دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢٢٣
تبریز ، روزنامه ، روزنامه ای محلی که به طور ناپیوسته از ١٢٨٩ش / ١٣٢٨ق تا اواسط دهة ١٣٤٠ش در تبریز منتشر می شد. نخستین شمارة آن در پانزدهم ذیحجّة ١٣٢٨ منتشر شد و مدیرمسئول آن اسماعیل یکانی ، از سران حزب عامیون دموکرات و از قضات عالی رتبة دادگستری ، بود (صدرهاشمی ، ج ٢، ص ١٠٢). در آغاز فقط روزهای یکشنبه و چهارشنبه منتشر می شد.
تبریز ، خود را روزنامه ای «آزاد، ملی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی که در طرفداری عامه سخن می گوید» معرفی کرد. مقالة افتتاحی آن با عنوان «تکالیف اجتماعیه » در تبیین شعار روزنامه تحریر شد که مقالاتی با همین عنوان در شماره های بعدی نیز چاپ گردید. نگارندة این مقاله بر اهمیت روزنامة آزاد ملی تأکید ورزیده و آن را نخستین وسیله برای آگاهی افراد از حقوق و تکالیف خود برشمرده است . به همین منظور هیئت تحریریة آن ، خدمت به عالم انسانیت را به واسطة مطبوعات ضروری دانسته و به انتشار روزنامة آزاد ملی که به نشر افکار سودمند بپردازد و در حفظ حقوق مردم سخن براند، اقدام کرده است (سال ١، ش ١، ١٥ ذیحجّة ١٣٢٨، ص ١ـ٢).
از شمارة پنجم (دوم محرّم ١٣٢٩)، حسین فِشَنگچی ــ که نامش به صورت اختصاری ح . ف . چاپ می شد ــ صاحب امتیاز و ناشر روزنامه گردید و از شمارة سیزدهم (١ صفر ١٣٢٩) نام اسماعیل یکانی از روزنامه حذف و مدیریت آن به حسین فشنگچی واگذار گردید. حسین تبریزی ، معروف به کربلایی حسین آقا فشنگچی ، از آزادی خواهان صدر مشروطیت و از یاران ستارخان بود. وی قبل از مشروطه ، صرافی داشت و چون همانند بعضی صرافان فشنگ و اسلحة کمری می فروخت ، به فشنگچی معروف شد. وی به «کمال » نیز شهرت داشت که به مناسبت تأسیس دبستان کمال در تبریز بود. دبستان کمال در شورش مردم تبریز علیه بلژیکیها در ١٣٢١، غارت شد و پس از آن حسین تبریزی به قفقاز و سپس به مصر رفت . در مصر به انتشار روزنامة کمال که قبلاً در تبریز منتشر می ساخت ، همت گمارد. وی از مؤسسان انجمن حقیقت * بود و با حزب اجتماعیون عامیون ارتباط داشت (برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به طاهرزادة بهزاد، ص ٤٢٧؛ امیرخیزی ، ص ٢٩، ٣٧٢؛ صدر هاشمی ، همانجا؛ کسروی ، ص ٣١).
مدیر جدید تبریز ، از هر روزه شدن نشریه و دگرگونیهایی در محتوای آن خبر داد: الحاق یک فصل ادبی ، ثبت اهم وقایع تاریخی ، عنایت بیشتر به مسائلی در باب اخلاق و معارف و نظام و مالیه و امورخارجه ، و پرهیز از تمجیدات بیهوده از اشخاص (حسین کمال ، «از اداره »، سال ١، ش ١٣، ١ صفر ١٣٢٩، ص ١)، ولی عملاً تمامی آنچه وعده شده بود، تحقق نیافت . وجه بارز شماره های جدید، آن بود که سرمقاله ها با امضای «حسین » درج شد، در حالی که پیش از آن سرمقاله فاقد نام نگارنده بود. انتشار آن نیز به سه شماره در هفته افزایش یافت .
روزنامة تبریز محافظه کار و در مشروطه خواهی میانه رو بود و یکی از مهمترین جراید ملی و آزاد تبریز محسوب می شد (تربیت ، ص ٢٨٢؛ کهن ، ج ٢، ص ٥٩٩). مضامین روزنامه ، به استثنای سرمقاله ها، غالباً جنبة خبری داشت . روزنامة تبریز بندرت از زبان بومی بهره می جست و فقط گاهی در برخی شماره ها معماها یا لطایفی به ترکی در آن چاپ می شد.
