دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٨٠
بیت المقدَّس (بَیْت المَقْدِس ) ، نخستین قبله و سومین شهر مقدس مسلمانان (پس از مکه و مدینه )، نیز شهری
مقدس برای یهودیان و مسیحیان . بیت المقدس در نزدیکی مرکز فلسطین در حدود ٢٤ کیلومتری غرب بحرالمیت و ٥٦ کیلومتری شرق دریای مدیترانه ، در آب پخشان بین جلگة مدیترانه و درة رود اردن قرار گرفته است و شهری کوهستانی است که ٥٠٠ ، ٢ پا از دریای مدیترانه و ٨٠٠ ، ٣ پا از بحرالمیت بالاتر قرار دارد. آب و هوای شهر، نیمه حاره ای (گرمسیری )، نیمه خشک ، همراه با تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای سرد و بارانی است ( بریتانیکا ، ذیل "Jerusalem" ؛ فاروق محمد عزالدین ، ص ٤٢ـ٤٣، ٥١ ـ٥٣).
قدیمترین نام که بر این شهر اطلاق شده ، «أوروشالم »، نزد کنعانیها به معنای خدای آرامش و صلح ، بوده است . در کتیبه های مصری تل العمارنه * (کنار نهر نیل در شمال شهر اسیوط ) متعلق به قرن نوزدهم و هجدهم پیش از میلاد، از این شهر به نام «روشالیموم » یاد شده است . در تورات واژة اورشلیم که به عبری «یروشالایم » تلفظ می شود، بارها آمده است و از حیث ریشه شناسی ، گفته اند که به طور مستقیم از نام کنعانی آن یعنی «اوروشالم » گرفته شده است . در تورات با نامها و مضامین زیر از این شهر یاد شده است : سالیم (سفر پیدایش ، باب ١٤:١٨)، شالیم (کتاب مزامیر، مزمور ٧٦:٢)، یَبوسی (صحیفة یوشع ، باب ١٨:٢٨)، یَبُوس (سفرداوران ، باب ١٩:١٠ـ١١)، شهر یهودا (کتاب دوم تواریخ ایام ، باب ٢٨:٢٥)، شهر خدا (کتاب مزامیر، مزمور ٤٦:٤)، قریة پادشاه عظیم (کتاب مزامیر، مزمور ٤٨:٢) و شهر مقدس (کتاب نَحَیِما، باب ١١:١٩). شهر یبوس در کتب مصری هیروگلیفی نیز با عناوین «یابثی » و «یابتی » آمده ، که در واقع برگردان واژة یبوس است ( الموسوعة الفلسطینیة ، ج ٣، ص ٥١٠). در آثار راجع به تاریخ نخستین سده های اسلامی ، نام این شهر به صورت «ایلیاء مدینة بیت المقدس » آمده است . ایلیاء، اشاره به نام هادریانوس اول ، امپراتور روم ، است که بر شهر ویران شدة اورشلیم ، شهری رومی بنا کرد و نام آیلیا کاپیتولینا را بر آن نهاد (همان ، ج ٣، ص ٥١١؛ طیباوی ، ص ٨ ـ٩؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ٥، ذیل «قدس »، ص ٣٢٢ـ٣٢٣).
القدس همان کلمة آرامی قدشه است که در اصطلاح قرته د ـ قدشه (مثلاً اشعیای نبی ، ٤٨:٢)، معنای «شهر قدس »، و نه «شهر مقدس »، از آن مستفاد می شده است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ج ٥، ذیل «قدس »، ص ٣٢٣).
نام بیت المقدس در قرآن کریم نیامده است ، لیکن مفسّران «المسجد الاقصی » در آیة نخست سورة اسراء را به «مسجد بیت المقدس » تعبیر کرده اند. به نظر آنان ، این آیه به سیر شبانة پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از مکه به بیت المقدس و معراج اشاره دارد (طبری ؛ طبرسی ؛ سیوطی ، ذیل اسراء:١). در آیات مربوط به تغییر قبله (بقره :١٤٢ـ١٥٠) نیز تلویحاً از بیت المقدس یاد شده است . آن گونه که از مرویّات برخی مفسران دورة نخست بر می آید، پیامبر در ماههای نخست هجرت به مدینه رو به بیت المقدس ـ قبلة یهودیان ـ نماز می گزارد و پس از آن ، خداوند مسجدالحرام را قبلة ویژة مسلمانان قرار داد و راه طعنة برخی یهودیان مدینه را بست (طبری ؛ طبرسی ؛ سیوطی ، ذیل بقره : ١٤٢ـ١٥٠). عموم مفسران در تفسیر این آیات ، روایات مربوط به تغییر قبله از بیت المقدس به مسجدالحرام را معتبر دانسته اند. بجز این دو موضع اصلی ، مفسران نخستین ، برخی از دیگر آیات قرآن را نیز به بیت المقدس مربوط دانسته اند (از جمله بقره : ٥٨، ١١٤ـ ١١٥؛ مائده : ٢١؛ ق : ٤١؛ نیز رجوع کنید به طبری ؛ طبرسی ؛ سیوطی ، ذیل همان آیات ).
تاریخ نخستین بیت المقدس به بیش از چهار هزار سال قبل باز می گردد. ساکنان اصلی این شهر از نخستین قبایل عرب شبه جزیرة عربستان بودند که بعدها به کنعانیان شهرت یافتند. بیت المقدس در حدود هزار پیش از میلاد مرکز حکومت بنی اسرائیل شد ( الموسوعة الفلسطینیة ، ج ٣، ص ٥١٠ ـ٥١١؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به بنی اسرائیل * ، بخش «بنی اسرائیل در مطالعات تاریخی و باستانشناسی »). پس از غلبة کوروش بربابلیان در ٥٣٨ پیش از میلاد، بیت المقدس زیر سیطرة امپراتوری ایران درآمد که این سیطره تا ٣٣٢ پیش از میلاد ادامه یافت . در این سال اسکندر مقدونی با شکست امپراتوری ایران این شهر را فتح کرد. پس از اسکندر، بیت المقدس متناوباً زیر سیطرة بطالسة مصر و پادشاهان سلوکی قرار داشت . ساکنان آن ، در دورة استیلای امپراتوری سلوکی ، از فرهنگ یونانی تأثیرزیادی پذیرفتند (همان ، ج ٣، ص ٥١١؛ بروک ، ص ١٣؛ معین احمدمحمود، ص ٤٤).
آنتیوخوس چهارم ، برای تضعیف یهودیت ، در هیکل سلیمان مذبحی برای قربانیهای بتهای یونانیان برپا کرد. پیامد این وضع ، شورش دامنه دار یهودیان بر سلوکیان ، به رهبری «یهودای مکابی »، بود. سرانجام ، اورشلیم در ١٣٥ پیش از میلاد به استقلال دست یافت و تا ٧٦ پیش از میلاد مستقل ماند. توسعه طلبی مکابیان و چشمداشت آنها به اردن ، موجب جنگ با اعراب نبطی شد. پس از مدتی مکابیان خود گرفتار درگیریهای داخلی شدند. ازینرو یوحنا هیرکانوس دوم از حارث ، سلطان نبطیان ، خواست که برای سرکوب برادرش به وی کمک کند. حارث نیز مدتی اورشلیم را محاصره کرد (زعیتر، ص ٦٥ـ٦٦؛ معین احمدمحمود، ص ٤٥ـ٤٦). نخستین دورة استیلای رومیان با هجوم پومپیوس ، سردار رومی ، در ٦٣ پیش از میلاد آغازشد و تا ٣٧ پیش از میلاد که مصادف با پادشاهی هرود (هرودس / هیردوس ) بود، ادامه یافت . در این دوره بیت المقدس ، گرفتار جنگ و ویرانی شد، اما با روی کارآمدن هرود شکوه و آبادانی از دست رفتة خود را بازیافت .
