دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٥٢٣
بیله سوار (در اصل پیلسوار) ، شهرستان و شهری در استان اردبیل .
١) شهرستان بیله سوار (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، ٥٨٤ ، ٥٩ تن )، در شمال شرقی استان اردبیل در مشرق دشتِ مغان * ، کنار مرز ایران و جمهوری آذربایجان ، قرار دارد ومشتمل است بر بخشهای مرکزی ، قشلاقْ دشت ، چهاردهستان و دوشهر جعفرآباد و بیله سوار. از شمال به شهرستان پارس آباد، از مشرق به مرز ایران و جمهوری آذربایجان ، از جنوب به شهرستان گِرمی و از مغرب به شهرستانهای پارس آباد
و گرمی محدود است . اراضی آن با چند چشمه و رود آبیاری می شود. مهمترین رود آن رودخانة موسمی بالهارود (یا بلغارچای ) به طول ١٦٨ کیلومتر است که از کوههای اوجارود در شهرستان گرمی سرچشمه می گیرد و پس از مشروب کردن زمینهای بیله سوار در جمهوری آذربایجان ( رجوع کنید بهادامة مقاله ) به دریاچة محمود چاله می ریزد. این رود در مسیر خود قسمتی از مرز ایران و جمهوری آذربایجان را تشکیل می دهد (کیهان ، ج ١، ص ٦٧؛ > واژه نامة توضیحی اسامی جغرافیایی آذربایجان شوروی < ، ص ٤٨).
از گیا، نباتات علوفه ای ، زبان گنجشک ، بادام وحشی ، افرا،گل گاوزبان ، شیرخشت ، شیرین بیان ، خاکشیر، آویشن ، گَوَن و کتیرا دارد و از زیا دارای روباه ، شغال ، خرگوش ، آهو، گرگ ، کفتار، کبک ، تیهو، قرقاول ، بلدرچین ، دُرنا، لک لک و مرغابی است . محصول عمده اش گندم ، جو، پنبه ، کنجد، بنشن ، چغندرقند، سویا و فرآورده های باغی است . گوسفند و بز و فرآورده های دامی آن صادر می شود. از صنایع دستی ، گلیم بافی آن مشهور است و صادر می شود (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤، ص ١٣). برخی از تیره های ایل سَون (شاهسَوَن ) در شهرستان بیله سوار قشلاق می کنند. این شهرستان ، با راه شوسه با اردبیل و گرمی ارتباط دارد. در ١٣١٦ ش ، بر طبق قانون تقسیمات کشور، بیله سوار مرکز ( بخش ) اوجارود - مغان در شهرستان اردبیل شد. در ١٣٢٩ ش ، دهستان مغان (مرکز آن بیله سوار) مشتمل بر ٥٧ ده جزو شهرستان مشکین شهر (خیاو) به شمار می آمد (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج ١، ص ٣٩٩)، در ١٣٣٠ ش ، دهستان بیله سوار جزو بخش گرمی از شهرستان اردبیل بود (رزم آرا، ج ٤، ص ١٠٤). در تقسیمات کشوری ، در ١٣٥٥ ش ، شهر بیله سوار مرکز بخش حومه و مرکز شهرستان مغان بود. در تیرماه ١٣٧٠ بیله سوار تبدیل به شهرستان شد و مرکز آن شهر بیله سوار تعیین گردید (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤، ص ١٢). جمعیت شهرنشین آن در سرشماری ١٣٧٥ ش ، ١١٦ ، ١٩ تن (حدود ٣٢% کل جمعیت ) و جمعیت روستانشین آن ٤٦٨ ، ٤٠ تن (حدود ٦٨% کل جمعیت ) بوده است . زبان اهالی ، ترکی آذربایجانی است . مردم آن شیعة اثناعشری ، و عده ای هم سنّی حنفی اند (همان ، ج ٤، ص ١٣).
٢) شهر بیله سوار (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٢٥٣ ، ١٣ تن )، در ١٩٨ کیلومتری شمال شهر اردبیل ، و ٥٦ کیلومتری شمال شرقی شهر گرمی قرار گرفته است . ارتفاع آن از سطح دریا هشتاد متر است . حداکثر دمای آن در تابستان ْ٢٥، حداقل آن در زمستان ْ٢-، و میانگین باران سالانة آن ٤٥٠ میلیمتر است . بیله سوار شهری مرزی است و به فاصله حدود یک کیلومتر در آن سوی مرز، در جمهوری آذربایجان ، شهر دیگری به همین نام وجود دارد.
پیشینه . بنابر سکّه هایی که در تپه های مختلف منطقة بیله سوار کشف شده ، قدمت این ناحیه به دوران اشکانی یا پیش از آن باز می گردد (همان ، ج ٤، ص ١٤). از گذشتة شهر پیش از اسلام ، حتی اوایل دورة اسلامی ، مأخذ مکتوبی سراغ نداریم . به نوشتة حمدالله مستوفی ، شهر را یکی از امیران آل بویه به نام پیله سوار (سوار بزرگ ) احداث کرده است (١٣٦٢ش ب ، ص ٩٠ـ٩١).