درج سلسله مقالاتی با عنوان «لزوم جلب مستشارها» در شماره های اولیة روزنامه ، حاکی از بدبینی کامل به رجالی بود که هیچ نوع همسازی با مشروطه نداشتند و در دورة استبداد رشد کرده بودند. ازینرو نشریة تبریز خواهان به کارگیری مستشارهای خارجی برای جلوگیری از هرج ومرج بود (سال ١، ش ٣، ٢٢ ذیحجّة ١٣٢٨، ص ١، ش ٤، ٢٥ ذیحجّة ١٣٢٨، ص ١). این نشریه در حیطة محلی بر لزوم دایر شدن مراکزی چون دارالمعلمین و ادارة معارف تأکید می کرد، همچنین نامه های مردم را در انتقاد از وضع شهر تبریز یا مشکلات کلی کشور نظیر نبودن رفاه و امنیت و قشون منظم ، درج می کرد و از مسئولان برای رفع مشکلات یاری می خواست .
ورود سپاهیان تزار به تبریز و اشغال آن در ١٣٢٩ ــ که وقایع خونین عاشورای ١٣٣٠ را به دنبال داشت ــ موجب تعطیلی روزنامه در ذیحجّة ١٣٢٩ شد. در این فاصله حسین تبریزی راهی سفر شد و پس از مراجعت مجدداً روزنامه را دایر کرد (صدرهاشمی ، ج ٢، ص ١٠١).
سال نخست روزنامه با ١٢٧ شماره خاتمه یافت و در سال دوم ، پس از انتشار حدود پنج شماره در ذیحجّة ١٣٢٩ به علت وقایع تبریز از نشر بازماند.
نخستین شماره از دورة دوم در ٢٨ جمادی الاولی ١٣٣٧ منتشر شد و در سرمقالة آن علت ٨٤ ماه تعطیلی روزنامه ، تجاوز دولت روس ذکر شد («علت تأخیر و تعطیل انتشار روزنامه تبریز»، سال ١٠، ش ١، ٢٨ جمادی الاولی ١٣٣٧، ص ١). ادامة کار به شیوة سابق بود. دورة دوم به سبب کوتاهی دورة دولتها که ناشی از بی ثباتی اوضاع سیاسی بود، ویژگی بارزی داشت که در سرمقاله ها بازتاب یافته است . آرزوی رهایی کشور از جهل و فقر و ذلت و داشتن دولتی جوان و مقتدر، که ضعف آن منشأ تمامی خرابیها بود، نگارنده را بر آن داشت که وظایف ملت را در تقویت دولت یادآور شود و راهکارهایی نیز برای خلاصی از این وضع برشمارد که از جمله نشر معارف و تعمیم مدارس و استقرار تعلیم اجباری بود («تقویت دولت وظیفه ملت است »، سال ١٠، ش ٣، ٦ جمادی الا´خره ١٣٣٧، ص ١؛ «امروز ما به چه محتاجیم »، سال ١٠، ش ٤٠، ٩ شوال ١٣٣٧، ص ١). در این دوره آثاری از نویسندگان خارجی با ترجمة کسانی نظیر پورحسین عظیم زاده اسکویی ، میرزا محمدخان صفازاده و حسن ولادی خان ، در پاورقی درج می شد. تحولات اواخر دورة قاجاریه که کشور را در آستانة کودتای سوم اسفند ١٢٩٩ قرار داد، بار دیگر روزنامه را در بیستم شعبان ١٣٣٨/ نوزدهم اردیبهشت ١٢٩٩ به تعطیلی کشاند.
