دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٤٦
پانچاشیلا ، اصول پنجگانة ایدئولوژی دولت و جامعة اندونزی . پانچاشیلا واژة سانسکریتی به معنای پنج اصل است . این واژه در شاخة تراوادای آیین بودا به پنج اصل اخلاقیِ اجتناب از قتل ، دزدی ، دروغ ، زنا و شرب مسکرات اطلاق می شود (آشوری ، ص ٨٣؛ گواهی ، ص ١٠٣ ، ذیل "Pancasilla" ).
بر اساس مقدمة قانون اساسی جمهوری اندونزی (٢٦ مرداد ١٣٢٤/ ١٧ اوت ١٩٤٥)، حکومت این کشور بر این اصول پنجگانه (پانچاشیلا) مبتنی است : اعتقاد به خدای یگانه ، انسانیت مدنی و عادلانه ، وحدت اندونزی ، دموکراسی از طریق مشاوره و تعاون ، و عدالت اجتماعی (اسعدی ، ج ١، ص ٣٠٩). این اصول در نشان ملی اندونزی به صورت نمادین بازتاب یافته است ( رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٢٧٧ـ ٢٧٨؛ فیشر، ص ٢٢٤).
نخستین بار در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥ احمد سوکارنو، رهبر ملی گرای اندونزی ، در کمیتة مقدماتی استقلال اندونزی تعابیری از این اصول مطرح ساخت و آنها را پانچاشیلا نامید. به زعم سوکارنو و سایر رهبران ملی گرا، این اصول پنجگانه برای تأسیس کشور مستقل اندونزی اهمیت بنیادی داشتند. پنج اصل پانچاشیلا در واقع نشان دهندة فلسفة اجتماعی پرنفوذترین رهبران ملی گرا و حاوی اندیشه های رایج در جامعة انقلابی و استعمارستیز اندونزی پس از جنگ جهانی دوم بود که از پیش در اذهان تحصیلکردگان اندونزی وجود داشت . سوکارنو با تدوین و ساماندهی اصول یاد شده و بیان نمادین آنها، آمیزه ای ساده از اندیشه های دموکراسی غربی ، نوگرایی اسلامی ، مارکسیسم و دموکراسی روستایی ـ بومی و پاره ای عقاید اشتراکی (کمونیستی )، برای تودة مردم ارائه داد (کاهین ، ص ١٢٢ـ١٢٣؛ برو ، ص ٨٣ ـ٨٤).
نخستین اصل پانچاشیلا، یعنی اعتقاد به خدای یگانه ، برای مصالحة همة گروههای مذهبی طرح شده است . از آنجا که اکثریت مردم اندونزی مسلمان اند، پس از استقلال ، ارزشهای اسلامی از مهمترین مفاهیم مورد توجه سیاستمداران بود. با اینهمه ، خواستة بخشی از مسلمانان مبنی بر «حکومت اسلامی » در اندونزی ، پذیرفته نشد. بر اساس اصل اعتقاد به خدای یگانه ، حکومت در اندونزی ، اسلامی یا عرفی (سکولار) نیست بلکه حکومتی مذهبی است که در آن همة ادیان توحیدی قابل قبول و مورد حمایت اند (میولمان ، ص ٤٢) و هر اندونزیایی می تواند خدای خویش را آزادانه پرستش کند.این اصل برای پرهیز از فرقه گرایی و برتری جویی مذهبی طرح شده است تا پیروان اسلام ، مسیحیت و آیین بودا به روش مدنی و با احترام متقابل ، در کنار یکدیگر به اجرای آداب و رسوم دینی مبادرت کنند (کاهین ، ص ١٢٥).
بر اساس اصل «انسانیت مدنی و عادلانه » یا به تعبیر سوکارنو «بشردوستی »، کشور اندونزی عضوی از «خانوادة ملل » دنیا به شمار می آید. این اصل به معنای جهان وطنی نیست چراکه جهان وطنی مستلزم نفی ملی گرایی است ، در حالی که به نظر سوکارنو، اصل انسانیت مدنی و عادلانه و اصل ملی گرایی لازم و ملزوم یکدیگرند (همان ، ص ١٢٣).
