دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٧
الباعِث ، از نامهای خداوند. در قرآن به همین صورت و با مشتقات ٦٧ بار آمده و در دعای جوشن کبیر (بند ٣٣)، که جامع اسماءاللّه است ، به صورت «یا باعثُ یا وارث » دیده می شود. از مادة «بَعْث » به معنای برانگیختن و معادل «إثارة » (برانگیختن زمین به قصد آباد کردن آن ) است : وَ أَثَارُوا اْلاَرْضَ وَ عَمَروُهَا (روم : ٩، و در زمین دگرگونی به وجود آوردند و باعث آبادانیش شدند). راغب اصفهانی (ذیل «بُعْثِرَ») احتمال می دهد که فعل رباعی «بُعْثِرَ»، مانند فعلهای هَلَّلَ و بَسْمَلَ که از لااله الاّاللّه و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ساخته شده اند، از دو فعل ثلاثی مجهول بُعِثَ و اُثیرَ ساخته شده و به معنی زنده شدن همراه با زیر و رو گردیدن است : وَ أِذاالْقُبورُ بُعْثِرَتْ (انفطار: ٤، آنگاه که قبرها زیر و زبر شوند)؛ اَفَلا یَعْلَمُ اِذا بُعْثِرَ ما فی القُبُورِ (عادیات : ٩، آیا نمی داند که چون آنچه در گورهاست زنده شود). معانی دیگر بعث در قرآن و سایر متون از این قرار است :
١) باز آفریدن ، دوباره زنده کردن . باعث با این معنی مترادف است با مُحیی ، مُعید، حاشر، ناشر، جامع النّاس لیوم القیامه و نظایر آن ، که همه بر قدرت خدا دلالت دارد؛ ٢) زنده کردن در برزخ و پیش از روز رستاخیز: یا باعثُ فی البرزخ (سبزواری ، ص ١٣٣، ای زنده کننده در برزخ )؛ ٣) زنده کردن در روز رستاخیز: وَ اَنَّ السَّاعَةَ اَتَیةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللّهَ یَبْعَثُ مَنْ فی الْقُبُورِ (حج : ٧، و به راستی در رستاخیز شکی نیست و خداوند تمام کسانی را که در قبرها آرمیده اند زنده می کند). ابن بابویه (ص ٢١٥)، زجاجی (ص ١٦٨)، غزالی (ص ١٣٣)، ابوحاتم رازی (جزء٢، ص ١١٨)، قشیری (ص ٦٨)، امام الحرمین (ص ٨٧)، فخر رازی (ص ٢٨٥) (به نقل از ژیماره ) و بیهقی (ص ١٠٧) نیز این معنی را بر سایر معانی مقدم دانسته اند؛ ٤) گرفتن دست افتادگان و برخیزاندن آنان : ... هو الذی یَبْعَثُ عبادَه عند السّقطه ، و یَبْعَثُهم بعدَ الصَرْعة (بیهقی ، ص ١٠٧، او بندگان را هنگام افتادن و بعد از زمین خوردن بلند می کند)؛ ٥) برگماشتن : اِنَّ اللّ'هَ قَدْ بَعَثَ لَکُم طالُوتَ مَلِکاً (بقره : ٢٤٧، خداوند طالوت را برای زمامداری شما برانگیخته است )؛ ٦) واداشتن : فَبَعَثَاللّهُ غُراباً یَبْحَثُ فِی الاَرضِ (مائده : ٣١، خداوند کلاغی را واداشت تا زمین را بکاود)؛ ٧) تحریک و تحریض : یَبْعَثُ الخواطرَ فی القلوب (قشیری ، ص ٦٨، خداوند افکار آدمی را برای کار نیک یا بد موجب می شود)؛ ٨) عروج دادن آدمی پس از هبوط (فخر رازی ، ٢٨٥)؛ ٩) فرستادن ، مبعوث کردن : و لَقَدْ بَعَثْنَا فی کُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً (نحل : ٣٦، ما برای هر