دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٤٣
بیرجندی هادوی ، محمّدهادی ، فقیه و شاعر امامی قرن سیزدهم و چهاردهم . در ١٢٧٧ در بیرجند به دنیا آمد. نیاکان او اصفهانی بودند و پیش از فتنة محمود افغان (١١٣٥) و یا هنگام آن از اصفهان به بیرجند کوچیدند. پدرش ، ملاّ محمد حسین (متوفی ١٣٠٧) از شاگردان شیخ مرتضی انصاری (متوفی ١٢٨١) و از مشاهیر علما و زاهدان بیرجند به شمار رفته و صاحب تألیفاتی در فقه و اصول است (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٤، جزء١، قسم ٢، ص ٦٣٨؛ حبیب آبادی ، ج ٦، ص ٢١٣٧؛ مشار، ج ٦، ستون ٧٣٩؛آستان قدس رضوی . کتابخانه ، ج ٥، ص ٢٥٠). شیخ محمّد هادی تحصیلات مقدماتی و سطح را نزد پدرش و نیز در مدرسة معصومیّة بیرجند آموخت و در شانزده سالگی همراه خانواده به مشهد رفت و در آنجا به تحصیلات خود ادامه داد. وی قوانین الاصول را نزد پدر و فقه را در مشهد در محضر سیّدمحمّدباقر گلپایگانی و حکمت و کلام را در محضر آخوند ملاّ محمّد رضای روغنی سبزواری ، از شاگردان حکیم سبزواری (متوفی ١٢٨٩)، آموخت . همچنین قریحه و طبع شعر او بر اثر معاشرت با حاج میرزا حبیب الله مجتهد خراسانی (متوفی ١٣٢٧) و شیخ محمّد حسن کرمانی و استفادة علمی از محضر آنان شکوفا شد (احمدی ، ص ٥٠٥؛ حبیب آبادی ، همانجا؛ مشار، ج ٦، ستون ٧٣٩ـ٧٤٠؛ آستان قدس رضوی . کتابخانه ، همانجا؛ برقعی ، ج ٦، ص ٣٨٩٨). در ١٢٩٩ همراه پدر و مادر به نجف رفت و از آنجا پدر و مادرش به کربلا رفتند و او به سامرّا عزیمت نمود و در مدت دو سال و اندی که در آنجا بود از محضر میرزا محمدحسن شیرازی (متوفی ١٣١٢) و سایر اساتید بهره برد و از نظر ادبی مورد توجه میرزای شیرازی قرار گرفت . وی سپس به نجف رفت و در جلسات درس میرزاحبیب الله رشتی (متوفی ١٣١٢) و آخوند ملاّ محمّد کاظم خراسانی (متوفی ١٣٢٩) و سیّدمحمّدکاظم یزدی (متوفی ١٣٣٧)، صاحب العروة الوثقی و دیگران حاضر شد. در ١٣٠٥ به کربلا رفت و ازدواج کرد و تا ١٣٠٧، که پدر و مادرش به فاصلة یک هفته از دنیا رفتند، در کربلا ماند. در ١٣٠٨ به مکه و مدینه رفت و سپس برای تکمیل تحصیلات به سامرّا بازگشت و ملازم میرزای شیرازی شد (حبیب آبادی ، ج ٦، ص ٢١٣٧ـ ٢١٣٨؛ آیتی ، ص ٣٤٣ـ٣٤٤؛ آستان قدس رضوی . کتابخانه ؛ برقعی ؛ آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٤؛ احمدی ، همانجاها). پس از وفات میرزای شیرازی ، بیرجندی همراه سیّد اسماعیل صدر، به کربلا رفت (آقابزرگ طهرانی ، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٠٥ـ ٢٠٦؛ همو، ١٤٠٣، ج ١٤، ص ١٥٢). در ١٣١٩ به دعوت امیرمحمّد اسماعیل خان شوکت الملک ، حاکم وقتِ قائنات ، سید اسماعیل صدر او را برای تصدّی امور شرعی به بیرجند اعزام داشت ، و بیرجندی با احترام و استقبال شایان مردم به بیرجند وارد شد (احمدی ، همانجا؛ حبیب آبادی ، ج ٦، ص ٢١٣٨). آیتی (ص ٣٤٤) تاریخ بازگشت او را به بیرجند ١٣١٦ دانسته است . پس از وفات شوکت الملک در ١٣٢٢ و حکومت امیر محمد ابراهیم خان عَلَم ، معروف به شوکت الملک ثانی ، در قائنات و مقارن با اوایل نهضت مشروطیت ، بیرجندی مقالاتی در خصوص مشروطه و مجلس شورای ملی در روزنامة حبل المتین نوشت ؛ و نیز از آنجا که از شاگردان آخوند خراسانی ، مجتهد پیشگام در نهضت مشروطیت ، و مورد توجه و اعتماد او بود، به تأیید وی ، به عنوان عالمی طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی شد. بیرجندی درخواست ممتازالدوله ، رئیس مجلس وقت ، را در ١٣٢٩ مبنی بر عزیمت به تهران و حضور در مجلس رد کرد و نمایندگی مجلس را به شیخ اسماعیل دهکی واگذارد و در عوض ریاست انجمن ولایتی را پذیرفت تا از این راه به مردم خدمت کند (احمدی ، ص ٥٠٥ ـ٥٠٧؛ حبیب آبادی ؛ آستان قدس رضوی . کتابخانه ؛ برقعی ، همانجاها). وی علت پذیرفتن ریاست انجمن ولایتی را رسمیت داشتن آن انجمن برای رفع اجحافات معمول در آن زمان بیان کرده است (بحرالعلومی ، ص ٦٥٧).
