دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠٧٤
تاری خانه ، مسجدی متعلق به نیمة قرن دوم واقع در جنوب شرقی دامغان . در بارة نام آن معمولاً گفته می شود که « تاری » واژه ای ترکی به معنای «خدا» و تاری خانه به معنای خانة خدا یا مسجد است (گدار، مهر ، سال ١، ش ١، ص ٦٣؛ زمرشیدی ، ص ٢٤؛ افشارفر، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣، ص ٨٦)، لیکن کاربرد تاری به معنای «تاریک » در متون کهن فارسی (برای نمونه رجوع کنید به دقیقی ، ص ٦٠؛ فردوسی ، ج ٢، ص ١٣٠؛ منوچهری ، ص ١٣؛ ناصرخسرو، ص ٧٥، ٤٨٨) و در محاورة مردم سمنان و دامغان (رجوع کنید به ستوده ، ذیل «تاری »)، و نیز ضبط «تاریکخانه » در نوشته های بسیاری از محققان (برای نمونه رجوع کنید به پوپ ، ١٣٦٦ش ، ص ٧٨، ٨٠؛ شرودر ، ص ٩٣٣؛ پترسن ، ص ١٨٩)، داوری قطعی در بارة اصل واژه را دشوار کرده است . این مسجد را به سبب ستونهای متعدد آن ــ چنانکه در ایران معمول بوده ــ «چهل ستون » هم گفته اند (اعتمادالسلطنه ، ج ٣، ص ٢٧١؛ گدار، همانجا).
نخستین بار مقدسی (ص ٣٥٦) در سدة چهارم ، ضمن وصف دامغان ، از «جامع پاکیزه و نیکوی » آن یاد کرده است . با توجه به تاریخ بنای مسجد جامع کنونی دامغان ــ که با مشخصاتِ سلجوقی ، به احتمال بسیار متعلق به نیمة دوم قرن پنجم هجری است (رجوع کنید به ویلسون ، ص ١٥٨؛ افشارفر، مسجد ، سال ٧، ش ٣٩، ص ٨٣) ــ و نیز زمان دیدار مقدسی از دامغان در ٣٧٥، می توان گفت که منظور مقدسی از جامع پاکیزة شهر، همان تاری خانه بوده است . احتمالاً این مسجد تا زمان دیدار مقدسی و قبل از بنای جامع جدید، به تاری خانه مشهور نبوده و مانند بسیاری از مساجد دیگر تنها عنوان «جامع » بر آن اطلاق می شده است .
ظاهراً پس از مسجد فَهْرَج * ، تاری خانه قدیمترین مسجد برجای مانده در ایران است . هرچند کتیبه ای که تاریخ بنای آن را نشان دهد، وجود ندارد، از روی سبک بنا می توان تاریخ تقریبی آن را حدس زد؛ بیشتر باستان شناسان و محققان ، این بنا را از بناهای قرن دوم می دانند، برخی نیز احتمال داده اند که تاری خانه بر بقایای آتشکده یا معبدی متعلق به دورة قبل از اسلام ساخته شده باشد (موسوی ، ص ٣٦ـ٣٧)، اما از آنجا که منبر تاری خانه از ابتدا در طرح مسجد وجود داشته ، قدیمترین زمان ممکن ، اواخر دورة اموی (٤٠ـ١٣٢) است ، زیرا در این دوره منبر جزو ملزومات مسجد شد و در معماری مساجد رواج یافت (گدار، مهر ، سال ١، ش ٢، ص ١٠٧). از طرف دیگر، طاقهای تاری خانه در عین شباهت بسیار به طاقهای تخم مرغی دورة ساسانی ، اندک تمایلی به طاقهای جناغی و منکسر پیدا کرده است و آغاز تبدیل طاقهای ساسانی به طاقهای منکسر در قرن دوم در بین النهرین بوده است (قس درگاههای دروازة بغداد بازماندة قصری که هارون الرشید در ١٧٤ بنا کرد، در گدار، مهر ، سال ١، ش ٢، ص ١٠٩). بنابراین ، اگر تحول معماری را در ایران و بین النهرین هم زمان بدانیم ، می توان تصور کرد که تاری خانه میان قدیمترین زمان ممکن یعنی اواخر دورة اموی و خلافت هارون (١٧٠ـ١٩٣) ساخته شده است . شباهت بسیار طاقهای تاری خانه به طاقهای قصر اُخَیضِر * (ساخته شده در اواسط قرن دوم ) به تأیید این تاریخ کمک می کند (گدار؛ قس شرودر، همانجاها).
