تاریخ ایران کیمبریج < ، ج 3، بخش 1، مقدمة یارشاطر، ص XXI-XX )؛ با اینهمه ، بر اساس بندهایی از تورات (عزرا، 4:14ـ19) و گزارش مورخان یونانی و کتیبه های بابلی و آشوری ، آثاری با محتوای تاریخی در ایران باستان وجود داشته است (رجوع کنید به کلیما، ص 213ـ214؛ ریپکا، ص 46ـ47). تا پیش از ورود مادها و پارسها به سرزمین ایران (حدود یک هزار سال پیش از میلاد) تاریخ ایران منحصر به ایلام بود. کهنترین منبع در این باره ، کتیبه ای است متعلق به هزارة سوم پیش از میلاد که در لَیان خلیج فارس پیدا شده است و اطلاعاتی در بارة تاریخ ایلام دارد (مجیدزاده ، ص 5؛ راینر، ص 337). قدیمترین گزارش مکتوب با محتوای تاریخی ـ اساطیری در اوستا ، بویژه در یشتها ، آمده که اساس حماسة پهلوانی ایران در دوره های بعد شده است (صفا، ص 112ـ113؛ غروی ، ص 76ـ 77، 86؛ یارشاطر، 1357 ش ، ص 301؛ فرای ، ص 38). از دورة مادها (708 یا 701 ـ 550 ق م ) هیچ مکتوبی باقی نمانده است . از زمان هخامنشیان (559ـ330 ق م ) کتیبه هایی با محتوای تاریخی ، مانند کتیبة سه زبانة داریوش اول (حک : 522 ـ 486 ق م ) در بیستون ، به دست آمده است (دیاکونوف ، 1357ش ، ص 17). افزون بر آن ، ظاهراً محلی ویژة نگهداری دفاتر شاهی در اکباتانه (همدان ) موجود بوده است (تورات ، عزرا، 6: 1ـ3) که یونانیان برای نوشتن تاریخ ایرانیان از اسناد آنجا استفاده می کرده اند (تفضلی ، ص 30ـ31). از تاریخ نگاری در دورة اشکانی اطلاعی در دست نیست ، اما مجموعه ای از اشعار حماسی را خنیاگران (گوسانها) آن زمان به دورة بعد انتقال دادند که اساس حماسة ملی ایران شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ؛ یارشاطر، 1378 ش ، ص 194؛ بویس و فارمر، ص 33؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فرای ، ص 37ـ 38؛ صفا، ص 26، 30). تاریخ نگاری ساسانی وامدار داستانهای مذهبی و حماسی در بارة پیشدادیان و کیانیان ، روایتهای حماسی و تاریخی پارتیان در مشرق و شمال شرقی ایران (خراسان قدیم )، و اساطیر موجود در اوستا و اخبار شاهان ساسانی است . در واقع ، حماسه های باستانی به صورت گزارشهای تاریخی درآمدند و مورخان درباری مطابق با عملکرد پادشاهان ، تاریخ را به صورتی گزینشی نوشتند ( > تاریخ ایران کیمبریج < ، ج 3، بخش 1، مقدمة یارشاطر، ص XXI ؛ یارشاطر، 1983، ص 432؛ همو، 1357ش ، ص 277، 280؛ کلیما، ص 214). تواریخ این دوره به تاریخ پادشاهان ماد و هخامنشی اشاره ای ندارد، ازینرو رویدادهای مغرب و جنوب ایران در آنها نادیده گرفته شده است و پادشاهان کیانی و اشکانی یکی دانسته شده اند (کریستن سن ، 1355ش ، ص 185؛ یارشاطر، 1357ش ، ص 268). نخستین آثار تاریخ نگاری این دوره ، کتیبه های اردشیر ساسانی ، شاپور و نرسی است (دیاکونوف ، 1346ش ، ص 23ـ24). ظاهراً در عهد خسرو اول انوشیروان (531ـ579 میلادی ) دفترهای رسمی وقایع نگاری در دربار ساسانیان موجود بوده است (صفا، ص 59؛ نولدکه ، 1357ش ، ص 34ـ35). در زمان همین پادشاه و با همکاری موبدان زردشتی طرح تاریخ نگاری با درنظر گرفتن چهار هدف (حفظ سنّت دینی زردشتی ، تحکیم مشروعیت سلطنت موروثی ، ایجاد حس ملی گرایی ، و تأکید بر سیاستهای توسعه طلبانه ) ریخته شد. کتابی که نخستین خداینامه (خْوَتایْ نامگ ) محسوب می گردید، در اواسط سدة پنجم میلادی و بر اساس ثنویت دینی (خیر و شر، اهورا و اهریمن ) و سیاسیِ (تقابل ایران و توران ) ایران تألیف شد (کلیما، ص 221، 224). خداینامه ، نخستین اثر تاریخی ـ افسانه ای است که در آن داستانها و حماسه های جداگانه و نامرتبط ، به صورتِ تاریخی منظم گرد آمده است (یارشاطر، 1357ش ، ص 286). نویسندگان خداینامه ها از مطالب سالنامه هایی که در دربار ساسانیان وجود داشت استفاده می کردند و آخرین خداینامه را که شامل تاریخ ایرانیان از آفرینش جهان تا آخر سلطنت خسرو پرویز (7/628) بود، ظاهراً در زمان یزدگرد سوم (11ـ30/ 632ـ651) «دهقان دانشور» تدوین و تألیف کرد (نولدکه ، 1358ش ، مقدمه ، ص 14ـ 15). اصل این کتاب از بین رفته است . در اوایل دورة اسلامی ، آن را به عربی برگرداندند و مأخذ کتابهای تاریخی عربی و فارسی آن دوره و همچنین مأخذ شاهنامة فردوسی شد. از این ترجمه ها نیز اثری برجا نمانده است (همانجا؛ صفا، ص 67ـ71). بجز خداینامه ، کتابهای تاریخی دیگری در زمان ساسانیان تألیف شد که بعدها به سبب تغییرات زبانی یا تعصبهای دینی و جنگها از بین رفت و فقط از اشارات و نقل قولهای مورخان اوایل دورة اسلامی می توان از وجود آنها آگاه شد (تفضلی ، ص 113). حمزة اصفهانی (متوفی بین 350 و 360؛ ص 47) و مسعودی (متوفی 345؛ ص 16) از کتاب مصور پادشاهان ساسانی یاد کرده اند. مسعودی همچنین از کهنامه (گاهنامه ) که در بارة منصبهای مملکتی بوده ، نام برده است (ص 104، 106). برخی از آثاری که از دورة ساسانی باقی مانده اینهاست : یادگار زریران که قطعه ای حماسی در بارة دورة اشکانی است ، اما در زمان ساسانیان تدوین شده است (تفضلی ، ص 272)؛ کارنامة اردشیر پاپکان که تاریخی داستانگونه است و در آن سرگذشت اردشیر پاپکان آمده است ؛ نامة تنسر که اصل و ترجمة عربی آن از بین رفته و خلاصه ای از ترجمة فارسی آن در تاریخ طبرستان حفظ شده است (کریستن سن ، 1367 ش ، مقدمه ، ص 80 ـ82). ابن ندیم (ص 364) نیز فهرستی از آثار تاریخی ساسانی آورده است . افزون بر آن مجموعه ای از توقیعات شاهان ساسانی ، در دورة اسلامی به عربی ترجمه شد که خلفای عباسی از آنها استفاده می کردند (تفضلی ، ص 243). از جمله کسانی که از تاریخهای ساسانی استفاده کرده اند، حمزة اصفهانی ، مسعودی ، ابن قتیبه ، جاحظ ، بیرونی ، خوارزمی ، طبری و بلعمی بوده اند (کریستن سن ، 1367 ش ، ص 88 ـ91). منابع : (40) علاوه بر کتاب مقدس . عهد عتیق ؛ (41) ابن ندیم ؛ (42) مری بویس و هنری جورج فارمر، دو گفتار در بارة خنیاگری و موسیقی ایران ، ترجمة بهزادباشی ، تهران 1368ش ؛ (43) احمد تفضلی ، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، به کوشش ژاله آموزگار، تهران 1376ش ؛ (44) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ پیامبران و شاهان ، ترجمة جعفر شعار، تهران 1346ش ؛ (45) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ایران باستان ، ترجمة روحی ارباب ، تهران 1346ش ؛ (46) همو، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357ش ؛ (47) یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران ، ترجمة عیسی شهابی ، تهران 1354ش ؛ (48) ذبیح اللّه صفا، حماسه سرایی در ایران ، تهران 1363ش ؛ (49) مهدی غروی ، «تاریخ نگاری در ایران باستان »، نشریة انجمن فرهنگ ایران باستان ، سال 14، ش 17 (آذر 1355)؛ (50) آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة رشید یاسمی ، تهران 1367ش ؛ (51) همو، کیانیان ، ترجمة ذبیح اللّه صفا، تهران 1355ش ؛ (52) یوسف مجیدزاده ، تاریخ و تمدن ایلام ، تهران 1370ش ؛ (53) مسعودی ، تنبیه ؛ (54) تئودور نولدکه ، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان ، ترجمة عباس زریاب ، تهران ( 1358ش ) ؛ (55) همو، حماسة ملی ایران ، ترجمة بزرگ علوی ، تهران 1357ش ؛ (56) ارنست هرتسفلد، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1354ش ؛ (57) احسان یارشاطر، «چرا در شاهنامه از پادشاهان ماد و هخامنشی ذکری نیست ؟»، در شاهنامه شناسی : مجموعه گفتارهای نخستین مجمع علمی بحث در بارة شاهنامه در استان هرمزگان ( 23 تا 27 آبان 1356 )، تهران : بنیاد شاهنامة فردوسی ، 1357ش ؛ (58) همو، «مروری بر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران پیش از اسلام »، ایران نامه ، سال 17، ش 2 (بهار 1378)؛ (59) The Cambridge history of Iran , vol. 3, pt. 1, Cambridge 1983; (60) Richard N. Frye, The history of ancient Iran , Mدnchen 1984; (61) Otakar Klima, "Wie sah die persische Geschichtsschreibung in der vorislamischen Periode aus?", Archiv orientؤln i ¨, vol. 36 (1968); (62) Erica Reiner, "The earliest Elamite inscription", Journal of Near Eastern studies , XXIV (Jan.- Oct. 1965); (63) Ehsan Yarshater, "Iranian national history", in The Cambridge history of Iran , vol. 3, pt. 1, Cambridge 1983. / شهناز رازپوش / 2. از سدة سوم تا هفتم . به گفتة کرمر، این دوره ، دورة اعتلای فرهنگی یا عصر رنسانس اسلامی به شمار می آید (ص 66). شکوفایی فرهنگی این دوره ــ که بر تاریخ نگاری تأثیر فراوانی گذاشت ــ شش عامل عمده داشت : 1) وجود سه سلسلة ایرانی که بر بخش اعظم ایران حکومت می کردند، یعنی زیاریان که در پی احیای سلطنت ساسانیان بودند، علویان گیلان که شیعة زیدی بودند و صفاریان که تابعیت خلافت بغداد را نپذیرفته بودند (اشپولر، ص 214ـ215). 2) گسترش اندیشة تشیع که با سیاست تسامح و تساهل همراه بود و سبب آزاداندیشی شد و رشد عقل گرایی را به دنبال داشت (کرمر، ص 64ـ66). 3) آغاز نهضت ترجمه از قرن دوم . در این دوره کتابهای تاریخی ، سیاسی (آداب کشورداری ) و ادبی از پهلوی به عربی برگردانده شد. ابن مقفع (متوفی 142) مترجم برجستة سدة دوم که آیین نامه ، خداینامه ، مزدک ، التّاج ، الدرة الیتیمة ، نامة تنسر و بسیاری دیگر از کتابهای پهلوی را به عربی ترجمه کرد، در این حرکت سهم عمده ای داشت (ابن ندیم ، ص 132؛ ابن خلّکان ، ج 2، ص 151). از برخی از ترجمه های او در تألیف کتابهای تاریخی استفاده شده است ، از جمله در عیون الاخبار ابن قتیبه (متوفی 276)، اخبار الطوال ابوحنیفة دینوری (متوفی قبل از 290)، تاریخ طبری ، و تجارب الامم ابن مسکویه (متوفی 421). ابوعبیده مَعْمَربن مثنّی (متوفی 209) نیز دو کتاب فضائل الفُرس و اخبارالفرس را به عربی و به تقلید از کتابهای ایران باستان نوشت (ابن ندیم ، ص 59؛ یاقوت حموی ، ج 19، ص 162؛ ابن خلّکان ، ج 5، ص 239). 4) اندیشة ایرانشهری (تجدید ساختارهای کهن فرمانروایی در دورة اسلامی ) که دهقانان و خاندانها و اعیان بازمانده از دورة ساسانی مروّج آن بودند (طباطبائی ، ص 71ـ75). بخشی از این اندیشه ، الاهی دانستن مقام پادشاهی بود (کرمر، ص 53). 5) حضور وزرا و دیوانیانِ ایرانی در دستگاه خلفا. آنان با داشتن اطلاعات عمیق از تاریخ اسلام و عرب و شاهان ایران باستان ، و نیز توانایی در فن کتابت ــ چنانکه مورخان این دوره بیشتر کاتب بودند ــ سهم عمده ای در شکل گیری و گسترش تاریخ نگاری در ایران داشتند (صفا، ص 40ـ43؛ کرمر، ص 386). 6) از اواخر قرن سوم تا اواخر قرن چهارم ، تحولاتی در تاریخ نگاری اسلامی روی داد و علت آن تا حدی نفوذ پژوهشهای فلسفی بود و نیز به این سبب که نگارش تاریخ از دست عالمان دینی به دست کارکنان رسمی دولت و دولتمردان افتاد. در این دوره تاریخ نگاری اسلامی ، هم به لحاظ نویسندگان آنها و هم به جهت هدف و محتوای آن ، بتدریج به گونه ای غیردینی درآمد و استناد به اخبار، جایش را به منابع دولتی و روابط و شایعات داد (والدمن ، ص 61ـ62). در این دوره ، تألیف تاریخهای محلی و تاریخ دودمانها بیش از پیش رواج یافت و مسائل راجع به حکمرانان و دربار آنان موضوع اختصاصی بسیاری از کتابهای تاریخی شد (همانجا) و اندیشة تاریخی با اندیشة فلسفی عقل گرا هماهنگ گردید و از آن تأثیر گرفت (طباطبائی ، ص 8؛ والدمن ، ص 86). مورخ در این دوره موضوعات تاریخی را نقد و بررسی ، و روایت صحیح را انتخاب می کرد (بلعمی ، ج 1، مقدمة بهار، ص 31؛ نیز ((ر.ک.ب))بلعمی ، ج 1، ص 504 ـ 505) و فن دبیری و سنّت ادبی را با تاریخ می آمیخت (والدمن ، ص 85). بسیاری از کتابهای تاریخی این دوره به فارسی دری نوشته شده است (بلعمی ، ج 1، مقدمة بهار، ص 19؛ گردیزی ، مقدمة حبیبی ، ص 18). در میان سلسله های ایرانی که از قرن سوم در ایران شکل گرفته بودند، آل بویه در غرب و سامانیان در شرق ایران اهمیت بیشتری داشتند. تاریخ نگاری در قلمرو آل بویه از قلمرو سامانیان پیشرفت بیشتری داشت . بیشتر تاریخ نگاران آل بویه از درباریان بودند و کتابهایشان را به شاهان آل بویه تقدیم می کردند. از آنجا که در دربار آل بویه زبان عربی رواج داشت ، غالب کتابهای این سلسله به عربی تألیف می شد، از جمله : التاریخ تألیف ثابت بن سنان صابی (متوفی 365) که شامل وقایع سالهای 295 تا 363 است ، کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة از ابراهیم بن هلال صابی (متوفی 384) در بارة تاریخ خاندان بویه ، و تاریخ جیل و دیلم از مؤلفی ناشناس در زمان فخرالدوله دیلمی (متوفی 387؛ بارتولد، ج 1، ص 45ـ 48). سامانیان (حک : ح 261ـ 389) از زبان فارسی حمایت می کردند. نخستین کتابهای تاریخی فارسی متعلق به این سلسله است ، از جمله : ترجمة تاریخ طبری از عربی به فارسی در 352 که به تاریخ بلعمی مشهور شد (اشپولر، ص 215؛ بارتولد، ج 1، ص 50)؛ تاریخ وُلات خراسان نوشتة ابوالحسین علی بن احمد سلاّ می (متوفی ح 300)، که از منابع گردیزی در زین الاخبار و ابن اثیر در الکامل بود؛ محاسن آل طاهر و مفاخر خراسان ، هر دو تألیف ابوالقاسم عبداللّه بن احمد بلخی کعبی (متوفی 391). کتابهایی نیز در بارة تاریخ برخی شهرها نگاشته شد، مانند تاریخ بخارا * که در 332 محمدبن جعفر نرشخی آن را به عربی نوشت و ابونصر احمدبن محمدبن نصر قباوی در 552 آن را به فارسی ترجمه کرد (بارتولد، ج 1، ص 51 ـ53، 58 ـ60). پس از آنکه غزنویان (حک : 351ـ582) جانشین سلسله های محلی و وارث فرهنگ سامانیان شدند، فرهنگ ایرانی همچنان عمق و عظمت خود را حفظ کرد (اشپولر، ص 216؛ صفا، ص 109). بتدریج زبان فارسی از شرق (خراسان ) به نواحی دیگر گسترش یافت و کتابهای تاریخی بیشتری به فارسی نوشته شد. تاریخ نگاران دورة غزنوی تربیت شدة دربار سامانی بودند (اشپولر، ص 217؛ صفا، همانجا؛ بارتولد، ج 1، ص 68ـ70). از کتابهای تاریخی مهم این دوره است : تاریخ خوارزم نوشتة ابوریحان بیرونی ، زین الاخبار تألیف عبدالحی بن ضحاک گردیزی در 442، و تاریخ بیهقی * نوشتة ابوالفضل بیهقی * در 450ـ451. سلجوقیان (حک : 429ـ590) برای ترویج فرهنگ ایرانی کوشیدند و در زمان آنان بسیاری از متنهای عربی راجع به زندگی ایرانیان به فارسی ترجمه شد (رجوع کنید به اشپولر، ص 217ـ 218). برخی از کتابهای تاریخی دورة سلجوقی اینهاست : سیاست نامه * از خواجه نظام الملک (تألیف در 484)؛ مجمل التواریخ و القصص از مؤلفی نامعلوم (تألیف در 520)؛ نفثة المصدور * فی فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور تألیف شرف الدین انوشیروان بن خالدکاشانی (متوفی 532)؛ زبدة النصرة و نخبة العصرة نوشتة بنداری * در 623؛ راحة الصدور و آیة السرور ابوبکر محمدبن علی راوندی (تألیف در 599)؛ و سلجوقنامة * ظهیرالدین نیشابوری (رجوع کنید به بارتولد، ج 1، ص 83 ـ90). از دورة خوارزمشاهیان (490ـ 628) و غوریان (543 ـ 612) و قراختائیان (619ـ703)، کتاب تاریخی در دست نیست ، شاید به این سبب که همة دورة حکومت آنان به مبارزه و رقابت با یکدیگر گذشته ، و آنچه در بارة تاریخ این سلسله ها نوشته شده ، از مورخان قرن هفتم است (بارتولد، ج 1، ص 91). منابع : (64) ابن خلّکان ؛ (65) ابن ندیم ؛ (66) برتولد اشپولر، «تکامل تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، ترجمة اسماعیل دولتشاهی و کریم کریم پور، دورة 23، ش 2 (دی 1352)؛ (67) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366ش ؛ (68) محمدبن محمد بلعمی ، تاریخ بلعمی : تکمله و ترجمة تاریخ طبری ، به تصحیح محمدتقی بهار، چاپ محمد پروین گنابادی ، تهران 1353ش ؛ (69) ذبیح اللّه صفا، دور نمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن ، تهران 1375ش ؛ (70) جواد طباطبائی ، خواجه نظام الملک ، تهران 1375ش ؛ (71) جوئل کرمر، احیای فرهنگی در عهد آل بویه : انسان گرایی در عصر رنسانس اسلامی ، ترجمة محمدسعید حنایی کاشانی ، تهران 1375ش ؛ (72) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران 1363ش ؛ (73) مریلین والدمن ، زمانه ، زندگی و کارنامه ی بیهقی ، ترجمة منصوره اتحادیه ، تهران 1375ش ؛ (74) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، مصر 1355ـ1357/ 1936ـ 1938، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) . / منیژه ربیعی / 3. در دورة مغول . دورة مغول ، دورة اوج تاریخ نگاری بود. مشخصة این دوره از سویی فزونی نوشته های تاریخی به فارسی و از سوی دیگر رواج مجدد تاریخ نگاری عمومی بود ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 10، ص 288). تاریخ نگاران این دوره از دیوانیان بودند و به اسناد و مدارک بسیاری دسترسی داشتند. مهمترین آثار تاریخی این دوره که مورخان دورة مغولی و تیموری به آنها استناد یا از آنها تقلید می کردند، عبارت اند از: تاریخ جهانگشای تألیف علاءالدین عطاملک جوینی ، بر اساس منابع شفاهی و نوشتاری ، در این کتاب شرح رویدادها تا 658 ضبط شده است ؛ طبقات ناصری تألیف قاضی منهاج سراج جوزجانی ، که مطالب با ارزشی در بارة غوریان و اوایل حملة چنگیزخان به ایران دارد؛ نظام التواریخ تألیف عبداللّه بن عمر بیضاوی ، که شرح وقایع تا 674 در آن آمده است ؛ جامع التواریخ ، تألیف رشیدالدین فضل اللّه همدانی در حدود 710 با همکاری دانشوران ایرانی و چینی و قراختایی / ختایی و هندی و اویغوری ساکن در ایران ، که یکی از باارزشترین آثار این دوره است . رشیدالدین فضل اللّه افزون بر منابع شنیداری و نوشتاری ، به اسناد دولتی دربار غازان خان و بخصوص به تاریخ نامنظمی به خط مغولی به نام آلتین دفتر ، معروف به دفتر زرّین ، نیز دسترسی داشت (رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 35ـ37، پیشگفتار روشن و موسوی ، ص پنجاه وهفت ـ پنجاه ونه ؛ اذکائی ، ج 1، ص 374؛ بهار، ج 3، ص 171ـ 176). مجموعة مکاتبات و منشآت رشیدالدین که منشی او، محمد ابرقویی ، آنها را جمع آوری و تدوین کرده است (براون ، ج 3، ص 116ـ125)؛ روضة اولی الالباب فی تواریخ الاکابر و الانساب ، معروف به تاریخ بناکتی تألیف ابوسلیمان فخرالدین داودبن ابی الفضل محمد بناکتی ، که اقتباسی از جامع التواریخ بود؛ تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار مشهور به تاریخ وصاف تألیف شرف الدین (شهاب الدین ) عبداللّه وصاف شیرازی در 728 ؛ تاریخ گزیده ، که تلخیص و تقلیدی از جامع التواریخ است ، تألیف حمداللّه مستوفی قزوینی در 730 ؛ مجمع الانساب تألیف محمدبن علی شبانکاره ای در 733 (جوینی ، ج 1، مقدمة قزوینی ، ص د ـ و؛ زرین کوب ، ص 40ـ41). در دورة مغولان ، برخی از مورخان به ضبط رویدادهای تاریخی به صورت منظوم پرداختند.این آثار ظاهراً ارزش چندانی نداشتند و گمنام ماندند (مرتضوی ، ص 556). برخی از این منظومه ها که از بقیه باارزشترند، عبارت اند از: چنگیزنامه یا شهنشاه نامه از احمد تبریزی ، مشتمل بر هجده هزار بیت که به شیوة شاهنامة فردوسی و به نام سلطان ابوسعید (حک : 716ـ 736) سروده شده است ؛ تاریخ منظوم مغول از شمس الدین کاشانی که سرودن آن در دورة الجایتو (703ـ716) به پایان رسیده است ؛ ظفرنامة حمداللّه مستوفی که سرودن آن در 735 پایان یافته است ؛ و غازان نامه اثر نورالدین بن شمس الدین محمد که در 763 به نظم در آمده است (همان ، ص 557 ـ 562). در دورة مغولان ، تاریخهایی نیز به عربی تألیف شد که مطالب برخی از آنها از تاریخ جهانگشای و جامع التواریخ گرفته شده است ، از جمله : تاریخ مختصرالدول ابن عِبری (متوفی 685)؛ مسالک الابصار فی ممالک الامصار اثر ابن فضل اللّه عُمَری (متوفی 749)؛ کتاب الفخری از ابن طِقطَقی ' (زنده در 680)؛ و تلخیص مجمع الا´داب فی معجم الاسماء و الالقاب و الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة تألیف ابن فُوَطی (متوفی 723 ؛ رجوع کنید به جوینی ، ج 1، مقدمة قزوینی ، ص عز ـ فا؛ مرتضوی ، ص 377ـ399). برخی آثار عربی نیز در سیر تاریخ نگاری مغول تأثیر داشته اند، مانند آثار البلاد عمادالدین زکریا بن محمد قزوینی (متوفی 682) و المختصر فی تاریخ البَشَر ، معروف به تاریخ ابوالفداء از ابوالفداء الملک المؤید عمادالدین (متوفی 732). منابع : (75) پرویز اذکائی ، تاریخنگاران ایران ، ج 1، تهران 1373ش ؛ ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج 3 : از سعدی تا جامی ، ترجمه (76) و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران 1357ش ؛ (77) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران 1355ـ1356ش ؛ (78) جوینی ؛ (79) رشیدالدین فضل اللّه ؛ (80) عبدالحسین زرین کوب ، تاریخ ایران بعد از اسلام ، تهران 1343 ش ؛ (81) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران 1370 ش ؛ (82) EI 2 , s.v. "Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II : historical writing. 2: in Persian" (by Ann K. S. Lambton). / یعقوب آژند / 4. در دورة تیموریان و ترکمانان . دورة تیموری ، دورة شکوفایی تاریخ نگاری به زبان فارسی بود. پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادر در 736 تا به قدرت رسیدن تیمور در ماوراءالنهر در 771، تاریخ نگاری تحولی نداشت . از آنجا که تیمور به ضبط رویدادها علاقه مند بود و همیشه تعدادی از منشیان ایرانی و اویغوری را برای ضبط دقیق وقایع همراه خود داشت ، نوعی سنّت تاریخ نگاری در شرق ایران به وجود آمد که تا 834 متأثر از نوشته های تاریخی مناطق غربی و مرکزی ایران بود. از نخستین آثار به جا مانده از این دوره می توان از سعادت نامه یا روزنامة غزوات هندوستان تألیف غیاث الدین علی یزدی در 802 نام برد که منبع اصلی نظام الدین علی شامی در تألیف ظفرنامه بود (علی یزدی ، مقدمة افشار، ص نه ، سیزده ). ظفرنامه در 806 به دستور تیمور تألیف شد و مورخان بعدی دورة تیموری از آن سود جستند. آرامشی که پس از مرگ تیمور و در دورة حکومت جانشینانش ، بخصوص شاهرخ (حک : 807 ـ850)، در سمرقند و هرات پدید آمد، این مناطق را به مراکز فرهنگی تبدیل کرد و باعث تداوم سنّت تاریخ نگاری از نیمة اول سدة نهم تا اواخر آن شد. شاهرخ در هرات از تاج سلمانی و حافظ ابرو خواست که رویدادهای سلطنت او و سالهای پایانی حکومت تیمور را ثبت کنند؛ ازینرو، تاج سلمانی ، شمس الحسن * را در شرح رویدادهای 806 تا 812 نوشت ، که در واقع ذیلی بر ظفرنامة شامی بود (تاوئر ، ص 283). حافظ ابرو نیز با افزودن ذیلی بر ظفرنامة شامی ، رویدادهای دورة تیمور را تا زمان مرگ وی در مجمع التواریخ السلطانیه * نوشت (حافظ ابرو، 1380 ش ، ج 1، مقدمة حاج سیدجوادی ، ص هجده ـ بیست ویک ؛ همو، 1350 ش ، مقدمة خانبابا بیانی ، ص 18ـ21، 47، 50؛ برای آگاهی از نسخ خطی ((ر.ک.ب))استوری ، ج 2، ص 504ـ 508). در 816 مولانا معین الدین نطنزی ــ که در دربار اسکندربن عمر شیخ ، نوة تیمور، به سر می برد ــ تاریخ عمومی و مختصری از آغاز آفرینش تا وقایع 807 نوشت . این کتاب عنوان نداشت ، اما بعدها بارتولد آن را «آنونیم اسکندر» نامید. در 817، هنگامی که اسکندربن عمر شیخ مغلوب شاهرخ شد، مؤلف با تجدیدنظر در اثرش و حذف مداحیهایش از اسکندر و بدگوییهایش از شاهرخ ، کتاب را با عنوان منتخب التواریخ ــ که شامل شرح وقایع تا 816 بود ــ در هرات به شاهرخ اهدا کرد (معین الدین نطنزی ، مقدمة اوبن ، ص ب ـ د؛ وودز ، ص 89). در دهة 820، شرف الدین علی یزدی با استناد به حکایات و روایات شفاهی و مکتوب ، کتاب ظفرنامه را نوشت (شرف الدین علی یزدی ، ج 1، ص 19ـ21). کتاب او بر اساس ظفرنامة شامی و شمس الحسن و تاریخ منظوم لشکرکشیهای تیمور ــ که به زبان اویغوری بود ــ نوشته شده است (بارتولد، ج 1، ص 142؛ وودز، ص 102؛ دوبروویتس ، ص 272؛ برای آگاهی از ظفرنامة شامی و یزدی رجوع کنید به ظفرنامه * ). اثر مهم دهة 830، کتابی در نسب شناسی به نام معزز الانساب از مؤلفی ناشناس شامل نسب شناسی اعراب ، یهودیان ، فرانکها، چینیها، مغولان و خاندان جغتایی است (کویین ، ص 231). در 840، ابن عربشاه عجائب المقدور فی نوائب تیمور را بر اساس مشاهدات و شنیده هایش و با رویکردی واقع بینانه ــ که برخی آن را مغرضانه تفسیر کرده اند ــ نوشت (ابن عربشاه ، مقدمة نجاتی ، ص 21). در سدة نهم دو شیوة تاریخ نگاری وجود داشت : علاقه به حفظ سنن اسلامی ، از جمله در آثار حافظ ابرو که به همین سبب از حمایت شاهرخ برخوردار بود؛ گرایش به حفظ سنن مغولی ، از جمله در کتاب شرف الدین علی یزدی . تا زمان درگذشت شاهرخ شیوة نخست غالب بود. پس از او، به سبب تغییرات سیاسی ، مورخان به اشاعة سنن مغولی گرایش پیدا کردند (دوبروویتس ، ص 276). اولوس اربعه ، نمونه ای از رویکرد مؤلف به سنّت مغولی است . اصل این اثر موجود نیست و مؤلف آن احتمالاً الغ بیگ (حک : 850ـ853)، پسر و جانشین شاهرخ ، بوده است . این کتاب را عبداللّه بن محمدبن علی نصراللهی در 931ـ932، با عنوان زبدة الا´ثار خلاصه کرد (همانجا). عبدالرزاق سمرقندی نیز در 875، وقایع حدود 170 سال تاریخ ایران (از 704 تا 873) را در مطلع سعدین و مجمع بحرین شرح داد (عبدالرزاق سمرقندی ، مقدمة نوائی ، ص 2، 8). با به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا (حک : 873ـ911)، او و وزیرش ، امیرعلیشیر نوائی (متوفی 906)، از ادیبان حمایت کردند. در این دوره ، هرچند تاریخ نگاری رواج سابق را نداشت ، آثار تاریخی باارزشی پدید آمد، از جمله : روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات نوشتة معین الدین محمد اسفزاری بین سالهای 897 تا 899، در بارة جغرافیای تاریخی هرات ؛ و روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء از میرخواند در هفت جلد (خواندمیر، ج 1، مقدمة همائی ، ص 5). شش مجلد از این کتاب بر اساس مطالب مجمع التواریخ السلطانیه حافظ ابرو، ظفرنامة یزدی و مطلع سعدین و مجمع بحرین عبدالرزاق سمرقندی است و جلد آخر آن پس از مرگ میرخواند و احتمالاً به قلم خواندمیر نوشته شده است (تاوئر، ص 293). خواندمیر، پس از میرخواند، مشهورترین تاریخ نویس این سده است . مهمترین اثرش ، حبیب السیر ، در سه مجلد و به تقلید از روضة الصفا نوشته شده است . وی افزون بر شرح تاریخ سیاسی ، شرح حال برخی از وزیران و سادات و مشایخ را ثبت کرده است که بعدها از این شیوة تاریخ نگاری در دورة صفوی (906ـ1135) پیروی شد (خواندمیر، ج 1، مقدمة همائی ، ص 33، 36). در دورة تیموری تاریخ نگاری وابسته به دربار بود و برای خوشایند درباریان و شاهزادگان نوشته می شد، ازینرو مورخان بیشتر به شرح فتوحات و لشکرکشیهای آنان ، با تأکید بر تاریخ فتوحات تیمور و شخصیت او، می پرداختند و کمتر به تاریخ اجتماعی توجه داشتند. بعضی دیگر از مورخان که در آثار خود به اخلاق و سیاست و شرح زندگانی بزرگان پرداخته اند، اوضاع اجتماعی دورة خود را نیز نشان داده اند. برخی از این آثار عبارت اند از: نصایح شاهرخی از جلال الدین محمد قائنی ، مناقب حضرت شاه نعمت اللّه ولی از عبدالرزاق کرمانی (تاوئر، ص 296ـ 298)، جامع التواریخ حسنی از حسن بن شهاب یزدی (حسن یزدی ، مقدمة افشار، ص 7ـ 8). برخی مؤلفان دورة تیموری ، رویدادهای تاریخی را به نظم درآوردند، اما این شیوه چندان رونق نیافت ، مثلاً عبداللّه هاتفی خرجردی * به تقلید از شاهنامة فردوسی و بر اساس ظفرنامة شرف الدین علی یزدی ، منظومه ای تاریخی در 48 بیت سرود که از آن استقبال نشد (مرتضوی ، ص 563). مراسلات دولتی نیز در این دوره اهمیت تاریخی داشت . از مهمترین آنها منشآت فریدون بیگ منشی به ترکی است که حاوی مکتوبات سلاطین عثمانی و فرمانروایان تیموری و ترکمان است (براون ، ج 3، ص 562 ـ565؛ در بارة مکاتبات و اسناد رجوع کنید به بهار، ج 3، ص 200ـ 205). درگذشت شاهرخ در 850 ، زوال تدریجی تیموریان و سرانجام تجزیة قلمرو آنان را به همراه داشت . تا ظهور صفویان سلسله هایی در مناطق گوناگون ایران حکومت کردند که از قدرتمندترین آنها دو سلسلة ترکمان به نام قراقوینلو (حک : 782ـ873) و آق قوینلو (حک : 780ـ 908) در غرب و جنوب ایران ، و ازبکها در ماوراءالنهر بودند. در دورة ترکمانان ، تاریخ نگاری به شیوة دورة تیموری بود، اما آثار اندکی از این دوره باقی مانده است ، از جمله تاریخ دیار بکریه * تألیف ابوبکر طهرانی و عالم آرای امینی نوشتة فضل اللّه روزبهان خنجی (متوفی 927) که از آثار مهم این دوره اند. منابع : (83) ابن عربشاه ، زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، تهران 1356ش ؛ (84) چارلز آمبروز استوری ، ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری ، ترجمة یو. ا. برگل ( به روسی ) ، مترجمان یحیی آرین پور، سیروس ایزدی ، و کریم کشاورز، چاپ احمد منزوی ، تهران 1362ش ـ ؛ (85) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366ش ؛ (86) ادوارد براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج 3 : از سعدی تا جامی ، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران 1357ش ؛ (87) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ?( 1321ش ) ؛ (88) فلیکس تاوئر، «تاریخنگاری در دورة تیموریان »، ترجمة وهاب ولی ، مجلة تحقیقات تاریخی ، سال 1، ش 2 (پاییز 1368)؛ (89) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل جامع التواریخ رشیدی ، چاپ خانبابا بیانی ، تهران 1350 ش ؛ (90) همو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران 1380 ش ؛ (91) خواندمیر؛ (92) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران 1336ش ؛ (93) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج 1، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران 1353ش ؛ (94) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران 1370ش ؛ (95) معین الدین نطنزی ، منتخب التواریخ معینی ، چاپ ژان اوبن ، تهران 1336ش ؛ (96) حسن بن شهاب یزدی ، جامع التواریخ حسنی : بخش تیموریان پس از تیمور ، چاپ حسین مدرّسی طباطبائی و ایرج افشار، کراچی 1987؛ (97) علی بن جمال الاسلام یزدی ، سعادت نامه ، یا، روزنامة غزوات هندوستان ، چاپ ایرج افشار، تهران 1379ش ؛ (98) Mihؤly Dobrovits, "The Turco - Mongolian tradition of common origin and the historiography in fifteenth century Central Asia", Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae , XLVII , no. 3 (1994); (99) Sholeh A. Quinn, "The Mu ـ izz al-ansa ¦b and Shu ـ ab-i panjga ¦nah as sources for the Chaghatayid period of history : a comparative analysis", CAJ , vol. 33, no. 3-4 (1989); (100) John E. Woods, "The rise of T â ¦mmur â ¦d historiography", Journal of Near Eastern studies , vol. 46, no.2 (April 1987). / شهناز رازپوش / 5. در دورة صفویان . پس از ضعف و زوال تیموریان در اواخر سدة نهم و آغاز سدة دهم و انتقال کانون تحرکات سیاسی از شرق به غرب ایران و تأسیس حکومت شیعی صفوی ، و سپس درگیری آنان با عثمانیان و ازبکان ، نگرش مورخان نیز تغییر یافت . ویژگی آثار تاریخی این دوره ، شکل جدید دوره بندی تاریخی بر اساس اندیشة شیعی بود (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 10، ص 289؛ صفت گل ، ص 17). مورخان دورة صفوی سنّت تاریخ نگاری پیشین را ادامه دادند و در نگارش ، شیوة رایج در نوشته های فارسی را برگزیدند ( ((ر.ک.