دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٧١
پیشکش ، هدیه ای معمولاً از مقامی پایین تر به مقامی والاتر. به عنوان یک اصطلاح دیوانی به مالیات «منظم » (پیشکش مستمرّی ) و مالیات موردیِ وضع شده ای اطلاق می شود که فرمانروایان بر حاکمان ولایات و دیگران مقرّر می ساختند و یا مالیاتی که حاکمان و مأموران در مسند قدرت بر اتباع خود تحمیل می کردند. تقدیم هدایا به فرمانروایان و دیگران از دوره های نخستین شناخته شده بود ( رجوع کنید به بیهقی ، ص ٦٥٥، ٦٧٩، ٧٠٥، ٧٣٤ـ٧٣٥، ٧٨٩، ٨١٥). با افزایش باج و خراج در حکومت ایلخانان ، تقدیم هدایا به حاکم و سرداران او به مالیاتی موردی تبدیل شد که بیشتر با اصطلاحاتی همچون ساوُری و تُزغو معروف است تا پیشکش ( رجوع کنید به دورفر ، ج ١، ص ٣٣٥). در حکومت تیموریان و سلسله های ترکمان ، اصطلاح پیشکش برای چنین مالیاتهایی معمول بوده است . پیشکش به طور گروهی بر جمعیت یک ناحیه (پیشکش جمعی ) و یا به صورت فردی (پیشکش غیر جمعی ) مقرّر می شده است ( رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، ص ١٠٣، ١١٥، ١٢٦). در دورة صفویان نیز پیشکش هم به صورت مالیاتی که بر اساسی منظم پرداخت می شد و هم به عنوان مالیاتی موردی منبع درآمد مهمی را تشکیل می داد. یک منشی دبیرخانة سلطنتی (دفترخانه )، معروف به پیشکش نویس ، تعداد و ارزش پیشکشها را ثبت می کرد. این منصب تا نیمة دوم قرن سیزدهم / نوزدهم نیز وجود داشت ( رجوع کنید به اوزلی ، ج ٢، ص ١٧٢ـ١٧٣). حاکمان ولایتی هنگام انتصاب خود، و از آن پس سالیانه ، در نوروز * ( رجوع کنید به رهربرن ، ص ٩٢) پیشکش می دادند.
صاحبان تیول و سیورغال ، مگر در مواردی که از معافیت برخوردار می شدند، و نیز رؤسای گروههای اهل ذمّه ، موظف به پرداختِ پیشکش بودند ( رجوع کنید به اسناد در پاپازیان ، ١٩٥٦؛ همو، ١٩٥٩؛ بوسه ، ص ٢١٢ـ٢١٣). همچون دیگر مالیاتها و درآمدها، گاه برای پیشکش براتهایی صادر و در محل گردآوری می شد. در دستورالملوک میرزا رفیعا (انصاری مستوفی الممالک ) و تذکرة الملوک میرزا سمیعا نحوة عمل و نیز مالیات حق العمل و بهای پیشکشهای وضع شده برای مناصب گوناگون در اواخر دورة صفوی آمده است . مناسبتهای اخذ پیشکش موردی ، متعدد بود؛ از جمله فتح یک شهر یا ناحیه ، ختنة شاهزادگان ، ازدواج افراد خانوادة سلطنتی ، «پیشرویهای » سلطنتی یا پیشرویهای حاکمان در ایالاتشان . اگر شاه به دیدار یکی از رعایای خود می رفت ، از میزبان انتظار می رفت که متقابلاً پیشکشی به شاه بدهد (دومان ، ص ٣٣). میزان معافیت از پیشکش در شماری از اسناد ( رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ؛ پاپازیان ، همانجاها) و فرمانها ( رجوع کنید به فرمان شاه طهماسب به تاریخ ٩٣٢ که در مدخل مسجد امیرعمادالدین در کاشان کنده شده ) آمده است (نوائی ، ص ٥٠٩).