آغاز دگربارة آن پس از گذر از بحرانها در دورة ریاست الوزرایی رضاخان بود که در نوزدهم دی ١٣٠٣ نخستین شمارة دورة جدید تبریز (شمارة مسلسل ٣١٧) منتشر شد. در این شماره ، عبارت «برای مدارس نصف قیمت دریافت خواهد شد» و در کنار نام صاحب امتیاز و ناشر که حسین تبریزی بود، اسم شخصی به نام اصناف به عنوان مدیر مسئول دیده می شد. شعار دورة جدید این بود: «روزنامة تبریز طرفدار جدّی توسعه معارف و ادبیات ، تعلیم اجباری عمومی ، نظام اجباری ، تسطیح طرق و شوارع ، ایجاد راه آهن ، تعدیل مالیات ، اصلاح زراعت و فلاحت با اصول فنی و علمی ، ترک تجملات ، ترویج زندگانی ساده ، مبارزه بر ضد مسکرات ، تشویق در استعمال امتعة وطنی ». این عبارت از همسویی نشریه با اهداف دولت حکایت داشت (سال ١٥، ش ٤، ٣٠ دی ١٣٠٣، ص ١).
در آستانة تغییر سلطنت ، خبر مراجعت احمدشاه موجب نگرانی گردانندگان روزنامة تبریز از به هم خوردن امنیتی شد که رضاخان به وجود آورده بود (سال ١٦، ش ٢٧، ١٥ مهر ١٣٠٤، ص ١) و ازینرو روزنامه برضد احمدشاه مطالب تندی نوشت . به طور مرتب تلگرامهای «کمیسیون مختلط نهضت ملی آذربایجان » به مجلس که در آن صریحاً خواستار انقراض دودمان قاجار بودند، در روزنامه درج می شد (سال ١٦، ش ٣٠، ٢٨ مهر ١٣٠٤، ص ١). پس از انقراض حکومت قاجار در نهم آبان ١٣٠٤، روزنامه ضمن درج «بشارتنامة نهضت ملی آذربایجان »، آن روز را عید رسمی و ملی اعلام کرد (سال ١٦، ش ٣٤، ١٣ آبان ١٣٠٤، ص ١).
در فاصلة سالهای ١٣٠٤ تا ١٣٠٨ش مطالب روزنامه متنوع و پرمحتوا، و در بارة مسائلی بود از قبیل آزادی («آزادی چیست »، سال ١٦، ش ٦٥، ٢٠ فروردین ١٣٠٥، ص ١)، مسائل و حقوق زنان در حیات سیاسی که غالباً برگرفته از جراید خارجی بود، درخواستهای اصلاح طلبانه خصوصاً در بارة آذربایجان و مباحثی در بارة اوضاع اقتصادی ، تجارت و کشاورزی .
از اواخر ١٣٠٧ش تبریز هر روز، بجز ایام تعطیل و سوکواری و اعیاد، منتشر می شد و کلمة «یومیه » نیز به عنوان اصلی آن افزوده شد. تبریز بتدریج تحت تأثیر فضای حاکم در دورة رضاشاه ، شیوة سابق خود را از دست داد و سیاست طرفداری از حکومت مرکزی را در پیش گرفت که تا آخرین شمارة آن ادامه داشت .
با مقایسة روزنامة تبریز در اوایل دورة رضاشاه و اواخر آن ، نوع بینش حکومت نسبت به مطبوعات و محدودیتهای ایجادشده ، بخوبی معلوم می شود. مطالب اوایل و تا حدی اواسط این دوره مفید و بازگوی فکر و اندیشه است ، اما در اواخر آن ، فاقد محتوا و رسالت روزنامه می باشد.
ظاهراً انتشار تبریز پس از آنکه متفقین در شهریور ١٣٢٠ ایران را اشغال کردند، متوقف شد، زیرا دورة جدید آن از ١٣٢٢ش تا برقراری حکومت خودمختار آذربایجان در آذر ١٣٢٤، انتشار یافت تا آنکه این حکومت آن را توقیف کرد (ابوترابیان ، ص ٦٦). پس از سقوط حکومت خودمختار، تبریز بار دیگر، در سیزدهم دی ١٣٢٥ انتشار یافت .
حسین تبریزی پیش از شروع دورة جدید، درصدد بود روزنامه را در تهران منتشر کند، اما با مخالفت و مذمت دانشجویان مواجه شد، ازینرو پس از ترک تهران ، که مدتی در آنجا ساکن بود، نشر روزنامه را در تبریز از سر گرفت (تبریزی ، «چه فکر می کردم و چه دیدم »، سال ٣٨، ش ٣، ١٦ دی ١٣٢٥، ص ١). در دورة جدید صاحب امتیاز و مدیر همچنان حسین تبریزی و سردبیر حسین امید بود. روزنامه در این دوره
به افشاگری حکومت یک سالة سیدجعفر پیشه وری می پرداخت . سلسله مقالاتی به قلم شخصی با نامِ اختصاریِ م . ع . که عضو سابق حزب توده بود، از سیاستهای حزب توده و حکومت دموکراتها در تبریز پرده برمی داشت .