تاری خانه مطابق با طرح عربی ، دارای حیاط تقریباً مربع (٧٢ر٢٦*٧٢ر٢٥ متر) و بدون حوض است . در سمت جنوب (قبله ) آن ، تالاری ستوندار (شبستان ) با سه ردیف ستون به موازات دیوار قبله و در سه سمت دیگر آن یک ردیف رواق ساخته شده است . تالار ستوندار، دارای هفت ناو طولی در جهت قبله و سه ناو عرضی است . ناو میانی که محراب و منبر در آن قرار دارد، عریضتر از ناوهای طرفین است و به همین نسبت دهانة طاقی که در مرکز رواق سمت قبله قرار دارد، از دهانه های دیگر عریضتر و بلندتر است . این نحوه ساختمان را می توان مقدمة احداث ایوان بزرگ در وسط هر یک از جبهه های صحنهای مساجد در سبک معروف به عباسی (ایرانی ) دانست (شرودر، همانجا؛ زمرشیدی ، ص ٢٤ـ ٢٥؛ مصطفوی ، ص ٦٢؛ گدار، مهر ، سال ١، ش ١، ص ٦١).
تاری خانه در اصل ٣٤ ستون (هجده ستون در شبستان و شانزده ستون در رواقها) داشته (رجوع کنید به نقشة کف بنا)، اما به نوشتة اعتمادالسلطنه (همانجا) ــ که در دورة ناصرالدین شاه آنجا را دیده بوده ــ از این بنا، ٢٤ ستون باقی بوده است . پس از او، هوتم شیندلر (ص ١٥٩) تعداد ستونها را ٢٢ ضبط کرده است . اکنون ٢٦ ستون شبستان و شماری از ستونهای رواقها برجای مانده است . قطر این ستونها حدود ٦ر١ متر، محیط آنها ٩٠ر٤ تا ٩٧ر٤ متر، ارتفاع هر یک از سطح زمین تا محلی که طاق بر آن متکی است ، ٨٤ر٢ متر و تا پشت بام ٦ متر است . آجرهای مربعِ به کار رفته در ستونها به پیروی از آجرچینی دورة اشکانی و ساسانی متناوباً به صورت افقی و عمودی چیده شده اند (یغمائی ، ص ٤٩٩ـ٥٠٠؛ افشارفر، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣، ص ٨٩).
رواقهای این مسجد فاقد سقف بوده است . به گزارش گدار ( مهر ، سال ١، ش ٢، ص ١٠٥ـ١٠٦) کسی که مأمور تعمیر آن شده بوده ، به جای آنکه طاقهای ضربی معمول در معماری ساسانی را بسازد، از بالای ستونی به ستون دیگر و موازی با دیوار قبله ، دستکهایی کار گذاشته و روی آن طاقهای نازک و سبُک و گلابی شکل ساخته بوده که هیچ تناسبی با ستونهای محکم و قطور تاری خانه نداشته است . این طاقها اکنون از بین رفته اند.
