دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٩٠
بیتوشی ، عبدالله بن محمد ، ادیب ، نحوی ، لغوی ، فقیه شافعی ، نسخه نویس ، مؤلّف و شاعر قرنهای دوازدهم و سیزدهم . علاوه بر بیتوشی ، وی را با نسبتهای آلانی و خانحلی نیز خوانده اند (زرکلی ، ج ٤، ص ١٣١؛ ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٣، ١٧٧). تاریخ تولد او را، با توجه به قرائنی چند، بین ١١٣٠ و ١١٤٠ گفته اند (مدرّس ، ص ٢٥٠؛ خال ، ١٣٧٧، ص ١٦) برخی نیز آن را ١١٦٠ یا ١١٦١ دانسته اند (سرکیس ، ج ١، ستون ٦٢٣؛ زرکلی ، همانجا؛ کحاله ، ج ٦، ص ١٣٨). تاریخ درگذشت او را نیز به اختلاف ، ١٢١٠ یا ١٢١١ (خال ، ١٣٧٧، ص ٣٤) و ١٢٢١ (همان ، ص ٣٥؛ زرکلی ؛ کحاله ، همانجاها) ذکر کرده اند. بیتوشی در بصره ، در مقبرة حسن بصری مدفون است (خال ، ١٣٧٧، ص ٣٤).
خانوادة بیتوشی اهل علم و ادب بودند (مدرّس ، ص ٢٥٠ـ٢٥١). او در کودکی به آموختن قرآن مجید و کتابهای متداول فارسی همچون گلستان ، پرداخت و علوم عربی را در مدرسه ای که پدرش در آنجا مدرّس بود، آموخت . در اوایل سالهای بلوغ ، پدرش را از دست داد (همان ، ص ٢٥١) و نزد ابن الحاج و صبغة الله حیدری به شاگردی پرداخت (همانجا)؛ سپس همراه برادرش ، ملاّ محمود، به بصره ، کویت ، سواحل خلیج فارس و احسا، از توابع هَجَر بحرین ، رفت و حاکم احسا هر دو را به منصب مدرّسی در مدارس علمی آنجا منصوب کرد. آنان تا ١١٧٨ در آنجا به تدریس و تألیف اشتغال داشتند (همان ، ص ٢٥٢). بیتوشی سپس به بیتوش بازگشت و پس از تألیف الوافی بحلّ الکافی ، در ١١٧٩ـ١١٨٠ روانة احسا شد (همان ، ص ٢٥٣؛ ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٨، خال ، ١٣٧٧، ص ٢٨، ٩٦)، و پس از یک سال بار دیگر به زادگاهش بازگشت . در ١١٨٨، برای آخرین بار، کردستان را ترک کرد و در ١١٨٩، به مدرّسیِ مدرسة رحمانیّة بصره تعیین شد. در این هنگام ، شهر به مدت شانزده ماه به محاصرة لشکریان صادق خان زند درآمد، و بیتوشی برای رهایی بصره ، نامه ای رسا به سلیمان بک بن عبدالله بن شاوی ، یکی از دانشمندانِ کرد، نوشت و از او کمک خواست (ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٧؛ خال ، ١٣٧٧، ص ٣١؛ مدرّس ، ص ٢٥٤). در همین دورانِ محاصره ، وی به منظوم ساختن کتاب الزواجر عن اقتراف الکبائر ، تألیف ابن حجر هیتمی (متوفی ٩٧٤)، همّت گماشت و پس از رفع محاصره در اواخر ١١٩٠، از بصره به احسا رفت و منظومة خود را در آنجا به پایان برد (مدرّس ، همانجا؛ ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٨). در ١١٩١، کفایة المعانی خود را سرود و آن را به حاکم احسا، که مردی ادیب و مورد احترام بود، تقدیم داشت ، و از آن پس در کنف حمایت وی ، تا پایان عمر، با عزّت و احترام زندگی کرد (مدرّس ، ص ٢٥٥؛ ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٩، خال ، ١٣٧٧، ص ١٠٩ـ ١١٠). مرگ او در بصره روی داد (مدّرس ، ص ٢٥٦).
بیتوشی در احسا با دختر قاضی شیخ عبدالقادر ازدواج کرد و صاحب چند دختر شد (همانجا؛ ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٥). از سفر وی به کوفه و حرمین شریفین نیز سخن رفته ، ولی تاریخی برای آنها ذکر نشده است (ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٣). بیتوشی اشعاری به عربی ، فارسی و کردی سروده (همان ، ص ١٧٦ـ١٧٧؛ خال ، ١٣٧٧، ص ٨٧ ـ٩٢) و علاوه بر منظومه های متعدد در علوم مختلف اسلامی ، تألیفات فراوانی نیز داشته که بیشتر به صورت نسخه های خطّی باقی مانده است .
آثار به جامانده از بیتوشی در دو زمینة اخلاقیات و ادبیات بود که بعضاً به چاپ رسیده است . اهمّ آنها عبارت است از: المکفرات منظومه ای در باب کفّارة گناهان (خال ، ١٣٧٧، ص ١٠٨)، کفایة المعانی منظومه ای در باب مفردات در ٦٧٢ بیت که به صورت متن درسی درآمده است (همان ، ص ١٠٩؛ کحاله ، ج ٦، ص ١٣٩) و شرح خود او بر آن کتاب به نام الحفایة بتوضیح الکفایة (خال ، ١٣٧٧، ص ١١٤) و تلخیص آن صرف العنایة بکشف الکفایة که در مصر چاپ شده است (همان ، ص ١١٩)، قصیدة تتضمّن قصائد عدیدة که قصیده ای شش جزئی است (همو، ١٣٧٥، ص ١٣٨ـ١٥٥).
از بیتوشی آثار دیگری نیز به صورت دست نویس به جا مانده است (برای فهرست کامل آثار او رجوع کنید به خال ، ١٣٧٧، ص ٩٥ـ١٢٥؛ ابراهیمی محمدی ، ص ١٧٨ـ١٨٠).
منابع :
(١) محمدصالـح ابراهیمی محمـدی ، «العـلاّ مه الادیب العبقـری البیتوشی »، نشریة دانشکدة ادبیات اصفهان ، سال ٢، ش ٢ و ٣ (١٣٤٥ ش )؛
(٢) محمد خال ، البیتوشی ، بغداد ١٣٧٧/١٩٥٨؛
(٣) همو، «قصیدة تتضمن قصائد عدیدة للبیتوشی »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، ج ٤، جزء١ (١٣٧٥/ ١٩٥٦)؛
(٤) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٦؛
(٥) یوسف الیان سرکیس ، معجم المطبوعات العربیّة و المعرّبة ، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(٦) عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) عبدالکریم مدرّس ، دانشمندان کرد در خدمت علم و دین ، ترجمة احمد حواری نسب ، تهران ١٣٦٩ ش .
/ غلامرضا جمشیدنژاد اول /