دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٣٨
پیرگلرنگ ، از تعابیر حافظ شیرازی که برخی آن را اشاره به شیخ محمود عطار، پیر و مرشد حافظ ، دانسته اند. حافظ این تعبیر را در این بیت آورده است : پیرگلرنگ من اندر حق ازرق پوشان / رخصت خبث نداد ار نه حکایتها بود (غزل ١٩٩، بیت ٨).
برخلاف برخی تذکره نویسان ، همچون عبدالرحمان جامی ، در نفحات الانس (ص ٦١٢)، که از ارادت حافظ به مشایخ اظهار بی اطلاعی کرده اند، برخی همشهریان او که نزدیک به عصر او می زیسته اند، در آثار خود به وجود پیر و مرشدی در شیراز که حافظ از ارادتمندان او بوده است اشاره کرده اند. نخست جلال الدین دوّانی (٨٣٠ ـ ٩٠٨) در شرح غزلی از حافظ ، با دو واسطه از درویشان شیراز نقل کرده است که حافظ پیری به نام شیخ محمود عطار داشته که در شیراز می زیسته و در مشرب شیخ روزبهان بقلی * بوده است (ص ٢٤٢). محمدبن محمود دهدار شیرازی (متوفی ١٠١٦) نیز در حاشیة نفحات الانس از وجود پیری در شیراز مشهور به گلرنگ خبر می دهد که اوقات خود را در جامع عتیق شیراز می گذرانده و حافظ به او ارادت داشته و قبرش در شیراز است (گ ١٧٣ پ ). همچنین عبداللطیف شیروانی ، مشهور به افلاطون ، از عرفای قرن دهم ، پیرگلرنگ را پیرحافظ و علت اشتهار او را به گلرنگ رخسار گلگون او دانسته است (فخرالزمانی ، ص ٩٣، حواشی ).
محمد افندی مشهور به سودی (ج ٢، ص ١١٨٨) در شرح خود بر اشعار حافظ ، پیرگلرنگ را با شیخ محمود عطار مطابقت داده است . وی محمود عطار را مرید شیخ عبدالسلام و او را مرید فخرالدین احمد، پسر شیخ روزبهان ، معرفی کرده و بدین ترتیب نسبت خرقة او را به دو واسطه به روزبهان رسانده است . بر اساس این طرز تلقی ، سودی و عده ای دیگر از شارحان حافظ برخی اشعار او را با درنظر گرفتن نسبت او با پیر خود شرح کرده اند. به نوشتة شیروانی (فخرالزمانی ، همانجا) برخی ، بیشتر ابیات حافظ را مضمون سخنهای پیرگلرنگ دانسته اند. سودی (ج ٢، ص ٧٦٨، ٧٩٣، ١٠٤٥، ١١٧٧ـ ١١٧٨، ١١٨٨ـ١١٨٩)، برخی تعابیر حافظ مانند «پیر دردی کش ما»، «شیخی که خانقاه ندارد»، «دردی کشان یکرنگ » و «پیرگلرنگ » را قطعاً و برخی دیگر از جمله «رند عافیت سوز» را احتمالاً اشاره به شیخ محمود عطار می داند.
ختمی لاهوری نیز برخی از تعابیر را با پیرگلرنگ مرتبط ساخته است (جاهای متعدد). از پیرگلرنگ و شیخ محمود عطار در منابع دیگری نیز یاد شده که کثرت آنها خبر را به صورت متواتر درآورده است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به ثبوت ، ص ٨٠ ـ٨٧).
از سویی برخی اشارات حافظ را بر لزوم تبعیت از پیر می توان دلیل بر ارادت او به پیر و مرشدی دانست (برای نمونه رجوع کنید به غزل ٤٧٩، بیت ٦) و از سوی دیگر این احتمال که تعبیر «گلرنگ » به نحوی با مشرب روزبهان بقلی مرتبط باشد، بسیار است . در آثار روزبهان و همچنین اخلاف او ترکیب گلرنگ بارها به کار رفته است و پیداست که بدان تعلق خاطری داشته اند ( رجوع کنید به ثبوت ، ص ٨٩ ـ٩٠). بنابراین ، بعید نیست که در روزگار حافظ فردی متعلق به این حوزة تصوف شهرت «گلرنگ » داشته و حافظ نیز دست کم در دوره ای از حیات خود به او ارادت ورزیده باشد.
