دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٤٤
پان ترکیسم ، ایدئولوژی ملی گرا و جنبشی سیاسی ـ فرهنگی در اواخر قرن سیزدهم / نوزدهم . این عقیدة سیاسی خواهان وحدت فرهنگی ، زبانی و سیاسی تمامی ترکهایی بود که براساس زبانهای خویشاوند، تبار، تاریخ و سنن مشترک قابل شناسایی اند. براساس این اندیشه ، ترک زبانان مسلمان ، بویژه آنان که در ترکیه ، قبرس ، شبه جزیرة بالکان ، اتحاد شوروی سابق ، عراق ، ایران ، افغانستان و ترکستان شرقی (سین کیانگ ) زندگی می کنند، اجزای یک ملت بزرگ به شمار می آیند و همة آنان باید به رهبری ترکیه در یک دولت متحد شوند ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ؛ > لغتنامه و دایرة المعارف بزرگ < ، ج ٩، ص ٤٥١؛ د.آ .، ج ٧، ص ٤٥١).
پان ترکیسم یا ترکیسم معمولاً با پان تورانیسم مرادف شمرده شده ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل «پان ـ تورانیسم »)، اما لانداو مفهوم پان تورانیسم یا تورانیسم را وسیعتر از پان ترکیسم می داند و بر آن است که دشت افسانه ای توران در آسیای مرکزی خاستگاه همة ترکان سرزمینهای یاد شده و نیز فینها، استونیاییها، مجارها، یاکوتها، مغولها، منچوریاییها و حتی چینیها و ژاپنیهاست ( د. اسلام ، همانجا). این در حالی است که مورّخان ترک ، با یکی دانستن «توران » و «ترک » سرزمین آسیای مرکزی را جایگاه باستانی ترکان برشمرده و اقوام بسیار کهن آسیای مقدم از جمله ایلامیان ، سومریان ، هوریاییان ، کوتیان ، کاسیها، میتانیان ، حتیها (هیتیان )، اوراتیان (اورارتیان )، سوبارها و سرانجام مادها را از اقوام ترک دانسته اند (رضا، ص ٦). صرف نظر از برداشت غلطی که از تورانِ مطرح در اوستا و شاهنامه شده و تورانیان ایرانی تبار، بغلط ترک پنداشته شده اند ( رجوع کنید به رئیس نیا، ١٣٦٨ش ، بخش ١، ص ٢٥٣ـ ٢٥٨)، پان تورانیسم به معنای آرمان مام میهن دور دست ، سابقه ای طولانی دارد و به گفتة مینورسکی دست کم به ١٨٣٩ میلادی در مجارستان می رسد ( د. ا. ترک ، ج ١٢، ص ١١٠). نخستین بار مجارها بودند که دربارة توران و تورانیان به طور جدی پژوهش کردند؛ در حدود نیم قرن پیش از آغاز جنگ جهانی اول ، دولتمردان مجار در جستجوی متحدانی بر ضد جنبش پان اسلاویسم بودند و از آنجا که ترکی نیز از زبانهای تورانی است ، اگر چه از شاخة فین ـ اویغوری ، اندیشة اثبات خویشاوندی ترکها، برای اتفاق مجار ـ ترک بر ضد اسلاوها، مطرح شد ( بریتانیکا ، ذیل "Pan-Turanianism" ). مینورسکی (به نقل رضا، ص ١٥) ضمن انتقاد از روش مورّخان پان ترکیست ، بیان می دارد که «مسائل علمی حل نشده ای در زمینة فرهنگ اقوام شرق باستان » بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان ترکیسم فراهم ساخته است . پیشرفت خاورشناسی و بویژه ترک شناسی را یکی از مهمترین عوامل فرهنگی زمینه ساز پیدایش ، اشاعه و توسعة پان ترکیسم دانسته اند. ترک شناسی شاخه ای از دانش خاورشناسی است که ضمن داشتن سابقة چندین قرنی ، در قرن سیزدهم / نوزدهم عمق و وسعت روزافزون یافت . پژوهشهای خاورشناسانی چون دوگینی ، کائن و دیویدز دربارة تاریخ ، زبان ، ادبیات و مردم شناسی قوم ترک ، به آگاهی از تاریخ آسیای مرکزی و تمدن پیش از عثمانی ترکها افزود. با رخنة این آگاهیها به میان ترکهای ساکن روسیة تزاری و امپراتوری عثمانی ، پان ترکیسم در ذهن و زبان و قلم نخبگان آنان بتدریج شکل گرفت (احمدی ، ص ٣٥٥ـ٣٥٦؛ بیات ، ص ٥٨ ـ ٥٩؛ رجوع کنید به ادامة مقاله ).
ضیاء گوک آلپ * (١٢٥٥ـ١٣٠٣ ش / ١٨٧٦ـ١٩٢٤)، از نظریه پردازان پان ترکیسم در ترکیه ، از تأثیر دوگینی بر سلیمان حسنی پاشا (١٢٤٨ـ١٣٠٩/ ١٨٣٢ـ١٨٩٢)، از بنیانگذاران ملی گرایی ترک در عثمانی ، گزارش می دهد (ص ٧ـ١٠). به نظر گوک آلپ ، کائن کتاب > مقدمه ای بر تاریخ آسیا < را به منظور تبلیغ آرمان پان ترکیسم نوشته است . وی در این اثر، چنگیزخان و تیمور را «ابر قهرمان » و مغولان را «اشرافیت نژادی » معرفی کرده ، ترکها را بسیار برتر از اعراب و ایرانیان به شمار آورده ، اظهار می دارد که اعراب با آیین خود اذهان ترکان را مسموم
کرده و مانع تشکیل امپراتوری عظیم جهانی ترک شده اند (همان ، ص ١٣).
