دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٠٢
پاریس ، معاهده (١) ، پیمان صلح سال ١٢٧٢/١٨٥٦ بین دولتهای فرانسه ، بریتانیای کبیر، عثمانی ، اتریش ، پروس و ساردنی ، و دولت روسیه پس از جنگ کریمه . در پی ضعف حکومت عثمانی در قرن سیزدهم / نوزدهم ، دولت روسیه که از مدتها پیش چشم طمع به متصرفات عثمانی در بالکان دوخته بود و در فکر تسلط بر تنگه های دریای سیاه و دریای مدیترانه بود، سیاست توسعه طلبی خود را آغاز کرد. روسیه که از کنگرة وین ناراضی بود و در پیشبرد سیاست اتحاد با بریتانیا، برضد عثمانی ، موفقیتی حاصل نکرده بود، با دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی در بالکان زمینة جنگ را فراهم آورد. از سوی دیگر، بریتانیا و فرانسه با ازدیاد قدرت روسیه و تسلط آن بر دریای مدیترانه مخالف بودند و برای حفظ توازن قوا که نتیجة کنگرة وین بود، می کوشیدند. بعلاوه ، فرانسه به رهبری ناپلئون سوم بی میل نبود که با وارد شدن در جنگ با روسیه ، ضمن تثبیت جایگاه متزلزل خود و تغییر افکار عمومی از سیاست داخلی به امور خارجی و نیز جبران شکست ناپلئون
در روسیه ، اقتدار و اعتبار از دست رفتة خود را احیا کند (نقیب زاده ، ص ٢٣ـ٢٧، ٤٣ـ٤٤؛ فلسفی ، ص ١٥٨ـ١٥٩؛ دولتشاهی ، ص ٢٦٨؛ آمریکانا ، ذیل "Crimean War" ). فرانسه همچنین در پی اعادة نقش خود به عنوان حامی و مدافع کاتولیکها در جهان بود (نقیب زاده ، ص ٤٤) و ازینرو میان فرانسه و روسیه رقابتی در حمایت از اتباع مسیحی بیت المقدس شکل گرفت . در این میان فرانسه از کلیسای لاتین و روسیه از کلیسای یونانی یا ارتدوکس حمایت می کردند. این رقابت به کسب امتیازات بیشتر برای فرانسه انجامید و روسیه به بهانة حمایت از مسیحیان ارتدوکس ، دولت عثمانی را تحت فشار قرار داد و خواستار اعطای حق حمایت از تمامی مسیحیان یونانی یا ارتدوکس قلمرو عثمانی شد. اما دولت عثمانی ، ضمن آگاه ساختن سفرای بریتانیا و فرانسه و اطمینان از حمایت آن دو دولت ، این خواسته را رد کرد (لین پول ، ص ٣٥٥؛ آمریکانا ، همانجا؛ فلسفی ، ص ١٥٩؛ نیز رجوع کنید به تاریخ فرانسه ، ج ٢، ص ٣٢٩). در پی این پاسخ ، دولت روسیه که از حمایت دول فرانسه و بریتانیا از عثمانی آگاه نبود، ایالتهای دست نشاندة عثمانی ، مولداوی و والاکیا، را تصرف کرد. ترکها در محرم ١٢٧٠/اکتبر ١٨٥٣ به روسیه اعلان جنگ دادند و بریتانیا و فرانسه نیز با سلطان عثمانی متحد و وارد جنگ با روسیه شدند. پس از چندی دولت ساردنی نیز به آنها پیوست و متحدین در عوض مساعدت خود به دولت عثمانی ، خواستار اصلاح امورداخلی و لغوامتیازات مذهبی شدند. اتریش و پروس نیز بعدها به متحدین پیوستند (فلسفی ، همانجا؛ شاو، ج ٢، ص ١٣٨ـ ١٣٩؛ آمریکانا ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به تاریخ فرانسه ، همانجا).
