دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٨٧
بِیْت لَحم ، از شهرهای تاریخی فلسطین که از قدیم زیارتگاه مهمی بوده است . شهر بر کوهی به ارتفاع حدود ٧٨٠ متر از سطح دریا، در جنوب رشته کوههای قدس ، و در حدود ده کیلومتری جنوب بیت المقدس * قرار دارد. زمستان آن معتدل ، میانگین دمای آن در ماه کانون الثانی (دی ) بین ٨ تا ١٠ درجه و در ماه تموز (تیر) بین ٢٣ تا ٢٥ درجه و میانگین باران سالانة آن حدود ششصد میلیمتر است .
از حدود دو هزار سال پیش از میلاد، بیت لحم مسکونی بوده است . در الواح تَلُّالعَمارِنَه * ، متعلق به قرن چهاردهم پیش از میلاد، به شهر جنوبی بیت المقدس اشاره شده که بیت ایلولاهاما (خانة ایزد لاحاما یا لاخاما) نامیده می شده است . این ایزد نزد کنعانیان خدای قُوت و خوراک بوده و احتمالاً نام کنونی شهر، از نام او گرفته شده است . شاید علت این نامگذاری سرسبزی این منطقه باشد. نیز مشهور است که بیت لحم در آرامی به معنای «خانة نان » است ، که در این معنی هم اشاره ای به سرسبزی پیرامون این شهر وجود دارد. بیت لحم نام قدیمی دیگری دارد: «اَفراتَه » یا «اَفرات » که واژه ای آرامی و به معنای «سرسبزی و ثمردهی » است . وجه مشترک این نامها «سرسبزی » است .
قبایل یهودی که با کنعانیان می جنگیدند، پس از کنعانیان در شهر مستقر شدند. به روایتی راحیل ، همسر یعقوب علیه السلام ، در این شهر درگذشته است و مدفن وی امروزه به «قبّة راحیل » مشهور است . حضرت داوود نیز در بیت لحم به دنیا آمد، اما اهمیت و شهرت بیت لحم به سبب میلاد حضرت مسیح در آن است (انجیل لوقا، باب دوم ، متی ، باب دوم ). وقتی هادریانوس / آدریانوس (حک : ١١٧ـ ١٣٨ میلادی )، امپراتور روم ، قیام یهودیان به رهبری بر کوخبا را فرونشاند، شهر ویران شد و به فرمان امپراتور بر فراز غاری که گفته می شد زادگاه حضرت مسیح بوده ، معبدی برای ایزد آدونیس ساخته شد. در حدود ٣٣٠ میلادی ، هِلِنا، مادر قسطنطین اول امپراتور روم (حک : ٣٠٦ـ٣٣٧ میلادی )، برفراز آن غار، کنیسه ای ساخت که کنیسة مریم مقدس خوانده شد. در ٣٨٦ میلادی ، جِروم قدیس در بیت لحم ساکن شد و در آنجا عهد عتیق را به لاتینی برگرداند. در ٥٢٩ میلادی ، سامریان بر حکومت روم شوریدند و کنیسه را ویران کردند. امپراتور ژوستینَین (حک : ٥٢٧ ـ ٥٦٥ میلادی ) آن را تقریباً به شکل امروزینش بازسازی کرد که کنیسة مهد خوانده می شود. علی رغم حوادث گوناگون ، بیت لحم در زمان رومیان به سبب قرار گرفتن در راه تجاری شهرهای شام به دریای سرخ ، مرکز تجاری مشهوری شد. به روایتی ، ایرانیان هنگام ورود به فلسطین در ٦١٤ میلادی ، به کنیسه آسیبی نرساندند، چون بر کاشیهای چند سوی آن ، تصویر زردشتیان با لباسهای ایرانی در برابر حضرت مسیح نقش شده بود.
مسلمانان در سال پانزدهم ، قدس را گرفتند و عمربن خطاب در همان سال به بیت لحم رفت و به اهالی امان داد. کشیش ارکولفوس در حدود ٥٠/٦٧٠، بیت لحم را شهری با باروهای کوتاه بدون برج وصف کرده است . نقل شده که الحاکم بامرالله (حک : ٣٨٦ـ٤١١)، ششمین خلیفة فاطمی مصر، در ٤٠٠/ ١٠٠٩ فرمان ویرانی کنیسه های مسیحی را صادر کرد، اما کنیسة مهد را ویران نکرد.
در ٤٩٢/ ١٠٩٩، صلیبیون وارد بیت لحم شدند و سال بعد بالدوین اول ، حاکم قدس ، در آنجا تاجگذاری کرد. در همان سال بیت لحم تحت حکومت اسقف نشین مستقلی قرار گرفت . صلیبیون شهر را دوباره آباد کردند. با پیروزی صلاح الدین در ٥٨٣/ ١١٨٧ بر صلیبیون ، بیت لحم به حکام بومی برگردانده شد. در ٦٢٧/ ١٢٢٩ به موجب قرارداد ( یافا ) میان الملک الکامل ایوبی (متوفی ٦٣٥) و امپراتور فردریک دوم (حک : ٦١٧ـ٦٤٨/ ١٢٢٠ـ ١٢٥٠) شهر دوباره به صلیبیون واگذار شد؛ اما در ٦٤٢/١٢٤٤ الملک الصالح نجم الدین ایوب (متوفی ٦٤٧) آن را پس گرفت .