طی ٣٣ سال حکومت او، بیت المقدس گسترش یافت و آثار و ابنیة فراوانی در آن بنا شد و به صورت یکی از زیباترین پایتختهای آن روزگار درآمد (حمیدی ، ص ١٤٢، ١٤٥ـ١٤٦؛ بروک ، ص ١٤؛ معین احمدمحمود، ص ٤٧، ١٤٨). پس از مرگ هرود، بیت المقدس معرکة جنگهای گسترده ای شد. در٦٦ میلادی ، ظلم کارگزاران رومی ، آتش جنگهای تمام عیار را در این شهر برانگیخت . در حدود ٧٠ میلادی ، تیتوس ،
پسر امپراتور وِسپاسیانوس ، شهر را به محاصره درآورد و سرانجام در هجومی سخت ، شهر و معبد را بکلی ویران کرد (بروک ، ص ١٤ـ ١٥). در ١٣٠ میلادی هادریانوس ، امپراتور روم ، پس از بازسازی اورشلیم آن را مستعمرة روم ساخت و به احترام خاندان هادریانوس و خدایان کاپیتولین ، آیلیا کاپیتولینا نامید. پس از سرکوب شورش برکوخبا که از ١٣٢ تا ١٣٥ میلادی اورشلیم را در دست داشت ، هادریانوس ، یهودیان را به اجبار از اورشلیم به نواحی شمالی ، چون جولان و الجلیل ، گسیل داشت (معین احمدمحمود، ص ٥٠ ـ ٥١؛ بروک ، ص ١٥). در ٣١٢ میلادی با گرایش امپراتور قسطنطین (حک : ٣٠٦ـ٣٣٧ میلادی ) به دین مسیح ، کلیساهای متعددی در بیت المقدس بنا شد و یهودیان از آنجا پراکنده
شدند (معین احمدمحمود، ص ٥٢ ـ٥٤؛ حمیدی ، ص ١٦٧ـ ١٦٨). در ٦١٤ میلادی سپاهیان ایران ، به فرمان خسرو دوم (حک : ٥٩٠ ـ ٦٢٨ میلادی ) به اورشلیم حمله بردند و شهر را تصرف کردند. یهودیان که سپاه ایران را در فتح اورشلیم یاری داده بودند، دوباره در شهر اسکان یافتند. در ٦٢٩
میلادی ، امپراتور هرقل (هراکلیوس ) شهر را مجدداً به تصرف درآورد (بروک ، ص ١٦؛ معین احمدمحمود، ص ٥٤ ـ ٥٥؛ حمیدی ، ص ١٧٣).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن و کتاب مقدس . عهد عتیق ؛
(٢) جعفر حمیدی ، تاریخ اورشلیم ( بیت المقدس )، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٣) اکرم زعیتر، سرگذشت فلسطین ، یا، کارنامة سیاه استعمار ، ترجمة اکبر هاشمی رفسنجانی ، قم ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣ ) ؛
(٤) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور ، قم ١٤٠٤؛
(٥) حسن بن فضل طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٦) محمدبن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) عبداللطیف طیباوی ، القدس الشریف فی تاریخ العرب و الاسلام ، دمشق ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٨) فاروق محمد عزالدین ، القدس تاریخیّاً و جغرافیّاً ، مکتبة الانجلوالمهمریة ، ١٩٨١؛
(٩) معین احمدمحمود، تاریخ مدینة القدس ، بیروت ١٩٧٩؛
(١٠) الموسوعة الفلسطینیة ، دمشق ١٩٨٤؛
(١١) Steven Brooke, Views of Jerusalem and the holy Land , New York ١٩٩٨;
(١٢) EI ٢ , s.v. "Al-K ¤uds" (by S. O. Goitein);
(١٣) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, Micropaedia, s.v. "Jerusalem".
/ جواد کریمی /
تاریخ دورة اسلامی . تاریخ اسلامی بیت المقدس مشخصاً به سه دوره تقسیم می شود: در دورة نخست (١٣ـ ٦٤٨) بر سر مالکیت این شهر میان مسلمانان و مسیحیان و نیز امیران و گروههای مختلف مسلمان کشمکش وجود داشت . نقطة اوج این کشمکش ، بروز جنگهای صلیبی بود. این دوره با ویرانگریها در نیمة نخست قرن هفتم ، به پایان می رسد. دورة بعد (٦٤٨ ـ١٢٥٠) نسبتاً بی حادثه گذشت . در این دوره بیت المقدس تبعیدگاه امرا تلقی می شد و اغلب گرفتار فتنة «فلاحین » یا بدویان آشوبگر بود. با اینهمه ، از آنجا که این شهر با سیاستهای مذهبی ممالیک و عثمانیها هماهنگی داشت ، جنبة مذهبی و تقدس آن قوت یافت (بناهای به جای مانده از این دوره این امر را نمایان می سازد). تاریخ معاصر بیت المقدس با فتح آن به دست ابراهیم پاشا در ١٢٤٧ آغاز می شود.
دورة نخست .
١) فتح بیت المقدس . پس از نبرد تعیین کنندة یرموک * (رجب ١٥/ اوت ٦٣٦)، مسلمانان بیت المقدس را در ١٦ـ١٧/ ٦٣٨ فتح کردند. کارتسلیم شهر را خالدبن ثابت الفهمی ، از رؤسای قبایل ، با قید این شرط ترتیب داد که اراضی مفتوحه به مسلمانان تعلق یابد، اما مادام که سکنة اورشلیم جزیة مقرر را بپردازند مسلمانان در امور آن مداخله نکنند (بلاذری ، ص ١٣٩، سطر ٤ـ٩). نخستین مسلمانانی که در بیت المقدس اسکان یافتند، کسانی از مردم مدینه همچون اوس ، برادرزادة حَسّان بن ثابت ، شاعر خاص پیامبراکرم ، بودند (ابن سعد، ج ٧، قسم ٢، ص ١٢٤). از صحابة مشهور در میان این عده باید از عُبادة بن صامت ، نخستین قاضی مسلمان بیت المقدس ، نام برد (ذهبی ، ص ١٩).
مقدسی (ص ١٧١، س ١٢) و دیگران گفته اند که خلیفه عثمان ، عواید باغهای سلوام (شیلوه ) را به فقرای
شهر اختصاص داد. باوجود اینکه نظم جامعة مسیحیان این شهر با فتح بیت المقدس به دست مسلمانان دستخوش دگرگونی شد، بیت المقدس هویت مسیحی خود را تا حدودی حفظ کرد.
٢) دورة امویان (١٩ـ١٣٢). در حدود سال ١٩ معاویة بن ابی سفیان به فرماندهی سپاه اسلام در فلسطین و شام منصوب شد. او مدت چهل سال ، نخست به عنوان والی ، سپس به عنوان خلیفه ، بر این سرزمین حکم راند. در دورة حکومت او بیت المقدس صحنة دو رویداد مهم بود؛
در ٣٨ معاویه و عمروبن عاص در این شهر برای جنگ با حضرت علی علیه السلام هم پیمان شدند. آن دو بر همکاری و معاونت یکدیگر پیمان بستند و توافق شد تا پس از فتح مصر امارت آنجا از سوی معاویه به عمروعاص واگذار شود و عمرو تمام تلاش خود را برای رسیدن معاویه به خلافت به کار بندد (ابن سعد، ج ٤، قسم ٢، ص ٢، سطر ٢٢ به بعد). در صفر ـ ربیع الاول سال ٤٠، معاویه در بیت المقدس از مسلمانان بیعت گرفت . او در همین ایام در جُلْجُتا، جَتْسْیمانی ، و قبر مریم عذرا نماز گزارد (نولدکه ، ص ٩٥). طرح بنای قبة الصخره نیز در خلال حکومت طولانی معاویه تهیه شد ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، آثار و بناهای تاریخی ).
