دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٣٦
تبریزی ، میرزاآقا ، اولین نمایشنامه نویس فارسی زبان . اهل تبریز بود، و نام کامل او میرزاآقابن محمدمهدی است . از طفولیت به آموختن زبانهای فرانسه و روسی پرداخت ، و زبان فرانسه را در حدی فراگرفت که منشی اول سفارت فرانسه در ایران و مترجم معلمان دارالفنون شد. مأموریتهایی در بغداد و استانبول داشت و نشانهای درجه یک و دو و سة معلمخانة پادشاهی (دارالفنون ) و نشان مجیدیه از دولت عثمانی دریافت کرد (آخوندزاده ، نامة میرزاآقا تبریزی ، ص ٣٨٩). از تاریخ تولد و مرگ او اطلاعی نیست ، فقط می توان حدس زد که در ١٢٨٨/ ١٨٧١ بین سی تا چهل سال داشته است (تبریزی ، ١٣٥٥ش ، مقدمة مؤمنی ، ص بیست وپنج ). میرزاآقا مجذوب شیوة نویسندگی میرزا فتحعلی آخوندزاده و طیاطر (تئاتر) بود که احتمالاً تمثیلات ِ او، موجب آشنایی میرزاآقا با آن شده بود، ولی درخواست آخوندزاده را برای ترجمة طیاطر نپذیرفت و خود به پیروی از او برای ادامة آن سیاق به فارسی نمایشنامه نوشت و برای آخوندزاده فرستاد و تقاضا کرد که مدتی کتاب از نظرها پوشیده بماند تا وقت اشتهار آن برسد (آخوندزاده ، نامة میرزاآقا تبریزی ، ص ٣٩١ـ٣٩٢). آخوندزاده در جواب نامه های میرزاآقا ضمن تحسین نمایشنامه های او، توصیه هایی در مورد زبان نمایشنامه و پرهیز از استهجان ، و راهنماییهایی در بارة اجرای نمایش و اصول آن ، مطابق با تئاتر اروپایی ، کرد (تبریزی ، ١٣٥٥ش ، ص ٢٠٠ـ٢١٥).
در حدود سالهای ١٣٢٤ تا ١٣٢٦ عبداللّه قاجار، رئیس مطبعة شاهنشاهی ، نمایشنامه ای را بدون نام نویسندة آن منتشر کرد. در ١٣٢٦ بخشی از این نمایشنامه در پاورقی روزنامة اتحاد تبریز چاپ شد که با تعطیل جراید مشروطه خواه ، ناتمام ماند (بکتاش ، ١٣٥٦ش ب ، ص ٢٤؛ آرین پور، ج ١، ص ٣٥٨ـ٣٥٩). همین نمایشنامه در ١٣٤٠ در نخستین مجموعة فارسی ادبیات نمایشی ایران زیر عنوان مجموعه مشتمل بر سه قطعه تیاتر منسوب به میرزاملکم خان ناظم الدوله در چاپخانة کاویانی برلین به چاپ رسید. آثار این مجموعه از آرشیو فردریش روزن خاورشناس آلمانی (١٨٥٦ـ ١٩٣٥ میلادی ) به دست آمده بود و اغلب محققان ایرانی و ایران شناسان تا ١٣٣٣ش /١٩٥٤ که آ. ع . ابراهیموف ، محقق آذربایجانی ، آرشیو اسناد و نامه های آخوندزاده را منتشر ساخت ، آنها را متعلق به میرزاملکم خان می دانستند. از نامه های آخوندزاده که از آرشیو وی در باکو به دست آمد، معلوم شد که این نمایشنامه ها متعلق به میرزاآقا تبریزی است (ملک پور، ج ١، ص ١٨٥ـ١٨٦؛ قس براون ، ج ٤، ص ٣٣٠ و افشار، ص ٧ که آنها را از ملکم خان دانسته اند).