بیله سوار از دورة ایلخانیان اهمیت یافت و نام آن به لحاظ واقع بودن در دشت مغان که از مراکز قشلاقی ایلات مغول بود، در تاریخها ضبط شده است . در ٦٨٣، تِکودارخان (حک : ٦٨٠ـ ٦٨٣)، پسر هلاکوخان ، با لشکری هشتادهزارنفری (هشت «تومان ») از بیله سوار به جنگ ارغون ، چهارمین پادشاه ایلخانی ، رفت و در حوالی قزوین او را شکست داد (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٣٥ـ١١٣٦). در ٦٨٦، ارغون خان (حک : ٦٨٣ـ٦٩٠) وارد بیله سوار شد (همان ، ج ٢، ص ١١٦٣). سال بعد خبررسید که توقْتای برضد او با پنج هزار سوار از دربند گذشته و بازرگانان را غارت کرده است (همان ، ج ٢، ص ١١٦٤). ازینرو ارغون از بیله سوار به سوی شماخی حرکت کرد (همانجا).
در ٦٩٣ کیخاتو/ گیخاتو هنگام بازگشت از قشلاقِ اَران ،در بیله سوار «عرض لشکر داد» (از قشون خود سان دید؛ همان ، ج ٢، ص ١١٩٦). سال بعد، هنگام جنگ داخلی و شورش امرای خود در اَران ، به بیله سوار رفت و در آنجا با همراهان خود به قتل رسید (همان ، ج ٢، ص ١٢٠١؛ حمدالله مستوفی ، ١٣٦٢ش الف ، ص ٦٠١). در ٦٩٥، ارسلان اُغول که برغازان خان (حک : ٦٩٤ـ ٧٠٣) شوریده بود وارد بیله سوار شد، و از آنجا به اَران رفت و در نزدیکی بَیلَقان * از قشون غازان خان شکست خورد و به قتل رسید (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١٢٦٤ـ ١٢٦٥).
اول بهار همان سال ، غازان خان از بیله سوار به سوی تبریز حرکت کرد (همان ، ج ٢، ص ١٢٦٧).در ٦٩٧، غازان خان پس از به قتل رساندن صدرالدین زنجانی ، از بیله سوار به سوی تبریز «کوچ برکوچ » حرکت کرد (همان ، ج ٢، ص ١٢٨٥). در ٧٠١، غازان خان در بازگشت از قشلاق اَران وارد اردوی خود در بیله سوار شد و به شکار پرداخت (همان ، ج ٢، ص ١٣٠١ـ ١٣٠٢). در ٧٠٤، اولجایتو هنگام کوچ به ییلاق اوجان ، چندروزی در بیله سوار به سر برد (کاشانی ، ص ٤٤). در اوایل قرن هشتم ، بنابر گزارش حمدالله مستوفی ، بیله سوار جزو اقلیم پنجم بوده ، آب آن از رود باجَروان ( ظاهراً بالهارود ) تأمین می شده ، محصولش غله بوده و در زمان مؤلف ، به قدر دیهی بوده است (١٣٦٢ش ب ، همانجا). در ١٣٢٦، در دورة محمدعلی شاه قاجار (١٣٢٤ـ١٣٢٧) طایفه قوجه بیگلو/ بیکلو (از شاهسونها) در سرحد بیله سوار دوهزار سوار گرد آوردند و قشون روس به فرماندهی ماژور سنارسکی با شش هزار تن به سرحد بیله سوار گسیل شد. بنا به گفتة فرمانده روس ، اگرسپاه روس مجهز به توپخانه نبود، حریف دوهزار سوار شاهسونها نمی شد (هدایت ، ١٣٦٣ش ب ، ص ٢١١ـ٢١٣؛ همو، ١٣٦٣ش الف ، ص ٢٠٠). در ١٣٢٨ بین شهر تبریز و بیله سوار خطوط تلگراف برقرار بود (جمالزاده ، ص ١٨٠).
منابع :
(١) ایران . وزارت کشور، تقسیمات کشور شاهنشاهی ایران ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(٢) همو، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٣) ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، کتاب اسامی دهات کشور ، ج ١، تهران ١٣٢٩ش ؛
(٤) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٥) محمدعلی جمالزاده ، گنج شایگان ، یا، اوضاع اقتصادی ایران ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٦) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ش الف ؛
(٧) همو، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ش ب ؛
(٨) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٤: استان سوم و چهارم ( آذربایجان )، تهران ١٣٣٠ش ، ١٣٥٥ش ؛
(٩) رشیدالدین فضل الله ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(١٠) سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤: سالیان ـ بیله سوار ، تهران ١٣٧١ش ؛
(١١) عبدالله بن محمد کاشانی ، تاریخ اولجایتو ، چاپ مهین همبلی ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(١٢) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش ؛
(١٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(١٤) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ش الف ؛
(١٥) همو، گزارش ایران ، چاپ محمدعلی صوتی ، تهران ١٣٦٣ش ب ؛
(١٦) A ¦zarba ¦yja ¦n Respublika ¦s i غmumjogh ra ¦fi Ma ـ luma ¦t Kharitasi , Baku ١٩٩٢ (map);
(١٧) Tolkov ¦âSlovar Geograficheskikh Nazvanii Azerbayjansko ¦â, SSR , Baku ١٩٦٠.
/ خسرو خسروی /