٣) دورة عباسیان (١٣٢ـ ٣٥٨). این شهر در پایان دوران حکومت بنی امیه ، سخت پرآشوب بود. عباسیان در آغاز به هویت مذهبی و مقدس این شهر عنایت خاصی داشتند. این امر از نخستین سفر خلیفه منصور به بیت المقدس ، بلافاصله پس از بازگشت از سفر حج به بغداد در ١٤٠ و مجدداً در ١٥٤، بخوبی هویداست (طبری ، سلسلة سوم ، ص ١٢٩، ٣٧٢). فرزند وی مهدی نیز از این شهر دیدار کرد و درآنجا نمازگزارد (طبری ، سلسلة سوم ، ص ٥٠٠). منابع معتبر مؤید مهاجرت گستردة شمار قابل ملاحظه ای از مسلمانان ایران به این شهر است .
فرقة مذهبی کرامیه ، که ابتدا در حوالی میانة قرن سوم درشهر بیت المقدس اسکان یافته بودند، خانقاههایی برای
اعضای خود تأسیس کردند. در عهد مأمون (١٩٨ـ ٢١٨) بیت المقدس دچار قحطی شد و مسلمانان از آن کوچیدند.
حادثة مهمتر، شورش عظیم «فلاحین » در اواخر حکومت معتصم (٢١٨ـ ٢٢٧) بود. این شورش به رهبری ابوحرب المُبَرْقَع ، بزودی در سراسر شام گسترش یافت . هنگامی که او وارد بیت المقدس شد، همة مردم شهر از مسلمان و مسیحی و یهودی از شهر گریختند و تمام عبادتگاهها غارت شد. سرانجام ، المبرقع در مقابل سپاه معتصم شکست خورد (ابن اثیر، ج ٦، ص ٣٧١ـ٣٧٢؛
سایروس ، ج ٢، ص ٥٤١). فقدان حکومت مرکزی قدرتمند در قرن سوم و احیاناً شرایط دیگری ، نظیر تجاوزات روم شرقی به سرزمینهای اسلامی ، سبب بروز اختلاف میان مجامع مذهبی شد.
٤) دورة فاطمیان ، ترکمانان و سلجوقیان (٣٥٨ـ٤٩٢). اندکی پس از فتح مصر به دست فاطمیان ، فلسطین و بیت المقدس نیز تحت سلطة آنها درآمد. فلسطین پیوسته مورد هجوم قرمطیان و صحرانشینان بود که ابتدا متحداً
و پس از چندصباحی (از ٣٦٣) جداگانه به این سرزمین حمله کردند. این حملات بویژه در فاصلة سالهای ٤١١ تا ٤٢١ ویرانگر بود (ابن اثیر، ج ١٠، ص ٣٠٨، س ١٧؛
مان ، ج ٢، ص ١٨١، س ٢٢). از حدود اواسط قرن پنجم ، بیت المقدس بتدریج به عنوان شهر اصلی جانشین رمله شد ( رجوع کنید به انطاکی ،
ج ٢، ص ٢٠١). در ثلث پایانی قرن پنجم ، به جای رمله ، بیت المقدس کانون رویدادهای نظامی بود. فاطمیان که ازقحطی و طاعون و هرج و مرج در مصر به تنگ آمده بودند برای سرکوب صحرانشینان یاغی و متمرد و دست اندازیهای سلاجقه در فلسطین ، از اَتسِزبن اُوَق ، فرمانده ترکمن ، استمداد جستند؛
اما اتسز خود به دشمنی با فاطمیان برخاست و در٤٦٣ بیت المقدس را پس از محاصره ای طولانی به تصرف درآورد و به مصر نیز حمله برد. سرانجام در ٤٧٠ به دست تُتُش ، برادر ملکشاه سلجوقی ، مغلوب شد و بیت المقدس
به قلمرو سلاجقه منضم گردید (یافعی ، ج ٣، ص ١٣٩).
در شعبان ٤٩١، هنگامی که صلیبیان در راه بیت المقدس بودند، الافضل ، نایب الحکومة فاطمی مصر، شهر را محاصره و تصرف کرد (ابن میسر، ص ٣٨؛
ابن خلدون ، ج ٥، ص ١٨٤). غفلت مسلمانان از اهمیت تهدید صلیبیان را می توان از این امر دریافت که در این ایام یکی دیگر از سلاجقه ، رضوان پسر تتش ، از دمشق به راه افتاده بود تا بیت المقدس را از فاطمیان بگیرد. اما او هرگز توان مقابله با سپاه الافضل را نداشت ، لذا نایب الحکومة فاطمی به مصر بازگشت و تنها دستة کوچکی از نیروهای خود را در بیت المقدس به محافظت گماشت .
اشارات متعدد در آثار نویسندگان مسلمان ، تصوری نسبتاً واقعی از زندگی در بیت المقدس پیش از تصرف صلیبیان به دست می دهد. به گفتة مجیرالدین حنبلی (ص ٢٦٣ـ ٢٦٥) مذهب غالب مردم شهر در قرن چهارم ـ پنجم حتی قبل از هجوم صلیبیان ، شافعی با رشحاتی از مذهب حنبلی بود که ابوالفرج شیرازی بدان سامان برده بود. این وضع در دوره های بعد نیز در شهر مشاهده شده است . بارزترین مشخصة زندگی در بیت المقدس حضور زائران از تمام نقاط جهان در این شهر بود. روح این شهر در اواخر قرن چهارم به نحو چشمگیری با قرن پنجم متفاوت بود. قرن چهارم با سه شخصیت برجستة ایرانی تبار مشخص می شد: مقدسی ، سیاح بزرگ و یکی از والاترین شخصیتهایی که تمدن اسلامی پرورده است ؛
مطهربن طاهر، پژوهنده ای تیزبین و بی غرض در زمینة ادیان ، که آثار خود را در شهر بُست ، در شرق ایران ، به رشتة تحریر درآورد؛
و بالاخره ابوسلیمان محمدبن معشر قدسی بستی که ، به گفتة ابوسلیمان منطقی ، نویسندة رسائل اخوان الصفا بوده است .
اما در قرن پنجم ، معارف مختلف اسلامی ، با اقبال هرچه بیشتر روبرو شد. یکی از نمایندگان تمام عیار این عصر ابوالفضل بن طاهر قَیسرانی بود که در زمینة زبان عربی ، حدیث و بویژه عرفان فعالیت فراوان داشت . مُشرّف بن مُرَجّا، نویسندة فضائل القدس ، نیز در همین قرن زندگی می کرد. برجسته ترین عالم بیت المقدس ، ابوالفتح نصربن ابراهیم ، شیخ شافعیان شام بود که در اواخر این دوره شهر را به قصد صور ترک کرد (یافعی ، ج ٣، ص ١٥٢ـ١٥٣). این شهر به عنوان محل تبعید یا تحصن کسانی نیز که عقاید و شیوة زندگانی نامتعارفی داشتند مورد توجه بود. چنین توجهی از اوایل عهد بنی امیه آغاز شده بود (طبری ، سلسلة اول ، ص ١٩٢٠، س ١٠؛
ابن سعد، ج ٧، قسم ٢، ص ١٥٦ـ١٥٧).
