دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٧٤٦
پریشان ، عبدالهادی داوی ،آزادیخواه ،مشروطه طلب ، سیاستمدار، ادیب و شاعر معاصر افغانستان . نیاکان او همگی عالم و طبیب بودند. پدرش ، عبدالاحد، به طبابت و تجارت اشتغال داشت و پس از آنکه سردار عبدالقدوس خان ، اعتمادالدوله ، را هنگام توقف در ارزگان معالجه کرد، به فرمان امیرعبدالرحمان خان (حک : ١٢٩٧ـ ١٣١٩) طبیب دربار شد و از قندهار به کابل آمد. عبدالهادی در ١٢٧٤ ش در محلة باغ علیمردان خان کابل زاده شد. دروس مقدماتی و ابتدایی را در خانه فراگرفت و سپس در دبیرستان حبیبیه به ادامة تحصیل پرداخت (حنیف بلخی ، ص ١٨٥). در سال ١٢٩١ ش به دستور عنایت الله خان معین السلطنه (١٢٦٧ـ١٣١٩ ش ) به نویسندگان سراج الاخبار افغانیه که محمود طرزی * سردبیر آن بود پیوست . بعداز واقعة سوءقصد ناکام به جان امیر حبیب الله خان (حک : ١٣١٩ـ١٣٣٧) با گروهی از مشروطه خواهان ، شاعران و نویسندگان به زندان افتاد (همان ، ص ١٨٦؛ حبیبی ، ص ١٣٠؛ آسوده ، ص ١٨٧). پریشان در زندگینامه اش علت زندانی شدن خود را انتشار مخمس مشهور «بدنبود» یا «کلة مستت » می داند (حنیف بلخی ، ص ١٨٦، ١٨٨ـ١٩٠)، اما دیگران علت آن را همکاری با عبدالرحمان لودین و دیگر مشروطه خواهان دانسته اند (غبار، ج ٢، ص ٤١؛ حبیبی ، همانجا؛ آسوده ، ص ١٨٣). پریشان پس از هفت ماه به فرمان امیرامان الله خان (حک : ١٢٩٧ـ١٣٠٧ ش ) از زندان رها شد. در ١٢٩٨ ش مدیر نشریة جدیدالتأسیس امان افغان شد (غبار، ج ١، ص ٧٢٥؛ حبیبی ، ص ١٣١؛ خسته ، ص ٨٤؛ حنیف بلخی ، ص ١٨٦)، از آن پس ، در مشاغل گوناگون خدمت کرد: سفیر فوق العادة افغانستان در بخارا (١٢٩٩ ش )، عضو هیئت مذاکرات استقلال افغانستان در مَسوری هند (١٢٩٩ ش )، عضو هیئت مذاکرات استقلال در کابل (١٢٩٩ـ١٣٠٠ ش )، مدیر شعبة هند و اروپای وزارت خارجه (١٣٠٠ ش )، مستشار دوم وزارت خارجه (١٣٠١ ش )، رئیس هیئت تحقیقة استقلال بخارا (١٣٠٢ ش )، وزیرمختار افغانستان در لندن (١٣٠٢ـ١٣٠٥ ش ) و وزیر تجارت (١٣٠٥ـ١٣٠٧ ش )؛ سپس به دلیل مخالفت با اصلاحات غرب گرایانة امان الله خان ، از جمله کشف حجاب ، استعفا کرد (حبیبی ، همانجا؛ حنیف بلخی ، ص ١٨٦؛ آسوده ، ص ١٨٥ـ ١٨٧).
پس از سقوط امان الله خان به عضویت در هیئت حاکمة دولت حبیب الله کَلَکانی (حک : ١٣٠٧ـ ١٣٠٨ ش ) دعوت شد که به بهانة بیماری نپذیرفت و به زندان افتاد. پس از رهایی از راه هند به قندهار رفت و به امیرامان الله خان پیوست (حنیف بلخی ، ص ١٨٦ـ١٨٧). در ١٣٠٨ ش به دعوت محمد نادرشاه به کابل رفت و تا ١٣١١ ش وزیرمختار افغانستان در برلین بود. پس از استعفا به کابل آمد و عضو افتخاری انجمن ادبی شد (حبیبی ؛ خسته ؛ غبار، همانجاها؛ حنیف بلخی ، ص ١٨٧). پس از ترور محمد نادرشاه در ١٣١٢ ش سیزده سال در زندان به سر آورد (حنیف بلخی ، همانجا). پس از رهایی ، در ١٣٢٧ ش سرمنشی مخصوص محمد ظاهرشاه (حک :١٣١٢ـ١٣٥٢ ش ) شد. در انتخابات مجلس شورای ملی (١٣٢٨ ش ) با حمایت حکومت به مجلس رفت و به ریاست مجلس رسید (غبار، ج ٢، ص ٢٦١ـ ٢٦٢؛ فرهنگ ، ج ١، قسمت ٢، ص ٦٦١ـ٦٦٢؛ حبیبی ، همانجا). پریشان در ١٣٤٣ ش از اعضای کمیتة ٢٨ نفرة مطالعة قانون اساسی جدید کشور بود که این قانون را پیش از عرضه به لُویه جِرگه (مجلس اعلای نمایندگان قبایل ) بررسی می کردند (فرهنگ ، ج ١، قسمت ٢، ص ٧١٩ـ٧٢١). او خود سالهای اشتغالش در مقامات و مناصب رسمی و دولتی را شصت سال ذکر کرده است (حنیف بلخی ، ص ١٨٨). داوی در ١٣٦١ ش درگذشت .
