دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٩٤
پیوک ، در اصطلاح علمی دراکُنکولوس مدیننسیس (یا سابقاً فیلاریا مدیننسیس )، کِرمِ انگلی نَخْدیسی که درازای بالغ آن به بیش از یک متر هم می رسد و در بافتهای زیر پوستی آدمی و بعض پستانداران نواحی گرمسیر جای گرفته باعث بیماری دردناک و گاهی کُشنده ای می گردد. این بیماری (دراکُنکولوسیس ) تا حدود دو دهة پیش در جنوب ایران شایع بود.
کِرمینة پیوک در بدن سخت پوستانِ کوچکِ آب شیرین (مثلاً سیکلوپس ها) رشد می کند و با آب آشامیدنیِ آلوده از طریق دیواره و بافتهای روده به زیر پوست پستانداران راه می گشاید، در آنجا بالغ می شود و پس از چندی پوست را شکافته سَردرمی آورد ( فرهنگ وبستر ، ذیل "guinea worm" ؛ لیتره ، ذیل "filaire" ).
این انگل در عربی به العِرقْ المَدَنی / المَدینی ( منسوب به مدینه در حجاز ) ، و در بعض زبانهای اروپایی به «کرمِ گینه » و «کرمِ مدینه » معروف است ( رجوع کنید به شلیمر ، ص ٢٠٣ـ٢٠٤؛ ثابت بن قُرّه ، ص ١٢٦). علت نامگذاری آن به عرق المدنی شیوع آن در مدینه بوده ، چنانکه ابن طاوس ، به نقل از قسطابن لوقا در کتاب تدبیر الابدان فی السفر ، آن را از بیماریهای سفر حج نوشته است (ص ١٦٥ـ١٦٦). در فارسی آن را، علاوه بر پیو/ پیوک ، رشته و نارو نیز نامیده اند (برهان ؛ دهخدا، زیراین واژه ها). سعدی (ص ٣٩) با نام «رشته » به این انگل اشاره کرده است : «یکی را حکایت کنند از ملوک / که بیماریِ رشته کردش چو دوک ».
علت شناسی . بعض پزشکان قدیم دورة اسلامی (و دیگران ) پیوک را نه موجودی زنده ، بلکه علتی ناشی از «فساد عصب »، «خشکی خون »، «خون غلیظ لزج »، و «بلغم گرم » می دانستند ( رجوع کنید به منقولات رازی در حاوی ، ج ١١، ص ٢٩٠ ( جالینوس ) ، ص ٢٩١ ( الیهودی = ماسرجویه ) ، ص ٢٩٥؛ ابن سینا، ج ٣، کتاب چهارم ، ص ١٣٩). بولس اجانیطی * ، بنابر آنچه رازی از وی نقل کرده (١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩١، ٢٩٥ـ٢٩٦)، ظاهراً نخستین کسی است که به حرکت آشکار آن در زیر پوست اشاره کرده است . به نوشتة ابن سینا، پس از ظهور جوش در پوست و سوراخ شدن آن ، چیزی سرخ مایل به سیاه از آن خارج و به طور مداوم دراز می شود، که حرکتش مانند حرکت یک جانور است ، چندانکه برخی گمان برده اند که جانور است (همانجا).
سرایت این بیماری ، به نقل از اختصارات ، کتاب مفقود منسوب به عبدالله بن یحیی برمکی ، ناشی از نوشیدن آب فاسد است (رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٢). رازی (١٤٠٨، ص ٣٣٣) آن را بیماری شهرهای گرم و کثیف که آب و زراعت کم دارند، دانسته است . به نوشتة ابن سینا، شاید برخی از آبها و سبزیها عامل ایجاد آن باشند و غالباً از غذاهای خشک کننده ( ی مزاج ) به وجود می آید (همانجا).