اصل «وحدت اندونزی » یا «ملی گرایی »، در پانچاشیلا از ملی گرایی افراطی متمایز است . مراد از این اصل ، «علقه و پیوندی است که نوع بشر به سرزمین مسکونی خویش به عنوان موهبتی الهی ابراز می دارد» (همانجا).
بر اساس اصل «دموکراسی از طریق مشاوره و تعاون » یا «حکومت نمایندگی » که شرط اساسی استقلال اندونزی دانسته شده است ، از طریق اجماع ، می توان همة موضوعات ، برای مثال ایجاد اندونزی مستقل با سازماندهی اسلامی را به بحث گذاشت (همان ، ص ١٢٤). در ساختار سیاسی اندونزی «مجلس شورای مردم » تبلوری از اصل دموکراسی پانچاشیلا است . در این نهاد که عالیترین سازمان حکومتی و نمایندة تمامی مردم اندونزی است ، تصمیمات با حفظ سنّت مشاوره و بر پایة اتفاق آرا اتخاذ می شود (اسعدی ، ج ١، ص ٣٠٩).
آخرین اصل ، «عدالت اجتماعی » است . این اصل برای جلوگیری از تسلط سرمایه داران بر جامعة اندونزی پیشنهاد شده است . به نظر سوکارنو، دموکراسی سیاسی غرب به دموکراسی اقتصادی و استقرار عدالت اجتماعی منجر نمی شود و علت اصلی این نقیصه را سرشت جامعة سرمایه داری می انگارد. زیرا در چنین جامعه ای ، با وجود دموکراسی پارلمانی ، سرمایه داران پیوسته اختیار امور را در دست دارند. سوکارنو در طرح «عدالت اجتماعی »، ضمن رد دموکراسی غربی ، نوعی دموکراسی سیاسی ـ اقتصادی را تجویز می کند که قادر است رونق و رفاه اجتماعی فراهم سازد. او با یادآوری راتو عادل ، قهرمان ملی اندونزی ، یادآور می شود که استقرار نظام عدالت اجتماعی ، آرزوی دیرینة او و مردم اندونزی بوده است (کاهین ، ص ١٢٣ـ ١٢٥).
از همان آغاز استقلال اندونزی ، مسلمانان به سبب ریشه های فرهنگی بودایی و التقاطی اصول پنجگانة پانچاشیلا، با آن مخالفت کردند. محور انتقاد و مخالفت جدی آنان متوجه برداشت کاملاً تکثرگرایانه (پلورالیستی ) بود که از اصل اعتقاد به خدای یگانه در مفهوم پانچاشیلا عرضه می شد. گروههای مسلمان مخالفت خود را از دو بُعد مطرح می کردند: نخست آنکه اصل اعتقاد به خدای یگانه را در خوشبینانه ترین تفسیر، تبلیغ لاادریگری می دانستند و دوم اینکه پذیرش پانچاشیلا را، به عنوان تنها مبنای عقیدتی ، به منزلة نفی مبانی مذهبی اسلام تلقی می کردند. مهمترین نگرانی مسلمانان این بود که پانچاشیلا، مذهب رسمی اندونزی و جایگزین دین اسلام قلمداد شود. پس از انتقاد شدید جمعیت محمدیه * ، رئیس جمهور سوکارنو به مسلمانان اطمینان داد که پانچاشیلا جای دین را نخواهد گرفت ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٢، ص ٢٠١؛ آلن ، ص ١١٤). از جمله واکنشهای دیگر مسلمانان ، درخواست حزب ماشومی برای ایجاد دولت اسلامی (نگارا اسلام ) بود. این حزب از نیرومندترین احزاب اسلامی اندونزی طی دهة پنجاه بود که از تشکل چند حزب اسلامی به وجود آمده