دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٨٤
پولیساریو ، سازمانی سیاسی ـ نظامی ، متشکل از مردم صحرای غربی در شمال غربی افریقا، که در راه کسب استقلال این ناحیه مبارزه می کند. پولیساریو سرنامِ عنوان اسپانیاییِ این سازمان (= جبهة مردمی برای آزادی ساقیة الحمراء و ریو دُ اورو) است . ریو د اورو نام قدیم پرتغالی است که پرتغالیها به بخشی از صحرای غربی داده اند. پیش از تشکیل این جبهه چند سازمان و تشکّل سیاسی با هدف ایجاد وحدت برای صحرای غربی تأسیس شده بود، اما هیچ کدام موفقیتی به دست نیاورده بود (مورونی ، ج ٢، ص ٦٩٥؛ > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل "Polisario" ).
صحرای غربی در متون قدیم جغرافیایی و تاریخی اسلامی ذیل نام کلی «صحراء» وصف شده است . ابوالفداء، جغرافیانویس قرن هفتم ـ هشتم ، زیر عنوان «ذکر بلاد مغرب » به صحرا اشاره کرده است (ص ١٦٣). ادریسی (ج ١، ص ٢٢١، ٢٢٣، ٢٢٥، ٢٥٠، ٢٦٠ و جاهای دیگر) و لئوی آفریقایی (جاهای متعدد) هم در آثار خود از صحرا یاد کرده اند. صحرای غربی امروزه به ناحیه ای گفته می شود (با وسعت ٠٠٠ ، ٢٨٤ کیلومتر مربع ، بر اساس اعلام جبهة پولیساریو ـ اردلان ، ص ٢٠٣) که بین کشورهای مراکش ، الجزایر، موریتانی و اقیانوس اطلس واقع است (برای آگاهی از جزئیات جغرافیایی و تاریخی رجوع کنید به صحرا(٢) * و صحرای غربی * ).
صحرای غربی ناحیه ای مسلمان نشین بود که در قرن دوازدهم / هجدهم مستعمرة اسپانیا شد. اسپانیاییها ناحیة قدیمی ساقیة الحمراء و ناحیة اسلامی ـ افریقایی ریو د اورو را در ١٣٣٧ش / ١٩٥٨ در یک واحد جغرافیایی متمرکز کردند و آن را «صحرای اسپانیا» نامیدند و شورایی اسپانیایی برای ادارة آن تشکیل دادند (مورونی ، همانجا). تسلط استعماری اسپانیا بر این ناحیة افریقای اسلامی ، که معدن غنی فسفات آن مشهور و از بزرگترین معدنهای فسفات جهان است (شیخ نوری ، ص ١٢١) و ساحلهای مناسب دریایی آن برای ماهیگیری طمع استعمارگران را برانگیخته بود، به آسانی صورت نگرفت . برخوردهای شدید با اسپانیاییها از همان آغاز اقدامات استعماری شکل گرفت ، اما مدتی طول کشید تا مقاومتهای مردمی پراکنده و سازمان نیافته به حرکتی استقلال خواهانه و جنبشی ضداستعماری تبدیل شد ( > دایرة المعارف بزرگ شوروی < ، ج ٩، ص ٤٤٧). سالهای ١٣٠٩ـ١٣٢٩ ش / ١٩٣٠ـ ١٩٥٠ را از لحاظ تکوین و قوام یافتن جنبش ضدّاسپانیایی در آن ناحیه ، دورة با اهمیتی می دانند (مورونی ، ج ٢، ص ٦٨٣). تحوّل جدّی سیاسی در صحرای غربی از زمانی آغاز شد که کشور مراکش ، همسایة شمالی و نیرومند صحرای غربی ، که از دیرباز دعاوی ارضی در این ناحیه داشته است ، استقلال خود را از فرانسه باز گرفت (اسفند ١٣٣٤/ مارس ١٩٥٦). اسپانیا اندکی بعد، از همة دعاوی سابق خود در مراکش صرف نظر کرد و عملاً به حمایت از دولت تازه تأسیس مراکش پرداخت و در ١٣٣٥ش / ١٩٥٧ نیروهای خود را از ریو د اورو بیرون کشید. اسپانیا خروج از صحرا را با عقد توافقی با دولتهای مراکش و موریتانی (موافقتنامة مادرید، منعقد در ٢٣ آبان ١٣٥٤/ ١٤ نوامبر ١٩٧٥) آغاز کرد و متعهد شد که تا ٩ اسفند ١٣٥٤/ ٢٨ فوریة ١٩٧٦ از صحرای غربی خارج شود و دو سوم این صحرا را در شمال این سرزمین ، که معدنهای غنی و نقاط آباد در آن واقع شده است ، در اختیار مراکش و یک سوم دیگر را، که بیشتر ناحیه ای کویری و در جنوب واقع است ، در اختیار موریتانی قرار دهد (مورونی ، ج ٢، ص ٦٨٣، ٦٩٥؛ ویلیامز، ص ٧٠٨؛ سریع القلم ، ص ٤٥).
