دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٤٠
پیرمحمد جهانگیر ، امیر تیموری (حک : ٨٠٧ ـ ٨٠٩) و ولیعهد تیمور. پدرش ، جهانگیر میرزا، پسر ارشد تیمور، و مادرش بخت ملک آغا بود. پیرمحمد چهل روز پس از مرگ پدرش ، در ٧٧٧ به دنیا آمد (شرف الدین علی یزدی ، ج ١، ص ٢٠١). در ٧٩٤ تیمور او را به حکومت زابلستان منصوب کرد (همان ، ج ١، ص ٤٠١). در دومین یورش تیمور به ایران (٧٩٤ـ ٧٩٨)، پیرمحمد و برادر بزرگش ، محمد سلطان (متوفی ٨٠٧)، پیشاپیش سپاه تیمور، پس از تصرف قزوین به سوی کردستان رفتند و سپس در تستر (شوشتر) به اردوی تیمور پیوستند (میرخواند، ج ٦، ص ٢٠٨ـ٢٠٩). چندی بعد تیمور ولایات قُندُز، بقلان ، کابل ، غزنین و قندهار تا سرحد هندوستان را به پیرمحمد واگذار کرد (خواندمیر، ج ٣، ص ٤٧١). او در ٨٠٠ به ملتان / مولتان حمله برد ( رجوع کنید به میرخواند، ج ٦، ص ٢٨٤) و پس از شش ماه محاصره ، شهر را تصرف کرد، اما به سبب بدی هوا بسیاری از اسبها و لشکریانش از بین رفتند. در این هنگام ، سپاه تیمور به مولتان رسید و به یاری پیرمحمد شتافت (همان ، ج ٦، ص ٢٨٦ـ ٢٨٧). پیرمحمد در ٨٠١ در حملة تیمور به دهلی ــ که در واقع تصرف مولتان مقدمة آن بود ــ از فرماندهان سپاه بود (خواندمیر، ج ٣، ص ٤٧٥). کلاویخو در ٨٠٧ در سمرقند به حضور پیرمحمد ــ که پس از هفت سال برای دیدار جدّش به دربار آمده بود ــ رسیده و در کتابش (ص ٢٥٣ـ٢٥٤) وی را وصف کرده است .
در ٨٠٧ تیمور به قصد تصرف چین به اُتْرار رفت ، اما در آنجا به بیماری سختی دچار شد، ازینرو پیرمحمد را به ولیعهدی خود برگزید و حکومت سمرقند را به او واگذار کرد و در همان سال درگذشت (خواندمیر، ج ٣، ص ٥٣٣ ـ٥٣٤). امیرانی که در اردو بودند، قاصدی نزد پیرمحمد به کابل فرستادند تا درگذشت تیمور را به او اطلاع دهد (حافظ ابرو، ج ١، ص ١ـ٢). اما برخی از ایشان خواهان جانشینی شاهرخ ، پسر تیمور، بودند و به بهانة دوری پیرمحمد از سمرقند، قرار گذاشتند تا شاهرخ را به سلطنت برسانند (شرف الدین علی یزدی ، ج ٢، ص ٤٧٩). پیرمحمد برای رسیدن به سلطنت بجز شاهرخ دو رقیب دیگر نیز داشت ؛ یکی سلطان حسین ، فرزند آکه بیگی دختر تیمور، دیگری خلیل سلطان ، نوة تیمور و پسر میرانشاه . سلطان حسین که داعیة سلطنت داشت ، پس از آگاهی از مرگ تیمور به سوی سمرقند رفت (خواندمیر، ج ٣، ص ٥٣٦ ـ٥٣٧). خلیل سلطان نیز با سرپیچی از وصیت تیمور و تصرف خزاین او، و حمایت امرای تاشکند به تخت نشست و به مکتوبی که امیرشاه ملک و امیرشیخ نورالدین ،حامیان پیرمحمد، برای او فرستادند وقعی ننهاد وبه سوی سمرقند رفت (همان ، ج ٣، ص ٥٣٧ ـ ٥٣٨). پیرمحمد نیز به همراه امیرشاه ملک و الغ بیگ ، پسر شاهرخ تیموری ، به جنگ خلیل سلطان رفت . دو سپاه در حوالی نَسَف (نخشب ) با یکدیگر روبرو شدند که به شکست پیرمحمد انجامید (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ١، ص ٣٦ـ٣٧). در ٨٠٨ پیرمحمد از امیرسلیمانشاه خواست تا سلطان حسین را که نزد او در شبورغان بود، تسلیم وی کند، اما چون امیر نپذیرفت ، به آنجا حمله کرد. امیرسلیمانشاه و سلطان حسین که تاب رویارویی نداشتند، به هرات نزد شاهرخ گریختند (حافظ ابرو، ج ١، ص ٨٥ ـ٨٦).
پیرمحمد در ١٤ رمضان ٨٠٩ به دست وزیرش ، پیرعلی تاز، که داعیة استقلال داشت ، به قتل رسید (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ١، ص ٤٨ـ٤٩؛ حافظ ابرو، ج ١، ص ١٤٢ـ١٤٦). شاهرخ پس از آگاهی از مرگ برادرزاده اش ، در ٨١٠ به بلخ حمله کرد. پیرعلی تاز گریخت اما به دست سرداران هزاره ، طایفه ای در افغانستان ، کشته شد. شاهرخ ، بلخ و سپس در ٨١٢ همة ولایات پیرمحمد را به پسر او، امیرزاده قیدو، واگذار کرد و امیر توکل بَرلاس و امیر شمس الدین اوچ قرا را که از ملازمان پیرمحمد بودند، همراه او کرد (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ١، ص ٦٤؛ حافظ ابرو، ج ١، ص ١٩٢، ٣١٨).
منابع :
(١) عبدالله بن لطف الله حافظ ابرو، زبدة التواریخ ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣) شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه : تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمدعباسی ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(٤) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ٢، چاپ محمد شفیع ، لاهور ١٣٦٥ـ ١٣٦٨؛
(٥) روی گونثالث د کلاویخو، سفرنامة کلاویخو ، ترجمة مسعود رجب نیا، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(٦) محمدبن خاوندشاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ ١٣٣٩ ش .
/ مهین فهیمی /