کائن ، دیویدز و نیز وامبری * (١٨٥٧ـ١٩١٣ میلادی ؛ از ترک شناسان و مبلغان اولیة اتحاد ترکان و نخستین کسی که اصطلاح پان ترکیسم را در دهة ١٨٦٠ به کار برد) هر سه یهودی تبار بودند ( د.اسلام ، همانجا؛ حیلاو، ص ٣٦١). وامبری که آشکارا از استعمار انگلیس در برابر استیلای روسیه بر آسیا دفاع می کند، همة گروههای ترک را از نژاد واحد می داند. او حتی در کتاب > سفرهایی در آسیای مرکزی < نقشة امپراتوری پان ترک را ترسیم کرده است . وی که سالها در عثمانی به سر برد و با محافل روشنفکری ملی گرای آنجا تماس برقرار کرد، عقیده داشت که سلاطین عثمانی ، با برخورداری از دودمان ترک وپیوندهای زبانی و مذهبی و تاریخیِ ترکان آناطولی و آذری و ترکمن و ازبک و قرقیز و تاتار، می توانند امپراتوری پهناوری از سواحل آدریاتیک تا مرزهای چین پی افکنند و با امپراتوری رومانوف به مقابله برخیزند (احمدی ، ص ٣٥٦ـ٣٥٧). جزوة > راهنمای دریاداری بریتانیا دربارة تورانیان و پان تورانیسم < ، تألیف سردنیس راس (١٨٧١ـ١٩٤٠) مستشرق و مأمور سیاسی بریتانیا، از شواهدِ علاقة بریتانیا به پان ترکیسم است . این جزوه را که در واقع دستورالعملی برای شناخت و بهره برداری از ملی گرایی ترک است ، شعبة اطلاعات وزارت دریاداری بریتانیا در ١٣٣٨/ ١٩٢٠ منتشر کرده بود (واند، پیشگفتار بیات ، ص ١٣؛ بریتانیکا ، همانجا). به هر روی ، پژوهشهای مستشرقان فرنگی در تعیین و تشکیل نوعی هویت ملی برای ترکها نقش مهمی داشت . نفوذ این پژوهشها تا سالهای اول قرن چهاردهم / بیستم که پژوهشگران ترک در این باره به تحقیق پرداختند، ادامه داشت (بیات ، ص ٥٩).
در حالی که اندیشة حاکم و مسلط بر امپراتوری عثمانی در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم اندیشة «اتحاد اسلام » بود، گرایش به ملی گرایی ترک نسبتاً ناشناخته بود و از گرایشهای ادبی و زبانشناختی فراتر نرفت . شاید نقطة اوج این گرایشها انتشار ترکجه شعرلر (اشعار ترکی ) محمدامین رسول زاده * در ١٣١٧ باشد. در واقع ترک گرایی سیاسی ، فارغ از مقتضیات و مصالح امپراتوری در سرزمینی ورای قلمرو عثمانی یعنی در نواحی مسلمان نشین روسیه ، در حال تکوین بود (همانجا).
از ترک زبانان روسیه ، روشنفکران تاتار کریمه و آذری قفقاز بیشتر با عثمانی مناسبات متقابل فرهنگی داشتند. تاتارها یکی از نخستین اقوام مسلمانی بودند که از اواخر قرن دوازدهم / هجدهم تحت سیطرة روسها درآمدند و در معرض سیاستهای خشن پان اسلاویستی و روسی کردن قرار گرفتند. آنان برای حفظ هویت قومی خود بشدت به دین و زبان خود پایبند بودند. ناگفته نماند که پدید آمدن طبقة بورژوازی تاتار در شکل گیری این مقاومت فرهنگی مؤثر بوده است . این بورژوازی در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم توانست پرچم ملی گرایی و پان ترکیسم را برافرازد (بیات ؛ د.اسلام ، همانجاها؛ آقشین ، ص ٣٣٨). تاتارها برای نجات خود از انزوا، ضرورت وحدت میان اقوام مسلمان و ترک امپراتوری روسیه و حتی خارج از آنجا را دریافته و برای همپایی با تحولات جدید و زنده نگاه داشتن اسلام در دنیای نوین جنبش تجددخواه و اصلاح طلب موسوم به نهضت جدید * ها را که قویاً رنگ پان اسلامیستی و پان ترکیستی داشت به راه انداختند (براکس آپ ، ص ٣٢١ـ٣٢٢؛ نیز رجوع کنید به اتحاد اسلام * ). این جنبش بر ترک زبانان آسیای مرکزی نیز تأثیر گذاشت . براثر همین نفوذ فرهنگی بود که تاتارها در اوایل قرن چهاردهم / بیستم بر زندگی سیاسی مسلمانان ترک روسیه تسلط داشتند و در واقع رهبر آنان به شمار می آمدند (آکینر، ص ٧٤؛ نیز رجوع کنید به روسیه ، مسلمانان * ). چنانکه رهبری کنگره های سه گانة مسلمانان روسیه در ١٣٢٣ـ١٣٢٤/ ١٩٠٥ـ١٩٠٦ را برعهده داشتند (براکس آپ ، ص ٣٢٢). این کنگره ها در دورة انقلاب روسیه (١٩٠٥-١٩٠٧) به مثابة مجلس نمایندگان ملل مسلمان ترک زبان روسیه بود و فرصتهایی برای گرد آمدن و هماهنگی و اتحاد در راه اهداف مشترک ، که صبغة پان ترکیستی داشت ، در اختیار آنان گذاشت ؛ چنانکه کنگرة سوم ، ترکی را زبان ملی کلیة جوامع اسلامی روسیه اعلام کرد و برنامة آموزش رایج در عثمانی را برای مدارس مسلمانان روسیه مناسب تشخیص داد (واند، ص ٣٧ـ٣٩).