ب))کویین ، ص 130). هر چند در این دوره آثار تاریخی بسیاری تألیف شد، به طور کلی از سدة دهم محتوای کتابهای تاریخی تنزل کرد و در متون تاریخی به نقد و ارزیابی منابع تاریخی و تحلیل رویدادها کمتر توجه شد (آدمیت ، ص 19). کتابهای تاریخی این دوره را می توان به سه دسته تقسیم کرد: تاریخهای عمومی ، تاریخهای دودمانی در بارة صفویان ، و تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . تاریخهای عمومی . در این دوره برخی تاریخ نگاران به پیروی از میرخواند (مؤلف تاریخ روضة الصفا ) و خواندمیر (مؤلف تاریخ حبیب السیر ) تاریخ عمومی نوشتند (برای اطلاع بیشتر ((ر.ک.ب))الف ) اقسام تاریخ نگاری ، قسمت 1: تاریخ نگاری عمومی ). تاریخهای دودمانی در بارة صفویان . کهنترین اثر در بارة تاریخ سلسلة صفوی ، صفوة الصفا تألیف ابن بزّاز در 759 است . صفوة الصفا نخستین منبع مورخان آن دوره در بارة روایات داستانگونه از قدرت گرفتن شاه اسماعیل اول (حک : 906ـ930) و اجدادش بود ( ((ر.ک.ب))ابن بزّاز، مقدمة طباطبائی مجد، ص 3؛ کویین ، ص 130). در اوایل سلطنت شاه تهماسب (930ـ984)، امیرسلطان ابراهیم امینی هروی کتاب فتوحات شاهی را در بارة تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول نوشت . او پیرو شیوة تاریخ نگاری ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی 858) بود. امینی در تألیف اثر خود از صفوة الصفا نیز سود برد و کتابش از منابع مهم مورخان دورة صفوی در تألیف تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول شد (کویین ، ص 132). در 938 حسن بیگ روملو، قورچی باشی و مورخ دربار شاه تهماسب ، احسن التواریخ را نوشت . او که شاهد بسیاری از رویدادها بود، با رعایت توالی تاریخی و بدون توجه به سنّت تاریخ نگاری پیشین ، به شرح وقایع دورة شاه تهماسب پرداخت (روملو، پیشگفتار نوائی ، ج 12، ص 16؛ کویین ، ص 133). میان سالهای 948 تا 955، جهانگشای خاقان نوشته شد. نویسندة ناشناختة آن مذهب شیعی داشته و به شیوه ای داستانی به شاه اسماعیل جایگاهی الاهی داده و گفته است که شاه اسماعیل در عالم رؤیا با حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان ارتباط داشته است ( جهانگشای خاقان ، ص 137، 147؛ نیز رجوع کنید به صفا، ج 5، بخش 3، ص 1563ـ 1564) . هر چند مؤلف از منابع خود نام نبرده ، از تاریخ حبیب السیر ( جهانگشای خاقان ، مقدمة مضطر، ص یک ) و احتمالاً صفوة الصفا استفاده کرده است . در 957، امیرمحمودبن خواندمیر بر تاریخ حبیب السیر ذیلی نوشت به نام ذیل حبیب السیر در شرح رخدادهای سلطنت شاه تهماسب (صفا، ج 5، بخش 3، ص 1563؛ کویین ، ص 133). در 999 قاضی احمد قمی ، از دیوانیان دربار صفویان ، خلاصة التواریخ را نوشت که علاوه بر استفاده از گزارشهای صفوة الصفا و منابع تاریخی چون فتوحات شاهی ، اساس کار او ذیل حبیب السیر بوده است (منشی قمی ، ج 1، ص 3، پیشگفتار اشراقی ، ص دوازده ، نوزده ـ بیست ؛ قس کویین ، ص 133، 139). دیگر آثار تاریخی این دوره عبارت اند از: تذکرة شاه تهماسب تألیف شاه تهماسب ؛ نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار از محمودبن هدایت اللّه افُوشْته ای ، تألیف در 1007؛ تاریخ عالم آرای عباسی تألیف اسکندربیک منشی ترکمان در 1038، که الگوی مورخان بعدی شد (صفا، ج 5، بخش 3، ص 1697، 1742ـ1744؛ کویین ، ص 141)؛ تاریخ عباسی * یا روزنامة ملاجلال تألیف جلال الدین محمد منجم یزدی بین سالهای 1025 تا 1029، که مؤلف در شرح رویدادها از شیوة سالشمار استفاده کرده و با توجه به اهمیت وقایع ، در برخی موارد گزارش روزانه داده است ، به همین سبب این اثر جزو نخستین آثار «واقعه نگاری » در ایران است (برای اطلاع از این شیوة تاریخ نگاری رجوع کنید به ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران ، قسمت 7: در دورة قاجار و پهلوی ؛ نیز ((ر.ک.ب))مصدق ، ص 4ـ 5)؛ و قصص الخاقانی تألیف ولی قلی بیگ شاملو در 1076. تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . عده ای از مورخان این دوره به تألیف تاریخ عمومی ایران ، با تأکید بر تاریخ حکومت پادشاهان صفوی ، روی آوردند. برخی از این آثار عبارت اند از: لب التواریخ تألیف یحیی بن عبداللطیف قزوینی در 948، جواهرالاخبار تألیف بوداق منشی قزوینی در 984، خلدبرین تألیف میرزا محمدیوسف واله اصفهانی در 1078، و تاریخ سلطانی تألیف سیدحسن بن مرتضی حسینی استرآبادی در 1115. این مورخان افزون بر مشاهدات شخصی خویش ، عموماً تحت تأثیر دیگر آثار این دوره ، از جمله صفوة الصفا و فتوحات شاهی و تاریخ عالم آرای عباسی ، بودند (قزوینی ، ص 384؛ واله اصفهانی ، پیشگفتار محدّث ، ص سیزده ـ چهارده ؛ حسینی استرآبادی ، پیشگفتار اشراقی ، ص 8، 10؛ بوداق منشی قزوینی ، پیشگفتار بهرام نژاد، ص 41ـ42). منابع : (101) فریدون آدمیت ، «انحطاط تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، دورة 17، ش 1 (فروردین 1346)؛ (102) ابن بزّاز، صفوة الصفا ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز 1373 ش ؛ (103) بوداق منشی قزوینی ، جواهر الاخبار: بخش تاریخ ایران از قراقویونلو تا سال 984 ه .ق ، چاپ محسن بهرام نژاد، تهران 1378 ش ؛ (104) جهانگشای خاقان : تاریخ شاه اسماعیل ، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد 1364 ش ؛ (105) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1366 ش ؛ (106) روملو؛ (107) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج 5، بخش 3، تهران 1375 ش ؛ (108) منصور صفت گل ، «مقدمه ای بر منبع شناسی پژوهش در تاریخ تحولات ساختار دینی ایران در عصر صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال 4، ش 1 و 2 (آذر 1379)؛ (109) یحیی بن عبداللطیف قزوینی ، کتاب لب التواریخ ، تهران 1363 ش ؛ (110) علی اصغر مصدق ، «خاندان منجم یزدی و تاریخنگاری دورة صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال 4، ش 1 و 2 (آذر 1379)؛ (111) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1359ـ1363 ش ؛ (112) محمدیوسف واله اصفهانی ، خلدبرین : ایران در روزگار صفویان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1372 ش ؛ (113) EI, s.v. "Tarikh. II : historical writing. 2: in Persian" (by Ann K.S. Lambton); (114) Sholeh A. Quinn, "The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical Writing", Iranian studies , vol. 29, no. 1-2 (Winter - Spring 1996). / مهین فهیمی / 6. در دورة افشاریان و زندیان . در دورة افشاریان سنّت تاریخ نگاری دورة صفوی ادامه یافت . یکی از معدود مورخان این دوره میرزامهدی خان استرآبادی * (متوفی ح 1175ـ 1180)، منشی مخصوص نادرشاه افشار، بود (مروی ، ج 1، ص 386). آثار او اینهاست : دُرّة نادره * که نثر آن تقلیدی از تاریخ وصاف * است (استرآبادی ، مقدمة شهیدی ، ص ید ـ یه ، یط ؛ فروغی ، ص 10)؛ جهانگشای نادری * مشهور به تاریخ نادری ، که در واقع همان مطالب درّة نادره به نثری نسبتاً روان است (استرآبادی ، مقدمة انوار، ص دوازده ؛ فروغی ، ص 9ـ10)؛ منشآت ، شامل نامه ها و مقاوله نامه ها و فتحنامه های نادرشاه (استرآبادی ، 1341 ش ، همان مقدمه ، ص یازده ـ دوازده ). محمدکاظم مروی ، مؤلف عالم آرای نادری ، از دیگر مورخان این دوره است . وی در این کتاب برای مشروعیت بخشیدن به حکومت نادرشاه ، به شرح رؤیای امامقلی (پدر نادرشاه ) پرداخته است ، چنانکه این شیوه در میان تاریخ نگاران دورة صفوی رایج بود (کویین ، ص 140). مروی همچنین در این کتاب به ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی 858) نظر داشته و گاه از تاریخهای داستانی مانند عالم آرای شاه اسماعیل نیز اثر گرفته است (مروی ، ج 1، مقدمة ریاحی ، ص سی ). در 1151، پس از لشکرکشی نادرشاه به دهلی ، برخی مورخان فارسی نویس هندی ، در بارة رویدادهای این دوره آثاری نوشتند، از جمله خواجه عبدالکریم کشمیری در بیان واقع * و محمدشفیع تهرانی در تاریخ نادرشاهی . در دورة زندیه (ح 1163ـ ح 1208) نیز شیوة تاریخ نگاری مانند دورة پیشین بود. از آثار این دوره است : مجمل التواریخ ــ که آن را مجمل التواریخ بعد نادریه نیز نامیده اند ــ تألیف ابوالحسن گلستانه در حدود 1196 در هند، که مطالب این کتاب بر اساس مشاهدات و شنیده های مؤلف است و نثر آن تقلیدی است از تاریخ جهانگشای نادری (گلستانه ، مقدمة مدرس رضوی ، ص بیست وپنج )؛ روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس تألیف میرزا محمد کلانتر، این کتاب به سبب حضور مؤلف در دربار کریم خان و داشتن اطلاعات کم نظیر از تاریخ سی سالة قدرت کریم خان ارزشمند است (کلانتر، مقدمة ناشر، ص الف ، مقدمة اقبال ، ص ز)؛ گلشن مراد تألیف میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی و فرزندش میرزا محمدباقر که از آثار مهم این دوره است (غفاری کاشانی ، مقدمة ناروند)، ابوالحسن غفاری ــ که رخدادهای ایران را پس از نادرشاه تا مرگ کریم خان زند نوشته ــ به شرح زندگی علما و عرفا و ادیبان این دوره نیز پرداخته است که از طریق آن می توان به زندگی اجتماعی زمان او پی برد (همان ، مقدمة طباطبائی مجد، ص 12)؛ تاریخ گیتی گشا * از میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی که به پیروی از سبک میرزا مهدی خان استرآبادی و با نثری پیچیده نوشته شده است (شیرازی ، مقدمة بیر، ص 15)؛ تاریخ زندیه * از علیرضابن عبدالکریم شیرازی که نثر آن گاه پرتکلف و گاه روان است و تحول سبک نثر این دوره را نشان می دهد (همان مقدمه ، ص 20ـ21). منابع : (115) محمدمهدی بن محمدنصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران 1341ش ؛ (116) همو، درّة نادره : تاریخ عصر نادرشاه ، چاپ جعفر شهیدی ، تهران 1341ش ؛ (117) علیرضابن عبدالکریم شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بیر، تهران 1365 ش ؛ (118) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران 1369ش ؛ (119) محمدحسین بن محمدمهدی فروغی ، علم بدیع ، چاپ سنگی تهران 1335؛ (120) محمدبن ابوالقاسم کلانتر، روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال 1142 تا 1199 هجری قمری ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362ش ؛ (121) ابوالحسن بن محمدامین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران 1356ش ؛ (122) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران 1364ش ؛ (123) Sholeh A. Quinn, " The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical writing", Iranian studies , vol. 29, no. 1-2 (Winter - Spring 1996). / مهین فهیمی / "> تاریخ ایران کیمبریج < ، ج 3، بخش 1، مقدمة یارشاطر، ص XXI-XX )؛ با اینهمه ، بر اساس بندهایی از تورات (عزرا، 4:14ـ19) و گزارش مورخان یونانی و کتیبه های بابلی و آشوری ، آثاری با محتوای تاریخی در ایران باستان وجود داشته است (رجوع کنید به کلیما، ص 213ـ214؛ ریپکا، ص 46ـ47). تا پیش از ورود مادها و پارسها به سرزمین ایران (حدود یک هزار سال پیش از میلاد) تاریخ ایران منحصر به ایلام بود. کهنترین منبع در این باره ، کتیبه ای است متعلق به هزارة سوم پیش از میلاد که در لَیان خلیج فارس پیدا شده است و اطلاعاتی در بارة تاریخ ایلام دارد (مجیدزاده ، ص 5؛ راینر، ص 337). قدیمترین گزارش مکتوب با محتوای تاریخی ـ اساطیری در اوستا ، بویژه در یشتها ، آمده که اساس حماسة پهلوانی ایران در دوره های بعد شده است (صفا، ص 112ـ113؛ غروی ، ص 76ـ 77، 86؛ یارشاطر، 1357 ش ، ص 301؛ فرای ، ص 38). از دورة مادها (708 یا 701 ـ 550 ق م ) هیچ مکتوبی باقی نمانده است . از زمان هخامنشیان (559ـ330 ق م ) کتیبه هایی با محتوای تاریخی ، مانند کتیبة سه زبانة داریوش اول (حک : 522 ـ 486 ق م ) در بیستون ، به دست آمده است (دیاکونوف ، 1357ش ، ص 17). افزون بر آن ، ظاهراً محلی ویژة نگهداری دفاتر شاهی در اکباتانه (همدان ) موجود بوده است (تورات ، عزرا، 6: 1ـ3) که یونانیان برای نوشتن تاریخ ایرانیان از اسناد آنجا استفاده می کرده اند (تفضلی ، ص 30ـ31). از تاریخ نگاری در دورة اشکانی اطلاعی در دست نیست ، اما مجموعه ای از اشعار حماسی را خنیاگران (گوسانها) آن زمان به دورة بعد انتقال دادند که اساس حماسة ملی ایران شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ؛ یارشاطر، 1378 ش ، ص 194؛ بویس و فارمر، ص 33؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فرای ، ص 37ـ 38؛ صفا، ص 26، 30). تاریخ نگاری ساسانی وامدار داستانهای مذهبی و حماسی در بارة پیشدادیان و کیانیان ، روایتهای حماسی و تاریخی پارتیان در مشرق و شمال شرقی ایران (خراسان قدیم )، و اساطیر موجود در اوستا و اخبار شاهان ساسانی است . در واقع ، حماسه های باستانی به صورت گزارشهای تاریخی درآمدند و مورخان درباری مطابق با عملکرد پادشاهان ، تاریخ را به صورتی گزینشی نوشتند ( > تاریخ ایران کیمبریج < ، ج 3، بخش 1، مقدمة یارشاطر، ص XXI ؛ یارشاطر، 1983، ص 432؛ همو، 1357ش ، ص 277، 280؛ کلیما، ص 214). تواریخ این دوره به تاریخ پادشاهان ماد و هخامنشی اشاره ای ندارد، ازینرو رویدادهای مغرب و جنوب ایران در آنها نادیده گرفته شده است و پادشاهان کیانی و اشکانی یکی دانسته شده اند (کریستن سن ، 1355ش ، ص 185؛ یارشاطر، 1357ش ، ص 268). نخستین آثار تاریخ نگاری این دوره ، کتیبه های اردشیر ساسانی ، شاپور و نرسی است (دیاکونوف ، 1346ش ، ص 23ـ24). ظاهراً در عهد خسرو اول انوشیروان (531ـ579 میلادی ) دفترهای رسمی وقایع نگاری در دربار ساسانیان موجود بوده است (صفا، ص 59؛ نولدکه ، 1357ش ، ص 34ـ35). در زمان همین پادشاه و با همکاری موبدان زردشتی طرح تاریخ نگاری با درنظر گرفتن چهار هدف (حفظ سنّت دینی زردشتی ، تحکیم مشروعیت سلطنت موروثی ، ایجاد حس ملی گرایی ، و تأکید بر سیاستهای توسعه طلبانه ) ریخته شد. کتابی که نخستین خداینامه (خْوَتایْ نامگ ) محسوب می گردید، در اواسط سدة پنجم میلادی و بر اساس ثنویت دینی (خیر و شر، اهورا و اهریمن ) و سیاسیِ (تقابل ایران و توران ) ایران تألیف شد (کلیما، ص 221، 224). خداینامه ، نخستین اثر تاریخی ـ افسانه ای است که در آن داستانها و حماسه های جداگانه و نامرتبط ، به صورتِ تاریخی منظم گرد آمده است (یارشاطر، 1357ش ، ص 286). نویسندگان خداینامه ها از مطالب سالنامه هایی که در دربار ساسانیان وجود داشت استفاده می کردند و آخرین خداینامه را که شامل تاریخ ایرانیان از آفرینش جهان تا آخر سلطنت خسرو پرویز (7/628) بود، ظاهراً در زمان یزدگرد سوم (11ـ30/ 632ـ651) «دهقان دانشور» تدوین و تألیف کرد (نولدکه ، 1358ش ، مقدمه ، ص 14ـ 15). اصل این کتاب از بین رفته است . در اوایل دورة اسلامی ، آن را به عربی برگرداندند و مأخذ کتابهای تاریخی عربی و فارسی آن دوره و همچنین مأخذ شاهنامة فردوسی شد. از این ترجمه ها نیز اثری برجا نمانده است (همانجا؛ صفا، ص 67ـ71). بجز خداینامه ، کتابهای تاریخی دیگری در زمان ساسانیان تألیف شد که بعدها به سبب تغییرات زبانی یا تعصبهای دینی و جنگها از بین رفت و فقط از اشارات و نقل قولهای مورخان اوایل دورة اسلامی می توان از وجود آنها آگاه شد (تفضلی ، ص 113). حمزة اصفهانی (متوفی بین 350 و 360؛ ص 47) و مسعودی (متوفی 345؛ ص 16) از کتاب مصور پادشاهان ساسانی یاد کرده اند. مسعودی همچنین از کهنامه (گاهنامه ) که در بارة منصبهای مملکتی بوده ، نام برده است (ص 104، 106). برخی از آثاری که از دورة ساسانی باقی مانده اینهاست : یادگار زریران که قطعه ای حماسی در بارة دورة اشکانی است ، اما در زمان ساسانیان تدوین شده است (تفضلی ، ص 272)؛ کارنامة اردشیر پاپکان که تاریخی داستانگونه است و در آن سرگذشت اردشیر پاپکان آمده است ؛ نامة تنسر که اصل و ترجمة عربی آن از بین رفته و خلاصه ای از ترجمة فارسی آن در تاریخ طبرستان حفظ شده است (کریستن سن ، 1367 ش ، مقدمه ، ص 80 ـ82). ابن ندیم (ص 364) نیز فهرستی از آثار تاریخی ساسانی آورده است . افزون بر آن مجموعه ای از توقیعات شاهان ساسانی ، در دورة اسلامی به عربی ترجمه شد که خلفای عباسی از آنها استفاده می کردند (تفضلی ، ص 243). از جمله کسانی که از تاریخهای ساسانی استفاده کرده اند، حمزة اصفهانی ، مسعودی ، ابن قتیبه ، جاحظ ، بیرونی ، خوارزمی ، طبری و بلعمی بوده اند (کریستن سن ، 1367 ش ، ص 88 ـ91). منابع : (40) علاوه بر کتاب مقدس . عهد عتیق ؛ (41) ابن ندیم ؛ (42) مری بویس و هنری جورج فارمر، دو گفتار در بارة خنیاگری و موسیقی ایران ، ترجمة بهزادباشی ، تهران 1368ش ؛ (43) احمد تفضلی ، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، به کوشش ژاله آموزگار، تهران 1376ش ؛ (44) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ پیامبران و شاهان ، ترجمة جعفر شعار، تهران 1346ش ؛ (45) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ایران باستان ، ترجمة روحی ارباب ، تهران 1346ش ؛ (46) همو، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357ش ؛ (47) یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران ، ترجمة عیسی شهابی ، تهران 1354ش ؛ (48) ذبیح اللّه صفا، حماسه سرایی در ایران ، تهران 1363ش ؛ (49) مهدی غروی ، «تاریخ نگاری در ایران باستان »، نشریة انجمن فرهنگ ایران باستان ، سال 14، ش 17 (آذر 1355)؛ (50) آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة رشید یاسمی ، تهران 1367ش ؛ (51) همو، کیانیان ، ترجمة ذبیح اللّه صفا، تهران 1355ش ؛ (52) یوسف مجیدزاده ، تاریخ و تمدن ایلام ، تهران 1370ش ؛ (53) مسعودی ، تنبیه ؛ (54) تئودور نولدکه ، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان ، ترجمة عباس زریاب ، تهران ( 1358ش ) ؛ (55) همو، حماسة ملی ایران ، ترجمة بزرگ علوی ، تهران 1357ش ؛ (56) ارنست هرتسفلد، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1354ش ؛ (57) احسان یارشاطر، «چرا در شاهنامه از پادشاهان ماد و هخامنشی ذکری نیست ؟»، در شاهنامه شناسی : مجموعه گفتارهای نخستین مجمع علمی بحث در بارة شاهنامه در استان هرمزگان ( 23 تا 27 آبان 1356 )، تهران : بنیاد شاهنامة فردوسی ، 1357ش ؛ (58) همو، «مروری بر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران پیش از اسلام »، ایران نامه ، سال 17، ش 2 (بهار 1378)؛ (59) The Cambridge history of Iran , vol. 3, pt. 1, Cambridge 1983; (60) Richard N. Frye, The history of ancient Iran , Mدnchen 1984; (61) Otakar Klima, "Wie sah die persische Geschichtsschreibung in der vorislamischen Periode aus?", Archiv orientؤln i ¨, vol. 36 (1968); (62) Erica Reiner, "The earliest Elamite inscription", Journal of Near Eastern studies , XXIV (Jan.- Oct. 1965); (63) Ehsan Yarshater, "Iranian national history", in The Cambridge history of Iran , vol. 3, pt. 1, Cambridge 1983. / شهناز رازپوش / 2. از سدة سوم تا هفتم . به گفتة کرمر، این دوره ، دورة اعتلای فرهنگی یا عصر رنسانس اسلامی به شمار می آید (ص 66). شکوفایی فرهنگی این دوره ــ که بر تاریخ نگاری تأثیر فراوانی گذاشت ــ شش عامل عمده داشت : 1) وجود سه سلسلة ایرانی که بر بخش اعظم ایران حکومت می کردند، یعنی زیاریان که در پی احیای سلطنت ساسانیان بودند، علویان گیلان که شیعة زیدی بودند و صفاریان که تابعیت خلافت بغداد را نپذیرفته بودند (اشپولر، ص 214ـ215). 2) گسترش اندیشة تشیع که با سیاست تسامح و تساهل همراه بود و سبب آزاداندیشی شد و رشد عقل گرایی را به دنبال داشت (کرمر، ص 64ـ66). 3) آغاز نهضت ترجمه از قرن دوم . در این دوره کتابهای تاریخی ، سیاسی (آداب کشورداری ) و ادبی از پهلوی به عربی برگردانده شد. ابن مقفع (متوفی 142) مترجم برجستة سدة دوم که آیین نامه ، خداینامه ، مزدک ، التّاج ، الدرة الیتیمة ، نامة تنسر و بسیاری دیگر از کتابهای پهلوی را به عربی ترجمه کرد، در این حرکت سهم عمده ای داشت (ابن ندیم ، ص 132؛ ابن خلّکان ، ج 2، ص 151). از برخی از ترجمه های او در تألیف کتابهای تاریخی استفاده شده است ، از جمله در عیون الاخبار ابن قتیبه (متوفی 276)، اخبار الطوال ابوحنیفة دینوری (متوفی قبل از 290)، تاریخ طبری ، و تجارب الامم ابن مسکویه (متوفی 421). ابوعبیده مَعْمَربن مثنّی (متوفی 209) نیز دو کتاب فضائل الفُرس و اخبارالفرس را به عربی و به تقلید از کتابهای ایران باستان نوشت (ابن ندیم ، ص 59؛ یاقوت حموی ، ج 19، ص 162؛ ابن خلّکان ، ج 5، ص 239). 4) اندیشة ایرانشهری (تجدید ساختارهای کهن فرمانروایی در دورة اسلامی ) که دهقانان و خاندانها و اعیان بازمانده از دورة ساسانی مروّج آن بودند (طباطبائی ، ص 71ـ75). بخشی از این اندیشه ، الاهی دانستن مقام پادشاهی بود (کرمر، ص 53). 5) حضور وزرا و دیوانیانِ ایرانی در دستگاه خلفا. آنان با داشتن اطلاعات عمیق از تاریخ اسلام و عرب و شاهان ایران باستان ، و نیز توانایی در فن کتابت ــ چنانکه مورخان این دوره بیشتر کاتب بودند ــ سهم عمده ای در شکل گیری و گسترش تاریخ نگاری در ایران داشتند (صفا، ص 40ـ43؛ کرمر، ص 386). 6) از اواخر قرن سوم تا اواخر قرن چهارم ، تحولاتی در تاریخ نگاری اسلامی روی داد و علت آن تا حدی نفوذ پژوهشهای فلسفی بود و نیز به این سبب که نگارش تاریخ از دست عالمان دینی به دست کارکنان رسمی دولت و دولتمردان افتاد. در این دوره تاریخ نگاری اسلامی ، هم به لحاظ نویسندگان آنها و هم به جهت هدف و محتوای آن ، بتدریج به گونه ای غیردینی درآمد و استناد به اخبار، جایش را به منابع دولتی و روابط و شایعات داد (والدمن ، ص 61ـ62). در این دوره ، تألیف تاریخهای محلی و تاریخ دودمانها بیش از پیش رواج یافت و مسائل راجع به حکمرانان و دربار آنان موضوع اختصاصی بسیاری از کتابهای تاریخی شد (همانجا) و اندیشة تاریخی با اندیشة فلسفی عقل گرا هماهنگ گردید و از آن تأثیر گرفت (طباطبائی ، ص 8؛ والدمن ، ص 86). مورخ در این دوره موضوعات تاریخی را نقد و بررسی ، و روایت صحیح را انتخاب می کرد (بلعمی ، ج 1، مقدمة بهار، ص 31؛ نیز ((ر.ک.ب))بلعمی ، ج 1، ص 504 ـ 505) و فن دبیری و سنّت ادبی را با تاریخ می آمیخت (والدمن ، ص 85). بسیاری از کتابهای تاریخی این دوره به فارسی دری نوشته شده است (بلعمی ، ج 1، مقدمة بهار، ص 19؛ گردیزی ، مقدمة حبیبی ، ص 18). در میان سلسله های ایرانی که از قرن سوم در ایران شکل گرفته بودند، آل بویه در غرب و سامانیان در شرق ایران اهمیت بیشتری داشتند. تاریخ نگاری در قلمرو آل بویه از قلمرو سامانیان پیشرفت بیشتری داشت . بیشتر تاریخ نگاران آل بویه از درباریان بودند و کتابهایشان را به شاهان آل بویه تقدیم می کردند. از آنجا که در دربار آل بویه زبان عربی رواج داشت ، غالب کتابهای این سلسله به عربی تألیف می شد، از جمله : التاریخ تألیف ثابت بن سنان صابی (متوفی 365) که شامل وقایع سالهای 295 تا 363 است ، کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة از ابراهیم بن هلال صابی (متوفی 384) در بارة تاریخ خاندان بویه ، و تاریخ جیل و دیلم از مؤلفی ناشناس در زمان فخرالدوله دیلمی (متوفی 387؛ بارتولد، ج 1، ص 45ـ 48). سامانیان (حک : ح 261ـ 389) از زبان فارسی حمایت می کردند. نخستین کتابهای تاریخی فارسی متعلق به این سلسله است ، از جمله : ترجمة تاریخ طبری از عربی به فارسی در 352 که به تاریخ بلعمی مشهور شد (اشپولر، ص 215؛ بارتولد، ج 1، ص 50)؛ تاریخ وُلات خراسان نوشتة ابوالحسین علی بن احمد سلاّ می (متوفی ح 300)، که از منابع گردیزی در زین الاخبار و ابن اثیر در الکامل بود؛ محاسن آل طاهر و مفاخر خراسان ، هر دو تألیف ابوالقاسم عبداللّه بن احمد بلخی کعبی (متوفی 391). کتابهایی نیز در بارة تاریخ برخی شهرها نگاشته شد، مانند تاریخ بخارا * که در 332 محمدبن جعفر نرشخی آن را به عربی نوشت و ابونصر احمدبن محمدبن نصر قباوی در 552 آن را به فارسی ترجمه کرد (بارتولد، ج 1، ص 51 ـ53، 58 ـ60). پس از آنکه غزنویان (حک : 351ـ582) جانشین سلسله های محلی و وارث فرهنگ سامانیان شدند، فرهنگ ایرانی همچنان عمق و عظمت خود را حفظ کرد (اشپولر، ص 216؛ صفا، ص 109). بتدریج زبان فارسی از شرق (خراسان ) به نواحی دیگر گسترش یافت و کتابهای تاریخی بیشتری به فارسی نوشته شد. تاریخ نگاران دورة غزنوی تربیت شدة دربار سامانی بودند (اشپولر، ص 217؛ صفا، همانجا؛ بارتولد، ج 1، ص 68ـ70). از کتابهای تاریخی مهم این دوره است : تاریخ خوارزم نوشتة ابوریحان بیرونی ، زین الاخبار تألیف عبدالحی بن ضحاک گردیزی در 442، و تاریخ بیهقی * نوشتة ابوالفضل بیهقی * در 450ـ451. سلجوقیان (حک : 429ـ590) برای ترویج فرهنگ ایرانی کوشیدند و در زمان آنان بسیاری از متنهای عربی راجع به زندگی ایرانیان به فارسی ترجمه شد (رجوع کنید به اشپولر، ص 217ـ 218). برخی از کتابهای تاریخی دورة سلجوقی اینهاست : سیاست نامه * از خواجه نظام الملک (تألیف در 484)؛ مجمل التواریخ و القصص از مؤلفی نامعلوم (تألیف در 520)؛ نفثة المصدور * فی فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور تألیف شرف الدین انوشیروان بن خالدکاشانی (متوفی 532)؛ زبدة النصرة و نخبة العصرة نوشتة بنداری * در 623؛ راحة الصدور و آیة السرور ابوبکر محمدبن علی راوندی (تألیف در 599)؛ و سلجوقنامة * ظهیرالدین نیشابوری (رجوع کنید به بارتولد، ج 1، ص 83 ـ90). از دورة خوارزمشاهیان (490ـ 628) و غوریان (543 ـ 612) و قراختائیان (619ـ703)، کتاب تاریخی در دست نیست ، شاید به این سبب که همة دورة حکومت آنان به مبارزه و رقابت با یکدیگر گذشته ، و آنچه در بارة تاریخ این سلسله ها نوشته شده ، از مورخان قرن هفتم است (بارتولد، ج 1، ص 91). منابع : (64) ابن خلّکان ؛ (65) ابن ندیم ؛ (66) برتولد اشپولر، «تکامل تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، ترجمة اسماعیل دولتشاهی و کریم کریم پور، دورة 23، ش 2 (دی 1352)؛ (67) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366ش ؛ (68) محمدبن محمد بلعمی ، تاریخ بلعمی : تکمله و ترجمة تاریخ طبری ، به تصحیح محمدتقی بهار، چاپ محمد پروین گنابادی ، تهران 1353ش ؛ (69) ذبیح اللّه صفا، دور نمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن ، تهران 1375ش ؛ (70) جواد طباطبائی ، خواجه نظام الملک ، تهران 1375ش ؛ (71) جوئل کرمر، احیای فرهنگی در عهد آل بویه : انسان گرایی در عصر رنسانس اسلامی ، ترجمة محمدسعید حنایی کاشانی ، تهران 1375ش ؛ (72) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران 1363ش ؛ (73) مریلین والدمن ، زمانه ، زندگی و کارنامه ی بیهقی ، ترجمة منصوره اتحادیه ، تهران 1375ش ؛ (74) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، مصر 1355ـ1357/ 1936ـ 1938، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) . / منیژه ربیعی / 3. در دورة مغول . دورة مغول ، دورة اوج تاریخ نگاری بود. مشخصة این دوره از سویی فزونی نوشته های تاریخی به فارسی و از سوی دیگر رواج مجدد تاریخ نگاری عمومی بود ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 10، ص 288). تاریخ نگاران این دوره از دیوانیان بودند و به اسناد و مدارک بسیاری دسترسی داشتند. مهمترین آثار تاریخی این دوره که مورخان دورة مغولی و تیموری به آنها استناد یا از آنها تقلید می کردند، عبارت اند از: تاریخ جهانگشای تألیف علاءالدین عطاملک جوینی ، بر اساس منابع شفاهی و نوشتاری ، در این کتاب شرح رویدادها تا 658 ضبط شده است ؛ طبقات ناصری تألیف قاضی منهاج سراج جوزجانی ، که مطالب با ارزشی در بارة غوریان و اوایل حملة چنگیزخان به ایران دارد؛ نظام التواریخ تألیف عبداللّه بن عمر بیضاوی ، که شرح وقایع تا 674 در آن آمده است ؛ جامع التواریخ ، تألیف رشیدالدین فضل اللّه همدانی در حدود 710 با همکاری دانشوران ایرانی و چینی و قراختایی / ختایی و هندی و اویغوری ساکن در ایران ، که یکی از باارزشترین آثار این دوره است . رشیدالدین فضل اللّه افزون بر منابع شنیداری و نوشتاری ، به اسناد دولتی دربار غازان خان و بخصوص به تاریخ نامنظمی به خط مغولی به نام آلتین دفتر ، معروف به دفتر زرّین ، نیز دسترسی داشت (رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 35ـ37، پیشگفتار روشن و موسوی ، ص پنجاه وهفت ـ پنجاه ونه ؛ اذکائی ، ج 1، ص 374؛ بهار، ج 3، ص 171ـ 176). مجموعة مکاتبات و منشآت رشیدالدین که منشی او، محمد ابرقویی ، آنها را جمع آوری و تدوین کرده است (براون ، ج 3، ص 116ـ125)؛ روضة اولی الالباب فی تواریخ الاکابر و الانساب ، معروف به تاریخ بناکتی تألیف ابوسلیمان فخرالدین داودبن ابی الفضل محمد بناکتی ، که اقتباسی از جامع التواریخ بود؛ تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار مشهور به تاریخ وصاف تألیف شرف الدین (شهاب الدین ) عبداللّه وصاف شیرازی در 728 ؛ تاریخ گزیده ، که تلخیص و تقلیدی از جامع التواریخ است ، تألیف حمداللّه مستوفی قزوینی در 730 ؛ مجمع الانساب تألیف محمدبن علی شبانکاره ای در 733 (جوینی ، ج 1، مقدمة قزوینی ، ص د ـ و؛ زرین کوب ، ص 40ـ41). در دورة مغولان ، برخی از مورخان به ضبط رویدادهای تاریخی به صورت منظوم پرداختند.این آثار ظاهراً ارزش چندانی نداشتند و گمنام ماندند (مرتضوی ، ص 556). برخی از این منظومه ها که از بقیه باارزشترند، عبارت اند از: چنگیزنامه یا شهنشاه نامه از احمد تبریزی ، مشتمل بر هجده هزار بیت که به شیوة شاهنامة فردوسی و به نام سلطان ابوسعید (حک : 716ـ 736) سروده شده است ؛ تاریخ منظوم مغول از شمس الدین کاشانی که سرودن آن در دورة الجایتو (703ـ716) به پایان رسیده است ؛ ظفرنامة حمداللّه مستوفی که سرودن آن در 735 پایان یافته است ؛ و غازان نامه اثر نورالدین بن شمس الدین محمد که در 763 به نظم در آمده است (همان ، ص 557 ـ 562). در دورة مغولان ، تاریخهایی نیز به عربی تألیف شد که مطالب برخی از آنها از تاریخ جهانگشای و جامع التواریخ گرفته شده است ، از جمله : تاریخ مختصرالدول ابن عِبری (متوفی 685)؛ مسالک الابصار فی ممالک الامصار اثر ابن فضل اللّه عُمَری (متوفی 749)؛ کتاب الفخری از ابن طِقطَقی ' (زنده در 680)؛ و تلخیص مجمع الا´داب فی معجم الاسماء و الالقاب و الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة تألیف ابن فُوَطی (متوفی 723 ؛ رجوع کنید به جوینی ، ج 1، مقدمة قزوینی ، ص عز ـ فا؛ مرتضوی ، ص 377ـ399). برخی آثار عربی نیز در سیر تاریخ نگاری مغول تأثیر داشته اند، مانند آثار البلاد عمادالدین زکریا بن محمد قزوینی (متوفی 682) و المختصر فی تاریخ البَشَر ، معروف به تاریخ ابوالفداء از ابوالفداء الملک المؤید عمادالدین (متوفی 732). منابع : (75) پرویز اذکائی ، تاریخنگاران ایران ، ج 1، تهران 1373ش ؛ ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج 3 : از سعدی تا جامی ، ترجمه (76) و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران 1357ش ؛ (77) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران 1355ـ1356ش ؛ (78) جوینی ؛ (79) رشیدالدین فضل اللّه ؛ (80) عبدالحسین زرین کوب ، تاریخ ایران بعد از اسلام ، تهران 1343 ش ؛ (81) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران 1370 ش ؛ (82) EI 2 , s.v. "Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II : historical writing. 