دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٥٩
پاینده ، ابوالقاسم ، مترجم ، نویسنده و روزنامه نگار معاصر ایرانی . در ١٢٨٧ش در نجف آبادِ اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند و از ١٣٠١ تا ١٣٠٩ش در اصفهان به فراگیری علوم منقول و معقول پرداخت ، از جمله نزد شیخ محمود مفید و شیخ محمد گنابادی ، معروف به خراسانی ، منطق و فلسفه خواند (مشار، ج ١، ستون ٢٣٢؛ یزدانی نجف آبادی ، ص ١٥٤؛ قس بهزادی ، ص ١٣١، که سال تولد پاینده را ١٢٩٢ش و زادگاهش را روستای جوزانِ نجف آباد می داند؛ و نشر دانش ، سال ٤، ش ٥، ص ١٠٢، که در بارة سال تولد او بین ١٢٩٠ و ١٢٨٧ش مردّد است ).
پاینده در ١٣١١ش (قس نشر دانش ، همانجا: ١٣١٢ش ) به تهران عزیمت کرد و کار روزنامه نگاری را که در ١٣٠٨ش در روزنامة عرفان اصفهان آغاز کرده بود، با همکاری با نشریاتی از قبیل شفق سرخ و ایران ادامه داد؛ مدتی نیز مدیر مجلة تعلیم و تربیت بود. او در ١٣٢١ش هفته نامة صبا را تأسیس کرد که تا ١٣٣٠ ش منتشر می شد (مشار؛ یزدانی نجف آبادی ، همانجاها؛ قس بهزادی ، ص ١٣٢، که سال انتشار صبا را ١٣٢٤ش ذکر می کند). صبا ، به لحاظ حرفه ای ، نشریه ای موفق بود که نویسندگان و مترجمان مشهوری با آن همکاری می کردند و در آن زمان تنها مجله ای بود که هیئت تحریریة آن به طور منظم جلسه تشکیل می داد (بهزادی ، همانجا؛ برای آگاهی از نحوة «سقوط » صبا و تعطیلی آن رجوع کنید به همان ، ص ١٣٤ـ١٣٧).
پاینده مترجم و نویسنده ای پرکار بود. تسلط او بر زبان و ادب فارسی و عربی (وی با انگلیسی و فرانسه هم آشنایی داشت ) و تجربة ممتدش در روزنامه نگاری ، نثری روان و بی غلط به او بخشیده بود که ویژگی برجستة آثارش و باعث توفیق آنها بود. از این میان ، اهمیت کار پاینده بیشتر در ترجمه های فصیح و جذابی است که از عربی به عمل آورده و نثر آنها، در عین امروزین بودن ، یادآور فخامت متون کهن فارسی است . ترجمة او از قرآن ، که اولین بار در ١٣٣٦ش منتشر شد و نقطة عطفی در ترجمه های معاصر قرآن است ، همچنان موفق و ممتاز به شمار می آید و می توان آن را مهمترین اثر پاینده دانست . مزیت عمدة این ترجمه سادگی و روانی آن است . مترجم ، بی آنکه برای توضیح بیشتر، جز در موارد بسیار نادر، چیزی بر متن بیفزاید، معانی را به فارسی درست و روان بیان می کند، و این کاری است که بسیاری از مترجمان سلف بر آن دست نیافته اند (زرین کوب ، ص ٢٠٢). مقدمة مفصل پاینده بر این ترجمه نیز تحسین بسیار برانگیخت و صاحب نظران آن را اثری ماندنی در تاریخ نثر فصیح فارسی می دانند (بهزادی ، ص ١٣٩). پاینده در این مقدمه ، پس از بیان نحوة آشنایی خود با قرآن و آرزوی سی ساله اش در ترجمة آن ، به اجمال ، سرگذشت اسلام و پیامبر اکرم را مرور می کند، سپس بخش عمدة مقدمه را به مباحث قرآنی اختصاص می دهد و در پایان به مشکلات ترجمة قرآن و نقد ترجمة مشهور مرحوم الهی قمشه ای ـ بدون ذکر نام ـ می پردازد و دربارة ترجمه خود توضیحاتی می دهد.