اسماعیل گاسپیرالی * / گاسپیرینسکی (١٢٦٧ـ١٣٣٢/ ١٨٥١ـ١٩١٤) از رهبران نهضت فرهنگی جدیدها و پان ترکیسم بود که با برنامه های آموزشی خود، برای تدوین زبان ترکی فراگیر که از بوسفور تا سین کیانگ مفهوم باشد، به نوعی اندیشة پان ترکیسم میدان داد که در آن بر وحدت و یگانگی تمام اقوام ترک زبان تأکید شده بود. وی در ١٣٢٧/١٩٠٩، هنگامی که ترک گرایی در سایة حاکمیت کمیتة «اتحاد و ترقی * » در ترکیه در حال رونق گیری بود ( رجوع کنید به ادامة مقاله )، در سفری به استانبول در محافل و مجامع فرهنگی ـ روشنفکری سخنرانیهایی ایراد کرد (بیات ، ص ٦٠؛ رئیس نیا، ١٣٧٤ش ، ج ٣، ص ٣١٢). پان ترکیسمِ گاسپیرالی ، که شعار آن «اتحاد در زبان و اندیشه و عمل » بود بیشتر فرهنگی بود تا سیاسی ، حال آنکه روشنفکران دیگر تاتار چون یوسف آقچورا و عبدالرشید ابراهیم بیشتر از پان ترکیسم سیاسی هواداری می کردند ( د.اسلام ، همانجا). بسیاری از روشنفکران مسلمان روسیه در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم و سالهای نخست قرن بیستم که از لحاظ شکل گیری اندیشة سیاسی از ادوار مهم تاریخ روسیه است ، پان ترکیسم گاسپیرالی را توان و جهت دیگری بخشیدند (بیات ، همانجا). از میان این روشنفکران ، یوسف آقچورا نقش فکری بارزتری داشت ؛ وی از تاتارهای قازان بود که پس از تحصیل در استانبول و پاریس به قازان بازگشت و درگیر فعالیتهای ملی و فرهنگی تاتارهای آن سامان شد. وی در معروفترین مقالة خود، «اوچ طرز سیاست » (سه طرز سیاست )، که بعضی آن را بیانیة پان تورانیسم به شمار آورده اند (همان ، ص ٦١؛ تمیر، ص ٣٣ـ٣٤؛ واند، ص ٣١)، سه مشی سیاسیِ عثمانی گرایی ، اتحاد اسلام و پان ترکیسم را بررسی می کند. وی پس از ارزیابی هر سه مشی سیاسی و برشمردن موانع ایجاد ملت واحد عثمانی و متحد کردن مسلمانان ، از تشکیل ملت واحد ترک براساس وحدت نژاد، یعنی متحد کردن کلیة ترکها در ترکیب یک دولت جانبداری می کند (ماردین ، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛ آقشین ، ص ٣٣٨ـ ٣٣٩؛ پتروسیان ، ص ٢٨٨).
پس از سرکوبی انقلاب ١٩٠٥ـ١٩٠٧ روسیه ، جنبشهای ملی گرایانه و فعالان آنها تحت فشار شدید قرار گرفتند و بسیاری از رهبران این جنبشها از جمله روشنفکران برجستة تاتار چون آقچورا، صدری مقصودی ، و نیز آذریهایی چون علی بیگ حسین زاده (١٨٦٤ـ١٩٤١) و احمد آقایف (١٨٦٤ـ١٩٤١) به قلمرو عثمانی ، که جنبش مشروطه در آنجا به رهبری کمیتة اتحاد و ترقی در ربیع الثانی ١٣٢٦/ ژوئیة ١٩٠٨ به پیروزی رسیده و زمینة مساعدی برای ترویج و تبلیغ ترک گرایی فراهم آمده بود، مهاجرت کردند. در ١٣٢٦ یوسف آقچورا، که بتازگی به استانبول مهاجرت کرده بود، به اتفاق محمدامین ، شاعر معروف عثمانی ، نخستین انجمن ترک گرا، «ترک دَرْنَگی » (انجمن ترکی ) را در ١٣٢٧ تأسیس کرد. هدف این انجمن «تلاش برای آموختن و آموزاندن آثار، افعال ، احوال و محیط گذشته و حال تمام اقوام ترک » اعلام شد، ولی بسرعت به حرکت سیاسی تبدیل گردید. این انجمن در ١٣٢٩ ماهنامة ترک درنگی را منتشر کرد، که پس از انتشار هفت شماره همزمان با تعطیلی انجمن در ١٣٣٠ از انتشار بازماند. سپس این انجمن جای خود را به «توران نشر معارف جمعیتی » (جمعیت نشر معارف توران ) داد که نشریة ترک یوردو (سرزمین ترک ) را به سرپرستی یوسف آقچورا منتشر می ساخت . گذشته از آقچورا، افرادی چون احمدآقا اوغلو و علی حسین زاده و نیز محمدامین در ادارة نشریه شرکت داشتند (لوئیس ، ص ٣٤٩ـ٣٥٦؛ شاو، ج ٢، ص ٤٨٧).