2: in Persian" (by Ann K. S. Lambton). / یعقوب آژند / 4. در دورة تیموریان و ترکمانان . دورة تیموری ، دورة شکوفایی تاریخ نگاری به زبان فارسی بود. پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادر در 736 تا به قدرت رسیدن تیمور در ماوراءالنهر در 771، تاریخ نگاری تحولی نداشت . از آنجا که تیمور به ضبط رویدادها علاقه مند بود و همیشه تعدادی از منشیان ایرانی و اویغوری را برای ضبط دقیق وقایع همراه خود داشت ، نوعی سنّت تاریخ نگاری در شرق ایران به وجود آمد که تا 834 متأثر از نوشته های تاریخی مناطق غربی و مرکزی ایران بود. از نخستین آثار به جا مانده از این دوره می توان از سعادت نامه یا روزنامة غزوات هندوستان تألیف غیاث الدین علی یزدی در 802 نام برد که منبع اصلی نظام الدین علی شامی در تألیف ظفرنامه بود (علی یزدی ، مقدمة افشار، ص نه ، سیزده ). ظفرنامه در 806 به دستور تیمور تألیف شد و مورخان بعدی دورة تیموری از آن سود جستند. آرامشی که پس از مرگ تیمور و در دورة حکومت جانشینانش ، بخصوص شاهرخ (حک : 807 ـ850)، در سمرقند و هرات پدید آمد، این مناطق را به مراکز فرهنگی تبدیل کرد و باعث تداوم سنّت تاریخ نگاری از نیمة اول سدة نهم تا اواخر آن شد. شاهرخ در هرات از تاج سلمانی و حافظ ابرو خواست که رویدادهای سلطنت او و سالهای پایانی حکومت تیمور را ثبت کنند؛ ازینرو، تاج سلمانی ، شمس الحسن * را در شرح رویدادهای 806 تا 812 نوشت ، که در واقع ذیلی بر ظفرنامة شامی بود (تاوئر ، ص 283). حافظ ابرو نیز با افزودن ذیلی بر ظفرنامة شامی ، رویدادهای دورة تیمور را تا زمان مرگ وی در مجمع التواریخ السلطانیه * نوشت (حافظ ابرو، 1380 ش ، ج 1، مقدمة حاج سیدجوادی ، ص هجده ـ بیست ویک ؛ همو، 1350 ش ، مقدمة خانبابا بیانی ، ص 18ـ21، 47، 50؛ برای آگاهی از نسخ خطی ((ر.ک.ب))استوری ، ج 2، ص 504ـ 508). در 816 مولانا معین الدین نطنزی ــ که در دربار اسکندربن عمر شیخ ، نوة تیمور، به سر می برد ــ تاریخ عمومی و مختصری از آغاز آفرینش تا وقایع 807 نوشت . این کتاب عنوان نداشت ، اما بعدها بارتولد آن را «آنونیم اسکندر» نامید. در 817، هنگامی که اسکندربن عمر شیخ مغلوب شاهرخ شد، مؤلف با تجدیدنظر در اثرش و حذف مداحیهایش از اسکندر و بدگوییهایش از شاهرخ ، کتاب را با عنوان منتخب التواریخ ــ که شامل شرح وقایع تا 816 بود ــ در هرات به شاهرخ اهدا کرد (معین الدین نطنزی ، مقدمة اوبن ، ص ب ـ د؛ وودز ، ص 89). در دهة 820، شرف الدین علی یزدی با استناد به حکایات و روایات شفاهی و مکتوب ، کتاب ظفرنامه را نوشت (شرف الدین علی یزدی ، ج 1، ص 19ـ21). کتاب او بر اساس ظفرنامة شامی و شمس الحسن و تاریخ منظوم لشکرکشیهای تیمور ــ که به زبان اویغوری بود ــ نوشته شده است (بارتولد، ج 1، ص 142؛ وودز، ص 102؛ دوبروویتس ، ص 272؛ برای آگاهی از ظفرنامة شامی و یزدی رجوع کنید به ظفرنامه * ). اثر مهم دهة 830، کتابی در نسب شناسی به نام معزز الانساب از مؤلفی ناشناس شامل نسب شناسی اعراب ، یهودیان ، فرانکها، چینیها، مغولان و خاندان جغتایی است (کویین ، ص 231). در 840، ابن عربشاه عجائب المقدور فی نوائب تیمور را بر اساس مشاهدات و شنیده هایش و با رویکردی واقع بینانه ــ که برخی آن را مغرضانه تفسیر کرده اند ــ نوشت (ابن عربشاه ، مقدمة نجاتی ، ص 21). در سدة نهم دو شیوة تاریخ نگاری وجود داشت : علاقه به حفظ سنن اسلامی ، از جمله در آثار حافظ ابرو که به همین سبب از حمایت شاهرخ برخوردار بود؛ گرایش به حفظ سنن مغولی ، از جمله در کتاب شرف الدین علی یزدی . تا زمان درگذشت شاهرخ شیوة نخست غالب بود. پس از او، به سبب تغییرات سیاسی ، مورخان به اشاعة سنن مغولی گرایش پیدا کردند (دوبروویتس ، ص 276). اولوس اربعه ، نمونه ای از رویکرد مؤلف به سنّت مغولی است . اصل این اثر موجود نیست و مؤلف آن احتمالاً الغ بیگ (حک : 850ـ853)، پسر و جانشین شاهرخ ، بوده است . این کتاب را عبداللّه بن محمدبن علی نصراللهی در 931ـ932، با عنوان زبدة الا´ثار خلاصه کرد (همانجا). عبدالرزاق سمرقندی نیز در 875، وقایع حدود 170 سال تاریخ ایران (از 704 تا 873) را در مطلع سعدین و مجمع بحرین شرح داد (عبدالرزاق سمرقندی ، مقدمة نوائی ، ص 2، 8). با به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا (حک : 873ـ911)، او و وزیرش ، امیرعلیشیر نوائی (متوفی 906)، از ادیبان حمایت کردند. در این دوره ، هرچند تاریخ نگاری رواج سابق را نداشت ، آثار تاریخی باارزشی پدید آمد، از جمله : روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات نوشتة معین الدین محمد اسفزاری بین سالهای 897 تا 899، در بارة جغرافیای تاریخی هرات ؛ و روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء از میرخواند در هفت جلد (خواندمیر، ج 1، مقدمة همائی ، ص 5). شش مجلد از این کتاب بر اساس مطالب مجمع التواریخ السلطانیه حافظ ابرو، ظفرنامة یزدی و مطلع سعدین و مجمع بحرین عبدالرزاق سمرقندی است و جلد آخر آن پس از مرگ میرخواند و احتمالاً به قلم خواندمیر نوشته شده است (تاوئر، ص 293). خواندمیر، پس از میرخواند، مشهورترین تاریخ نویس این سده است . مهمترین اثرش ، حبیب السیر ، در سه مجلد و به تقلید از روضة الصفا نوشته شده است . وی افزون بر شرح تاریخ سیاسی ، شرح حال برخی از وزیران و سادات و مشایخ را ثبت کرده است که بعدها از این شیوة تاریخ نگاری در دورة صفوی (906ـ1135) پیروی شد (خواندمیر، ج 1، مقدمة همائی ، ص 33، 36). در دورة تیموری تاریخ نگاری وابسته به دربار بود و برای خوشایند درباریان و شاهزادگان نوشته می شد، ازینرو مورخان بیشتر به شرح فتوحات و لشکرکشیهای آنان ، با تأکید بر تاریخ فتوحات تیمور و شخصیت او، می پرداختند و کمتر به تاریخ اجتماعی توجه داشتند. بعضی دیگر از مورخان که در آثار خود به اخلاق و سیاست و شرح زندگانی بزرگان پرداخته اند، اوضاع اجتماعی دورة خود را نیز نشان داده اند. برخی از این آثار عبارت اند از: نصایح شاهرخی از جلال الدین محمد قائنی ، مناقب حضرت شاه نعمت اللّه ولی از عبدالرزاق کرمانی (تاوئر، ص 296ـ 298)، جامع التواریخ حسنی از حسن بن شهاب یزدی (حسن یزدی ، مقدمة افشار، ص 7ـ 8). برخی مؤلفان دورة تیموری ، رویدادهای تاریخی را به نظم درآوردند، اما این شیوه چندان رونق نیافت ، مثلاً عبداللّه هاتفی خرجردی * به تقلید از شاهنامة فردوسی و بر اساس ظفرنامة شرف الدین علی یزدی ، منظومه ای تاریخی در 48 بیت سرود که از آن استقبال نشد (مرتضوی ، ص 563). مراسلات دولتی نیز در این دوره اهمیت تاریخی داشت . از مهمترین آنها منشآت فریدون بیگ منشی به ترکی است که حاوی مکتوبات سلاطین عثمانی و فرمانروایان تیموری و ترکمان است (براون ، ج 3، ص 562 ـ565؛ در بارة مکاتبات و اسناد رجوع کنید به بهار، ج 3، ص 200ـ 205). درگذشت شاهرخ در 850 ، زوال تدریجی تیموریان و سرانجام تجزیة قلمرو آنان را به همراه داشت . تا ظهور صفویان سلسله هایی در مناطق گوناگون ایران حکومت کردند که از قدرتمندترین آنها دو سلسلة ترکمان به نام قراقوینلو (حک : 782ـ873) و آق قوینلو (حک : 780ـ 908) در غرب و جنوب ایران ، و ازبکها در ماوراءالنهر بودند. در دورة ترکمانان ، تاریخ نگاری به شیوة دورة تیموری بود، اما آثار اندکی از این دوره باقی مانده است ، از جمله تاریخ دیار بکریه * تألیف ابوبکر طهرانی و عالم آرای امینی نوشتة فضل اللّه روزبهان خنجی (متوفی 927) که از آثار مهم این دوره اند. منابع : (83) ابن عربشاه ، زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، تهران 1356ش ؛ (84) چارلز آمبروز استوری ، ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری ، ترجمة یو. ا. برگل ( به روسی ) ، مترجمان یحیی آرین پور، سیروس ایزدی ، و کریم کشاورز، چاپ احمد منزوی ، تهران 1362ش ـ ؛ (85) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366ش ؛ (86) ادوارد براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج 3 : از سعدی تا جامی ، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران 1357ش ؛ (87) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ?( 1321ش ) ؛ (88) فلیکس تاوئر، «تاریخنگاری در دورة تیموریان »، ترجمة وهاب ولی ، مجلة تحقیقات تاریخی ، سال 1، ش 2 (پاییز 1368)؛ (89) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل جامع التواریخ رشیدی ، چاپ خانبابا بیانی ، تهران 1350 ش ؛ (90) همو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران 1380 ش ؛ (91) خواندمیر؛ (92) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران 1336ش ؛ (93) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج 1، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران 1353ش ؛ (94) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران 1370ش ؛ (95) معین الدین نطنزی ، منتخب التواریخ معینی ، چاپ ژان اوبن ، تهران 1336ش ؛ (96) حسن بن شهاب یزدی ، جامع التواریخ حسنی : بخش تیموریان پس از تیمور ، چاپ حسین مدرّسی طباطبائی و ایرج افشار، کراچی 1987؛ (97) علی بن جمال الاسلام یزدی ، سعادت نامه ، یا، روزنامة غزوات هندوستان ، چاپ ایرج افشار، تهران 1379ش ؛ (98) Mihؤly Dobrovits, "The Turco - Mongolian tradition of common origin and the historiography in fifteenth century Central Asia", Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae , XLVII , no. 3 (1994); (99) Sholeh A. Quinn, "The Mu ـ izz al-ansa ¦b and Shu ـ ab-i panjga ¦nah as sources for the Chaghatayid period of history : a comparative analysis", CAJ , vol. 33, no. 3-4 (1989); (100) John E. Woods, "The rise of T â ¦mmur â ¦d historiography", Journal of Near Eastern studies , vol. 46, no.2 (April 1987). / شهناز رازپوش / 5. در دورة صفویان . پس از ضعف و زوال تیموریان در اواخر سدة نهم و آغاز سدة دهم و انتقال کانون تحرکات سیاسی از شرق به غرب ایران و تأسیس حکومت شیعی صفوی ، و سپس درگیری آنان با عثمانیان و ازبکان ، نگرش مورخان نیز تغییر یافت . ویژگی آثار تاریخی این دوره ، شکل جدید دوره بندی تاریخی بر اساس اندیشة شیعی بود (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 10، ص 289؛ صفت گل ، ص 17). مورخان دورة صفوی سنّت تاریخ نگاری پیشین را ادامه دادند و در نگارش ، شیوة رایج در نوشته های فارسی را برگزیدند ( ((ر.ک.ب))کویین ، ص 130). هر چند در این دوره آثار تاریخی بسیاری تألیف شد، به طور کلی از سدة دهم محتوای کتابهای تاریخی تنزل کرد و در متون تاریخی به نقد و ارزیابی منابع تاریخی و تحلیل رویدادها کمتر توجه شد (آدمیت ، ص 19). کتابهای تاریخی این دوره را می توان به سه دسته تقسیم کرد: تاریخهای عمومی ، تاریخهای دودمانی در بارة صفویان ، و تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . تاریخهای عمومی . در این دوره برخی تاریخ نگاران به پیروی از میرخواند (مؤلف تاریخ روضة الصفا ) و خواندمیر (مؤلف تاریخ حبیب السیر ) تاریخ عمومی نوشتند (برای اطلاع بیشتر ((ر.ک.ب))الف ) اقسام تاریخ نگاری ، قسمت 1: تاریخ نگاری عمومی ). تاریخهای دودمانی در بارة صفویان . کهنترین اثر در بارة تاریخ سلسلة صفوی ، صفوة الصفا تألیف ابن بزّاز در 759 است . صفوة الصفا نخستین منبع مورخان آن دوره در بارة روایات داستانگونه از قدرت گرفتن شاه اسماعیل اول (حک : 906ـ930) و اجدادش بود ( ((ر.ک.ب))ابن بزّاز، مقدمة طباطبائی مجد، ص 3؛ کویین ، ص 130). در اوایل سلطنت شاه تهماسب (930ـ984)، امیرسلطان ابراهیم امینی هروی کتاب فتوحات شاهی را در بارة تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول نوشت . او پیرو شیوة تاریخ نگاری ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی 858) بود. امینی در تألیف اثر خود از صفوة الصفا نیز سود برد و کتابش از منابع مهم مورخان دورة صفوی در تألیف تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول شد (کویین ، ص 132). در 938 حسن بیگ روملو، قورچی باشی و مورخ دربار شاه تهماسب ، احسن التواریخ را نوشت . او که شاهد بسیاری از رویدادها بود، با رعایت توالی تاریخی و بدون توجه به سنّت تاریخ نگاری پیشین ، به شرح وقایع دورة شاه تهماسب پرداخت (روملو، پیشگفتار نوائی ، ج 12، ص 16؛ کویین ، ص 133). میان سالهای 948 تا 955، جهانگشای خاقان نوشته شد. نویسندة ناشناختة آن مذهب شیعی داشته و به شیوه ای داستانی به شاه اسماعیل جایگاهی الاهی داده و گفته است که شاه اسماعیل در عالم رؤیا با حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان ارتباط داشته است ( جهانگشای خاقان ، ص 137، 147؛ نیز رجوع کنید به صفا، ج 5، بخش 3، ص 1563ـ 1564) . هر چند مؤلف از منابع خود نام نبرده ، از تاریخ حبیب السیر ( جهانگشای خاقان ، مقدمة مضطر، ص یک ) و احتمالاً صفوة الصفا استفاده کرده است . در 957، امیرمحمودبن خواندمیر بر تاریخ حبیب السیر ذیلی نوشت به نام ذیل حبیب السیر در شرح رخدادهای سلطنت شاه تهماسب (صفا، ج 5، بخش 3، ص 1563؛ کویین ، ص 133). در 999 قاضی احمد قمی ، از دیوانیان دربار صفویان ، خلاصة التواریخ را نوشت که علاوه بر استفاده از گزارشهای صفوة الصفا و منابع تاریخی چون فتوحات شاهی ، اساس کار او ذیل حبیب السیر بوده است (منشی قمی ، ج 1، ص 3، پیشگفتار اشراقی ، ص دوازده ، نوزده ـ بیست ؛ قس کویین ، ص 133، 139). دیگر آثار تاریخی این دوره عبارت اند از: تذکرة شاه تهماسب تألیف شاه تهماسب ؛ نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار از محمودبن هدایت اللّه افُوشْته ای ، تألیف در 1007؛ تاریخ عالم آرای عباسی تألیف اسکندربیک منشی ترکمان در 1038، که الگوی مورخان بعدی شد (صفا، ج 5، بخش 3، ص 1697، 1742ـ1744؛ کویین ، ص 141)؛ تاریخ عباسی * یا روزنامة ملاجلال تألیف جلال الدین محمد منجم یزدی بین سالهای 1025 تا 1029، که مؤلف در شرح رویدادها از شیوة سالشمار استفاده کرده و با توجه به اهمیت وقایع ، در برخی موارد گزارش روزانه داده است ، به همین سبب این اثر جزو نخستین آثار «واقعه نگاری » در ایران است (برای اطلاع از این شیوة تاریخ نگاری رجوع کنید به ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران ، قسمت 7: در دورة قاجار و پهلوی ؛ نیز ((ر.ک.ب))مصدق ، ص 4ـ 5)؛ و قصص الخاقانی تألیف ولی قلی بیگ شاملو در 1076. تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . عده ای از مورخان این دوره به تألیف تاریخ عمومی ایران ، با تأکید بر تاریخ حکومت پادشاهان صفوی ، روی آوردند. برخی از این آثار عبارت اند از: لب التواریخ تألیف یحیی بن عبداللطیف قزوینی در 948، جواهرالاخبار تألیف بوداق منشی قزوینی در 984، خلدبرین تألیف میرزا محمدیوسف واله اصفهانی در 1078، و تاریخ سلطانی تألیف سیدحسن بن مرتضی حسینی استرآبادی در 1115. این مورخان افزون بر مشاهدات شخصی خویش ، عموماً تحت تأثیر دیگر آثار این دوره ، از جمله صفوة الصفا و فتوحات شاهی و تاریخ عالم آرای عباسی ، بودند (قزوینی ، ص 384؛ واله اصفهانی ، پیشگفتار محدّث ، ص سیزده ـ چهارده ؛ حسینی استرآبادی ، پیشگفتار اشراقی ، ص 8، 10؛ بوداق منشی قزوینی ، پیشگفتار بهرام نژاد، ص 41ـ42). منابع : (101) فریدون آدمیت ، «انحطاط تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، دورة 17، ش 1 (فروردین 1346)؛ (102) ابن بزّاز، صفوة الصفا ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز 1373 ش ؛ (103) بوداق منشی قزوینی ، جواهر الاخبار: بخش تاریخ ایران از قراقویونلو تا سال 984 ه .ق ، چاپ محسن بهرام نژاد، تهران 1378 ش ؛ (104) جهانگشای خاقان : تاریخ شاه اسماعیل ، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد 1364 ش ؛ (105) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1366 ش ؛ (106) روملو؛ (107) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج 5، بخش 3، تهران 1375 ش ؛ (108) منصور صفت گل ، «مقدمه ای بر منبع شناسی پژوهش در تاریخ تحولات ساختار دینی ایران در عصر صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال 4، ش 1 و 2 (آذر 1379)؛ (109) یحیی بن عبداللطیف قزوینی ، کتاب لب التواریخ ، تهران 1363 ش ؛ (110) علی اصغر مصدق ، «خاندان منجم یزدی و تاریخنگاری دورة صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال 4، ش 1 و 2 (آذر 1379)؛ (111) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1359ـ1363 ش ؛ (112) محمدیوسف واله اصفهانی ، خلدبرین : ایران در روزگار صفویان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1372 ش ؛ (113) EI, s.v. "Tarikh. II : historical writing. 2: in Persian" (by Ann K.S. Lambton); (114) Sholeh A. Quinn, "The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical Writing", Iranian studies , vol. 29, no. 1-2 (Winter - Spring 1996). / مهین فهیمی / 6. در دورة افشاریان و زندیان . در دورة افشاریان سنّت تاریخ نگاری دورة صفوی ادامه یافت . یکی از معدود مورخان این دوره میرزامهدی خان استرآبادی * (متوفی ح 1175ـ 1180)، منشی مخصوص نادرشاه افشار، بود (مروی ، ج 1، ص 386). آثار او اینهاست : دُرّة نادره * که نثر آن تقلیدی از تاریخ وصاف * است (استرآبادی ، مقدمة شهیدی ، ص ید ـ یه ، یط ؛ فروغی ، ص 10)؛ جهانگشای نادری * مشهور به تاریخ نادری ، که در واقع همان مطالب درّة نادره به نثری نسبتاً روان است (استرآبادی ، مقدمة انوار، ص دوازده ؛ فروغی ، ص 9ـ10)؛ منشآت ، شامل نامه ها و مقاوله نامه ها و فتحنامه های نادرشاه (استرآبادی ، 1341 ش ، همان مقدمه ، ص یازده ـ دوازده ). محمدکاظم مروی ، مؤلف عالم آرای نادری ، از دیگر مورخان این دوره است . وی در این کتاب برای مشروعیت بخشیدن به حکومت نادرشاه ، به شرح رؤیای امامقلی (پدر نادرشاه ) پرداخته است ، چنانکه این شیوه در میان تاریخ نگاران دورة صفوی رایج بود (کویین ، ص 140). مروی همچنین در این کتاب به ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی 858) نظر داشته و گاه از تاریخهای داستانی مانند عالم آرای شاه اسماعیل نیز اثر گرفته است (مروی ، ج 1، مقدمة ریاحی ، ص سی ). در 1151، پس از لشکرکشی نادرشاه به دهلی ، برخی مورخان فارسی نویس هندی ، در بارة رویدادهای این دوره آثاری نوشتند، از جمله خواجه عبدالکریم کشمیری در بیان واقع * و محمدشفیع تهرانی در تاریخ نادرشاهی . در دورة زندیه (ح 1163ـ ح 1208) نیز شیوة تاریخ نگاری مانند دورة پیشین بود. از آثار این دوره است : مجمل التواریخ ــ که آن را مجمل التواریخ بعد نادریه نیز نامیده اند ــ تألیف ابوالحسن گلستانه در حدود 1196 در هند، که مطالب این کتاب بر اساس مشاهدات و شنیده های مؤلف است و نثر آن تقلیدی است از تاریخ جهانگشای نادری (گلستانه ، مقدمة مدرس رضوی ، ص بیست وپنج )؛ روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس تألیف میرزا محمد کلانتر، این کتاب به سبب حضور مؤلف در دربار کریم خان و داشتن اطلاعات کم نظیر از تاریخ سی سالة قدرت کریم خان ارزشمند است (کلانتر، مقدمة ناشر، ص الف ، مقدمة اقبال ، ص ز)؛ گلشن مراد تألیف میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی و فرزندش میرزا محمدباقر که از آثار مهم این دوره است (غفاری کاشانی ، مقدمة ناروند)، ابوالحسن غفاری ــ که رخدادهای ایران را پس از نادرشاه تا مرگ کریم خان زند نوشته ــ به شرح زندگی علما و عرفا و ادیبان این دوره نیز پرداخته است که از طریق آن می توان به زندگی اجتماعی زمان او پی برد (همان ، مقدمة طباطبائی مجد، ص 12)؛ تاریخ گیتی گشا * از میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی که به پیروی از سبک میرزا مهدی خان استرآبادی و با نثری پیچیده نوشته شده است (شیرازی ، مقدمة بیر، ص 15)؛ تاریخ زندیه * از علیرضابن عبدالکریم شیرازی که نثر آن گاه پرتکلف و گاه روان است و تحول سبک نثر این دوره را نشان می دهد (همان مقدمه ، ص 20ـ21). منابع : (115) محمدمهدی بن محمدنصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران 1341ش ؛ (116) همو، درّة نادره : تاریخ عصر نادرشاه ، چاپ جعفر شهیدی ، تهران 1341ش ؛ (117) علیرضابن عبدالکریم شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بیر، تهران 1365 ش ؛ (118) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران 1369ش ؛ (119) محمدحسین بن محمدمهدی فروغی ، علم بدیع ، چاپ سنگی تهران 1335؛ (120) محمدبن ابوالقاسم کلانتر، روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال 1142 تا 1199 هجری قمری ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362ش ؛ (121) ابوالحسن بن محمدامین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران 1356ش ؛ (122) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران 1364ش ؛ (123) Sholeh A. Quinn, " The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical writing", Iranian studies , vol. 29, no. 1-2 (Winter - Spring 1996). / مهین فهیمی / "> تاریخ ایران کیمبریج < ، ج 3، بخش 1، مقدمة یارشاطر، ص XXI-XX )؛ با اینهمه ، بر اساس بندهایی از تورات (عزرا، 4:14ـ19) و گزارش مورخان یونانی و کتیبه های بابلی و آشوری ، آثاری با محتوای تاریخی در ایران باستان وجود داشته است (رجوع کنید به کلیما، ص 213ـ214؛ ریپکا، ص 46ـ47). تا پیش از ورود مادها و پارسها به سرزمین ایران (حدود یک هزار سال پیش از میلاد) تاریخ ایران منحصر به ایلام بود. کهنترین منبع در این باره ، کتیبه ای است متعلق به هزارة سوم پیش از میلاد که در لَیان خلیج فارس پیدا شده است و اطلاعاتی در بارة تاریخ ایلام دارد (مجیدزاده ، ص 5؛ راینر، ص 337). قدیمترین گزارش مکتوب با محتوای تاریخی ـ اساطیری در اوستا ، بویژه در یشتها ، آمده که اساس حماسة پهلوانی ایران در دوره های بعد شده است (صفا، ص 112ـ113؛ غروی ، ص 76ـ 77، 86؛ یارشاطر، 1357 ش ، ص 301؛ فرای ، ص 38). از دورة مادها (708 یا 701 ـ 550 ق م ) هیچ مکتوبی باقی نمانده است . از زمان هخامنشیان (559ـ330 ق م ) کتیبه هایی با محتوای تاریخی ، مانند کتیبة سه زبانة داریوش اول (حک : 522 ـ 486 ق م ) در بیستون ، به دست آمده است (دیاکونوف ، 1357ش ، ص 17). افزون بر آن ، ظاهراً محلی ویژة نگهداری دفاتر شاهی در اکباتانه (همدان ) موجود بوده است (تورات ، عزرا، 6: 1ـ3) که یونانیان برای نوشتن تاریخ ایرانیان از اسناد آنجا استفاده می کرده اند (تفضلی ، ص 30ـ31). از تاریخ نگاری در دورة اشکانی اطلاعی در دست نیست ، اما مجموعه ای از اشعار حماسی را خنیاگران (گوسانها) آن زمان به دورة بعد انتقال دادند که اساس حماسة ملی ایران شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ؛ یارشاطر، 1378 ش ، ص 194؛ بویس و فارمر، ص 33؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فرای ، ص 37ـ 38؛ صفا، ص 26، 30). تاریخ نگاری ساسانی وامدار داستانهای مذهبی و حماسی در بارة پیشدادیان و کیانیان ، روایتهای حماسی و تاریخی پارتیان در مشرق و شمال شرقی ایران (خراسان قدیم )، و اساطیر موجود در اوستا و اخبار شاهان ساسانی است . در واقع ، حماسه های باستانی به صورت گزارشهای تاریخی درآمدند و مورخان درباری مطابق با عملکرد پادشاهان ، تاریخ را به صورتی گزینشی نوشتند ( > تاریخ ایران کیمبریج < ، ج 3، بخش 1، مقدمة یارشاطر، ص XXI ؛ یارشاطر، 1983، ص 432؛ همو، 1357ش ، ص 277، 280؛ کلیما، ص 214). تواریخ این دوره به تاریخ پادشاهان ماد و هخامنشی اشاره ای ندارد، ازینرو رویدادهای مغرب و جنوب ایران در آنها نادیده گرفته شده است و پادشاهان کیانی و اشکانی یکی دانسته شده اند (کریستن سن ، 1355ش ، ص 185؛ یارشاطر، 1357ش ، ص 268). نخستین آثار تاریخ نگاری این دوره ، کتیبه های اردشیر ساسانی ، شاپور و نرسی است (دیاکونوف ، 1346ش ، ص 23ـ24). ظاهراً در عهد خسرو اول انوشیروان (531ـ579 میلادی ) دفترهای رسمی وقایع نگاری در دربار ساسانیان موجود بوده است (صفا، ص 59؛ نولدکه ، 1357ش ، ص 34ـ35). در زمان همین پادشاه و با همکاری موبدان زردشتی طرح تاریخ نگاری با درنظر گرفتن چهار هدف (حفظ سنّت دینی زردشتی ، تحکیم مشروعیت سلطنت موروثی ، ایجاد حس ملی گرایی ، و تأکید بر سیاستهای توسعه طلبانه ) ریخته شد. کتابی که نخستین خداینامه (خْوَتایْ نامگ ) محسوب می گردید، در اواسط سدة پنجم میلادی و بر اساس ثنویت دینی (خیر و شر، اهورا و اهریمن ) و سیاسیِ (تقابل ایران و توران ) ایران تألیف شد (کلیما، ص 221، 224). خداینامه ، نخستین اثر تاریخی ـ افسانه ای است که در آن داستانها و حماسه های جداگانه و نامرتبط ، به صورتِ تاریخی منظم گرد آمده است (یارشاطر، 1357ش ، ص 286). نویسندگان خداینامه ها از مطالب سالنامه هایی که در دربار ساسانیان وجود داشت استفاده می کردند و آخرین خداینامه را که شامل تاریخ ایرانیان از آفرینش جهان تا آخر سلطنت خسرو پرویز (7/628) بود، ظاهراً در زمان یزدگرد سوم (11ـ30/ 632ـ651) «دهقان دانشور» تدوین و تألیف کرد (نولدکه ، 1358ش ، مقدمه ، ص 14ـ 15). اصل این کتاب از بین رفته است . در اوایل دورة اسلامی ، آن را به عربی برگرداندند و مأخذ کتابهای تاریخی عربی و فارسی آن دوره و همچنین مأخذ شاهنامة فردوسی شد. از این ترجمه ها نیز اثری برجا نمانده است (همانجا؛ صفا، ص 67ـ71). بجز خداینامه ، کتابهای تاریخی دیگری در زمان ساسانیان تألیف شد که بعدها به سبب تغییرات زبانی یا تعصبهای دینی و جنگها از بین رفت و فقط از اشارات و نقل قولهای مورخان اوایل دورة اسلامی می توان از وجود آنها آگاه شد (تفضلی ، ص 113). حمزة اصفهانی (متوفی بین 350 و 360؛ ص 47) و مسعودی (متوفی 345؛ ص 16) از کتاب مصور پادشاهان ساسانی یاد کرده اند. مسعودی همچنین از کهنامه (گاهنامه ) که در بارة منصبهای مملکتی بوده ، نام برده است (ص 104، 106). برخی از آثاری که از دورة ساسانی باقی مانده اینهاست : یادگار زریران که قطعه ای حماسی در بارة دورة اشکانی است ، اما در زمان ساسانیان تدوین شده است (تفضلی ، ص 272)؛ کارنامة اردشیر پاپکان که تاریخی داستانگونه است و در آن سرگذشت اردشیر پاپکان آمده است ؛ نامة تنسر که اصل و ترجمة عربی آن از بین رفته و خلاصه ای از ترجمة فارسی آن در تاریخ طبرستان حفظ شده است (کریستن سن ، 1367 ش ، مقدمه ، ص 80 ـ82). ابن ندیم (ص 364) نیز فهرستی از آثار تاریخی ساسانی آورده است . افزون بر آن مجموعه ای از توقیعات شاهان ساسانی ، در دورة اسلامی به عربی ترجمه شد که خلفای عباسی از آنها استفاده می کردند (تفضلی ، ص 243). از جمله کسانی که از تاریخهای ساسانی استفاده کرده اند، حمزة اصفهانی ، مسعودی ، ابن قتیبه ، جاحظ ، بیرونی ، خوارزمی ، طبری و بلعمی بوده اند (کریستن سن ، 1367 ش ، ص 88 ـ91). منابع : (40) علاوه بر کتاب مقدس . عهد عتیق ؛ (41) ابن ندیم ؛ (42) مری بویس و هنری جورج فارمر، دو گفتار در بارة خنیاگری و موسیقی ایران ، ترجمة بهزادباشی ، تهران 1368ش ؛ (43) احمد تفضلی ، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، به کوشش ژاله آموزگار، تهران 1376ش ؛ (44) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ پیامبران و شاهان ، ترجمة جعفر شعار، تهران 1346ش ؛ (45) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ایران باستان ، ترجمة روحی ارباب ، تهران 1346ش ؛ (46) همو، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357ش ؛ (47) یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران ، ترجمة عیسی شهابی ، تهران 1354ش ؛ (48) ذبیح اللّه صفا، حماسه سرایی در ایران ، تهران 1363ش ؛ (49) مهدی غروی ، «تاریخ نگاری در ایران باستان »، نشریة انجمن فرهنگ ایران باستان ، سال 14، ش 17 (آذر 1355)؛ (50) آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة رشید یاسمی ، تهران 1367ش ؛ (51) همو، کیانیان ، ترجمة ذبیح اللّه صفا، تهران 1355ش ؛ (52) یوسف مجیدزاده ، تاریخ و تمدن ایلام ، تهران 1370ش ؛ (53) مسعودی ، تنبیه ؛ (54) تئودور نولدکه ، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان ، ترجمة عباس زریاب ، تهران ( 1358ش ) ؛ (55) همو، حماسة ملی ایران ، ترجمة بزرگ علوی ، تهران 1357ش ؛ (56) ارنست هرتسفلد، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1354ش ؛ (57) احسان یارشاطر، «چرا در شاهنامه از پادشاهان ماد و هخامنشی ذکری نیست ؟»، در شاهنامه شناسی : مجموعه گفتارهای نخستین مجمع علمی بحث در بارة شاهنامه در استان هرمزگان ( 23 تا 27 آبان 1356 )، تهران : بنیاد شاهنامة فردوسی ، 1357ش ؛ (58) همو، «مروری بر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران پیش از اسلام »، ایران نامه ، سال 17، ش 2 (بهار 1378)؛ (59) The Cambridge history of Iran , vol. 3, pt. 1, Cambridge 1983; (60) Richard N. Frye, The history of ancient Iran , Mدnchen 1984; (61) Otakar Klima, "Wie sah die persische Geschichtsschreibung in der vorislamischen Periode aus?", Archiv orientؤln i ¨, vol. 36 (1968); (62) Erica Reiner, "The earliest Elamite inscription", Journal of Near Eastern studies , XXIV (Jan.- Oct. 1965); (63) Ehsan Yarshater, "Iranian national history", in The Cambridge history of Iran , vol. 3, pt. 1, Cambridge 1983. / شهناز رازپوش / 2. از سدة سوم تا هفتم . به گفتة کرمر، این دوره ، دورة اعتلای فرهنگی یا عصر رنسانس اسلامی به شمار می آید (ص 66). شکوفایی فرهنگی این دوره ــ که بر تاریخ نگاری تأثیر فراوانی گذاشت ــ شش عامل عمده داشت : 1) وجود سه سلسلة ایرانی که بر بخش اعظم ایران حکومت می کردند، یعنی زیاریان که در پی احیای سلطنت ساسانیان بودند، علویان گیلان که شیعة زیدی بودند و صفاریان که تابعیت خلافت بغداد را نپذیرفته بودند (اشپولر، ص 214ـ215). 2) گسترش اندیشة تشیع که با سیاست تسامح و تساهل همراه بود و سبب آزاداندیشی شد و رشد عقل گرایی را به دنبال داشت (کرمر، ص 64ـ66). 3) آغاز نهضت ترجمه از قرن دوم . در این دوره کتابهای تاریخی ، سیاسی (آداب کشورداری ) و ادبی از پهلوی به عربی برگردانده شد. ابن مقفع (متوفی 142) مترجم برجستة سدة دوم که آیین نامه ، خداینامه ، مزدک ، التّاج ، الدرة الیتیمة ، نامة تنسر و بسیاری دیگر از کتابهای پهلوی را به عربی ترجمه کرد، در این حرکت سهم عمده ای داشت (ابن ندیم ، ص 132؛ ابن خلّکان ، ج 2، ص 151). از برخی از ترجمه های او در تألیف کتابهای تاریخی استفاده شده است ، از جمله در عیون الاخبار ابن قتیبه (متوفی 276)، اخبار الطوال ابوحنیفة دینوری (متوفی قبل از 290)، تاریخ طبری ، و تجارب الامم ابن مسکویه (متوفی 421). ابوعبیده مَعْمَربن مثنّی (متوفی 209) نیز دو کتاب فضائل الفُرس و اخبارالفرس را به عربی و به تقلید از کتابهای ایران باستان نوشت (ابن ندیم ، ص 59؛ یاقوت حموی ، ج 19، ص 162؛ ابن خلّکان ، ج 5، ص 239). 4) اندیشة ایرانشهری (تجدید ساختارهای کهن فرمانروایی در دورة اسلامی ) که دهقانان و خاندانها و اعیان بازمانده از دورة ساسانی مروّج آن بودند (طباطبائی ، ص 71ـ75). بخشی از این اندیشه ، الاهی دانستن مقام پادشاهی بود (کرمر، ص 53). 5) حضور وزرا و دیوانیانِ ایرانی در دستگاه خلفا. آنان با داشتن اطلاعات عمیق از تاریخ اسلام و عرب و شاهان ایران باستان ، و نیز توانایی در فن کتابت ــ چنانکه مورخان این دوره بیشتر کاتب بودند ــ سهم عمده ای در شکل گیری و گسترش تاریخ نگاری در ایران داشتند (صفا، ص 40ـ43؛ کرمر، ص 386). 