دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٢١٩
تبرُّک ، برکت جستن از خداوند، پیامبران ، امامان و اولیا و آثار آنان . گذشته از مستندبودن این عمل به شواهد قرآنی و احادیث و سنّت نبوی و نیز سیرة ائمه علیهم السلام ، اعتقاد بدان بر اساس مبانی کلامی و روان شناختی قابل تبیین است . همچنین در غالب ادیان اینگونه اعمال رایج است ، برای نمونه می توان به برکت جستن از بزرگان دینی در دین یهود و مراسم عشاء ربانی در مسیحیت اشاره کرد. انسان در عملِ برکت جستن سعی دارد به واسطة آثار برکت بخش ، از فیض و قدرت الاهی بهره مند شود. برکت عطیه ای الاهی است که بر انسان و طبیعت و اشیا نزول می یابد و عبارت است از احسان و منفعتی مادّی یا معنوی که از رحمت الاهی نشأت می گیرد. بدینسان در نحوة تحقق آن می توان گفت انتقال قدرتی است مقدّس و مؤثر که از جهان فوق طبیعت صادر می شود و کیفیتی نو به متعلَّق آن می بخشد.
تبرّک و فعل برکت در آیات و احادیث بسیاری تأیید و بر آن تأکید شده است . یکی از مستندات قرآنیِ تبرّک را آیة ٩٣ و ٩٦ سورة یوسف دانسته اند که بنا بر آن یعقوب با برکت جستن از پیراهن یوسف ، بینایی اش را بازیافت (رجوع کنید به زمخشری ، ج ٢، ص ٥٠٢ ـ ٥٠٤؛ فخررازی ، ج ١٨، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛ طنطاوی بن جوهری ، ج ٤، جزء ٧، ص ٥٤؛ مراغی ، ج ١٣، ص ٣٦ـ ٣٨؛ قس قاسمی ، ج ٩، ص ٢٧٤ـ٢٧٥: که عامل بینایی او را سرور و شادمانی می داند). در آیات دیگری نیز به اشخاص و مکانهای متبرک اشاره شده است (مثلاً بقره :١٢٥ در بارة مقام ابراهیم ، بقره : ٢١٨ در بارة تابوت بنی اسرائیل ، کهف : ٢١ در بارة ساختن مسجد در محل به خواب رفتن اصحاب کهف ؛ نیز رجوع کنید به برکت * ).
به استناد روایات تاریخی ، تبرّک به آثار پیامبر اکرم از صدر اسلام رایج بوده است و محدّثان و سیره نویسان نیز احادیث و اخبار بسیاری در این باره نقل کرده اند، از جمله اینکه صحابه از آب وضو و باقیماندة غذا و مکان نماز آن حضرت برکت می جستند، فرزندان خود را جهت کام برداشتن (تحنیک ) نزد پیامبر می بردند و بعد از رحلت نیز مرقد و منبر ایشان را عامل برکت می دانستند (رجوع کنید به ابن حنبل ، ج ٤، ص ٣٢٩ـ٣٣٠، ج ٦، ص ٢١٢؛ بخاری جعفی ، ج ١، ص ٥٥، ١٢٧؛ مسلم بن حجاج ، ج ٤، ص ١٩٤٣؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٥، ٩٦؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به الموسوعة الفقهیّة ، ج ١٠، ص ٧٠ـ٧٤؛ سبحانی ، ١٤١٤، ص ١٩٨ـ٢١٤). بنابه روایاتی ، پیامبر اکرم خود نیز به برکت جستن از آب زمزم و قرآن و گاه محصولات مدینه و مانند اینها ترغیب می کرده اند (رجوع کنید به احمدی ، ص ٣١٠ـ٣٢٩).
به رغم این شواهد از کتاب و سنّت ، برخی مؤلفان ، همچون ابن تیمیّه و پیروانش ، تبرّک به مرقد و دیگر آثار پیامبر و اولیا را بدعت شمرده و هرگونه برکت جویی از غیر خدا را شرک دانسته اند. در دورة اخیر محمدبن عبدالوهاب و وهابیان ، با استناد به چند حدیث بر این عقیده پافشاری کرده اند (برای آگاهی از روایات متعارض و نقد آنها رجوع کنید به سبحانی ، ١٤١٤، ص ٢١٤ـ ٢١٩؛ همو، ١٤١٧، ص ١٥٣ـ١٥٤). عمده ترین مخالفت اینان در برکت جستن از قبر و منبر پیامبر است که بنابه نظر بسیاری از فقهای اهل سنّت این اعمال جایز و بدعت بودن آن منتفی است ، برای نمونه از عبداللّه فرزند امام احمدبن حنبل روایت شده که او از پدرش در بارة برکت جستن از منبر و قبر پیامبر سؤال کرد و پدرش پاسخ داد که این کار رواست (رجوع کنید به طبسی ، ص ٤٤ـ٤٧).