از هنگامی که پاره ای از سران ترک گرای کمیتة اتحاد و ترقی چون ناظم بیگ ، احمدرضا و جمال پاشا عملاً قدرت را به دست گرفتند، پان ترکیسم به صورت یک جریان سیاسی در عثمانی جای گرفت . حتی در ١٣٢٩ آقچورا و گاسپیرالی و علی حسین زاده به عضویت کمیتة مرکزی کمیتة اتحاد و ترقی انتخاب شدند. تبلیغات پان ترکی در ١٣٣٠ با تأسیس تشکیلات «ترک اجاقی * » (کانون ترک ) با دست اندرکاری یورداقول ، احمد حکمت ، عاقلی مختار، آقااوغلو، حسین زاده و آقچورا، گسترش چشمگیری یافت . «ترک اجاقی » به تشکیل جلسات و گردهماییهای سیاسی و آموزش مبادرت می کرد (تمیر، ص ٤١ـ ٤٢؛ تونایا، ج ١، ص ٤١٤-٤١٦).
ضیاء گوک آلپ که از فعالان حزب اتحاد و ترقی و از حدود ١٣٢٨ عضو کمیتة مرکزی آن بود، سعی در سازماندهی ترک گرایی و بیدارسازی شعور ملی ترکان با هدف توسعة دامنة نفوذ حکومت اتحاد و ترقی داشت . ازینرو نه تنها از اتحاد ترکان ، بلکه برخلاف کسانی مانند آقچورا، از اتحاد اسلام و اتحاد ذاتی ترک گرایی و اسلام خواهی و در عین حال از تجدد دفاع می کرد و بر آن بود تا هر سه جریان مورد علاقة اتحادیون را در چهارچوب نظامی واحد تدوین کند. وی این نظر را در مقالة بلندی با عنوان «ترک شدن ، مسلمان شدن ، معاصر شدن » تشریح کرد و آن را در مجلة تورک یوردو (در ١٣٣١ـ١٣٣٢) به چاپ رساند و سپس به صورت جزوه ای در ١٣٣٦ منتشر کرد (شاپولیو، ص ٩٦ـ٩٧، ١٣٧ـ ١٣٨).
حوادث بعدی ، بویژه جنگ بالکان (١٣٣٠ـ١٣٣١/ ١٩١٢ـ ١٩١٣) و جنگهای منتهی به استقلال سرزمینهای عربی ، به بیداری وجدان قومی ترکان عثمانی انجامید، از همین روست که به نظر تونایا (ج ٣، ص ٣٠٢) جریان ترک گرایی در درون جنگ بالکان فوران کرد.
پس از جنگ بالکان و از دست رفتن بخشهایی از قلمرو عثمانی ، گوک آلپ ترکان عثمانی را نسبت به تشکیل امپراتوری پهناوری ، از دریای سیاه تا چین ، موظف می دانست و بر آن بود که زبان مشترک در این امپراتوری ترکی استانبولی خواهد بود (همان ، ج ٣، ص ٣١٩). اندیشة گوک آلپ دربارة پان ترکیسم ، در آستانة جنگ جهانی اول مورد توجه و پذیرش جناحی از سران توسعه طلب دولت اتحاد و ترقی و در رأس آنها انورپاشا * ، وزیر جنگ ، قرار گرفت (بانارلی ، ج ٢، ص ١١١٣؛ گرکه ، کتاب اول ، ص ٤٢٤ـ ٤٢٥) و احتمالاً در کشاندن دولت عثمانی به جنگ جهانی اول مؤثر بود ( رجوع کنید به آکادمی علوم شوروی ، ص ١٣؛ واند، پیشگفتار بیات ، ص ٧ـ١٠).