6) از اواخر قرن سوم تا اواخر قرن چهارم ، تحولاتی در تاریخ نگاری اسلامی روی داد و علت آن تا حدی نفوذ پژوهشهای فلسفی بود و نیز به این سبب که نگارش تاریخ از دست عالمان دینی به دست کارکنان رسمی دولت و دولتمردان افتاد. در این دوره تاریخ نگاری اسلامی ، هم به لحاظ نویسندگان آنها و هم به جهت هدف و محتوای آن ، بتدریج به گونه ای غیردینی درآمد و استناد به اخبار، جایش را به منابع دولتی و روابط و شایعات داد (والدمن ، ص 61ـ62). در این دوره ، تألیف تاریخهای محلی و تاریخ دودمانها بیش از پیش رواج یافت و مسائل راجع به حکمرانان و دربار آنان موضوع اختصاصی بسیاری از کتابهای تاریخی شد (همانجا) و اندیشة تاریخی با اندیشة فلسفی عقل گرا هماهنگ گردید و از آن تأثیر گرفت (طباطبائی ، ص 8؛ والدمن ، ص 86). مورخ در این دوره موضوعات تاریخی را نقد و بررسی ، و روایت صحیح را انتخاب می کرد (بلعمی ، ج 1، مقدمة بهار، ص 31؛ نیز ((ر.ک.ب))بلعمی ، ج 1، ص 504 ـ 505) و فن دبیری و سنّت ادبی را با تاریخ می آمیخت (والدمن ، ص 85). بسیاری از کتابهای تاریخی این دوره به فارسی دری نوشته شده است (بلعمی ، ج 1، مقدمة بهار، ص 19؛ گردیزی ، مقدمة حبیبی ، ص 18). در میان سلسله های ایرانی که از قرن سوم در ایران شکل گرفته بودند، آل بویه در غرب و سامانیان در شرق ایران اهمیت بیشتری داشتند. تاریخ نگاری در قلمرو آل بویه از قلمرو سامانیان پیشرفت بیشتری داشت . بیشتر تاریخ نگاران آل بویه از درباریان بودند و کتابهایشان را به شاهان آل بویه تقدیم می کردند. از آنجا که در دربار آل بویه زبان عربی رواج داشت ، غالب کتابهای این سلسله به عربی تألیف می شد، از جمله : التاریخ تألیف ثابت بن سنان صابی (متوفی 365) که شامل وقایع سالهای 295 تا 363 است ، کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة از ابراهیم بن هلال صابی (متوفی 384) در بارة تاریخ خاندان بویه ، و تاریخ جیل و دیلم از مؤلفی ناشناس در زمان فخرالدوله دیلمی (متوفی 387؛ بارتولد، ج 1، ص 45ـ 48). سامانیان (حک : ح 261ـ 389) از زبان فارسی حمایت می کردند. نخستین کتابهای تاریخی فارسی متعلق به این سلسله است ، از جمله : ترجمة تاریخ طبری از عربی به فارسی در 352 که به تاریخ بلعمی مشهور شد (اشپولر، ص 215؛ بارتولد، ج 1، ص 50)؛ تاریخ وُلات خراسان نوشتة ابوالحسین علی بن احمد سلاّ می (متوفی ح 300)، که از منابع گردیزی در زین الاخبار و ابن اثیر در الکامل بود؛ محاسن آل طاهر و مفاخر خراسان ، هر دو تألیف ابوالقاسم عبداللّه بن احمد بلخی کعبی (متوفی 391). کتابهایی نیز در بارة تاریخ برخی شهرها نگاشته شد، مانند تاریخ بخارا * که در 332 محمدبن جعفر نرشخی آن را به عربی نوشت و ابونصر احمدبن محمدبن نصر قباوی در 552 آن را به فارسی ترجمه کرد (بارتولد، ج 1، ص 51 ـ53، 58 ـ60). پس از آنکه غزنویان (حک : 351ـ582) جانشین سلسله های محلی و وارث فرهنگ سامانیان شدند، فرهنگ ایرانی همچنان عمق و عظمت خود را حفظ کرد (اشپولر، ص 216؛ صفا، ص 109). بتدریج زبان فارسی از شرق (خراسان ) به نواحی دیگر گسترش یافت و کتابهای تاریخی بیشتری به فارسی نوشته شد. تاریخ نگاران دورة غزنوی تربیت شدة دربار سامانی بودند (اشپولر، ص 217؛ صفا، همانجا؛ بارتولد، ج 1، ص 68ـ70). از کتابهای تاریخی مهم این دوره است : تاریخ خوارزم نوشتة ابوریحان بیرونی ، زین الاخبار تألیف عبدالحی بن ضحاک گردیزی در 442، و تاریخ بیهقی * نوشتة ابوالفضل بیهقی * در 450ـ451. سلجوقیان (حک : 429ـ590) برای ترویج فرهنگ ایرانی کوشیدند و در زمان آنان بسیاری از متنهای عربی راجع به زندگی ایرانیان به فارسی ترجمه شد (رجوع کنید به اشپولر، ص 217ـ 218). برخی از کتابهای تاریخی دورة سلجوقی اینهاست : سیاست نامه * از خواجه نظام الملک (تألیف در 484)؛ مجمل التواریخ و القصص از مؤلفی نامعلوم (تألیف در 520)؛ نفثة المصدور * فی فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور تألیف شرف الدین انوشیروان بن خالدکاشانی (متوفی 532)؛ زبدة النصرة و نخبة العصرة نوشتة بنداری * در 623؛ راحة الصدور و آیة السرور ابوبکر محمدبن علی راوندی (تألیف در 599)؛ و سلجوقنامة * ظهیرالدین نیشابوری (رجوع کنید به بارتولد، ج 1، ص 83 ـ90). از دورة خوارزمشاهیان (490ـ 628) و غوریان (543 ـ 612) و قراختائیان (619ـ703)، کتاب تاریخی در دست نیست ، شاید به این سبب که همة دورة حکومت آنان به مبارزه و رقابت با یکدیگر گذشته ، و آنچه در بارة تاریخ این سلسله ها نوشته شده ، از مورخان قرن هفتم است (بارتولد، ج 1، ص 91). منابع : (64) ابن خلّکان ؛ (65) ابن ندیم ؛ (66) برتولد اشپولر، «تکامل تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، ترجمة اسماعیل دولتشاهی و کریم کریم پور، دورة 23، ش 2 (دی 1352)؛ (67) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366ش ؛ (68) محمدبن محمد بلعمی ، تاریخ بلعمی : تکمله و ترجمة تاریخ طبری ، به تصحیح محمدتقی بهار، چاپ محمد پروین گنابادی ، تهران 1353ش ؛ (69) ذبیح اللّه صفا، دور نمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن ، تهران 1375ش ؛ (70) جواد طباطبائی ، خواجه نظام الملک ، تهران 1375ش ؛ (71) جوئل کرمر، احیای فرهنگی در عهد آل بویه : انسان گرایی در عصر رنسانس اسلامی ، ترجمة محمدسعید حنایی کاشانی ، تهران 1375ش ؛ (72) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران 1363ش ؛ (73) مریلین والدمن ، زمانه ، زندگی و کارنامه ی بیهقی ، ترجمة منصوره اتحادیه ، تهران 1375ش ؛ (74) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، مصر 1355ـ1357/ 1936ـ 1938، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) . / منیژه ربیعی / 3. در دورة مغول . دورة مغول ، دورة اوج تاریخ نگاری بود. مشخصة این دوره از سویی فزونی نوشته های تاریخی به فارسی و از سوی دیگر رواج مجدد تاریخ نگاری عمومی بود ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 10، ص 288). تاریخ نگاران این دوره از دیوانیان بودند و به اسناد و مدارک بسیاری دسترسی داشتند. مهمترین آثار تاریخی این دوره که مورخان دورة مغولی و تیموری به آنها استناد یا از آنها تقلید می کردند، عبارت اند از: تاریخ جهانگشای تألیف علاءالدین عطاملک جوینی ، بر اساس منابع شفاهی و نوشتاری ، در این کتاب شرح رویدادها تا 658 ضبط شده است ؛ طبقات ناصری تألیف قاضی منهاج سراج جوزجانی ، که مطالب با ارزشی در بارة غوریان و اوایل حملة چنگیزخان به ایران دارد؛ نظام التواریخ تألیف عبداللّه بن عمر بیضاوی ، که شرح وقایع تا 674 در آن آمده است ؛ جامع التواریخ ، تألیف رشیدالدین فضل اللّه همدانی در حدود 710 با همکاری دانشوران ایرانی و چینی و قراختایی / ختایی و هندی و اویغوری ساکن در ایران ، که یکی از باارزشترین آثار این دوره است . رشیدالدین فضل اللّه افزون بر منابع شنیداری و نوشتاری ، به اسناد دولتی دربار غازان خان و بخصوص به تاریخ نامنظمی به خط مغولی به نام آلتین دفتر ، معروف به دفتر زرّین ، نیز دسترسی داشت (رشیدالدین فضل اللّه ، ج 1، ص 35ـ37، پیشگفتار روشن و موسوی ، ص پنجاه وهفت ـ پنجاه ونه ؛ اذکائی ، ج 1، ص 374؛ بهار، ج 3، ص 171ـ 176). مجموعة مکاتبات و منشآت رشیدالدین که منشی او، محمد ابرقویی ، آنها را جمع آوری و تدوین کرده است (براون ، ج 3، ص 116ـ125)؛ روضة اولی الالباب فی تواریخ الاکابر و الانساب ، معروف به تاریخ بناکتی تألیف ابوسلیمان فخرالدین داودبن ابی الفضل محمد بناکتی ، که اقتباسی از جامع التواریخ بود؛ تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار مشهور به تاریخ وصاف تألیف شرف الدین (شهاب الدین ) عبداللّه وصاف شیرازی در 728 ؛ تاریخ گزیده ، که تلخیص و تقلیدی از جامع التواریخ است ، تألیف حمداللّه مستوفی قزوینی در 730 ؛ مجمع الانساب تألیف محمدبن علی شبانکاره ای در 733 (جوینی ، ج 1، مقدمة قزوینی ، ص د ـ و؛ زرین کوب ، ص 40ـ41). در دورة مغولان ، برخی از مورخان به ضبط رویدادهای تاریخی به صورت منظوم پرداختند.این آثار ظاهراً ارزش چندانی نداشتند و گمنام ماندند (مرتضوی ، ص 556). برخی از این منظومه ها که از بقیه باارزشترند، عبارت اند از: چنگیزنامه یا شهنشاه نامه از احمد تبریزی ، مشتمل بر هجده هزار بیت که به شیوة شاهنامة فردوسی و به نام سلطان ابوسعید (حک : 716ـ 736) سروده شده است ؛ تاریخ منظوم مغول از شمس الدین کاشانی که سرودن آن در دورة الجایتو (703ـ716) به پایان رسیده است ؛ ظفرنامة حمداللّه مستوفی که سرودن آن در 735 پایان یافته است ؛ و غازان نامه اثر نورالدین بن شمس الدین محمد که در 763 به نظم در آمده است (همان ، ص 557 ـ 562). در دورة مغولان ، تاریخهایی نیز به عربی تألیف شد که مطالب برخی از آنها از تاریخ جهانگشای و جامع التواریخ گرفته شده است ، از جمله : تاریخ مختصرالدول ابن عِبری (متوفی 685)؛ مسالک الابصار فی ممالک الامصار اثر ابن فضل اللّه عُمَری (متوفی 749)؛ کتاب الفخری از ابن طِقطَقی ' (زنده در 680)؛ و تلخیص مجمع الا´داب فی معجم الاسماء و الالقاب و الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة تألیف ابن فُوَطی (متوفی 723 ؛ رجوع کنید به جوینی ، ج 1، مقدمة قزوینی ، ص عز ـ فا؛ مرتضوی ، ص 377ـ399). برخی آثار عربی نیز در سیر تاریخ نگاری مغول تأثیر داشته اند، مانند آثار البلاد عمادالدین زکریا بن محمد قزوینی (متوفی 682) و المختصر فی تاریخ البَشَر ، معروف به تاریخ ابوالفداء از ابوالفداء الملک المؤید عمادالدین (متوفی 732). منابع : (75) پرویز اذکائی ، تاریخنگاران ایران ، ج 1، تهران 1373ش ؛ ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج 3 : از سعدی تا جامی ، ترجمه (76) و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران 1357ش ؛ (77) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران 1355ـ1356ش ؛ (78) جوینی ؛ (79) رشیدالدین فضل اللّه ؛ (80) عبدالحسین زرین کوب ، تاریخ ایران بعد از اسلام ، تهران 1343 ش ؛ (81) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران 1370 ش ؛ (82) EI 2 , s.v. "Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II : historical writing. 2: in Persian" (by Ann K. S. Lambton). / یعقوب آژند / 4. در دورة تیموریان و ترکمانان . دورة تیموری ، دورة شکوفایی تاریخ نگاری به زبان فارسی بود. پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادر در 736 تا به قدرت رسیدن تیمور در ماوراءالنهر در 771، تاریخ نگاری تحولی نداشت . از آنجا که تیمور به ضبط رویدادها علاقه مند بود و همیشه تعدادی از منشیان ایرانی و اویغوری را برای ضبط دقیق وقایع همراه خود داشت ، نوعی سنّت تاریخ نگاری در شرق ایران به وجود آمد که تا 834 متأثر از نوشته های تاریخی مناطق غربی و مرکزی ایران بود. از نخستین آثار به جا مانده از این دوره می توان از سعادت نامه یا روزنامة غزوات هندوستان تألیف غیاث الدین علی یزدی در 802 نام برد که منبع اصلی نظام الدین علی شامی در تألیف ظفرنامه بود (علی یزدی ، مقدمة افشار، ص نه ، سیزده ). ظفرنامه در 806 به دستور تیمور تألیف شد و مورخان بعدی دورة تیموری از آن سود جستند. آرامشی که پس از مرگ تیمور و در دورة حکومت جانشینانش ، بخصوص شاهرخ (حک : 807 ـ850)، در سمرقند و هرات پدید آمد، این مناطق را به مراکز فرهنگی تبدیل کرد و باعث تداوم سنّت تاریخ نگاری از نیمة اول سدة نهم تا اواخر آن شد. شاهرخ در هرات از تاج سلمانی و حافظ ابرو خواست که رویدادهای سلطنت او و سالهای پایانی حکومت تیمور را ثبت کنند؛ ازینرو، تاج سلمانی ، شمس الحسن * را در شرح رویدادهای 806 تا 812 نوشت ، که در واقع ذیلی بر ظفرنامة شامی بود (تاوئر ، ص 283). حافظ ابرو نیز با افزودن ذیلی بر ظفرنامة شامی ، رویدادهای دورة تیمور را تا زمان مرگ وی در مجمع التواریخ السلطانیه * نوشت (حافظ ابرو، 1380 ش ، ج 1، مقدمة حاج سیدجوادی ، ص هجده ـ بیست ویک ؛ همو، 1350 ش ، مقدمة خانبابا بیانی ، ص 18ـ21، 47، 50؛ برای آگاهی از نسخ خطی ((ر.ک.ب))استوری ، ج 2، ص 504ـ 508). در 816 مولانا معین الدین نطنزی ــ که در دربار اسکندربن عمر شیخ ، نوة تیمور، به سر می برد ــ تاریخ عمومی و مختصری از آغاز آفرینش تا وقایع 807 نوشت . این کتاب عنوان نداشت ، اما بعدها بارتولد آن را «آنونیم اسکندر» نامید. در 817، هنگامی که اسکندربن عمر شیخ مغلوب شاهرخ شد، مؤلف با تجدیدنظر در اثرش و حذف مداحیهایش از اسکندر و بدگوییهایش از شاهرخ ، کتاب را با عنوان منتخب التواریخ ــ که شامل شرح وقایع تا 816 بود ــ در هرات به شاهرخ اهدا کرد (معین الدین نطنزی ، مقدمة اوبن ، ص ب ـ د؛ وودز ، ص 89). در دهة 820، شرف الدین علی یزدی با استناد به حکایات و روایات شفاهی و مکتوب ، کتاب ظفرنامه را نوشت (شرف الدین علی یزدی ، ج 1، ص 19ـ21). کتاب او بر اساس ظفرنامة شامی و شمس الحسن و تاریخ منظوم لشکرکشیهای تیمور ــ که به زبان اویغوری بود ــ نوشته شده است (بارتولد، ج 1، ص 142؛ وودز، ص 102؛ دوبروویتس ، ص 272؛ برای آگاهی از ظفرنامة شامی و یزدی رجوع کنید به ظفرنامه * ). اثر مهم دهة 830، کتابی در نسب شناسی به نام معزز الانساب از مؤلفی ناشناس شامل نسب شناسی اعراب ، یهودیان ، فرانکها، چینیها، مغولان و خاندان جغتایی است (کویین ، ص 231). در 840، ابن عربشاه عجائب المقدور فی نوائب تیمور را بر اساس مشاهدات و شنیده هایش و با رویکردی واقع بینانه ــ که برخی آن را مغرضانه تفسیر کرده اند ــ نوشت (ابن عربشاه ، مقدمة نجاتی ، ص 21). در سدة نهم دو شیوة تاریخ نگاری وجود داشت : علاقه به حفظ سنن اسلامی ، از جمله در آثار حافظ ابرو که به همین سبب از حمایت شاهرخ برخوردار بود؛ گرایش به حفظ سنن مغولی ، از جمله در کتاب شرف الدین علی یزدی . تا زمان درگذشت شاهرخ شیوة نخست غالب بود. پس از او، به سبب تغییرات سیاسی ، مورخان به اشاعة سنن مغولی گرایش پیدا کردند (دوبروویتس ، ص 276). اولوس اربعه ، نمونه ای از رویکرد مؤلف به سنّت مغولی است . اصل این اثر موجود نیست و مؤلف آن احتمالاً الغ بیگ (حک : 850ـ853)، پسر و جانشین شاهرخ ، بوده است . این کتاب را عبداللّه بن محمدبن علی نصراللهی در 931ـ932، با عنوان زبدة الا´ثار خلاصه کرد (همانجا). عبدالرزاق سمرقندی نیز در 875، وقایع حدود 170 سال تاریخ ایران (از 704 تا 873) را در مطلع سعدین و مجمع بحرین شرح داد (عبدالرزاق سمرقندی ، مقدمة نوائی ، ص 2، 8). با به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا (حک : 873ـ911)، او و وزیرش ، امیرعلیشیر نوائی (متوفی 906)، از ادیبان حمایت کردند. در این دوره ، هرچند تاریخ نگاری رواج سابق را نداشت ، آثار تاریخی باارزشی پدید آمد، از جمله : روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات نوشتة معین الدین محمد اسفزاری بین سالهای 897 تا 899، در بارة جغرافیای تاریخی هرات ؛ و روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء از میرخواند در هفت جلد (خواندمیر، ج 1، مقدمة همائی ، ص 5). شش مجلد از این کتاب بر اساس مطالب مجمع التواریخ السلطانیه حافظ ابرو، ظفرنامة یزدی و مطلع سعدین و مجمع بحرین عبدالرزاق سمرقندی است و جلد آخر آن پس از مرگ میرخواند و احتمالاً به قلم خواندمیر نوشته شده است (تاوئر، ص 293). خواندمیر، پس از میرخواند، مشهورترین تاریخ نویس این سده است . مهمترین اثرش ، حبیب السیر ، در سه مجلد و به تقلید از روضة الصفا نوشته شده است . وی افزون بر شرح تاریخ سیاسی ، شرح حال برخی از وزیران و سادات و مشایخ را ثبت کرده است که بعدها از این شیوة تاریخ نگاری در دورة صفوی (906ـ1135) پیروی شد (خواندمیر، ج 1، مقدمة همائی ، ص 33، 36). در دورة تیموری تاریخ نگاری وابسته به دربار بود و برای خوشایند درباریان و شاهزادگان نوشته می شد، ازینرو مورخان بیشتر به شرح فتوحات و لشکرکشیهای آنان ، با تأکید بر تاریخ فتوحات تیمور و شخصیت او، می پرداختند و کمتر به تاریخ اجتماعی توجه داشتند. بعضی دیگر از مورخان که در آثار خود به اخلاق و سیاست و شرح زندگانی بزرگان پرداخته اند، اوضاع اجتماعی دورة خود را نیز نشان داده اند. برخی از این آثار عبارت اند از: نصایح شاهرخی از جلال الدین محمد قائنی ، مناقب حضرت شاه نعمت اللّه ولی از عبدالرزاق کرمانی (تاوئر، ص 296ـ 298)، جامع التواریخ حسنی از حسن بن شهاب یزدی (حسن یزدی ، مقدمة افشار، ص 7ـ 8). برخی مؤلفان دورة تیموری ، رویدادهای تاریخی را به نظم درآوردند، اما این شیوه چندان رونق نیافت ، مثلاً عبداللّه هاتفی خرجردی * به تقلید از شاهنامة فردوسی و بر اساس ظفرنامة شرف الدین علی یزدی ، منظومه ای تاریخی در 48 بیت سرود که از آن استقبال نشد (مرتضوی ، ص 563). مراسلات دولتی نیز در این دوره اهمیت تاریخی داشت . از مهمترین آنها منشآت فریدون بیگ منشی به ترکی است که حاوی مکتوبات سلاطین عثمانی و فرمانروایان تیموری و ترکمان است (براون ، ج 3، ص 562 ـ565؛ در بارة مکاتبات و اسناد رجوع کنید به بهار، ج 3، ص 200ـ 205). درگذشت شاهرخ در 850 ، زوال تدریجی تیموریان و سرانجام تجزیة قلمرو آنان را به همراه داشت . تا ظهور صفویان سلسله هایی در مناطق گوناگون ایران حکومت کردند که از قدرتمندترین آنها دو سلسلة ترکمان به نام قراقوینلو (حک : 782ـ873) و آق قوینلو (حک : 780ـ 908) در غرب و جنوب ایران ، و ازبکها در ماوراءالنهر بودند. در دورة ترکمانان ، تاریخ نگاری به شیوة دورة تیموری بود، اما آثار اندکی از این دوره باقی مانده است ، از جمله تاریخ دیار بکریه * تألیف ابوبکر طهرانی و عالم آرای امینی نوشتة فضل اللّه روزبهان خنجی (متوفی 927) که از آثار مهم این دوره اند. منابع : (83) ابن عربشاه ، زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، تهران 1356ش ؛ (84) چارلز آمبروز استوری ، ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری ، ترجمة یو. ا. برگل ( به روسی ) ، مترجمان یحیی آرین پور، سیروس ایزدی ، و کریم کشاورز، چاپ احمد منزوی ، تهران 1362ش ـ ؛ (85) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366ش ؛ (86) ادوارد براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج 3 : از سعدی تا جامی ، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران 1357ش ؛ (87) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ?( 1321ش ) ؛ (88) فلیکس تاوئر، «تاریخنگاری در دورة تیموریان »، ترجمة وهاب ولی ، مجلة تحقیقات تاریخی ، سال 1، ش 2 (پاییز 1368)؛ (89) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل جامع التواریخ رشیدی ، چاپ خانبابا بیانی ، تهران 1350 ش ؛ (90) همو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران 1380 ش ؛ (91) خواندمیر؛ (92) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران 1336ش ؛ (93) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج 1، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران 1353ش ؛ (94) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران 1370ش ؛ (95) معین الدین نطنزی ، منتخب التواریخ معینی ، چاپ ژان اوبن ، تهران 1336ش ؛ (96) حسن بن شهاب یزدی ، جامع التواریخ حسنی : بخش تیموریان پس از تیمور ، چاپ حسین مدرّسی طباطبائی و ایرج افشار، کراچی 1987؛ (97) علی بن جمال الاسلام یزدی ، سعادت نامه ، یا، روزنامة غزوات هندوستان ، چاپ ایرج افشار، تهران 1379ش ؛ (98) Mihؤly Dobrovits, "The Turco - Mongolian tradition of common origin and the historiography in fifteenth century Central Asia", Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae , XLVII , no. 3 (1994); (99) Sholeh A. Quinn, "The Mu ـ izz al-ansa ¦b and Shu ـ ab-i panjga ¦nah as sources for the Chaghatayid period of history : a comparative analysis", CAJ , vol. 33, no. 3-4 (1989); (100) John E. Woods, "The rise of T â ¦mmur â ¦d historiography", Journal of Near Eastern studies , vol. 46, no.2 (April 1987). / شهناز رازپوش / 5. در دورة صفویان . پس از ضعف و زوال تیموریان در اواخر سدة نهم و آغاز سدة دهم و انتقال کانون تحرکات سیاسی از شرق به غرب ایران و تأسیس حکومت شیعی صفوی ، و سپس درگیری آنان با عثمانیان و ازبکان ، نگرش مورخان نیز تغییر یافت . ویژگی آثار تاریخی این دوره ، شکل جدید دوره بندی تاریخی بر اساس اندیشة شیعی بود (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ج 10، ص 289؛ صفت گل ، ص 17). مورخان دورة صفوی سنّت تاریخ نگاری پیشین را ادامه دادند و در نگارش ، شیوة رایج در نوشته های فارسی را برگزیدند ( ((ر.ک.ب))کویین ، ص 130). هر چند در این دوره آثار تاریخی بسیاری تألیف شد، به طور کلی از سدة دهم محتوای کتابهای تاریخی تنزل کرد و در متون تاریخی به نقد و ارزیابی منابع تاریخی و تحلیل رویدادها کمتر توجه شد (آدمیت ، ص 19). کتابهای تاریخی این دوره را می توان به سه دسته تقسیم کرد: تاریخهای عمومی ، تاریخهای دودمانی در بارة صفویان ، و تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . تاریخهای عمومی . در این دوره برخی تاریخ نگاران به پیروی از میرخواند (مؤلف تاریخ روضة الصفا ) و خواندمیر (مؤلف تاریخ حبیب السیر ) تاریخ عمومی نوشتند (برای اطلاع بیشتر ((ر.ک.ب))الف ) اقسام تاریخ نگاری ، قسمت 1: تاریخ نگاری عمومی ). تاریخهای دودمانی در بارة صفویان . کهنترین اثر در بارة تاریخ سلسلة صفوی ، صفوة الصفا تألیف ابن بزّاز در 759 است . صفوة الصفا نخستین منبع مورخان آن دوره در بارة روایات داستانگونه از قدرت گرفتن شاه اسماعیل اول (حک : 906ـ930) و اجدادش بود ( ((ر.ک.ب))ابن بزّاز، مقدمة طباطبائی مجد، ص 3؛ کویین ، ص 130). در اوایل سلطنت شاه تهماسب (930ـ984)، امیرسلطان ابراهیم امینی هروی کتاب فتوحات شاهی را در بارة تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول نوشت . او پیرو شیوة تاریخ نگاری ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی 858) بود. امینی در تألیف اثر خود از صفوة الصفا نیز سود برد و کتابش از منابع مهم مورخان دورة صفوی در تألیف تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول شد (کویین ، ص 132). در 938 حسن بیگ روملو، قورچی باشی و مورخ دربار شاه تهماسب ، احسن التواریخ را نوشت . او که شاهد بسیاری از رویدادها بود، با رعایت توالی تاریخی و بدون توجه به سنّت تاریخ نگاری پیشین ، به شرح وقایع دورة شاه تهماسب پرداخت (روملو، پیشگفتار نوائی ، ج 12، ص 16؛ کویین ، ص 133). میان سالهای 948 تا 955، جهانگشای خاقان نوشته شد. نویسندة ناشناختة آن مذهب شیعی داشته و به شیوه ای داستانی به شاه اسماعیل جایگاهی الاهی داده و گفته است که شاه اسماعیل در عالم رؤیا با حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان ارتباط داشته است ( جهانگشای خاقان ، ص 137، 147؛ نیز رجوع کنید به صفا، ج 5، بخش 3، ص 1563ـ 1564) . هر چند مؤلف از منابع خود نام نبرده ، از تاریخ حبیب السیر ( جهانگشای خاقان ، مقدمة مضطر، ص یک ) و احتمالاً صفوة الصفا استفاده کرده است . در 957، امیرمحمودبن خواندمیر بر تاریخ حبیب السیر ذیلی نوشت به نام ذیل حبیب السیر در شرح رخدادهای سلطنت شاه تهماسب (صفا، ج 5، بخش 3، ص 1563؛ کویین ، ص 133). در 999 قاضی احمد قمی ، از دیوانیان دربار صفویان ، خلاصة التواریخ را نوشت که علاوه بر استفاده از گزارشهای صفوة الصفا و منابع تاریخی چون فتوحات شاهی ، اساس کار او ذیل حبیب السیر بوده است (منشی قمی ، ج 1، ص 3، پیشگفتار اشراقی ، ص دوازده ، نوزده ـ بیست ؛ قس کویین ، ص 133، 139). دیگر آثار تاریخی این دوره عبارت اند از: تذکرة شاه تهماسب تألیف شاه تهماسب ؛ نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار از محمودبن هدایت اللّه افُوشْته ای ، تألیف در 1007؛ تاریخ عالم آرای عباسی تألیف اسکندربیک منشی ترکمان در 1038، که الگوی مورخان بعدی شد (صفا، ج 5، بخش 3، ص 1697، 1742ـ1744؛ کویین ، ص 141)؛ تاریخ عباسی * یا روزنامة ملاجلال تألیف جلال الدین محمد منجم یزدی بین سالهای 1025 تا 1029، که مؤلف در شرح رویدادها از شیوة سالشمار استفاده کرده و با توجه به اهمیت وقایع ، در برخی موارد گزارش روزانه داده است ، به همین سبب این اثر جزو نخستین آثار «واقعه نگاری » در ایران است (برای اطلاع از این شیوة تاریخ نگاری رجوع کنید به ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران ، قسمت 7: در دورة قاجار و پهلوی ؛ نیز ((ر.ک.ب))مصدق ، ص 4ـ 5)؛ و قصص الخاقانی تألیف ولی قلی بیگ شاملو در 1076. تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . عده ای از مورخان این دوره به تألیف تاریخ عمومی ایران ، با تأکید بر تاریخ حکومت پادشاهان صفوی ، روی آوردند. برخی از این آثار عبارت اند از: لب التواریخ تألیف یحیی بن عبداللطیف قزوینی در 948، جواهرالاخبار تألیف بوداق منشی قزوینی در 984، خلدبرین تألیف میرزا محمدیوسف واله اصفهانی در 1078، و تاریخ سلطانی تألیف سیدحسن بن مرتضی حسینی استرآبادی در 1115. این مورخان افزون بر مشاهدات شخصی خویش ، عموماً تحت تأثیر دیگر آثار این دوره ، از جمله صفوة الصفا و فتوحات شاهی و تاریخ عالم آرای عباسی ، بودند (قزوینی ، ص 384؛ واله اصفهانی ، پیشگفتار محدّث ، ص سیزده ـ چهارده ؛ حسینی استرآبادی ، پیشگفتار اشراقی ، ص 8، 10؛ بوداق منشی قزوینی ، پیشگفتار بهرام نژاد، ص 41ـ42). منابع : (101) فریدون آدمیت ، «انحطاط تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، دورة 17، ش 1 (فروردین 1346)؛ (102) ابن بزّاز، صفوة الصفا ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز 1373 ش ؛ (103) بوداق منشی قزوینی ، جواهر الاخبار: بخش تاریخ ایران از قراقویونلو تا سال 984 ه .ق ، چاپ محسن بهرام نژاد، تهران 1378 ش ؛ (104) جهانگشای خاقان : تاریخ شاه اسماعیل ، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد 1364 ش ؛ (105) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1366 ش ؛ (106) روملو؛ (107) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج 5، بخش 3، تهران 1375 ش ؛ (108) منصور صفت گل ، «مقدمه ای بر منبع شناسی پژوهش در تاریخ تحولات ساختار دینی ایران در عصر صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال 4، ش 1 و 2 (آذر 1379)؛ (109) یحیی بن عبداللطیف قزوینی ، کتاب لب التواریخ ، تهران 1363 ش ؛ (110) علی اصغر مصدق ، «خاندان منجم یزدی و تاریخنگاری دورة صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال 4، ش 1 و 2 (آذر 1379)؛ (111) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1359ـ1363 ش ؛ (112) محمدیوسف واله اصفهانی ، خلدبرین : ایران در روزگار صفویان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1372 ش ؛ (113) EI, s.v. "Tarikh. II : historical writing. 2: in Persian" (by Ann K.S. Lambton); (114) Sholeh A. Quinn, "The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical Writing", Iranian studies , vol. 29, no. 1-2 (Winter - Spring 1996). / مهین فهیمی / 6. در دورة افشاریان و زندیان . در دورة افشاریان سنّت تاریخ نگاری دورة صفوی ادامه یافت . یکی از معدود مورخان این دوره میرزامهدی خان استرآبادی * (متوفی ح 1175ـ 1180)، منشی مخصوص نادرشاه افشار، بود (مروی ، ج 1، ص 386). آثار او اینهاست : دُرّة نادره * که نثر آن تقلیدی از تاریخ وصاف * است (استرآبادی ، مقدمة شهیدی ، ص ید ـ یه ، یط ؛ فروغی ، ص 10)؛ جهانگشای نادری * مشهور به تاریخ نادری ، که در واقع همان مطالب درّة نادره به نثری نسبتاً روان است (استرآبادی ، مقدمة انوار، ص دوازده ؛ فروغی ، ص 9ـ10)؛ منشآت ، شامل نامه ها و مقاوله نامه ها و فتحنامه های نادرشاه (استرآبادی ، 1341 ش ، همان مقدمه ، ص یازده ـ دوازده ). محمدکاظم مروی ، مؤلف عالم آرای نادری ، از دیگر مورخان این دوره است . وی در این کتاب برای مشروعیت بخشیدن به حکومت نادرشاه ، به شرح رؤیای امامقلی (پدر نادرشاه ) پرداخته است ، چنانکه این شیوه در میان تاریخ نگاران دورة صفوی رایج بود (کویین ، ص 140). مروی همچنین در این کتاب به ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی 858) نظر داشته و گاه از تاریخهای داستانی مانند عالم آرای شاه اسماعیل نیز اثر گرفته است (مروی ، ج 1، مقدمة ریاحی ، ص سی ). در 1151، پس از لشکرکشی نادرشاه به دهلی ، برخی مورخان فارسی نویس هندی ، در بارة رویدادهای این دوره آثاری نوشتند، از جمله خواجه عبدالکریم کشمیری در بیان واقع * و محمدشفیع تهرانی در تاریخ نادرشاهی . در دورة زندیه (ح 1163ـ ح 1208) نیز شیوة تاریخ نگاری مانند دورة پیشین بود. از آثار این دوره است : مجمل التواریخ ــ که آن را مجمل التواریخ بعد نادریه نیز نامیده اند ــ تألیف ابوالحسن گلستانه در حدود 1196 در هند، که مطالب این کتاب بر اساس مشاهدات و شنیده های مؤلف است و نثر آن تقلیدی است از تاریخ جهانگشای نادری (گلستانه ، مقدمة مدرس رضوی ، ص بیست وپنج )؛ روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس تألیف میرزا محمد کلانتر، این کتاب به سبب حضور مؤلف در دربار کریم خان و داشتن اطلاعات کم نظیر از تاریخ سی سالة قدرت کریم خان ارزشمند است (کلانتر، مقدمة ناشر، ص الف ، مقدمة اقبال ، ص ز)؛ گلشن مراد تألیف میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی و فرزندش میرزا محمدباقر که از آثار مهم این دوره است (غفاری کاشانی ، مقدمة ناروند)، ابوالحسن غفاری ــ که رخدادهای ایران را پس از نادرشاه تا مرگ کریم خان زند نوشته ــ به شرح زندگی علما و عرفا و ادیبان این دوره نیز پرداخته است که از طریق آن می توان به زندگی اجتماعی زمان او پی برد (همان ، مقدمة طباطبائی مجد، ص 12)؛ تاریخ گیتی گشا * از میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی که به پیروی از سبک میرزا مهدی خان استرآبادی و با نثری پیچیده نوشته شده است (شیرازی ، مقدمة بیر، ص 15)؛ تاریخ زندیه * از علیرضابن عبدالکریم شیرازی که نثر آن گاه پرتکلف و گاه روان است و تحول سبک نثر این دوره را نشان می دهد (همان مقدمه ، ص 20ـ21). منابع : (115) محمدمهدی بن محمدنصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران 1341ش ؛ (116) همو، درّة نادره : تاریخ عصر نادرشاه ، چاپ جعفر شهیدی ، تهران 1341ش ؛ (117) علیرضابن عبدالکریم شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بیر، تهران 1365 ش ؛ (118) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران 1369ش ؛ (119) محمدحسین بن محمدمهدی فروغی ، علم بدیع ، چاپ سنگی تهران 1335؛ (120) محمدبن ابوالقاسم کلانتر، روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال 1142 تا 1199 هجری قمری ، چاپ عباس اقبال ، تهران 1362ش ؛ (121) ابوالحسن بن محمدامین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران 1356ش ؛ (122) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران 1364ش ؛ (123) Sholeh A. Quinn, " The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical writing", Iranian studies , vol. 29, no. 1-2 (Winter - Spring 1996). / مهین فهیمی / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠٥٨