با اینهمه ، نباید از ایرادهایی که بر برخی از ترجمه های پاینده وارد کرده اند غافل بود. از آن میان ، سلسله نقدهای محمد فرزان (متوفی ١٣٤٩ش ) بر ترجمة قرآن پاینده معروف است ؛ گو اینکه اولین نقد منتشر شده بر این ترجمه به قلم شهید مرتضی مطهری بود ( رجوع کنید به یغما ، سال ١١، ش ٢؛ برای نقدهای فرزان رجوع کنید به همان ، سال ١١، ش ١٠، ١١، ١٢؛ سال ١٢، ش ١، ٣، ٦، ٧؛ نیز فرزان ، ص ٣٤٤ـ٤٢٢؛ برای نقدهایی دیگر رجوع کنید به راهنمای کتاب ، سال ٤، ش ٥ و ٦، ش ١١ و ١٢؛ یغما ، سال ١٤، ش ٩؛ برای دو تحلیل متفاوت از چاپ نقدهای فرزان در یغما رجوع کنید به نصیری ، ص ٤٨١؛ بهزادی ، ص ١٣٩).
پاینده در ادبیات داستانی نیز بی نام نیست ؛ او مجموعه هایی از داستان کوتاه و داستانهایی بلند منتشر کرد. وی در داستان نویسی پیرو محمدعلی جمالزاده * به شمار می آید و خاطرات دوران کودکی ، انتقاد از فساد دستگاه اداری و توجه به جنبه های مضحک زندگی روستایی ، در داستانهایش جایگاهی خاص دارد. اگر چه داستانهای پاینده را از نظر فنی و ساختار هنری ضعیف می دانند، مضامین انتخابی وی و نثر زیبا و آراسته اش که گاه به طنز می گراید، به داستانهای او اصالتی درخور می بخشد (برای تحلیل داستانهای پاینده رجوع کنید به عابدینی ، ١٣٦٩ ش ، ص ٤٨؛ همو، ١٣٦٦ـ ١٣٦٨ ش ، ج ١ و ٢، جاهای متعدد؛ کسمائی ، ص ١٥٤ـ١٧٧؛ بهزادی ، ص ١٣٨).
پاینده مشاغل دولتی هم داشت و، بویژه در سالهای پس از شهریور ١٣٢٠، به سیاست بی توجه نبود؛ چنانکه صبا نشریه ای دست راستی محسوب می شد. او پس از اقامت در تهران در وزارت پست و تلگراف و تلفن استخدام شد و سپس خود را به وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه منتقل کرد. مدتی دبیر فرهنگستان ایران بود و در ١٣٢٦ش به ریاست ادارة تبلیغات منصوب شد. همچنین ، در دورة دوم مجلس مؤسسان و دوره های بیست و یکم و بیست و دوم مجلس شورای ملی نمایندة نجف آباد بود (مشار؛ یزدانی نجف آبادی ، همانجاها؛ بهزادی ، ص ١٣٢).
پاینده در سالهای آخر حیات انزوا گزیده بود و تمام وقتش را به تحقیق و تألیف و ترجمه می گذراند. او در ١٨ مرداد ١٣٦٣ درگذشت (بهزادی ، ص ١٤٠؛ آینده ، سال ١٠، ش ١٠ و ١١، ص ٧٥٨ـ٧٥٩؛ قس نشر دانش ، همانجا: ١٧ شهریور ١٣٦٣). مدفن وی ابن بابویه است .