شواهد و قراین موجود حاکی از آن است که در اواخر جنگ اول پان ترکیسم شانه به شانة اتحاد اسلام و حتی غالباً زیر پوشش آن راه برده می شده است . اولریخ گرکه بر آن است که نخستین مقاومت هوشیارانة ایرانیان در برابر تلاشهای تجاوزگرانه ، عثمانیها را برآن داشت تا از نقشه های پان تورانیستی سخن به میان نیاورند و نفوذ خود را زیر لوای وحدت اسلام گسترش دهند (کتاب اول ، ص ٣٨٥، ٤٢٤). وی ضمن اشاره به اهمیت آذربایجان از دیدگاه پان تورانیستها، خاطرنشان می سازد که آنان از قبل برای الحاق بخشی از ایران ، بویژه ایالت آذربایجان ترک زبان ، به قلمرو خود برنامه ریزی کرده بودند (همان ، کتاب اول ، ص ٤٢٤، ٤٦٣، ٤٧٤). در سالهای پایانی جنگ در حالی که صحنة اصلی کارزار در جبهه های بین النهرین و شام جریان داشت ، و هرگونه تأخیر و تعللی در تقویت این جبهه ها می توانست به فروپاشی نهایی دولت عثمانی منجر شود، انورپاشا و یارانش به نحو فزاینده ای درگیر جبهة قفقاز شدند. در واقع مرحلة نخست تحقق اندیشة توران ، یعنی تحکیم اقتدار ترکهای عثمانی بر امپراتوری و ترک سازی اقلیتهای آن ، با کشتار بیش از یک میلیون ارمنی و انبوهی از دیگر اقلیتهای مسیحی چون آسوریان در ١٣٣٣/١٩١٥ آغاز شده بود و با انقلاب ١٩١٧ و فروپاشی نظام تزاری راه برای تحقق مرحلة دوم که انضمام آذربایجان ایران و روس به قلمرو ترکها بود گشوده شد. در حالی که ماجرای قفقاز و آذربایجان ادامه داشت ، مقاومت نیروهای عثمانی در دیگر جبهه ها درهم شکست و با تسلیم عثمانی ، پان ترکیسم نیز که برای مدت زمان کوتاه اندیشة مسلط و حاکم بر واپسین دورة امپراتوری عثمانی شده بود، شکست خورد (بیات ، ص ٦٥؛ نیز رجوع کنید به جنگ جهانی اول * ؛ ترکهای جوان * ).
بولشویکها * برای مدت زمانی کوتاه (در فاصلة سالهای ١٣٣٦ـ ١٣٤٠/ ١٩١٨ـ١٩٢٢) برای برانگیختن انقلاب شرق بر ضد امپریالیسم جهانی ، دست پان ترکیستهایی چون انورپاشا و دیگر اعضای متواری کمیتة اتحاد و ترقی را در قفقاز و آسیای مرکزی بازگذاشتند و ناسیونال کمونیستهایی چون سلطان گالیِف * و «رفقای تاتار» او که انقلاب جهانی را زمینة مساعدی برای ایجاد یک «توران سرخ » تلقی می کردند، برای مدتی امکان فعالیت یافتند. با قدرت گرفتن بولشویکها و از میان رفتن ضرورت اتحاد آنها با پان ترکیستها، پان ترکیسم نیز مانند ایدئولوژیهای دیگر ضد کمونیستی ، در قلمرو شوروی ممنوع شد و به شکل فعالیت سری درآمد. از سوی دیگر دولت شوروی با اعمال سیاستهای ملی ویژه ، از جمله جداسازی گروههای مختلف ترک زبان از طریق تأسیس جمهوریهای جداگانه براساس زبان و اشتراکات قومی دیگر، از رشد تمایلات ترکیستی جلوگیری کرد (بنیگسن و براکس آپ ، ص ١٤٣ـ١٤٧؛ د.اسلام ؛ بریتانیکا ، همانجاها).
پس از شکست دولت اتحاد و ترقی و به قدرت رسیدن کمالیستها، که تمام اشکال توسعه طلبی را مردود شمرده و پدید آوردن ترکیة نوین را در چهارچوب میثاق ملی وجهة همت قرار داده بودند، پان ترکیسم و پان تورانیسم در عرصة سیاست طرد شد. مصطفی کمال پاشا معروف به آتاترک * در سخنرانی خود به مناسبت امضای قرارداد دولتی بین ترکیه و شوروی (٢٦ اسفند ١٢٩٩ / ١٦ مارس ١٩٢١) در مجلس ملی ترکیه ، رؤیای تأسیس امپراتوری توران را از علل بدبختی ترکیه به شمار آورد و رسماً اعلام داشت که «ما نه پان اسلامیست هستیم و نه پان تورانیست ، هدف ما نیل به استقلال واقعی است ». مصطفی کمال که ایدئولوژی دیگری را بجز ملی گرایی محلی متمرکز بر ترکیه و ترکهای ترکیه برنمی تافت ، از بازگشت سران اتحاد و ترقی به ترکیه جلوگیری کرد و نهادهای پان ترکیستی موجود را که میراث حاکمیت اتحاد و ترقی بود، بتدریج منحل و یا تعدیل کرد. بدین ترتیب پان ترکیسم سیاسی با پیروزی کمالیستها و اعلام جمهوری در ترکیه واپس زده شد (واند، ص ١٦٦؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا)؛ حتی شخصیتهایی چون ضیاء گوک آلپ نیز که نقش مهمی در شکل گیری ملی گرایی ترک داشتند در دوران جمهوری از صحنة اصلی فعالیتهای سیاسی و فرهنگی رانده شدند (بیات ، ص ٦٨). با شروع جنگ جهانی دوم ، بویژه پس از حملة آلمان نازی به اتحاد شوروی در ١٣٢٠ ش / ١٩٤١، پان ترکیسم با حمایت مالی برلین در ترکیه از نو جان گرفت و گروهی سازمان یافته از پان ترکیستها برای وارد کردن ترکیه به جنگ در کنار متحدین دست به اقداماتی زدند (آکادمی علوم شوروی ، ص ٢٩٢). اما پس از شکست آلمان در نبرد استالینگراد و پیشروی ارتش سرخ به سوی غرب و بالارفتن احتمال پیروزی شوروی در جنگ ، سیاست چشم پوشی دولت در برابر فعالیتهای پان ترکیستی تغییر یافت و ٢٣ تن از فعالان این اندیشه ، که احمد زکی ولیدی طوغان * نیز در بین آنها بود، در شهریور ١٣٢٣ / سپتامبر ١٩٤٤ محاکمه و به زندان محکوم شدند (همان ، ص ٢٩٣؛ د.آ. ، ج ٧، ص ٤٥١؛ بایقارا، ص ٣٠ـ٣٢، ١١٣ـ١١٦). با شروع جنگ سرد اتهامات بر ضد پان ترکیستها در دادگاهها فروکش کرد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا).