مراکش و موریتانی در مهر ١٣٥٤/ اکتبر ١٩٧٥ محرمانه توافق کردند که از دعاوی تاریخی خود برای تقسیم صحرای غربی بین خود پشتیبانی کنند (مورونی ، ج ٢، ص ٦٩٥). مراکش در پی این توافق ، دعوی مالکیت خود را بر بخشی از صحرای غربی در دادگاه جهانی مطرح کرد و به دنبال تهییجی عمومی و تبلیغاتی ، با دست زدن به «راهپیمایی سبز»، سیاستهای دیپلماتیک و تبلیغاتی خود را همراه کرد. در این راهپیمایی ٠٠٠ ، ٣٥٠ مراکشی از مرز مراکش و صحرا گذشتند تا بدین وسیله مالکیت مراکش را محرز کنند. در همان زمان ، مراکش در نهان برای اقدامات نظامی آماده می شد و خود را به جنگ افزارهای جدید مسلح می ساخت (همانجا). این رویدادها به زیان حقوق و مصالح و منافع مردم صحرا بود و زمینه را برای برخوردهای خشونت آمیز و ظهور جنبشهای سیاسی ـ نظامی مردم صحرای غربی فراهم ساخت .
هستة اصلی جبهة آزادیبخش پولیساریو را چند تن از مبارزان با تجربة ضدّ استعماری ، که در اواخر دهة ١٣٣٠ش / ١٩٥٠ در موریتانی ساکن بودند، و جوانانی از صحرا تشکیل دادند. از ٢٠ اردیبهشت ١٣٥٢/ ١٠ مه ١٩٧٣ که گروهی از دانشجویان صحراوی در دانشگاه محمد پنجم در رباط موجودیت جبهه را اعلان کردند، پولیساریو عملاً وارد صحنة مبارزات سیاسی شد. در بیانیّة سیاسی تأسیس ، از مشی «قهر انقلابی » و «مبارزة مسلّحانه » با حکومت استعمارگر اسپانیا سخن رفته بود. در کنگرة جبهه ، مصطفی سیدالاوالی که چهرة سیاسی مؤثر و با نفوذی بود، به عنوان رهبر جبهه برگزیده شد. او در خرداد ـ تیر ١٣٥٥/ ژوئن ١٩٧٦ در جریان عملیات نظامی در موریتانی کشته شد (برکات ، ص ١٧٥).
در کنگرة دوم ، که تقریباً با فاصلة زمانی کمتر از یک سال از کنگرة اول برگزار شد، استقلال صحرای غربی به عنوان هدف اصلی پولیساریو رسماً اعلام گردید ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا). البته دیدگاههای سیاسی جبهه و ویژگیهای ایدئولوژیک حاکم بر آن ، هیچ گاه از سوی جبهه یا رهبران و مسئولان آن بتفصیل و بصراحت بیان نشده است ، اما پژوهشگران سیاسی از خلال گفته ها و نوشته های مسئولان جبهه گرایش شدید به ملی گرایی عربی را بیش از گرایش به اندیشه های سیاسی دیگر تشخیص داده اند (برکات ، ص ١٤٦).