٥) دورة صلیبیان و ایوبیان . صلیبیان در ١٢ شعبان ٤٩٢/٦ ژوئن ١٠٩٩، بیت المقدس را محاصره کردند و در ٢٣ رمضان / ١٥ ژوئیة همان سال ، به تصرف خود درآوردند. قتل عام مسلمانان و یهودیان ناشی از ملاحظات دینی و نظامی بود. بیت المقدس پس از این هجوم ، به صورت شهری مسیحی درآمد که در آن نه آیینهای اسلام و یهودیت مجاز بود و نه غیرمسیحیان حق اقامت داشتند. مساجد به کلیسا تبدیل شد، یا به عنوان اماکن غیردینی مورد استفاده قرار گرفت . مملکت نوپای مسیحی ، مملکت اورشلیم یا «رگنوم هیروسالم » نامیده شد و بیت المقدس (اورشلیم ) به عنوان مرکز این مملکت ، و در مقام یک مکان مقدس مسیحی ، رو به رونق نهاد. در کمتر از یک دهه پس از آنکه صلیبیان این شهر را تسخیر کردند، زندگی برای سکنة غیرمسیحی به حالت عادی درآمد. ورود به این شهرهمچنان برای مسلمانان و یهودیان ممنوع بود، اما آنان بمرور اجازه یافتند که برای تجارت و زیارت وارد شهر شوند (ابن منقذ، ص ١٣٤ـ ١٣٥). صلاح الدین ایوبی پس از پیروزی قاطع بر صلیبیان در حِطّین (ربیع الثانی ٥٨٣/ ژوئیة ١١٨٧) به طرف بیت المقدس پیش رفت و این شهر را به محاصرة خود درآورد. پس از مذاکرات فراوان ، در رمضان ٥٨٣/ نوامبر ١١٨٧، پیمانی میان او و صلیبیان منعقد شد. براساس آن ، سکنة شهر اجازه یافتند که پس از پرداخت فدیه خود را آزاد سازند. تنها مسیحیان شرقی در بیت المقدس ماندند و شهر در اندک زمانی چهرة کاملاً اسلامی به خود گرفت . اماکن مقدس مسلمانان حیثیت پیشین خود را بازیافت . یکی از نقاط عطف تاریخ بیت المقدس قدرت یافتن المعظم ، برادرزادة صلاح الدین ایوبی ، سلطان دمشق بود. او باوجود تلاش فراوان برای تزیین حرم و تأسیس مدرسة علوم دینی حنفی به نام «المعظمیه » ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، آثار و بناهای تاریخی )، به سبب ترس از تجاوزات دوبارة مسیحیان ، در ٦١٦/١٢١٩ دستور داد تا تمامی شهر را بجز حریم معبد، کلیسای قیامت و قلعة نظامی ، منهدم کنند. اما برادر او الکامل که حاکم مصر بود، برای آنکه از تعرض ایوبیان شام مصون باشد، در حدود ٦٢٦/١٢٢٩ معاهده ای با امپراتور فردریک دوم منعقد کرد و طبق آن این شهر را به مدت ده سال به او واگذاشت . به سبب منازعاتی که بعدها بین ایوبیان مصر و ایوبیان شام پیش آمد، قراردادی میان ایوبیان شام و مسیحیان منعقد شد که به موجب آن ظاهراً مسلمانان حتی از ناحیة معبد نیز بیرون رانده می شدند و فرمانده صلیبیان امکان می یافت که بر بیت المقدس یکسره تسلط یابد (کدر ، ج ٤١، ص ٨٨). سرانجام ، بیت المقدس به سلطة حکّام مصر درآمد و جز مدت کوتاهی در ٦٤٧ که دوباره به دست سلطان دمشق افتاد، تا زمانی که عثمانیها در ٩٢٢ـ٩٢٣ آنجا را فتح کردند، همچنان زیر سیطرة مصریان باقی ماند.
دورة دوم .
٦) قداست بیت المقدس در اسلام ؛
«فضائل القدس ». تاریخ بیت المقدس در این دوره تا حد زیادی متأثر از منازعة طولانی صلیبیان و مسلمانان است . جایگاه بیت المقدس در اسلام فراز و نشیبهای خاصی داشته است ( حدیث مشهور نبوی که بیت المقدس را پس از مکه و مدینه سومین شهر مقدس اسلام معرفی می کند (ابن حنبل ، ج ٢، ص ٢٣٨) موجب توجه و اقبال مردم به این شهر شد و آثاری در فضیلت این شهر به وجود آمد ) . در قرن پنجم دو کتاب در «فضائل القدس » تدوین شد. قداست بیت المقدس از ٥٣٩، در دورة عمادالدین زنگی ، و در عهد صلاح الدین و در سالهای قبل و بعد از ٥٨٣ به اوج خود رسید. در نیمة دوم قرن ششم و در قرون بعد، کتابهای بسیاری دربارة «فضائل القدس » در نقاط مختلف به رشتة تحریر درآمد و در دورة ممالیک ، نگارش این کتابها چندین برابر شد؛
دست کم سی کتاب در باب «فضائل القدس » از این دوره بازمانده است (سیوان ، ص ١٨١).
٧) دورة ممالیک و عثمانیها (٦٤٨ـ١٢٤٧). در آغاز دورة ممالیک ، بخش اعظم بیت المقدس ویرانه و خالی از سکنه بود. پس از پیروزی ممالیک در عین جالوت در شوال ٦٥٨، بیت المقدس مشخصاً در قلمرو آنها ادغام شد و ابتدا تحت حکومت مملوک نایب الحکومة دمشق درآمد. در ٧٧٨ ناحیة بیت المقدس واحد اداری مستقلی شد که حکمران آن ، با عنوان «نایب » (قائم مقام سلطان )، مستقیماً در مقابل حکومت قاهره مسئول و پاسخگو بود. تاریخ این دوره عمدتاً شاهد بازسازی این شهر بوده است . در این دوره ، سلاطین اماکن مقدس اصلی آنجا را تعمیر و تزیین کردند. به طور کلی این شهر را در عهد ممالیک بایستی شهر پارسایان مسلمانی دانست که از محل موقوفات و وجوه شرعی روزگار می گذرانیده اند. بارزترین جنبة زندگی اعضای این طبقة مسلط جامعة بیت المقدس ، تحرک و پویایی آنها بوده است . این افراد غالباً، همزمان صاحب مشاغل گوناگون چون استاد یا مُعید مدارس ، خطیب ، قاضی ، مفتی ، یا سرپرست خانقاههای دراویش بودند. آنان پیوسته به قاهره و دمشق و جاهای دیگر سفر می کردند و بندرت در بیت المقدس اقامت دائم می یافتند. دومین خصیصة این طبقه از علمای مسلمانان ، امتیاز تعلق آنان به خانواده های برجسته ای بود که نظارت برسودآورترین موقوفات میان آنان تقسیم شده بود. برجسته ترین خانواده در میان خانواده های علمای مسلمان ـ تقریباً در تمامی طول حکومت ممالیک (و نیز اوایل عثمانی ) ـ بنوابن جَماعه بود. بیشتر اعضای این دودمان در بیت المقدس خطیب و قاضی بودند. خاندان مصری قَرقَشندیه نیز دارای امتیاز مقام خطیبی مسجدالاقصی بودند. مهمترین خاندان حنفی مذهب بیت المقدس ، دیریه بود که اعضای این خانواده در بیت المقدس و سایر شهرهای فلسطین ، و نیز در قاهره به عنوان قاضی حنفی خدمت می کردند. اصل ونسب خاندان مشهور خالدی به همین خانوادة فلسطینی می رسد. ابن الهائم (متوفی ٤١٢)، متخصص علم الحساب و تقسیم ارث ، و کمال الدین بن ابی شریف از مراجع بزرگ فقه اسلامی (٨٢٢ ـ ٩٠٥) سالهای زیادی از عمر خود را در این شهر گذراندند و در همانجا وفات یافتند (عارف ، ص ٥٠٦ ، ٥٠٨).