محراب مسجد دارای قوسی مازه دار و عمیق و پلان مستطیل شکل است ، ارتفاع آن ٣٣٥ و عرض آن ١٤٢ سانتیمتر است و ٥٠ سانتیمتر از کف مسجد پایینتر و کاهگل اندود است که احتمالاً در اصل مانند ستونها دارای گچ بری بوده است . محراب مذکور به علت استقرار منبر در سمت راست آن ، در وسط دیوار قبله قرار نگرفته است (سجادی ، ج ١، ص ٦٩). گدار ( مهر ، سال ١، ش ١، ص ٦٤، پانویس ٢) احتمال داده است که محراب قدیم بکلی از بین رفته و در دورة تیموریان به جای آن طاقنمای مورّبی ساخته اند تا جهت قبله را که در ابتدا درست معیّن نکرده بودند، اصلاح کنند.
در ساختمان تاری خانه بجز آجر در ساختن ستونها و طاقهای ضربی و گِل و خشت در سقفهای گهواره ای و برای پرکردن فضاهای خالی ، از چوب هم به مقدار کم ، استفاده شده است ؛ جهت استواری و اتصال محکم قوسها به ستون و دیوار از قطعات چوب استفاده شده است . در محور هر طاقی یک سوراخ تقریباً ٣٠*٣٠ سانتیمتری که جای سرتیر است ، معلوم می کند که تیر حمالِ بسیار قطوری هر جرز را به دیوار متصل می کرده است ، ولی این شیوه فقط در رواقهای حیاط مشاهده می شود (گدار، مهر ، سال ١، ش ٢، ص ١٠٦؛ شرودر، همانجا).
تاری خانه از طرف شمال غربی سه در و از طرف شمال شرقی پنج در داشته که به رواقهایی باز می شده که اینک از میان رفته اند (گدار، مهر ، سال ١، ش ٢، ص ١٠٤).
هیچ پله ای در میان کف رواقها و کف صحن وجود ندارد. به نظر می آید که تمام سطح بنا همیشه یکدست بوده و کف قسمتهای مسقّف هم مانند قسمتهای دیگر فقط خاک بوده و مفروش به سنگ و آجر و... نبوده است (همان ، ص ١٠٦).
در ضلع غربی و متصل به بنا، منارة خشتی تاری خانه به ارتفاع ٥ر٦ متر قرار داشته (شرودر، ص ٩٣٤) که در زلزلة ٢٤١ یا ٢٤٢ قومس (رجوع کنید به طبری ، سلسلة سوم ، ص ١٤٣٣ـ١٤٣٤؛ حمزه اصفهانی ، ص ١٤٥) ویران شده و حدود ١٨٠ سال بعد، منارة جدید مدوّر آجرکاری در نزدیکی جای منارة قبلی ساخته شده است . این مناره در حدود ٤٢٠ به دستور ابوحرب بختیار * ، حاکم دامغان ، بنا شده است . از بخش باقیماندة کتیبة کوفی این مناره ــ این کتیبه تا پیش از گزارش اعتمادالسلطنه (ج ٣، ص ٢٧٢) نامعلوم بود ــ و مقایسة آن با کتیبة کوفی برج مقبره ای پیرعلمدار * ، می توان تاریخ احداث مناره را استنتاج کرد ( بناهای آرامگاهی ، ص ٣٧٧؛ افشارفر، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣، ص ٩١). به گفتة ویلسون (ص ١٥٨)؛ این مناره که بین سالهای ٤١٧ تا ٤٢٠ ساخته شده و اولین منارة مدوّر ایران است ؛ ٢٦ متر ارتفاع و ٨٦ پله دارد و بدون پایه ، از سطح زمین ساخته شده است . محیط آن در سطح زمین ١٣ و در بالاترین نقطه ٦ متر است . تمام مناره آجرکاری است . کتیبة کوفی در ارتفاع ٥ر١٠ متری قرار دارد (یغمائی ، ص ٥٠٠؛ افشارفر، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣، ص ٩٢). شکل مخروطی مناره و نحوة آجرکاری و تزیینات آن به سبک سلجوقی باعث شده که از این مناره بیشتر با
عنوان منارة سلجوقی یاد شود (رجوع کنید به اوکین ، ص ١٣٣؛ پترسن ، ص ١٨٩؛ گدار، مهر ، سال ١، ش ١، ص ٦٤؛ نیز رجوع کنید به شرودر، تصویر ش ٣١٤).
