دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٥
باصِری ، ایل ، از ایلات خمسة * فارس (جمعیت ، طبق سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده در ١٣٦٦ : ٨٦٨ ، ٧ تن ). در نواحی آباده ، اقلید، مرودشت ، جهرم ، شیراز، لار (در استان فارس )، در منطقة باریکی در جهت شمالی ـ جنوبی به طول ٣٢٠ کیلومتر و عرض ٤٠ تا ٨٠ کیلومتر، زیست می کنند. قشلاق آنان در منطقة لار و ییلاقشان در دامنة کوهستان بُل (در مشرق اقلید) است . این ایل مشتمل است بر ١٤ تیره یا طایفه و ٤١ بُنْکو یا اولاد. هر بنکو شامل ٤ تا ٩ خانوار است که در سیاه چادر زندگی می کنند و از هر چند سیاه چادر یک اردو تشکیل می شود. سرپرست اردوها در قدیم از طرف خان تعیین می شد و، در غیاب او، ریش سفیدان بنکو مسئولیت اردو را بر عهده داشتند. ریاست ایل تا پیش از انقلاب با خان یا کلانتر (از تیرة کُلُمْبه ای ) و منصب او موروثی بود (امان اللهی بهاروند، ص ١٩١). تیره های ایل باصری عبارت اند از: فرهادی ، ننه عرب ، آل قلی ، ظهرابی ، ایلخاص ، علی قنبری ، کرمی ، لبوموسی ، علی شاه قلی ، کُلُمْبه ای ، حنایی ، عبدلی (عبدالهی )، میر، جوچین . گاهی بنکوها از یک تیره به تیرة دیگر منتقل می شوند. در دورة قاجاریه ، تیره های مهم ایل باصری عبارت بودند از: چاربُنیچه (یا: تَربُرچاربنیچة ) ترک زبان شکاری ، علی قنبری ، علی میرزایی ، ویسی . این تیره ها مشتمل بر ٠٠٠ ، ٣ خانوار بود (فسایی ، ج ٢، ص ١٥٧٧؛ کیهان ، ج ٢، ص ٨٧). باصریها عمدتاً شیعه و فارسی زبان اند. برخی تیره ها، مانند شاه قلی و حنایی ، به زبان عربی و برخی دیگر، مانند آل قلی ، به ترکی قشقایی سخن می گویند. شغل باصریهای آبادی نشین زراعت و کار عمدة چادرنشینان دامداری (پرورش گوسفند و بز و اسب ) است . صنایع دستی آنها جاجیم بافی و گلیم بافی است . بافت قالی و قالیچه بیشتر در تیره های آبادی نشین باصری در برخی ا ز دهکده های دهستان خُنگِشت رایج است . رنگ نارنجی قالیها مشخصة آنهاست (پرهام ، ج ١، ص ٤٣، ٢٣٢). در گذشته ، قالیچه های مرغوبی می بافتند (ادواردز، ص ٣٢٢). چادرنشینان باصری از ١٥ اسفند از ییلاق به قشلاق حرکت می کنند و نوروز را، که با آغاز کوچ بهاره کمابیش مطابقت دارد، جشن می گیرند. ١٥ روز تا یک ماه در کوچراه اند. حرکت از قشلاق به ییلاق از نیمة دوم شهریور آغاز می شود و باصریها در مسیر خود به زیارت امامزاده ها می روند.
پس از انقلاب اسلامی ایران در ١٣٥٧، باصریها، مانند بسیاری از عشایر، از دبستان عشایری و دیگر امکانات آموزشی و همچنین از مراکز خدمات بهداشتی و ایستگاههای سیار دامپزشکی و از فروشگاههای تعاونی عشایری بیشتر بهره مند شدند.