تاریخ دقیق ورود ترکهای عثمانی به بیت المقدس ، در خلال مبارزات پیروزمندانة سلطان سلیم اول با ممالیک (٩٢٢ـ٩٢٣)، روشن نیست . جانشین وی ، سلطان سلیمان قانونی ، آثار متعددی از خود در این شهر برجای گذاشت . عوارض وضع شده بر زوار پرشمار کلیسای قیامت و مالیات سرانة مأخوذ از مسیحیان و یهودیان ، از منابع مهم درآمد شهر بود. تقریباً در تمامی طول مدت استیلای ترکها بر این شهر، و تحقیقاً تا نیمة دوم قرن سیزدهم ، فقدان امنیت ، مانع پیشرفت و توسعة بیت المقدس بود. حکومت عثمانی نه می توانست و نه می خواست که امنیت شهر را از طریق اداری و نظامی تأمین و تضمین کند. این وضع از آنجا ناشی می شد که استانبول بیشتر از آنکه دربند سامان بخشیدن به امور بیت المقدس باشد، این شهر را منبع درآمد تلقی می کرد. در این دوره ، حاکم بیت المقدس ، نظامی بود (عارف ، ص ٣١٧ـ ٣٢٨). معمولاً حکّام و تیولداران این سنجق (بیت المقدس ) و نیروهای پادگان نظامی شهر از میان افراد محلی انتخاب نمی شدند. قاضیها از استانبول گسیل می شدند و بدون استثنا حنفی مذهب بودند. از آنجا که تنها معدودی ترک همواره در بیت المقدس اقامت داشتند، هویت عربی این شهر محفوظ ماند و نطفه های استقلال داخلی آن رشد کرد. قیامهای عمومی ، که بعضاً به شورش مبدل می شد، گاهی سبب می گردید که حاکمی ظالم (یا ضعیف ) از شهر رانده شود. جریان رایجتر، ظهور خانواده های مشهور خطیب ، خالدی ، عَلَمی ، انصاری ، دَجانی ، حسینی ، نشاشیبی ، نُسیبه و دیگران است که در این دوره شکل گرفتند یا شهرت یافتند. قرن سیزدهم برای بیت المقدس آغازی ناخجسته داشت ؛
در ١٢٢٣ به دنبال آتش سوزی کلیسای قیامت ، سلطان محمود دوم به یونانیها اجازة بازسازی بنا را داد اما ینی چریها دست به تحریکاتی زدند تا از بازسازی کلیسا جلوگیری کنند. در نتیجه ، شورشی عمومی برپا شد که به دست والی دمشق ، سرکوب شد و ٣٨ تن از رهبران شورش اعدام شدند (عارف ، ص ٣٥٦ـ ٣٥٨). در حدود ١٢٤٠ شورش دیگری به سبب وضع مالیاتهای سنگین بر اهالی شهر پاگرفت که با مداخلة سپاهیان سلطان عثمانی فرونشست (اسپیریدون ، ص ٣ـ٤).
تاریخ معاصر . در این دوره تحولات اساسی در این شهر روی داد و بیت المقدس آشکارا به صورت شهری مسیحی ـ یهودی درآمد، ولی سکنة مسلمان آن نیز به نحو محسوسی افزایش یافت . افزایش غیر مترقبة شمار مسیحیان
این شهر به سبب وابستگی فزایندة ترکیه عثمانی به تحولات اروپا بود.
این تحول ، با فتح فلسطین ( و خارج شدن آن از سلطة عثمانی ) به دست ابراهیم پاشا فرزند محمدعلی پاشا خدیو
مصر، در ١٢٤٧ آغاز شد. مسیحیان (و یهودیان ) بیت المقدس از بسیاری از مالیاتهای ویژه ای که ناگزیر بودند به حکام محلی پرداخت کنند خلاصی یافتند و مجاز شدند که برای خود اماکن مذهبی بسازند یا آنها را مرمت کنند و به خدمت حکومت درآیند.
در پی بروز جنگ کریمه (١٢٦٩ـ١٢٧٢/١٨٥٣ـ١٨٥٦) که در آن ترکیه به یاری انگلستان و فرانسه از تجاوز روسیه نجات یافت ، روند نفوذ غرب در این سرزمین تشدید شد.
در ١٢٥٧ جامعة یهودیان بیت المقدس فرمان همایونی دایر بر انتصاب خاخام باشی دریافت کردند. در ١٢٨٢/
١٨٦٥ بیت المقدس از طریق تلگراف با جهان ارتباط یافت .
در ١٢٨٥/١٨٦٨ نخستین جادة شوسه بین بیت المقدس و یافا تکمیل گردید و راه آهن آن در ١٣١٠/١٨٩٢ احداث شد.
در این دوره ، شکل ظاهری ناحیة بیت المقدس ، ابعاد و وسعت آن ، ترکیب جمعیت و سکنة آن تماماً دگرگون شد. در داخل و خارج شهر کهنة بیت المقدس بناها و مؤسسات علمی ، بیمارستانها، درمانگاهها، پرورشگاهها و بسیاری مؤسسات خیریه ساخته شد.
منابع :
(١٤) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، چاپ تورنبرگ ، لیدن ١٨٥١ـ١٨٧٦؛
(١٥) ابن حنبل ، مسند احمدبن حنبل ، استانبول ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١٦) ( ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون المسمّی بکتاب العبر، و دیوان المبتدا و الخبر ، بیروت ١٣٩١/ ١٩٧١ ) ؛
(١٧) ابن سعد، الطبقات الکبری ، چاپ زاخاو و دیگران ، لیدن ١٩٠٥ـ١٩٤٠؛
(١٨) ابن منقذ، کتاب الاعتبار ، چاپ فیلیپ حتی ، پرینستون ١٩٣٠؛
(١٩) ابن میسر، اخبار مصر ، چاپ ماسه ؛
(٢٠) یحیی بن سعید انطاکی ، تاریخ الانطاکی ؛
احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ
(٢١) دخویه ، لیدن ١٨٦٦؛
(٢٢) مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد حنبلی ، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل ؛
(٢٣) ( محمدبن احمد ذهبی ، دول الاسلام ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥ ) ؛
(٢٤) خلیل سرکیس ، تاریخ اورشلیم ای القدس الشریف ، بیروت ١٨٧٤؛
(٢٥) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٩ـ١٩٠١؛
(٢٦) عارف عارف ، المفصّل فی تاریخ القدس ، اورشلیم ١٩٦١؛
(٢٧) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٨) عبدالله بن اسعد یافعی ، مرآة الجنان و عبرة الیقظان ؛
(٢٩) E. Ashtor, "An Arabic book on the merits of Jerusalem", Tarbiz , xxx (١٩٦٠), ٢٠٩-٢١٦;
(٣٠) H. Busse, The sanctity of Jerusalem in Islam," Judaism , XVII (١٩٦٨), ٤٤١-٤٦٨;
(٣١) S. D. Goitein, "The sanctity of Jerusalem and Palestine in early Islam," in Studies in Islamic history and institutions , Leiden ١٩٦٦;
(٣٢) B. Z. Kedar, in Tarbiz , XII (١٩٧١);
(٣٣) J. Mann, Jews in Egypt and Palestine under the Fa ¦t ¤imids , repr. ١٩٧٠;
(٣٤) T. Nخldeke, ZDMG , XXIX;
(٣٥) H. Sauvaire, Histoire de Jإrusalem et d'Hإbron depuis Abraham jusqu'ب la fin du xv. siةcle, fragments de la chronique de Moudjiraddyn , Paris ١٨٧٦;
E. Sivan, Le caractةre sacrإ de Jإrusalem dans l'Islam au XII e -XIII e siإcles, in
(٣٦) Studia Islamica , XXVII (١٩٦٧), ١٤٩-١٨٢;
(٣٧) S. N. Spyridon, Annals of Palestine ١٨٢١-١٨٤١ , Jerusalem ١٩٣٨;
(٣٨) A. L. Tibawi, Jerusalem, its place in Islamic and Arabic history , Beirut ١٩٦٩.
