دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٥
بافْت ، شهرستان و شهری در استان کرمان .
١) شهرستان بافت ، در جنوب استان کرمان ، در منطقة قدیمیِ اِقطاع واقع است . از شمال به شهرستان بردسیر (مَشیز)، از مشرق به شهرستان سبزواران (جیرفت )، از جنوب به شهرستان بندرعباس (استان هرمزگان )، و از مغرب به شهرستانهای سیرجان و بندرعباس محدود است . مشتمل بر سه بخش : مرکزی (حومه )، رابُر، اُرزوئیه و سیزده دهستان و دو شهر است . خط الرأس کوههای شاه ، لاله زار، و بیدخون (بیدخوان ) آن را از شهرستان بردسیر جدا می کند. کوههای صوغان و سیاه کوه در جنوب شرقی ، کوه خَبْر (مرتفعترین قله ٨٤٥ ، ٣ متر و اغلب پوشیده از برف ) در مغرب ، کوه کوشک (مرتفعترین قله ٢٧٣ ، ٣ متر) در جنوب شهرستان قرار دارد. این کوهها اغلب پوشیده از بَنِه (پستة جنگلی ) و بادام جنگلی و بوتِه های کتیرا و زیره است . بیشتر آبادیهای شهرستان در دره های این کوهها قرار دارد. زمینهای مزروعی شهرستان با رودهای رابُر، بافت ، خارا (خَرا)، زردشت ، هودج ـ از سرشاخه های سمت راست هلیل رود * ـ و همچنین چندین رشته قنات ، چاه و چشمه آبیاری می شود. محصولات عمدة آن گندم ، جو، پنبه ، زیره و میوه است . دامداری نیز در آنجا رایج است . از صنایع دستی قالیبافی و جاجیم بافی دارد. دارای معادن سرب و آهن و مس و کرومیت است . معادن سرب آن در اراضی دهکدة علی آبادِ دشت آباد در ٢٩ کیلومتری جنوب غربی شهر بافت یافت می شود. راه کرمان ـ سیرجان و بافت ـ سبزواران از این شهرستان می گذرد. این شهرستان دارای آثار باستانی پیش از تاریخ است .
از دهستانهای قدیمی آن صوغان است که در منطقة گرمسیر در جنوب شرقی شهرستان قرار دارد. در گذشته مرکز آن ده صوغان در حدود ١١٦ کیلومتری جنوب شرقی شهر بافت بود. امروز در نزدیک آن ، آبادی معدن صوغان دیده می شود و در سرشماری ١٣٦٥ ش نام آبادی صوغان حذف شده است . آبادی سُرخان ، با برجی قدیمی ، در نزدیکی دهکدة صوغان قرار داشت . جغرافیانویسان اسلامی در محل صوغان و سُرخان از آبادی سورقان نام برده اند (اصطخری ، ص ١٦٠؛ ابن حوقل ، ص ٣٠٨ ؛ مقدسی ، ص ٤٦٨). به نوشتة وزیری کرمانی ، درخت سرو بسیار بزرگی در دامنة کوه صوغان قرار داشت که دور آن هشت بغل بود و تخمیناً پنجاه خروار هیزم خشک به مرور ایام از این درخت به دست آمد. به اعتقاد مردم ، حضرت زکریای پیغمبر علیه السّلام در این درخت پنهان بوده است . همچنین در صحرای صوغان ، در قریة اللّه آباد، تلی خاکی است که گویند مقتل یحیی بن زکریا علیه السّلام است . از صوغان راهی به رودبار در میانة دو کوه ـ تقریباً به طول ده فرسنگ و با عرض جای فراخ یک میل و جای تنگ به قدر شصت ذرع ـ وجود دارد. آبی از سمت صوغان و از وسط آن تنگ به سوی رودبار جاری است (ص ١٣٠). طی سالهای ١٣٤٦ـ١٣٤٨ ش در تپة یحیی (به ارتفاع ٨ر١٩ متر از سطح زمینهای پیرامون و به قطر قاعدة ١٨٦ متر)، واقع در درة صوغان ، کاوشهای باستان شناسی انجام گرفت و آثاری متعلق به ٥٠٠ تا ٤٥٠٠ سال پیش از میلاد به دست آمده است که نمودار رونق اقتصادی و بازرگانی و توسعة صنایع دستی ، بویژه در هزارة سوم پیش از میلاد، در آن ناحیه است . الواح یافت شده دارای نوعی علایم عددی است و شکل الواح به گروه «پروتوـ ایلامی » (عیلامی نخستین ) تعلّق دارد. اشیای به دست آمده ، از سنگ صابون شناخته شده است . بقایای معادن سنگ صابون هنوز در پیرامون تپه یحیی دیده می شود (مجیدزاده ، ص ١٤١ـ١٤٢).