نشانه شناسی و شیوه های درمان . نشانه های بروزپیوک را، نمایان شدن آن همچون مار و حرکت آشکار آن در زیر پوست ، سوزش و التهاب شدید، گاهی همراه با تب ، بروز تاولهایی بر روی پوست ، خارش و درد نوشته اند (برای آرای حکمای قدیم رجوع کنید به ثابت بن قُرّه ، همانجا؛ رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٠ـ٢٩١؛ همو، ١٤٠٨، ص ٣٣٣؛ زهراوی ، ص ١٩٤؛ ابن سینا، ج ٣، کتاب چهارم ، ص ١٣٨ـ١٣٩). محلهای بروز آن را بیشتر در مچ پاها و ساقها و رانها نوشته اند (رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩١، به نقل از بولس ؛ همو،١٤٠٨، ص ٣٣٣؛ زهراوی ، ص ١٩٣؛ ابن سینا، ج ٣، کتاب چهارم ، ص ١٣٩؛ کمپفر ، ص ٥٢٨؛ شلیمر، ص ٢٠٥)، ولی
در خُصیتین ، کمر، پهلوها و دستها نیز دیده شده است (رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٠، به نقل از جالینوس ، همان ، ج ١١، ص ٢٩١، به نقل از بولس ؛ ابن سینا؛ کمپفر؛ شلیمر، همانجاها).
پزشکان قدیم ، چون گمان می کردند که خشکی مزاج و بدن از عوامل پیدایش پیوک است ، برای پیشگیری از آن مرطوب کردن بدن را از طریق غذا و استحمام ، و فَصْد را برای «رد شدن خون فاسد» تجویز می کردند (ثابت بن قُرّه ، همانجا؛ رازی ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٠، ٢٩٣، به نقل از ماسرجویه ؛ همو، ١٤٠٨، ص ٣٣٣؛ ابن سینا، همانجا). از پزشکان اروپایی ، کمپفر، پزشک و جهانگرد دانش پژوه آلمانی (١٦٥١ـ١٧١٦ میلادی )، نیز نقل کرده که بومیان معتقد بودند که پاشیدن مکرّر آب سرد بر بدن هم برای درمان و هم برای پیشگیری سودمند است (ص ٥٣٤).
برای تسریع بیرون آمدن و «پزاندن » پیوک ، مرهمها و ضمادهای مُبَرِّد و مُرَطِّبِ مختلفی ذکر کرده اند، مثلاً روغن گُل سرخ ، عِنَب الثَعْلب ، صَبْر و کافور (رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٢، به نقل از ابن ماسویه )؛ ماءالشعیر، آب صبر و کاسنی (ثابت بن قُرّه ، همانجا)؛ صبر، صندل ، کافور، مُرّ، اِسْفَرزه (ابن سینا، همانجا؛ نیز رجوع کنید به کمپفر، ص ٥٣٣ـ٥٣٥؛ شلیمر، ص ٢١٢)؛ گندم ، جو، شنبلیله ، انجیر و بابونج (ابن طاوس ، ص ١٩٧).
رایجترین شیوة خارج کردن این «عِرْق » از بدن ، پس از بیرون زدن آن از پوست ، مالش ملایم موضع ظهور کرم و بستن سر آن به قطعة کوچکی سُرب یا به تکه ای چوب بود؛ هر روز کرم را اندکی بیشتر و آهسته به دور آن می پیچیدند تا بتدریج همة آن از بدن خارج می شد. چون ، در صورت پاره شدن عِرْق / کرم ، انگل به درونِ بدن بازمی گشت و درد و عفونت ایجاد می کرد، نهایت دقت را برای جلوگیری از این امر می کردند. شرحهای مفصلی از این روش در دست است (ثابت بن قُرّه ، ص ١٢٦؛ رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٠، به نقل از بولس و اختصارات ؛ همو، ١٤٠٨، ص ٣٣٣؛ ابن سینا، همانجا؛ زهراوی ، ص ١٩٣؛ مجوسی ، ج ٢، ص ٤٩١ـ٤٩٢؛ کمپفر، ص ٥٣٢؛ شلیمر، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨، ٢١٠، ٢١٢؛ دیولافوا ، ص ٥٣٧ ـ ٥٣٨؛ پولاک ، ص ٤٨١). حسن بن فضل طبرسی دعایی را ذکر کرده است (ج ٢، ص ٢٦٠) که به هنگام شروع خارش و در حین مالیدن صبر بر جای خارش خوانده شود، و برای درمان آن نوشته (ج ٢، ص ٣١٨ـ ٣١٩) که باید نخ پشمینی را تابید و بر آن
هفت گره زد و بر هر گره سه بار سورة حَمد و پس از آن سه بار دعایی را که ذکر کرده خواند (نیز رجوع کنید به نقل همانها در مجلسی ، ج ٩٢، ص ٧٢ـ٧٣).