(٣٩) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل uds" ¤"Al-K .
/ س . گویتین ، تلخیص از ( د. اسلام ) /
تکمله . با ورود عثمانی به جنگ جهانی اول ، تلاشهای بریتانیا برای تجزیة عثمانی شروع شد. بریتانیا نخست به وسیلة نمایندگان خود با شریف حسین ، حاکم مکه از سوی عثمانی ، و پسران او مذاکره کرد و به آنان وعده داد که از ایجاد حکومت واحد عربی در تمام سرزمینهای عرب حمایت خواهد کرد (١٣٣٣/١٩١٥). در ١٣٣٤/١٩١٦ قرارداد سایکس ـ پیکو میان فرانسه و بریتانیا به امضا رسید. این قرارداد
با وعده های بریتانیا به شریف حسین در تضاد بود، زیرا براساس آن فلسطین به صورت بین المللی اداره می شد. سپس انگلستان برای کسب حمایت مالی و سیاسی یهودیان با صهیونیستها وارد مذاکره شد و در ١٦ محرم ١٣٣٦/ ٢ نوامبر ١٩١٧ با صدور اعلامیة بالفور ایجاد «وطن ملی یهود» را تعهد کرد. این اعلامیه در اصل ، نامة بالفور، وزیر خارجة وقت انگلیس ، به لرد رتشیلد (روچیلد)، از رهبران صهیونیسم ، بود. اعلامیة بالفور محصول گرایش متقابل امپریالیسم و صهیونیسم بریتانیا به یکدیگر بود و با وعده های سابق انگلستان در موافقتنامة سایکس ـ پیکو * تضادی آشکار داشت ( بیت المقدس ، ص ٨٤ ـ ٨٥؛
احمدی ، ص ١٣٥، ١٤٩ـ ١٥٣). در واقع دولت انگلیس به این وسیله توانست بحران مسیحیت ـ یهود را به جهان اسلام منتقل سازد (ولایتی ، ص ٤). بلافاصله پس از صدور اعلامیة بالفور، خاییم وایزمن همراه عده ای از سران صهیونیسم ، سنگ بنای دانشگاه عبری را در بیت المقدس نصب کرد ( بیت المقدس ، ص ٨٥).
در ٢٣ صفر ١٣٣٦/ ٩ دسامبر ١٩١٧، حدود یک ماه پس از صدور اعلامیة بالفور، بیت المقدس به اشغال نیروهای انگلیس تحت فرمان ژنرال النبی درآمد (همان ، ص ٨٤).
از آن پس ، بیت المقدس که همواره مرکز فلسطین به حساب می آمد، به کانون حرکتهای ضد استعماری و ضد صهیونیستی مسلمانان فلسطین بدل شد. با تشکیل «جمعیت اسلامی ـ مسیحی » بیت المقدس به ریاست موسی کاظم پاشا الحسینی ، در اوایل ١٣٣٧/ ١٩١٩، مقاومت مسلمانان و سایر عربهای فلسطین در بیت المقدس سازماندهی شد. این تشکل در همان سال ، در مخالفت با اعلامیة بالفور، تظاهراتی در شهر قدس برگزار کرد. در شعبان ١٣٣٨/ آوریل ١٩٢٠، نخستین قیام جدی مسلمانان بیت المقدس در مبارزه با سلطة مشترک انگلیسیها و صهیونیستها بر فلسطین و بر شهر قدس شکل گرفت که از سوی سربازان انگلیسی سرکوب شد. طی این سالها، در سالروز صدور اعلامیة بالفور تظاهرات اعتراض آمیز در بیت المقدس برگزار می شد ( بیت المقدس ، ص ٨٥ ـ ٨٨).
در ٣١ تیر ١٣٠١/٢٢ ژوئیة ١٩٢٢ شورای جامعة ملل ، قیمومت فلسطین را رسماً به دولت انگلیس واگذاشت و بیت المقدس به عنوان مرکز قیمومت بریتانیا بر فلسطین (١٣٠١ـ١٣٢٧ ش /١٩٢٢ـ ١٩٤٨) برگزیده شد ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل "Jerusalem" ؛
احمدی ، ص ٤١٥؛
ولایتی ، ص ٧٣ـ٩٢). کوششهای شخصیتهای اسلامی برجسته ای چون حاج امین الحسینی ، عبدالقادر الحسینی ، موسی کاظم پاشاالحسینی ، برای حل مسالمت آمیز مسئلة بیت المقدس و فلسطین ، بی نتیجه ماند. محور تلاش آنان جلب توجه مسلمانان سراسر جهان به اهمیت مسئلة قدس و تعلق آن به همة مسلمانان بود، اما این تلاشها به لحاظ تشتتی که در آن سالها تا بعداز جنگ جهانی دوم برجهان اسلام حاکم بود، ثمری نداشت . در ١٣٠٨ ش /١٩٢٩، به دنبال تصرف دیوار بُراق (دیوار ندبه ) و مسجد جامع از سوی صهیونیستها، درگیریهای دامنه داری میان مسلمانان و یهودیان روی داد که سراسر فلسطین را دربرگرفت . این مقاومت مردم مسلمان فلسطین به انقلاب براق معروف شد ( بیت المقدس ، ص ٩١ـ ٩٥؛
خسروشاهی ، ص ٥١ـ٥٦؛
نیز رجوع کنید به ص ٦٩ـ٧١). بروز جنگ جهانی دوم ، بحرانهای موجود در بیت المقدس را که ناشی از استعمار بریتانیا و اقدامات پنهانی صهیونیستها بود، گسترش داد ( بیت القدس ، ص ١٠٨).
