دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٥٤٥
بیهق ، آبادی ، ناحیه ، و ولایتی قدیمی در نیشابور (اَبَرشهر)، امروزه دهستانی در شهرستان سبزوار. بیهق به دلیل قرار داشتن بر سر راه اصلی ری ـ نیشابور (ابن رسته ، ص ١٦٩ـ١٧١؛ ابن خرداذبه ، ص ٢٢ـ٢٤)، و برخاستن اشخاص نامداری از آن ، و از آنجا که از مراکز تشیع در ایران بوده (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٨٠٤)، طی قرنها اهمیت داشته است .
مؤلّف تاریخ بیهق در تبیین نام بیهق به نقل چند نظر پرداخته ، از جمله اینکه برخی آن را به معنای «بهترین ناحیة » نیشابور، و برخی برگرفته از نام شخصی موسوم به بیهه دانسته اند که به روزگار بهمن الملک دیه بیهه را بنا کرد و آثار و حصار آن تا زمان مؤلف (قرن ششم ) باقی بوده است (علی بیهقی ، ص ٣٣). درستی این تبیین محل تردید است ولی جغرافیانویسان و مؤلفان بعدی عموماً نظر اول را پذیرفته و در آثار خود ذکر کرده اند (از جمله یاقوت حموی ، همانجا؛ حافظ ابرو، ص ٥٠؛ و از مؤلفان معاصر رجوع کنید به توماشک ، ص ٦٣٦).
گرچه بیهق در منطقة قدیمی اَبَرشهر قرار داشته که حداقل از زمان پارتیان آباد بوده ( رجوع کنید به مارکوارت ، ص ١٥٠)، دربارة سابقة پیش از اسلام آن به طور مشخص اطلاعی در دست نیست . در روایتی حافظ ابرو (همانجا)، بنای قلعة خسروگرد را (که به روزگار وی قریه ای از قرای بیهق بوده ) به کیخسرو منسوب می کند.
وسعت و حدود بیهق در طول تاریخ متغیر بوده است . در اوایل قرن سوم در زمان عبدالله بن طاهر (٢١٣ـ٢٣٠)، ناحیة بیهق مشتمل بر دوازده قسمت (ربع ) بود: اعلی الرستاق (شامل آبادی بیهق )، قصبة سبزوار، طبس ، زمیج ، خواشد و وریان ، خسروجرد، باشتین ، دیوره ، کاه ، مزینان ، فریومد، پشاکوه (علی بیهقی ، ص ٣٤ـ ٣٩). در آن زمان بیهق شامل ٣٩٥ روستا بود که از آن میان ، ٣٢١ روستا خراجی بالغ بر ٧٩٦ ، ١٧٨ درهم و ٧٤ روستا مبلغ ٨٠٠ ، ٥٧ درهم عشریه (مالیات ) می پرداختند (همان ، ص ٣٤). در قرن هفتم تعداد روستاها به ٣٢١ (یاقوت حموی ، همانجا)، و در قرن هشتم به حدود چهل روستا (حمدالله مستوفی ، ص ١٥٠) کاهش یافت ، و قصبة (مرکز) آن خسروجرد بود (ابوالفداء، ص ٤٤٢). در آن زمان آب و هوای بیهق معتدل و بازارهای آن فراخ و محصولش غله و اندکی میوه بوده است (حمدالله مستوفی ، ص ١٤٩ـ١٥٠). در ٤٤٤ در بیهق زلزلة سختی روی داد که بر اثر آن خرابی بسیار به بار آمد (علی بیهقی ، ص ٥٢). در ٤٦٤ باروی شهر به دستور خواجه نظام الملک (وزیر سلجوقیان ) تجدید بنا و در ٤٩٠ بار دیگر به فرمان ارسلان ارغون بن آلب ارسلان ویران شد (همان ، ص ٥٣).
ظاهراً نخستین بار حمدالله مستوفی در قرن هشتم بیهق را به عنوان ولایت ضبط کرده است (ص ١٤٩). در همین قرن سربداران ضرب سکه های مستقل را در سبزوار آغاز کردند (اسمیت ، ص ٧٥).