تشکیلات سیاسی جبهة پولیساریو آمیزه ای از ساختار سازمانی نظامی ـ سیاسی است . فرمانده کل و هیئت اجرایی ،که گفته می شودازسوی اعضای جبهه انتخاب می شوند،در رأس تشکیلات پولیساریو قرار دارد. اعضای هیئت
دولت جمهوری دموکراتیک صحرا، متشکّل از رئیس جمهور (دبیرکل جبهه پولیساریو) و نخست وزیر و چند وزیر،از سوی هیئت اجرایی برگزیده می شوند (گلشن ، ص ٣١١؛ فیشتلیوس ، ص ١٥٩ـ١٦٢). طرحی از نمودار تشکیلات سیاسی پولیساریو ارائه شده است که در آن ، جهت پیکانها نشان دهندة برگزیننده و گزیده شونده است ( رجوع کنید به فیشتلیوس ، همانجا):
حملات چریکی جبهة آزادیبخش پولیساریو به اسپانیا و مراکش و موریتانی ، پس از اعلان مفاد موافقتنامة مادرید، آغاز شد. گفته شده است که چریکها در این حملات از سلاحهای ساخت روسیه استفاده می کرده اند و به احتمال نزدیک به یقین این سلاحها از طریق لیبی و الجزایر در اختیار آنها قرار می گرفته است (برکات ، ص ١٤٨). سیاست نظامی پولیساریو این بود که نخست به نیروهای موریتانی در صحرا حمله برد و پس از تضعیف آنها، به نیروهای مراکشی و تأسیسات خارجی در صحرا یورش آورد. چریکهای پولیساریو در پی این سیاست نظامی ، از مرز صحرا و موریتانی گذشتند و به تأسیسات شرکتهای فرانسوی در خاک این کشور شبیخون زدند و در ١١ اردیبهشت ١٣٥٥/ اول مه ١٩٧٦ عده ای از متخصصان فرانسوی را به گروگان گرفتند، و در یورشهای بعدی همین عمل را تکرار کردند که به واکنشهای تند دولت فرانسه و برخی کشورها و سازمانهای بین المللی انجامید. هواپیماهای جنگندة فرانسه از پایگاههای موریتانی به پرواز درآمدند و مواضع پولیساریو را بمباران کردند، و صلیب سرخ فرانسه و صلیب سرخ جهانی با همکاری هلال احمر کشور الجزایر برای آزادی گروگانهای فرانسوی به فعالیت پرداختند (مورونی ، ج ٢، ص ٦٩٥؛ سریع القلم ، ص ٨٣).
در ١٣٥٤ش / اوایل ١٩٧٦ نیروهای اسپانیا صحرای غربی را ترک گفتند و ارتشهای مراکش و موریتانی وارد صحرا شدند و نقاط حساس را اشغال کردند. شمار بسیاری از مردم صحرا، که رقم آنها را بین یک تا دو سوم کل جمعیت صحرای غربی (جمعیت کل صحرای غربی بر اساس اعلام جبهة پولیساریو: رقم اغراق آمیز یک میلیون تن ؛ بر پایه آخرین سرشماری در ١٣٥٣ ش / ١٩٧٤:٤٨٧ ، ٧٣ تن ؛ و بنا به ادعای مراکش : ٠٠٠ ، ١٢٠ تن ؛ اردلان ، ص ٢٠٥) تخمین می زنند، خانه و کاشانه شان را بر اثر همین تهاجمها از دست دادند و به سمت مرز الجزایر روانه شدند. جمعیت انبوهی از صحراویها در حواشی شهر مرزی تیندوف در اردوگاههای آوارگان متمرکز شدند. زندگی گروهی عظیم آواره و مهاجر در اردوگاه ، زمینه را برای تبدیل شدن اردوگاه به پایگاه آموزشها و تمرینهای سیاسی و نظامی فراهم آورد. چریکهای پولیساریو عضوگیری از میان جوانان آواره ، تبلیغ سیاسی در اردوگاه ، آموزشهای رزمی و تقویت نیروهای رزمندة خود را آغاز و حملات به مواضع موریتانی ، و بالاخص ، مراکش را تشدید کردند ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا).