در ٧ آذر ١٣٢٦/٢٩ نوامبر ١٩٤٧، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ای دایر بر تقسیم فلسطین به دو کشور عربی و یهودی که از طریق اتحادیه ای اقتصادی وحدت یافته باشند، تصویب کرد. در این قطعنامه بیت المقدس به صورت مرکزی بین المللی و غیرنظامی در نظر گرفته شد که از سوی کارگزاری شورای قیمومت سازمان ملل متحد اداره می شود (همان ، ص ١٠٨ـ ١٠٩؛
سازمان ملل متحد، ص ٥، ٣٢). این در حالی بود که فعالیتهای تروریستی گروههای صهیونیست شدت یافته بود. از جمله در فروردین ١٣٢٧/ آوریل ١٩٤٨ سازمان تروریستی «ایرگون » در روستای دیریاسین ، در نزدیکی بیت المقدس ، کودکان و زنان را قتل عام کرد. در ٢٤ اردیبهشت ١٣٢٧/١٤ مه ١٩٤٨، بن گوریون * به عنوان نخست وزیر، تشکیل رژیم صهیونیستی اسرائیل را اعلام کرد (احمدی ، ص ٢٤٣). با پایان یافتن نظام قیمومت (٢٥ اردیبهشت ١٣٢٧/ ١٥ مه ١٩٤٨) جنگ فلسطین را دربرگرفت و اسرائیل بخش غربی شهر بیت المقدس را به اشغال خود درآورد؛
در حالی که اردن بخش شرقی شهر، شامل شهر محصور قدیمی ، را در تصرف داشت (سازمان ملل متحد، ص ٣٢؛
بیت المقدس ، ص ١١٠). در بهمن ١٣٢٨/ ژانویة ١٩٥٠، رژیم صهیونیستی پایتخت خود را به بیت المقدس غربی انتقال داد و در بخش غربی آن کارگزاریهای حکومتی تأسیس کرد (سازمان ملل متحد، همانجا). تا ١٣٤٦ ش /١٩٦٧ بیت المقدس عملاً وضعی نامتعادل داشت ، لیکن به جهت حاکمیت سیاسی ، تابعی از دولت اردن به شمار می آمد (حمیدی ، ص ٢٦٨). به دنبال جنگ شش روزه در خرداد ١٣٤٦/ژوئن ١٩٦٧، اسرائیل بخش شرقی شهر را در ١٥ خرداد/ ٥ ژوئن به اشغال خود درآورد.با اشغال کامل این شهر، فصل جدیدی در تاریخ آن گشوده شد؛
در ٦ مرداد/ ٢٨ ژوئیة همان سال رژیم صهیونیستی به رهبری معراخ ، نخستین گام سلطه بر این شهر را برداشت و با صدور اعلامیه ای در همان سال ، که به «قانون قضا» مشهور شد، حدود هفتادهزار هکتار از اراضی اطراف قدس را تصاحب کرد و در ٢٧مرداد/ ١٨ اوت عملیات تسریع اسکان و خانه سازی به شهرداری قدس تفویض شد. نخستین طرح شهرک سازی قدس یک سال پس از اشغال آن ارائه شد. در این طرح ، سیاست پیوند دادن میان نقاط مسکونی یهودی و جداسازی واحدهای مسکونی اعراب و ایجاد حصار در اطراف شهر از طریق شهرک سازی ، درنظر گرفته شده بود. طرحهای بعدی نیز بر افزایش یهودیان در قدس شرقی متمرکز بود ( سیاست و حکومت رژیم صهیونیستی ، ص ٢٩٢ـ٢٩٣؛
رجوع کنید به معروف ، ص ٧٩ـ ٩٢). در حالی که هنگام خروج دولت عثمانی از بیت المقدس تنها ٤٧ محلة یهودی نشین با حدود دوازده هزار تن ساکن وجود داشت ، در ١٣٤٣ ش /١٩٦٤ شمار محله های یهودی نشین به ٧٢٤ رسید (دباغ ، ج ٤، ص ١٦٠ـ١٦٧). در ١٣٧٠ ش /١٩٩١، با پیشنهاد دو شرکت اسرائیلی به وزیر مالیة رژیم صهیونیستی ، سیاست مصادرة اراضی برای یهودی کردن بیت المقدس آغاز شد («شهرک سازی در بیت المقدس ...»، ص ١٢). شهرک سازی و اسکان یهودیان در بیت المقدس طی مذاکرات صلح نیز ادامه یافت . در تیر ١٣٧١/ ژوئیة ١٩٩٣ تعداد ساکنان شهرکهای یهودی در قدس شرقی به
١٦٠ هزار تن افزایش یافت که در هشت منطقه زندگی می کردند. در همین حال تعداد فلسطینیان ١٥٥ هزار تن بود؛
به عبارت دیگر برای نخستین بار یهودیان در این شهر اکثریت یافتند ( سیاست و حکومت رژیم صهیونیستی ، ص ٢٩٤ـ٢٩٥). براساس گزارش منابع اسرائیلی ، تاکنون دولت صهیونیستی توانسته است یک سوم کل اراضی بیت المقدس شرقی را که حوزة اقامت مردم فلسطین است ، مصادره کند. هدف از این سیاست در واقع ایجاد کمربند صهیونیستی در اطراف شهر بیت المقدس خصوصاً حوزة شرقی آن است («قدس : کلید گفتگوهای صلح »، ص ١٥ـ ١٧).
اجرای سیاست شهرک سازی در جبل ابوغنیم نیز، که از اهمیت راهبردی ـ ارتباطی بین بخش شرقی و سایر نواحی مسلمان نشین برخوردار است ، با هدف قطع ارتباط این شهر با مناطق الخلیل و بیت لحم صورت می گیرد تا زمینة انزوای بیشتر فلسطینیان ساکن شهر را فراهم سازد (صبری ، ص ١٢). براساس یک برآورد آماری ، همه ساله در برابر اجازة احداث ١٧٠ ، ٢ بنای مسکونی به یهودیان مهاجر، تنها اجازة ساخت ٢٣٠ بنا به فلسطینیهای بیت المقدس داده می شود («قدس : کلید گفتگوهای صلح »، ص ١٦).
مجموعة این سیاستها، بافت جمعیتی شهر را دچار تغییر و دگرگونی کرده و زمینة پاکسازی تدریجی قومی را در بیت المقدس فراهم آورده است . مقامات اسرائیلی صرفنظر از مصادرة اراضی ، ایجاد شهرکها و اقدامات تشویقی برای مهاجرت یهودیان مانند برقراری معافیت مالیاتی و عوارض شهری ، اقدامات دیگری چون ممانعت از ترمیم و مرمت ابنیه و منازل مسلمانان ، تحمیل مالیاتهای سنگین و اخذ اوراق هویت را نیز درپیش گرفته اند («اوضاع اجتماعی ، اقتصادی و بهداشتی فلسطینیان ...»، ص ٢٢ـ٢٤؛
ملکی ، ص ١٩). پس از آنکه مجلس اسرائیل رسماً بیت المقدس را پایتخت اعلام کرد، شورای امنیت سازمان ملل در ١٣٥٩ ش /١٩٨٠ این اقدام اسرائیل را محکوم کرد و از دولتهایی که دفاتر نمایندگی سیاسی خود را به بیت المقدس منتقل کرده بودند خواست تا آنها را به تل آویو بازگردانند. در این میان برخی دولتها از جمله امریکا با این درخواست مخالفت کردند. در سالهای اخیر، برخی کشورهای مسلمان ، برای بازپس گیری بیت المقدس ، کوششهایی کرده اند ( بیت المقدس ، ص ١٢٢ـ١٢٣).
منابع :
(٤٠) حمید احمدی ، ریشه های بحـران در خاورمیـانه ، تهـران ١٣٧٧ش ؛
(٤١) «اوضاع اجتماعی ، اقتصادی و بهداشتی فلسطینیان در قسمت قدیمی بیت المقدس : گزارش دوم »، نداءالقدس ، ش ١١ (١٥ خرداد ١٣٧٦)؛
(٤٢) بیت المقدّس ، ترجمه و تألیف مرتضی اسعدی ، تهران ١٣٦٧ش ؛
(٤٣) جعفر حمیدی ، تاریخ اورشلیم ( بیت المقدّس )، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٤٤) هادی خسروشاهی ، حرکت اسلامی فلسطین از آغاز تا انتفاضه ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٤٥) مصطفی مراد دباغ ، فلسطینیات ، بیروت ١٣٩٩؛
(٤٦) سیاست و حکومت رژیم صهیونیستی ، تألیف مؤسسة مطالعات فلسطینی ، ترجمة مرکز مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور، تهران ١٣٧٧ش ؛
«شهرک سازی در بیت المقدس : اقدام تازة صهیونیست ها
علیه حقوق ملی فلسطینیان (بخش اول )»، اطلاعات ، ش ٢١٠٤٣،
(٤٧) ١٦ اردیبهشت ١٣٧٦؛
عکرمه صبری ، «نگاه استراتژیک صهیونیست ها
(٤٨) به بیت المقدس : گفتگو با شیخ ' عکرمه صبری ، مفتی بیت المقدس »، اطلاعات ، ش ٢١٠٤٠، ١٣ اردیبهشت ١٣٧٦؛
(٤٩) «قدس : کلید گفتگوهای صلح »، ترجمان ، سال ٢، ش ٧٣ (اردیبهشت ١٣٧٦)؛
عبدمعروف ،
(٥٠) دولت فلسطین و شهرکهای یهودی نشین ، ترجمة فرزاد ممدوحی ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٥١) محمدرضا ملکی ، «موجودیت صهیونیستی : گسترش دامنة اقدامات پاکسازی قومی در بیت المقدس »، دیدگاهها و تحلیلها: بولتن ماهانة دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، سال ١١، ش ١١٤ (آبان ـ آذر ١٣٧٦)؛
علی اکبر ولایتی ، ایران و مسأله ی فلسطین ،
(٥٢) تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٥٣) The Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, NewYork ١٩٩٦, s.v. "Jerusalem" (by Reeva S. Simmon);
(٥٤) United Nations, The United Nations and the question of the Palestine , [New York] ١٩٩٤.