قدیمترین روایت تاریخی در مورد بیهق ، توقف یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی ، در سال ٢٨، در آنجاست (علی بیهقی ، ص ٢٦). بیهق در ٣٠ یا ٣١ به دست مسلمانان فتح شد (بلاذری ، ص ٤٠٣ـ ٤٠٤؛ طبری ، ج ٤، ص ٣٠٢؛ ابن اثیر، ج ٣، ص ١٢٤؛ علی بیهقی ، ص ٢٥ـ٢٦).
در قرن سوم ، با مهاجرت تعداد زیادی از سادات علوی که از طرف مادری با طاهریان خویشی داشتند، خاندان سادات بیهق شکل گرفت (علی بیهقی ، ص ٥٤ ـ٥٦) و بیهق را تبدیل به یکی از مراکز تشیع نمود، چنانکه عبدالجلیل قزوینی در قرن ششم سبزوار را از شهرهای شیعی ضبط کرده (ص ٢٠٢) و در قرون بعدی نیز چنین بوده است ( رجوع کنید بهحمدالله مستوفی ، ص ١٥٠؛ حافظ ابرو؛ یاقوت حموی ، همانجاها). در عین حال ، علمای بسیاری ، عمدتاً شافعی ، بدانجا منسوب اند (اسنوی ، ج ١، ص ٩٩، ١١٧، ١٢٠؛ و ادامة مقاله ).
بیهق از درگیریهای مذهبی که در خراسان رخ می داد، برکنار نماند. در شورش خوارج در ٢١٣، به رهبری حمزة بن آذرک ، در قسمتهای مختلف بیهق ، از جمله شِشْتَمَد و سبزوار، تعداد زیادی از مردم کشته شدند و ویرانی بسیار به بار آمد (علی بیهقی ، ص ٤٤ـ ٤٥). نیز در ٤٨٩، در جنگ میان اهالی بیهق با کرّامیان ، آسیب زیادی به مردم این ناحیه وارد آمد (همان ، ص ٢٦٩). از اواخر قرن پنجم بیهق صحنة تاخت و تاز اسماعیلیان نزاری شد (ابن اثیر، ج ١٠، ص ٣٩٢). در ٥٢٠، سلطان سنجر سپاهی برای سرکوبی اسماعیلیان به بیهق فرستاد (همان ، ج ١٠، ص ٦٣١). در قرن ششم در جنگهای میان سلجوقیان با غزان نیز بیهق بارها مورد هجوم و خرابی واقع شد (همان ، ج ١١، ص ٨٨،٢٣٢؛ علی بیهقی ، ص ٢٧١ـ٢٧٢). در هنگام حملة مغول ، بیهق نیز چون دیگر قصبات و شهرهای خراسان ویران شد (جوینی ، ج ١، ص ١١٨؛ وصّاف حضره ، ص ٣٢٣). ولایت بیهق در نیمة قرن هشتم در قلمرو دولت سربداران بود. با استمداد آخرین امیر سربداری ، علی مؤید (٧٦٦ـ ٧٨٨)، از امیرتیمور، این ولایت نیز به قلمرو تیمور منضم گشت ؛ تا اینکه در شورش ٧٨٥ شهر سبزوار مورد ویرانی و کشتار هولناک تیمور واقع شد (پطروشفسکی ، ص ٩٣، ٩٥ـ٩٦؛ میرخواند، قسم ٦، ص ١٠٣٧، ١٠٤٠؛ نیز رجوع کنید به سبزوار * ).
در دورة صفویه ، شهر سبزوار، شهر بزرگ و مهم ناحیة بیهق ، بازسازی و مرمت شد و رونق فراوان یافت ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «سبزوار»)، و ظاهراً از این دوره است که نام سبزوار به ناحیة قدیمی بیهق اطلاق شد ( رجوع کنید به سبزوار * ).