امتی رسولی فرستادیم ). ابن فورک (ص ٥٤) و بغدادی (ص ١٢٤) این معنی را در درجة اول و ابوحاتم رازی (جزء ٢، ص ١١٨)، قشیری (گ ص ٤، ٢٢ پ )، امام الحرمین (ص ٨٧) و فخررازی (ص ٢٨٥) آن را در درجة دوم قرار داده اند. راغب اصفهانی ، بعث را (ذیل همین واژه ) فقط به معنای برانگیختن و فرستادن دانسته است ؛ ١٠) از خواب بیدار کردن : وِ هو الَّذی یَتَوَفّ'یکُم بالَّیْلِ وَ یَعلَمُ م'ا جَرَحْتُم بالنّه'ار ثُمَّ یَبْعَثُکُم فیهِ لیُقْضی ' اَجَلٌ مُسَمّی (انعام : ٦٠، اوست که در شب شما را قبض روح می کند و کردار روزتان را می داند. شما را در روز برمی انگیزاند تا موعد سرآید). علاوه بر اینها، بعث به معنای نصب حکمیت برای فیصله دادن به اختلاف زوجین (نساء: ٣٥)؛ و انبعاث به معنای همت گماردن و بر پا خاستن (شمس : ١٢) به کار رفته است . البته بیشتر این معانی در نفس کلمة برانگیختن ، که برابر بعث است ، وجود دارد و از آن دریافت می شود.
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
ابن بابویه ، التوحید ، چاپ هاشم حسینی
(٢) طهرانی ، ( تاریخ مقدمه ١٣٥٧ ش ) ؛
(٣) ابن فورک ، مجرد مقالات الاشعری ، چاپ دانیل ژیماره ، بیروت ١٩٨٧؛
(٤) احمدبن حمدان ابوحاتم رازی ، کتاب الزینة فی الکلمات الاسلامیة العربیة ، چاپ حسین بن فیض اللّه همدانی ، قاهره ١٩٥٧ـ ١٩٥٨؛
عبدالملک بن عبداللّه امام الحرمین ،
(٥) الارشاد ، چاپ لوسیانی ، پاریس ١٩٣٨؛
عبدالقاهربن طاهر بغدادی ،
(٦) کتاب اصول الدین ، استانبول ١٣٤٦/١٩٢٨؛
(٧) احمدبن حسین بیهقی ، کتاب الاسماء والصفات ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
دعای جوشن کبیر ، در کلیات مفاتیح الجنان ، با ترجمة فارسی ، تألیف عباس قمی ، تهران
(٨) ١٣٦٩ ش ؛
(٩) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن ، با تفسیر لغوی و ادبی قرآن از غلامرضا خسروی حسینی ، ج ١، تهران ( ١٣٦١ ش ) ؛
(١٠) عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی ، اشتقاق اسماءاللّه ، چاپ عبدالحسین مبارک ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١١) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح الاسماء الحسنی ؛
(١٢) محمدبن محمد غزالی ، المقصدالاسنی فی شرح معانی اسماءاللّه الحسنی ، چاپ فضله شماده ، بیروت ١٩٧١؛
(١٣) محمدبن عمر فخررازی ، شرح اسماءاللّه الحسنی المسمی لوامع البینات شرح اسماءاللّه تعالی والصفات ، چاپ طه عبدالرووف سعد، قاهره ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(١٤) عبدالکریم بن هوازن قشیری ، التحبیر فی التذکیر ، یا، شرح اسماءاللّه الحسنی ، نسخة خطی کتابخانة ملی فرانسه ، ش ٦٤٩٨؛
(١٥) همو، الفصول فی الاصول ، چاپ ریچارد فرانک ، در MIDEO ، ش ١٦ (١٩٨٣)؛
(١٦) Daniel Gimaret, Les noms divins en Islam , Paris ١٩٨٨.
/ محمدهادی معرفت /