سالهای دهة ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ دورة شکل گیری حزب پان ترکیستی در ترکیه است . آلپ ارسلان تورکش ، که ارتباطش با پان ترکیستها از شرکت در نمایشهای خیابانی سالهای جنگ جهانی دوم شروع شده و از گروه ٢٣ نفری محکومان ١٣٢٣ ش / ١٩٤٤ بود، در ١٣٤٨ ش / ١٩٦٩ حزب ملت دهقانان جمهوریخواه را که خود از اعضای برجسته اش بود، به حزب «حرکت ملی » با گرایشهای پان ترکیستی تبدیل کرد (اوزدمیر، ص ٢٢٣). این حزب تا کودتای نظامی ١٣٥٩ش /١٩٨٠، که پیامد آن غیرقانونی شدن احزاب سیاسی بود، در صحنة سیاست فعال باقی ماند. از ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧ به این سو، موقعیت سیاسی حزب ارتقا یافت به گونه ای که در انتخابات فروردین ١٣٧٨/ آوریل ١٩٩٩ مقام دوم در مجلس ترکیه را به دست آورد.
با وجود پیروی حزب از خط مشیهای پان ترکی ، ارتقای جایگاه سیاسی حزب و کسب آرای بیشتر در چند انتخابات مجلس ، در گرو اتخاذ موضع مایل به اسلام و تعدیل دیدگاههای ایدئولوژیک حزبی بوده است ، کمااینکه پس از مرگ آلپ ارسلان تورکش در ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧، جناح اصلاح طلب و معتدل حزب بر جناح محافظه کار آن غلبه یافت . با این وصف ، پان ترکیستها این حزب را منطبق بر ایدئولوژی بنیادی پان ترکیسم نمی انگارند (آریکان ، ص ١٢٠ـ ١٢٥، ١٣٢؛ نسیم فر، ص ١٢ـ١٧؛ رجوع کنید به حرکت ملی * ، حزب ).
پان ترکیسم در آسیای مرکزی و قفقاز، مشخصاً جمهوریهای ترک نشین اتحاد جماهیر شوروی ، پژواکها و تظاهراتی داشته است . صرف نظر از جنبشهای جدیدها در تاتارستان و قیام باسماچیان * در آسیای مرکزی ، بعضی از سازمانهای فرهنگی آسیای مرکزی نیز دارای تمایلات کم و بیش پان ترکیستی بوده اند. به عنوان مثال پس از پیروزی انقلاب اکتبر (١٩١٧) روسیه ، انجمنهای ادبی «چغتای قورونقی » و «قیزیل قلم » در ازبکستان از اندیشة بازگشت به دوره های چنگیز و تیمور و به رسمیت شناخته شدن زبان ترکی جغتایی جانبداری می کرده اند ( د. تاجیکی ، ج ٥، ص ٤٦٨ـ٤٦٩).
در قفقاز جنوبی نیز وجوهی از پان ترکیسم شیوع داشته است ؛ محمدامین رسول زاده سابقة خودآگاهی ملی ترک زبانان قفقاز را تا اواسط قرن سیزدهم /نوزدهم پیش می برد، یعنی زمانی که میرزافتحعلی آخوندزاده نمایشنامه های خود را به زبان ترکی آذربایجانیِ ساده می نگاشت و ح . زردابی در اواسط نیمة دوم همان قرن روزنامة اکینچی را منتشر ساخت . وی حزب مساوات * را که از ١٣٢٩ تشکیل شد و از ١٣٣٦ تا ١٣٣٨ در آذربایجان قفقاز به قدرت رسید از مبلغان «تورکچولوک » (پان ترکیسم ) به شمار آورده ، در عین حال خاطرنشان ساخته است که پان تورانیسم طرفدار اتحاد همة ترکان جهان و تشکیل دولت واحد ترک ، در آذربایجان نفوذ چندانی نداشته و خادمان سیاسی آذربایجان و خصوصاً حزب مساوات ، ضمن احساس همبستگی با ترکان دیگر در روسیه و ترکیه و ایران ، بر استقلال ملی آذربایجان تأکید می کردند (رسول زاده ، ص ١١٦ـ ١١٨). پس از برافتادن دولت مساوات ، حکومت کمونیستی مدتها از بقایای احساسات پان اسلامیستی و پان ترکیستی موجود در آن سامان در جهت اعمال حاکمیت خود بهره برداری کرد (سفینتوخفسکی ، ص ٢٣١).
پس از فروپاشی شوروی در اوایل نیمة اول دهة ١٩٩٠، تمایلات فروخوردة پان ترکیستی ، به شکلی نه چندان چشمگیر، در جمهوری آذربایجان فرصت ظهور یافته و حتی احزابی با نامهای «آذربایجان بوزقورت پارتیاسی »، (حزب گرگ خاکستری آذربایجان ) و «آذربایجان چاغداش توران پارتیاسی » (حزب توران معاصر آذربایجان ) در آنجا تشکیل شده است (ولی یف و حسین اوف ، ص ٧ـ ٨).