از علما و ادبای بیهق ، ابوالحسن محمدبن شعیب بیهقی (متوفی ٣٢٤) فقیه و مفتی شافعی ؛ ابوبکر احمدبن حسین بیهقی (٣٨٤ـ ٤٥٨) فقیه شافعی ؛ ابوعبداللّه محمدبن یحیی (مقتول حدود ٤٣٢)، فقیه امامی ، جدّ مادریِ ابن شجری ؛ ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی (٣٨٥ـ٤٧٠)، مورخ و مؤلف تاریخ بیهقی ؛ احمدبن علی بیهقی معروف به بوجعفرک (٤٧٠ـ ٥٤٤) لغوی و مؤلف تاج المصادر ؛ و ابوالحسن (ظهیرالدین ) علی بیهقی معروف به ابن فندق (٤٩٣ـ٥٦٥) مؤلف کتاب تاریخ بیهق ، که جزئیات بسیاری را دربارة تاریخ بیهق ثبت کرده است ، شایان ذکرند (آقابزرگ طهرانی ، طبقات :النابس ، ص ٣٨، الثقات العیون ، ص ٣٦، الانوار الساطعة ، ص ١٦٦ـ١٦٧؛ سمعانی ، ج ١، ص ٤٣٨ـ٤٣٩؛ برای فهرست مفصل رجوع کنید به علی بیهقی ، جاهای متعدد).
آثار باقیمانده از دوران رونق بیهق ، هم اکنون در سبزوار و آبادیهایی که قبلاً در قلمرو بیهق بوده اند وجود دارد ( رجوع کنید به محمود بیهقی ، جاهای متعدد؛ جغرافیای کامل ایران ، ج ١،ص ٦٢٨).
امروزه ، بیهق نام دهستانی است به مرکزیت ششتمد در بخش ششتمد از شهرستان سبزوار.
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، طبقات اعلام الشیعة : النابس فی القرن الخامس : چاپ علی نقی منزوی ، بیروت ١٣٩١/١٩٧١؛
(٢) همان : الثقات العیون فی سادس القرون ، چاپ علی نقی منزوی ، بیروت ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٣) همان : الانوار الساطعة فی المائة السابعةِ ، چاپ علی نقی منزوی ، بیروت ، ١٩٧٢؛
(٤) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ ١٤٠٢/ ١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٥) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٦) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفسیة ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ
(٧) رینود و دیسلان ، پاریس ١٨٤٠؛
(٨) جان مسن اسمیت ، خروج و عروج سربداران ، ترجمة یعقوب آژند، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٩) عبدالرحیم بن حسن اسنوی ، طبقات الشافعیة ، چاپ کمال یوسف حوت ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(١٠) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١١) احمدبن یحیی بلاذری ، کتاب فتوح البلدان ، چاپ دخویه ، در الجغرافیا الاسلامیة ، ج ٤٢، فرانکفورت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(١٢) علی بن زید بیهقی ، تاریخ بیهق ، چاپ احمد بهمنیار، تهران ١٣٤٥ ش ، چاپ افست تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٣) محمود بیهقی ، سبزوار شهر دیرینه های پایدار ، مشهد ١٣٧٠ ش ؛
(١٤) ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی ، نهضت سربداران خراسان ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥١ ش ؛
جغرافیای کامل
(١٥) ایران ، تهران : سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، ١٣٦٦ ش ؛
(١٦) عطاملک بن محمد جوینی ، کتاب تاریخ جهانگشای ، چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، لیدن ١٩١١ـ١٩٣٧، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٧) عبدالله بن لطف الله حافظ ابرو، جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو ، چاپ غلامرضا ورهرام ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٨) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٩) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(٢٠) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالله عمر بارودی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢١) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم والملوک ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(٢٢) عبدالجلیل قزوینی ، نقض ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٢٣) ژوزف مارکوارت ، ایرانشهر: برمبنای جغرافیای موسی خورنی ، ترجمة مریم میراحمدی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٤) محمدبن خاوندشاه میرخواند، روضة الصفا ، تهذیب و تلخیص عباس زریاب ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٥) عبدالله بن فضل الله وصّاف حضره ، تحریر تاریخ وصّاف ، به قلم عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٢٦) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٧) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bayhaq" (by C. E. Bosworth);
(٢٨) Wilhelm Tomaschek, "Zur historischen Topographie von Persien", in Islamic geography, vol.٩٩, ed. Fuat Sezgin, Frankfurt ١٩٩٣.
/ وحید ریاحی /