در صورت پاره شده کرم و بازگشت بازماندة آن به درون بدن ، بدن را می شکافتند و در صورت لزوم آن موضع را با روغنها و ضمادهایی ضدعفونی می کردند و سپس بقیة کرم را بیرون می آوردند (رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١١، ص ٢٩٢، همانجا، به نقل از ابن ماسویه ، همان ، ج ١١، ص ٢٩٤، به نقل از قسطابن لوقا؛ همو، ١٤٠٨، ص ٣٣٣؛ زهراوی ، همانجا؛ ابن سینا، ج ٣، کتاب چهارم ، ص ١٣٩ـ١٤٠). کمپفر (ص ٥٣٤ ـ ٥٣٥) به مواردی اشاره کرده که به جای کرم ، عصب را کشیده اند و سبب نقص عضو در بیمار شده اند. شلیمر (ص ٢١٣)، پزشک و دانشمند معروف هلندی در ایران در نیمة دوم سدة سیزدهم / نوزدهم ، نیز به مواردی که منجر به مرگ بیمار شده اشاره کرده است . در صورت خارج کردن تمام کرم از بدن ، بر زخمگاه ضماد می گذاشتند تا سریعتر التیام یابد. شلیمر این ضماد را که بومیان به کار می بردند مرکّب از بذرالبنج ، برگ سیب زمینی و کافور نوشته است (ص ٢٠٩).
کمپفر شرح دقیق و مبسوطی دربارة این بیماری نوشته است (ص ٥٢٤ ـ ٥٣٥). وی دریافت که ، برخلاف نظر ابن سینا، «عِرْق » مزبور در واقع نوعی کرم است . او دوبار موفق به زنده بیرون آوردن آن شد، آن را با میکروسکُپ بررسی ، و شکل ظاهری و واکنشهای آن را به دقت وصف کرد. وی ، با مشاهدات خود و با استفاده از اطلاعات دیگران ، به این نتیجه رسید که این انگل در نواحی گرمسیرِ دارای آب و هوای نامطبوع که مردم از آبِ آب انبارهای آلوده برای شُرب استفاده می کنند به وجود می آید؛ او تأکید کرده است که مردم نقاط کوهستانی
که از آب چشمه استفاده می کنند فقط نامی از این بیماری شنیده اند. پس از او، شلیمر مفصلاً دربارة این بیماری و
تجارب خود نوشته است . بنابر مشاهدات او، سیاهپوستان بیش از سفیدپوستان در معرض ابتلا به این بیماری بودند (ص ٢٠٦). کمپفر و شلیمر به مرگبار بودن این بیماری و وحشت ناشی از آن اشاره کرده اند.
دیولافوا و پولاک ، استاد اتریشی دارالفنون ناصری و پزشک مخصوص ناصرالدین شاه ، نیز گزارشهایی از رواج بیماری پیوک در بوشهر، لار و بندرعباس ثبت کرده اند. از ایرانیها سدیدالسلطنة کبابی (١٢٩١ـ١٣٢٠ش ) توضیح نسبتاً مفصلی دربارة این بیماری نوشته است (ص ٥٩٩ ـ٦٠٢).
این بیماری تا دهه های ١٣٢٠ و ١٣٣٠ش در مناطق خاصی از استانهای فارس ، هرمزگان ، بوشهر، خوزستان ، سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان رواج داشت و در دهة ١٣٤٠ش شروع به کاهش نمود. آخرین مواردِ مشاهدة آن در ایران ، ١٤٥ مورد، در دهة ١٣٥٠ش و در شش روستای لارستان (اکنون لار و لامِرد) بود (عبدالرب و دیگران ، ص ١٠). از آن پس ، با افزودن کُلر به آبِ آب انبارها («برکه »ها)، گسترش شبکة آب لوله کشی ، آگاه سازی مردم از این بیماری و ضرورت استفاده از آب سالم ، آبرسانی با تانکر به روستاهای دور، و بهسازی بنای آب انبارهای سنّتی ، موردی از این بیماری گزارش نشده است (همان ، ص ٢٠، ٢٦).