از آبادیهای دیگر آن اُرزوئیه یا ارزویه (مرکز دهستان و بخش ارزوئیه ) است که در ارتفاع ٠٤٤ ، ١ متر، در ١٢٦ کیلومتری جنوب شهر بافت قرار دارد و آب و هوای آن گرم است . آب مشروب و زراعتی آن از قنات تأمین می شود. محصول آن ذرت ، گندم ، پنبه و خرماست و مرکباتش شهرت دارد. از آبادیهای قدیمی آن دَشتْبَر که نامش در تاریخ آمده (افضل الدین کرمانی ، ص ١٣٢)، قادرآباد، و دولت آباد در ١٢٦ کیلومتری شهر بافت است . دهستان ارزوئیه در ١٣٦٨ ش به بخش تبدیل شد.
غیر از شهر بافت (مرکز شهرستان )، شهر دیگر آن رابُر (مرکز دهستان و بخش ، جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٠ش ، ٤٥٠ ، ٨ تن ) در ٢٢ کیلومتری شمال شرقی شهربافت است . این شهر در دامنة کوه قرار دارد و رود رابر، که از کوه شاه سرچشمه می گیرد، از کنار آن می گذرد. باغداری و قالیبافی در آنجا رواج دارد. به نوشتة وزیری کرمانی (ص ١٤١)، در قدیم گلابی و سیب آن از طریق بندرعباس به هند صادر می شد.
در ١٣١٦ ش ، طبق قانون تقسیمات کشور، بخش بافت در شهرستان کرمان (استان هشتم ) تشکیل شد. در ١٣٢٣ ش ، بخش بافت از شهرستان کرمان مجزا و ضمیمة شهرستان نونهادِ سیرجان شد. در فهرست تقسیمات کشوری ١٣٤٠ ش ، شهرستان بافت جزو شهرستانهای استان هشتم است . جمعیت شهرستان بافت ، براساس سرشماری ١٣٧٠ ش ، بالغ بر ٣٧٧ ، ١٣١ تن بود که از آن میان ١٩٨،٣١ تن (حدود ٢٤ درصد) شهرنشین و ١٧٩ ، ١٠٠ تن (حدود ٧٦ درصد) روستانشین بودند. عشایر افشار * ، لک * و تیره های بچاقچی * نیز در این شهرستان زندگی می کنند و به دامداری اشتغال دارند.