گروهی از نویسندگان و سیاحان مسلمانِ عصر ممالیک ، آن را وصف کرده اند (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٧٧٩؛ قزوینی ، ص ١٠٧؛ ابن بطوطه ، ج ١، ص ٩٥). به نوشتة بیشتر آنها، درخت خرمایی که در قرآن کریم (مریم : ٢٥) از آن یاد شده ، در این شهر است . در ٩٢٣/١٥١٧ عثمانیها بر بیت لحم تسلط یافتند.
در سده های یازدهم و دوازدهم / هفدهم و هجدهم ، میان فرقه های مسیحی بر سر مالکیت اماکن مقدس بیت لحم جنگهایی درگرفت ؛ دولت عثمانی فرمانی صادر کرد که در آن حدود املاک هر فرقه مشخص شده بود. طبق این فرمان ، ارتدوکسها بر بیشتر اماکن دست یافتند. ادامة این دشمنیها و سرقت ستارة نقره ایِ غار مهد در ١٢٦٤/١٨٤٧، به جنگهای کریمه (١٢٦٩ـ١٢٧٢/ ١٨٥٣ـ١٨٥٦) انجامید. در ١٢٥٠/ ١٨٣٤، ابراهیم پاشا ( فرزند محمدعلی پاشا، خدیو معروف و مقتدر مصر ) هنگام حکومتش بر فلسطین (١٢٤٩ـ١٢٥٦/ ١٨٣٣ـ١٨٤٠)، محلة مسلمان نشین بیت لحم را به سبب قیام سراسری مسلمانان فلسطین برضد حکومتش ، ویران کرد ( رجوع کنید بهفلسطین * ).
میان سالهای ١٣٠٦ تا ١٣٢٧ ش / ١٩٢٧ـ١٩٤٨ که تمام فلسطین تحت قیمومت بریتانیا بود، بیت لحم از مراکز قیام بر آنها بود. از ١٣٢٧ تا ١٣٢٨ ش / ١٩٤٨ـ١٩٤٩، مصریان در بیت لحم بودند. ( در ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠، بیت لحم با قسمتی از فلسطین ، جزو اردن شد ) . در ١٣٤٦ ش / ١٩٦٧، به دنبال جنگ شش روزه ، اسرائیلیان بیت لحم و کرانة غربی ( رود اردن ) را کاملاً اشغال کردند.
صنایع دستی چوبی (از چوب زیتون )، فلزی ، صدفی و سوزن دوزی بیت لحم مهم است . بیت لحم ، پس از نابْلُس ، دومین شهرِ کرانة غربی ( رود اردن ) از نظر میزان تولیدات صنعتی است . شرایط ناشی از اشغال ، در عرصة کشاورزی مشکلاتی به وجود آورده که به روی آوردن کشاورزان به کارهای صنعتی انجامیده است . محصولات کشاورزی بیت لحم ، زیتون ، انگور، بادام و بعضی از انواع صیفی است . درآمد حاصل از درختکاری در این منطقه زیاد است .
در شهر دو شیوة معماری دیده می شود: معماری قدیمی با گنبدها، دیوارهای ضخیمِ ساخته شده از سنگ آهک ، پنجره های هلالی ، و کوچه های تنگ ؛ و معماری جدید با مصالح جدید، درها و پنجره های مستطیلی و سقف مسطح .
نخستین مدارس بیت لحم در بیش از صد سال پیش به وجود آمدند، اما دگرگونی اساسی در وضع آموزشی شهر، گشایش دانشگاه بیت لحم در ١٣٥٢ ش / ١٩٧٣ از سوی کلیسای واتیکان بود.
جمعیت و تراکم و توسعه و آبادی شهر به دلیل تحولات سیاسی ، از ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ به بعد دستخوش تغییر بوده است . در ١٣٥٧ ش / ١٩٧٨، جمعیت آن حدود ٠٠٠ ، ٣٤ تن بود که از آن میان ، ٠٠٠ ، ٩ تن از فلسطینیان پناهنده بودند. مهاجرت به خارج ـ که از دیگر مشخصات بیت لحم است ـ در نیمة دوم قرن سیزدهم / نوزدهم آغاز شد و در قرن چهاردهم / بیستم شدت یافت . امروزه دهها هزار تن در امریکای شمالی و جنوبی تبار بیت لحمی دارند.
منابع :
(١) علاوه بر کتاب مقدس . عهد جدید؛
(٢) ( ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران ١٣٧٠ ش ) ؛
(٣) مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد حنبلی ، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل ، نجف ١٩٦٨؛
(٤) مصطفی مراد دباغ ، بلادنا فلسطین ، بیروت ١٩٧٤؛
(٥) ( زکریابن محمد قزوینی ، کتاب آثار البلاد و اخبار العباد ، چاپ فردیناند ووستنفلد، ویسبادن ١٩٦٧ ) ؛
(٦) اوغسطین بن یوسف مرمرجی ، بلدانیة فلسطین العربیة ، بیروت ١٩٤٨؛
(٧) ولید مصطفی ، مدینة بیت لحم ـ دراسة اقلیمیة ، دمشق ١٩٦٥؛
(٨) محمدبن احمد مقدسی ، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٧؛
(٩) ( یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥ ) ؛
(١٠) [ Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٩٨ (computer disk)];
(١١) R. W. Hamilton, The Church of the Nativity- Bethlehem , Jerusalem ١٩٤٧;
(١٢) S. Perowne, Jerusalem and Bethlehem , London ١٩٦٥.
/ تلخیص از ( الموسوعة الفلسطینیة ) /