در سطح جهانی ، نخستین گردهمایی بین المللی برای مهار کردن این بیماری در ١٣٦١ش / ١٩٨٢ در شهر واشنگتن برگزار شد. در ١٣٧٠ش / ١٩٩١ مجمع بهداشت جهانی هدف را متوقف کردن انتقال این بیماری تا ١٣٧٤ش / ١٩٩٥ و کسب گواهینامة نابودی آن در سطح جهانی تا پایان دهة ١٣٧٠ش / ١٩٩٠ اعلام کرد (همان ، ص ٧).
در ١٣٧٥ش / ١٩٩٦ هیئتی از سازمان بهداشت جهانی پژوهشهای وسیعی در مناطقی از ایران که سابقة رواج بیماری در آنجا وجود داشت ، انجام داد و برای اطمینان از ریشه کن شدگی این بیماری جایزه ای نقدی به مبلغ یک میلیون ریال برای شناسایی و معرفی هر مورد از آلودگی به انگل پیوک تعیین کرد، و سرانجام ریشه کن شدگی این بیماری در ایران را تصدیق و گواهی مربوط را اعطا نمود (همان ، ص ١١، ٢٦).
منابع :
(١) ابن سینا، کتاب القانون فی الطب ، بولاق ١٢٩٤؛
(٢) ابن طاوس ، الامان من أخطار الاسفار و الازمان ، قم ١٤٠٩؛
(٣) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمدمعین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٤) یاکوب ادوارد پولاک ، سفرنامة پولاک ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٥) ثابت بن قُرّه ، کتاب الذخیرة فی علم الطبّ ، چاپ صبحی ، قاهره ١٩٢٨؛
(٦) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمدمعین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
ژان پل راشل دیولافوا، ایران ، کلده و شوش ،
(٧) ترجمة علی محمد فره وشی ، چاپ بهرام فره وشی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٨) محمدبن زکریا رازی ، کتاب الحاوی فی الطب ، حیدرآباد دکن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/١٩٥٥ـ ١٩٧١؛
(٩) همو، المنصوری فی الطب ، چاپ حازم بکری صدیقی ، کویت ١٤٠٨/ ١٩٨٧؛
(١٠) خلف بن عباس زهراوی ، جراحی و ابزارهای آن ، ترجمة فارسی بخش سی ام از کتاب التصریف لمن عجز من التألیف ، چاپ احمد آرام و مهدی محقق ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١١) محمدعلی بن احمد سدیدالسلطنه ، بندرعباس و خلیج فارس = اعلام الناس فی احوال بندرعباس ، چاپ احمد اقتداری و علی ستایش ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٢) مصلح بن عبدالله سعدی ، بوستان سعدی : سعدی نامه ، چاپ غلامحسین یوسفی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(١٣) حسن بن فضل طبرسی ، مکارم الاخلاق ، ترجمة ابراهیم میرباقری ، تهران ?( ١٣٥٥ ش ) ؛
(١٤) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٥) علی بن عباس مجوسی ، کامل الصناعة الطبیّة ، بولاق ١٢٩٤؛
(١٦) Mohammad Abdur Rab, Abdul Hakeem Kohlani, and Bheeshma Kumar Sainanee, Report by the International Certification Team on the Eradication of Dracunculiasis in the Islamic Republic of Iran , [Geneva]: W H O, ١٩٩٦;
(١٧) Engelbert Kempfer, Amoenitatum exoticarum politico- physico- medicarum fasciculi v,variae relationes, observationes & descriptiones rerum Persicarum & ulterioris Asiae, Lemgoviae ١٧١٢, repr.Tehran ١٩٧٦;
(١٨) ـmile Littrإ, Dictionnaire de mإdecine, de chirurgie, de pharmacie...., ١٧th ed., Paris ١٨٩٣;
(١٩) J.L. Schlimmer, Terminologie mإdico-pharmaceutique et anthropologique: franµaise-persane, litho. ed., Tehran ١٨٧٤, Typo. repr. Tehran ١٩٧٠;
(٢٠) Webster's third new international dictionary of the English language: unabridged , ed. Philip Babcock Gove, Springfield, Mass. ١٩٨١.
/ نگار نادری /