بعدها خلیفه و داماد او شد (معصوم علیشاه ، ج ٣، ص ١٦٥، ٢١٧؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٨٤ـ ٢٨٥، ٢٨٩؛ تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٤١ـ٣٤٢). شیخ علی نقی فارسی اصطهباناتی و سپس محمدهاشم درویش ، خلیفه های تبریزی در طریقت ذهبیه شدند (معصوم علیشاه ، ج ٢، ص ٣٤٥، ج ٣، ص ٢١٦؛ عبرت نائینی ، همانجا؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٨٠).
تاریخ وفات تبریزی را هدایت (ص ١٢٣) و آقابزرگ طهرانی (همانجا)، ١٠٨٠ ذکر کرده اند. بعضی نویسندگان نیز با اینکه در بیان شرح حال او به هدایت استناد کرده اند، تاریخ فوت وی را متفاوت آورده اند؛ معصوم علیشاه (ج ٣، ص ٢١٦) وفات وی را در ١١٨٥ و خاوری (ج ١، ص ٢٨٧ـ٢٨٩) و تمیم داری (بخش ١، ص ٣٤٠) آن را در ١١٠٨ ذکر کرده اند که به نظر می رسد تاریخ اخیر به واقعیت نزدیکتر باشد. آنچه مسلّم است این است که تبریزی در ١١٠٠ زنده بوده ، زیرا مثنوی خلاصة الحقایق را در این سال سروده و خود به آن تصریح کرده است (رجوع کنید به تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٥٤). مدفن وی اصفهان است (مهدوی ، ص ٣٢٦).
آثاری که از تبریزی باقی مانده اینهاست : ١) نورالهدایة ، در بارة انواع معرفت و اصول دین و اصطلاحات و معارف صوفیه ، نام اصلی آن در نسخ خطی نورالهدایة و مصدرالولایة است ، اما در متن چاپ شده ، قسمت دوم عنوان حذف شده است . این اثر مشتمل بر مقدمه و هفت اصل و خاتمه است و در ١٠٧٨ تألیف شده است (خاوری ، ج ١، ص ٢٨٧؛ تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٤٢، ٣٥٥ـ٣٦٤). ٢) سبع المثانی ، منظومه ای عرفانی به فارسی بر وزن مثنوی مولوی ، که آن را در ١٠٩٤ سروده و مشتمل بر بیست هزار بیت است (معصوم علیشاه ؛ مدرس تبریزی ، همانجاها؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٨١). در ١٣٤٢ احمدبن حاجی محمدکریم تبریزی این منظومه را کتابت کرد و در دارالعلم شیراز چاپ سنگی شد (تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٥٠). ٣) دیوان (مدرس تبریزی ، همانجا) در چهارهزار بیت مشتمل بر غزلیات ، قصاید، ترجیعات و مراثی . این دیوان تاکنون چاپ نشده و فاقد تاریخ کتابت است (تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٤٢). ٤) مثنوی خلاصة الحقایق ، مشتمل بر مسائل فلسفی و عرفانی و مبانی تصوف و آداب سیر و سلوک ، که در ١١٠٠ سروده شده است . میرزااحمد اردبیلی این اثر را در ١٣٣٨ از روی نسخه ای خطی که در ١١٦٠ کتابت شده بود، در ضمن کفایة المؤمنین و اوصاف المقربین چاپ کرده است . این مثنوی آخرین اثر نجیب الدین تبریزی بوده است (مدرس تبریزی ، همانجا؛ مشار، ج ٢، ستون ١٩٠٤؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٨٩؛ تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٥٤ـ ٣٥٥، بخش ٢، ص ٨٢٣). بعضی ، دستور سلیمان و مقالات وافیه و اصطلاحات صوفیان را نیز از تألیفات او دانسته اند (رجوع کنید به منزوی ، ج ٢، بخش ١، ص ١٠٣٨، ١٤٠٩؛ تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٤٢).
به آثار منظوم تبریزی بیشتر توجه شده است . او به تأثیر از زمانة خود به سبک هندی شعر گفته و به شیوة مولوی و حافظ نیز نظر داشته و از انوری و خاقانی هم تأثیر گرفته ، گرچه بیش از همه متأثر از استاد خود، مؤذن خراسانی ، بوده است (تمیم داری ، بخش ١، ص ٣٤٨ـ٣٤٩). در آثار منظوم او، آیات و روایات بر اساس معارف شیعی تفسیر و برخی از آنها به فارسی ترجمه شده است (همان ، بخش ١، ص ٣٦٣). وی بیشتر «جوهری » و گاه «زرگر» یا «نجیب الدین » یا «رضا» تخلص می کرده (مدرس تبریزی ؛ آقابزرگ طهرانی ، همانجاها) و همین امر موجب شده است که رضاقلی خان هدایت (همانجا)، و به تبع او مدرس تبریزی (همانجا)، وی را «زرگر اصفهانی » معرفی کنند (خاوری ، ج ١، ص ٢٨١ـ٢٨٢).
مظفر علیشاه کرمانی (متوفی ١٢١٥) در بحرالاسرار (ص ١٣٧ـ ١٣٨) و میرزامحسن عمادالفقراء (متوفی ١٣٣٣) او را ستوده و در وصف وی شعر سروده اند (معصوم علیشاه ، همانجا؛ خاوری ، ج ١، ص ٢٧٩ـ٢٨٠).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) محمدعلی تربیت ، دانشمندان آذربایجان ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣) احمد تمیم داری ، عرفان و ادب در عصر صفوی ، تهران ١٣٧٢ـ١٣٧٣ ش ؛
(٤) اسداللّه خاوری ، ذهبیه : تصوف علمی ـ آثار ادبی ، ج ١، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥) محمدعلی عبرت نائینی ، تذکرة مدینة الادب ، چاپ عکسی تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٦) مدرس تبریزی ؛
(٧) خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران ١٣٥٠ـ ١٣٥٥ ش ؛
(٨) محمدتقی بن محمدکاظم مظفرعلیشاه کرمانی ، کبریت احمر؛
(٩) و بحرالاسرار ، چاپ جواد نوربخش ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(١٠) محمد معصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه ، طرائق الحقائق ، چاپ محمدجعفر محجوب ، تهران ١٣٣٩ـ ١٣٤٥ ش ؛
(١١) احمد منزوی ، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران ١٣٤٨ـ١٣٥٣ ش ؛
(١٢) مصلح الدین مهدوی ، تذکرة القبور، یا، دانشمندان و بزرگان اصفهان ، اصفهان ١٣٤٨ ش ؛
(١٣) رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، تذکره ریاض العارفین ، چاپ مهرعلی گرکانی ، تهران ( ١٣٤٤ ش ) .
/ حسن کوهپایه /