/ سیدعلی موجانی /
آثار و بناهای تاریخی . شهر بیت المقدس سرشار از آثار و ابنیة کهن و نفیس اسلامی است . امروزه از میان آثار و ابنیة فراوانی که ذکر آنها در کتب تاریخ رفته و از بسیاری از آنها اثری به جا نمانده است ، قریب یکصد بنای تاریخی و کهن اسلامی ، از جمله مساجد، مدرسه ها، زوایا، تکایا، رباطها، مقابر و قلاع و استحکامات و مانند آن در این شهر برجاست . بنای قبة الصخره * قدیمترین و نفیسترین و زیباترین و معظمترین این بناهاست که عبدالملک بن مروان ، خلیفة پنجم اموی ، در سال ٧٢ آن را برپا کرد. احتمالاً این بنا تنها اثر اموی
است که تاکنون باقی مانده است . از ساختمان اصلی و اولیة مسجدالاقصی * که ولید اول اموی (٨٦ ـ٩٦) آن را ساخته بود، به سبب آسیبهای زلزله و عوارض طبیعی دیگر چندان چیزی باقی نمانده و بناگزیر بنای آن در روزگار عباسیان و فاطمیان و صلیبیان و ایوبیان و ممالیک تجدید و ترمیم شده است . بخش اعظم آنچه امروز دیده می شود از زمان الظاهر، خلیفة فاطمی (٤١١ـ٤٢٧) بازمانده است . از آثار عصر عباسی چیزی که نشانه ای از تمدن شکوفای آن عصر باشد در این شهر مشهود نیست ؛
زیرا سلطة آنها براین سرزمین در اواخر قرن سوم هجری از میان رفت و حکومت این بلاد بترتیب به والیان طولونی و اخشیدی و فاطمی مصر انتقال یافت . از آثار آنها به سبب تاراجهای قرامطه در قرن چهارم هجری و جنگ و گریزهای ترکمانان و صلیبیان در اواخر قرن پنجم هجری و پس از آن ، چیزی در این شهر باقی نمانده است . از همین رو بعداز عصر اموی ـ جز بنای قبة الصخره و مسجدالاقصی ـ اثری از ابنیه و آثار اسلامی در این شهر نمی بینیم مگر آنچه بعداز جنگ حطّین و فتح مجدد بیت المقدس به دست صلاح الدین ایوبی ، در این شهر ساخته شده است .
الف ) آثار و ابنیة بازمانده از دورة ایوبیان در بیت المقدس : الزاویة الخثنیة ؛
ماءالعروب ؛
الجامع العُمری (امروزه جامع عمر)؛
المدرسة المیمونیة ؛
قبة المعراج ؛
قبة سلیمان ؛
الزاویة الجرّاحیة ؛
المدرسة الناصریة (پیشتر به نام مدرسه غزالیه )؛
زاویة الدرکاء؛
تربة الملک حسام الدین برکة خان (امروزه محل کتابخانة خالدیه )؛
زاویة الهنود؛
بناهای الملک عیسی بن الملک العادل ، شامل قبة النحویة (مرکزی که برای مطالعات زبان و ادبیات عربی در ٦٠٤ بنا شد)؛
یک برج (که منارة مسجد جامع القلعه برآن واقع است و در ٦٠٠ ساخته شده )؛
آب انباری معروف به «سبیل مشعلان » (٦١٣)؛
«المدرسة المعظمیة » (برای پیروان مذهب حنفی ؛
٦١٤) و دروازه یا باب شرف الانبیاء (امروزه معروف به «باب الملک فیصل »؛
٦١٠).
ب ) آثار بازمانده از دورة ممالیک بحری (٦٥٠ـ٧٨٤ : رباط علاءالدین البصیر؛
دارالحدیث ؛
المدرسة الدواداریة (امروزه معروف به مدرسة الاناث الاسلامیة : مدرسة دخترانة اسلامی ، ٦٩٥)؛
تربة وحدیة ؛
مدرسة السُلاّ میَّة ؛
زاویة المغاربة ؛
التربة الجالقیة (امروزه معروف به دارالخالدی )؛
جامع قلعة القدس (یا مسجد جامع قلعة بیت المقدس )؛
رواقهای مسجدالاقصی ( رجوع کنید به مسجدالاقصی * )؛
المدرسة الجاولیة (دانشکدة «روضة المعارف الوطنیة » تا سال ١٣٥٥/١٩٣٦، در محل این مدرسه بود)؛
المدرسة التنکزیة (٧٢٩)؛
الخانقاه الفخریة ؛
المدرسة الملکیة (٧٤١)؛
تربة ترکان خاتون (٧٥٣)؛
التربة الکیلانیة (امروزه معروف به دارالدّنف )؛
المدرسة الفارسیة ؛
المدرسة و التربة الارغونیة ؛
المدرسة المنجکیة ؛
المدرسة محدثیة ؛
المدرسة الاسعردیة ؛
المدرسة اللؤلؤیة ؛
المدرسة الخاتونیة .
ج ) آثار به جا مانده از دورة ممالیک بُرجی (٧٨٤ـ٩٢٢): المدرسة الباسطیة ؛
المدرسة الطولونیة ؛
المدرسة الغادریة ؛
المدرسة العثمانیة (امروزه معروف به دارالفتیانی که بانو اصفهان شاه خاتون آن را وقف کرده است )؛
المدرسة الجوهریة ؛
المدرسة الاشرفیة .
د) آثار به جای مانده از عهد عثمانی (٩٢٣ـ١٣٣٦): حصاری که سلطان سلیمان بن سلطان سلیم بنای آن را بر گرد شهرقدیمی بیت المقدس تجدید کرد و از مهمترین آثار بازمانده از عهد عثمانی است ؛
المسجد القیمری ؛
قبة الارواح ؛
قبة الخضر؛
رباط بیرم ؛
المدرسة الرصاصیة ؛
تکیة خاصکی سلطان و قبة یوسف آغا.
منابع :
(٥٥) ابن فضل الله عمری ، مسالک الابصار فی ممالک الامصار ، قاهره ١٩٢٤؛
(٥٦) ابن کثیر، البدایة و النهایة فی التاریخ ، قاهره ١٣٥٨؛
(٥٧) عبدالرحمان بن اسماعیل ابوشامه ، أزهار الروضتین فی أخبار الدولتین ، قاهره ١٢٨٧؛
(٥٨) مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد حنبلی ، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل ، نجف ١٩٦٨؛
(٥٩) محمدبن احمد مقدسی ، أحسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، لیدن ١٩٠٩؛
(٦٠) احمدبن علی مقریزی ، السلوک لمعرفة دول الملوک ، قاهره ١٩٣٤ـ ١٩٣٩؛
(٦١) Max van Berchem, La Jerusalem musulmane , Lausanne ١٩٧٨.
/ تلخیص از ( الموسوعة الفلسطینیة ) /