 

تاریخ / تاریخ نگاری (بخش سوم) ، ٦) تاریخ نگاری ایران . این مقاله شامل این قسمتهاست :

الف ) اقسام تاریخ نگاری

١. تاریخ نگاری عمومی

٢. تاریخ نگاری محلی

٣. تارخ نگاری دودمانی

٤. تک نگاری

٥. تاریخ نگاری منظوم

ب ) منابع جنبی تاریخ نگاری ایران

ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران

١. پیش از اسلام

٢. از سدة سوم تا هفتم

٣. در دورة مغول

٤. در دورة تیموریان و ترکمانان

٥. در دورة صفویان

٦. در دورة افشاریان و زندیان

٧. در دورة قاجار و پهلوی

الف . تاریخ نگاری سنّتی

ب . تاریخ نگاری جدید

٨. در دورة انقلاب اسلامی

الف ) اقسام تاریخ نگاری

١. تاریخ نگاری عمومی . یکی از اقسام تاریخ نگاری در ایران از قرن چهارم تا پایان دورة قاجار، تاریخ نگاری عمومی است . مؤلفان اینگونه آثار جهان بینی اسلامی داشتند و در تألیف تاریخ جهان بیشتر به روایتهای ایرانی و اسلامی توجه می کردند و به تاریخ یونان و روم و چین و هندِ پیش از اسلام کمتر می پرداختند. این مورخان آثار خود را از خلقت عالم آغاز می کردند و پس از شرح آفرینش آدم و سرگذشت پیامبران ، به تاریخ اساطیری ایران از کیومرث (نخستین انسان و نخستین پادشاه ) می پرداختند و تا پایان عهد ساسانی را می نوشتند. سپس تاریخ اسلام را از زندگانی پیامبر اکرم و تاریخ سلسله های ایرانی را تا عصر خویش می نگاشتند؛
ازینرو تاریخ عمومی تقریباً به صورت خلاصه ای از تاریخ سلسله ها و تاریخهای محلی درآمد (صفا، ج ٥، بخش ٣، ص ١٥٥٢). برخی از این آثار به ترتیب سالها نوشته شده است ، اما گاه مورخان در گزارش رخدادهای سال موردنظر، وقایع سالهای پیشین را نیز بازگو کرده اند.

کهنترین تاریخ عمومی به جا مانده به زبان فارسی ، تاریخ بلعمی (ترجمه و تألیف در ٣٥٢ بر پایة تاریخ طبری ) نوشتة ابوعلی بلعمی * است . نثر و شیوة تاریخ نگاری تاریخ بلعمی ، سرمشق مؤلفان بعدی شد. زین الاخبار * (تألیف در نیمة اول سدة پنجم ) نوشتة عبدالحی بن ضحاک گردیزی نیز از نخستین تاریخهای عمومی موجود است ( ((ر.ک.ب))گردیزی ، مقدمة نفیسی ، ص ٨). مجمل التواریخ و القَصص * یکی دیگر از تاریخهای عمومی است که مؤلفی گمنام آن را به شیوة تاریخ بلعمی در ٥٢٠ نوشته است ( مجمل التواریخ ، مقدمة بهار، ص ه ، به نقل از قزوینی ). ابوعَمْرو عثمان بن محمد جوزجانی * مشهور به منهاج سراج نیز در ٦٥٨ طبقات ناصری را نوشت (منهاج سراج ، مقدمة حبیبی ، ص ١).

برخی از تاریخهای عمومی دورة ایلخانان (ح ٦٥٤ـ ح ٧٥٠) اینهاست : نظام التواریخ تألیف ناصرالدین عبداللّه بن عمر بیضاوی * مشتمل بر تاریخ جهان از حضرت آدم تا سال ٦٧٤ و جامع التواریخ * تألیف خواجه رشیدالدین فضل اللّه که در حدود ٧١٠ به پایان رسیده است . رشیدالدین فضل اللّه با واقع بینی و بهره گیری از اسناد دربار ایلخانان و منابع کهن چون آلتین دفتر (دفتر زرّین ) به شرح تاریخ جهان تا پایان حکومت غازان خان پرداخته است . شیوة تاریخ نگاری و نثر جامع التواریخ ، الگوی مورخان بعدی شد (رشیدالدین فضل اللّه ، مقدمة روشن ، ص پنجاه وپنج ـ پنجاه وشش ). از تاریخهای عمومی این دوره که تحت تأثیر جامع التواریخ بوده اند، این آثار درخور ذکرند:

تاریخ بناکتی از فخرالدین ابوسلیمان داوود بناکتی ، تاریخ گزیده * تألیف حمداللّه مستوفی ، زبدة التواریخ نوشتة جمال الدین ابوالقاسمِ کاشانی * و فردوس التواریخ * تألیف ابن معین ابرقوهی در ٧٩٢ (همانجا؛
استوری ، ج ٢، ص ٤٧٥، ٤٩٦). در دورة ایلخانان تاریخهای عمومی دیگری نوشته شد که به تاریخ محلی نیز می پرداخت ، از جمله مجمع الانساب * محمدبن علی شبانکاره ای در شرح تاریخ حکومت ملوک شبانکاره و هرمز و لرستان ، تاریخ شیخ اویس ابوبکر قطبی اهری در بارة جلایریان ، و منهاج الطالبین فی معارف الصادقین در بیان سلطنت شاه شجاع از ملوک آل مظفر (برای اطلاع بیشتر ((ر.ک.ب))استوری ، ج ٢، ص ٤٩٢ـ٤٩٦).