بیرجندی مجتهدی روشنفکر و به دور از قشریگری و تنگ نظری بود. وی تا آخر عمر، در بیرجند ماند و با وجود فقر و تنگدستی به تألیف و تبلیغ دینی اشتغال داشت ، در میان مردم به حُسن معاشرت و مدارا ممتاز بود و با علمای عامّه برخوردی پسندیده و مسالمت آمیز داشت . او از معدود عالمانی بود که همراه با دخالت در سیاست ، زهد و تقوای خود را حفظ کرد. در ١٣٢٦ شوکت الملک اقدام به تأسیس مدرسة شوکتّیة بیرجند نمود؛ و از آنجا که این مدرسه به سبک جدید ساخته شده و اداره می شد، سبب بروز مخالفتهایی از سوی برخی مردم گردید. بیرجندی برای برطرف کردن شبهه و غائله ، از تأسیس آن مدرسه تجلیل شایانی کرد، و نیز برای خاموش کردن مخالفان ، فرزندان خود را برای تحصیل به همان مدرسه فرستاد و مردم را به تأسیس و تشکیل اینگونه مدارس تشویق نمود (احمدی ، ص ٥٠٧). وی در ١٣٢٦ ش در بیرجند درگذشت . در ١٣٥٥ ش انجمن آثار ملی مقبرة وی را بازسازی و مرمت کرد (بحرالعلومی ، ص ٦٥٧ـ ٦٥٨).
در منابع ، از فضل و دانش و کمالات نفسانی و اخلاقی شیخ هادی ستایش شده است (آیتی ؛
احمدی ؛
حبیب آبادی ، همانجاها). وی علاوه بر مراتب علمی و فقهی ، ادیب و شاعر بود. در شعر «هادی » تخلّص می کرد و از مترسّلان زمان خود به شمار می رفت . بیشتر اشعار وی در مدح و منقبت و نیز مراثی خاندان عصمت علیهم السلام است . همچنین قصایدی در اشاره به بعضی وقایع تاریخی زمان خود، مانند نهضت تحریم تنباکو، سروده است . دیوان او شامل سه هزار بیت ، همراه با مقدمه ای مفصل (١٢٠ص ) در شرح احوال خود و ترجمة بخشی از خطبة حضرت زهرا علیهاالسلام در ١٣١٤ ش به طبع رسیده است . همچنین بعضی آثار و اشعار وی در مجلات دبستان ، پیمان و کانون شعرا مندرج است (برقعی ، همانجا؛
آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٣، ج ٩،قسم ٤، ص ١٢٨٥؛
مشار، ج ٦، ستون ٧٤٠). بقیة آثار بیرجندی عبارت است از: ترجمة عهدنامة مالک اشتر (تهران ١٣١٦ ش )؛
ترجمة الادب الکبیر ابن مقفع که با ترجمة عهدنامه در ١٣١٥ـ١٣١٦ در تهران به طبع رسیده است ؛
مائدة محمدیّه در بیان اینکه همة معارف به سلسلة انبیا منتهی می گردد. وی بعضی اشعار خود از جمله ترجمة بخشی از خطبة حضرت زهرا سلام اللّه علیها را در این کتاب آورده است (تهران ، ١٣١٤ ش )؛
آئین سخنوری (تبریز ١٣١٨)؛
بُستان النّاظرین ، به سبک کشکول شیخ بهایی ؛
و تقریرات غیر مدوّن از دروس فقه و اصول استادان خود (مشار؛
برقعی ؛
آیتی ؛
حبیب آبادی ، همانجاها؛
احمدی ، ص ٥٠٧ ـ ٥٠٨).
منابع :
(١) آستان قدس رضوی . کتابخانه ، فهرست کتابخانة آستانة قدس رضوی ، ج ٥، مشهد ١٣٢٩ ش ؛
(٢) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) همو، طبقات اعلام الشیعة ، جزء١: نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر ، مشهد ١٤٠٤؛
(٤) همو، میرزای شیرازی : ترجمة هدیة الرازی الی الامام المجدد الشیرازی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥) محمدحسین آیتی ، بهارستان : در تاریخ و تراجم رجال قاینات و قهستان ، مشهد ١٣٧١ ش ؛
(٦) احمد احمدی ، «شیخ هادی هادوی بیرجندی »، یغما ، سال ٧، ش ١١ (بهمن ١٣٣٣)؛
(٧) حسین بحرالعلومی ، کارنامة انجمن آثار ملی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٨) محمدباقر برقعی ، سخنوران نامی معاصر ایران ، قم ١٣٧٣ ش ؛
(٩) محمدعلی حبیب آبادی ، مکارم الا´ثار در احوال رجال دورة قاجار ، اصفهان ١٣٥٥ـ١٣٦٤ ش ؛
(١٠) خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی ، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ ش .
/ محمدهانی ملاّ زاده /