دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٢
باغْنُوی شیرازی (ملاحبیب اللّه معروف به ملامیرزاجان ) ، از علمای ایرانی در قرن دهم هجری ، متبحّر در علوم عقلی . باغنوی (که برخی از مؤلفان ، از جمله حاجی خلیفه ، ذیل «رسالة فی اثبات الواجب » اشتباهاً «باغندی » ضبط کرده اند) منسوب است به باغِ نو، محله ای در شیراز که نام آن بارها در شدّالازار و شیرازنامه آمده است .
به گفتة شیخ ابوالقاسم قاسمی کازرونی ، مؤلفِ سُلَّم السَموات ، که قدیمیترین شرح حال او را نوشته است ، ملامیرزاجان نزد جمال الدین محمود شیرازی ، که افضلِ شاگردان غیاث الدین منصور دشتکی * شیرازی و نیز از شاگردان پدرش امیر صدرالدین محمد بوده ، تلمّذ کرده است . (فسائی ، ج ٢، ص ٤٦ـ٤٧، به نقل قاسمی کازرونی ؛ اسکندرمنشی ، ص ١١٩؛ در متن چاپی عالم آرای عباسی ، کمال الدین محمود به جای جمال الدین محمود آمده و گفته شده که او شاگرد بیواسطة جلال الدین محمد دوانی بوده است ). عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، که شرح حال باغنوی را به قسم دوم کتاب خود (قسمت چاپ نشدة مخصوص علمای اهل سنت ) واگذاشته است ، در شرح حال ملاعبداللّه بن شهاب الدین حسین یزدی شهابادی می گوید که او با ملااحمداردبیلی * (مقدّس اردبیلی ) و مولی میرزاجان باغنوی نزد جمال الدین محمود، شاگرد علامة دوانی * ، علوم عقلیّه می خواندند (افندی اصفهانی ، ج ٣، ص ١٩١). همین مطلب را خوانساری (ج ١، ص ٨٢) در شرح حال مقدّس اردبیلی نوشته و افزوده است که مقدّس اردبیلی و ملامیرزاجان همسایه بوده اند. اما اینکه در ضمن شرح حال ملامیرزاجان (ج ٣، ص ١٢) او را معاصر جلال الدین دوانی می داند اشتباه است ، زیرا تاریخ مرگ دوانی ٩٠٨ است و باغنوی در دهة آخر قرن دهم درگذشته است .
باغنوی ، با اینکه سنی مذهب («اشعری شافعی »، خوانساری ، ج ٣، ص ١٢) بود، به گفتة اسکندربیگ منشی ، در زمان شاه طهماسب (حک : ٩٣٠ـ٩٨٤) «در خطة شیراز بر مسند تدریس تمکّن داشت » و بیشتر شاگردان او به مقام مدرّسی رسیدند. در زمان شاه اسماعیل دوم (حک : ٩٨٤ـ٩٨٥)، نزد او به قزوین رفت و در ظلّ حمایت شاه صفوی ، که خود مظنون به تسنّن بود، از اظهار مذهب خود ابایی نداشت . بدین جهت ، پس از مرگ اسماعیل دوم نتوانست در ایران بماند و به جانب ماوراءالنهر و هندوستان رفت و در آن دیار درگذشت (ص ١١٩). اسماعیل دوم در ١٣ رمضان ٩٨٥ درگذشت و باغنوی ، به گفتة قاسمی کازرونی در ٩٨٨ در لار بوده و می خواسته از آنجا به هندوستان برود (ص ١٢٨)، بنابراین پس از مرگ اسماعیل دوم سه سال در ایران مانده و آنگاه به هندوستان و از آنجا به ماوراءالنهر سفر کرده است .
وفات ملامیرزاجان در ٩٩٥ (همانجا؛ قمی ، ج ٢، ص ١٠٧٢، ذیل اختلافات نسخة برلین با نسخة اصلی ) یا ٩٩٤ (حاجی خلیفه ، ج ١، ص ٨٤٢)، در ماه رجب (همانجا) در بخارا (قمی ، همانجا) اتفاق افتاده است . چون قاضی احمد قمی * عمر او را هنگام مرگ متجاوز از شصت سال می داند، تولد او باید در حدود ٩٣٠ باشد.