در دورة تیموریان (ح ٧٧١ـ٩١٦) ذیل نویسی از شیوه های مرسوم مورخان تاریخ عمومی بود. در ذیل نویسی گاه متون پیشین عیناً و بدون هیچ تغییری منتقل می شد که نمونة آن مجمع التواریخ السلطانیه * تألیف حافظ ابرو در ٨٣٠ است . ربع چهارم این کتاب به زبدة التواریخ مشهور است و به شرح رویدادهای ٧٣٦ تا ٨٣٠ اختصاص دارد (حافظ ابرو، ١٣٨٠ ش ، مقدمة حاج سیدجوادی ، ص هجده ـ بیست ؛
همو، ١٣٥٠ ش ، مقدمة بیانی ، ص ١٨ـ٢١، ٤٧، ٥٠). مولانا معین الدین نطنزی در ٨١٦ تاریخ عمومی و مختصری از آغاز آفرینش تا وقایع ٨٠٧ نوشت . این کتاب عنوان نداشت ، اما بعدها بارتولد آن را «آنونیم اسکندر» نامید. پس از شکست اسکندربن عمر شیخ از شاهرخ ، مؤلف با تجدیدنظر در اثرش و افزودن وقایع تا ٨١٦، کتاب را با عنوان منتخب التواریخ * به شاهرخ اهدا کرد (معین الدین نطنزی ، پیشگفتار اوبن ، ص ب ـ د؛
وودز ، ص ٨٩). همچنین مجمل فصیحی * تألیف فصیح خوافی ، جامع التواریخ حسنی اثر حسن بن شهاب الدین یزدی ، تاریخ خیرات یا اصح التواریخ نوشتة محمدبن فضل اللّه موسوی و الفصول السلطانیة فی الاصول الانسانیة از مؤلفی گمنام در بارة تاریخ عمومی و انساب از جمله این ذیلها هستند (استوری ، ج ٢، ص ٥٠٩ ـ ٥١٠، ٥١٤). برجسته ترین آثار تاریخی عمومی دورة تیموری ، تاریخ روضة الصفا * و تاریخ حبیب السیر * است که بر آثار تاریخی دورة بعد اثری بسزا داشتند (نیز رجوع کنید به ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران ، قسمت ٥ : در دورة صفویان ).

سنّت تاریخ نگاری عمومی از آغاز سدة دهم تا سیزدهم به روال پیشین ادامه یافت . در دورة صفویان (٩٠٦ـ ١١٣٥) برخی مورخان به تألیف تاریخ عمومی ایران ، بویژه شرح حکومت پادشاهان صفوی ، روی آوردند، از جمله یحیی بن عبداللطیف قزوینی مؤلف لب التواریخ (تألیف در ٩٤٨)، قاضی احمد غفاری قزوینی مؤلف تاریخ جهان آرا (تألیف در ٩٧٢)، عبدی بیگ شیرازی مؤلف تکملة الاخبار (تألیف در ٩٧٨)، بوداق منشی قزوینی مؤلف جواهر الاخبار (تألیف در ٩٨٤)، ملاکمال بن جلال الدین منجم یزدی مؤلف زبدة التواریخ (تألیف در ١٠٦٣)، میرزا محمدیوسف واله اصفهانی مؤلف خلد برین (تألیف در ١٠٧٨) و سیدحسن بن مرتضی استرآبادی مؤلف تاریخ سلطانی (تألیف در ١١١٥). این مورخان افزون بر ثبت مشاهدات شخصی خویش ، عموماً تحت تأثیر آثار این دوره از جمله صِفوة الصفا * ، فتوحات شاهی و تاریخ عالم آرای عباسی * بودند (قزوینی ، ص ١ـ٤؛
بوداق منشی قزوینی ، پیشگفتار بهرام نژاد، ص ٤١ـ٤٧؛
واله اصفهانی ، پیشگفتار محدّث ، ص سیزده ـ چهارده ؛
حسینی استرآبادی ، پیشگفتار اشراقی ، ص ٨، ١٠).

از تاریخهای عمومی دورة افشاریان (١١٤٨ـ ح ١٢١٠)، زبدة التواریخ تألیف محمدحسن مستوفی در ١١٥٤ است (صفا، ج ٥، بخش ٣، ص ١٥٥٩).

در دورة قاجاریان (١٢١٠ـ١٣٤٤) نیز تاریخ نگاری عمومی رواج داشت ، از جملة این تواریخ است : زینت التواریخ (تألیف در حدود ١٢١٨ـ١٢٢١) اثر میرزامحمد منشی الممالک تبریزی با همکاری علیرضابن عبدالکریم شیرازی ، اکسیر التواریخ نوشتة علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه در ١٢٥٨ و شمس التواریخ تألیف عبدالوهاب قطره در ١٢٥٧. ناسخ التواریخ تألیف میرزا محمدتقی خان سپهر در ١٢٦٧ و تاریخ منتظم ناصری تألیف اعتمادالسلطنه در ١٢٩٨، که با نثری روان و ترتیب سالشمار نوشته شده اند، برجسته ترین تاریخهای عمومی این دوره اند (استوری ، ج ٢، ص ٦٧٦ـ٦٧٧، ٦٨٧، ٧٠٠).


منابع :
(١) چارلز آمبروز استوری ، ادبیات فارسی بر مبنای تالیف استوری ، ترجمة یو. ا. برگل ( به روسی ) ، مترجمان یحیی آرین پور، سیروس ایزدی ، و کریم کشاورز، چاپ احمد منزوی ، تهران ١٣٦٢ ش ـ ؛
(٢) بوداق منشی قزوینی ، جواهر الاخبار: بخش تاریخ ایران از قراقویونلو تا سال ٩٨٤ ه .ق ، چاپ محسن بهرام نژاد، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل جامع التواریخ رشیدی ، چاپ خانبابا بیانی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٤) همو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٥) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٦) رشیدالدین فضل اللّه ؛
(٧) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٥، بخش ٣، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٨) یحیی بن عبداللطیف قزوینی ، کتاب لب التواریخ ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٩) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٠) مجمل التواریخ و القصص ، چاپ محمدتقی بهار، تهران ١٣١٨ ش ؛
(١١) معین الدین نطنزی ، منتخب التواریخ معینی ، چاپ ژان اوبن ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٢) عثمان بن محمد منهاج سراج ، طبقات ناصری ، چاپ عبدالحی حبیبی ، کابل ١٣٤٢ـ ١٣٤٣ ش ؛
(١٣) محمدیوسف واله اصفهانی ، خلدبرین : ایران در روزگار صفویان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران ١٣٧٢ ش ؛


(١٤) John E. Woods, " The rise of T ¦âmur ¦âd historiography ", Journal of Near Eastern studies , vol. ٤٦, no. ٢ (Apr. ١٩٨٧);


مطالب این مقاله عمدتاً بر مبنای

EI ٢ , s.v. " Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II . ٢: In Persian "

(١٥) تدوین شده است .

(١٦) /آ. ک . س . لمتون ، تلخیص از ( د.اسلام ) ؛
با اضافاتی از یعقوب آژند/

٢. تاریخ نگاری محلی . تاریخ نگاری محلی در ایران در سده های نخستین اسلامی به عربی و از اواخر سدة پنجم به فارسی نوشته می شد. تاریخهای محلی موجود نشان می دهند که مورخان محلی ، از یک شیوة خاص پیروی نمی کردند. آداب و رسوم رایج و محیط فرهنگی مورخان ایرانی در شکل بخشیدن به آثار آنان تأثیر مهمی داشت . این رسوم شامل میراث باستانی ایران و میراث جامعة اسلامی بود و در هر دو مورد، زندگی سیاسی و اجتماعی آنان صبغة دینی داشت .

تاریخ نگاری محلی در دورة میانه در ایران رایج بود. این تاریخها از ظهور و فروپاشی امپراتوریهای بزرگ الهام می گرفت و احتمالاً واکنشی علیه تمرکزگرایی سلسله های بزرگ بود. انگیزة اصلی مورخانی که به تاریخ محلی می پرداختند، کسب افتخار برای منطقة خود و اعتقاد به این بود که رویدادهای سرزمینشان شایستة ضبط در تاریخ است . شاید یکی از علل رشد تاریخ نگاری محلی در دورة صفوی و قاجاری (سده های دهم تا سیزدهم ) همین بوده است .

تاریخهای محلی بیش از تاریخهای عمومی به بررسی شخصیتها و تشکیلات اداری و اجتماعی می پردازد. تقریباً همة تواریخ محلی با توصیف جغرافیای منطقه و تأثیر آن بر تاریخ منطقه ادامه می یابد. در بیشتر این آثار به رویدادهای مهمی که به بنیان شهر یا شهرهای منطقه انجامیده ، پرداخته شده است .

تاریخ قم حسن بن محمدبن حسن قمی (تألیف در اواخر سدة چهارم ) از کهنترین تاریخهای محلی به جا مانده است . اصل این کتاب به عربی بوده و حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی در ٨٠٥ یا ٨٠٦ آن را به فارسی ترجمه کرده است . تاریخ قم در بارة مسجد جامع و مدارس قم و بانیان آنها، و همچنین مالیات و اجارة ملک مطالبی دارد (رجوع کنید به قمی ، ص ٣٦ـ ٣٨، ١٠١ به بعد) که اهمیت این شهر را به مثابه مرکز اسلامی روشن می سازد (رجوع کنید به تاریخ قم * ).

بیشتر تاریخهای محلی به شرح حال افراد مشهور و عالمان پرداخته اند. در برخی از این آثار، چون جامع مفیدی تألیف محمد مفیدبافقی در ١٠٨٢ـ١٠٩٠ و سِمط العُلی للحضرة العلیا تألیف ناصرالدین منشی در ٧١٦، شرح جزئیات زندگی نویسنده نیز آمده است .

گاه تمایز نهادن میان تاریخ محلی و تاریخ سلسله ای دشوار است ، مانند سمط العلی للحضرة العلیا و عِقدُ العُلی ' للموقف الاعلی هر دو تألیف افضل الدین کرمانی در ٥٨٤، که گرچه تاریخهای سلسله ای اند، به تاریخ محلی کرمان توجه ویژه داشته اند (رجوع کنید به ناصرالدین منشی ، مقدمة اقبال ، ص و ـ ز). همچنین تاریخنامة هرات * تألیف سیف هروی در حدود اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم و روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات * تألیف معین الدین محمد اسفزاری در ٨٩٧ ـ٨٩٩، هرچند اطلاعات مهمی در بارة تاریخ محل (هرات ) دارند، به شرح رویدادهای تاریخی شرق ایران نیز پرداخته اند.

برخی از مورخان کوشیده اند تا تاریخ محلی را در کنار تاریخ عمومی قرار دهند، مثلاً وصاف الحضره در تاریخ وصاف * بخش عمدة کتابش را به ذکر رویدادهای تاریخی کرمان و فارس اختصاص داده (رجوع کنید به وصاف الحضره ، ص ٢٠٤ـ ٢١٢، ٤٢٥ـ٤٢٩) و حاجی میرزا حسن فسایی مؤلف فارسنامة ناصری * (آغاز تألیف : ١٢٩٣) به تاریخ فارس بیشتر پرداخته است (رجوع کنید به ادامة مقاله ).

بعضی مورخان نیز در تاریخهای محلی ، رویدادهای حکومت شاهان ایرانی پیش از اسلام را نیز در منطقة خود شرح داده اند،از جملة این آثار است : فارسنامة ابن بلخی * (تألیف در سدة ششم ) که نخستین اثر به جا مانده از این نوع تاریخهای محلی است (ابن بلخی ، مقدمة رستگار فسایی ، ص ٢ـ٣)؛
محاسن اصفهان که مفضل بن سعدبن حسین مافروخی در ٤٦٥ـ ٤٨٥ آن را به عربی نوشت و بعدها محمدبن ابی الرضا علوی آوی آن را با اندکی تغییرات و اضافاتی در بارة دورة حکومت ایلخانان ، به فارسی ترجمه کرد (مافروخی ، مقدمة اقبال ، ص ( ج ) ـ ه ، نیز رجوع کنید به ص ٦).

در سده های اولیة دورة اسلامی ، پیش از ظهور سلسله های محلی ، تاریخهای محلی تحت تأثیر کتابهای طبقات بود، زیرا علما در تشکیل جامعة اسلامی سهم عمده ای داشتند. ابونعیم (متوفی ٤٣٠) در اخبار اصبهان پس از شرح مختصری در بارة جغرافیا و تاریخ اصفهان به شرح حال فقیهان پرداخت . تنها بخش باقی مانده از السیاق لتاریخ نیشابور عبدالغافر فارسی (ذیل بر تاریخ نیشابورِ * حاکم نیشابوری ) نیز به روش کتابهای طبقات است . مافروخی نیز در محاسن اصفهان (ص ١١٥ـ١٢٦) احوال علما و ادیبان و بزرگان شهر را ذکر کرده است . همچنین التدوین فی ذکر اهل العلم بقزوین تألیف عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی (اتمام تألیف ح ٦٢٠)، که تنها اثر مستقل به جا مانده در بارة تاریخ قزوین و به عربی است ، تحت تأثیر کتابهای طبقات بوده است (رجوع کنید به زویری ، ص ٥٩).

در تواریخ بعدی ، شرح حالِ طبقات بیشتری از جامعه نوشته شد، هرچند تا دورة معاصر تأکید اصلی بر علما و سادات بوده است . تاریخ بیهق * تألیف علی بن زیدبیهقی در ٥٦٣، نمونة روشن آن است . مؤلف با دیدگاهی دینی به تعریف تاریخ پرداخته و پس از بیان رویدادهای بیهق ، زندگی خود و علما و رجال آنجا را شرح داده است (بیهقی ، ص ٦ـ ٨؛
روزنتال ، ص ١٦١ـ١٦٢). محمد مفیدبافقی در جامع مفیدی نیز با اندکی تفاوت همین شیوه را دارد. او از علما و سادات و وزرا و دیوانیان و پزشکان و ادبا و زاهدان و هنرمندان نام برده است .

در حدود سدة سیزدهم در وضع طبقات جامعة ایرانی تغییراتی پدید آمد که در تواریخ محلی منعکس شده است . حاجی میرزاحسن فسایی در فارسنامة ناصری اهمیت خاصی به طبقات مذهبی نداده است و فقط بخش کوتاهی در بارة علما دارد. بیشتر این کتاب به شرح خاندانها و تجار و خانهای فارس اختصاص دارد. حاجی میرزاحسن خان جابری در ١٢٩٣ تاریخ اصفهان و ری و همة جهان را نوشت . او زمینة تاریخ محلی را وسیعتر کرد و شاید به همین سبب خودش این کتاب را تاریخ نصف جهان و همة جهان نامیده است (میرزاحسن خان شیخ جابری ، ص ٢). او گزارشی از رویدادهای تاریخی ایران و جهان را در حاشیة اثرش ذکر کرده است ( ((ر.ک.ب))جابری انصاری ، جاهای متعدد).

به طورکلی ، تاریخهای محلی بسیاری در بارة فارس و قم و یزد (افشار، ١٣٤٨ـ١٣٥٤ ش ، ج ١، ص ٢٥ـ ٣٢) و کرمان ( ((ر.ک.ب))وزیری کرمانی ، مقدمة باستانی پاریزی ، ص ٨٦ به بعد) و نواحی حاشیة دریای خزر وجود دارد.

برخی از تواریخ محلی شمال ایران ــ علاوه بر تاریخ طبرستان ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، و تاریخ رویان اولیاءاللّه آملی (تألیف در ٧٦٤) ــ اینهاست : تاریخ خانی * علی بن شمس الدین لاهیجی (تألیف در ٩٢٢)، تاریخ گیلان * عبدالفتاح فومنی (تألیف در ١٠٣٨) و التدوین فی احوال جبال الشروین تألیف اعتمادالسلطنه از ١٣١١ تا ١٣١٢. این مورخان برخی مطالب را عیناً از تواریخ پیش از خود رونویسی کرده اند (رجوع کنید به تاریخ طبرستان * ؛
تاریخ طبرستان و رویان و مازندران * ؛
تاریخ رویان * ).

در تواریخ فارس افزون بر آنچه ذکر شد، شیرازنامة * ابن زرکوب (تألیف در حدود سدة هشتم ) شایان ذکر است . مؤلف در این کتاب به سهم طبقات گوناگون در ساختن جامعة اسلامی پرداخته است .

مشخصة تواریخ یزد، حس استقلال و خودمختاری این ناحیه است . محمدبن حسن جعفری در سدة نهم تاریخ جعفری * را در بارة تاریخ سلسله های محلی یزد از دوران اسلامی تا حکومت امیر چخماق (حاکم یزد که او را شاهرخ تیموری منصوب کرده بود)، به اختصار نوشت . توجه اصلی وی ، به جای رویدادهای تاریخی ، به بناهای یزد و سازندگان آنها بود. در اواخر همین سده احمدبن حسین بن علی کاتب ، تاریخ جدید یزد را بر اساس تاریخ جعفری نوشت . به سبب اهمیت قناتها در حاشیة کویر مرکزی ، در تواریخ یزد مطالب بسیاری در بارة قناتها و تقسیم بندی آب و شیوة آبیاری و خشکسالیها آمده است . تواریخ قم نیز، افزون بر این ویژگیها، بر مذهب شیعة اثناعشری تأکید دارند.

در تاریخهای محلی کردستان ، از جمله شرفنامة بدلیسی (تألیف در ١٠٠٥)، به جنبه های قوم شناسی اهمیت داده شده است (رجوع کنید به بدلیسی ، مقدمة عباسی ، ص هشتادوسه ، هشتادونه ؛
نیز رجوع کنید به بدلیسی * ، شرف الدین ).

مرآت القاسان تألیف عبدالرحیم ضرابی در حدود ١٢٨٦ تا ١٢٨٧، یگانه اثر مستقل در بارة تاریخ محلی کاشان است (افشار، ١٣٣٤ ش ، ص ٢٦١ـ٢٦٢).

از تاریخهای محلی خوزستان می توان از تذکرة شوشتر تألیف سیدعبداللّه جزایری در ١١٦٥، و تاریخ پانصد سالة خوزستان تألیف احمد کسروی در ١٣٠٤ ش نام برد.

تاریخ و جغرافیای دارالسلطنة تبریز * (تألیف در ١٣١٤) اثر نادرمیرزا از آثار ارزشمند در بارة تاریخ محلی تبریز است .

در بارة ایلات و عشایر فارس ، تاریخ بختیاری * تألیف سردار اسعد بختیاری در ١٣٣٣ شایان ذکر است .

محمدعلی سدیدالسلطنه کبابی نیز در دو کتاب اعلام الناس فی احوال بندرعباس و مغاص اللئالی و مناراللیالی رویدادهای تاریخی بندرعباس و بندر بوشهر را نوشت . این دو کتاب تنها تاریخهای محلی به جا مانده از تاریخ معاصر ایران در این منطقه است (اقتداری ، ص ٥٥٤ ـ ٥٥٥).

مورخان محلی به سبب آشنایی با سنّت محلی ، با کسانی که در بارة آنان می نویسند، احساس نزدیکی دارند. نگرش آنان به واقعیات اجتماعی با رویکرد طبقة حاکم تفاوت دارد. آنان علاوه بر شرح جزئیات زندگی افراد سرشناس ، زندگی تودة مردم و تشکیلات اداری و وضع اقتصادی منطقة خود را بدقت وصف کرده اند.


منابع :
(١٧) ابن بلخی ، فارسنامة ابن بلخی ، بر اساس متن مصحح لسترنج و نیکلسون ، چاپ منصور رستگار فسایی ، شیراز ١٣٧٤ ش ؛
(١٨) ایرج افشار، «یادداشت در بارة مرآة قاسان »، فرهنگ ایران زمین ، ج ٣ (١٣٣٤ ش )؛
(١٩) همو، یادگارهای یزد ، تهران ١٣٤٨ـ١٣٥٤ ش ؛
(٢٠) احمد اقتداری ، «محمدعلی سدیدالسلطنة کبابی بندرعباسی »، راهنمای کتاب ، سال ١٨، ش ٧ـ٩ (مهر ـ آذر ١٣٥٤)؛
(٢١) شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی ، شرفنامه : تاریخ مفصّل کردستان ، چاپ محمد عباسی ، چاپ افست تهران ?( ١٣٤٣ ش ) ؛
(٢٢) علی بن زید بیهقی ، تاریخ بیهق ، چاپ احمد بهمنیار، تهران ١٣٤٥ ش ، چاپ افست ١٣٦١ ش ؛
(٢٣) محمدحسن جابری انصاری ، تاریخ اصفهان و ری و همة جهان ، ( اصفهان ) ١٣٢١ ش ؛
(٢٤) محجوب زویری ، «درآمدی بر کتاب التدوین فی ذکر اهل العلم بقزوین »، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا ، سال ٤، ش ١٠ـ١١ (مرداد و شهریور ١٣٨٠)؛
(٢٥) حسن بن محمد قمی ، کتاب تاریخ قم ، ترجمة حسن بن علی قمی ، چاپ جلال الدین طهرانی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢٦) مفضّل بن سعد مافروخی ، ترجمة محاسن اصفهان ، به قلم حسین بن محمدبن ابی رضا آوی ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣٢٨ ش ؛
ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العلی

(٢٧) للحضرة العلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٨) احمدعلی وزیری کرمانی ، تاریخ کرمان ، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(٢٩) عبداللّه بن فضل اللّه وصاف الحضره ، تاریخ وصاف ، چاپ سنگی بمبئی ١٢٦٩؛


(٣٠) EI ٢ , s.v. "Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II: historical writing. ٢: in Persian (by Ann K. S. Lambton);
(٣١) Ann K. S. Lambton, "Persian local histories: the tradition behind them and the assumptions of their authors", in Ya ¦d-na ¦ma: in memoria di Alessandro Bausani , Rome ١٩٩١, ٢٢٧-٢٣٨.

(٣٢) (دو منبع اخیر مأخذ اصلی در نگارش این مقاله بوده اند)؛


(٣٣) Franz Rosenthal, A history of Muslim historiography , Leiden ١٩٦٨.

/ گروه تاریخ /

٣. تاریخ نگاری دودمانی . از اقسام متداول تاریخ نگاری ایرانی ، تاریخ نگاری دودمانی یا سلسله ای است . مورخان ، شاید به انگیزة پاداش گرفتن از شاهان ، تاریخ سلسلة آنان را تألیف می کردند. سلسله های مستقل ایرانی در واقع وظیفة تغییر سنّت تاریخ نگاری از عربی به فارسی را برعهده داشتند، ازینرو تاریخهای این سلسله ها بیشتر به فارسی نوشته شد. از دورة مغول به سبب توجه سلسله های محلی به ثبت تاریخ خود، تاریخ نگاری سلسله ای با تاریخ نگاری محلی درآمیخت .

٤. تک نگاری . آثار تک نگاری تاریخی در ایران را از دورة تیموریان در دست داریم . ظفرنامة شامی و ظفرنامة یزدی و عجائب المقدور فی نوائب تیمور از ابن عربشاه * در بارة تیمور نوشته شده است . تاریخ عالم آرای امینی از روزبهان خنجی اطلاعات مفیدی در بارة امرای آق قوینلو دارد. از تک نگاریهای دورة صفوی می توان به این آثار اشاره کرد: فتوحات شاهی یا فتوحات امینی از صدرالدین سلطان ابراهیم امینی هروی در بارة شاه اسماعیل اول ؛
فتوحات همایون از سیاقی نظام در بارة دوازده سال نخست سلطنت شاه عباس اول ؛
تاریخ عالم آرای عباسی نوشتة اسکندربیک منشی که بخشی از آن در بارة شاه عباس اول است ؛
عالم آرای صفوی یا عالم آرای شاه اسماعیل و جهانگشای خاقان از مؤلفانی نامعلوم در بارة شاه اسماعیل اول ؛
عالم آرای شاه طهماسب از مؤلفی نامعلوم در بارة شاه طهماسب اول ؛
قصص الخاقانی نوشتة ولی قلی شاملو که تاریخ کامل شاه عباس دوم است ؛
دستور شهریاران نوشتة محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری در بارة دورة سلطان حسین صفوی . از تک نگاریهای دورة افشاری نیز می توان به تاریخ عالم آرای نادری تألیف محمدکاظم مروی و دُرّة نادره از میرزا مهدی خان استرآبادی ، هر دو در بارة وقایع سلطنت نادرشاه ، اشاره کرد (نیز رجوع کنید به عالم آرا).

٥. تاریخ نگاری منظوم . در ایران ، بویژه در دورة مغول ، تاریخ نگاری منظوم وجود داشته است . از آثار این دوره است : تاریخ غازان که شمس الدین کاشانی آن را به دستور غازان خان سرود؛
چنگیزنامه یا شهنشاه نامه که احمد تبریزی آن را به دستور ابوسعید ایلخانی در ٧٣٨ سرود؛
غازان نامه سرودة خواجه نورالدین بن شمس الدین تبریزی در ٧٥٨؛
ظفرنامه سرودة حمداللّه مستوفی در ٧٣٥ (زرین کوب ، ص ١٣٠).

از تاریخهای منظوم در بارة دورة تیموری ، تِمُرنامه سرودة عبداللّه هاتفی در اوایل قرن دهم در بارة تیمور (صفا، ج ٤، ص ٤٤٢) و شاهرخ نامه سرودة قاسمی گنابادی در ٩٥٠ در بارة شاهرخ تیموری است . از دورة صفوی نیز می توان به این آثار اشاره کرد: شاهنامة هاتفی یا اسماعیل نامه سرودة عبداللّه هاتفی در بارة فتوحات شاه اسماعیل اول که ناتمام مانده است ، دو مثنوی از سراینده ای با تخلص قدری در بارة واقعة بازپس گیری هرمز از پرتغالیها به نامهای جنگ نامة قشم و جرون نامه که ضمن آن قتل امامقلی خان به امر شاه صفی هم وصف شده است (زرین کوب ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به منزوی ، ج ٢، ص ٩٣٩ـ٩٤٠). از تاریخهای منظوم دورة افشاری ، شاهنامة نادری است که نظام الدین عشرت سیالکوتی قریشی آن را در ١١٦٢ در بارة حملة نادرشاه افشار به هند و جنگهای او تا زمان مرگش سروده است (زرین کوب ، ص ١٣١).


منابع :
(٣٤) برای مآخذ این قسمت رجوع کنید به منابع قسمت ب همین مقاله .

/ یعقوب آژند /

ب ) منابع جنبی تاریخ نگاری ایران . در کنار آثار بالاخص تاریخی ، در تاریخ نگاری ایرانی منابعی داریم که اطلاعات تاریخی را می توان از آنها به دست آورد. سفرنامه ها، کتابهای خاطرات و روزشمار، شرح حالها، وقایع نگاریها، منشآت و اسناد دیوانی از جملة این منابع است .

در سنّت اسلامی سفرنامه نویسی وجود داشته است و بعضی جهانگردان سفرنامه هایی نوشته اند که از حیث تاریخی اهمیت دارد، از جمله سفرنامة ناصرخسرو که از آن می توان به اوضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی سده های پنجم و ششم پی برد، نیز سفرنامة ابن بطوطه * در سدة هشتم . اما از دورة مغول و تیموری با شروع مراودات ایران و اروپا، جهانگردان اروپایی سفرنامه های بسیاری نوشتند که حاوی اطلاعات ارزشمندی در بارة تاریخ ایران در این دوره هاست ، از جمله مارکوپولو که در زمان ایلخانان به ایران سفر کرد و کلاویخو که برای رساندن پیام پادشاه اسپانیا به دیدار تیمور آمد، سفرنامه نوشتند که حاوی اطلاعاتی در بارة تاریخ ایران است .

سفرنامه نویسی در دورة صفوی به اوج خود رسید. در این دوره سفر اروپاییان به ایران بیشتر شد. از آثار ایشان در این دوره اینهاست : گزارش آنجولتو در بارة شاه اسماعیل ؛
سفرنامة پیترو دلا واله که نکات تازه ای در بارة جامعة ایران در دورة شاه عباس اول دارد (رجوع کنید به ص ١٣ـ١٤، ٣٥ـ ٣٨)؛
سفرنامة برادران شرلی که برای شناخت دورة شاه عباس اول مفید است ؛
سفرنامة شاردن که نوعی دایرة المعارف عصر صفوی است ؛
سفرنامة تاورنیه و سفرنامة کمپفر (رجوع کنید به دلا واله * ؛
شرلی * ؛
شاردن * ؛
تاورنیه * ).

در دورة افشاریان و زندیان ، فعالیتهای اروپاییان در ایران به صورت استعماری درآمد و نیاز آنان به کسب اطلاعات دقیق در بارة ایران موجب تألیف کتابهای بسیار شد، از جمله دو جلد کتاب جونس هنوی که در ١١٥٦ـ١١٥٧/ ١٧٤٣ـ١٧٤٤ در ایران و در بارة مسائل اقتصادی انگلستان در دریای خزر نوشته شد و مؤلف بعدها مطالبی در بارة نادرشاه به کتاب افزود؛
نامه های طبیب نادرشاه از رنه بازن ، کشیش و پزشک فرانسوی که در اواخر حیات نادر در خدمت او بود؛
سفرنامة ژان اوتر، اوتر برای استقرار روابط بازرگانی بین ایران و فرانسه به ایران آمده بود؛
سفرنامة فریزر، وی در ١٢٠٤/ ١٧٩٠ به ایران آمد؛
سفرنامة ویلیام فرانکین ، وی در ١٢٠١/ ١٧٨٧ به ایران آمد و مطالب مبسوطی در بارة مردم ایران بویژه مردم فارس نوشت .

در دورة قاجار نیز حاصل سفرهای متعدد اروپاییان به ایران ، سفرنامه هایی بود حاوی اطلاعاتی بدیع در بارة اوضاع ایران ، از جمله : سه سال در آسیا از کنت دوگوبینو؛
سفرنامة دکتر پولاک ؛
سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان از برنهارد دورن ؛
سفرنامة نیکیتین سفیر روس ؛
سفرنامة مازندران و استرآباد از لویی رابینو؛
ایران در ١٨٣٩ـ١٨٤٠ که گزارش سفارت کنت دو سرسی است ؛
سفرنامه های مادام کارلا سرنا جهانگرد ایتالیایی دورة محمدشاه و ناصرالدین شاه ، ویلیام جکسون نخستین سفیر امریکا در ایران در دورة ناصرالدین شاه ، و چارلز جیمز ویلز انگلیسی ؛
سفرنامة اوژن اوبن سفیر فرانسه با عنوان ایران امروز که در بارة اوضاع اجتماعی شهرهای ایران و اوضاع سیاسی دورة مشروطیت اطلاعات ارزشمندی دارد. علاوه بر اینها، در تحقیقات باستان شناختی اروپاییان که از دورة مظفرالدین شاه آغاز شد و حاصل آن در سفرنامه های ایشان ثبت شده است ، مطالب شایان توجهی در بارة ایران وجود دارد. سفرنامه های اوژن فلاندن و رالینسن و مرگان از این آثار است .