همة عوامل و عناصر معماری تاری خانه جز طرح عربی آن ، ادامة سنّت معماری ساسانی است . شیوة طاق زنی ، استفاده از پوششهای گهواره ای ، قوسهای تخم مرغیِ کمی به تیزی متمایل شده (قس کاخ اشکانی آشور، کاخهای ساسانی فیروزآباد و سروستان و طاق کسری ، در پوپ ، ١٣٦٦ش ، تصاویر ش ٣٤ الف ، ٣٤ ب ، ٤١، ٤٢ الف ، ٤٣، ٤٤، ٥١)، ستونهای قطور و سرستون نازک به عنوان پایة قوسها (قس سرستونهای کاخ سروستان ، در پوپ ، ١٩٧٧، ج ٢، تصویر ش ١٥٢)، مصالح اصلی (آجر، خشت ، چوب )، ابعاد آجرهای به کار رفته در ستون و نحوة چیدن دایره وار آنها، چِفْدهای مازه ای (طاقهای منحنی )، نبودن پی ، زینت اصلی بنا (گچ بری )، ایوان به عنوان عنصر مرکزی در نمای بنا و غیره دقیقاً مطابق با سبک و سنّت معماری ساسانی است (رجوع کنید به پوپ ، ١٣٦٦ش ، ص ٨٠؛ شرودر، ص ٩٣٣ـ ٩٣٤؛ گدار، مهر ، سال ١، ش ٢، ص ١٠٢ـ١٠٤؛ تجویدی ، ص ٣٢؛ زمانی ، ص ٨٣ ـ ٨٥؛ پیرنیا، ص ٩، ١١). نتایج حفریات هیئت باستان شناسی امریکایی به سرپرستی اریش اشمیت در تپه حصار دامغان در ١٣١٠ش / ١٩٣١ و مقایسة سبک معماری آثار ساسانی مکشوف در آنجا با سبک معماری مسجد تاری خانه ، این شباهت و اثرپذیری را تأیید می کند. این هیئت در حفاری و خاکبرداری قسمتی از مسجد، چند تکه خرده سفال که دقیقاً نمی توان تاریخ آنها را تعیین کرد و آثار و بقایایی از دورة اسلامی به دست آورد (افشارفر، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣، ص ٨٨). این شباهت آشکار، ایستویک را که در دورة نادرشاه (١١٤٨ـ١١٦٠) تاری خانه را دیده ، به خطا انداخته است ؛ وی خرابه های آن را ویرانة یکی از قصرهای هکاتومپیلوس (هِکْتوم پیل یونانی = شهر صد دروازه ، پایتخت اشکانیان ) پنداشته است (گدار، مهر ، سال ١، ش ١، ص ٦١).
امروزه طاقهای رواقها از میان رفته و فقط پایة یکی از آنها باقی مانده است . در تعمیرات جدید، منبر آن را برداشته اند. حدود صد سال پیش آیت اللّه میرزاآقا عالمی در مرمت مسجد کوشید و از ١٣٥٨ش به همت ابوالقاسم عالمی و ابوالقاسم بنائیان و سیدعلی اکبر خاتمی صحن جدید مسجد که در شمال تاری خانه قرار دارد، ساخته و در ١٣٦٤ـ ١٣٦٥ ش افتتاح شد (افشارفر، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣، ص ٨٨ ـ٩٠).
ادارة کل باستان شناسی این مسجد را در ١٥ دی ١٣١٠ ذیل شمارة ٨٠ به ثبت رساند (برزین ، ص ٤٠).