در ترکیه نیز پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، سیاست «نگاه به شرق » فعال شده است . براساس این سیاست ، دولتمردان ترکیه نقش جدیدی برای این کشور در منطقة آسیای مرکزی و قفقاز قائل شده اند (عطایی ، ص ١١٢ـ١١٣، ١٢١). وجود پنج جمهوری ترک نشین آذربایجان (در قفقاز)، ترکمنستان ، قزاقستان ، ازبکستان و قرقیزستان (در آسیای مرکزی ) و اشتراکات زبانی ، فرهنگی ، قومی و دینی به توسعه و تحکیم روابط ترکیه با این جمهوریها منجر شده است . دیدگاههای ترک گرایی افراطی دربارة نقش ترکیه به عنوان «برادر بزرگتر» در مناسبات با این کشورها و طرحهای پان ترکیستی اولیه ، چون «تشکیل جامعة ترک » با محوریت ترکیه و شرکت جمهوریهای ترک منطقه و طرح تشکیل «وزارت جهان ترک » به دلیل مخالفتهای روسیه و غرب به اجرا درنیامد (انصاری ، ص ٢٩٨ـ٣٠٠، ٣٠٤ـ٣٠٦). با اینهمه ، ترکیه برای ترویج ترک گرایی و معرفی این کشور به عنوان الگوی موفق حکومت مردمی ، غیرمذهبی و مبتنی بر نظام سرمایه داری اقتصاد بازار، سیاستها و برنامه های فرهنگی و آموزشی ویژه ای را در منطقة آسیای مرکزی و قفقاز در پیش گرفته است . تشویق کشورهای این منطقه به تغییر خط خود از روسی به لاتین (مانند ترکیه )، کوشش برای تبدیل ترکی استانبولی به زبان مشترک منطقه ، برگزاری گردهماییهایی با شرکت سران کشورهای ترک زبان منطقه ، پخش شبانه روزی برنامه های تلویزیون خصوصی و دولتی برای این جمهوریها، تأسیس مدارس دینی و مراکز آموزش حرفه ای در کشورهای منطقه برای ترویج فرهنگ ترکیه و آتاترکیسم و پذیرش دانشجو در دانشگاهها و مراکز آموزشی ترکیه از مهمترین این فعالیتهاست (عطایی ، ص ١١٣ـ١١٦؛ رابینز، ص ٦٠٢ـ ٦٠٨).
پان ترکیسم در استانهای ترک زبان ایران و بویژه در آذربایجان ، به عللی چون اختلاف مذهبی بین آذربایجان و ترکیه ، جنگهای طولانی بین ایران و عثمانی و تجارب تلخ اشغال آذربایجان از سوی نیروهای عثمانی ، زمینة رشد قابل ملاحظه ای نداشته و به طور کلی بیش از آنکه درون جوش باشد، پدیده ای ناپایدار بوده است ( رجوع کنید به ارانی ، ص ١٢٦ـ١٣٣؛ کاتم ، ص ١٥٧ـ ١٥٨؛ احمدی ، ص ٣٢٨؛ اتابکی ، ص ٦٧ـ٧٠، ١٩٩ـ ٢٠٤).
منابع :
(١) شیرین آکینر، اقوام مسلمان اتّحاد شوروی ، ترجمة علی خزاعی فر، مشهد ١٣٦٦ش ؛
(٢) تورج اتابکی ، آذربایجان در ایران معاصر ، ترجمة محمدکریم اشراق ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٣) حمید احمدی ، قومیت و قوم گرایی در ایران : از افسانه تا واقعیت ، تهران ١٣٧٨ش ؛
(٤) تقی ارانی ، «آذربایجان یا یک مسئلة حیاتی و مماتی ایران »، در زبان فارسی در آذربایجان : دربرگیرندة بیست و هفت مقاله ، گردآوری ایرج افشار، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٥) جواد انصاری ، ترکیه در جستجوی نقشی تازه در منطقه ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٦) ماری براکس آپ ، «تاتارهای ولگا»، در ملیتهای شوروی : مجموعة ٢١ مقاله ، زیرنظر گراهام اسمیت ، تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، ١٣٧٥ش ؛
(٧) آلکساندر بنیگسن و ماری براکس آپ ، مسلمانان شوروی : گذشته ، حال و آینده ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٨) کاوه بیات ، «ناسیونالیسم ترک و ریشه های تاریخی آن »، نگاه نو ، ش ٤ (دی ١٣٧٠)؛
(٩) عنایت الله رضا، «ترکان ، پان تورکیسم و پان تورانیسم »، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی ، سال ٦، ش ٩ و ١٠ (خرداد و تیر ١٣٧١)؛
(١٠) رحیم رئیس نیا، آذربایجان در سیر تاریخ ایران : از آغاز تا اسلام ، تبریز ١٣٦٨ش ؛
(١١) همو، ایران و عثمانی در آستانة قرن بیستم ، تبریز ١٣٧٤ ش ؛