جنگ متحدین با روسیه تا ١٢٧٢/١٨٥٦ طول کشید. میدان جنگ که ابتدا در سرزمین بلغارستان و سواحل رود دانوب بود، از محرم ١٢٧١/سپتامبر ١٨٥٤ به شبه جزیرة کریمه انتقال یافت و به همین دلیل به جنگ کریمه مشهور شد. در این جنگ حدود دویست هزار تن از سپاهیان روس ، و صدهزارتن از متحدین کشته شدند. با مرگ نیکلای اول و فتح قلعة سواستوپول به دست متحدین ، روسیه توان پایداری خود را از دست داد و الکساندر دوم ، تزار جدید روسیه ، بناچار درخواست صلح کرد. در فاصلة فوریه تا مارس ١٨٥٦ نمایندگان دولتهای فرانسه ، انگلیس ، ساردنی ، عثمانی ، روسیه ، اتریش و پروس ، در کنگره ای در پاریس معاهده ای امضا کردند که به معاهدة پاریس معروف شد. در این کنگره ناپلئون سوم ، پادشاه فرانسه و فاتح اصلی جنگ ، کوشید تا در مرزهای اروپا تجدیدنظر کلی صورت گیرد، اما بریتانیا و اتریش مانع از این امر شدند (فلسفی ، ص ١٥٩ـ١٦٠؛ تدین و احمدی ، ج ١، ص ٣٤٩ـ٣٥٠).
به موجب معاهدة پاریس و به سبب اصرار دولت اتریش که قصد داشت روسیه را از رود دانوب دور سازد، ایالت بسارابی را که روسیه از عثمانی گرفته بود بازپس گرفتند و ضمن ضمیمه کردن آن به مولداوی و والاکیا به آن استقلال داخلی دادند. این سه ایالت در ١٢٧٨/١٨٦٢ دولت رومانی را تشکیل دادند. همچنین رودخانة دانوب باز شد و نظارت بر حمل ونقل بر روی آن نیز به هیئتی بین المللی سپرده شد. معاهده ، ضمن ارائة تعریفی از حقوق دولتها و مناطق بیطرف در جنگ ، دریای سیاه را دریای بیطرف اعلام کرد و دولت روسیه و عثمانی را از داشتن قلاع جنگی در آن دریا و سواحل آن محروم کرد. همچنین دولتهای بزرگ اروپا ضمن تضمین استقلال و تمامیت ارضی دولت عثمانی ، بر حمایت از اتباع مسیحی قلمرو عثمانی که سلطان با صدور فرمان معروف به «خط همایون » مساوات آنان را با اتباع دیگر مقرر داشته بود، تأکید کردند. براساس این معاهده ، دولت عثمانی قارص را از روسیه پس گرفت (فلسفی ، ص ١٦٠ـ١٦٢؛ آمریکانا ، همانجا؛ لین پول ،ص ٣٥٨ـ٣٥٩). بدین ترتیب ، روسیه امتیازاتی را که به موجب معاهدات سابق در شبه جزیرة بالکان کسب کرده بود از دست داد و راه نفوذش به دریای مدیترانه مسدود شد. اتریش نیز با تحمل مخارج سنگین در جنگ دچار افول و ضعف بیشتری شد و ناپلئون مرد قدرتمند اروپا شناخته شد. از طرف دیگر، فشار مالی بر دولت عثمانی به اخذ وامهای خارجی با بهره های سنگین منجر شد که این دولت را تا پایان قرن با مشکلات اقتصادی و عدم توانایی در بازپرداخت وامها روبرو ساخت . همچنین ، ورود و اسکان هزاران پناهندة اروپایی از مجارستان و لهستان و حضور سربازان بیگانه باعث آشنایی بیشتر اتباع عثمانی با آداب اروپاییان و پیشبرد برنامه های تنظیمات * در دوره های بعدی شد (نقیب زاده ، ص ٤٤؛ فلسفی ، ص ١٦٢؛ شاو، ج ٢، ص ١٤١؛ نیز رجوع کنید به تاریخ فرانسه ، ج ٢، ص ٣٢٩ـ٣٣٠).