منابع :
(١) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مطلع الشمس ، چاپ سنگی تهران ، ١٣٠١ـ١٣٠٣، چاپ تیمور برهان لیمودهی ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٣ش ؛
(٢) ناصر افشارفر، «مسجد تاریخانة دامغان »، مسجد ، سال ٦، ش ٣٣ (مرداد و شهریور ١٣٧٦)؛
(٣) همو، «مسجد جامع دامغان »، مسجد ، سال ٧، ش ٣٩ (مرداد و شهریور ١٣٧٧)؛
(٤) برنارد اوکین ، «مساجد ایران و آسیای مرکزی »، ترجمة عبداللّه برادران ، فصلنامة هنر ، ش ٣٣ (تابستان و پاییز ١٣٧٦)؛
(٥) پروین برزین ، «مسجد تاریخانة دامغان : مسجدی از قرن دوم هجری »، هنر و مردم ، دورة جدید، ش ٣٧ (آبان ١٣٤٤)؛
(٦) بناهای آرامگاهی ، تهران : سازمان تبلیغات اسلامی ، ١٣٧٦ش ؛
(٧) آرتور اپهام پوپ ، معماری ایران ، ترجمة غلامحسین صدری افشار، ارومیه ١٣٦٦ش ؛
(٨) محمدکریم پیرنیا، «چفدها و طاقها»، اثر ، ش ٢٤ (پاییز ١٣٧٣)؛
(٩) اکبر تجویدی ، «سهم معماری ایرانی در پیدایش معماری اسلامی در قرون اولیه هجری »، هنر و مردم ، دورة جدید، ش ٤٧ (شهریور ١٣٤٥)؛
(١٠) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة و السلام ، بیروت : دار مکتبة الحیاة ، ( بی تا. ) ؛
(١١) محمدبن احمد دقیقی ، دیوان ، چاپ محمدجواد شریعت ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(١٢) عباس زمانی ، تأثیر هنر ساسانی در هنر اسلامی ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(١٣) حسین زمرشیدی ، مسجد در معماری ایران ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(١٤) منوچهر ستوده ، فرهنگ سمنانی ، سرخه ای ، لاسگردی ، سنگسری ، شهمیرزادی ، ج ١، تهران ١٣٤٢ش ؛
(١٥) علی سجادی ، سیر تحول محراب در معماری اسلامی ایران از آغاز تا حملة مغول ، ج ١، تهران ١٣٧٥ش ؛
(١٦) طبری ، تاریخ (لیدن )؛
(١٧) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، ج ٢، چاپ برتلس و دیگران ، مسکو ١٩٦٣؛
(١٨) آندره گدار، «تاریخانة دامغان »، مهر ، سال ١، ش ١ (خرداد ١٣١٢)، ش ٢ (تیر ١٣١٢)؛
(١٩) محمدتقی مصطفوی ، نگاهی به هنر معماری ایران ، تهران ١٣٤٦ش ؛
(٢٠) مقدسی ؛
(٢١) احمدبن قوص منوچهری ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٤٧ش ؛
(٢٢) احمد موسوی ، «تاریخ شهر دامغان »، در بناها و شهر دامغان ، تهران : نشر فضا، ١٣٦٨ش ؛
(٢٣) ناصر خسرو، دیوان ، چاپ مجتبی مینوی و مهدی محقق ، تهران ?( ١٣٦٥ش ) ؛
(٢٤) کریستی ویلسون ، تاریخ صنایع ایران ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢٥) ا. هوتم شیندلر، سفرنامة خراسان ، در سه سفرنامة هرات ، مرو، مشهد ، چاپ قدرت اللّه روشنی ، تهران : دانشگاه تهران ، ١٣٤٧ش ؛
(٢٦) اقبال یغمائی ، «آثار تاریخی دامغان »، مهر ، سال ٦، ش ٦ و ٧ (آبان و آذر ١٣١٧)؛
(٢٧) Andrew Petersen, Dictionary of Islamic architecture , London ١٩٩٦;
(٢٨) Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art , Tehran ١٩٧٧;
(٢٩) Eric Schroeder, "Standing monuments of the first period", in Arthur Upham Pope, ibid, vol ٣.
/ نگار ذیلابی /