٢) شهر بافت ، مرکز شهرستان بافت (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٠ ش ، ٧٤٨ ، ٢٢ تن )است که در ١٥٦ کیلومتری جنوب شهر کرمان ، و در ارتفاع ٢٥٠ ، ٢ متری ، واقع است . شهر بردسیر در ١١٦ کیلومتری شمال ، سیرجان در ١٢٩ کیلومتری مغرب و راُبر در ٢٢ کیلومتری شمال شرقی آن قرار گرفته است . در قدیم ، بر سر یکی از راههای اصلی زمستانی سیرجان ـ هرمز * به کرمان قرار داشت . گرمترین دمای مطلق آن گاهی به ٣٧ درجه و سردترین آن به ٧- درجة سانتی گراد می رسد. بادهای شمال شرقی ـ جنوب غربی آن ملایم و بادهای غربی و جنوب غربی آن تند و همراه با گرد و غبار است . شمال شهر را کوههای کم ارتفاع و جنوب آن را دشت فراگرفته است . رود بافت از سرشاخه های هلیل رود، از مشرق آن می گذرد و پلی بر روی آن احداث شده و پیرامون شهر را باغها و مزارع احاطه کرده است . شهر اغلب در معرض سیل قرار دارد. از جمله صنایع دستی آن قالیبافی و جاجیم بافی است . بافت از مراکز داد و ستد تولیدات عشایری است که در اطراف زندگی می کنند. تنگ آسیا دو جَفته در سه کیلومتری شمال شرقی شهر واقع است . شهر بافت با راههای اصلی و فرعی (برخی آسفالته ) با مراکز بخشها ارتباط دارد.
پیشینه : از تاریخ شهر بافت در پیش از اسلام و حتی اوایل اسلام ، اطلاعی در دست نیست . به نظر گابریل ، احتمالاً اسکندر، در بازگشت از مشرق ایران ، از طریق گُلاشکِرد * ، در پنجاه کیلومتری مغرب کَهنوج ، از مسیر صوغان و بافت به سیرجان رفته است (ص ٣١). نخستین بار، صاحب حدود العالم در ٣٧٢ از بافت نام برده و بافت و خیر (احتمالاً خَبْر) را دو شهرک آبادان و بانعمت از کرمان معرفی کرده است (ص ١٢٦). هنگامی که ملکشاه سلجوقی در جیرفت درگذشت (٥٦٢)، پسر و جانشین او، ملک بهرام ، از راه بافت روانة بردسیر (شهرکرمان ) شد (افضل الدین کرمانی ، ص ٦٦). به نوشتة محمدبن ابراهیم (ص ٨٢)، در ٥٧٠، اتابک محمد از راه بافت به جیرفت رفت و در ٥٩٤، غُزان ، پس از شکست از نصرت الدین اتابک ، سردار هندوخان پسر خوارزمشاه ، به بافت و سیرجان عقب نشستند (همان ، ص ١٩٥). بافت در اوایل قرن هفتم ، پیش از حملة مغول ، از بلاد و نواحی کرمان و شهری آباد و نامدار بوده است (افضل الدین کرمانی ، ص ١٣٢). در همان زمان ، بافت در معجم البلدان (ج ١، ص ٤٧٤)، به صورت «بافد» و از شهرهای کرمان در راه شیراز ذکر شده است . به قول شیندلر، مارکوپولو در نیمة قرن هفتم هنگام بازگشت به کرمان ، از راه بافت سفر کرده است (سایکس ، ص ٣٠٣). در ٧٦٨، شاهزاده قطب الدین اویس به حوالی بلوک اقطاع (بافت ) آمد (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ١، ص ٣٩٠). در ٧٨٥، سلطان احمد، حاکم کرمان ، پس از گذراندن چند روز در بافت ، برای درهم شکستن شورشی که حیدر نامی آن را رهبری می کرد، به کرمان بازگشت (میرخواند، ج ٤، ص ٥٨٩). در ٧٩٢، شاه یحیی از یزد به صحرای بافت آمد و در جنگ با سلطان احمد شکست خورد و به یزد برگشت (کتبی ، ص ١٢٧). در ٨٥٧، میرزاسلطان سنجر، پس از به بند کشیدن یاراحمد، به بلوک اقطاع رفت (اوبن ، ج ٢، ص ١٢٤ـ١٢٦). در ٨٥٨، الوند بیگ بن اسکندر میرزابن قره یوسف ترکمان از خراسان به جیرفت و رودبار آمد. محمود فارسی ، پس از تسلیم منطقه به وی ، در بلوک اقطاع اقامت گزید (روملو، ص ٣٤٤). در ١١٣٢، سپاهیان محمود * افغان ، پس از تسخیر کرمان ، با قزلباشها وارد نبرد شدند. سالار عسکرِ بلوکِ اقطاع نیز به قزلباشها پیوست (مرعشی صفوی ، ص ٥٤). در ١١٣٨، سالار عسکر بلوک اقطاع (بافت ) با سیداحمدخان مصاف داد (مرعشی صفوی ، ص ٦٨ـ٦٩). در ١٢٠٧، فتحعلی خان قاجار (بعدها فتحعلیشاه )، به فرمان شاه قاجار، قلعة رابر را در بافت محاصره و تسخیر کرد (وزیری کرمانی ، ص ١٤١ـ١٤٢). در ١٣١٠ ش ، قصبة بافت مرکز اقطاع به شمار می آمد (کیهان ، ص ٢٥٢ـ٢٥٤). در ١٣٢١ ش ، قصبة بافت ٥٥٤ ، ٢ تن جمعیت داشت و دارای ٢٢ دهستان بود که اغلب دهستانهای امروزی شهرستان بردسیر جزو آن قید شده است (ایران . وزارت کشور، ج ٢، ص ٣٨٣ـ٣٨٦).
