دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٠٠
بَهْمَئی ، از ایلات لُرِ کهگیلویه . تا نیمة دوم قرن سیزدهم یکی از بزرگترین و نیرومندترین ایلات منطقة بهبهان بود. به گفتة هنری لایارد (ص ٢٣) که در ١٢٥٦/١٨٤٠ با این ایل دیدار کرده است ، بهمئیها حدود سه هزار خانوار بودند و نیرویی متشکل از «حدود دوهزار تفنگچی زبردست با تفنگهای فتیله ای و گروه کوچکی سوارکارِ کارآمد» داشتند. به گفتة دوبُد (ج ١، ص ٢٨٠) که مقارن با زمان اقامت لایارد در کهگیلویه بود، ایل بهمئی فقط حدود دوهزار خانوار داشته است . اما هردو سیّاح تحت تأثیر روح سرکش و جلادت آنان در تاخت وتاز قرار گرفته اند (برای نمونه رجوع کنید به لایارد، همانجا). دوبد (همانجا) بهمئی را «سبعترین و گردنکش ترین ایل در میان کوه نشینان فارس » وصف کرده است .
آخرین خان مهم بهمئی خلیل خان بود که از قلعه اش موسوم به قلعة اعلی ' (که گاه قلعة علاءخوانده می شد)، در ٥٣ کیلومتری شمال غربی بهبهان ، ایل را اداره می کرد. جعفرخان پسر ارشد خلیل خان در زمان حیات پدرش دو قلعه ساخت ؛ یکی قلعة اعلی '، دیگری دیشموک واقع در بیست کیلومتری شرق قلعة اعلی '. از آن پس ، ایل بهمئی به دو دسته تقسیم شد: دستة گرمسیری و سردسیری که مرکز آنها به ترتیب در قلعة اعلی ' و دیشموک بود (ضرّابی ، ص ٢٩١).
پس از مرگ خلیل خان در اوایل قرن چهاردهم ، میان پسران وی و پسران برادرش محمدحسین خان بر سر جانشینی نزاع درگرفت . محمدعلی خان پسر محمدحسین خان در جریان این نزاع جعفرخان راکشت و خود را کلانتر جدید ایل اعلام کرد. اما چهل روز بعد، محمدعلی خان به دست پسر جعفرخان کشته شد. این دوقتل و خونخواهی متعاقب آنها به تقسیم ایل بهمئی به دو طایفة جداگانة بهمئیِ مُحْمَدِی و بهمئی احمدی انجامید (همان ، ص ٢٩١ـ٢٩٣). با این وصف ، بهمئیها به تاخت و تازشان ادامه دادند و شهرت خود را در جنگجویی حفظ کردند، چنانکه میرزاحسن فسائی (ج ٢، ص ١٤٩٠) در حدود ١٣١١ می نویسد: ده تفنگچی آنها به صد تفنگچی بختیاری می ارزد.
میرزا حسن فسائی (همانجا)، دمورنی (ص ١١٧ـ ١١٨) و مسعود کیهان (ج ٢، ص ٨٩)، شمار بهمئیها را سه هزار خانوار برآورد کرده اند. در حال حاضر بهمئیها در ناحیة وسیعی در شمال غربی بهبهان شامل سه دهستان مجاور به نامهای بهمئی سرحدی ، بهمئی سردسیری و بهمئی گرمسیری پراکنده اند (رزم آرا، ج ٦، ص ٦٤ـ٦٥) و چون با ساکنان محلی کاملاً آمیخته شده اند برآورد دقیقی از جمعیت آنها ممکن نیست ( با این حال نتایج به دست آمده از سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچیدة کشور در تیر ١٣٦٦ نشان می دهد که ایل بهمئی دارای ٠٤١ ، ٣ خانوار و ٢٨٦ ، ٢٠ جمعیت بوده که به ترتیب ٧ر١% از خانوارها و ٨ر١% از جمعیت عشایر کل کشور را دربر داشته است (مرکز آمار ایران ، ص ١) ) .
منابع :
(١) نادر افشار نادری ، مونوگرافی ایل بهمئی ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢) محمود باور، کوه گیلویه و ایلات آن ، گچساران ١٣٢٤ ش ، ص ١٢٠ـ ١٢٩؛
(٣) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٦: استان ششم ( خوزستان و لرستان )، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٤) منوچهر ضرّابی ، «طوایف کهکیلویه »، فرهنگ ایران زمین ، ج ٩ (١٣٤٠ ش )؛
(٥) ( حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ) ؛
(٦) مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٦٦، فرهنگ عشایری ایل بهمئی ، تهران ، ١٣٦٩ش ؛
(٧) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٨) C. A. De Bode, Travels in Luristan and Arabistan , London ١٨٤٥;
(٩) G. Demorgny, "Les rإformes administratives en Perse: les tribus du Fars", pt. ١, RMM , ٢٢ (March ١٩١٣);
(١٠) Henry Layard, "A description of the Province of Khuzistan", JRGS , ١٦ (١٨٤٦).
/ پ . اوبرلینگ ( ایرانیکا ) /