نوشته های باغنوی ، بر طبق معمول فضلای آن عصر، بیشتر در تحشیه و تعلیق کتب متقدّمان است . تألیفات او را قمی در حدود دوازده جلد گفته است که بعضی را در ایران و بعضی را در ماوراءالنهر نوشته است . از جملة تألیفات او در ایران است : حاشیه بر «اثبات واجب » جلال الدین دوانی که آن را در نیمة ذیحجة ٩٨٣ نوشته است (این کتاب که ، آغاز آن در کشف الظنون ضبط شده است ، حاشیه بر رسالة قدیمة «اثبات واجب » دوانی است ، نه آنچنانکه قاضی احمد گفته است ، بر رسالة جدیدة او)، حاشیه بر حاشیة خطائی ، حاشیه بر حاشیة مطالع ، حاشیه بر حاشیة تصدیقات مطالع ، حاشیه بر شرح حکمة العین ، حاشیه بر حاشیة قدیم علامة دوانی (نوشتة مولانا حنیفی ). از جملة تألیفات او در ماوراءالنهر است : حاشیة مطول ، حاشیة شرح مواقف ، حاشیه بر مبحث «حال » شرح جامی بر کافیه . حاجی خلیفه کتابی به نام اُنموذج الفنون را به او نسبت می دهد. خوانساری (ج ٣، ص ١٢) کتاب الردود و النقود را نیز تألیف او می داند، در صورتی که این کتاب شرح امام اکمل الدین محمدبن محمود البابُرتی * (متوفی ٧٨٦) بر مختصرالاصول ِ عضدی است .باغنوی حاشیه ای بر شرح مختصر ِ عضدی دارد که حاجی خلیفه آن را ذیل «منتهی السئول » نقل کرده و از آن دو نسخه (به ش ٦٨٥ و ٦٨٦) در کتابخانة مدرسة «سپهسالار جدید» موجود است . در حواشی شرح تجرید قوشچی (چاپ سنگی تهران ) بعضی حواشی از ملامیرزاجان چاپ شده که ظاهراً همان است که حاجی خلیفه ذیل «تجریدالکلام » آورده و گفته است که «از جملة حواشی بر شرح جدید و حاشیة قدیمه ، حاشیة محقق ملامیرزاجان شیرازی است که قبول افتاده است و میان طلاب دست بدست می گردد و تا مباحث جواهر و اَعراض است ».
حاج ملاهادی سبزواری در شرح منظومة حکمتِ خود (ص ٢٠٦ـ٢٠٧) در فصل «طبیعیات » مطلبی از باغنوی در ردّ بر دوانی دربارة فرق تقسیم عقلی و تقسیم وهمی دارد.
منابع :
(١) اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، چاپ سنگی تهران ١٣١٤، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢) عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و فیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠١؛
(٣) معین الدین جنیدبن محمود جنید شیرازی ، شدّ الازار فی حط الاوزار عن زوار المزار ، چاپ محمد قزوینی و عباس اقبال ، تهران ١٣٢٨ ش ؛
(٤) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه ، کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٥) ضیاءالدین حدائق شیرازی ، فهرست کتابخانة مدرسة سپهسالار ، تهران ١٣١٣ـ١٣١٨ ش ، ج ١؛
(٦) محمدباقربن زین العابدین خوانساری ، روضات الجنات ، چاپ اسداللّه اسماعیلیان ، قم ١٣٩٠ـ١٣٩٢؛
(٧) احمدبن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ؛
(٨) تهران ١٣١٠ ش ؛
(٩) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح منظومه ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٨؛
(١٠) حسن بن حسن فسائی ، تاریخ فارسنامة ناصری ، چاپ سنگی تهران ١٣١٣؛
(١١) ابوالقاسم بن ابی حامد قاسمی کازرونی ، سلم السموات ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(١٢) احمدبن حسین قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ ش ؛
(١٣) علاءالدین علی بن محمد قوشچی ، شرح تجرید العقائد ، چاپ سنگی تهران ١٢٨٥.
/ عباس زریاب /