از ١٣٥٤ تا ١٣٥٧ش / ١٩٧٦ـ ١٩٧٩ مبارزة نظامی پولیساریو با مراکش با پیروزی چشمگیری روبرو بود، اما از ١٣٥٧ش / ١٩٧٩ به بعد برتری با مراکش بود ( رجوع کنید به ادامه مقاله ). در ١٠ آذر ١٣٥٦/ اول دسامبر ١٩٧٧، هواپیماهای جنگندة فرانسوی پایگاههای پولیساریو را در صحرای غربی بمباران کردند. فرانسه ، هماهنگ با مراکش و موریتانی ، می خواست با کاهش دادن توان رزمی پولیساریو، از فشار حملات چریکی پولیساریو به آن دو کشور بکاهد. در اردیبهشت ١٣٥٧/ آوریل ١٩٧٨، پولیساریو به چند کشتی اسپانیا در سواحل صحرای غربی حمله کرد و عده ای از ماهیگیران اسپانیایی را گروگان گرفت و در همین ماه با حمله بردن به مواضع مراکش خسارتهای سنگینی بر این کشور وارد آورد، اما چون این ایام با رویدادهای انقلابی کشورهای ایران و نیکاراگوئه و حبشه (اتیوپی ) مقارن شده بود و بیم آن می رفت که حکومت سلطنتی مراکش با تهدید جدی روبرو شود، کمکهای نظامی امریکا به مراکش افزایش یافت . پیش از آن ، ارتش مراکش به سلاحهای فرانسوی مجهّز بود. کمکهای نظامی اخیر، معادلة قدرت نظامی را به زیان پولیساریو تغییر داد (برکات ، ص ١٤٨ـ١٤٩؛ سریع القلم ، ص ٦٤).
دولت موریتانی در ١٤ مرداد ١٣٥٨/ ٥ اوت ١٩٧٩ منکر دعاوی گذشتة خود بر صحرا شد و جبهة پولیساریو را به رسمیت شناخت ( آمریکانا ، ج ١٨، ص ٥٢٧). سرهنگ محمد خونا اولد، نخست وزیر موریتانی ، در ١٤ دی ١٣٥٨/ ٤ ژانویة ١٩٨٠ از طریق کودتای آرام و بدون خونریزی ، حکومت لولی را سرنگون کرد و قدرت را به دست گرفت (همانجا). دولت مراکش در این اثنا مدّعی کل صحرا شد، مراکزی را که موریتانی تخلیه کرده بود به تصرف درآورد و عملیات نظامی بر ضد پولیساریو را مستقلاً شدت بخشید، در عین حال برای جلوگیری از اقدامات نظامی و نفوذ چریکهای پولیساریو و محافظت از معدنهای فسفات ، از ١٣٥٨ش /١٩٨٠ با استفاده از طبیعت وشنهای صحرا شبکه ای از چند رشته دیوار دفاعی جمعاً به طول ٦٠٠ ، ٢ کیلومتر ایجاد کرد که ناحیه ای به وسعت ٠٠٠ ، ٢٦٦ کیلومتر مربع را تحت حفاظت قرار می دهد. در حاشیة دیوارها دستگاههای الکترونیکی نصب شده است که هر گونه رفت و آمد چریکها را هشدار می دهد. مراکش با احداث این دیوار، که به نوبة خود یکی از عظیمترین تدابیر دفاعی است ، نه تنها در صدد بر آمد که مالکیت خود را بر نواحی اشغالی محرز کند، بلکه توانست تا حد قابل توجّهی امنیت را در نواحی مرزی برقرار سازد (مورونی ، ج ١، ص ٣٥٨).
