دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٥٧
باغستانی ، عمر ، از مشایخ صوفیان ماوراءالنهر در قرن هفتم . وی از ده باغستان از کوهپایه های تاشکند بود. گفته اند که نسبش به شانزده واسطه به عبداللّه بن عمر می رسد (کاشفی ، ج ٢، ص ٣٦٨). سلسلة نسب طریقتی او به شیخ صلاح الدین حسن بلغاری (رجوع کنید به بلغاری * نخجوانی ) می پیوندد. در مدت سه سال اقامت صلاح الدین بلغاری در بخارا، ظاهراً در حدود ٦٤٤ـ٦٤٦، در خدمت او بود و از کبار اصحاب او به شمار می رفت (همان ،ج ٢، ص ٣٦٩).
شیخ عمر باغستانی سالها در ترکستان به ارشاد اشتغال داشت و، پس از او فرزند و نوه اش عهده دار این امر شدند. پسرش ، خاوند طَهور (متوفی ٧٥٥)، که علاوه بر افاضات پدر از تعالیم شیخی ترک از طریقة یسوی به نام تنگوزشیخ بهره یافته بود، تألیفاتی در تصوف داشته و شعر نیز می سروده و ابیاتی از او را فخرالدین کاشفی نقل کرده است (ج ٢، ص ٣٧٠، ٣٧٣). شیخ داوود (٧٤٨ـ٨٢٣)، فرزند خاوند طهور، از مصاحبان خواجه محمد پارسابخاری نقشبندی (متوفی ٨٢٢)، جدّ مادری خواجه عبیداللّه احرار نقشبندی (٨٠٦ـ٨٩٥) بوده است (همان ، ج ٢، ص ٣٧٣ـ٣٧٤).
شیخ عمر باغستانی و اخلاف او در ترویج تعالیم اسلامی و عرفانی در ترکستان نقش مهمی داشته اند. روش طریقتی آنان تأکید بر متابعت از شریعت و سنت و دوری از بدعت بود. وی حتی در ترویج تعالیم اسلامی در میان مغولان کافر جدیت داشت و گویند که یکی از خانان مغول ، تحت تأثیر سخن او خوردن گوشت خوک را ترک کرد (نیشابوری ، ص ٢٧). از تعالیم و سخنان عمر باغستانی ، که قسمتهایی از آنها در آثار صوفیه منقول است ، برمی آید که او شریعت و سنت را اصل و هدف می شمرده و بسیاری از آداب صوری متصوفه و علمای ظاهری را صورت و وسیله می دانسته است . یکی از گفته های او به فرزندش این است که «ملا مشو، شیخ مشو، صوفی مشو؛ مسلمان شو» ( کاشفی ، ج ٢، ص ٣٠٧؛ نیشابوری ، ص ٨٢). همین تأکید عمر باغستانی بر شریعت و سنت ، که با اصول طریقة نقشبندیه * وفق دارد، سبب شده است که مشایخ قدیم نقشبندیه ، تعالیم و شیوة طریقتی او را بپسندند و ترویج کنند. شیخ بهاءالدین نقشبند (٧١٧ـ٧٩١) روش طریقتی عمر باغستانی را، که در عین جذبه از متابعت شریعت و سنت دور نبود، می ستود (کاشفی ، ج ٢، ص ٣٦٩). عبیداللّه احرار نیز، که پدرانش از مریدان مشایخ باغستانی بودند، بر تعالیم عمر باغستانی و اخلافش تکیه و تأکید می کرد و از ارواح آنان استمداد می جست (نیشابوری ، ص ٦٠، ١٣١؛ کاشفی ، ص ٢٠١).
منابع :
(١) محمدعالم صدیقی علوی ، لمحات من نفحات القدس ، لاهور ١٣٦٥ ش ؛
(٢) محمدکاظم قلندر علوی ، مقالات صوفیه ، لکهنو ١٣٠١؛
(٣) علی بن حسین کاشفی ، رشحات عین الحیات ، چاپ علی اصغر معینیان ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٤) میرعبدالاول نیشابوری ، ملفوظات خواجة احرار ، نسخة خطی کتابخانة گنج بخش اسلام آباد، ش ٥٨٦٦.
/ احمد طاهری عراقی /