منابع :
(١) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) احمدبن حامد افضل الدّین کرمانی ، کتاب عقد العُلی للموقف الاعلی ، مقدمه از باستانی پاریزی ، چاپ علیمحمد عامری نائینی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٤) ژان اوبن ، «مقدمه بر دو رسالة صوفیانه ، مقامات طاهرالدین محمد و شمس الدین ابراهیم ، فرهنگ ایران زمین ، ج ٢ (١٣٣٣ ش )؛
(٥) ایران . وزارت جهاد سازندگی . واحد آمار و برنامه ریزی ، فرهنگ اقتصادی دهات و مزارع استان کرمان (١) ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦) ایران . وزارت دفاع . اداره جغرافیایی ارتش ، فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٠٥ : سیرجان ، تهران ١٣٦٢ ش ، ص ٣١ـ٣٤؛
(٧) ایران . وزارت کشور. اداره کل آمار و ثبت احوال ، کتاب جغرافیا و اسامی دهات کشور ، تهران ١٣٢٩ـ١٣٣١ ش ؛
(٨) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٩) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها) ، ج ٨: استان هشتم (کرمان و مکران ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٠) روملو، احسن التواریخ ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(١١) سازمان برنامه و بودجه ، گروه مطالعاتی هامون ، مطالعة جامع توسعة اقتصادی و اجتماعی حوزة آبریز غرب جازموریان ، تهران ١٣٦٣ ش ، ج ٣، ص ٢ـ٤؛
(١٢) سازمان هواشناسی کشور، سالنامة هواشناسی : ١٣٥٩ـ١٣٦٠ ش ، تهران ١٣٦٥ ش ، ص ١٧٩؛
(١٣) پرسی مولزورث سایکس ، سفرنامة ژنرال سرپرسی سایکس ، ترجمة حسین سعادت نوری ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٤) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ١، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٥) محمود کتبی ، تاریخ آل مظفر ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
مسعود کیهان ، جغرافیایی
(١٦) مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(١٧) آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١٨) یوسف مجیدزاده ، آغاز شهرنشینی در ایران ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٩) محمدبن ابراهیم ، تاریخ کرمان : سلجوقیان و غز در کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٢٠) محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢١) مرکز آمار ایران ، آمارگیری جاری جمعیت ١٣٧٠: نتایج عمومی استان کرمان ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢٢) همو، آمارگیری جاری جمعیت ، ١٣٧٠ ش : نتایج عمومی ، کل کشور ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢٣) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٤) مهندسین مشاور باوند، طرح توسعة شهری بافت ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) محمدبن خاوندشاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ١٣٣٩ ش ، احمد علی وزیری کرمانی ، جغرافیای کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/خسرو خسروی /