از دهة ١٣٦٠ش / ١٩٨٠ اوضاع به چند علت به زیان پولیساریو تغییر کرد. مراکش بر قدرت تسلیحاتی خود بیش از پیش افزود، به گونه ای که چهل درصد بودجة کشور و به طور متوسط روزی یک میلیون دلار صرف هزینه های نظامی کرد. بروز بحران داخلی در الجزایر سبب شد که این کشور نتواند مانند گذشته از پولیساریو حمایت کند. همچنین روی کار آمدن جمهوریخواهان در امریکا و اتخاذ سیاست تهاجمی در قبال پولیساریو و پشتیبانی جدی سیاسی ـ نظامی از مراکش ، از جملة مهمترین علتهای خارجی بود که پولیساریو را در موضع ضعیفتری قرار داد. شاید همین ضعف ، که از سوی برخی از رهبران پولیساریو به شکست سیاستهای این جبهه تعبیر می شد، عامل اصلی ایجاد شکاف در رهبری و اختلاف سران پولیساریو بوده باشد (همان ، ج ١، ص ٣٥٩؛ > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، همانجا؛ سریع القلم ، ص ١١٥).
مراکش پس از دست یافتن به برتری نظامی و تسلط مرزی ، از ١٣٦٠ش / ١٩٨٢ به طور صریح بر راهبرد نظامی و، در عوض ، پولیساریو بر راه حلهای سیاسی تأکید ورزید. محمد عبدالعزیز، که در کنگرة سوم جبهة آزادیبخش پولیساریو به مقام رهبری برگزیده شده بود، در بهمن ١٣٦١/ فوریة ١٩٨٣ موضوع تهاجمات مستقیم و منظم امریکا و فرانسه و مراکش و عربستان سعودی را در دستور کار اجلاس و بحث اصلی «صدر» (دولت «جمهوری عربی مردمی صحرا»، در تبعید، تشکیل شده در بهمن ١٣٥٤/ فوریة ١٩٧٦) قرار داد. لیبی هم کمکهای خود را به پولیساریو، به اتهام یا به بهانة وابستگی این جبهه به الجزایر، قطع کرد. اتحاد شوروی تا پیش از فروپاشی ، از تشکیل دولت صحرا، البته با روشی محتاطانه و با پرهیز از برخورد سیاسی با طرفین مخاصمه در صحرا، حمایت می کرد. در فرانسه جنبشهای هوادار صلح ، اتحادیه های چپگرای کارگری و شماری از نمایندگان غیرراست مجلس از جنبش مردم صحرای غربی و جبهة پولیساریو پشتیبانی می کردند، اما این پشتیبانیها بر سیاست رسمی فرانسه در قبال مسائل صحرا، که بیشتر با سیاستهای امریکا و مراکش همسو بود، تأثیری نداشت . احزاب و جنبشهای چپگرای اسپانیا نیز به جنبش مردم صحرا و به جبهة پولیساریو روی موافق نشان می دادند، اما موافقت آنها هم تأثیری در سیاست خارجی دولت اسپانیا در قبال پولیساریو نداشت (مورونی ، همانجا؛ سریع القلم ، ص ٨٨، ١٠٣، ١٢٨).
اسپانیا و مراکش در ١٣٦٢ ش / ١٩٨٣ و ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥، موافقتنامه های تازه ای امضا کردند و در سیاستهای خارجی خود در برابر صحرا به هم نزدیکتر شدند. الجزایر و اسپانیا نیز در این خصوص نزدیکتر شدند. این توافقهای سیاسی بر روند تجدیدنظر پولیساریو در مشی قهرآمیز و روی آوردن به سیاستهای مسالمت آمیزتر تأثیر جدی گذاشت . پولیساریو به رغم نیروهای مسلح چریکی خود، که رقم آن را تا ٠٠٠ ، ٢٥ تن تخمین زده اند (مورونی ، ج ٢، ص ٦٩٦)، و با وجود همة تجهیزات نظامی که به کمک الجزایر و لیبی از یوگوسلاوی و کرة شمالی می گرفت ، و حتی تانکها و توپها و نفربرهای زرهی که در نبردها از ارتش مراکش به غنیمت گرفته بود، دیگر نتوانست معادلة قدرت را، که بر اثر تغییر و تحولات سیاسی جهان به زیان خود می دید، دگرگون سازد.