از نظر کلامی ، کسانی که برکت جستن را منافی با توحید و آن را مصداق شرک دانسته اند، این نکته را درنظر نگرفته اند که به اعتقاد کسی که از چیزی برکت می جوید، فاعل فعلِ برکت ، خداوند است . به تعبیر دیگر، چنین نیست که فعل خداوند در همة امور عالم ، بی واسطه باشد؛ خداوند عالَم را بر اساس نظامی ایجاد کرده و تحقق بسیاری از امور را به علل و اسباب موکول کرده است . کسی که برکت می جوید، در حقیقت به عوامل و اسبابی که خداوند برای تحقق امور قرار داده ، متوسل می شود و بنابراین ، کنه آن توسل به خدا و باور به توحید است . نهایت اینکه ، در فضای ایمانی ، اسباب و عوامل به مجموعة عوامل شناخته شدة مادّی منحصر نیست و خداوند از بسیاری راههای ناشناخته فیض می رساند. گزارش قرآن از داستان مریم متضمن نمونه هایی از فیض الاهی ، به طریق غیرمعهود، است ؛ مریم در محراب به عبادت اشتغال داشت و هر روز که زکریا برای سرکشی به او می رفت با غذایی آماده روبرو می شد و چون از مریم در این باره می پرسید، پاسخ می شنید که این روزی از جانب خداست و خدا به هر که بخواهد بی حساب روزی می دهد (رجوع کنید به آل عمران : ٣٧)، برهمین قیاس است حوادثی که به ولادت عیسی علیه السلام انجامید (رجوع کنید به مریم : ١٥ـ٢٦). تأثیر اشیای مادّی و عوامل طبیعی نیز، در تحلیل کلامی و فلسفی ، مستند به ارادة خداست . در واقع ، کسی که از آثار و اشیای پیامبر و اولیای دین برکت می جوید، دایرة عوامل مؤثر در این عالم را از محدودة جهان شناخته شدة مادّی فراتر می داند (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به بلاغی ، ص ٣٧٥ـ٤٥٧؛ طباطبائی ، ج ١٠، ص ٢٩٥ـ ٢٩٦). بر همین اساس ، تأثیرگذاری در عالم از راه «برکت » با قانون علیت نیز سازگار است و برخلاف نظر کسانی که برکت جستن را توسل به اموری می دانند که در نظام علّی و معلولی جا ندارد، اعتقاد به تبرّک ، اعتقاد به این واقعیت است که در نظام علّت و معلول ، مجموعه ای از علل ناشناخته وجود دارد.
برکت جویی در روابط محبت آمیز نیز قابل مطرح شدن و بررسی است . گاه در روابط انسانی نیز اقبال و توجه از سر محبت و ارادت به شخصی خاص و اشیا و امور وابسته به او بر کیفیت یا کمیّت امور اثر می گذارد (برای گزارش برکت جستن احمدبن حنبل از آب پیراهن امام شافعی رجوع کنید به مقری ، ص ٣٢٩؛ قس ابن کثیر، ج ١٠، ص ٣٤٦). حال ، با توجه به تصریح و تأکید بر محبت داشتن به پیامبر اکرم و اهل بیت و اولیا در سنّت اسلامی ، مسلماً این محبت بدون آثار و مظاهر در زندگانی مسلمانان نیست و بسیاری از کارهایی که مؤمنان با عنوان برکت جستن از اولیای دین انجام می دهند ــ و گاه با فرهنگهای بومی و تلقی بسیط و عوامانه آمیخته است ــ تنها نشانة محبت و پیوند قلبی با آنان است . در این میان ممکن است برخی از این کارها مستند دینی نداشته باشد، که طبعاً از این حیث مورد تأیید عالمان دینی نیست . با اینهمه ، توصیة آنان به کنار گذاشتن اینگونه امور، از منظر پالایش و محفوظ نگاه داشتن دین از افزوده ها و تحریفها بررسی می شود، نه از
منظر مبارزه با شرک و بدعت (برای تفصیل رجوع کنید به سبحانی ، ١٤١٦، ص ١٢١ـ ١٢٨).
در بارة تبرّک ، علی احمدی کتاب التبرّک و محمدطاهربن عبدالقادر تبرّک الصحابة را نگاشته اند و مجموعة اعمال و ادعیة مستخرج از آیات و احادیث در کتاب البرکة اثر محمدبن عبدالرحمان وصّابی (متوفی ١٦٦) گرد آمده است .
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ؛
(٣) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، ( قاهره ) ١٣١٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، ج ١٠، چاپ احمد ملحم و دیگران ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٥) علی احمدی ، التبرّک ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٦) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٧) محمدجواد بلاغی ، الرّدّ علی الوهّابیّة ، چاپ محمدعلی حکیم ، به ضمیمة تراثنا ، سال ٩، ش ٢ـ٣ (ربیع الا´خر ـ رمضان ١٤١٤)؛
(٨) زمخشری ؛
(٩) جعفر سبحانی ، البدعة : مفهومها، حدّها و آثارها ، قم ١٤١٦؛
(١٠) همو، فی ظل اصول الاسلام ، بقلم جعفرالهادی ، قم ١٤١٤؛
(١١) همو، الوهّابیّة فی المیزان ، تهران ١٤١٧؛
(١٢) طباطبائی ؛
(١٣) نجم الدین طبسی ، الوهابیة : دعاوی و ردود ، تهران ١٤٢٠؛
(١٤) طنطاوی بن جوهری ، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم ، ( بیروت ، بی تا. ) ؛
(١٥) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیر الکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٦) جمال الدین قاسمی ، تفسیر القاسمی ، المسمی محاسن التأویل ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی ، بیروت ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(١٧) احمدمصطفی مراغی ، تفسیرالمراغی ، بیروت ١٩٨٥؛
(١٨) مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(١٩) احمدبن محمد مقری ، فتح المتعال فی مدح النعال ، حیدرآباد دکن ١٣٣٤؛
(٢٠) الموسوعة الفقهیّة ، ج ١٠، کویت : وزارة الاوقاف والشئون الاسلامیّة ، ١٤٠٧/ ١٩٨٦.
/ جعفر سبحانی /