آثار و اشعار پریشان از آنگاه که در جوانی به سراج الاخبار پیوست در آن روزنامه و در نشریة امان افغان و سایر مطبوعات افغانستان انتشار می یافت (صدقی ، ص ٣٧؛ آسوده ، ص ١٨٢، ١٨٥). پریشان را از شاعران و نویسندگان متجدد، آزادیخواه ، حساس و دردمند افغانستان دانسته اند (غبار، ج ١، ص ٧٢٥؛ صدقی ، همانجا؛ ژوبِل ، ص ٦٣؛ حبیبی ، ص ١٢٨ـ ١٢٩). حبیبی او را شاگرد محمود طرزی می داند و طرزی ، پریشان و عبدالرحمان لودین را دو شهبال خود می خواند (حبیبی ، ص ١٠٥،١٢٨). پریشان را در نهضت ادبی و فکری جدید پس از طرزی قرار می دهند و شیوة سخن گفتن او را در آهستگی ، سنجیدگی و متانت به محمود طرزی مانند می کنند (همان ، ص ١٢٨ـ١٢٩).
پریشان خود را در شعر شاگرد مولوی محمد سرور واصف (متوفی ١٣٢٧)، قاری ملک الشعرا و عبدالغفور خان ندیم (١٢٩ـ١٣٣٤) می دانست (حنیف بلخی ، ص ١٨٨). وی نخست به شیوة شاعران دورة سلجوقی و خوارزمشاهی شعر می سرود و مجموعة پریشان اینگونه اشعار او را دربر دارد. بعدها تغییر روش داد و در گروه شاعران متجدد قرار گرفت ؛ نغمات عنوان اشعار این دورة اوست (خسته ، ص ٨٤ـ٨٥). به زبانهای دری و پشتو شعر می سرود و می نوشت و انگلیسی ، عربی ، اردو و ترکی را در حد خواندن و نوشتن می دانست (همانجا؛ حنیف بلخی ، همانجا). به محمد اقبال لاهوری ، اشعار و افکار او علاقة بسیار داشت ؛ ترجمة منظوم دری اشعار اردوی اقبال ، ازین علاقه نشان دارد.
آثار پریشان ، علاوه بر دو اثر یادشده ، عبارت اند از: تجارت شمالی ؛ عبرت نامه ؛ غیاصه ، شامل لغات عربی رایج در زبان پشتو که مجموعه ای منظوم است ؛ گلخانه ، برگزیدة شعر و نثر قدما و معاصران ، بعلاوة دیده ها و شنیده ها و نوادر افکار خود او؛ رجال وطن ، شرح حال و آثار برخی از مشاهیر افغانستان ؛ کلیات اشعار ؛ سفر الاسفار ؛ در اندونزیا ؛ سفرنامه ؛ مجموعة مقالات و خطابه ها ؛ زندگینامه (در پنج صفحه )؛ زما رسول پاک (کابل )، ترجمة پشتوی کتاب پیغمبر اسلام تألیف عبدالمجید قرشی به اردو؛ لآلی ریخته ، ترجمة اشعار اردوی اقبال لاهوری به شعر دری با رعایت وزن و قافیة اشعار اقبال .
منابع :
(١) عزیز آسوده ، سیمای معاصران ، کابل ١٣٦٩ ش ؛
(٢) عبدالحی حبیبی ، جنبش مشروطیت در افغانستان ، پیشاور ١٣٦٤ ش ؛
(٣) محمدحنیف حنیف بلخی ، پرطاووس ، یا، شعر فارسی در آریانا، کابل ١٣٦٤ ش ؛
(٤) خال محمد خسته ، معاصرین سخنور، کابل ١٣٣٩ ش ؛
(٥) محمد حیدر ژوبل ، نگاهی به ادبیات معاصر در افغانستان ، کابل ١٣٣٧ ش ؛
(٦) محمدعثمان صدقی ، سیر ادب در افغانستان : اجمال تطور ادبی در عصر حاضر ، کابل ١٣٤٠ ش ؛
(٧) غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ ، ج ١، قم ١٣٥٩ ش ، ج ٢، چاپ حشمت خلیل غبار، ویرجینیا ١٩٩٩؛
(٨) میرمحمد صدیق فرهنگ ، افغانستان در پنج قرن اخیر ، قم ١٣٧٤ ش .
/ محمد سرور مولایی /