بر پایة اسناد سازمان ملل متحد، تلاشهای این سازمان از حدود اوایل دهة ١٣٦٠ش / دهة ١٩٨٠ برای مذاکره میان دولت مراکش و «صدر» به منظور ترک مخاصمه و ایجاد شرایط مناسب برای برگزاری همه پرسی از مردم صحرای غربی در خصوص تعیین سرنوشت و استقلال صحرای غربی ، یا پیوستن مردم صحرا به مراکش ، افزایش یافته است . گزارشهای کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان
به سازمان ملل متحد، زمینة اصلی صدور چند قطعنامة
شورای امنیت در امور صحرای غربی است ( رجوع کنید به سازمان ملل متحد. شورای امنیت ، قطعنامه های مربوط ؛ شیخ نوری ، ص ١٣٧ـ ١٣٨).
سازمان ملل متحد با توجه به این که برگزاری همه پرسی بدون موافقت کامل مراکش و پولیساریو میسر نخواهد بود و این که عده ای از صاحب نظران سیاسی تشکیل کشور مستقل صحرا را به لحاظ کمی جمعیت ، نبودن ساختارهای مناسب اجتماعی ـ اقتصادی ، پایین بودن سطح آموزش و تحصیلات ، کمبود در آمدهای اقتصادی و فقر عمومی (سریع القلم ، ص ٩٩)، به منزلة افزودن یک کشور فقیر دیگر برشمار کشورهای فقیر جهان می دانند، و با در نظر داشتن این نکته که مراحل پس از همه پرسی بسیار مهمتر از خود همه پرسی است ( رجوع کنید به سازمان ملل متحد. شورای امنیت ، قطعنامة ١٠٥٦)، روند همه پرسی را با احتیاط و احتمالاً با تأنّی دنبال می کند.
همه پرسی که قرار بود در ٨ شهریور ١٣٦٧/ ٣٠اوت ١٩٨٨ برگزار شود، سالهاست به تعویق افتاده است . مراکش که از مذاکرة مستقیم با پولیساریو رویگردان بود، سرانجام در همان سال با طرح صلح سازمان ملل و ترک مخاصمه موافقت کرد. در ٢٧ شهریور ١٣٦٧/ ١٨ سپتامبر ١٩٨٨ برخورد خونینی میان نیروهای مراکشی و پولیساریو صورت گرفت . مراکش ، به رغم برتری چشمگیر نظامی ، نمی تواند پولیساریو را بکلی سرکوب و صحرای غربی را یکسره اشغال کند، زیرا با واکنش شدید الجزایر روبرو خواهد شد و رویارویی این دو کشور ثبات منطقه را به هم خواهد زد. دولت فرانسه بالاخص با هر گونه رویارویی صراحتاً مخالفت کرده است و مراکش و پولیساریو، به رغم برخوردهای خونینی که با یکدیگر داشته اند، در پاییز ١٣٧٧ش / ١٩٩٨ بر انجام گرفتن همه پرسی تحت نظارت سازمان ملل متحد تأکید کردند ( رجوع کنید به سازمان ملل متحد، اطلاعیة مطبوعاتی SC/٦٢٢٦ /Rev.١ ؛ سازمان ملل متحد. شورای امنیت ، قطعنامة ١٢٠٤).