در دورة قاجار سفرنامه نویسی در میان ایرانیان احیا شد. میرزاصالح شیرازی سبک جدیدی در سفرنامه نویسی ابداع کرد. سفرنامة او، هم در صورت و هم در محتوا، با سفرنامه های دیگر متفاوت است . برخی سفرنامه های این دوره را می توان نوعی وقایع نگاری روزانه دانست ، مثل سفرنامه های ناصرالدین شاه از جمله روزنامة سفر از تهران الی الکربلا ، روزنامة سفر همایون به مازندران ، روزنامة سفر فرنگستان ؛
حیرت نامة میرزاابوالحسن خان شیرازی که از قدیمترین سفارتنامه های دورة قاجار است ؛
سفارتنامة خوارزم اثر رضاقلی خان هدایت که گزارش سفارت وی در خیوه است ؛
سفرنامة میرزافتاح خان گرمرودی به اروپا؛
سفرنامة حسین خان آجودانباشی که ره آورد سفارت در کشورهای اروپایی است ؛
تحفة العالم میرزاعبداللطیف شوشتری مشتمل بر گزارش سفر مؤلف به شهرهای ایران و عراق و هند و اروپا؛
مرآت الاحوال جهان نما نوشته آقااحمد بهبهانی مشتمل بر گزارش سفر مؤلف به شهرهای ایران و عراق و هند.

خاطره نویسی و وقایع نگاری در دورة قاجار رواج یافت . از این نوع آثار است : شرح زندگانی من از عبداللّه مستوفی ؛
روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه ؛
خاطرات سیاسی امین الدوله ؛
خاطرات احتشام السلطنه ؛
خاطرات حاج سیاح ، یا دورة خوف و وحشت ؛
خاطرات ممتحن الدوله ؛
خاطرات سیدعلی محمد دولت آبادی ؛
تاریخ الدخانیه یا تاریخ وقایع تحریم تنباکو از شیخ حسن کربلایی ؛
کتابچة خانلر میرزا احتشام الدوله در بارة جنگ ایران و انگلیس در محمره ؛
یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه از دوستعلی خان معیرالممالک ؛
یادداشتهای محمدولی خان تنکابنی ؛
یادداشتهای ناصرالملک و خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ؛
کتاب زرد تألیف شهید سیدحسن مدرّس (برای اطلاع بیشتر در بارة این کتاب رجوع کنید به یاد ، ش چهاردهم ، سال چهارم ، بهار ١٣٦٨، ص ٨١ ـ٩٤).

شرح حال نویسی در ایران سنّتی دیرینه دارد. شرح حالها و تذکره های بسیاری به فارسی نوشته شده که بسیاری از اطلاعات تاریخی مهم را می توان در آنها یافت . این کتابها در بارة بسیاری کسان همچون علمای دینی و شاعران و شاهان و دیوانیان است (رجوع کنید به تذکره * )، اما بیشترین اطلاعات تاریخی را می توان در شرح حالهای شاهان و شخصیتهای سیاسی یافت . علاوه بر اینها از بعضی کتابهای شرح حال صوفیان که در دورة صفوی و پس از آن تألیف شده می توان اطلاعات تاریخی ارزشمندی به دست آورد، مثلاً صفوة الصفا اثر توکلی بن اسماعیل اردبیلی معروف به ابن بزّاز در بارة کردار و کرامات شیخ صفی الدین اردبیلی ، سلسلة النسب صفویه تألیف شیخ حسن بن شیخ ابدال زاهدی در بارة مناقب شیخ زاهد گیلانی (زرین کوب ، ص ٤٥) و طرائق الحقایق نوشتة حاجی میرزا معصومعلیشاه نعمت اللهی در شرح احوال بزرگان صوفیه .

مراسلات ، منشآت و اسناد دیوانی ، و کتابهایی که در بارة تشکیلات دیوانی نوشته شده ، از منابع مهم و سودمند برای دریافت اطلاعات تاریخی است . در تذکرة الملوک میرزا سمیعا (تألیف در ١١٣٧) اطلاعات گرانبهایی در بارة تشکیلات دیوانی و مسائل مالی صفویان آمده است . دستورالملوک محمدرفیع انصاری مستوفی الممالک مشهور به میرزا رفیعا، در بارة القاب و مواجب و تشکیلات دیوانی صفویان مطالبی دارد. سلوک الملوک روزبهان خنجی حاوی اطلاعاتی در بارة وظایف سلطان و وزیر و شیخ الاسلام و مفتی و قاضی و محتسب و داروغه و والی مظالم و دیگر مقامات مملکتی در دورة صفوی است .

منشآت و اسناد دیوانی به جا مانده از دورة تیموری یکی از منابع مهم تاریخ این دوره است ، از جملة آنهاست : منشأالانشاء اثر نظام الدین عبدالواسع بن جمال الدین نظامی با تدوین و تبویب ابوالقاسم شهاب الدین احمد خوافی (نظامی باخرزی ، ج ١، مقدمة همایونفرخ ، ص ٣، ١٤)؛
شرفنامه یا انشاء مروارید از منشآت بیانی کرمانی ، کاتب و وزیر سلطان حسین بایقرا؛
مجمع الانشاء یا نسخة جامع مراسلات اولی الالباب تدوین ابوالقاسم حیدربیگ ایواغلی (متوفی ١٠٧٥) که مجموعه مراسلات شاهان صفوی با سلاطین همسایه و نیز مشتمل بر اسناد و فرمانها از زمان آلب ارسلان سلجوقی تا زمان شاه عباس دوم است (زرین کوب ، ص ٩١)؛
و منشآت قائم مقام فراهانی و میرزا مهدی خان استرآبادی و معتمدالدولة نشاط و امیرنظام گروسی و محسن میرزاقاجار.

وقایع نگاریها نیز از منابع مهم برای تاریخ نگاری اند ( ((ر.ک.ب))وقایع نگاری * ).


منابع :
(٣٥) پیترو دلا واله ، سفرنامة پیترو دلاواله : قسمت مربوط به ایران ، ترجمة شجاع الدین شفا، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٣٦) عبدالحسین زرین کوب ، تاریخ ایران بعد از اسلام ، تهران ١٣٤٣ش ؛
(٣٧) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٤، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٣٨) احمد منزوی ، فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ش ـ ؛
(٣٩) عبدالواسع بن جمال الدین نظامی باخرزی ، منشاءالانشاء ، ( تدوین ) ابوالقاسم شهاب الدین احمد خوافی ، ج ١، چاپ رکن الدین همایونفرخ ، تهران ١٣٥٧ش .

/ یعقوب آژند /

ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران .

١. پیش از اسلام . سنّت تاریخ نگاری در ایرانِ پیش از اسلام به سبب فقدان آثار مکتوب از دورة قدیم و میانة ایران بدرستی مشخص نیست ، ازینرو نمی توان از تاریخ نگاری مستقلی دست کم تا زمان ساسانیان یاد کرد. افزون بر این ، ایرانیان بیشتر متمایل به حفظ سنن شفاهی بوده اند تا مکتوب کردن حقایق تاریخی (رجوع کنید به هرتسفلد، ص ٤٢؛
> تاریخ ایران کیمبریج < ، ج ٣، بخش ١، مقدمة یارشاطر، ص XXI-XX )؛
با اینهمه ، بر اساس بندهایی از تورات (عزرا، ٤:١٤ـ١٩) و گزارش مورخان یونانی و کتیبه های بابلی و آشوری ، آثاری با محتوای تاریخی در ایران باستان وجود داشته است (رجوع کنید به کلیما، ص ٢١٣ـ٢١٤؛
ریپکا، ص ٤٦ـ٤٧).

تا پیش از ورود مادها و پارسها به سرزمین ایران (حدود یک هزار سال پیش از میلاد) تاریخ ایران منحصر به ایلام بود. کهنترین منبع در این باره ، کتیبه ای است متعلق به هزارة سوم پیش از میلاد که در لَیان خلیج فارس پیدا شده است و اطلاعاتی در بارة تاریخ ایلام دارد (مجیدزاده ، ص ٥؛
راینر، ص ٣٣٧). قدیمترین گزارش مکتوب با محتوای تاریخی ـ اساطیری در اوستا ، بویژه در یشتها ، آمده که اساس حماسة پهلوانی ایران در دوره های بعد شده است (صفا، ص ١١٢ـ١١٣؛
غروی ، ص ٧٦ـ ٧٧، ٨٦؛
یارشاطر، ١٣٥٧ ش ، ص ٣٠١؛
فرای ، ص ٣٨). از دورة مادها (٧٠٨ یا ٧٠١ ـ ٥٥٠ ق م ) هیچ مکتوبی باقی نمانده است . از زمان هخامنشیان (٥٥٩ـ٣٣٠ ق م ) کتیبه هایی با محتوای تاریخی ، مانند کتیبة سه زبانة داریوش اول (حک : ٥٢٢ ـ ٤٨٦ ق م ) در بیستون ، به دست آمده است (دیاکونوف ، ١٣٥٧ش ، ص ١٧). افزون بر آن ، ظاهراً محلی ویژة نگهداری دفاتر شاهی در اکباتانه (همدان ) موجود بوده است (تورات ، عزرا، ٦: ١ـ٣) که یونانیان برای نوشتن تاریخ ایرانیان از اسناد آنجا استفاده می کرده اند (تفضلی ، ص ٣٠ـ٣١). از تاریخ نگاری در دورة اشکانی اطلاعی در دست نیست ، اما مجموعه ای از اشعار حماسی را خنیاگران (گوسانها) آن زمان به دورة بعد انتقال دادند که اساس حماسة ملی ایران شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ؛
یارشاطر، ١٣٧٨ ش ، ص ١٩٤؛
بویس و فارمر، ص ٣٣؛
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فرای ، ص ٣٧ـ ٣٨؛
صفا، ص ٢٦، ٣٠).

تاریخ نگاری ساسانی وامدار داستانهای مذهبی و حماسی در بارة پیشدادیان و کیانیان ، روایتهای حماسی و تاریخی پارتیان در مشرق و شمال شرقی ایران (خراسان قدیم )، و اساطیر موجود در اوستا و اخبار شاهان ساسانی است . در واقع ، حماسه های باستانی به صورت گزارشهای تاریخی درآمدند و مورخان درباری مطابق با عملکرد پادشاهان ، تاریخ را به صورتی گزینشی نوشتند ( > تاریخ ایران کیمبریج < ، ج ٣، بخش ١، مقدمة یارشاطر، ص XXI ؛
یارشاطر، ١٩٨٣، ص ٤٣٢؛
همو، ١٣٥٧ش ، ص ٢٧٧، ٢٨٠؛
کلیما، ص ٢١٤). تواریخ این دوره به تاریخ پادشاهان ماد و هخامنشی اشاره ای ندارد، ازینرو رویدادهای مغرب و جنوب ایران در آنها نادیده گرفته شده است و پادشاهان کیانی و اشکانی یکی دانسته شده اند (کریستن سن ، ١٣٥٥ش ، ص ١٨٥؛
یارشاطر، ١٣٥٧ش ، ص ٢٦٨). نخستین آثار تاریخ نگاری این دوره ، کتیبه های اردشیر ساسانی ، شاپور و نرسی است (دیاکونوف ، ١٣٤٦ش ، ص ٢٣ـ٢٤).

ظاهراً در عهد خسرو اول انوشیروان (٥٣١ـ٥٧٩ میلادی ) دفترهای رسمی وقایع نگاری در دربار ساسانیان موجود بوده است (صفا، ص ٥٩؛
نولدکه ، ١٣٥٧ش ، ص ٣٤ـ٣٥). در زمان همین پادشاه و با همکاری موبدان زردشتی طرح تاریخ نگاری با درنظر گرفتن چهار هدف (حفظ سنّت دینی زردشتی ، تحکیم مشروعیت سلطنت موروثی ، ایجاد حس ملی گرایی ، و تأکید بر سیاستهای توسعه طلبانه ) ریخته شد. کتابی که نخستین خداینامه (خْوَتایْ نامگ ) محسوب می گردید، در اواسط سدة پنجم میلادی و بر اساس ثنویت دینی (خیر و شر، اهورا و اهریمن ) و سیاسیِ (تقابل ایران و توران ) ایران تألیف شد (کلیما، ص ٢٢١، ٢٢٤). خداینامه ، نخستین اثر تاریخی ـ افسانه ای است که در آن داستانها و حماسه های جداگانه و نامرتبط ، به صورتِ تاریخی منظم گرد آمده است (یارشاطر، ١٣٥٧ش ، ص ٢٨٦). نویسندگان خداینامه ها از مطالب سالنامه هایی که در دربار ساسانیان وجود داشت استفاده می کردند و آخرین خداینامه را که شامل تاریخ ایرانیان از آفرینش جهان تا آخر سلطنت خسرو پرویز (٧/٦٢٨) بود، ظاهراً در زمان یزدگرد سوم (١١ـ٣٠/ ٦٣٢ـ٦٥١) «دهقان دانشور» تدوین و تألیف کرد (نولدکه ، ١٣٥٨ش ، مقدمه ، ص ١٤ـ ١٥). اصل این کتاب از بین رفته است . در اوایل دورة اسلامی ، آن را به عربی برگرداندند و مأخذ کتابهای تاریخی عربی و فارسی آن دوره و همچنین مأخذ شاهنامة فردوسی شد. از این ترجمه ها نیز اثری برجا نمانده است (همانجا؛
صفا، ص ٦٧ـ٧١).

بجز خداینامه ، کتابهای تاریخی دیگری در زمان ساسانیان تألیف شد که بعدها به سبب تغییرات زبانی یا تعصبهای دینی و جنگها از بین رفت و فقط از اشارات و نقل قولهای مورخان اوایل دورة اسلامی می توان از وجود آنها آگاه شد (تفضلی ، ص ١١٣). حمزة اصفهانی (متوفی بین ٣٥٠ و ٣٦٠؛
ص ٤٧) و مسعودی (متوفی ٣٤٥؛
ص ١٦) از کتاب مصور پادشاهان ساسانی یاد کرده اند. مسعودی همچنین از کهنامه (گاهنامه ) که در بارة منصبهای مملکتی بوده ، نام برده است (ص ١٠٤، ١٠٦). برخی از آثاری که از دورة ساسانی باقی مانده اینهاست : یادگار زریران که قطعه ای حماسی در بارة دورة اشکانی است ، اما در زمان ساسانیان تدوین شده است (تفضلی ، ص ٢٧٢)؛
کارنامة اردشیر پاپکان که تاریخی داستانگونه است و در آن سرگذشت اردشیر پاپکان آمده است ؛
نامة تنسر که اصل و ترجمة عربی آن از بین رفته و خلاصه ای از ترجمة فارسی آن در تاریخ طبرستان حفظ شده است (کریستن سن ، ١٣٦٧ ش ، مقدمه ، ص ٨٠ ـ٨٢). ابن ندیم (ص ٣٦٤) نیز فهرستی از آثار تاریخی ساسانی آورده است . افزون بر آن مجموعه ای از توقیعات شاهان ساسانی ، در دورة اسلامی به عربی ترجمه شد که خلفای عباسی از آنها استفاده می کردند (تفضلی ، ص ٢٤٣). از جمله کسانی که از تاریخهای ساسانی استفاده کرده اند، حمزة اصفهانی ، مسعودی ، ابن قتیبه ، جاحظ ، بیرونی ، خوارزمی ، طبری و بلعمی بوده اند (کریستن سن ، ١٣٦٧ ش ، ص ٨٨ ـ٩١).


منابع :
(٤٠) علاوه بر کتاب مقدس . عهد عتیق ؛
(٤١) ابن ندیم ؛
(٤٢) مری بویس و هنری جورج فارمر، دو گفتار در بارة خنیاگری و موسیقی ایران ، ترجمة بهزادباشی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٤٣) احمد تفضلی ، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، به کوشش ژاله آموزگار، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٤٤) حمزة بن حسن حمزة اصفهانی ، تاریخ پیامبران و شاهان ، ترجمة جعفر شعار، تهران ١٣٤٦ش ؛
(٤٥) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ایران باستان ، ترجمة روحی ارباب ، تهران ١٣٤٦ش ؛
(٤٦) همو، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٤٧) یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران ، ترجمة عیسی شهابی ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(٤٨) ذبیح اللّه صفا، حماسه سرایی در ایران ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٤٩) مهدی غروی ، «تاریخ نگاری در ایران باستان »، نشریة انجمن فرهنگ ایران باستان ، سال ١٤، ش ١٧ (آذر ١٣٥٥)؛
(٥٠) آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة رشید یاسمی ، تهران ١٣٦٧ش ؛
(٥١) همو، کیانیان ، ترجمة ذبیح اللّه صفا، تهران ١٣٥٥ش ؛
(٥٢) یوسف مجیدزاده ، تاریخ و تمدن ایلام ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٥٣) مسعودی ، تنبیه ؛
(٥٤) تئودور نولدکه ، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان ، ترجمة عباس زریاب ، تهران ( ١٣٥٨ش ) ؛
(٥٥) همو، حماسة ملی ایران ، ترجمة بزرگ علوی ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٥٦) ارنست هرتسفلد، تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستان شناسی ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٥٤ش ؛
(٥٧) احسان یارشاطر، «چرا در شاهنامه از پادشاهان ماد و هخامنشی ذکری نیست ؟»، در شاهنامه شناسی : مجموعه گفتارهای نخستین مجمع علمی بحث در بارة شاهنامه در استان هرمزگان ( ٢٣ تا ٢٧ آبان ١٣٥٦ )، تهران : بنیاد شاهنامة فردوسی ، ١٣٥٧ش ؛
(٥٨) همو، «مروری بر تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران پیش از اسلام »، ایران نامه ، سال ١٧، ش ٢ (بهار ١٣٧٨)؛


(٥٩) The Cambridge history of Iran , vol. ٣, pt. ١, Cambridge ١٩٨٣;
(٦٠) Richard N. Frye, The history of ancient Iran , Mدnchen ١٩٨٤;
(٦١) Otakar Klima, "Wie sah die persische Geschichtsschreibung in der vorislamischen Periode aus?", Archiv orientؤln i ¨, vol. ٣٦ (١٩٦٨);
(٦٢) Erica Reiner, "The earliest Elamite inscription", Journal of Near Eastern studies , XXIV (Jan.- Oct. ١٩٦٥);
(٦٣) Ehsan Yarshater, "Iranian national history", in The Cambridge history of Iran , vol. ٣, pt. ١, Cambridge ١٩٨٣.

/ شهناز رازپوش /

٢. از سدة سوم تا هفتم . به گفتة کرمر، این دوره ، دورة اعتلای فرهنگی یا عصر رنسانس اسلامی به شمار می آید (ص ٦٦). شکوفایی فرهنگی این دوره ــ که بر تاریخ نگاری تأثیر فراوانی گذاشت ــ شش عامل عمده داشت : ١) وجود سه سلسلة ایرانی که بر بخش اعظم ایران حکومت می کردند، یعنی زیاریان که در پی احیای سلطنت ساسانیان بودند، علویان گیلان که شیعة زیدی بودند و صفاریان که تابعیت خلافت بغداد را نپذیرفته بودند (اشپولر، ص ٢١٤ـ٢١٥). ٢) گسترش اندیشة تشیع که با سیاست تسامح و تساهل همراه بود و سبب آزاداندیشی شد و رشد عقل گرایی را به دنبال داشت (کرمر، ص ٦٤ـ٦٦). ٣) آغاز نهضت ترجمه از قرن دوم . در این دوره کتابهای تاریخی ، سیاسی (آداب کشورداری ) و ادبی از پهلوی به عربی برگردانده شد. ابن مقفع (متوفی ١٤٢) مترجم برجستة سدة دوم که آیین نامه ، خداینامه ، مزدک ، التّاج ، الدرة الیتیمة ، نامة تنسر و بسیاری دیگر از کتابهای پهلوی را به عربی ترجمه کرد، در این حرکت سهم عمده ای داشت (ابن ندیم ، ص ١٣٢؛
ابن خلّکان ، ج ٢، ص ١٥١). از برخی از ترجمه های او در تألیف کتابهای تاریخی استفاده شده است ، از جمله در عیون الاخبار ابن قتیبه (متوفی ٢٧٦)، اخبار الطوال ابوحنیفة دینوری (متوفی قبل از ٢٩٠)، تاریخ طبری ، و تجارب الامم ابن مسکویه (متوفی ٤٢١). ابوعبیده مَعْمَربن مثنّی (متوفی ٢٠٩) نیز دو کتاب فضائل الفُرس و اخبارالفرس را به عربی و به تقلید از کتابهای ایران باستان نوشت (ابن ندیم ، ص ٥٩؛
یاقوت حموی ، ج ١٩، ص ١٦٢؛
ابن خلّکان ، ج ٥، ص ٢٣٩). ٤) اندیشة ایرانشهری (تجدید ساختارهای کهن فرمانروایی در دورة اسلامی ) که دهقانان و خاندانها و اعیان بازمانده از دورة ساسانی مروّج آن بودند (طباطبائی ، ص ٧١ـ٧٥). بخشی از این اندیشه ، الاهی دانستن مقام پادشاهی بود (کرمر، ص ٥٣). ٥) حضور وزرا و دیوانیانِ ایرانی در دستگاه خلفا. آنان با داشتن اطلاعات عمیق از تاریخ اسلام و عرب و شاهان ایران باستان ، و نیز توانایی در فن کتابت ــ چنانکه مورخان این دوره بیشتر کاتب بودند ــ سهم عمده ای در شکل گیری و گسترش تاریخ نگاری در ایران داشتند (صفا، ص ٤٠ـ٤٣؛
کرمر، ص ٣٨٦). ٦) از اواخر قرن سوم تا اواخر قرن چهارم ، تحولاتی در تاریخ نگاری اسلامی روی داد و علت آن تا حدی نفوذ پژوهشهای فلسفی بود و نیز به این سبب که نگارش تاریخ از دست عالمان دینی به دست کارکنان رسمی دولت و دولتمردان افتاد. در این دوره تاریخ نگاری اسلامی ، هم به لحاظ نویسندگان آنها و هم به جهت هدف و محتوای آن ، بتدریج به گونه ای غیردینی درآمد و استناد به اخبار، جایش را به منابع دولتی و روابط و شایعات داد (والدمن ، ص ٦١ـ٦٢).

در این دوره ، تألیف تاریخهای محلی و تاریخ دودمانها بیش از پیش رواج یافت و مسائل راجع به حکمرانان و دربار آنان موضوع اختصاصی بسیاری از کتابهای تاریخی شد (همانجا) و اندیشة تاریخی با اندیشة فلسفی عقل گرا هماهنگ گردید و از آن تأثیر گرفت (طباطبائی ، ص ٨؛
والدمن ، ص ٨٦). مورخ در این دوره موضوعات تاریخی را نقد و بررسی ، و روایت صحیح را انتخاب می کرد (بلعمی ، ج ١، مقدمة بهار، ص ٣١؛
نیز ((ر.ک.ب))بلعمی ، ج ١، ص ٥٠٤ ـ ٥٠٥) و فن دبیری و سنّت ادبی را با تاریخ می آمیخت (والدمن ، ص ٨٥). بسیاری از کتابهای تاریخی این دوره به فارسی دری نوشته شده است (بلعمی ، ج ١، مقدمة بهار، ص ١٩؛
گردیزی ، مقدمة حبیبی ، ص ١٨).

در میان سلسله های ایرانی که از قرن سوم در ایران شکل گرفته بودند، آل بویه در غرب و سامانیان در شرق ایران اهمیت بیشتری داشتند. تاریخ نگاری در قلمرو آل بویه از قلمرو سامانیان پیشرفت بیشتری داشت . بیشتر تاریخ نگاران آل بویه از درباریان بودند و کتابهایشان را به شاهان آل بویه تقدیم می کردند. از آنجا که در دربار آل بویه زبان عربی رواج داشت ، غالب کتابهای این سلسله به عربی تألیف می شد، از جمله : التاریخ تألیف ثابت بن سنان صابی (متوفی ٣٦٥) که شامل وقایع سالهای ٢٩٥ تا ٣٦٣ است ، کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة از ابراهیم بن هلال صابی (متوفی ٣٨٤) در بارة تاریخ خاندان بویه ، و تاریخ جیل و دیلم از مؤلفی ناشناس در زمان فخرالدوله دیلمی (متوفی ٣٨٧؛
بارتولد، ج ١، ص ٤٥ـ ٤٨).

سامانیان (حک : ح ٢٦١ـ ٣٨٩) از زبان فارسی حمایت می کردند. نخستین کتابهای تاریخی فارسی متعلق به این سلسله است ، از جمله : ترجمة تاریخ طبری از عربی به فارسی در ٣٥٢ که به تاریخ بلعمی مشهور شد (اشپولر، ص ٢١٥؛
بارتولد، ج ١، ص ٥٠)؛
تاریخ وُلات خراسان نوشتة ابوالحسین علی بن احمد سلاّ می (متوفی ح ٣٠٠)، که از منابع گردیزی در زین الاخبار و ابن اثیر در الکامل بود؛
محاسن آل طاهر و مفاخر خراسان ، هر دو تألیف ابوالقاسم عبداللّه بن احمد بلخی کعبی (متوفی ٣٩١). کتابهایی نیز در بارة تاریخ برخی شهرها نگاشته شد، مانند تاریخ بخارا * که در ٣٣٢ محمدبن جعفر نرشخی آن را به عربی نوشت و ابونصر احمدبن محمدبن نصر قباوی در ٥٥٢ آن را به فارسی ترجمه کرد (بارتولد، ج ١، ص ٥١ ـ٥٣، ٥٨ ـ٦٠).

پس از آنکه غزنویان (حک : ٣٥١ـ٥٨٢) جانشین سلسله های محلی و وارث فرهنگ سامانیان شدند، فرهنگ ایرانی همچنان عمق و عظمت خود را حفظ کرد (اشپولر، ص ٢١٦؛
صفا، ص ١٠٩). بتدریج زبان فارسی از شرق (خراسان ) به نواحی دیگر گسترش یافت و کتابهای تاریخی بیشتری به فارسی نوشته شد. تاریخ نگاران دورة غزنوی تربیت شدة دربار سامانی بودند (اشپولر، ص ٢١٧؛
صفا، همانجا؛
بارتولد، ج ١، ص ٦٨ـ٧٠). از کتابهای تاریخی مهم این دوره است : تاریخ خوارزم نوشتة ابوریحان بیرونی ، زین الاخبار تألیف عبدالحی بن ضحاک گردیزی در ٤٤٢، و تاریخ بیهقی * نوشتة ابوالفضل بیهقی * در ٤٥٠ـ٤٥١.

سلجوقیان (حک : ٤٢٩ـ٥٩٠) برای ترویج فرهنگ ایرانی کوشیدند و در زمان آنان بسیاری از متنهای عربی راجع به زندگی ایرانیان به فارسی ترجمه شد (رجوع کنید به اشپولر، ص ٢١٧ـ ٢١٨). برخی از کتابهای تاریخی دورة سلجوقی اینهاست : سیاست نامه * از خواجه نظام الملک (تألیف در ٤٨٤)؛
مجمل التواریخ و القصص از مؤلفی نامعلوم (تألیف در ٥٢٠)؛
نفثة المصدور * فی فتور زمان الصدور و صدور زمان الفتور تألیف شرف الدین انوشیروان بن خالدکاشانی (متوفی ٥٣٢)؛
زبدة النصرة و نخبة العصرة نوشتة بنداری * در ٦٢٣؛
راحة الصدور و آیة السرور ابوبکر محمدبن علی راوندی (تألیف در ٥٩٩)؛
و سلجوقنامة * ظهیرالدین نیشابوری (رجوع کنید به بارتولد، ج ١، ص ٨٣ ـ٩٠).

از دورة خوارزمشاهیان (٤٩٠ـ ٦٢٨) و غوریان (٥٤٣ ـ ٦١٢) و قراختائیان (٦١٩ـ٧٠٣)، کتاب تاریخی در دست نیست ، شاید به این سبب که همة دورة حکومت آنان به مبارزه و رقابت با یکدیگر گذشته ، و آنچه در بارة تاریخ این سلسله ها نوشته شده ، از مورخان قرن هفتم است (بارتولد، ج ١، ص ٩١).


منابع :
(٦٤) ابن خلّکان ؛
(٦٥) ابن ندیم ؛
(٦٦) برتولد اشپولر، «تکامل تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، ترجمة اسماعیل دولتشاهی و کریم کریم پور، دورة ٢٣، ش ٢ (دی ١٣٥٢)؛
(٦٧) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٦٨) محمدبن محمد بلعمی ، تاریخ بلعمی : تکمله و ترجمة تاریخ طبری ، به تصحیح محمدتقی بهار، چاپ محمد پروین گنابادی ، تهران ١٣٥٣ش ؛
(٦٩) ذبیح اللّه صفا، دور نمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٧٠) جواد طباطبائی ، خواجه نظام الملک ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٧١) جوئل کرمر، احیای فرهنگی در عهد آل بویه : انسان گرایی در عصر رنسانس اسلامی ، ترجمة محمدسعید حنایی کاشانی ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٧٢) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٧٣) مریلین والدمن ، زمانه ، زندگی و کارنامه ی بیهقی ، ترجمة منصوره اتحادیه ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٧٤) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، مصر ١٣٥٥ـ١٣٥٧/ ١٩٣٦ـ ١٩٣٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) .

/ منیژه ربیعی /



٣. در دورة مغول . دورة مغول ، دورة اوج تاریخ نگاری بود. مشخصة این دوره از سویی فزونی نوشته های تاریخی به فارسی و از سوی دیگر رواج مجدد تاریخ نگاری عمومی بود ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٢٨٨). تاریخ نگاران این دوره از دیوانیان بودند و به اسناد و مدارک بسیاری دسترسی داشتند. مهمترین آثار تاریخی این دوره که مورخان دورة مغولی و تیموری به آنها استناد یا از آنها تقلید می کردند، عبارت اند از: تاریخ جهانگشای تألیف علاءالدین عطاملک جوینی ، بر اساس منابع شفاهی و نوشتاری ، در این کتاب شرح رویدادها تا ٦٥٨ ضبط شده است ؛
طبقات ناصری تألیف قاضی منهاج سراج جوزجانی ، که مطالب با ارزشی در بارة غوریان و اوایل حملة چنگیزخان به ایران دارد؛
نظام التواریخ تألیف عبداللّه بن عمر بیضاوی ، که شرح وقایع تا ٦٧٤ در آن آمده است ؛
جامع التواریخ ، تألیف رشیدالدین فضل اللّه همدانی در حدود ٧١٠ با همکاری دانشوران ایرانی و چینی و قراختایی / ختایی و هندی و اویغوری ساکن در ایران ، که یکی از باارزشترین آثار این دوره است . رشیدالدین فضل اللّه افزون بر منابع شنیداری و نوشتاری ، به اسناد دولتی دربار غازان خان و بخصوص به تاریخ نامنظمی به خط مغولی به نام آلتین دفتر ، معروف به دفتر زرّین ، نیز دسترسی داشت (رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٣٥ـ٣٧، پیشگفتار روشن و موسوی ، ص پنجاه وهفت ـ پنجاه ونه ؛
اذکائی ، ج ١، ص ٣٧٤؛
بهار، ج ٣، ص ١٧١ـ ١٧٦). مجموعة مکاتبات و منشآت رشیدالدین که منشی او، محمد ابرقویی ، آنها را جمع آوری و تدوین کرده است (براون ، ج ٣، ص ١١٦ـ١٢٥)؛
روضة اولی الالباب فی تواریخ الاکابر و الانساب ، معروف به تاریخ بناکتی تألیف ابوسلیمان فخرالدین داودبن ابی الفضل محمد بناکتی ، که اقتباسی از جامع التواریخ بود؛
تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار مشهور به تاریخ وصاف تألیف شرف الدین (شهاب الدین ) عبداللّه وصاف شیرازی در ٧٢٨ ؛
تاریخ گزیده ، که تلخیص و تقلیدی از جامع التواریخ است ، تألیف حمداللّه مستوفی قزوینی در ٧٣٠ ؛
مجمع الانساب تألیف محمدبن علی شبانکاره ای در ٧٣٣ (جوینی ، ج ١، مقدمة قزوینی ، ص د ـ و؛
زرین کوب ، ص ٤٠ـ٤١).