استانفورد جی . شاو و ازل کورال شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه جدید ، ج ٢: اصلاحات ، انقلاب و جمهوری : ظهور ترکیه جدید، ١٩٧٥ـ ١٨٠٨ میلادی ، ترجمة
(١٢) محمود رمضان زاده ، مشهد ١٣٧٠ ش ؛
(١٣) فرهاد عطایی ، «نگرشی جدید در سیاست منطقه ای ترکیه »، فصلنامة مطالعات خاورمیانه ، سال ٦، ش ٣ (پاییز ١٣٧٨)؛
(١٤) ریچارد کاتم ، ناسیونالیسم در ایران ، ترجمة احمد تدیّن ، تهران ١٣٧٨ش ؛
(١٥) اولریش گرکه ، پیش به سوی شرق : ایران در سیاست شرقی آلمان در جنگ جهانی اول ، ترجمة پرویز صدری ، تهران ١٣٧٧ش ؛
(١٦) علی نسیم فر، «انتخابات پارلمانی ترکیه : چشم اندازهای آینده »، دیدگاهها و تحلیلها ، سال ١٣، ش ١٢٦ (خرداد ١٣٧٨)؛
(١٧) زاره واند ( نام مستعار مشترک ) ، افسانه پانتورانیسم ، ترجمة محمدرضا برزگر، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٨) Sina Ak í in, "Dد í دnce ve Bilim Tarihi ١٨٣٠-١٩٠٨", Tدrkiye Tarihi , vol. ٣, ed. Sina Ak í in, Istanbul ١٩٩٠;
(١٩) E.Burak Ar â kan, "The programme of the Nationalist Action Party of Turkey: an iron hand in a velvet glove?", Middle Eastern studies , vol. ٣٤, no. ٤ (October ١٩٩٨);
(٢٠) A ¦ zarba ¦ yja ¦ n Sa ¦ vet Ensiklopediya ¦ s i , Baku ١٩٧٦-١٩٨٧;
(٢١) Nihad Sami Banarl â , Resimli Tدrk Edebiyyat i Tarihi , vol. II, Istanbul ١٩٧١;
(٢٢) Tuncer Baykara, Zeki Velid i ª Togan , Ankara ١٩٨٩;
(٢٣) Bدyدk Lأgat ve Ansiklopedi , Istanbul: Meydan Yay â nevi, ١٩٨١;
(٢٤) The Encyclopaedia Britannica , London ١٩٥٠, s.v. "Pan-Turanianism";
(٢٥) EI ٢ , s.v. "Pan- Turkism" (by J. M. Landau);
(٢٦) Ensiklopediya ¦ yi Sa ¦ vetii Ta ¦ jik , Dushanbe ١٩٧٨-١٩٨٨;
(٢٧) Ziya Gخkalp, Tدrkµدlدg § دn Esaslar i , Istanbul ١٩٧٠;
(٢٨) Selahattin Hilav, "Dد í دnce Tarihi (١٩٠٨-١٩٨٠)", in Tدrkiye Tarihi , vol. ٤, ed. Sina Ak í in, Istanbul ١٩٩٠;
(٢٩) I A , s.v. "Tأrہn" (by V. Minorsky);
(٣٠) Bernard Lewis, The emergence of modern Turkey , London ١٩٦١;
(٣١) ì erif Mardin, Jخn Tدrklerin Siyasi Fikirleri ١٨٩٥- ١٩٠٨ , Istanbul ١٩٨٩;
(٣٢) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Pan-Turanism" (by Feroz Ahmad);
(٣٣) Hikmet عzdemir, "Siyasal Tarih ١٩٦٠-١٩٨٠", in Tدrkiye Tarihi , vol. ٤, ed. Sina Ak í in, Istanbul ١٩٩٠;
(٣٤) Yuriy A í atoviµ Petrosyan, Sovyet Gخzدyle Jخntدrkler , tr. Mazlum Beyhan and Ay í e Hac â hasanog § lu, Istanbul ١٩٧٧;
(٣٥) Muh ¤ ammad Amin Rasulzada, "Pan-Turanizm Haqqinda", Azarbaycan Jurnali , VII (١٩٩١);
(٣٦) Philip Robins, "Between sentiment and self-interest: Turkey's policy toward Azerbaijan and the Central Asian states", The Middle East journal , vol. ٤٧, no. ٤ (Autumn ١٩٩٣);
(٣٧) Enver Behnan ì apolyo, Ziya Gخkalp: I ttihad i Terakki ve Me í rutiyet Tarihi , Istanbul ١٩٧٤;
(٣٨) SSCB Bilimler Akademisi, Ekim Devrimi Sonras i Tدrkiye Tarihi , tr. A. Hasanog § lu, Istanbul ١٩٧٠;
(٣٩) Tadeusz Swietochowski, Mدslدman Cemaatten Ulusal Kimlig § e: Russ Azerbaycan i ١٩٠٥-١٩٢٠ , tr. Nuray Mert, Istanbul ١٩٨٨;
(٤٠) Ahmet Temir, Yusuf Akµura , Ankara ١٩٨٧;
(٤١) Tar â k Zafer Tunaya, Tدrkiye'de Siyasal Partiler , Istanbul ١٩٨٨;
(٤٢) I smay â l V liyev and Cavid Hدseynov, Az rbaycan i n Siyasi Partiyalar i v I ctimai T í kilatlar i , Baku ١٩٩٥.
/ رحیم رئیس نیا /