در ضمن ، بروز بحران صحرا که دستاویز تسویه حسابهای قدیمی سیاسی کشورهای مجاور صحرا و مناقشات ارضی قرار گرفته بود، به طرحهای وحدت و همکاری و ایجاد بازار مشترک اقتصادی در کشورهای منطقه لطمه زد، اما از زمانی که رقابتهای ناشی از نظام دو قطبی جهانی فروکش کرد و حمایتهای مالی و تسلیحاتی از بین رفت یا کاهش یافت و تمایل به تنش زدایی در روابط سیاسی کشورهای منطقه پدیدار شد، پشتیبانی از پولیساریو تنزّل یافت . پس از ١٣٦٨ ش / ١٩٨٩ الجزایر که بزرگترین حامی پولیساریو بود، کوشید در روابط سیاسی خود با مراکش مناسبات دو کشور را از تأثیر عامل صحرا آزاد کند (اردلان ، ص ٢١٣ـ٢١٤). در سالهای اخیر سطح مبادلات تجارتی و سرمایه گذاریهای مشترک و امور بانکی در کشورهای منطقه رو به افزایش گذارده و مسئلة صحرا تحت الشعاع منافع فی مابین کشورها قرار گرفته است (همان ، ص ٢١٤).
بر پایة اسناد سازمان ملل متحد، رهبری جبهة پولیساریو با انتقادها و اعتراضهایی روبرو شده است . بویژه در سالهای اخیر شماری از صحراویهای ناراضی ، جبهة پولیساریو را به خودکامگی ، قتل مخالفان ، تصفیه های سیاسی ، اعمال شکنجه ، سوءاستفاده از کمکهای مالی خارجی ، رفتار نامناسب با آوارگان و خانواده های آنان در اردوگاهها و تبعیضهای قومی ـ طایفه ای ، متهم کرده اند ( رجوع کنید به سازمان ملل متحد، اطلاعیة مطبوعاتی GA/SPD/٨٦ ). اینان مدعی اند که رهبری پولیساریو در پی راه حل نهایی نیست ، بلکه خواهان حفظ و تداوم وضع موجود است (همانجا). آن دسته از کشورهای افریقایی که با سیاستهای الجزایر و لیبی موافق نیستند، تشکیل کشور مستقل صحرا را به رهبری پولیساریو برای صلح و ثبات منطقة خود خطرناک می دانند. در ارزیابی سیاسی این کشورها، پولیساریو پس از دست یافتن به پیروزی ، موازنة قدرت را در افریقا به زیان آنان به هم خواهد زد. این دیدگاه سیاسی با نظر قدرتهای بزرگ سیاسی همسوست و احتمالاً از علتهای تأخیر و تعلّل در حل نهایی مشکل مردم آوارة صحرا و تعیین تکلیف جبهة پولیساریوست .
روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران با جبهة پولیساریو دستخوش نوساناتی بوده است . در پی بروز تنشی در مناسبات سیاسی میان ایران و مغرب ، که ناشی از پناه دادن آن کشور به شاه مخلوع بود ( اطلاعات ، ش ١٥٧٩٥، ٨ اسفند ١٣٥٧، ص ٨) ایران در ١٣٥٨ش ، جمهوری دموکراتیک صحرا را به رسمیت شناخت و سفارت صحرا در تهران افتتاح و سفیر ایران در الجزیره به عنوان سفیر اکردیته در صحرا معرفی شد (ایران . وزارت امورخارجه . ادارة دوم خاورمیانه و شمال افریقا، نامة مورخ ٢٥/٨/١٣٧٩). پس از آنکه سازمان ملل متحد به منظور رسیدگی به دعاوی مردم صحرا و برگزاری همه پرسی ، نقش فعالانه تری در رویدادهای سیاسی مربوط به صحرا به عهده گرفت و در عین حال مذاکرات مستقیم با کشورهای همسایه و ذینفع در امور صحرا را آغاز کرد، تعدیلهایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال صحرا و کشورهای همسایة آن صورت گرفت . روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران با مغرب و الجزایر گسترش یافته و همچنان در گسترش است ، اما روابط سیاسی با صحرا و جبهة پولیساریو، عملاً به تعیین سرنوشت صحرا از راه همه پرسی و با نظارت رسمی سازمان ملل متحد موکول شده است (همان نامه ؛ برای خبر مربوط به آغاز رابطة ایران با جبهة پولیساریو رجوع کنید به اطلاعات ، ش ١٥٧٩٥، ٨ اسفند ١٣٥٧، ص ٨، ش ١٥٧٩٦، ٩ اسفند ١٣٥٧، ص ٨).