در دورة مغولان ، برخی از مورخان به ضبط رویدادهای تاریخی به صورت منظوم پرداختند.این آثار ظاهراً ارزش چندانی نداشتند و گمنام ماندند (مرتضوی ، ص ٥٥٦). برخی از این منظومه ها که از بقیه باارزشترند، عبارت اند از: چنگیزنامه یا شهنشاه نامه از احمد تبریزی ، مشتمل بر هجده هزار بیت که به شیوة شاهنامة فردوسی و به نام سلطان ابوسعید (حک : ٧١٦ـ ٧٣٦) سروده شده است ؛
تاریخ منظوم مغول از شمس الدین کاشانی که سرودن آن در دورة الجایتو (٧٠٣ـ٧١٦) به پایان رسیده است ؛
ظفرنامة حمداللّه مستوفی که سرودن آن در ٧٣٥ پایان یافته است ؛
و غازان نامه اثر نورالدین بن شمس الدین محمد که در ٧٦٣ به نظم در آمده است (همان ، ص ٥٥٧ ـ ٥٦٢).

در دورة مغولان ، تاریخهایی نیز به عربی تألیف شد که مطالب برخی از آنها از تاریخ جهانگشای و جامع التواریخ گرفته شده است ، از جمله : تاریخ مختصرالدول ابن عِبری (متوفی ٦٨٥)؛
مسالک الابصار فی ممالک الامصار اثر ابن فضل اللّه عُمَری (متوفی ٧٤٩)؛
کتاب الفخری از ابن طِقطَقی ' (زنده در ٦٨٠)؛
و تلخیص مجمع الا´داب فی معجم الاسماء و الالقاب و الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة تألیف ابن فُوَطی (متوفی ٧٢٣ ؛
رجوع کنید به جوینی ، ج ١، مقدمة قزوینی ، ص عز ـ فا؛
مرتضوی ، ص ٣٧٧ـ٣٩٩). برخی آثار عربی نیز در سیر تاریخ نگاری مغول تأثیر داشته اند، مانند آثار البلاد عمادالدین زکریا بن محمد قزوینی (متوفی ٦٨٢) و المختصر فی تاریخ البَشَر ، معروف به تاریخ ابوالفداء از ابوالفداء الملک المؤید عمادالدین (متوفی ٧٣٢).


منابع :
(٧٥) پرویز اذکائی ، تاریخنگاران ایران ، ج ١، تهران ١٣٧٣ش ؛
ادوارد گرانویل براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج ٣ : از سعدی تا جامی ، ترجمه

(٧٦) و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٧٧) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ١٣٥٥ـ١٣٥٦ش ؛
(٧٨) جوینی ؛
(٧٩) رشیدالدین فضل اللّه ؛
(٨٠) عبدالحسین زرین کوب ، تاریخ ایران بعد از اسلام ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٨١) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران ١٣٧٠ ش ؛


(٨٢) EI ٢ , s.v. "Ta ف r ¦âk ¢h ¢. II : historical writing. ٢: in Persian" (by Ann K. S. Lambton).

/ یعقوب آژند /

٤. در دورة تیموریان و ترکمانان . دورة تیموری ، دورة شکوفایی تاریخ نگاری به زبان فارسی بود. پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادر در ٧٣٦ تا به قدرت رسیدن تیمور در ماوراءالنهر در ٧٧١، تاریخ نگاری تحولی نداشت . از آنجا که تیمور به ضبط رویدادها علاقه مند بود و همیشه تعدادی از منشیان ایرانی و اویغوری را برای ضبط دقیق وقایع همراه خود داشت ، نوعی سنّت تاریخ نگاری در شرق ایران به وجود آمد که تا ٨٣٤ متأثر از نوشته های تاریخی مناطق غربی و مرکزی ایران بود. از نخستین آثار به جا مانده از این دوره می توان از سعادت نامه یا روزنامة غزوات هندوستان تألیف غیاث الدین علی یزدی در ٨٠٢ نام برد که منبع اصلی نظام الدین علی شامی در تألیف ظفرنامه بود (علی یزدی ، مقدمة افشار، ص نه ، سیزده ). ظفرنامه در ٨٠٦ به دستور تیمور تألیف شد و مورخان بعدی دورة تیموری از آن سود جستند. آرامشی که پس از مرگ تیمور و در دورة حکومت جانشینانش ، بخصوص شاهرخ (حک : ٨٠٧ ـ٨٥٠)، در سمرقند و هرات پدید آمد، این مناطق را به مراکز فرهنگی تبدیل کرد و باعث تداوم سنّت تاریخ نگاری از نیمة اول سدة نهم تا اواخر آن شد. شاهرخ در هرات از تاج سلمانی و حافظ ابرو خواست که رویدادهای سلطنت او و سالهای پایانی حکومت تیمور را ثبت کنند؛
ازینرو، تاج سلمانی ، شمس الحسن * را در شرح رویدادهای ٨٠٦ تا ٨١٢ نوشت ، که در واقع ذیلی بر ظفرنامة شامی بود (تاوئر ، ص ٢٨٣). حافظ ابرو نیز با افزودن ذیلی بر ظفرنامة شامی ، رویدادهای دورة تیمور را تا زمان مرگ وی در مجمع التواریخ السلطانیه * نوشت (حافظ ابرو، ١٣٨٠ ش ، ج ١، مقدمة حاج سیدجوادی ، ص هجده ـ بیست ویک ؛
همو، ١٣٥٠ ش ، مقدمة خانبابا بیانی ، ص ١٨ـ٢١، ٤٧، ٥٠؛
برای آگاهی از نسخ خطی ((ر.ک.ب))استوری ، ج ٢، ص ٥٠٤ـ ٥٠٨). در ٨١٦ مولانا معین الدین نطنزی ــ که در دربار اسکندربن عمر شیخ ، نوة تیمور، به سر می برد ــ تاریخ عمومی و مختصری از آغاز آفرینش تا وقایع ٨٠٧ نوشت . این کتاب عنوان نداشت ، اما بعدها بارتولد آن را «آنونیم اسکندر» نامید. در ٨١٧، هنگامی که اسکندربن عمر شیخ مغلوب شاهرخ شد، مؤلف با تجدیدنظر در اثرش و حذف مداحیهایش از اسکندر و بدگوییهایش از شاهرخ ، کتاب را با عنوان منتخب التواریخ ــ که شامل شرح وقایع تا ٨١٦ بود ــ در هرات به شاهرخ اهدا کرد (معین الدین نطنزی ، مقدمة اوبن ، ص ب ـ د؛
وودز ، ص ٨٩).

در دهة ٨٢٠، شرف الدین علی یزدی با استناد به حکایات و روایات شفاهی و مکتوب ، کتاب ظفرنامه را نوشت (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ١٩ـ٢١). کتاب او بر اساس ظفرنامة شامی و شمس الحسن و تاریخ منظوم لشکرکشیهای تیمور ــ که به زبان اویغوری بود ــ نوشته شده است (بارتولد، ج ١، ص ١٤٢؛
وودز، ص ١٠٢؛
دوبروویتس ، ص ٢٧٢؛
برای آگاهی از ظفرنامة شامی و یزدی رجوع کنید به ظفرنامه * ).

اثر مهم دهة ٨٣٠، کتابی در نسب شناسی به نام معزز الانساب از مؤلفی ناشناس شامل نسب شناسی اعراب ، یهودیان ، فرانکها، چینیها، مغولان و خاندان جغتایی است (کویین ، ص ٢٣١). در ٨٤٠، ابن عربشاه عجائب المقدور فی نوائب تیمور را بر اساس مشاهدات و شنیده هایش و با رویکردی واقع بینانه ــ که برخی آن را مغرضانه تفسیر کرده اند ــ نوشت (ابن عربشاه ، مقدمة نجاتی ، ص ٢١).

در سدة نهم دو شیوة تاریخ نگاری وجود داشت : علاقه به حفظ سنن اسلامی ، از جمله در آثار حافظ ابرو که به همین سبب از حمایت شاهرخ برخوردار بود؛
گرایش به حفظ سنن مغولی ، از جمله در کتاب شرف الدین علی یزدی . تا زمان درگذشت شاهرخ شیوة نخست غالب بود. پس از او، به سبب تغییرات سیاسی ، مورخان به اشاعة سنن مغولی گرایش پیدا کردند (دوبروویتس ، ص ٢٧٦). اولوس اربعه ، نمونه ای از رویکرد مؤلف به سنّت مغولی است . اصل این اثر موجود نیست و مؤلف آن احتمالاً الغ بیگ (حک : ٨٥٠ـ٨٥٣)، پسر و جانشین شاهرخ ، بوده است . این کتاب را عبداللّه بن محمدبن علی نصراللهی در ٩٣١ـ٩٣٢، با عنوان زبدة الا´ثار خلاصه کرد (همانجا). عبدالرزاق سمرقندی نیز در ٨٧٥، وقایع حدود ١٧٠ سال تاریخ ایران (از ٧٠٤ تا ٨٧٣) را در مطلع سعدین و مجمع بحرین شرح داد (عبدالرزاق سمرقندی ، مقدمة نوائی ، ص ٢، ٨).

با به قدرت رسیدن سلطان حسین بایقرا (حک : ٨٧٣ـ٩١١)، او و وزیرش ، امیرعلیشیر نوائی (متوفی ٩٠٦)، از ادیبان حمایت کردند. در این دوره ، هرچند تاریخ نگاری رواج سابق را نداشت ، آثار تاریخی باارزشی پدید آمد، از جمله : روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات نوشتة معین الدین محمد اسفزاری بین سالهای ٨٩٧ تا ٨٩٩، در بارة جغرافیای تاریخی هرات ؛
و روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفاء از میرخواند در هفت جلد (خواندمیر، ج ١، مقدمة همائی ، ص ٥). شش مجلد از این کتاب بر اساس مطالب مجمع التواریخ السلطانیه حافظ ابرو، ظفرنامة یزدی و مطلع سعدین و مجمع بحرین عبدالرزاق سمرقندی است و جلد آخر آن پس از مرگ میرخواند و احتمالاً به قلم خواندمیر نوشته شده است (تاوئر، ص ٢٩٣). خواندمیر، پس از میرخواند، مشهورترین تاریخ نویس این سده است . مهمترین اثرش ، حبیب السیر ، در سه مجلد و به تقلید از روضة الصفا نوشته شده است . وی افزون بر شرح تاریخ سیاسی ، شرح حال برخی از وزیران و سادات و مشایخ را ثبت کرده است که بعدها از این شیوة تاریخ نگاری در دورة صفوی (٩٠٦ـ١١٣٥) پیروی شد (خواندمیر، ج ١، مقدمة همائی ، ص ٣٣، ٣٦).

در دورة تیموری تاریخ نگاری وابسته به دربار بود و برای خوشایند درباریان و شاهزادگان نوشته می شد، ازینرو مورخان بیشتر به شرح فتوحات و لشکرکشیهای آنان ، با تأکید بر تاریخ فتوحات تیمور و شخصیت او، می پرداختند و کمتر به تاریخ اجتماعی توجه داشتند. بعضی دیگر از مورخان که در آثار خود به اخلاق و سیاست و شرح زندگانی بزرگان پرداخته اند، اوضاع اجتماعی دورة خود را نیز نشان داده اند. برخی از این آثار عبارت اند از: نصایح شاهرخی از جلال الدین محمد قائنی ، مناقب حضرت شاه نعمت اللّه ولی از عبدالرزاق کرمانی (تاوئر، ص ٢٩٦ـ ٢٩٨)، جامع التواریخ حسنی از حسن بن شهاب یزدی (حسن یزدی ، مقدمة افشار، ص ٧ـ ٨).

برخی مؤلفان دورة تیموری ، رویدادهای تاریخی را به نظم درآوردند، اما این شیوه چندان رونق نیافت ، مثلاً عبداللّه هاتفی خرجردی * به تقلید از شاهنامة فردوسی و بر اساس ظفرنامة شرف الدین علی یزدی ، منظومه ای تاریخی در ٤٨ بیت سرود که از آن استقبال نشد (مرتضوی ، ص ٥٦٣).

مراسلات دولتی نیز در این دوره اهمیت تاریخی داشت . از مهمترین آنها منشآت فریدون بیگ منشی به ترکی است که حاوی مکتوبات سلاطین عثمانی و فرمانروایان تیموری و ترکمان است (براون ، ج ٣، ص ٥٦٢ ـ٥٦٥؛
در بارة مکاتبات و اسناد رجوع کنید به بهار، ج ٣، ص ٢٠٠ـ ٢٠٥).

درگذشت شاهرخ در ٨٥٠ ، زوال تدریجی تیموریان و سرانجام تجزیة قلمرو آنان را به همراه داشت . تا ظهور صفویان سلسله هایی در مناطق گوناگون ایران حکومت کردند که از قدرتمندترین آنها دو سلسلة ترکمان به نام قراقوینلو (حک : ٧٨٢ـ٨٧٣) و آق قوینلو (حک : ٧٨٠ـ ٩٠٨) در غرب و جنوب ایران ، و ازبکها در ماوراءالنهر بودند. در دورة ترکمانان ، تاریخ نگاری به شیوة دورة تیموری بود، اما آثار اندکی از این دوره باقی مانده است ، از جمله تاریخ دیار بکریه * تألیف ابوبکر طهرانی و عالم آرای امینی نوشتة فضل اللّه روزبهان خنجی (متوفی ٩٢٧) که از آثار مهم این دوره اند.


منابع :
(٨٣) ابن عربشاه ، زندگانی شگفت آور تیمور ، ترجمة کتاب عجایب المقدور فی اخبار تیمور ، ترجمة محمدعلی نجاتی ، تهران ١٣٥٦ش ؛
(٨٤) چارلز آمبروز استوری ، ادبیات فارسی بر مبنای تألیف استوری ، ترجمة یو. ا. برگل ( به روسی ) ، مترجمان یحیی آرین پور، سیروس ایزدی ، و کریم کشاورز، چاپ احمد منزوی ، تهران ١٣٦٢ش ـ ؛
(٨٥) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٨٦) ادوارد براون ، تاریخ ادبی ایران ، ج ٣ : از سعدی تا جامی ، ترجمه و حواشی علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٨٧) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ?( ١٣٢١ش ) ؛
(٨٨) فلیکس تاوئر، «تاریخنگاری در دورة تیموریان »، ترجمة وهاب ولی ، مجلة تحقیقات تاریخی ، سال ١، ش ٢ (پاییز ١٣٦٨)؛
(٨٩) عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، ذیل جامع التواریخ رشیدی ، چاپ خانبابا بیانی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٩٠) همو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٩١) خواندمیر؛
(٩٢) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ١٣٣٦ش ؛
(٩٣) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ١، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٥٣ش ؛
(٩٤) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصر ایلخانان ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٩٥) معین الدین نطنزی ، منتخب التواریخ معینی ، چاپ ژان اوبن ، تهران ١٣٣٦ش ؛
(٩٦) حسن بن شهاب یزدی ، جامع التواریخ حسنی : بخش تیموریان پس از تیمور ، چاپ حسین مدرّسی طباطبائی و ایرج افشار، کراچی ١٩٨٧؛
(٩٧) علی بن جمال الاسلام یزدی ، سعادت نامه ، یا، روزنامة غزوات هندوستان ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٧٩ش ؛


(٩٨) Mihؤly Dobrovits, "The Turco - Mongolian tradition of common origin and the historiography in fifteenth century Central Asia", Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hungaricae , XLVII , no. ٣ (١٩٩٤);
(٩٩) Sholeh A. Quinn, "The Mu ـ izz al-ansa ¦b and Shu ـ ab-i panjga ¦nah as sources for the Chaghatayid period of history : a comparative analysis", CAJ , vol. ٣٣, no. ٣-٤ (١٩٨٩);
(١٠٠) John E. Woods, "The rise of T â ¦mmur â ¦d historiography", Journal of Near Eastern studies , vol. ٤٦, no.٢ (April ١٩٨٧).

/ شهناز رازپوش /

٥. در دورة صفویان . پس از ضعف و زوال تیموریان در اواخر سدة نهم و آغاز سدة دهم و انتقال کانون تحرکات سیاسی از شرق به غرب ایران و تأسیس حکومت شیعی صفوی ، و سپس درگیری آنان با عثمانیان و ازبکان ، نگرش مورخان نیز تغییر یافت . ویژگی آثار تاریخی این دوره ، شکل جدید دوره بندی تاریخی بر اساس اندیشة شیعی بود (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ١٠، ص ٢٨٩؛
صفت گل ، ص ١٧). مورخان دورة صفوی سنّت تاریخ نگاری پیشین را ادامه دادند و در نگارش ، شیوة رایج در نوشته های فارسی را برگزیدند ( ((ر.ک.ب))کویین ، ص ١٣٠). هر چند در این دوره آثار تاریخی بسیاری تألیف شد، به طور کلی از سدة دهم محتوای کتابهای تاریخی تنزل کرد و در متون تاریخی به نقد و ارزیابی منابع تاریخی و تحلیل رویدادها کمتر توجه شد (آدمیت ، ص ١٩).

کتابهای تاریخی این دوره را می توان به سه دسته تقسیم کرد: تاریخهای عمومی ، تاریخهای دودمانی در بارة صفویان ، و تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان .

تاریخهای عمومی . در این دوره برخی تاریخ نگاران به پیروی از میرخواند (مؤلف تاریخ روضة الصفا ) و خواندمیر (مؤلف تاریخ حبیب السیر ) تاریخ عمومی نوشتند (برای اطلاع بیشتر ((ر.ک.ب))الف ) اقسام تاریخ نگاری ، قسمت ١: تاریخ نگاری عمومی ).

تاریخهای دودمانی در بارة صفویان . کهنترین اثر در بارة تاریخ سلسلة صفوی ، صفوة الصفا تألیف ابن بزّاز در ٧٥٩ است . صفوة الصفا نخستین منبع مورخان آن دوره در بارة روایات داستانگونه از قدرت گرفتن شاه اسماعیل اول (حک : ٩٠٦ـ٩٣٠) و اجدادش بود ( ((ر.ک.ب))ابن بزّاز، مقدمة طباطبائی مجد، ص ٣؛
کویین ، ص ١٣٠). در اوایل سلطنت شاه تهماسب (٩٣٠ـ٩٨٤)، امیرسلطان ابراهیم امینی هروی کتاب فتوحات شاهی را در بارة تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول نوشت . او پیرو شیوة تاریخ نگاری ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی ٨٥٨) بود. امینی در تألیف اثر خود از صفوة الصفا نیز سود برد و کتابش از منابع مهم مورخان دورة صفوی در تألیف تاریخ سلطنت شاه اسماعیل اول شد (کویین ، ص ١٣٢). در ٩٣٨ حسن بیگ روملو، قورچی باشی و مورخ دربار شاه تهماسب ، احسن التواریخ را نوشت . او که شاهد بسیاری از رویدادها بود، با رعایت توالی تاریخی و بدون توجه به سنّت تاریخ نگاری پیشین ، به شرح وقایع دورة شاه تهماسب پرداخت (روملو، پیشگفتار نوائی ، ج ١٢، ص ١٦؛
کویین ، ص ١٣٣). میان سالهای ٩٤٨ تا ٩٥٥، جهانگشای خاقان نوشته شد. نویسندة ناشناختة آن مذهب شیعی داشته و به شیوه ای داستانی به شاه اسماعیل جایگاهی الاهی داده و گفته است که شاه اسماعیل در عالم رؤیا با حضرت علی علیه السلام و دیگر امامان ارتباط داشته است ( جهانگشای خاقان ، ص ١٣٧، ١٤٧؛
نیز رجوع کنید به صفا، ج ٥، بخش ٣، ص ١٥٦٣ـ ١٥٦٤) . هر چند مؤلف از منابع خود نام نبرده ، از تاریخ حبیب السیر ( جهانگشای خاقان ، مقدمة مضطر، ص یک ) و احتمالاً صفوة الصفا استفاده کرده است . در ٩٥٧، امیرمحمودبن خواندمیر بر تاریخ حبیب السیر ذیلی نوشت به نام ذیل حبیب السیر در شرح رخدادهای سلطنت شاه تهماسب (صفا، ج ٥، بخش ٣، ص ١٥٦٣؛
کویین ، ص ١٣٣). در ٩٩٩ قاضی احمد قمی ، از دیوانیان دربار صفویان ، خلاصة التواریخ را نوشت که علاوه بر استفاده از گزارشهای صفوة الصفا و منابع تاریخی چون فتوحات شاهی ، اساس کار او ذیل حبیب السیر بوده است (منشی قمی ، ج ١، ص ٣، پیشگفتار اشراقی ، ص دوازده ، نوزده ـ بیست ؛
قس کویین ، ص ١٣٣، ١٣٩).

دیگر آثار تاریخی این دوره عبارت اند از: تذکرة شاه تهماسب تألیف شاه تهماسب ؛
نقاوة الا´ثار فی ذکر الاخیار از محمودبن هدایت اللّه افُوشْته ای ، تألیف در ١٠٠٧؛
تاریخ عالم آرای عباسی تألیف اسکندربیک منشی ترکمان در ١٠٣٨، که الگوی مورخان بعدی شد (صفا، ج ٥، بخش ٣، ص ١٦٩٧، ١٧٤٢ـ١٧٤٤؛
کویین ، ص ١٤١)؛
تاریخ عباسی * یا روزنامة ملاجلال تألیف جلال الدین محمد منجم یزدی بین سالهای ١٠٢٥ تا ١٠٢٩، که مؤلف در شرح رویدادها از شیوة سالشمار استفاده کرده و با توجه به اهمیت وقایع ، در برخی موارد گزارش روزانه داده است ، به همین سبب این اثر جزو نخستین آثار «واقعه نگاری » در ایران است (برای اطلاع از این شیوة تاریخ نگاری رجوع کنید به ج ) سیر تاریخ نگاری در ایران ، قسمت ٧: در دورة قاجار و پهلوی ؛
نیز ((ر.ک.ب))مصدق ، ص ٤ـ ٥)؛
و قصص الخاقانی تألیف ولی قلی بیگ شاملو در ١٠٧٦.

تاریخهای عمومی در بارة ایران و اسلام و صفویان . عده ای از مورخان این دوره به تألیف تاریخ عمومی ایران ، با تأکید بر تاریخ حکومت پادشاهان صفوی ، روی آوردند. برخی از این آثار عبارت اند از: لب التواریخ تألیف یحیی بن عبداللطیف قزوینی در ٩٤٨، جواهرالاخبار تألیف بوداق منشی قزوینی در ٩٨٤، خلدبرین تألیف میرزا محمدیوسف واله اصفهانی در ١٠٧٨، و تاریخ سلطانی تألیف سیدحسن بن مرتضی حسینی استرآبادی در ١١١٥. این مورخان افزون بر مشاهدات شخصی خویش ، عموماً تحت تأثیر دیگر آثار این دوره ، از جمله صفوة الصفا و فتوحات شاهی و تاریخ عالم آرای عباسی ، بودند (قزوینی ، ص ٣٨٤؛
واله اصفهانی ، پیشگفتار محدّث ، ص سیزده ـ چهارده ؛
حسینی استرآبادی ، پیشگفتار اشراقی ، ص ٨، ١٠؛
بوداق منشی قزوینی ، پیشگفتار بهرام نژاد، ص ٤١ـ٤٢).


منابع :
(١٠١) فریدون آدمیت ، «انحطاط تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، دورة ١٧، ش ١ (فروردین ١٣٤٦)؛
(١٠٢) ابن بزّاز، صفوة الصفا ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ١٣٧٣ ش ؛
(١٠٣) بوداق منشی قزوینی ، جواهر الاخبار: بخش تاریخ ایران از قراقویونلو تا سال ٩٨٤ ه .ق ، چاپ محسن بهرام نژاد، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٠٤) جهانگشای خاقان : تاریخ شاه اسماعیل ، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد ١٣٦٤ ش ؛
(١٠٥) حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٠٦) روملو؛
(١٠٧) ذبیح اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، ج ٥، بخش ٣، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٠٨) منصور صفت گل ، «مقدمه ای بر منبع شناسی پژوهش در تاریخ تحولات ساختار دینی ایران در عصر صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال ٤، ش ١ و ٢ (آذر ١٣٧٩)؛
(١٠٩) یحیی بن عبداللطیف قزوینی ، کتاب لب التواریخ ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١١٠) علی اصغر مصدق ، «خاندان منجم یزدی و تاریخنگاری دورة صفوی »، کتاب ماه : تاریخ و جغرافیا ، سال ٤، ش ١ و ٢ (آذر ١٣٧٩)؛
(١١١) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ ش ؛
(١١٢) محمدیوسف واله اصفهانی ، خلدبرین : ایران در روزگار صفویان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران ١٣٧٢ ش ؛


(١١٣) EI, s.v. "Tarikh. II : historical writing. ٢: in Persian" (by Ann K.S. Lambton);
(١١٤) Sholeh A. Quinn, "The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical Writing", Iranian studies , vol. ٢٩, no. ١-٢ (Winter - Spring ١٩٩٦).

/ مهین فهیمی /

٦. در دورة افشاریان و زندیان . در دورة افشاریان سنّت تاریخ نگاری دورة صفوی ادامه یافت . یکی از معدود مورخان این دوره میرزامهدی خان استرآبادی * (متوفی ح ١١٧٥ـ ١١٨٠)، منشی مخصوص نادرشاه افشار، بود (مروی ، ج ١، ص ٣٨٦). آثار او اینهاست : دُرّة نادره * که نثر آن تقلیدی از تاریخ وصاف * است (استرآبادی ، مقدمة شهیدی ، ص ید ـ یه ، یط ؛
فروغی ، ص ١٠)؛
جهانگشای نادری * مشهور به تاریخ نادری ، که در واقع همان مطالب درّة نادره به نثری نسبتاً روان است (استرآبادی ، مقدمة انوار، ص دوازده ؛
فروغی ، ص ٩ـ١٠)؛
منشآت ، شامل نامه ها و مقاوله نامه ها و فتحنامه های نادرشاه (استرآبادی ، ١٣٤١ ش ، همان مقدمه ، ص یازده ـ دوازده ).

محمدکاظم مروی ، مؤلف عالم آرای نادری ، از دیگر مورخان این دوره است . وی در این کتاب برای مشروعیت بخشیدن به حکومت نادرشاه ، به شرح رؤیای امامقلی (پدر نادرشاه ) پرداخته است ، چنانکه این شیوه در میان تاریخ نگاران دورة صفوی رایج بود (کویین ، ص ١٤٠). مروی همچنین در این کتاب به ظفرنامة شرف الدین علی یزدی (متوفی ٨٥٨) نظر داشته و گاه از تاریخهای داستانی مانند عالم آرای شاه اسماعیل نیز اثر گرفته است (مروی ، ج ١، مقدمة ریاحی ، ص سی ).

در ١١٥١، پس از لشکرکشی نادرشاه به دهلی ، برخی مورخان فارسی نویس هندی ، در بارة رویدادهای این دوره آثاری نوشتند، از جمله خواجه عبدالکریم کشمیری در بیان واقع * و محمدشفیع تهرانی در تاریخ نادرشاهی .

در دورة زندیه (ح ١١٦٣ـ ح ١٢٠٨) نیز شیوة تاریخ نگاری مانند دورة پیشین بود. از آثار این دوره است : مجمل التواریخ ــ که آن را مجمل التواریخ بعد نادریه نیز نامیده اند ــ تألیف ابوالحسن گلستانه در حدود ١١٩٦ در هند، که مطالب این کتاب بر اساس مشاهدات و شنیده های مؤلف است و نثر آن تقلیدی است از تاریخ جهانگشای نادری (گلستانه ، مقدمة مدرس رضوی ، ص بیست وپنج )؛
روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس تألیف میرزا محمد کلانتر، این کتاب به سبب حضور مؤلف در دربار کریم خان و داشتن اطلاعات کم نظیر از تاریخ سی سالة قدرت کریم خان ارزشمند است (کلانتر، مقدمة ناشر، ص الف ، مقدمة اقبال ، ص ز)؛
گلشن مراد تألیف میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی و فرزندش میرزا محمدباقر که از آثار مهم این دوره است (غفاری کاشانی ، مقدمة ناروند)، ابوالحسن غفاری ــ که رخدادهای ایران را پس از نادرشاه تا مرگ کریم خان زند نوشته ــ به شرح زندگی علما و عرفا و ادیبان این دوره نیز پرداخته است که از طریق آن می توان به زندگی اجتماعی زمان او پی برد (همان ، مقدمة طباطبائی مجد، ص ١٢)؛
تاریخ گیتی گشا * از میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی که به پیروی از سبک میرزا مهدی خان استرآبادی و با نثری پیچیده نوشته شده است (شیرازی ، مقدمة بیر، ص ١٥)؛
تاریخ زندیه * از علیرضابن عبدالکریم شیرازی که نثر آن گاه پرتکلف و گاه روان است و تحول سبک نثر این دوره را نشان می دهد (همان مقدمه ، ص ٢٠ـ٢١).


منابع :
(١١٥) محمدمهدی بن محمدنصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ش ؛
(١١٦) همو، درّة نادره : تاریخ عصر نادرشاه ، چاپ جعفر شهیدی ، تهران ١٣٤١ش ؛
(١١٧) علیرضابن عبدالکریم شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بیر، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١١٨) ابوالحسن غفاری کاشانی ، گلشن مراد ، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١١٩) محمدحسین بن محمدمهدی فروغی ، علم بدیع ، چاپ سنگی تهران ١٣٣٥؛
(١٢٠) محمدبن ابوالقاسم کلانتر، روزنامة میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال ١١٤٢ تا ١١٩٩ هجری قمری ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(١٢١) ابوالحسن بن محمدامین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٦ش ؛
(١٢٢) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٦٤ش ؛


(١٢٣) Sholeh A. Quinn, " The dreams of Shaykh Safi al-Din and Safavid historical writing", Iranian studies , vol. ٢٩, no. ١-٢ (Winter - Spring ١٩٩٦).

/ مهین فهیمی /