مالیاتِ پیشکش «منظم » و پیشکش موردی در حکومت قاجاریان نیز ادامه یافت ( رجوع کنید به عیسوی ، ص ٣٦٦؛ نیز رجوع کنید به قائم مقامی ، ص ٢١٥ـ٢١٦: عهدنامة میان امام مسقط و حاکم ایرانی ، مورخ ١٢٧٢؛ همچنین رجوع کنید به طرب نایینی ، ص ٥٩٢، ٥٩٣ـ٥٩٤؛ افضل الملک ، ص ٣٩١، ٤٣٥). این مالیات بر مردم فشار سختی وارد می آورد ( رجوع کنید به شل ،ص ٣٩٣). انتقاد آشکار از اجرای مالیات پیشکش مرسوم نبود، اما اغلب اعتراضاتی بر ضد آن شنیده می شد؛ از آن جمله اعتراض محمد شفیع قزوینی ، کلاهفروشی از شهر قزوین ، بود که در باب زیانهای پیشکش در عریضه ای میان سالهای ١٢٦٤ـ١٢٦٦، انتقادهایی کرده و برای امیرکبیر، نخستین صدراعظم ناصرالدین شاه ، فرستاده است .
منابع :
(١) غلامحسین بن مهدی افضل الملک ، افضل التواریخ ، چاپ منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢) محمد رفیع انصاری مستوفی الممالک ، دستورالملوک ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، در مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، سال ١٥، ش ٥ و ٦ (مرداد ١٣٤٧)، سال ١٦، ش ١ـ٦ (١٣٤٧ـ ١٣٤٨ ش )؛
(٣) محمدبن حسین بیهقی ، تاریخ بیهقی ، چاپ علی اکبر فیاض ، مشهد ١٣٥٠ ش ؛
(٤) محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٥) چارلز عیسوی ، ویرایشگر، تاریخ اقتصادی ایران : عصر قاجار، ١٣٣٢ـ١٢١٥ ه .ق ، ترجمة یعقوب آژند، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) جهانگیر قائم مقامی ، یکصدوپنجاه سند تاریخی : از جلایریان تا پهلوی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٧) محمد شفیع قزوینی ، قانون قزوینی : انتقاد اوضاع اجتماعی ایران دورة ناصری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٨) حسین مدرسی طباطبائی ، فرمانهای ترکمانان قراقویونلو و آق قویونلو ، قم ١٣٥٢ ش ؛
(٩) ( میرزا سمیعا، تذکرة الملوک ، چاپ محمددبیر سیاقی ، تهران ١٣٦٨ ش ) ؛
(١٠) عبدالحسین نوائی ، شاه طهماسب صفوی : مجموعة اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشتهای تفضیلی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(١١) H.Busse, Untersuchungen zum فslamischen Kanzleiwesen, Cairo ١٩٥٩;
(١٢) G.Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٥;
(١٣) R.Du Mans, Estat de la Perse en ١٦٦٠, ed. C. Schefer, Paris ١٨٩٠;
(١٤) A.K.S. Lambton, "P ¦ â shkash: present or tribute?", BSO [ A ] S , lVI (١٩٩٣);
(١٥) W.Ouseley, Travels in various countries of the East, more particularly Persia, etc., London ١٨١٩;
(١٦) A.D. Papazyan, Persidskie dokument i Matenadarana. ١. Ukaz i , v i pusk perv i ) XV-XVI vv .), Erivan ١٩٥٦;
(١٧) idem, Persidskie dokument i Maternadarana. ٢. Ukaz i , v i puskvtoroy ( ١٦٠١-١٦٥٠ ), Erivan ١٩٥٩;
(١٨) K.Rخhrborn, Provinzen und Zentralgewalt Persiens im ١٦. und ١٧. Jahrhundert, Berlin ١٩٦٦;
(١٩) Lady Sheil, Glimpses of life and manners in Persia, London ١٨٥٦.
/ ا. ک . س . لمتون ( د. اسلام ) /