منابع :
(١) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٩ش ؛
(٢) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٣) اسعد اردلان ، «موانع توسعه و همکاری در شمال آفریقا: صحرا عامل وحدت یا تفرقه »، مطالعات افریقا ، سال ١، ش ٣ (تابستان ١٣٧٤)؛
(٤) محمود سریع القلم ، نظام بین الملل و مسئلة صحرای غربی ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٥) محمدامیر شیخ نوری ، پژوهشی دربارة نهضت های رهایی بخش ، تهران ١٣٧١ش ؛
(٦) اریک فیشتلیوس ، جبهة پولیساریو ، ترجمة مجید نوحی ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(٧) محمدرسول گلشن ، انقلاب صحرا ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٨) حسن بن محمد لئوی آفریقایی ، وصف افریقیا ، ترجمه عن الفرنسیة محمد حجی و محمداخضر، بیروت ١٩٨٣؛
(٩) Halim Barakat, Contemporary North Africa: issues of development and integration , London ١٩٨٥;
(١٠) EI ٢ , s.v.
(١١) " A l-S ¤ ah ¤ rہ ف " (by Y. Callot);
(١٢) The Encyclopedia Americana , Danbury ١٩٨٤;
(١٣) Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York ١٩٩٦, s.v. "Polisario" (by Bruce Maddy-Weitzman);
Great/ Soviet/ encyclopedia , NewYork ١٩٧٣-١٩٨٣;
Sean Moroney, Africa , New York ١٩٨٩;
United Nations, Press release , GA/SPD/٨٤: Fourth Committee hears statements on situations relating to Guam, Gibraltar, New Caledonia, Western Sahara (٧ Oct. ١٩٩٦). [On-line(. Available: http:// srch ٠.un.org: ٨٠/ plweb-cgi/ fastweb?...= adj & Template Name = predoc. tmpl & set Cookie= ١;
idem, Press release, GA/ SPD/٨٦: economic viability must not be used to justify delay in self-determination, Fourth Committee is told (١٠ Oct. ١٩٩٦). )On-line(. Available: http:// srch ٠. un. org: ٨٠/ plweb - cgi/ fastweb? ...= adj & Template Name= predoc. tmpl & set Cookie=١;
idem, Press release, SC/ ٦٢٢٦/ Rev.١: Security Council extends mandate of minurso until ٣٠ November;
reduces military component ) ٢٩ May ١٩٩٦ ). )On-line(. Available: http// srch ٠. un. org:٨٠/ plweb-cgi/ fastweb?...= adj & Templ ¤ ate Name = predoc. tmpl & set Cookie=١;
United Nations. Security Council, Resolution ١٠٠٢ ( ١٩٩٥ ): adopted by the Security Council at its ٣٥٥٠th meeting, on ٣٠ June ١٩٩٥. )On-line(. Available: http: //www.un. org/ Docs/ scres/ ١٩٩٥/ ٩٥١٩٧٢٢e. htm;
idem, Resolution ١٠٥٦ ) ١٩٩٦ ) : adopted by the Security Council at its ٣٦٦٨th meeting, on ٢٩ May ١٩٩٦. )On-line(. Available: http://www.un.org/ Docs/scres/ ١٩٩٦/٩٦١٣٤١٢e. htm;
idem, Resolution ١٢٠٤ ) ١٩٩٨ ): adopted by the Security Council at its ٣٩٣٨th meeting, on ٣٠ October ١٩٩٨ . )On-line]. Available: http:// www. un. org/ Docs/ scres/ ١٩٩٨/ sres ١٢٠٤. htm;
Tim Guyse Williams, ed., BBC world service glossary of current affairs , Chicago ١٩٩١.
/ عبدالحسین آذرنگ /