از پاینده حدود چهل اثر منتشر شده است . برخی از ترجمه های او عبارت اند از: در آغوش خوشبختی و در جستجوی خوشبختی ، هر دو از لرد آویبوری ؛ اسرار نیکبختی ، از اوریزان اسوت ماردن ، زندگانی محمد ، از محمدحسین هیکل ؛ تاریخ سیاسی اسلام ، از حسن ابراهیم حسن (سه جلد اول ؛ ترجمة جلد چهارم به قلم عبدالحسین بینش )؛ نهج الفصاحه ، کلمات قصار حضرت رسول ؛ تاریخ عرب ، از فیلیپ حِتی ؛ مُروج الذّهب مسعودی ، در دو جلد؛ التنبیه و الاشراف مسعودی ؛ تاریخ طبری یا تاریخ الرسل و الملوک ، در شانزده جلد؛ تمدن اسلامی ، بخشی از تاریخ تمدن ویل دورانت ؛ و سیر تکامل عقل نوین ، از جان هرمن رندال .
از داستانهای پاینده می توان قاتل ، در سینمای زندگی ، دفاع از ملانصرالدین ، و مرده کشان جوزان را نام برد. از آثار او، دستور نوشتن و علی ابر مرد تاریخ نیز یاد کردنی است (برای آگاهی از دیگر آثار پاینده رجوع کنید به آینده ؛ نشر دانش ، همانجاها؛ یزدانی نجف آبادی ، ص ١٥٥؛ مشار، ج ١، ستون ٢٣٣ـ٢٣٤). به نقل بهزادی (همانجا) از کارهای ارزندة پاینده یافتن ریشة سه هزار واژة فارسی ساسانی است که بعد از اسلام داخل زبان عربی شد. از این تحقیق در جای دیگری یاد نشده است .
منابع :
(١) آینده ، سال ١٠، ش ١٠ و ١١ (دی و بهمن ١٣٦٣)؛
(٢) علی بهزادی ، شبه خاطرات ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٣) راهنمای کتاب ، سال ٤، ش ٥ و ٦ (مرداد و شهریور ١٣٤٠)، ش ١١ و ١٢ (بهمن و اسفند ١٣٤٠)؛
(٤) عبدالحسین زرین کوب ، « ( دربارة ) قرآن مجید با ترجمة فارسی ( و مقدمه ) از ابوالقاسم پاینده »، سخن ، دورة ٨ ، ش ٢ (اردیبهشت ١٣٣٦)؛
(٥) حسن عابدینی ، صد سال داستان نویسی در ایران ، تهران ١٣٦٦ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٦) همو، فرهنگ داستان نویسان ایران ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٧) محمد فرزان ، مقالات فرزان ، چاپ احمد اداره چی گیلانی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٨) علی اکبر کسمائی ، برخی از نویسندگان پیشگام در داستان نویسی امروز ایران ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٩) خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی ، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ ش ؛
(١٠) نشردانش ، سال ٤، ش ٥ (مرداد و شهریور ١٣٦٣)؛
(١١) مصطفی نصیری ، «ابوالقاسم پاینده »، آینده ، سال ١٢، ش ٧ و ٨ (مهر و آبان ١٣٦٥)؛
(١٢) علی یزدانی نجف آبادی ، دیباچة دیارنون : نگرشی بر بنیادهای تاریخی ، جغرافیایی ، اقتصادی و فرهنگی همراه با شرحی بر احوال رجال شهرستان نجف آباد ، نجف آباد ١٣٧٢ ش ؛
(١٣) یغما ، سال ١١، ش ٢ (اردیبهشت ١٣٣١)، ش ١٠ (دی ماه ١٣٣٧)، ش ١١ (بهمن ماه ١٣٣٧)، ش ١٢ (اسفندماه ١٣٣٧)؛
(١٤) سال ١٢، ش ١ (فروردین ماه ١٣٣٨)، ش ٣ (خردادماه ١٣٣٨)، ش ٦ (شهریورماه ١٣٣٨)، ش ٧ (مهرماه ١٣٣٨)؛
(١٥) سال ١٤، ش ٩ (آذرماه ١٣٤٠).
/ مالک حسینی /