نسخة خطی چهار نمایشنامة تبریزی اکنون در آرشیو آخوندزاده در باکو نگهداری می شود و تاریخ نگارش آنها ١٢٨٨ است (تبریزی ، ١٣٥٥ش ، مقدمة مؤمنی ، ص شش ، دوازده ـ سیزده ). این نمایشنامه ها عناوین مفصّلی دارند به این شرح : ١) سرگذشت اشرف خان حاکم عربستان در ایام توقف او در طهران که در سنة ١٣٢٢ به پایتخت احضار می شود و حساب سه سالة ولایت را پرداخته مفاصا می گیرد و بعد از زحمات زیاد دوباره خلعت حکومت پوشیده می رود و این حکایت در چهار مجلس تمام می شود ان شاءاللّه تعالی ؛ ٢) طریقة حکومت زمان خان بروجردی و سرگذشت آن ایام در چهار مجلس تمام می شود بعون اللّه ؛ ٣) حکایت کربلا رفتن شاهقلی میرزا و سرگذشت آن ایام و توقف چند روزه در کرمانشاهان نزد شاهمراد میرزا حاکم آنجا در چهار مجلس تمام می شود ؛ ٤) حکایت عاشق شدن آقاهاشم خلخالی به سارا نام دختر حاجی پیرقلی و سرگذشت آن ایام (آرین پور، ج ١، ص ٣٦٠؛ سلطان زاده ، ص ٨٦ ـ٨٧؛ ملک پور، ج ١، ص ١٩٥). پس از شناسایی رسالة اخلاقیه در مجموعة نسخ خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ، نمایشنامة پنجمی نیز اضافه شد به نام حکایت حاجی احمد مشهور به حاجی مرشد کیمیاگر (ملک پور، همانجا). رسالة اخلاقیه بجز این نمایشنامه شامل چند داستان و واقعة تاریخی و چند تمثیل کوتاه به صورت سؤال و جواب است . در رساله ، شرح مسافرت میرزاآقا در ١٢٧٩ از استانبول به حلب به شیوة کتابهایی چون سیاحتنامة ابراهیم بیک * نوشته شده و در چهارده فصل به طرح موضوعات اخلاقی پرداخته شده است (همان ، ج ١، ص ١٩١؛ تبریزی ، ١٣٥٤ش ، مقدمة صدیق ، ص بیست ودو).
میرزاآقا آنچه را از طریق مراوده و مکاتبه با اندیشمندان عصر چون میرزاآقاخان کرمانی ، میرزاحبیب اصفهانی ، ملکم خان ناظم الدوله و سیدجمال الدین اسدآبادی دریافته بود، در نمایشنامه های خود منعکس می کرد. ازینرو نقد اجتماعی در نمایشنامه های او رنگ بارز و مشخص دارد (زرین کوب ، ص ١٦١). کمتر اثر ادبی از دوران قاجار، مانند نمایشنامه های او مستقیماً دربار را هجو کرده است (ملک پور، ج ١، ص ١٩٧).
در آثار تبریزی اصول و قواعد نمایشنامه نویسی فرنگی رعایت نشده ، اما او در پرداخت شخصیتها و انعکاس واقعی گفتگوهای قشرهای گوناگون مردم موفق است . مثلهای محلی (برای نمونه رجوع کنید به تبریزی ، ١٣٥٥ ش ، ص ٣٤)، تکیه کلامهای مردم و لهجه های محلی ، مثل گفتارهای وارطانوس ، دقیق و روشن منعکس می شوند (رجوع کنید به همان ، ص ٥٢ ـ٦٠). نگرش دقیق میرزاآقا به رفتار و روحیة شخصیتهای نمایش و جستجوی صمیمانة او همانند کار مستندساز است و نمایش برای او امکانی است تا فساد حکومتی را افشا کند (شهریاری ، ص ١٨). با توجه به اینکه در دورانی طولانی بعد از دورة ناصرالدین شاه حتی یک نمایشنامة در خور توجه نوشته نشد، کار او را در آن شرایط دشوار اجتماعی و سیاسی می توان جنبشی در نمایشنامه نویسی دانست (بکتاش ، ١٣٥٦ ش الف ، ص ٨٥).
منابع :
(١) فتحعلی آخوندزاده ، الفبای جدید و مکتوبات ، گردآورنده حمید محمدزاده ، تبریز ١٣٥٧ش ؛
(٢) یحیی آرین پور، از صبا تا نیما ، ج ١، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٣) ایرج افشار، «نمایشنامه نویسی در ادبیات ایران »، اطلاعات ماهانه ، سال ٤، ش ٢ (اردیبهشت ١٣٣٠)؛
(٤) ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبیات ایران ، ج ٤: از صفویه تا عصر حاضر ، ترجمة بهرام مقدادی ، چاپ ضیاءالدین سجادی و عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٥) مایل بکتاش ، «قاضی بغداد»، فصلنامة تئاتر ، ش ١ (پاییز ١٣٥٦ الف )؛
(٦) همو، «میرزاآقا تبریزی »، فصلنامة تئاتر ، ش ١ (پاییز ١٣٥٦ ب )؛
(٧) میرزاآقا تبریزی ، چهار تیاتر ، با مقدمة محمدباقر مؤمنی ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(٨) همو، نمایشنامه های میرزاآقا تبریزی ، با مقدمة ح . صدیق ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(٩) عبدالحسین زرین کوب ، از گذشتة ادبی ایران : مروری بر نثر فارسی ، سیری در شعر فارسی با نظری بر ادبیات معاصر ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(١٠) و. سلطان زاده ، «پیرامون نمایشنامه نویسی در ایران »، در مسایل ادبیات نوین ایران ، ترجمة ح .صدیق ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(١١) خسرو شهریاری ، «یک تصویر در دو آینه »، فصلنامة تئاتر ، ش ٩ و ١٠ (بهار و تابستان ١٣٦٩)؛
(١٢) جمشید ملک پور، ادبیات نمایشی در ایران ، ج ١، تهران ١٣٦٣ش .
/ مریم بهاری /