دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٧٥
بیت الفَقیه ، شهری در تِهامة یَمَن . برای متمایز ساختن این شهر از زیدیّه یا بیت الفقیه الکبیر در شمال نزدیک باجِل ، آن را بیت الفقیه الصغیر و بیت الفقیه ابن عُجَیل ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) نیز می خوانند.
بیت الفقیه احتمالاً از طریق مهاجرت قبیلة اَزد از مَأرِب ، با تاریخ قبل از اسلام مربوط است . بنابر روایات ، قبیلة ازد موقتاً در نزدیکی چشمه ای به نام غَسّان فرود آمدند که شاید میان وادی رِمَع و وادی زَبید بوده است . سپس گروهی از آنان به سوی سوریه رفتند و سلسلة غسّانی را تأسیس کردند. در قرن هشتم ، ابن بطوطه از روستای غسّانه در نزدیکی مقبرة شیخ احمدبن عجیل ، نام برده (ج ١، ص ٣٠٢ـ٣٠٣)، ولی این نام امروزه در آنجا ناشناخته است . جغرافی نویسان متقدم مسلمان از غسّانه و بیت الفقیه نام نبرده اند. احتمالاً اندکی پس از مرگ «فقیه »، ابوالعباس احمدبن موسی بن علی بن عمربن عُجَیل ، در ٦٩٠ و عمدتاً بر اثر زیارت زوّار از مقبرة وی و کراماتی که به «ذکر» نام او نسبت می داده اند، روستای فعلی بیت الفقیه برگرد مزار وی به وجود آمده است . بیت الفقیه در قرن یازدهم /هفدهم مرکز قهوة بندرمُخا شد و رونق بیشتری یافت ، و یکی از عمّالِ کمپانی هندشرقی به نام روینگتون در ١٠٦٩/١٦٥٩ پیشنهاد کرد که در آنجا کارخانه ای تأسیس شود. طی قرن دوازدهم / هجدهم ، امامان یَمَنی از مخا و بیت الفقیه رویهمرفته ماهانه ٥٠٠ ، ١ پوند عایدات داشتند و این مبلغ در خلال ماههای بارگیری محمولات به مقصد هند افزایش می یافت . همیلتون فروش سالانة قهوة بیت الفقیه را ٠٠٠ ، ٢٢ تُن تخمین زده است . با این حال ، طی همین دوره ، در نتیجة توسعة کشت قهوه در سیلان و نیمکرة عربی ، تجارت یمن رو به رکود نهاد و بیت الفقیه علیرغم هرج ومرج سیاسی شایع در عربستان جنوبی ، زندگی عادی و علمی خود را از سرگرفت .
اوضاع آشفته و ناآرام این ناحیه ، عمدتاً معلول استقلال طلبی قبیلة زَرانیق بود. این قبیله ، که مرکزش بیت الفقیه بود، با حدود ده هزار مرد جنگی ، هیچگاه از حکومت تمکین نمی کرد، و در ١٣٣٢/١٩١٤ چنان قدرتی داشت که از پیاده نظام عثمانی مالیات راهداری می گرفت و حتی در ١٣٢٦ ش /١٩٤٧، نیروهایی را که امام ( یمن ) برای تنبیه ایشان گسیل داشته بود تا آخرین نفر قلع وقمع کرد.
( امروزه بیت الفقیه خوش آب وهواترین شهر تهامه است . در شهر قلعه ای و پیرامون آن نخلستانهای بسیاری وجود دارد. این شهر به سبب پارچه های حریر و کتان زیبایش از معروفترین شهرهای یمن است (وصفی زکریا، ص ٨٦) ) .
منابع :
(١) ( ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) احمد وصفی زکریا، رحلتی الی الیمن ، دمشق ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٣) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥، ج ١، ص ٩٠١ـ٩٠٣ ) ؛
(٤) G. W. Bury, Arabia infelix , London ١٩١٥;
(٥) W. Foster, The English factories in India, ١٦٥٥-١٦٦٠ , Oxford ١٩٢١;
(٦) A. Hamilton, A new account of the East Indies , Edinburgh ١٧٢٧;
(٧) W. B. Harris, A journey through the Yemen , Edinburgh and London ١٨٩٣;
(٨) G. Heyworth-Dunne, Al- Yemen , Cairo ١٩٥٢;
(٩) Khazradj ¦â, History of the Resuli dynasty of Yemen , ed. and tr. J. W. Redhouse, Leyden and London ١٩٠٨;
(١٠) ـ Uma ¦ra, Yaman, its early mediaeval history , ed. and tr. H. C. Kay, London ١٨٩٢;
(١١) United Kingdom. Admiralty, Western Arabia and the Red Sea , Oxford ١٩٤٦.
/ ر. هدلی ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام ) /