تبریز در دورة محمدرضا پهلوی (١٣٢٠ـ١٣٥٧ش ) با سیاستهای حاکم هماهنگ بود، در عین حال در دورة دکتر محمد مصدق ، اقدامات و شیوة سیاسی وی را تحسین و حمایت می کرد («پیروزی دکتر مصدق پیروزی ملت ایران است »، سال ٤٤، ش ٦، ٩ بهمن ١٣٣١، ص ١، ٤)، ولی پس از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با درج سرمقالة «اطاعت السلطان من الایمان »، محافظه کارانه عزل وی را گردن نهاد (سال ٤٤، ش ٣٩، ١١ شهریور ١٣٣٢، ص ١). در اواخر دهة ١٣٢٠ش انتشار روزنامه به سبب کمبود و گرانی کاغذ به چهار شماره در هفته کاهش یافت . روزنامة تبریز از آن پس تا پایان فعالیتش همانند سایر جراید، صرفاً خبری بود، البته از خبرهای محلی کاسته شد و بیشتر خبرهای کشور و جهان چاپ گردید. این خبری بودن صرف سبب شد که در گزارش استاندار آذربایجان به فضل اللّه زاهدی ، نخست وزیر، در بارة پیشینة مدیران جراید شهر
تبریز، از روزنامة تبریز به عنوان «روزنامة سالم » نام برده شود و قید گردد که در صورت تقویت آن می توان برای تحقق اهداف دولت از آن استفاده کرد ( اسنادی از مطبوعات ایران ، ص ١٩٥).
روزنامة تبریز احتمالاً تا نیمه های دهة ١٣٤٠ش ، تا یکی دو سال پس از مرگ حسین تبریزی (خرداد ١٣٤٣)، منتشر می شد. حسین تبریزی با بیش از پنجاه سال روزنامه نگاری ، پس از مرگ همانند فردی گمنام به خاک سپرده شد (برزین ، ص ١٢٥).
از آخرین شماره های روزنامة تبریز ، تک شماره ای از ١٣٣٨ش در سازمان اسناد ملی ایران ، شاخة تبریز، نگهداری می شود. دورة تقریباً کاملی از آن (از ١٢٨٩ش / ١٣٢٨ق تا ١٣٣٢ش ) در خانة مطبوعات و کتابخانة ملی تبریز موجود است . چند شمارة آن نیز در سازمان اسناد ملی تبریز نگهداری می شود. در تهران نیز، شماره های سال اول در مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر و چند شماره در کتابخانة ملی موجود می باشد.
منابع :
(١) حسین ابوترابیان ، مطبوعات ایران از شهریور ١٣٢٠ تا ١٣٢٦ ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٢) اسنادی از مطبوعات ایران (١٣٤٠ـ١٣٢٠ ه . ش ) ، تهیه و تنظیم ادارة کل آرشیو، اسناد و موزة دفتر رئیس جمهور، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان چاپ و انتشارات ، ١٣٧٨ش ؛
(٣) اسماعیل امیرخیزی ، قیام آذربایجان و ستارخان ، تبریز ١٣٣٩ش ؛
(٤) مسعود برزین ، شناسنامة مطبوعات ایران از ١٢١٥ تا ١٣٥٧ شمسی ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٥) محمدعلی تربیت ، تاریخ مطبوعات ایران ، در ادوارد گرانویل براون ، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دورة مشروطیت ، ج ٢، ترجمة محمد عباسی ، تهران ١٣٣٧ش ؛
(٦) محمد صدرهاشمی ، تاریخ جراید و مجلات ایران ، اصفهان ١٣٦٣ـ١٣٦٤ش ؛
(٧) کریم طاهرزادة بهزاد، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران ، تهران ١٣٣٤ش ؛
(٨) احمد کسروی ، تاریخ مشروطة ایران ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٩) گوئل کهن ، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٣ش .
/ پروین قدسی زاد /