بود. در سوماترای شمالی ، جاوة غربی و جنوب سلب نیز «دارالاسلام » به صورت شعاری برای مخالفان دولت درآمد (آلن ، همانجا؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٣، ص ٦١). در ١٣٢٤ ش /١٩٤٥، رهبران ملی گراها، مسلمانان و مسیحیان در جاکارتا برای تدوین قانون اساسی و تشکیل نهادهای جمهوری به توافق رسیدند و منشور جاکارتا را که ضامن وحدت و استقلال اندونزی تلقی می شد به امضا رساندند. در این منشور، مسلمانان از خواستة خود مبنی بر حکومت اسلامی چشم پوشیدند. با اینهمه ، آنها می خواستند شرط الزام مسلمانان به اجرای شریعت را در منشور جاکارتا بگنجانند، اما ملی گراها، طرفدار پانچاشیلا بودند و هرگونه اشارة مستقیم به نمادهای اسلامی را رد می کردند و بر مفاهیم غیرمذهبی تأکید داشتند. به این ترتیب پانچاشیلا به منزلة نماد نظم جدید محفوظ ماند و از تعبیر اسلامی بودن دولت صرف نظر شد (نوئر، ص ٢٠٩؛ لاپیدوس ، ص ٢٧٢). در تغییر و اصلاح قانون اساسی موقت در ١٣٢٨ ش /١٩٤٩ و ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠ پانچاشیلا تغییر نیافت و هنگامی که سوکارنو در ١٣٣٨ش / ١٩٥٩ مجدداً قانون اساسی ١٩٤٥ را تثبیت کرد، حمایت کامل خود را از کثرت گرایی پانچاشیلا اعلام داشت ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٢، ص ٢٠٠؛ اسعدی ، ج ١، ص ٣٠٦).
تثبیت اصول پانچاشیلا در قانون اساسی که در واقع ناکامی سیاسی گروههای اسلامی قلمداد می شد، به رویارویی هویت فرهنگی ـ سیاسی آنان با عقاید غیرمذهبی ملی گرایانه منجر شد. بعلاوه ، گروههای اسلامی در معرض چالش با کِباتینان یا گروههای اهل تصوف جاوه ای قرار گرفتند. کباتینان در جاوه ، در مبارزات ضدکمونیستی ١٣٤٤ ش /١٩٦٥، به فعالیتهای مذهبی روی آورده بودند و ادعا داشتند که سنّتهای آنها، مذاهبی همچون مسیحیت ، آیین هندو و اسلام را دربرمی گیرد. حامیان کباتینان تصوف جاوه ای را با اصول پانچاشیلا منطبق می دانستند (لاپیدوس ، ص ٢٧٢ـ ٢٧٨). پس از شکست کمونیستها، و روی کار آمدن ژنرال سوهارتو در ١٣٤٥ ش / ١٩٦٦، سیاستهای غیرمذهبی و تضعیف قدرت سیاسی مسلمانان شدت گرفت و بر تحقق اصول پانچاشیلا به عنوان اصول اساسی دولت و جامعه تأکید شد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ لاپیدوس ، ص ٢٧٦). دولت اندونزی طبق قانونی در ١٣٤٦ ش / ١٩٦٧، برای به حداقل رساندن درگیریهای عقیدتی ، تمام سازمانهای سیاسی را موظف به پذیرش پانچاشیلا کرد. همچنین ، با وجود تأکید بر «دموکراسی پانچاشیلا»، فرمان ادغام و ائتلاف احزاب سیاسی ، به منظور تسهیل نظم سیاسی و کاهش درگیریهای عقیدتی ، قومی و ایجاد وحدت ملی صادر شد و تمامی قوای حکومتی (تقنینی ، اجرایی و قضایی ) موظف به اجرای دموکراسی پانچاشیلا شدند (مظفری ، ص ١٢٣، ١٢٨).
از ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥ تمام سازمانهای سیاسی و اجتماعی ملزم به پذیرش اصول پنجگانه به عنوان برنامة کار خود شدند. دولت سوهارتو از اصول پانچاشیلا برای پایه گذاری سیستم قضایی و اعمال محدودیتهای سنگین برضد مخالفان سیاسی و مذهبی خود بهره برد (همان ، ص ١٢٨). مخالفت با اصول پانچاشیلا با سرکوب روبرو شد و برخی از رهبران مذهبی مسلمان که به نام اسلام به حکومت انتقاد می کردند به زندانهای بلندمدت محکوم شدند. سرانجام نهضت العلماء اندونزی * و دیگر سازمانهای حزب متحدة اسلامی ، پانچاشیلا را به عنوان تنها مبنای عقیدتی خود پذیرفتند و در مقابل ، حکومت تمایل خود را مبنی بر برآوردن پاره ای از خواسته های مسلمانان در حوزه هایی مانند آموزش اسلامی نشان داد. با اینهمه ، سازمانهای اسلامی ضمن اعتراض به رشد مسیحیت در اندونزی ، این جریان را ناشی از فضایی می دانند که پانچاشیلا برای مبلغان مسیحی به وجود آورده است ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ج ٢، ص ٢٠١).
اصطلاح پانچاشیلا ، از سوی دولت هند نیز به عنوان اصول پنجگانة سیاست خارجی به کار گرفته شده است . این اصول عبارت است از: احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها، عدم تجاوز، دخالت نکردن در امور داخلی دیگر کشورها، احترام دوسویه و برابری در روابط بین المللی ، و همزیستی رژیمهای گوناگون . این اصول به عنوان «پنج اصل همزیستی مسالمت آمیز» در مقدمة قرارداد آوریل ١٩٥٤ چین و هند دربارة تجارت هندوستان با تبت انعکاس یافت و پس از تصویب در مجمع ملتهای آسیایی و افریقایی در باندونگ (کنفرانس باندونگ )، در شمارِ اصول راهبردی جنبش عدم تعهد * قرار گرفت (آشوری ، ص ٨٣؛ دبیری ، ص ٣٨٣؛ قوام ص ١٦٢ـ ١٦٥).
منابع :
(١) داریوش آشوری ، دانشنامة سیاسی ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٢) روی اف . آلن ، «فرضیة اجتماعی ، قوم نگاری و فهم اسلام عملی در جنوب شرقی آسیا»، در هوکر، اسلام در جنوب شرقی آسیا ، ترجمة محمدمهدی حیدرپور، مشهد ١٣٧١ش ؛
(٣) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ ١٣٦٩ش ؛
(٤) محمدرضا دبیری ، «سکون برای یک جنبش به معنای مرگ است ، نهضت عدم تعهد؟»، در مجموعة مقالات اولین سمینار بررسی تحول مفاهیم ، چاپ علی قادری ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٠ش ؛
(٥) عبدالعلی قوام ، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل ، تهران ١٣٧٨ش ؛
(٦) عبدالرحیم گواهی ، واژه نامة ادیان : فرهنگ اصطلاحات دینی و عرفانی ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٧) ایرا ماروین لاپیدوس ، تاریخ جوامع اسلامی قرن نوزدهم و بیستم ، ترجمة محسن مدیر شانه چی ، مشهد ١٣٧٦ش ؛
(٨) محمدرضا مظفری ، اندونزی ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٤ش ؛
(٩) یوهان هندریک میولمان ، «نقش اسلام در تاریخ اندونزی و الجزایر»، ترجمة محمود اسماعیل نیا، مطالعات افریقا ، سال ٢، ش ٤ (بهار ١٣٧٥)؛
(١٠) دلیار نوئر، «ابعاد سیاسی اسلام در دوران معاصر»، در هوکر، اسلام در جنوب شرقی آسیا ، ترجمة محمدمهدی حیدرپور، مشهد ١٣٧١ش ؛
(١١) Marguritte Harmon Bro, Indonesia: land of challenge , New York ١٩٥٤;
(١٢) Louis Fischer, The story of Indonesia , New York ١٩٥٩;
(١٣) George McTurnan Kahin, Nationalism and revolution in Indonesia , Ithaca, Mich. ١٩٧٠;
(١٤) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.vv. "Indonesia" (by Fred R. von der Mehden), "Masjumi" (by Harold Crouch).
/ جواد کریمی /