پیشینه . منابع دست اوّل موثقی دربارة ایل باصری پیش از دورة قاجاریه در دست نیست . ظاهراً بر طبق نوشتة فسایی ، از زمان صفویه حکومت و ضابطیِ ایل باصری ضمیمة حکومت ایل عرب بود و در ١٢٧٩ ضابطیِ این ایل از دست خوانین باصری و عرب خارج شد (ج ٢، ص ١٥٧٦، ١٥٧٧). از دورة قاجاریه اطلاعات فراوانی دربارة باصریها در متون تاریخی دیده می شود. در ١٢٩١، قوام الملک امور ایل باصری را به حاجی نصراللّه خان سرتیپ واگذار کرد. در ١٢٩٢، باصریها از سنگینی مالیات به مرکز شکایت کردند. در ١٣٠١، اسماعیل خان ، یکی از خوانین ایل ، در نزدیکیهای ده بید به دست چند تن کشته شد. در ١٣٠٨، باصریها همراه نیروهای دولتی در سرکوب شورش بهارلوها به رهبری حسین خان بهارلو شرکت داشتند. در ١٣١٢، سرپرستی ایلات اربعه ، متشکل از ایلات عرب و اینانلو * و فِیلی * و باصری ، به نواب عین الملک داده شد ( وقایع اتّفاقیه ، ص ٩، ٢٨، ٢١٧، ٣٨٢، ٤٨١). تشکّل ایلات اربعه ، مانند ایلات خمسه * ، نمودار نوعی اتحاد سیاسی است و نه متاثر از ساختار عشیره ای . در ١٣١٩، ضابط ایلات عرب و باصری امیر آقاخان بود (همان ، ص ٦٦٣). ده سال بعد، در ١٣٢٩، هنگام وقوع حوادث جنوب (نورزاده بوشهری ، ص ٣ـ٥)، آقاخان ، کلانتر باصری ، و دیگر خانهای فارس و بختیاری ، با مخابرة تلگراف به مجلس شورای ملّی ، به تجاوزات دولت روسیه اعتراض کردند و آمادگی خود را برای فداکاری اعلام داشتند (شریف کاشانی ، ج ٣، ص ٦٩٦ـ٦٩٧). در ١٣٣٥، پس از تشکیل پلیس جنوب ، باصریها همراه دیگر عشایر فارس با آن درگیر شدند (سفیری ، ص ١٣٩ـ١٤١). در ١٣٣٦، باصریها و قشقاییها با قشون انگلیس ، در ٤١ کیلومتری مغرب ده بید در دهکدة کافتر، به نبرد پرداختند (مابرلی ، ص ٣١٧ـ٣١٩). پس از کودتای ٣ حوت ١٢٩٩، باصریها، مانند دیگر عشایر جنوب ، رفته رفته زیر نفوذ دولت و نظامیان قرار گرفتند. در ١٣٠٩ ش ، بزور تخته قاپو (آبادی نشین ) شدند و در مناطق سردسیر تلفات سنگینی به آنان وارد آمد. پس از شهریور ١٣٢٠، تحرک آنان دوباره آغاز شد. در ١٣٢٣ ش ، مصطفی علی قوام ، برادرزادة قوام ، به سرپرستی ایل خمسه منصوب شد (بک ، ص ١٥٨). در ١٣٢٥ ش ، شورشیان قشقایی ، محمد ضرغامی ، رئیس ایل را، به دلیل خودداری از همراهی با نهضت جنوب دستگیر کردند و برادر دیگر او خواه ناخواه حاضر به همراهی شد و تفنگچیان باصری بر ضد ارتش وارد عمل شدند (نورزاده بوشهری ، ص ٧، ٨، ٢٣). در ١٣٢٧ ش ، دهات ایلات خمسه ، از جمله ایل باصری ، زیر نظر قوای انتظامی قرار گرفت . سرپرست ایل از طرف دولت منصوب شد و او در مقابل فرمانده لشکر فارس مسئول بود. بعداً یکی از افسران ارتش به جای او نشست . سرانجام ، یکی از خانها عهده دار این مقام شد و مقدار محدودی اسلحه و مهمات در اختیار وی گذاشتند تا بتواند نظم را در منطقه برقرار کند (لمتون ، ص ٥٠٣). پس از سقوط دولت دکتر مصدّق در ١٣٣٢، محمدخان ضرغامی ، رئیس ایل باصری ، چند بار به زندان افتاد و آزاد شد و به همکاری با نظامیان تن درداد. پس از اصلاحات ارضی ١٣٤١، تیره های مختلف باصری رفته رفته آبادی نشین شدند، چنانکه امروز ساکنان آبادیهای دهستان خنگشت از باصریها هستند. پس از انقلاب اسلامی ایران ، محمدخان ضرغامی در درگیری با قوای انتظامی کشته شد. پس از ١٣٦٥، شورای عشایر استان و شورای عشایر شهرستان در همة سازمانهای ایل سهم اساسی پیدا کرد و در رأس هرم قدرت قرار گرفت (سازمان امور عشایر ایران ، ص ٤٨ـ٥٠). در سطوح پایینتر، ادارة بنکوها همچنان با ریش سفیدان است که در جامعة عشایری موجّه و محترم اند.
منابع :
(١) آرتور سسیل ادواردز، قالی ایران ، ترجمة مهین دخت صبا، تهران ( بی تا. ) ؛
(٢) سکندر امان اللهی بهاروند، کوچ نشینی در ایران ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٣) ایران . وزارت دفاع . اداره جغرافیایی ارتش ، فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٩٣: اقلید ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٤) سیروس پرهام ، دستبافتهای عشایری و روستایی فارس ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران
(٥) (آبادیها) ، ج ٧، استان هفتم (فارس ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٦) سازمان امور عشایر ایران ، عشایر و دولت جمهوری اسلامی ایران ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) فلوریدا سفیری ، پلیس جنوب ایران : اس . پی . آر. ، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی )، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٨) محمدمهدی شریف کاشانی ، واقعات اتّفاقیه در روزگار ، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(١٠) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(١١) ان کاترین سواین فورد لمتون ، مالک و زارع در ایران ، ترجمة منوچهر امیری ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٢) جیمز فردریک مابرلی ، عملیات در ایران ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده : ١٣٦٦ ، نتایج تفصیلی ایل خمسه ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٤) اسمعیل نورزاده بوشهری ، اسرار نهضت جنوب : سیاسی و تاریخی ، تهران ١٣٢٧ ش ؛
(١٥) وقایع اتّفاقیه ، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٦) Lois Beck, The Qashqa ف i of Iran , New Haven ١٩٨٦.
/ خسرو خسروی /