برخی محققان همچون معین (روزبهان بقلی ، مقدمة معین ، ص ٦٢ـ٦٣)، این امر را محتمل می شمارند. برخی نیز مانند مرتضوی (ص ٢٦٩، پانویس ٢) قراین حاکی از وجود چنین فردی را کافی نمی دانند. البته هیچ یک از این دو از وجود گزارشهای متقدمانی همچون دوّانی و دهدار که این احتمال را تقویت می کند مطلع نبوده اند. در مقابل ، عده ای دیگر از پژوهندگان ، تعبیر پیرگلرنگ را کنایه از «شراب سرخ کهن » دانسته و ارادت حافظ را به مشایخ انکار کرده اند (زرین کوب ، ص ٢٣٤؛
ریاحی ، ص ١١٦ـ١١٧؛
خرمشاهی ، بخش ٢، ص ٧٤٠ـ ٧٤١).
طبق نظری دیگر، پیر در ترکیب پیرگلرنگ وجودی نورانی و ملکوتی است که در دل سالک ظهور می کند و او را با حقایقی آشنا می سازد، راهنمای باطنی و نمایندة عقل فعال و جبرئیل یا روح القدس ، و فرشته ای دانا از کرّوبیان است . گلرنگ خواندن او نیز مأخوذ از رسالة عقل سرخ سهروردی است (ملاح ، ص ٥٧ـ٦٢؛
پورجوادی ، ص ٤٥، ٤٩، ٥٣). البته این تفسیر منافاتی با این باور ندارد که پیرگلرنگ از مشایخ طریقت بوده است ؛
اصطلاح پیرگلرنگ را، مانند بسیاری از اصطلاحات دیگر، می توان در دو ساحت معنایی تفسیر کرد (پورجوادی ، ص ٥٤).
منابع :
(١) نصرالله پورجوادی ، «پیر گلرنگ »، نشر دانش ، سال ١٦، ش ٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(٢) اکبر ثبوت ، «حافظ و پیرگلرنگ »، در حرم دوست : یادوارة استاد سادات ناصری ، چاپ ابراهیم زارعی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٤) شمس الدین محمد حافظ ، دیوان ، چاپ پرویز ناتل خانلری ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥) عبدالرحمان بن سلیمان ختمی لاهوری ، شرح عرفانی غزلهای حافظ ، چاپ بهاءالدین خرمشاهی ، کورش منصوری ، و حسین مطیعی امین ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٦) بهاءالدین خرمشاهی ، حافظ نامه : شرح الفاظ ، اعلام ، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٧) محمدبن اسعد دوانی ، شرح شعر خواجه حافظ ، در در شبستان عرفان : مجموعة رسائل فارسی از پیران ایران ، چاپ نجیب مایل هروی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٨) محمدبن محمود دهدار شیرازی ، حاشیه بر نفحات الانس جامی ، نسخة خطی کتابخانة لکهنو، ش ٩٨٥؛
(٩) روزبهان بقلی ، کتاب عبهر العاشقین ، چاپ هانری کوربن و محمدمعین ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(١٠) محمدامین ریاحی ، گلگشت ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١١) عبدالحسین زرین کوب ، جستجو در تصوف ایران ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٢) محمد سودی ، شرح سودی بر حافظ ، ترجمة عصمت ستارزاده ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٣) عبدالنبی بن خلف فخرالزمانی ، تذکرة میخانه ، چاپ احمد گلچین معانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٤) منوچهر مرتضوی ، مکتب حافظ ، یا، مقدمه بر حافظ شناسی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٥) حسینعلی ملاّ ح ، «پیر گلرنگ کیست ؟» در حافظ شناسی ، ج ٨ ، چاپ سعید نیاز کریمی ، تهران ١٣٦٧ ش .
/ اکبر ثبوت /