تدابیری که دول اروپایی در معاهدة پاریس برای کوتاه کردن دست روسیه از ممالک بالکان اتخاذ کردند آن دولت را از مقاصد خویش بازنداشت و از ١٨٧٠ و در پی شکست فرانسه از دولت پروس ، روسیه دوباره متوجه ممالک بالکان شد. نخست بیطرفی دریای سیاه را در کنفرانس لندن (فوریة ١٨٧١) لغو کرد و سپس به تحریک مسیحیان بالکان به ایجاد شورش در آن منطقه پرداخت . بعلاوه ، اوضاع داخلی عثمانی چنان بود که هیچ تدبیری مانع تجزیة آن کشور نمی شد. چنانکه از ١٢٧٢/١٨٥٦ تا ١٣١٨/١٩٠٠ ایالتهای مولداوی ، والاکیا، صربستان و بلغارستان از عثمانی مجزا شدند و کشورهای مستقلی تشکیل دادند و بوسنی و هرزگوین نیز به دست اتریش افتاد (فلسفی ، همانجا).
موضع ایران در جنگ کریمه . در آستانة این جنگ دولت روسیه به دولت ایران پیشنهاد کرد که در قبال اتحاد نظامی با روسیه ، اراضی مورد ادعای خود را از عثمانی بازپس گیرد. اما دولت ایران با رد این پیشنهاد تنها حاضر شد در ٥ محرم ١٢٧١/٢٨ سپتامبر ١٨٥٤ عهدنامه ای مبنی بر بیطرفی و عدم مداخله در جنگ کریمه امضا کند و در عوض ، دولت روسیه نیز از مطالبة نیم میلیون تومان آخرین قسمت غرامت عهدنامة ترکمان چای * صرف نظر کند. بریتانیا ضمن مخالفت شدید بااین قرارداد، خواستار اتحاد با ایران شد. دولت ایران نیز پذیرش این خواسته را منوط به استرداد ایالات قفقاز، در صورت پیروزی انگلیس ، کرد. مذاکره و مکاتبه بین دو دولت در این خصوص ادامه داشت ، اما پس از اتمام جنگ ، انگلستان اعلام کرد که حاضر به پذیرش شرایط پیشنهادی ایران نیست . بدین ترتیب علی رغم عدم شرکت ایران در این جنگ ، روابط ایران با روسیه و انگلیس تیره شد (دولتشاهی ، ص ٢٦٩ـ٢٧٥؛ مهدوی ، ص ٢٧٠ـ٢٧١؛ محمود، ج ٢، ص ٥٠٧ ـ ٥٠٨).
منابع :
(١) تاریخ فرانسه ، ویراستة آ. مانفرد، ترجمة فریدون شایان ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢) احمد تدین و شهین احمدی ، فرهنگ تاریخ ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٣) اسماعیل دولتشاهی ، «ایران و جنگ کریمه : ١٨٥٤ـ١٨٥٦»، سخن ، دورة ٤، ش ٣ (شهریور ١٣٤٢)؛
(٤) نصرالله فلسفی ، تاریخ قرن نوزدهم و معاصر ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٥) محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی ، ج ٢، تهران ( بی تا. ) ؛
(٦) عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ دوم جهانی ( ١٥٠٠ـ ١٩٤٥ )، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٧) احمد نقیب زاده ، تحولات روابط بین الملل ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٨) Encyclopedia Americana , Danbury ١٩٨٤, s.v. "Crimean War" (by Charles Petrie);
(٩) Stanley Lane-Poole, Turkey , London ١٩٨٦;
(١٠) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman Empire and modern Turkey, Cambridge ١٩٨٥.
/ محمدکاظم آسایش طلب طوسی /